نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
محسن م , mohsen8286

محسن م

 بی یاد تو هر جا که نشستم توبه!!
محسن م , mohsen8286

محسن م

مطالب
00/03/26 22:22

 بیا آبی بزن بر آتش تند تنش هایم كه دل در بیقرارى...


بیا آبی بزن

بر آتش تند تنش هایم

كه دل در بیقرارى هایش،

آرام از تو میگیرد!

حسین منزوی

99
کامنت بنویسید...
مهربانو  , farniya85
شنبه 12 تیر ، 12:21
زیبااااااااا
ادامه
  , bahaaar.a1985
جمعه 11 تیر ، 08:01
ز ی ب ا
ادامه
محسن م , mohsen8286
جمعه 11 تیر ، 07:25
عاای نگاه شماست دوستانم
ادامه
کژال  , 65kazhal
سه شنبه 8 تیر ، 14:08
زیباااااابود
ادامه
شادی  , 13471111
شنبه 5 تیر ، 09:20
زیبا
ادامه
علی  , pvwwvq
سه شنبه 1 تیر ، 17:29
لایک
ادامه
مهربانو  , farniya85
دوشنبه 31 خرداد ، 19:56
زیبا
ادامه
هلنا  , asdf1804
شنبه 29 خرداد ، 15:33
سلام.... روز خوش
عالی.... لایک
ادامه
سارا سارا , sara_esf767
پنجشنبه 27 خرداد ، 00:00
++
ادامه
آخرین مطالب محسن م
من هرگز نخواستم از عشق افسانه‌ای بیافرینم باورکن... وقتی به آدم تنهایی برمی‌خوری، مهم نیست که چه توجیهی... مادرم می‌گفت: عشق بزرگترین هدیهٔ جهان به انسان است.... شب رفت .... ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلدار دیوانه شوی نیست... چه وقت انسان بزرگی هستیم ؟... عشق را روز قیامت آتش و دودی بُوَد نور آن آتش تو باشی... برخیز دلا!... تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان شبنم پاک سحری... ﺑﺮﻣﺴﺘﯽ ﻣﻦ ﺣﺪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﺎ ﺷﮏ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺗﻬﻤﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ... من از این بند نخواهم به‌در آمد همه عمر بند پایی که... این منم ، همان که اندکی تنهایی و یک فنجان چای داغ... صبح‌ها وقتی خورشید در می‌آید متولد بشویم هیجان‌ها... قد و قواره آدم‌ها با هم فرق دارد اما آنکه تو را دوست... مرا دوست بدار به سانِ گذر از یک سمت خیابان به سمتی... حتی نشد به حیله به‌دست آورم تورا باید قبول کرد که... دل چون توان بریدن ازو؟... به آنانی که رفته‌اند بگویید همه چیز خوب است، بگویید... ز قرب دوست چه گویم؟... سید حمیدرضا برقعی ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس... بدون متن  بیا آبی بزن بر آتش تند تنش هایم كه دل در بیقرارى... ‌ عمری از گم شدنم رفت و نمی آیم باز.... به “تو” که میرسم؛ مکث میکنم انگار در زیبایی ات چیزی... زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد زندگی گاه به ساز... چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار... گوشه‌ی ابرو که با چشمت تبانی می‌کند این دل خامــوش... خون می‌چکد از بوسه گرمت چه بگویم؟... نه دلی مانده که بعد از تو به یاری بدهم نه سَری مانده... چون دانه ایست در قلبم دوست داشتنت....