نرم افزار اندروید کلوب

مشخصات سوال

احسان گیمر , lilion_ehsan
28 مهر 87 - 17:04
قدمت زنگی انسان بر روی کره زمین چند ساله؟
اطلاعات بیشتر : ممنونم


- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
بهترین پاسخ
نگار پ , cosmos1
87/7/28 (17:19)
قدمت انسان همو ساپینس بر روی کره خاکی به 196 هزار سال پیش می رسد . به عبارت دیگر ، انسان های امروزی که در کره خاکی ساکن هستند ، 196 هزار سال سابقه حضور در نقاط مختلف کره ًزمین را دارند. در صورتیکه ، قدیمی ترین آثار از مظهر دین ،مذهب وخدا باوری ، 7 هزار سال بیشتر سابقه ندارند .
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    87/7/28 (17:57)
استخوان های انسانهایی مربوط به 3 میلیون سال پیش در مناطقی مثل چین و آلمان هم به دست اومده.
ولی چون تعداد آنها كم هستند باستانشناسان قدمت زندگی رو همون 2 میلیون و پانصد هزار سال می دونن.
اخبار باستانشناسی رو دنبال كن یا كتاب انسان شناسی انتشارات سمت رو بخون.

2.    87/7/28 (18:07)
nazare man ine ke hich kas nemitone sene ensano tain kone
chon ta bedonya miyad yamimire
ya pire mimire
ya to javooni

3.    87/7/28 (18:10)
امروز توی دانشگاه در این مورد بحث مفصلی داشتیم و به این نتیجه رسیدیم یک میلیارد و چهل و پنج میلیون سال

4.    87/7/28 (19:51)
احتمال قریب به یقین همزمان با دایناسورها

5.    87/7/28 (23:04)
نزدیک به ششهزار سال میباشد.

6.    87/7/29 (17:56)
ببین هیچ مرز مشخصی در زندگی بشر / حیات و طبیعت وجود ندارد ....

بستگی داره چه تعریفی ار انسان داشته باشی ... اگر انسان .. موجودی باشه که خانواده داشته و زندگی گروهی داشته برمی گرده به 7000 سال ....

اگر منظورت موجودی بوده که فقط هوش داشته ولی خانواده نداشته و غار نشین بوده برمی گرده به چند میلیون سال ...( 3)

اگر تعریفت موجودی بوده که هوشش یه کمی کمتر از انسان کنونی بوده ولی در آن زمان نسبت به بقیه هوشش بیشتر از دیگر موجودات هم خانواده خودش بوده برمی گرده به 10 میلیون سال پیش .....

آثار تمدنی بشر از زندگی روستایی و بعد از یک جانشینی بیشترین تا 5000 سال قبل بدست آمده ....

نکته : عمر دایناسور ها به 500 میلیون سال پیش برمی گردد ...

نکته : در کتب مذهبی هم مطالبی گفته شده ...

نکته : تمام موجودات در حال تکامل و تغییر هستند مثلا
یک نوع گوریل در جنگل های آمازون زندگی می کند که پس این همه سال که از عمر گوریل ها می گذرد ( چند میلیون ) متوجه شده که میتواند با کمک یک چوب عمق رودخانه را تشخیص دهد و ببیند می تواند عبور کند یا نه .... یعنی در مغز این حیوان رابطه بین قد و چوب محاسبه و درک شده و توانسته ابزاری برای خود بدست آورد که استفاده از طبیعت اطراف به عنوان ابزار برای هر حیوانی قابل درک نیست .....



7.    87/8/1 (11:40)
ghedmate ensane hooshmand(homo sapiens) be 10000 sale pish mireseh in ensanha az ajdade takamoli sarcheshmeh gereftan ke 2500000 ghedmat daran avalin ensan nama daraye ghedmati dar hodode 25 gharneh va osteralopithcus afarensis nam dareh ke dar australia pida shodeh

8.    87/8/7 (18:08)
استخوان های انسانهایی مربوط به 3 میلیون سال پیش در مناطقی مثل چین و آلمان هم به دست اومده.
ولی چون تعداد آنها كم هستند باستانشناسان قدمت زندگی رو همون 2 میلیون و پانصد هزار سال می دونن.
اخبار باستانشناسی رو دنبال كن یا كتاب انسان شناسی انتشارات سمت رو بخون.

