نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران , socialsciencefaculty

دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران , socialsciencefaculty

دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

271نــــفــــــر
عضو شده اند
271نفر عضو شده اند
برای بچه های دانشكده علوم اجتماعی و بیان كردن مسائل مربوط به دانشكدهبرای بچه های دانشكده علوم اجتماعی و بیان كردن مسائل مربوط به دانشكدهمشاهده کامل مشخصات
24 فروردین 1384
آموزش و تحصیل

اعضاء

  • فرهاد اراسته  , 8509963
  • حامد  , ha_ra
  • محمود رضایی , sarve_shiraz
  • شیرین  , alemohammad
  • 271 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان , iauq
  • سمپاد تبریز , tabrizsamapad
  • دانشکدهای فنی دانشگاه تبریز , jafclub
وبلاگ میهن بلاگ
دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران , socialsciencefaculty
4 اثر از فلورانس اسکاولشین , four_effects_of_skavelshin
یاقوت، زن عاشق سرخ‌پوش میدان فردوسی

احتمالا هم‌سالان من در مورد یاقوت، زن سرخ‌پوش میدان فردوسی که در سال ۶۱ ناپدید شد کمتر شنیده باشند.   آن‌هایی که تهرانِ پیش از انقلاب را به یاد دارند زن سرخ‌پوش اطراف میدان فردوسی را دیده‌اند. زنی بزک‌کرده، لاغراندام، با قامتی متوسط، صورتی استخوانی که گذر عمر و ناگواری روزگار شکسته‌اش کرده بود. همه چیزش سرخ بود: کیف و کفش و جوراب و دامن و پیراهن و تل سر و بغچه‌ی همیشه‌دردستش و این اواخر روسری و عصایش. تهرانی‌ها نام «یاقوت» بر او گذاشته بودند و خود نیز چنین دوست داشت. سال‌ها ــ می‌گویند بیست سی سال ــ هر روز، صبح تا شب، ساکت و آرام در حوالی میدان فردوسی ایستاده بود. اگر این حرف راست باشد، من جزو آخرین کسانی بودم که او را دیده‌اند. چنان به اطراف میدان نگاه می‌کرد که گویی همین لحظه کسی که منتظرش بوده از راه می‌رسد. بیش‌تر او را در ضلع شمال شرقی میدان، اول خیابان فیشرآباد (قرنی امروز) می‌دیدم. همان‌جایی که امروز پاساژی ساخته‌اند. به پایین میدان نگاه می‌کرد. همه می‌گفتند جفای معشوقی که از او خواسته بود با لباس سرخ بر سر قرار بیاید و قالش گذاشته بود او را برای همیشه سرخ‌پوش و خیابان‌نشین کرده بود. آدم‌ها را یکی‌یکی نگاه می‌کرد مگر یکی از آن‌ها همانی باشد که باید. گاهی که خسته می‌شد روی سکوی مغازه‌ها می‌نشست. مغازه‌دارهای اطراف با او مهربان بودند و به او چایی یا  غذا می‌دادند. بعضی گفته‌اند ره‌گذران به او پول هم می‌دادند و من خود این را ندیدم، ولی می‌دیدم که گاهی لات‌ها و کودکان ول‌گرد و گدا سربه‌سرش می‌گذاشتند و او ناچار به جای دیگری از میدان می‌رفت. اسطوره‌ی تهران بود. همیشه ساکت بود و حرف نمی‌زد و اگر مسعود بهنود مصاحبه با او را در کاستی منتشر نکرده بود، امروز صدایش را نداشتیم. سپانلو در منظومه‌ی خانم زمان او را به یاد تهران آورد: «بدان سرخ‌پوشی بیندیش که عمری مرتب به سروقت میعاد می‌رفت و معشوق او را چنان کاشت که اکنون درختی‌ست برگ و برش سرخ». و فرشته و سوسن، همان زمان، در ترانه‌ای از زبان او خواندند: «تو شهری که تو نیستی، خیابون شده خالی دیگه هر چی تو دنیاس دارن رنگ خیالی تو که نیستی منو ویلون تو خیابون ببینی تو که نیستی منو با این دل داغون ببینی بی تو غمگینم از این فاصله‌ی سال و زمونا تا تو برگردی می‌شم دود و می‌رم تو آسمونا اون نگاه گرم تو یادم نمی‌ره بوسه‌ی بی‌شرم تو یادم نمی‌ره... ». فیلمی درباره‌اش ساختند و گاهی هنوز از زبان پیرمردها و پیرزن‌ها حرف‌هایی می‌توان شنید،‌ ولی کم‌تر کسی با خود او حرف زده بود. ... آخرین باری که دیدمش سال‌های 60 یا 61 بود و گویا همان سال‌ها ناگهان یک روز دیگر نیامده بود و دیگر نیامد. اسطوره‌ی تهران گم شد و دیگر او را هیچ‌کس ندید... سال‌هاست که از ناپدیدشدن او گذشته است. اما تهران او را فراموش نخواهد کرد. همان‌طور که دیگر اسطوره‌هایش را فراموش نمی‌کند. ... بانوی سرخ‌پوش اسطوره‌ی عشق روزگار ما بود. ... ... می‌توان روز تولدش را یافت و این روز را روز عشق نامید و در آن روز همه‌ی عاشقان جفت‌جفت یا یکی‌یکی با لباسی سرخ در میدان فردوسی جمع شوند و