نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
مهران معین , mehran_moein

مهران معین

 بین این مردم عاشق کش معشوقه فروش مگذارم مگذارم مگذارم مگذار...
مهران معین , mehran_moein

مهران معین

مطالب
99/02/29 11:48

عشق آن اگر باشد که من دیدم ....

عشق آن اگر باشد که من دیدم ... انسانِ فوق العاده می خواهد
سنی ندارد عاشقی کردن ... فرقی ندارد کودکی،پیری
هر وقت زانو را بغل کردی ... یعنی تو هم با عشق درگیری
حوّای من آدم شدم وقتی ... باغِ تنت را بر زمین دیدم

هِی مشت مشت از گندمت خوردم ... هِی سیب سیب از پیکرت چیدم
سرما اگر سخت است قلبی را ... آتش بزن درگیرِ داغش باش
ول کن جهان را،قهوه ات یخ کرد ... سرگرمِ نان و قلب و آتش باش
این مُرده ای را که پِی اش بودی ... شاید همین دور و برت باشد
99
کامنت بنویسید...
مهران معین , mehran_moein
دوشنبه 29 اردیبهشت ، 11:53
ادامه
آخرین مطالب مهران معین
غربت سیزدهُم یاد من و یاد تو هست اشک دریاچه شد اما... نه در این شعر، که من در همهء گفتن هام عاجز از رفتن... قبل از آن اوج، قسم دادمت ای عشق بمان و تو فریاد زدی... های بانو اگر از مهلت فردا بروی یا من از عشوهء لامذهبِ... حرف های نگفته ای دارم .... تیک تاک تمام ساعت ها .... لهجه ات را غلاف کن ای عشق .... چمدان دست تو و ترس به چشمان من است این غم انگیزترین... شقه‌هایم سرِ میخ است،به آتش بکشید زیر خاکستر این... سرخ تر از شعر مگر دیده اید ؟... دست خراب است چرا سر کنم ؟... تصمیم می گیرد که برخیزد .... عشق آن اگر باشد که من دیدم .... اِی استوایی زن،تنت آتش .... خواب دیدم که شعر و شاعر را .... ردِ انگشتِ خودت بود ولی ما خوردیم شوکران از لبِ لیوانِ... تو که رفتی پیِ تاب و طپش رود، برو به قدم‌های اسیرِ... خاطرت هست روزگارم را؟... چیزی که شکستم داد خمیازه‌ی مردم بود .... آن بوسه و آن آغوش،قتاله و مقتل بود .... من سوالم پُرِ پرسیدن و بی‌هیچ جواب مرده‌شورِ شب و... من بد آورده‌ی دنیای پُر از بیم و امید نامه دادم نخوری... پایِ در کفشِ جهان رفته زمین خواهد خورد قدِ پاهای... پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم رو به رو بودنِ با... این خاصیت عشق است،باید بلدت باشم .... کسی میتونه بگه چرا نسخه اندروید کلوب با اینجا انقدر... قد کشیدم سرِ دوشم به لبِ ابر رسید سر برآوردم و دیدم... تنهایی یه حَرفِ برای تو .... تنهایی یه حَرفِ برای تو .... در ازدحامِ کوچه ی خوشبخت ....