9.    87/8/13 (11:58)
سلام
قدمت چهار میلیون ساله انسان
براساس قوانین شناخته شده در علم زیست شناسى كلیه موجودات از جمله انسان داراى قابلیت هایى هستند كه با هدف تطبیق با محیط دچار تغییر مى شوند، انسان هم از این قاعده مستثنى نبوده و نیست و شواهد موجود نشانگر آن است كه از قدیمى ترین اسكلت هاى به دست آمده از انسان تا به امروز تغییرات جسمانى قابل توجهى قابل مشاهده است كه براساس مطالعات علمى مشخص شده كه این تغییرات عمدتاً با هدف تطبیق با محیط و از طریق جهش هاى ژنتیكى به طور غیرارادى عمل مى كند كه این تغییرات پس از مدت زمانى امكان مقایسه نمونه هاى قبلى با نمونه هاى جدیدتر را فراهم كرده و قابل شناسایى مى شود. بنابراین با توجه به این قابلیت ها نباید انتظار داشت كه در طول چهار میلیون سال گذشته جسم انسان دچار هیچ گونه تغییرى نشده باشد. لازم به ذكر است كه این تغییرات صرفاً فیزیكى است و ماهیت انسان را تحت تاثیر قرار نمى دهد. ویژگى هاى قدیمى ترین نمونه هاى به دست آمده از انسان نشانگر آن است كه انسان هاى اولیه در مقایسه با انسان هاى امروزى داراى قدى كوتاه تر، جمجمه اى كوچك تر و آرواره هاى قوى با ۳۲ دندان كه تركیب دندان ها بیشتر به گیاه خوارى تمایل نشان مى دهد و همچنین دست هایى اندكى بلندتر هستند كه نمونه مشخص آن دو اسكلت معروفى است كه در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ از دره لفارس در كشور فعلى اتیوپى به دست آمده است كه یكى دختر ۱۸ ساله اى با نام لوسى و دیگرى رامیدو یك پسر بالغ بوده كه مطالعات انجام شده روى این دو اسكلت نشان داده است این نمونه ها كه قدمت بین ۵/۳ تا ۴ میلیون سال را داشته اند اولاً روى دو پا راه مى رفته اند، دست ها و پا هایشان كاملاً شبیه انسان هاى امروزى و اندازه قدشان حدود یك متر و بیست سانتى متر بوده و گنجایش جمجمه آنها حدود ۵۰۰ سانتى مترمكعب (یك سوم انسان هاى امروزى) تعیین شده است و زیستگاه این نمونه ها جنگل هاى آفریقاى شرقى است كه در حال حاضر كشور هاى اتیوپى، كنیا و تانزانیا را دربرمى گیرند. در واقع كشف لوسى و رامیدو در این منطقه از جهان به عنوان قدیمى ترین فسیل هاى شناخته شده اى كه مى توان آنها را به عنوان اجداد انسان هاى امروزى دانست باعث شده كه دانشمندان خاستگاه انسان را شرق آفریقا معرفى كنند. اما نبود عناصر فرهنگى تنها مشكلى است كه براى اثبات انسان بودن این نمونه ها وجود دارد، به همین دلیل براى زیست شناسان انسان بودن این نمونه ها تایید شده است ولى براى انسان شناسان فرهنگى این نمونه ها ۱- هوموهابیلیس ها، ۲- هومواركتوس ها، ۳- سنیانتروپ ها انسان نما نامیده مى شود.