به یاد یاقوت و همه‌ی عاشقان گم‌نام و نامدار و به یاد معشوق خود و به حرمت خودِ‌ عشق گل سرخی بر گِردی میدان بنهند. می‌توان این‌گونه انسانی فرهنگ‌سازی کرد. این سالم‌ترین اسطوره‌ای است که از دل همین مردم و کاملاً طبیعی ساخته شده. ... گزارش رادیو درباره ناپدید شدن یاقوت در سالهای ۶۱-۶۲ و بخشهایی از مصاحبه مسعود بهنود با او در سال ۱۳۵۵ پیوست است. آهنگ شهر خالی با صدای فرشته نیز که به یاد او خوانده شده، پیوست است. آهنگ بانوی سرخ‌پوش کریس دی برگ نیز برای او خوانده شده است (پیوست شده): I've never seen you looking so lovely as you did tonight هیچوقت تورو اینقدر دوست داشتنی ندیده بودم که امشب شدی I've never seen you shine so bright هیچوقت انقدر تورو درخشان ندیده بودم I've never seen so many men ask you if you wanted to dance تا بحال نمیدونستم که چرا اینقدر مردها میخوان با تو برقصن They're looking for a little romance, given half a chance اونا به دمبال کمی حال و هوای عاشقانه بودن I have never seen that dress you're wearing میخواستن شانس کمشون رو امتحان کنن Or the highlights in your head that catch your eyes I have been blind تا بحال این لباسی رو که پوشیدی رو ندیده بودم! The lady in red is dancing with me cheek to cheek یا اون های لایت موهات رو There's nobody here, it's just you and me, It's where I wanna be بطوری که چشمات رو پوشوندن But I hardly know this beauty by my side کور بودم که نمی دیدم I'll never for get, the way you look tonight بانوی قرمز پوش داره با من می رقصه   گونه به گونه I've never seen you looking so gorgeous as you did tonight هیچکس جز ما اینجا نیست I've never seen you shine so bright you were amazing فقط من هستم و تو I've never seen so many people want to be there by your side و اینجا همونجاییه که میخوام باشم And when you turned to me and smiled, It took my breath away ولی من زیبایی تو را به سختی در کنارم احساس می کنم I have never had such a feeling هیچ وقت زیبایی امشب تو را از یاد نمی برم Such a feeling of complete and utter love, as I do tonight هیچوقت تورو اینقدر با شکوه که امشب هستی ندیده بودم   هیچوقت ندیده بودم اینطور بدرخشی، شگفت انگیزی The way you look tonight هیچوقت نمی دیدم که مردهای زیادی دوست داشتن کنار تو باشن I never will forget, the way you look tonight ولی وقتی رو به من کردی و لبخند زدی، نفسم تو سینه حبس شد The lady in red و این احساسی بود که هیچوقت نداشتمش The lady in red و این احساسیه که امشب دارم ،احساس یک عشق کامل و اعلی The lady in red بانوی قرمز پوش داره با من می رقصه My lady in red (I love you.) گونه به گونه   هیچکس جز ما اینجا نیست   فقط من هستم و تو   و اینجا همونجاییه که میخوام باشم   ولی من زیبایی تو را به سختی در کنارم احساس می کنم       
ادامه
99
    دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران , socialsciencefaculty
     شراره   , tanha37
    *** بدبختی این حسن را دارد که دوستان حقیقی را به ما می شناساند ***
    در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. می گویند خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند... وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکردبخاطرهمین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی از سرما یخ زده میمردند...ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از منقرض شود.پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که : با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند ، چون گرمای وجود دیگری مهمتراست...

    و این چنین توانستند زنده بمانند...

    بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و خوبیهای  آنان را تحسین نماید
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران , socialsciencefaculty
    ایران دخت , dokhtar_iranii
    ایران دخت: تایلند چگونه تبدیل به مرکز توریسم جنسی و روسپیگری شد؟!


