نرم افزار اندروید کلوب
پوریا   , pooria1978

پوریا

 درد یعنی بزنی دست به انکارِ خودت...
پوریا   , pooria1978

پوریا

مطالب
پوریا   , pooria1978
در زمینِ بی زمانی ناکجا آبادی ام
شهروند روستای هرچه بادابادی ام

سوی بی سویی دوخلسه مانده تا ژرفای خواب
پشت خلوت هاست آری پرسه ی اجدادی ام

گندمی تو کشتزاران از تو سرشار طلاست
جز به بوی تو نگردد آسیاب بادی ام

حس نزدیکی آهو بوده ام با خون دشت
در میان حلقه ی آب و علف بنهادی ام

چشمهای مهربانی از نظر دورم نداشت
ای بغل آیینه تن آغوش ها بگشادی ام

چیست در رویای بادآوازِ شب هنگامِ عشق
آبشار زلف تو بر شانه ی شمشادی ام

سنگ بودم مُردگی می رفت تا خاکم کند
با دمِ گُلسنگی ات دنیای دیگر دادی ام

از پری زادانِ شعرآغاز روزِ خلقتی
با خیالت دیوبندِ قلعه ی آزادی ام

گوش دار اینک زمان از من نمکگیر صداست
در صدف های تهی از شورِ دریا زادی ام

بیستون مضمون شیرینی ندارد شوخ من
موشکافِ حیرت آمد تیشه ی فرهادی ام

تاب خوار جمعه ی جنجالی ام چون کوچه باغ
روح تعطیلی است در رفتار کودکشادی ام

پیش آتش بازی چشمت، زمستان قصه ای ست
از تو می گویند پیرانِ شبِ آبادی ام ...

شیون فومنی

@InGooneShokaran
ادامه
99
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
5 ساعت پیش
ادامه
علی امینی , goole_sourkh
5 ساعت پیش
یاد و خاطرش شاد
ادامه
پوریا   , pooria1978
...
دلم یک شعر می خواهد
که تنها مالِ من باشد
بدانم یک نفر خودکار در دستش
مدام اسمِ مرا تکرار خواهد کرد
و بر کاغذ به نجوا شکلِ من را در میانِ واژه ها خواهد کشید و
باز
از شرمِ شیرینش حروفِ نامِ من را در میان استعاره
قافیه
ایما
چنان رازی مگو
مستور خواهد کرد.

شبیهِ من که جز تو هیچ ننوشتم؛
دلم یک شاعرِ عاشق
دلم یک شعر می خواهد
که تنها مالِ من باشد.

پوریا اشتری
+ بخشی از شعر

http://t.me/InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
7 ساعت پیش
لطف دارید رها جان
ادامه
رَها  , yaaallldaaa
7 ساعت پیش
عالی بود جناب اشتری
ادامه
پوریا   , pooria1978
8 ساعت پیش
ادامه
پوریا   , pooria1978
غروب بود
تماشا می‌کردی از پنجره‌ات
ظلماتی را که خیابان را می‌پوشاند
کسی از جلوی خانه‌ات می‌گذشت
شبیه من بود
قلبت تند می‌زد
آن‌که می‌گذشت اما
من نبودم

شب بود
خوابیده بودی در تختت
بیدار می‌شدی به ناگاه در جهانی خاموش
چیزی در خواب چشم‌هایت را می‌گشود
و ظلمات آن‌جا بود
در اتاقت
آن‌که تو را می‌دید
اما من نبودم

در آن اوقات هیچ جا اثری از من نبود
و تو بی دلیل می‌گریستی
حالا دست‌کم به من فکر می‌کنی
و عاشقانه زندگی می‌کنی
آن‌که این را می‌دانست من نبودم

کتاب می‌خواندی
کتابی گشوده و باز
مردمان آن عاشق می‌شدند و می‌مردند
جوانی در قصه کشته شد
ترسیدی
و با همه‌ی توانت گریستی
آن‌که مرده بود اما
من نبودم

ازدمیر آصف
برگردان : محسن عمادی
عکس : پوریا اشتری "غروب تبریز"