•هوموهابیلیس ها
هوموهابیلیس ها خالق ابزارهاى ابتدایى:
از زمانى كه اولین عناصر فرهنگى یعنى یك سلسله ابزار هاى سنگى با قدمت حدود ۵/۲ میلیون سال پیدا مى شوند كم كم مى توان از حضور انسان بر روى كره زمین با اطمینان بیشترى صحبت كرد و انسان هاى خالق این ابزار هاى ابتدایى نمونه هایى هستند كه هوموهابیلیس انسان ماهر نامیده مى شوند. مهارت این انسان ها كه همچنان و تنها در شرق آفریقا زندگى مى كرده اند از ساختن ابزار هاى سنگى بسیار ساده كه غالباً براى شكار و یا انجام كارهاى روزمره دیگر مى توانسته مورد استفاده قرار بگیرد بوده است. هوموهابیلیس ها در مقایسه با نمونه هاى قبلى داراى قدى بلندتر حدود ۱۴۵ سانتى متر بوده و جمجمه اى بزرگتر كه حدود بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ سانتى متر مكعب گنجایش داشته است البته تفاوت هاى دیگرى هم در سایر اندام ها مى توان در این نمونه ها نسبت به نمونه هاى قبلى مشاهده كرد. اما هنوز عده اى از صاحب نظران هستند كه ابزارهاى سنگى ساخته شده توسط این نمونه ها را به عنوان ابزار نمى پذیرند زیرا معتقدند این تولیدات در چارچوب تعریفى كه از ابزار ارائه مى شود قرار نمى گیرد. در واقع در این تعریف گفته شده ابزار یعنى وسایلى كه براى ساختن وسایل دیگر مورد استفاده قرار گیرد نه هر چیزى كه انسان مى تواند از آن به عنوان یك وسیله براى منظورى خاص مورد استفاده قرار دهد بنابراین این نمونه ها نیز براى عده اى همچنان انسان نما در نظر گرفته مى شود.
•هومواركتوس ها
از حدود دو میلیون سال پیش اسكلت هایى از انسان به دست آمده كه علاوه بر دارا بودن ویژگى هاى بسیار نزدیك به انسان امروزى قادر به تولید وسایل بودند كه كاملاً با تعریفى كه از ابزار گفته شد مطابقت دارد و این نمونه ها در اصطلاح علمى هومواركتوس انسان راست قامت نامیده مى شوند كه قادر به تولید این ابزارها بودند و در حال حاضر دو نقطه از جهان یعنى شرق آفریقا و منطقه قفقاز در آسیا كشور فعلى گرجستان قدیمى ترین اسكلت هایى از این نوع را با قدمت بین ۸/۱ تا دو میلیون سال پیش ارائه دادند. هومواركتوس ها از نظر جسمانى از گردن به پائین تفاوت چشم گیرى با انسان هاى امروزى ندارند، تنها مى توان تفاوتى در جمجمه و آرواره آنها با انسان هاى امروزى مشاهده كرد كه گنجایش جمجمه هومواركتوس ها به حدود ۱۲۰۰ سانتى متر مكعب افزایش پیدا كرده بود و متوسط قد آنها ۵۰/۱ تا ۶۰/۱ سانتى متر بوده كه آنها ابزارسازهاى بسیار ماهرى بودند و بعضى ابزارهاى به دست آمده از هومواركتوس ها از نظر مواد اولیه، نوع سنگ و تكنولوژى ساخت بسیار قابل توجه هستند. این انسان ها معیشت شان مبتنى بر شكار و گردآورى بوده است و عمده ابزارهایى كه مى ساختند در این زمینه مورد استفاده قرار گرفت.
•سنیانتروپ ها
نمونه هاى چینى آنها كه سنیانتروپ نامیده مى شوند در حدود ۸۰۰ هزار سال پیش در غارى به نام شوكوتین در نزدیكى شهر فعلى پكن زندگى مى كردند كه تكنیك هاى تولید آتش را مى شناختند و براى تولید آن در محل هاى مسكونى خود مورد استفاده قرار مى دادند اما به كارگیرى تكنیك هاى تولید آتش از یك طرف و ساختن ابزارهاى بسیار دقیق و كارآمد با بهره گیرى از تكنیك هاى پیچیده كه نشان دهنده بهره مندى از دانشى قابل قبول بود جاى هیچگونه تردیدى را براى حضور فرهنگ در جامعه این انسان ها باقى نمى گذارد و نمونه هاى اخیر تا حدود ۱۰۰ هزار سال پیش در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا زندگى مى كردند و از آن زمان به بعد هیچ نشانه اى از حضور این انسان ها به دست نیامده است.
