نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
محسن م , mohsen8286

محسن م

 بی یاد تو هر جا که نشستم توبه!!
محسن م , mohsen8286

محسن م

مطالب
00/03/19 07:46

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار...

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد 
99
کامنت بنویسید...
محسن م , mohsen8286
پنجشنبه 3 تیر ، 17:59
نگاهتون زیباست
ادامه
مهتاب  آسمان , mahtab684
پنجشنبه 3 تیر ، 14:20
زیباا
ادامه
کژال  , 65kazhal
شنبه 22 خرداد ، 13:35
زیباااااااااابود
ادامه
محسن م , mohsen8286
جمعه 21 خرداد ، 08:25
درودها
ممنونم بزرگواران
ادامه
مهربانو  , farniya85
جمعه 21 خرداد ، 08:25
Likeeeeee
ادامه
مارال  م , cloob99128
پنجشنبه 20 خرداد ، 07:54
زیباا
ادامه
شادی  , 13471111
چهارشنبه 19 خرداد ، 14:23
زیبا
ادامه
آخرین مطالب محسن م
شب رفت .... ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلدار دیوانه شوی نیست... چه وقت انسان بزرگی هستیم ؟... عشق را روز قیامت آتش و دودی بُوَد نور آن آتش تو باشی... برخیز دلا!... تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان شبنم پاک سحری... ﺑﺮﻣﺴﺘﯽ ﻣﻦ ﺣﺪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﺎ ﺷﮏ ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺗﻬﻤﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ... من از این بند نخواهم به‌در آمد همه عمر بند پایی که... این منم ، همان که اندکی تنهایی و یک فنجان چای داغ... صبح‌ها وقتی خورشید در می‌آید متولد بشویم هیجان‌ها... قد و قواره آدم‌ها با هم فرق دارد اما آنکه تو را دوست... مرا دوست بدار به سانِ گذر از یک سمت خیابان به سمتی... حتی نشد به حیله به‌دست آورم تورا باید قبول کرد که... دل چون توان بریدن ازو؟... به آنانی که رفته‌اند بگویید همه چیز خوب است، بگویید... ز قرب دوست چه گویم؟... سید حمیدرضا برقعی ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس... بدون متن  بیا آبی بزن بر آتش تند تنش هایم كه دل در بیقرارى... ‌ عمری از گم شدنم رفت و نمی آیم باز.... به “تو” که میرسم؛ مکث میکنم انگار در زیبایی ات چیزی... زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد زندگی گاه به ساز... چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار... گوشه‌ی ابرو که با چشمت تبانی می‌کند این دل خامــوش... خون می‌چکد از بوسه گرمت چه بگویم؟... نه دلی مانده که بعد از تو به یاری بدهم نه سَری مانده... چون دانه ایست در قلبم دوست داشتنت.... پیش رویت دگران صورت بر دیوارند نه چنین صورت و معنی... ... چرا تنها تو از میان آدمیان هندسه ی حیات مرا درهم...