نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
خاطرات سپید  , WhiteMemories

خاطرات سپید

خاطرات سپید  , WhiteMemories

خاطرات سپید

2,192نــــفــــــر
عضو شده اند
2,192نفر عضو شده اند
+خانوم دکتر من واسه اینکه بتونم ببینمتون سه روز توی نوبت بودم،سعی میکنم خلاصه بگم حرفامو که زیاد وقت نگیرم -گوش میکنم +راستش همه چیزبرمیگرده به سیزده سال پیش،وقتی عاشق بوی دخترونه ی مقنعه ی مدرسش بودم! من علوم انسانی میخوندم ودیوونه ی نویسندگی و وکیل شدن ،اونم علوم انسانی میخونداما دوست داشت بدون...+خانوم دکتر من واسه اینکه بتونم ببینمتون سه روز توی نوبت بودم،سعی میکنم خلاصه بگم حرفامو که زیاد وقت نگیرم -گوش میکنم +راستش همه چیزبرمیگرده به سیزده سال پیش،وقتی عاشق بوی دخترونه ی مقنعه ی مدرسش بودم! من علوم انسانی میخوندم ودیوونه ی نویسندگی و وکیل شدن ،اونم علوم انسانی میخونداما دوست داشت بدونه تو سر آدما چی میگذره!بخاطر همین روانشناسی رو دوست داشت سال آخر دبیرستان بهترین روزای زندگیمون بود، هنوز زنگشون نخورده جلو در مدرسه منتظرش بودم. اون هیچ وقت نفهمید که من واسه ... بماند حالمون خوب بود که خوردیم به کنکور.. من از کنکور متنفرم خانوم دکتر،از تغییر مسیرای یهویی متنفرم.. من قبول نشدم اما اون قبول شد و رشته ی مورد علاقشو به دوری مون ترجیح داد ورفت.. منم باید میرفتم سربازی،این دوری منو عاشق تر میکرد و اونو دلسردتر... حق داشت خب،اختلاف مدرک تحصیلی رو میگم،آخه من وقتی ازسربازی برگشتم مجبور بودم برم سرکار لا به لای سختیای زندگی داشتم دست و پامیزدم که برگشت بهم گفت من وتو راهمون خیلی وقته سواشده،بهتره دچار سوتفاهم نباشیم! به همین راحتی گفت سوتفاهم ورفت پی تفاهمی که توی همه چی دنبالش میگشت الا دلِ من که براش لرزمیگرفت بعد ازسیزده سال هفته ی پیش جلوی محل کارم یه نفرزده بودبه ماشینمو کارت ویزیتشو گذاشته بودورفته بود. اسمشوکه روی کارت دیدم اول باورم نشد امابعد ازکلی پیگیری فهمیدم خودشه. ماشینم قراضه ترازاین حرفاس که برم پی خسارت امابه عنوان مریض وقت گرفتم، مریضش بودم خب! انقدرتوی کارش بزرگ شده که واسه دیدنش سه روزتوی نوبت بودم انقدرفکرش پرته که بعد ازاین همه حرف زدن هنوز داره نگام میکنه و نفهمیده من همون سوتفاهمی ام که بزرگترین تفاهم زندگیمو ازم گرفت... اینا همه حرفای من بود خانوم دکتر،امانیازی به نسخه نیست، شماسیزده سال پیش نسخه ی منو پیچیدی..:) -یه ماه پیش وقتی توی بلیط فروشی سینما دیدمت همه ی اون روزامون از جلو چشمم ردشد، اون تصادف ساختگی رم ترتیب دادم که ببینمت... که شاید بتونیم دوباره دچار اون سوتفاهم بشیم! میخوام فردا ظهرجلوی مدرسه ی دوران دبیرستانمون ببینمت! +فردا قول دادم زن و بچم روببرم سینما بعدش بریم فلافلی، همون فلافلیه نزدیک مدرستون... راستش من هنوز دیوونه ی نویسندگی ... سیزده ساله دارم زندگی رو بازی میکنم،یه بازی بی نقص..:)مشاهده کامل مشخصات
28 بهمن 1393
عشق و ازدواج
ادمین لازم .بهم پیام بدید ...

