, lili1348

Lili Reisi

  , lili1348

Lili Reisi

مطالب

97/10/1 01:03

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند پنهان خورید باده...

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند
عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند
ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند
تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز
این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند
صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید
خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند
99
کامنت بنویسید...
  , lili1348
پنجشنبه 27 دی ، 22:05
مرسی اقا فواد و اقا کامیاب
ادامه
 کـمیاب  , arash_khan_021
سه شنبه 25 دی ، 21:34
لایک
ادامه
فواد بامدادی , foad_bamdadi40
سه شنبه 25 دی ، 01:40
عالی
ادامه
تجلّی  , gozaraztabani
یکشنبه 23 دی ، 23:48
لیلی من ❤
ادامه
  , lili1348
یکشنبه 23 دی ، 23:44
تجلی عزیز
ادامه
تجلّی  , gozaraztabani
یکشنبه 23 دی ، 23:38
..... همه تزویر می کنند
ادامه
  , lili1348
یکشنبه 2 دی ، 23:31
ممتون خانم عزیز بابت کامنت
ادامه
  , lili1348
یکشنبه 2 دی ، 20:47
مرسی اقا بهزاد واقعا زیبا نواخته استاد
ادامه
بهزاد  بهزاد  , behzaaaaaaad
یکشنبه 2 دی ، 13:40
https://www.aparat.com/v/0Zpjv/بداهه_نوازیِ_کم_نظیر_استاد_محمد_رضا_لطفی...پرواز_عشق
ادامه
آخرین مطالب
دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند پنهان خورید باده... در خم دور فلک تا عدل باشد کوژپشت عافیت را کی تواند... هرآنچه آمد بگذار بیاید هرأنچه ماند بگذار بماند هرآنچه... دوستان راستش خودم قبلا این قصه رو نخونده بودم ولی... بارون میاد جرجر، گم شده راه بندر ساحل شب چه دوره،... از چهره افروخته گل را مشکن!... داستان قشنگی را درکتاب یالوم خوندم که دوست داشتم... ناگهان موجی ز بحر لامکان آمد پدید کز نهیبش این همه... مانده از شب های دورادور، بر مسیرخامش جنگل، سنگچینی،... تنهایی، ترس ، گرسنگی ، خشونت ، خواب در خیابان و هزاران... بنگر به بِخرَدان که فرو بسته راهشان بنگر به ابلهان... تفکر دلفینی نویسندگان كتاب راهبرد دلفینی كلید این... زمانه‌یِ ما زمانه‌یِ نقد است که همه چیز باید تسلیمِ... درد بی دردی علاجش آتش است. دوران عاشقى دوره نوجوانی دوران عجیب و پرتناقضى است،... بدون متن ... نگنجد در خرد وصفش که او را جمع ضدین است چه بی‌ترکیب... مزد ترس ماست مرگی که زیست میکنیم. و تنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمیکرد.... اگر بدون ترس و غم نگاه کنیم تمام تهدیدها ، خود فرصت... به گفته فروید پدر علم روانکاوی رویاهای ما منبع پایان... شعر گمشده تا آخرین ستارۀ شب بگذرد مرا بی خوف و بی... آن یکی با دلق آمد از عراق باز پرسیدند یاران از فراق... ...ور نگویی عیب خود باری خمش از نمایش وز دغل خود... كسی كه به خودش دروغ می‌گوید و به دروغ خودش گوش می‌دهد،... آگاهی آزادیست، ای آزادی!... ... هر نژادی .... ...روزگاری بود روزگار تلخ و تاری بود بخت ما چون روی...