نرم افزار اندروید کلوب
پوریا   , pooria1978

پوریا

 نامت تکرار می شود... در شعرهایی که بوی اشک می دهند...
پوریا   , pooria1978

پوریا

مطالب
98/07/1 01:23

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود و مـاه را زِ...

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه ‌اش نشنیـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود.

حسین منزوی
اول مهر؛ زادروزِ سلطان غزل امروز؛ حسین منزوی گرامی باد

@InGooneShokaran
99
کامنت بنویسید...
پوریا   , pooria1978
چهارشنبه 3 مهر ، 17:06
ها
ادامه
پوریا   , pooria1978
چهارشنبه 3 مهر ، 16:59
بقیه بیتاشم قشنگه ها
ادامه
پوریا   , pooria1978
دوشنبه 1 مهر ، 12:18
سعید عزیز
ادامه
سعید محسنی , saeidmoh
دوشنبه 1 مهر ، 09:25
چقدر حسین منزوی خوبه. ممنون بابت انتخاب درجه یکت پوریا جان
ادامه
پوریا   , pooria1978
دوشنبه 1 مهر ، 07:02
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
دوشنبه 1 مهر ، 06:52
ادامه
آخرین مطالب پوریا
کاش کتیبه ی همه ی دوستان باز بود :) از این‌جا می‌گذری از میانِ این کلمه‌ها: __ چند خط... #شعر_خوب او دیوی آبی چشم بود زنی نازک‌نارنجی دل از... ندانمت که چو این ماجرا تمام کنی ازین سـرای کهـن راهی... . زیباست با کلام قدیمی باز از تو عاشقانه سخن گفتن... متاسفانه با خبر شدیم که استاد دهلوی از جمع ما کوچ... من برای همین آمده ام تا نور سر مستِ امکانِ وزیدن... برباغ ما ببار بر باغ ما که خنده‌ی خاکستر است و خون... #شعر_خوب   من بی تو نیستم، تو بی من چه می‌کنی؟... . من شنیدم ضجّه ى مردان ِ فرتوت ِ سپید ابرو هق هق... نیستی و انگار هیچوقت نمی آیی و هر روز کودکانِ بیشتری... . روزهای صلح وقفه های كوتاهی هستند میان سالیان جنگ... حافظ خوانی صدا: پوریا اشتری موسیقی: استاد حسین علیزاده... #شعر_خوب آن زمان که دیگر نباشم ابری با توست سایه... ... نماز گزاردم و قتلِ عام شدم که رافضی‌ام دانستند.... مدت هاست چیزی فکرم را مشغول می کنه که: به کدام خبرها... سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف... ای باد سفر کرده به طوفان نرسیدی از کوچه گذشتی به... #شعر_خوب کمترین تصویری از یک زندگانی، آب نان آواز... به کجا چنین شتابان؟... #شعر_خوب پنهانت می کنم پشتِ پرده ها زیر پوست در دکمه... آن بی گناهی ام که در آغوشِ آتشم سودابه ی غزل تویی... شعر و دکلمه: پوریا اشتری موسیقی: ولادیمیر کوزما از... آرام نمی شوم به هیچ شهری پابندِ خاطره ای نیستم دیگر... بوسه های تو تسکینم می دهد خوابی شیرین که در انتظار... دیگری از نظرم گر برود باکی نیست تو که معشوقی و محبوبی... #شعر_خوب بهار که بازمی گردد شاید دیگر مرا بر زمین... وقتی که تمام مردم شهر به خواب می‌روند من در کوچه‌ها... تو نه دوری تا انتظارت کشم و نه نزدیکی تا دیدارت کنم... اما....