اعضاء

  • امید نیک فرجام , omid4009
  • محسن گلستانی , mohsen_golestani
  • سارا سالاریی , sarasalariii
  • یار محمد احمدی , yarmohamad
  • 2192 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

140 تصویر ...

morebox img
وبلاگ میهن بلاگ
خاطرات سپید  , WhiteMemories
خانوم های گرامی رسانه خاطرات سپید با تاخیر یه تبریک برای روز دختر بهتون بدهکارم اونقدر درگیر بودم نرسیدم بیام و بگم ولی حالا میگم بهترین ها رو براتون آرزومندم

#خاطرات سپید
#پوریا
ادامه
99
خاطرات سپید  , WhiteMemories
‏من اشتباهات زندگیم رو دوست دارم.
اونا واقعی ترین انتخابای من بودن.

#خاطرات سپید
ادامه
خاطرات سپید  , WhiteMemories
جز قرمه سبزی چیزی نمیخوام :)

#خاطرات سپید
ادامه
خاطرات سپید  , WhiteMemories
داشتم اینو گوش میدادم خوشم اومد براتون ترجمه هم کردم ( یه آهنگ رمانتیک) اسپانیایی و پرتغالیه امیدوارم خوشتون بیاد . من که آروم شدم با شنیدنش
........................................................................................................
my better half
نیمه بهتر من
You're a piece fallen from heaven
تو تیکه ای از بهشت افتاده
You're a miracle, only you can give me
تو یه معجزه ای ، فقط تو میتونی بهم بدی
A part of your world
بخشی از جهانی تو
Seven days out of seven
هفت روز خارج از هفت

White dress, sangria in your glass
لباس سفید ، سانگریا در شیشه (نوعی نوشیدنی)
Your sweet mouth is once again my temptation
دهان خودتو رو شیرین کن و یه بار دیگه منو وسوسه کن +18

Diamond eyes
چشمای الماسی
You guide me in the night
تو به من یاد میدی امشب

Take me into your famished arms
منو به آغوش گرسنه ات (منظور نیازمند) ببر
Stickme to your heart
بچسبون به قلبت
Happiness in seconds
شادی درلحظه
Stop time,don't leave again
زمان ایستاده دوباره نرو

When clouds gather in the sky of life, hooo
هنگامی که ابرها جمع بشن داخل این ابر از زندکی ...
I leave myself in your care
من میرم مراقبت کنم از تو داخلش
My better half
نیمه بهتر من
And in cold nights with a full moon, heyyy
و در شب های سرد با یک ماه کامل ... هی

You dress me in love
تو لباس منی داخل عشق
My better half
نیمه بهتر من
We left the empty city behind us
ما شهر خالی رو پشت سرمون ترک کردیم
We locked ourselves into the bedroom in our world
قفلش کردیم خودمون به اتاق خواب در دنیامون

Silhouettes at the window in a nocturnal dance
سایه ها در پنجره میرقصن تو شب
You're my blue night
تو شب آبی منی
You're the best that I've got
تو بهترین هستی که من دارم

.repeat (تکرار)

Take me into your famished arms
Stickme to your heart
Happiness in seconds
Stop time, don't leave again

.repeat (تکرار)

When clouds gather in the sky of life, hooo
I leave myself in your care
My better half
And in cold nights with a full moon, heyyy
You dress me in love
My better half

My heart flies to you
قلب من پرواز ( flies مگس معنی چسبنده هم میده ) میکنه سمت تو
When you're not here I burn like a cigarette
وقتی اینجا نیستی مثل سیگار میسوزم
It'd be better if you put me out with a kiss...
بهتره منو با یه بوسه بندازی بیرون..

.repeat ( تکرار)

When clouds gather in the sky of life, hooo
I leave myself in your care
My better half
And in cold nights with a full moon, heyyy
You dress me in love
My better half
ادامه
خاطرات سپید  , WhiteMemories
رمان (من) سال پیش نوشتم چند بار بازنویسی کردم اما تصمیم برای انتشار نگرفتم بهمراه چند فصل دیگه بجاش پاورقی ها رو شروع کردم به نوشتن که همین نوشته های کوتاه بی معنیه اما یه روز که دور نیست تبدیل میشه به رمان من ...

#خاطرات سپید
#من
ادامه