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
8 ساعت پیش
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
9 ساعت پیش
لایک⚘
ادامه
پوریا   , pooria1978
من که خود میمیرم از هجران تو
بر هلاک من !
چه می‌جویی .....
شتاب؟



اوحدی مراغه ای

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
ونــــــــوس  , venos44
7 ساعت پیش
بیشتر مواقع بله
ادامه
پوریا   , pooria1978
8 ساعت پیش
غم جوهره ی شعره انگار...
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
9 ساعت پیش
زیبا و غم انگیز
ادامه
پوریا   , pooria1978
می‌ترسیدم عاشقت شده باشم
مثل زمین
که می‌ترسید زیرِ برکۀ کوچکی غرق شود
و آسمان
که می‌دانست یک شب، پرنده‌ای
تمام بادهایش را به مسیرِ دیگری می‌بَرد
می‌ترسیدم
و عشق در تمامِ خواب‌هایم می‌غلتید

لیلا کردبچه

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
دوشنبه 20 آبان ، 12:32
ادامه
رَها  , yaaallldaaa
دوشنبه 20 آبان ، 12:28
ادامه
پوریا   , pooria1978
دوشنبه 20 آبان ، 09:44
خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
دیوانه کجا خسبد؟ دیوانه چه شب داند؟


مولوی
ادامه
پوریا   , pooria1978
#شعر_خوب

به باز آمدنت چنان دلخوشم

که طفلی به صبح عید

پرستویی به ظهر بهار

و من به دیدن تو

چنان در آینه ات مشغولم

که جهان از کنارم می گذرد 

بی آنکه سر برگردانم 

 

در فصلهای خونین هم 

می توان عاشق بود

به قمریان عاشق حسد می ورزم

که دانه بر می چینند 

و به ستاره و باران که بر نیمرخ مهتابی ات بوسه میزنند

و به گلی که با اشاره ی تو می شکفد

در فصل های خونین هم 

می توان عاشق بود.

 

مگر از راه در رسی 

مگر از شکوفه سر بر زنی

مگر از آفتاب درآیی

وگرنه روزتابوتی ست بر شانه های ابر

که مارا به افق های ناپیدا می سپارد

و عشق آهوی محتضری ست

که سر بر شانه های باران می گذارد.

 

بیا !

با اندامی از آَتش بیا! 

و جلوه ای از آذرخش

هیهات

من کجا باز بینمت ای ستاره ی روشن! 

که بی تو 

تا شبگیر پیر میشوم

 

چندان که بازآیی 

ستاره ها همه عاشق می شوند

و جوانی در باران از راه میرسد...

 

علی باباچاهی

20 آبان زادروز شاعر؛ خجسته و عمرشان دراز باد.
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
6 ساعت پیش
سپاس
ادامه
غزل بانو , azad97
6 ساعت پیش
چون طفل سرتقی که کشدمادرش به خاک
دل خواسته توراوبرایم نمی خرند
ادامه
پوریا   , pooria1978
دوشنبه 20 آبان ، 00:16
ادامه
پوریا   , pooria1978
می خواستم
بهار به خانه ات بیاورم
و دیگر قانع نباشی
به گل های چسبیده به فرش
می خواستم
بهار به پیرهنت بیاورم
و از آنجا سفر کنم
به سرزمین های کشف نشده

اما هر دری باز کردم
پاییز در بادهایش از راه رسید
روی هر پنجره ای دست گذاشتم
زمستان
آخرین تصویر در حافظه اش بود

امروز من و بهار
در کوچه ها می گردیم
و سراغت را
از خرگوش های مرده در برف
می گیریم.

