نرم افزار اندروید کلوب
بانو  , bamzijooni

بانو

 ♥ ما ز بالاییم و بالا میرویم ♥
بانو  , bamzijooni

بانو

مطالبدوستان 1
94/01/3 10:20

نگاهی به دو اثر یوکو اوگاوا و تو را ترسی شفاف فرامی‌گیرد...

نوشته مهرداد برای بانو
نگاهی به دو اثر یوکو اوگاوا
و تو را ترسی شفاف فرامی‌گیرد

محمدرفیع محمودیان

سطح روزمرۀ زندگی فریب دهنده است. در کوچه و خیابان، در مدرسه و اداره، زندگی روال ساده، شفاف و دلپذیر خود را دارد. رهگذاران مرتب و مؤدب، گاه خندان و گاه گرفته، به دنبال کارهای خود روانند. فروشندگان مغازه، کارکنان اداره ها و شاگران مدرسه همه سرگرم کار خود هستند. در تماس با یکدیگر می گویند و می خندند و کارهای خود را پیش می برند. ولی در سطحی دیگر اموری دیگر در جریان هستند.

یوکو اوگاوا، نویسنده ژاپنی
یوکو اوگاوا، نویسنده ژاپنی
کسی از این آدمها دوستی یا خویشاوندی را از دست داده و ذهنش درگیر درد آن حادثه است؛ کسی با بیماری ای مخوف یا عجیب و غریب درگیر است؛ کسی چاقوئی در جیب دارد تا چند لحظه یا چند ساعت دیگر معشوقه ای گریخته، رقیب یا دشمنی را بکشد؛ کسی در آتش عشقی نا بهنجار می سوزد؛ و کسی فرزندی را نه همین دیروز که چند وقت پیش از دست داده ولی همۀ زندگیش چه اکنون و چه بعد از این پیرامون آن رخداد، آن فقدان، می چرخد. ما همه با سطح اول زندگی آشنا هستیم ولی در سطح دوم که بسیاری با آن بیگانه هستند زندگی دارای چه ساختار و روالی است؟ در درون آدمها، به ویژه به گاه درگیری با مسائل دشوار زندگی، چه می گذرد؟
99
4
1
بانو  , bamzijooni
دوشنبه 24 فروردین ، 13:17
سپااااااااااااااااااااس
ادامه
آخرین مطالب بانو
لیلی کجااااااااااست؟ روسری فهمیده دارد صبر من سر می رود نم نم و بــا نــاز... نگاهی به دو اثر یوکو اوگاوا و تو را ترسی شفاف فرامی‌گیرد... لیلی نوشت: دوستانِ جانم پیشاپیش سال نو رُ خدمت همه... مرد چشم و گوش بسته، مشکلاتش کمتر است شاه بزدل، احتمال... هر آدمی یک روز دردهایش را به زبان می آورد البته اگر... روزنوشتِ امروز: یادمه یه بار یکی بهم گفت خوشبخت اونی... تقدیم به همه آنهایی که دهه سوم عمرشان را میگذرانند:... دیدم نوبهاره و باید بكوشم كوشیدم :دى الکی هی پز دادم ما هم پنج شنبه باید بیایم لیلی نوشت: لیلی دیشب خواب دیده شوور کرده و آقای شوور... ... روزنوشت امروز: به نظرم خوشبختی یه اتفاق یا یه کیفیتِ... خداییش پول کسی از پول من حلالتره :D تا این موقع شب... دارم دنبال تبریک سال نو میگردم واسه کارت پستالا ببینید... ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی چیزی بیار مانی از... لیلی نوشت: و در آستانه ی نو شدنِ سال تمام رنجش هایت... لیلی نوشت: لطفا دل همه تون بسوزه!... خواهر قولو جانِ متولدِ بهارم؛ انشالا که سالِ پیشِ... لیلی نوشت های آخر سالی: همیشه وقتی مامان از بچگی... لیلی نوشت: خدایا بهم اونقدر فهم و شعور بده که در... من شونه هاتو آخرش دیوونه هاتو شاید گرفتم با پرت پرواز... روزنوشتِ امروز: دیشب داشتم به سالی که گذشت فکر میکردم... آهنگ بازی اول صبی: در روزهای آخر اسفند در نیم‌روز... دوستت دارم، برایم حرف ِ مردم باطل است غیر ِ نامت... نگاهِ نافذت در آهن و فولاد و مس هم بی اثر نیست و... روزنوشتِ امروز: چمه؟... عکس بازی منظره ای!