• هوموساپینس ها
در حدود ۳۰۰ هزار سال پیش حضور انسان با مشخصات كمى متفاوت تر در آسیا و آفریقا تایید شده است. این انسان كه هوموساپینس انسان اندیشمند نامیده مى شود مدت ها بعد به دو دسته تقسیم شده اند كه دسته اول معروف به انسان نئاندرتال هستند. نئاندرتال ها با جمجمه هاى بزرگ تر از نمونه هاى امروزى از انسان مدرن متمایز مى شوند كه این نمونه ها دست كم در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا تا چهل هزار سال پیش حضور داشتند اما تجمعات شان در اروپا به خصوص اروپاى مركزى و همچنین غرب آسیا بوده است و از آن زمان دیگر نشانه اى از وجود آنها نمى توان بر روى كره زمین به دست آورد و ایران هم یكى از كشورهایى است كه نشانه هاى دقیق و جالبى از سكونت این نوع انسان ارائه كرده است. اما دسته دوم هوموساپینس انسان امروزى نامیده مى شود كه قدیمى ترین نمونه آن در فلسطین با قدمت نزدیك به صد هزار سال یافت شده است. این نمونه دست كم تا به امروز بر روى كره زمین زندگى مى كند و از حدود ۳۵ هزار سال پیش تمام قاره ها را به تسخیر خود درآورده است و شروع جدیدى در تاریخ زندگى انسان را نوید داده است كه به دوره عصر حجر جدید معروف است. مهمترین شاخص آن پیدایش هنر در جامعه انسانى است و شاخص دیگر آن پیدایش پرستشگاه هاى عمومى است كه غالباً در غار هاى زیرزمینى كه نور طبیعى دریافت نمى كرده اند ایجاد شده و ویژگى مهم این پرستشگاه ها، تصویر حكاكى و یا نقاشى شده بر روى سقف و دیواره هاى آن است. تصاویرى كه در این پرستشگاه ها ترسیم شده اند غالباً تصاویر حیواناتى خاص بوده اند كه به احتمال زیاد نمادهاى مذهبى را تشكیل مى دهند. در واقع جامعه انسانى در این مقطع به نظر مى رسد با وجود اینكه هنوز از اقتصاد مصرفى تبعیت مى كرده و شیوه زندگى مردمان آن كوچندگى بوده است به یك ساختار فرهنگى نسبتاً پیچیده رسیده بود كه نمادهاى مذهبى و پرستشگاه هاى عمومى به خوبى پیچیدگى این ساختار را نشان مى دهند.
•پیدایش انقلاب نوسنگى
در حدود ۱۵ هزار سال پیش جامعه انسانى وارد مرحله دیگرى از تحولات فرهنگى عمیق مى شود. انسان ها در این مقطع و تنها در خاورمیانه موفق مى شوند با اهلى كردن اولین حیوانات و همچنین روى آوردن به كشاورزى ساختار اقتصادى خود را تغییر داده و وارد ساختار جدیدى كه به آن اقتصاد تولیدى مى گوییم شوند. در واقع دیگر دامدارى و كشاورزى در این مقطع براى اولین بار با زندگى انسان آمیخته شد و مدت كوتاهى شیوه زندگى انسان را تغییر مى دهد و پیدایش جوامع روستایى نتیجه این تحول است كه تحول به قدرى با اهمیت است كه دانشمندان آن را یك انقلاب نوسنگى مى نامند، انقلابى كه در نهایت منجر به یك سلسله تغییرات بنیادى در جامعه انسانى شد و جوامع امروزى را شكل داد. این انقلاب در همه عرصه هاى اجتماعى، فرهنگى جامعه انسانى توانست عمل كند؛ ارزش ها، قوانین، نوع سكونت، تكنولوژى و حتى ساختار خانواده و باورها نیز از این تحولات مستثنى نبوده است. همچنین اختراعات جدید خصوصاً در تكنولوژى استفاده از فلزات و ابداع سفالینه از دیگر اختراعات مهم این دوره به شمار مى آیند.
به نظر مى آید به وجود آمدن پدیده مالكیت از دیگر تحولات مهم این دوره بوده باشد. به هر حال این تحولات در نهایت زمینه هاى پیدایش یك ساختار جدید اجتماعى، فرهنگى دیگر را فراهم كردند كه منجر به پیدایش اختراع خط و همچنین جامعه شهرى شد كه باز هم در خاورمیانه این اتفاقات را شاهد بودیم

10.    87/8/13 (16:33)
Mesl inke khileie hala mikhaie chikar :D