نرم افزار اندروید کلوب
محمد ب , kafare_eshgh

محمد ب

 ببین نمایش باران دوباره طوفانی است  چرا شبیه كویری پر از ترك باشیم؟!لمس میوه ممنوعه كار هركس نیست  تب جسارتمان را بیا محك باشیم!
محمد ب , kafare_eshgh

محمد ب

مطالب تصاویر 121

98/01/1 08:39

عروسک قصه ی من گهواره ی خوابت کجاست ؟...

عروسک قصه ی من
گهواره ی خوابت کجاست ؟
قصرقشنگ کاغذی
پولک آفتابت کجاست ؟

بال و پر نقره ای
کفترعشقمو کی بست ؟
آینه ی طوطی منو
سنگ کدوم کینه شکست ؟

عروسک قصه ی من
زخم شکسته با تنت
بمیرم ای شکسته دل
چه بی صداست شکستنت

صدای عشق منو تو
که تلخ و گریه آوره
تو این سکوت قصه ای
شاید صدای آخره
بعد از من و تو عاشقی
شایدبه قصه هابره
شایدبا مرگ من و تو
عاشقی از دنیا بره
عروسک قصه ی من
سوختن من ،ساختنمه
تو این قمار بی غرور
بردن من ، باختنمه

عروسک قصه ی من
شکستنت فال منه
این سایه ی همیشگی
مرگه که دنبال منه

جفتای عاشقو ببین
از پل آبی می گذرن
عروسک قلبشونو
به جشن بوسه می برن
اما برای من و تو
اون لحظه ی آبی کجاست ؟

عروسک قصه ی من
پس شب آفتابی کجاست ؟
99
کامنت بنویسید...
کژال  , 65kazhal
دوشنبه 12 فروردین ، 11:11
زیبااااااااااا
ادامه
آخرین مطالب محمد ب
خواب قشنگ از تو دیدم حرف قشنگ هم شنیدم منو ببر به... ترانه آهنگ یه بار دیگه اشتباه کن از بنیامین بهادری تو بگو : چه باید کرد؟ برای یکبار هم که شده ؛ تو بگو : « دوستت دارم » نترس... پرنده بودن و باران ، پرنده بودن و باد پرنده بودن... در نوبتی دوباره دلت را مـرور كن !... گوگوش پرستش سلام برای خواب معصومانه ی عشق كمك كن بستری از گل بسازیم... دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو که هر بندی که... با بودن تو حال من اصلا خراب نیست می خواهمت و بهتر... گویند سنگ "لعل" شود در مقـــــام صبــــــــر آری... با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.... حواست به منم باشه اگر در گیر رویایی اگر بازم تو رویاهات... برای تویی که عـشقت معنای بودنم است برای تویی که غمهایت... عروسک قصه ی من ،نمی دانی که من دلواپســی هایم را... به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته نگو از چی گرفته... عروسک قصه ی من گهواره ی خوابت کجاست ؟... تورا فریاد خواهم کرد من هوا را بی نفسهای “تو” حاشا می کنم تار و پود عشق... از وقت رفتن تا آمدنت من لحظه ها را شماره خواهم کرد... چنان تو در دل من جا گرفته‌ای ای جان ، که هیچکس نتواند... بیا دوباره آغاز کنیم باران که ببارد زمینِ ذهنِ تو از آب ، خشک می ماند... دوباره نوشتن را اغاز خواهم کرد با کوله باری از محبت... دوباره شعر خواهم گفت ... تک تک آن روز ها را به یاد دارم همه ی ثانیه هایش را... دوباره آغاز خواهم شد چون دانه های اسیر در زندان خاک... پرواز بهترین بهانه برای با تو بودن است بیا ... هر شعر اعتراف پنهانیست به دوست داشتن تو شرمنده ام...