بهزاد عبدی

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
دوشنبه 20 آبان ، 20:45
ادامه
غزاله  , ggaazzaallee
دوشنبه 20 آبان ، 20:44
لایک
ادامه
پوریا   , pooria1978
یکشنبه 19 آبان ، 16:19
ادامه
پوریا   , pooria1978
ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا
من کی‌ام کز چون تویی بویی رسد جان مرا

جان و دل پر درد دارم هم تو در من می‌نگر
چون تو پیدا کرده‌ای این راز پنهان مرا

چون تو می‌دانی که درمان من سرگشته چیست
دردم از حد شد چه می‌سازی تو درمان مرا

عطار نیشابوری

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
یکشنبه 19 آبان ، 16:19
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
یکشنبه 19 آبان ، 16:15
لایک
ادامه
پوریا   , pooria1978
من از تمام زمین
جز نگاه خاموشی ندیده ام
که بر کرانه ی ویرانیش
به حسرتی تنها بر عمر خویش می‌نگرد
و در تموج درد به باد می رود
تو از کدام زمان آمدی
که چشم هایت در این کرانه
بیگانه ست؟

چنان
تمام خلوت بی نام و ناشناس جهان
چنان به وحشت تنهایی ام
آشنایم نساخت
که ازدحام دم افزون سرزمینم
کنار این همه ویران بی زبان
کنار این همه آینه
دل شبانه ی هر جغد نیز می ترکد
تمام خاک چنین است؟
مرا به روشنی آسمان مخوان
که در نگاه من و خاک الفتی ست
شبی که ماه بر اندام آسمان رویید
نگاه خاک چنین دردناک نبود
مرا به همدمی آسمان مخوان

وگر که آدمی آرامم نکرد
به ریشه های گیاهان می پیوندم،
و چشم هایم را
دوباره از دل جنگل می گسترم...

محمد مختاری

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
یکشنبه 19 آبان ، 07:15
ادامه
پونه  , yasiana
یکشنبه 19 آبان ، 06:56
عااااالی
ادامه
پوریا   , pooria1978
شنبه 18 آبان ، 23:43
ادامه
پوریا   , pooria1978
نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام
نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارى ام

تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته که به هم نمى گذارى ام

تو خسته اى و خسته تر منم که هرز مى روم
تو از همه فرارى و من از خودم فرارى ام

زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى
مرا به بند مى کشد به جرم راز دارى ام

شناختند مردمان من و تو را به این نشان
تو را به صبر کردنت مرا به بى قرارى ام

چقدر غصه مى خورم که هستى و ندارمت
مدام طعنه میزند به بودنم ، ندارى ام

تقی سیدی

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
شنبه 18 آبان ، 23:05
نوش
ادامه
سعید محسنی , saeidmoh
شنبه 18 آبان ، 22:59
آخییش...چه خوب بود
ادامه
پوریا   , pooria1978
نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى ام
نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارى ام

تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته که به هم نمى گذارى ام

تو خسته اى و خسته تر منم که هرز مى روم
تو از همه فرارى و من از خودم فرارى ام

زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى
مرا به بند مى کشد به جرم راز دارى ام

شناختند مردمان من و تو را به این نشان
تو را به صبر کردنت مرا به بى قرارى ام

چقدر غصه مى خورم که هستى و ندارمت
مدام طعنه میزند به بودنم ، ندارى ام

تقی سیدی

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
شنبه 18 آبان ، 23:05
نوش
ادامه
سعید محسنی , saeidmoh
شنبه 18 آبان ، 22:59
آخییش...چه خوب بود
ادامه
پوریا   , pooria1978
سپاسگزارم از تمام دوستان خوبم که از دیشب پیگیر و جویای احوال بودن. امیدوارم بتونم لایق این همه محبت و رفاقت باشم :)
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
شنبه 18 آبان ، 22:13
برای همه. آمین.
ادامه
پونه  , yasiana
شنبه 18 آبان ، 21:09
انشالله بلا دوره..
ادامه
پوریا   , pooria1978
...
و حالا
تنها یکی صدا
تلفظ این پنج حرفِ سرد
از پسِ امواجِ بی ارتباط؛
تنها صدای تو؛
قضاگردانِ این سرنوشتِ تکراری ست.

این نبض
به صدای تو فقط
دلشوره می گیرد
تند می زند
تا زودتر برسد به زندگی

مرا به نامِ کوچکم بخوان.

