نرم افزار اندروید کلوب
مهرداد  , mehrdadlamei

مهرداد

 نیمه شب بود و غمی تازه نفس، ره خوابم زد و ماندم بیدار ..
مهرداد  , mehrdadlamei

مهرداد

مطالب
98/11/15 11:19

رعناچشمهای کشیده داشت؛از آنهاکه آدم را محوخودش میکند....

رعناچشمهای کشیده داشت؛از آنهاکه آدم را محوخودش میکند.سال اول دانشگاه بود وبازار عاشقیها داغ که رعنا بین آنهمه خاطرخواهِ رنگارنگ، دلش رابه پسره ساکت ته کلاس داد.آن روزهارا خوب یادم هست؛چشمهایش برق میزدندوگونه هایش گل می انداخت؛عاشق بود..پسره به معنای واقعی کلمه هیچ چیز نداشت؛گاهی روزهاصبر میکردندکه بروند فلافلیِ پیزوریِ خیابان معلم شام بخورند.سه شنبه به سه شنبه که بلیط های سینما نیم بهامیشد،از چهارساعت قبل کلاس هارا میپیچاندندومیرفتندکه بتوانندبلیط گیر بیاورند.پسره خوره ی فیلم وکتاب بود وبعداز آن دست رعناهمیشه یکی ازاین رمان های پرسروصدای خارجی میدیدیم؛آخرهفته ها هم مینشستند توی پارک روبروی دانشکده وکتاب نقد میکردند..دست فروشی های انقلاب راماه به ماه میگشتند وآنقدر پیاده گز میکردندکه وقتی رعنا برمیگشت پاهایش به ذُق ذُق افتاده بود، اما، برق چشمهایش از بین نمیرفت..خیلی ها نشستند زیر پای رعنا،از در خوابگا تا خود دانشگاه هرکس که رعنارامیشناخت نصیحتش میکرد.که حیف تو واینهمه زیبایی نیست که پای این پسره ی آس وپاس هدر برود؟رعنا زورکی میخندیدو توی دلش دلآشوبه میرفت وپشت گوشهایش داغ میشد؛اما باز هر هفته دلش را برمیداشت ومیرفت همان فلافلی پیزوری و چشمهای سبز کشیده قشنگش رامیدوخت به همان پسره آس و پاس ته کلاس و گونه هایش گل می انداخت..آنوقتها استاد سی و چندساله ای داشتیم که بدجورشیفته ی رعنا بود؛همان ترمی که رعنا رابی دلیل انداخت تا باز هم مجبور شوددرسش را بردارد،خبر شیفتگی اش به کل دانشکده رسید..استاد سی و چندساله ی شیفته رفت شهرستان خواستگاری رعنا وپسره ی آس و پاس ته کلاس ساکتتر و درخودفرورفته تر عقب نشست.. چشمهای سبز رعناغمگینتر و غمگینتر شد و حرفها ونصیحتها و توی گوش خواندن ها بیشتر و بیشتر.رعنا بلاخره یک شب باخودش همه چیز را تمام کرد،دررا روی خودش بست و صبح که بیرون آمد تصمیمش را گرفته بود..چشمهای رعنا از آن روز تبدیل به یک جفت چشم معمولی شد که دیگر برق نمیزدند..چندروز پیش بعد از مدتها رفتم خانه ی رعنا؛بزرگ و جذاب وچشم نواز.یک سمت خانه اش یک کتاب خانه ی بزرگ بودکه همه جورکتابی داخلش پیدا میشد،نو،نه ازآن دسته دوم های جلد تاخورده ی دست فروشی های انقلاب.جدیدترین فیلم آمریکایی روی درایوش بود وتوی آشپزخانه میگو سخاری درست میکرد.همه وسایل خانه اش برق میزدند؛ جز چشمهاش..رفتم جلوتر و آرام پرسیدم: "خوبی رعنا؟"
چندثانیه نگاهم کردو بعد خندید..خنده هایش بوی فلافلهای سوخته فلافلیِ پیزوری خیابان معلم را میداد..چندسال بعد،از طرف بهداشت آمده بودندو فلافلی را بخاطر اینهمه سوختگی و سرطان زا بودن پلمپ کرده بودند..فلافلی بابرق جامانده چشمهای خیلی هابرای همیشه بسته شد.

اسماعیلی
نازنین هاتفی
99
کامنت بنویسید...
صدرا مهربان , sadramehraban
شنبه 10 اسفند ، 17:33
چقدر قشنگ
ادامه
گـُل مــینا , zeynab_1050
دوشنبه 28 بهمن ، 15:29
....
ادامه
 مونوس , jahan_s
یکشنبه 27 بهمن ، 09:35
لایک
ادامه
نسترن آراز  , nastaranaraz
جمعه 18 بهمن ، 19:09
قشنگ بود
ادامه
 پرواز  , anarestan60
پنجشنبه 17 بهمن ، 10:14
++++
ادامه
کژال  , 65kazhal
چهارشنبه 16 بهمن ، 19:27
بسیاااااااااااااااارزیباااااااا
ادامه
آخرین مطالب مهرداد
بوسه هاى تو زانوهایم را سست مى کند شبیه درختى که... هوای خوب مثل زن خوب است همیشه نیست زمانی که هم است... من روز نخست فروردین فرمان یافته ام شناسنامه ام صادره... ۸ مارس،روز جهانی زن مبارکباد ————— مردی گفت: زنها،... سال ها گذشت.... جوابیه .... لطفا عاشق مردان شاعر شوید.... به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته برآمد از... رعناچشمهای کشیده داشت؛از آنهاکه آدم را محوخودش میکند.... بنظرم :: ----------------- احتیاط در سخنوری از برجسته... زندگی زیباست .... ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ... به مردها احتمالاً بر می‌خورد، اما همیشه فکر می‌کنم... راستش را بخواهی ساده ترین کار جهان این است که مرا... هنوز هم دارند مخفی کاری میکنند، حتی در عشق، من می... *میانسالی سن عجیبی است!... دلزدگی بدترین حس دنیاست.... هنراول:موسیقی هنر دوم:مجسمه سازی هنر سوم:نقاشی هنرچهارم:ادبیات... آدمیان به لبخندی که بر لب ها می نشانند و به احساس... هنگام‌ شنیدن‌ نامت‌ قول‌ داده‌ام‌، هنگام‌ شنیدن‌... یک نگاه.... پدر یاناروس شرم نمیکنی؟... از میان یاد اوری های فیس بوک روز نوشت های لیلی بخشی... وابستگی بادلبستگی فرق دارد: یادمان باشد ، اگر كسى... مهرداد خان تولدتون مبارک زندگی‌ ات سرشار از خوشبختی و هوای تازه روز زمینی... تولدتون مبارک آقا مهرداد حال دلتون همیشه خوب:) ... پروانه ای, آن سوی آسمان,مال من است و من .... ﮔـﻴـﺮﻡ ﺩﻭﺳـﺖ ﺩﺍﺷـﺘـﻦ ﺑـﺪﻭﻥ ﺳـﻨـﺪ ﻋـﺠـﻴـﺐ ﺑـﺎﺷـﺪ !...