    سال 1957 بیست هزار زن روسپی كه عمدتا نیز خارجی بودند، در خانه‌های فساد زندگی می‌كردند اما ظرف مدت هفت سال تعداد زنان روسپی به 400 هزار نفر رسید و تایلند در كنار فیلیپین به بهشت جنسی سربازان آمریكایی تبدیل شد.
    طی نزدیك به 10 سال نبرد سنگین در ویتنام مهم ترین اولویت برای فرماندهان نظامی آمریكا و مقامات سیاسی این كشور حفظ روحیه سربازان آمریكایی برای ادامه اشغال این كشور بود.
    جنایات بی شمار، نبود یك هدف مشخص برای نبرد و سربازان جوانی كه هزاران كیلومتر دورتر از خانه و خانواده خود در حال نبرد با دشمنی سرسخت بودند، شرایط ناگواری را از لحاظ روحی و روانی برای ارتش ایالات متحده آمریكا فراهم كرده بود.
    تمرد از دستور مافوق، خودكشی، استفاده از مواد مخدر تنها گوشه ای از مشكلاتی بود كه گریبانگیر نیروهای آمریكایی شده بود.
    از همین مسئولان ارتش ایلات متحده برای تخدیر فضای ذهنی سربازان آمریكایی و پیش گیری از معضلاتی كه ناشی از نبود روحیه نبرد در بین سربازان آمریكایی می شد، شروع به برگزاری برنامه هایی در قالب سفرهای تفریحی به كشورهای هم پیمان آمریكا همچون تایلند، فیلیپین، كره و ژاپن كرد.
    این برنامه ها در وا‍ژگان ارتش ایلات متحده معنایی جز فراهم كردن شرایط مناسب برای ارضای جنسی سربازان ایالات متحده از طریق خانه های فساد نداشت.


    فساد و تن فروشی ارمغان آمریكایی برای كشورهای جنوب شرقی آسیا
    سابقه گسترش فحشا و خانه های فساد برای استفاده سربازان آمریكایی در منطقه جنوب شرق آسیا به تصرف فیلیپین در اوایل قرن یستم بر می گردد.
    فیلیپین كه پیش از این به صورت مستعمره ای در اختیار كشور اسپانیا قرار داشت، بار دیگر در جنگ های بین آمریكا و اسپانیا تحت كنترل یك قدرت استعماری دیگر قرار گفت.
    تن فروشی تا زمان ورود اسپانیایی ها در فیلیپین ناشناخته بود و هیچ واژه بومی برای آن وجود نداشت. حتی در دوران تسلط اسپانیا هم این كار كاملا ناشناخته بود و در سال 1900 میلادی سرشماری ها نشان می داد كه در شهر مانیل تنها 11 زن تن فروشی می كردند كه چهار تن از آنان خارجی بودند.
    اما در اوایل قرن بیستم و پس از اشغال فیلیپین به واسطه حضور ارتش ایالات متحده روسپی گری سازماندهی شده در مقیاسی وسیع پایه گذاری شد. ارتش ایالات متحده در همان زمان قانونی را به تصویب رساند كه براساس آن "خانه های فساد " جهت "محافظت " از نیروهای آمریكایی در مقابل بیماریهای مقاربتی اجازه تأسیس پیدا می كرد.
    پس از پیروزی آمریكا در جنگ جهانی دوم نیز ارتش ایالات متحده خود برای این كار وارد عمل شد و به پایگاه "كلارك ایر " در كشور فیلیپین فرمان داد تا برای سرگرمی سربازان آمریكایی ده خانه فساد را تأسیس كند و از كشورهای مجاور زنانی را در اختیار سربازان آمریكایی قرار دهند.
    نكته جالب در اینجا بود كه درصد وسیعی از این خانه فساد در تصاحب نیروهای ارتشی پیشین ایالات متحده قرار داشت.


    فیلیپین پایگاه اصلی عیاشی سربازان آمریكایی در ویتنام
    در دوران جنگ ویتنام به دلیل حضور صدها هزار سرباز آمریكایی در منطقه آسیای جنوب شرقی، فیلیپین به دلیل موقعیت آن و سابقه طولانی حضور ارتش آمریكا تبدیل به پایگاه اصلی برای عیاشی سربازان آمریكایی شد.
    در دهه 60 و اوایل دهه 70، آمریكایی ها و سرمایه داران فیلیپنی چندین مركز "استراحت و سرگرمی " برای سربازان آمریكایی ایجاد كردند كه به این ترتیب روزانه 10.000 سرباز آمریكایی برای استفاده از این خانه های فساد توسط هواپیماهای آمریكایی از جبهه های ویتنام به این كشور منتقل می شدند.
    در اوج جنگ ویتنام حدود 7000 زن فیلیپینی مشغول سرگرم كردن سربازان آمریكایی در اوكیناوا، ژاپن و فیلیپین بودند. البته تمام این اقدامات با پشتیبانی بانك جهانی از سیاست دولت فیلیپین در رابطه با توسعه خانه فساد بود و كلیسای كاتولیك نیز به عنوان اصلی ترین مرجع مذهبی مردم این كشور نسبت به این سیاست هیچ اعتراضی تكرد.


