محمدامین دولت , mamalidoulat

محمدامین دولت

 محمدامین دولت , mamalidoulat

محمدامین دولت

مطالب تصاویر 21

90/08/2 21:19

موضوع انشا:اولین روز مدرسه....

موضوع انشا:اولین روز مدرسه.......
به نام خداوندی که نیرو داد تا قلم در دست بگیرم و انشای خود را اغاز کنم
ما در روز اولی که به مدرسه رفتیم چیز های زیادی یاد گرفتیم  مدرسه ی ما در فصل زشت پاییز  اغاز شد،فصل پاییز فصل بسیار زشتی است ولی نه به زشتی بهار.
در این فصل برگ ها به صورت احمقانه ای از درخت  میریزند و شروع مدارس  زشتی این فصل را دو چندان میکند،در این روز مدرسه ی لعنتی امان با کلمه ی زشتی به نام بغل دستی اشنا شدیم که موجودی است بسیار چاق که اسمش معولا اکبـر زاده است.
ما از اکبر زاده بسیار منزجر می باشیم چون پدرش بسیار پولدار می باشد .او اغلب ازاین اسمارتیزهای خارجی با خود به مدرسه می اورد که ما همیشه در بسته اش تف می کنیم  و او دیگر انها را نمیخورد و به ما میدهد در روز اول با کلمه ی ناراحت کننده ی تغذی نیز اشنا شدیم ،ما فهمیدیم که هر زنگ برای تهیه ان به دردسرمی افتیم
ما فهمیدیم که محیط مدرسه طوری طراحی شده که انسان را بیشتر از جاهای دیگر تشنه  میکند،اشنایی ما با کلمه ی اب خوری نیزاز این جا اغاز شد هم چنین فهمیدیم که همه ی معلم ها بدون استثنا تکه کلام های ضایه ای برای خود دارند که استفاده از انها هیچ تاثیری  در یادگیری بچه ها ندارد. در همان روز متوجه شدیم که کله ی هیچ یک از بچه ها با بدنشان تناسب ندارد.
دیگر موارد مهمی که در روز اول مدرسه یاد گرفتیم این بود که اگر دو نفر را با یکدیگر دعوا بیندازیم همیشه  یک نفری هست که انها راجدا کند مگر اینکه نفر سومی را نیز با فرد دیگری دعوا بیندازیم که ما موفق به انجام این کار در روز اول نشدیم،ما یاد گرفیم که اوردن مداد،تراش کاربیهوده ای می باشد چون همیشه بچه هایی هستند که چند عدد اضافه با خود می اورند. دستشویی های مدرسه ی ما بسیار جالب انگیز می باشد به طوری که در هر مرحله  استفاده خاطرات جالب انگیزی از مادر و خواهر کادر زحمت کش مدرسه در پشت درب های دستشویی قابل رویت  می باشد که ما با مطالعه ی انها بسیار مفرح می شویم.
مدرسه ی ما دارای یک بابای مدرسه نیز می باشد که به همراه بقیه ی خانواده ی زشتش در مدرسه زندگی می کنند که دخترشان از بقیه زشت تر است؛هم چنین  فهمیدیم که فحش دادن به بابای مدرسه  در زنگ تفریح بسیار لذت بخش است و لذتی که  در فحش دادن است  در انتقام نیست. به خاطر این که این حرکت مانند بازی کردن با دم شیر می باشد زیرا دختر بابای مدرسه همیشه در همان مدرسه ثبت نام می شود،ما در کلاس یک معلم نیز دارا می باشیم که خیلی ضایع است.
و همیشه به ما موضوعات انشای مسخره می دهد و ما بسیار به اقوام نزدیک او بی احترامی می کنیم ما تصمیم داریم روز اخر مدرسه به یکی از دستشویی ها برویم و هیچ چیز را نشوییم و به بیرون بیاییم
99
کامنت بنویسید...
بیسیم چی جنگ نرم , mohseamoli
یکشنبه 2 فروردین ، 15:31
ببخشید میخواستم بدونم این انشا رو از منبعی گرفتید یا خودتون نوشتید؟
ادامه
نیلو  پشندی , satan_girl
دوشنبه 2 آبان ، 21:27
ادامه