نرم افزار اندروید کلوب
نیـلوفر ثـانی     , lutusn

نیـلوفر ثـانی

 خاموش‌ترین قصه‌ی امروزم... دست نبر به چشم هایت ....من راویِ حرف حرف اندوهم  ....          نیلوفرثانی
نیـلوفر ثـانی     , lutusn

نیـلوفر ثـانی

مطالب
98/07/1 04:23

پاییز مبارک

وقتی می‌رسد هرکسی حال و هوایش فرق می‌کند
بعضی‌ها را عاشق‌تر، بعضی‌ها را بار اندوهی بیشتر
اصلا حزنی دارد که نمی‌شود حسش نکرد
بعد دلت یک خیابان می‌خواهد با درخت‌های زیاد و برگ هایی که پر کرده اند مسیر عبور را.. که قدم برداری و گم شوی در هوای باران..
وقتی می‌رسد نسیم خنک‌ش ، سرمی کشد تا آن ته تهای دل آدمی... همان جایی که خاطره‌ها یک به یک بیدار می‌شوند و دلت ناگهان، تنگ می شود برای تمام آنها..
همان روزهای مدرسه، همان مهر و پاییز و آبان...
وقتی می رسد انگار عشق، واجبی می شود که اگر نباشد وجود آدمی یخ می بندد در هیاهوی برگ‌ریزان و سرد و مرده می رسد به زمستان..
انگار از هر وقت دیگری، عاشقی، لازم‌تر ست .. برای دست‌هایی که تنهایی گزنده‌ی سرمای آذر را تاب بیاورد
و باران‌های طناز مهر را کیف کند.
وقتی می رسد چه بخواهی چه نخواهی شاعری در رگ و جانت، می دود.. شعر می شود تمام لحظه‌هایت... حرف هایت، بیداری هایت.. شعر می شود لبخندهایت... سکوت هایت و آوای دلگیری که باخود دارد

می رسد و نمی شود عاشق نبود، شاعر نبود... نمی شود درمهر غرق شد و مهربان نبود
می رسد و جهانی در شوقند چرا که می‌دانند "پاییز، بهاری‌ست که عاشق شده است".
"" پاییز مبارک ""
نیلوفرثانی
پاییز 98
99
کامنت بنویسید...
بهروز تابش , sf51
دوشنبه 8 مهر ، 17:47
افرین
ادامه
نیـلوفر ثـانی     , lutusn
دوشنبه 1 مهر ، 13:59
سپاس
ادامه
رضا رضایی , reza37073
دوشنبه 1 مهر ، 13:48
لایک
ادامه
نیـلوفر ثـانی     , lutusn
دوشنبه 1 مهر ، 11:51
پاییزتوهم مبارک ونوس جان
ادامه
ونــــــــوس  , venos44
دوشنبه 1 مهر ، 08:50
پاییز مبارک⚘
ادامه
آخرین مطالب نیـلوفر ثـانی
صبر کن پیش از آنکه عشق به آه و اشک به گونه پیوند... بند از بندم گسستن تکیدن پوست انداختن ویران شدگی تهی... گفتگو بگو یادت هست پشت به تمام هیاهوی دنیا چشم هایت بر... در موسمِ "مهر" رنج میراثِ بی‌چون وچرایی‌ست قدافراشته‌... از نام نازک من یک تار بردار در هم ریخته‌ترین تافته... از همین دلتنگیِ لبالب از همین سرمه‌های ریخته از اشک... رفته ای خودت را پشت هزار فاصله در اعماقِ خاطره‌های... پاییز مبارک یک روز وسطِ شهر در هیاهویِ برج و بوق و ترافیک در... رسم خیال یار به آینه پیدا نیست کسی در ترنج عشق نگاهش... تو می‌دانی ویرانی یعنی چه؟... در این هیاهوهای بسیار زندگی با این هجمه‌ی عظیمِ دلمردگی... ما خسته‌ایم از خاطره‌های تَرْک به "آمدن وماندن" سخت... هیچ نبود جز من و آن خیال خالی جز من و آن چاله‌ی سترگ... در چشم‌های تو،عشق در سینه‌ی من حسِ لغزیدن به شب‌ست... در پهنه‌های دشت در چهارنعل‌اسب بی‌سوار در موی رها... نبضم را گرفت آهی کشید و گفت آه،چه بی‌بال!... من و تو - 3 من و تو - 2 من و تو -1 برآستانِ رخصتِ چشمانت می ایستم همین کلمات همین حروفِ... یک سر تمامِ خطوط ِعشق، به دوست داشتن های دلی‌ست .... یک سر تمامِ خطوط ِعشق، به دوست داشتن های دلی‌ست .... دستم به ردای شب برسد ماه بر لبانم جوانه میزند وشعر... اینبار به جانب دشت ِشهید از نبود ِقاصدك ها سینه سپر...