    50 هزار كودك بدون پدر ثمره توریسم جنسی
    نتیجه پیگیری چنین سیاستی درفیلیپین از سوی آمریكا بر جای ماندن پنجاه هزار كودك بی پدر تا سال 1992 بود كه اغلب زنان فحشه فیلیپینی موفق به سقط كردن آن ها نشده بودند.
    بسیاری از این كودكان بار دیگر به چرخه توریسم جنسی بازگردانده می شوند و یا به گروهای قاچاق انسان فروخته می شوند.
    گذشته از تبعات اجتماعی چنین مسئله ای گسترش بیماری های مقاربتی در فیلیپین و به خصوص گسترش ایدز از مهم ترین تبعات اتخاذ چنین سیاستی در این كشور بود.
    فیلیپین هنوز هم از گسترش فحشا و خانه های فساد در دوران جنگ ویتنام كه زمینه های آن از زمان تسلط ایالات متحده در این كشور فراهم شده است، رنج می برد.


    تایلند، قربانی دیگر سرگرمی آمریكایی
    تایلند كشوری كه امروز به عنوان مهد توریسم جنسی مطرح است، تا قبل ازجنگ ویتنام میانه ای با این صنعت كثیف نداشت.
    درحقیقت اولین نشانه های مرتبط با گسترش صنعت فحشا زمانی بود كه برخی از زنان چینی كه توسط سربازان ژاپنی به اجبار برای تن فروشی به سربازخانه های ژاپنی برده شده بودند، برای كسب درآمد بیشتر از این طریق وارد تایلند شدند.
    با وجود این هم چنان تعداد زنان روسپی در تایلند به هیچ عنوان درصد بزرگی از جمعیت این كشور را تشكیل نمی دادند.
    بر طبق آخرین آمار سال 1957 تنها بیست هزار زن روسپی كه عمدتا نیز خارجی بودند، در خانه های فساد زندگی می كردند، اما ناگهان با آغاز حضور نظامی آمریكا در جنگ ویتنام همه چیز عوض شد.
    مسئولان آمریكایی گسترش خانه های فساد را به عنوان سیاستی پر رونق برای گسترش گردشگردی در كشورهای منطقه به دولتمردان آسیای جنوب شرقی معرفی كردند.
    رشد آمار حیرت آور است. ظرف مدت هفت سال تعداد تعداد زنان روسپی به 400 هزار نفر رسید و تایلند در كنار فیلیپین به بهشت جنسی سربازان آمریكایی تبدیل شد
    رونق بی نظیر خانه فساد سبب شد تا تایلند در سال 1967 خود را به عنوان مركز توریسم جنسی و در رقابتی نزدیك با فیلیپین معرفی كند. كاری كه تنها انگیزه آن دلارهای سربازان آمریكایی بود كه روزانه بالغ بر 180 هزاردلار می شد.


    نتیجه چنین سیاستی تبدیل تایلند به مركز توریسم جنسی بود
    با پایان جنگ ویتنام، نه تنها ازادامه روند تبدیل شدن تایلند به مركز توریسم جنسی نكاست، بلكه دولت تایلند كه به دلارهای آمریكایی معتاد شده بود، مجبور به پیگیری این سیاست در دهه 70 شد.
    بانك جهانی به رهبری "رابرت مك نامارا " وزیر سابق آمریكا نیز دولت تایلند را به بهانه توسعه گردشگری و جهانگردی با دادن اعتبارات چشمگیر تشویق به گسترش این سیستم كرد.
    نتیجه چنین سیاستی تبدیل تایلند به مركز توریسم جنسی بود.
    هم اكنون نه تنها زنان تایلندی بلكه زنان چینی، فیلیپینی،‌ اندونزیایی، اروپای شرفی و حتی آسیای میانه برای تامین درآمد خود در خانه های فساد تایلند مشغول كار می شوند.
    البته عواقب چنین سیاستی نیز كاملا روشن است. گسترش بی بند و باری، تجاوز، فرزندان بدون والدین مشخص همه و همه نتیجه عیاشی سربازان آمریكایی در این منطقه بوده است
    ادامه
    1
      امید واحدی , omidgan
      جمعه 29 فروردین ، 01:02
      اینا یه مشت حیوان درندن ،تو تلویزیون پخش کرد مردم ویتنام رو وحشیانه قتل عام کردن تف به شرفشون ، نسلشون از زمین نابود بشه انشاله امیدوارم یه روز کارایی که سر مردم بیگناه کردن دامن خودشونو بگیره.
      ادامه