, islander_l3oy

Islander Boy

  , islander_l3oy

Islander Boy

مطالب

94/04/23 11:06

هیچگاه بخاطر عاطفی بودن یا ابراز احساسات عذرخواهی...

هیچگاه
بخاطر عاطفی بودن یا ابراز احساسات عذرخواهی نکنید.

بگذارید
این نشانه ای باشد که قلبی بزرگ دارید و نمی هراسید اگر دیگران نیز آنرا ببینند.

ابراز احساسات علامت قدرت است.
99
کامنت بنویسید...
پریسا  , tannazpanahi23
چهارشنبه 15 دی ، 22:19
زیبا
ادامه
ستاره مشرقی , aram111111
جمعه 11 دی ، 23:53
همینطوره ...
ادامه
  , islander_l3oy
دوشنبه 29 تیر ، 09:22
mamnon az hamegi
ادامه
ناصر غلامی , nasser70
شنبه 27 تیر ، 18:42
لایک
ادامه
کیان  رستاد , kianrastad
شنبه 27 تیر ، 02:04
هیچگاه...
ادامه
  , islander_l3oy
چهارشنبه 24 تیر ، 09:21
تانکس
ادامه
رویـ ــ ـ ــآ    , googoorimagoori_rs
سه شنبه 23 تیر ، 19:43
لایـــــــــــــــــــــــــــــــــــک
ادامه
آخرین مطالب
شبه تاریکو بیم موجو گردابی چنین هایل کجا دانند حاله... وقتی یک جوری یک جورِ خیلی سخت، خیلی ساده می‌فهمی... همگان به جست‌ و جوی خانه می‌ گردند من کوچه‌ ی خلوتی... هیچگاه بخاطر عاطفی بودن یا ابراز احساسات عذرخواهی... در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می... هنر این نیست که کسی را دوست داشته باشی ؛ چرا که هر... دریا با این همه آب رودخانه با این همه آب تنگ بلور... خدایا تو چه بی حساب می بخشی و ما چه حساب گرانه تسبیح... اول .... چقدر خوب است که ما هم یاد گرفته‌ایم گاه برای ناآشناترین... از پشت این پرده خیابان جور دیگری است درها پنجره ها... ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد» به «گرفتار... " فریاد زیر آب " خوشا بخشش.... اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کن به جای دلخوری... آن بیرون دارد باران می‌بارد.... بیهوده است مجادله بر سر اثبات دیانت یا بی دینی آدمها!... پاسی از شب گذشته و من میهمان بی خوابی ام،بی تعارف... یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به... چراغی در دست چراغی در دلم.... شانزدهم اردیبهشت ماه سالروز درگذشت استاد حسین منزوی... DO NOT CONFORM یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت آن مونس... بدون متن تو خیال کن معجزه هم باشد خیال کن من عصای مادربزرگم... بدون متن دروغ دیواری است که هر صبح آجرهایش را می چینی بنّای... آرام ِ بی پایان .... هم از سکوت گریزان ، هم از صدا بیزار چنین چرا دلتنگم... امروز اینجا هستم کنار همان آلا چیق قدیمی وگاهی زیر... چیزی که ابتدایش نبود انتها نداشت ....