پوریا اشتری

+ پاره ای از یک شعر از کتاب "تمامِ عمر به انکارِ تو مشغولم"

http://t.me/InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
جمعه 17 آبان ، 23:08
ادامه
فرهاد واحدی , farhad710
جمعه 17 آبان ، 23:05
عبادت خوبیه
ادامه
پوریا   , pooria1978
جمعه 17 آبان ، 22:57
ادامه
پوریا   , pooria1978
می‌توان رشته‌ی آن چنگ گُسست
می‌توان کاسه‌ی این تار شکست
می‌توان فرمان داد:
های!
ای طبل گران
زین پس خاموش بمان!
به چکاوک اما
نتوان گفت: مخوان!

فریدون مشیری

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
جمعه 17 آبان ، 17:37
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
جمعه 17 آبان ، 17:31
لایک
ادامه
پوریا   , pooria1978
میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یک حرف ساده بود
از قول من
به باران بی‌امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی‌افتد...

علی صالحی

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
جمعه 17 آبان ، 07:20
ممنونم پونه جان
ادامه
پونه  , yasiana
جمعه 17 آبان ، 07:03
این خیلی خوبه..
ادامه
پوریا   , pooria1978
گفتی:
گُل در میان دستت می‌پژمرد
گفتم که:
ـ خواب،
در چشم‌هایمان به شهادت رسیده است
گفتی که:
خوب‌ترینی؛

آری، خو‌بم!
آرامگاه حافظ‌م
شعر ترم...
تاج سه‌ترک عرفانم
درویشم،
خاکم!!
آینه‌دار رابطه‌ام، بنشین.
بنشین، کنار حادثه بنشین.
یاد مرا به حافظه بسپار!

با من بیا که خوب‌ترینم
با من که آبروی عشقم
با من که شعرم...، شعرم...، شعرم!
وای...
در من وضو بگیر
سجاده‌ام، بایست کنارم
رو کُن به من که قبله‌ی عشاق‌ام
وآنگه نماز را،
با بوسه‌ای بلند، قامت ببند!

نصرت رحمانی

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
ونــــــــوس  , venos44
پنجشنبه 16 آبان ، 23:42
لایک
ادامه
پوریا   , pooria1978
افسوس که شاعران نیز
می‌میرند
چون سائلان
و خواهش خویش را
هنوز نگفته‌اند
به صدای بلند
و دست خود را در نیمه راه
سؤال
باز پس کشیده‌اند.‌‌‌‌‌

بیژن جلالی

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
پنجشنبه 16 آبان ، 19:40
ادامه
پونه  , yasiana
پنجشنبه 16 آبان ، 19:33
افسوس
ادامه
پوریا   , pooria1978
تو ساعتی، تو چراغی، تو بستری، تو سکوتی
چگونه می‌توانم
که غایب‌ات بدانم
مگر که خفته باشی در اندوه‌هایت،

تو واژه‌ای، تو کلامی، تو بوسه‌ای، تو
سلامی
چگونه می‌توانم که غایب‌ات بدانم
مگر که مرده باشی در نامه‌هایت،

تو یادگاری، تو وسوسه‌ای، تو گفت‌و‌گوی درونی
چگونه می‌توانی که غایب‌ام بدانی
مگر که مرده باشم من در حافظه‌ات...

بهانه‌ها را مرور کردم
گذشته را به آفتاب سپردم
به عشقِ مُرده
رضایت دادم
یعنی
همین که تو در دوردست زنده‌ای
به سرنوشت، رضایت دادم

محمدعلی سپانلو
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
پنجشنبه 16 آبان ، 22:18
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
پنجشنبه 16 آبان ، 20:19
بسیار زیبا⚘
ادامه
پوریا   , pooria1978
پنجشنبه 16 آبان ، 20:07
ادامه
پوریا   , pooria1978
یک تار از موهایم را بردار
با خودت ببر
به هر شهر که می رسی
دری باز می شود به رویت
با هر کس حرف می زنی
روسریم تاب می خورد
هر زنی که عاشقت بشود
گونه های من گل می اندازد
و منتشر می شوم
توی تمام ایستگاه های جهان

ناهید عرجونی

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
پنجشنبه 16 آبان ، 20:07
نوش
ادامه
پونه  , yasiana
پنجشنبه 16 آبان ، 19:41
چه قشنگ..به به.
ادامه
پوریا   , pooria1978
دستت را تکان می‌دهی،
مثلِ همیشه.
می‌خواهی ببینی ساعت چند است
ولی ساعتی به دستت نبسته‌ای.
ساعتت را برده‌اند،
مثلِ خیلی چیزهای دیگر.

دستت را تکان می‌دهی
با این‌ که ساعتی به دست نداری،
با این‌ که قراری با کسی نداری،
با این‌ که کاری برای انجام دادن نداری.

ساعت‌های تو را دزدیده‌اند،
زمانَت را دزدیده‌اند،
و تاریکی و ترس را برایت گذاشته‌اند.

می‌ترسی
سرِ وقت نرسی،
به قلبت،
به آرزویت،
به کارت،
به مرگَت.

می‌ترسی نرسی.
می‌ترسی زمان از دست برود.

-یانیس ریتسوس-

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
پنجشنبه 16 آبان ، 20:09
...
ادامه
دیبا  , diba.dokht
پنجشنبه 16 آبان ، 19:59
من می ترسم
از احتمال ندیدن تو می ترسم...

" سیدعلی صالحی "
ادامه
پوریا   , pooria1978
و در این ساعت خاموشی،
ماه، موجود غریبی ست که شخصیت بی نامی دارد...
ماه در خواب مرا می بیند:
پنج انگشت بپیچیده به پنچ انگشت
و دو بازو که گرفته ست دو زانو را تنگ:
بغلی از تنهایی...

#رضا_براهنی
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
پنجشنبه 16 آبان ، 20:08
ممنونم پونه عزیز بابت حضورتون
ادامه
پونه  , yasiana
پنجشنبه 16 آبان ، 19:43
عااااالی
بابت انتخاب هوشمندانه عکسها هم از شما ممنونیم.
ادامه
پوریا   , pooria1978
چهارشنبه 15 آبان ، 23:25
ادامه
پوریا   , pooria1978
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی
چراغ خلوت این عاشق کهن باشی

به سان سبزه پریشان سرگذشت شبم
نیامدی تو که مهتاب این چمن باشی

تو یار خواجه نگشتی به صد هنر هیهات
که بر مراد دل بی قرار من باشی

تو را به آینه داران چه التفات بود
چنین که شیفته حسن خویشتن باشی

دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق
و گرنه از تو نیاید که دلشکن باشی

وصال آن لب شیرین به خسروان دادند
تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی

زچاه غصه رهایی نباشدت هرچند
به حسن یوسف و تدبیر تهمتن باشی

خموش سایه که فریاد بلبل از خامی است
چو شمع سوخته آن به که بی سخن باشی

هوشنگ ابتهاج
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
چهارشنبه 15 آبان ، 13:54
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
چهارشنبه 15 آبان ، 13:48
لایک⚘
ادامه
پوریا   , pooria1978
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی
چراغ خلوت این عاشق کهن باشی

به سان سبزه پریشان سرگذشت شبم
نیامدی تو که مهتاب این چمن باشی

تو یار خواجه نگشتی به صد هنر هیهات
که بر مراد دل بی قرار من باشی

تو را به آینه داران چه التفات بود
چنین که شیفته حسن خویشتن باشی

دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق
و گرنه از تو نیاید که دلشکن باشی

وصال آن لب شیرین به خسروان دادند
تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی

زچاه غصه رهایی نباشدت هرچند
به حسن یوسف و تدبیر تهمتن باشی

خموش سایه که فریاد بلبل از خامی است
چو شمع سوخته آن به که بی سخن باشی

هوشنگ ابتهاج
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
چهارشنبه 15 آبان ، 13:54
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
چهارشنبه 15 آبان ، 13:48
لایک⚘
ادامه
پوریا   , pooria1978
بوی انار را بدون انار
و سرخی انار را بدون انار
باور کن.

حضور صدا را بی‌آن‌که صدایی شنیده شود
با دست‌های بسته دور درخت انار
باور کن.
هنگام که می‌ریزد خون از انار و درخت انار
و انار باز می‌شود
خون‌آلود
بر پیرهنی
بدون حضور انار.

بیژن نجدی

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
سه شنبه 14 آبان ، 23:17
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
سه شنبه 14 آبان ، 23:01
لایک
ادامه
پوریا   , pooria1978
#شعر_خوب

مشتم را باز کرده ام
فالم را ببین!

آیا درون مشتم
زنی هست که نرفته باشد؟
آیا مشتم
گره کور است
که دست های تو بازشان کرده اند؟

منم یا تو؟
نشانم بده کدامیک
در آینده، تنهاتریم؟

چقدر
برای بوسه، آغوشمان را
چقدر
برای رسیدن، خانه مان را
گم کردیم

ما عجله داشتیم
اما نمی دانستیم
خانه به جایی دیگر رفته است
و بوسه
تلاقی دو حرف از دهن افتاده است

روزی، عشق
به جایی می رسد
که باید مشتت را باز کنی
آن روز
عشق، تنها یک افسونگر است
دروغی است که
دهانش را بسته نگه داشته است

 

ادریس بختیاری

@InGooneShokaran
ادامه
پوریا   , pooria1978
...
آن روز هم که دست‌هایم را
رو به مقصد نامعلومی تکان دادم
کلمه‌ای نبود
تا بدانم نامِ وضعیّتِ روحی‌ام چیست
با این‌حال می‌دانستم خداحافظی کلمه‌ای‌ست
که نسبتِ مرموزی با دست دارد

به خانه برگشتم
دست‌هایم را شستم
حالم امّا بهتر نشد.

لیلا کردبچه

ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
سه شنبه 14 آبان ، 12:51
ادامه
دیبا  , diba.dokht
سه شنبه 14 آبان ، 10:14
اتفاق ساده می‌افتد
مثلِ شکستنِ گلدان
مثلِ گفتنِ خداحافظی
مثلِ رفتن و تا همیشه برنگشتن...

" پویا جمشیدی "
ادامه
پوریا   , pooria1978
سه شنبه 14 آبان ، 08:47
ادامه
پوریا   , pooria1978
شاملو، زمانی بسیار پیش از پایانِ سفر، خود با من گفته بود: “زادنِ ما یک تصادف است و مردن ما یک حتمیت”؛ اما او با من نگفته بود که بودنِ آدمی- بودن و زیستن آدمی، از آن دست که او بود- می تواند یک معجزه به شمار آید. نه، او
نگفت لیک ما دیدیم؛ دیدم در او
توانِ جلیل به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غمناک تحمل تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهاییِ عریان را
و اکنون چه عریان در می یابم معنای ثقیل آنچه را گفت بامدادِ خسته…
تنهایی و دشواریِ وظیفه!”

نون و آن دیگران
محمود دولت‌آبادی
ادامه
کامنت بنویسید...
فرهاد واحدی , farhad710
سه شنبه 14 آبان ، 09:56
ادامه
پوریا   , pooria1978
سه شنبه 14 آبان ، 09:52
لایق بیشتر از ایناست
ادامه
فرهاد واحدی , farhad710
سه شنبه 14 آبان ، 09:41
لقب خوبی برایش اهدا نمودی پوریا جان
ادامه
پوریا   , pooria1978
در روزی بزرگ به تو می‌رسم
به شانه‌ی تو دست می‌زنم
که به پس بنگری
و ببینی که نمی‌خندم

بیژن الهی

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
سه شنبه 14 آبان ، 14:39
...
ادامه
فرهاد واحدی , farhad710
سه شنبه 14 آبان ، 09:42
ادامه
پوریا   , pooria1978
حالا کجاست لب هایی که تنها وقتی آرام می گیرد
که بی آرام کرده باشد؟
حالا کجای دنیا آرام است ها؟

محمد مختاری

@InGooneShokaran
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
سه شنبه 14 آبان ، 08:51
ادامه
فرهاد واحدی , farhad710
دوشنبه 13 آبان ، 16:57
چشم
ادامه
پوریا   , pooria1978
ای آفریده‌یِ
دستانِ واپسین!
با تو یک سکوت
و هزاران فریاد.
دستانِ من
از نگاهِ تو سرشار است....

احمد شاملو
ادامه
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
سه شنبه 14 آبان ، 08:51
ادامه
پوریا   , pooria1978
یکشنبه 12 آبان ، 23:29
ادامه