نرم افزار اندروید کلوب جستجوی مطالب
 روح و اجنه , rooh_va_jen

روح و اجنه

 روح و اجنه , rooh_va_jen

روح و اجنه

1,365نــــفــــــر
عضو شده اند
1,365نفر عضو شده اند
این كلوب به دنیای ارواح و اجنه می پردازد و راههای ارتباط با آنها را بررسی می كند.این كلوب به دنیای ارواح و اجنه می پردازد و راههای ارتباط با آنها را بررسی می كند.مشاهده کامل مشخصات
17 تیر 1384

اعضاء

  • یوسف ا , mardasmani
  • زباله پانک , pesarekhiyabon
  • حامد  , hamed_3zar
  •   , tina_shushu
  • 1365 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • چشمه حیات , hayatclub
  • اوصاف پارسایان , parsayanclub
  • عمره دانشجویی_تابستان 1384 , omreh
رسانه فروردین - مجله علم و فن - سرویس وبلاگ

Buy Website Traffic
 روح و اجنه , rooh_va_jen
بازگشت از سفر به ماورا

بازگشت از سفربه ماورا
پژوهشگران، پس از بررسى مراحل گفته شده از ت.ن.م و خاطرات برخى افراد تجربه كننده، دریافته‏اند كه این گونه افراد، پس از بازگشت، هیچ‏گاه مانند گذشته نیستند، بلكه پس از این ماجراها دچار تحولات عمیق روحى و عاطفى مى‏شوند و به استعدادهاى روحى فراوانى دست مى‏یابند. سقراط مى‏گوید: «ما از مرگ مى‏ترسیم؛ ولى در عین حال اصلاً نمى‏دانیم كه مرگ چیست». راستى چرا كسانى كه ت.ن.م پیدا كرده‏اند، كمتر از مرگ مى‏ترسند؟ در واقع، این افراد، كسانى هستند كه مرگ را تجربه كرده و پس از آن، بار دیگر به زندگى برگشته‏اند. آنها به صورت عینى دریافته‏اند كه جریان مردن، ترسناك نیست. این یكى از سؤالات اساسى در زمینه اثرات این تجربه است؛ ولى این تنها اثر آن نیست. در اینجا ما به اثرات پس از بازگشت افراد از ت.ن.م مى‏پردازیم.

رهاورد سفر
عدم ترس از مرگ
كسانى كه ت.ن.م داشته‏اند، دیگر ترسى از مرگ ندارند. این موضوع براى افراد مختلف، معانى متفاوتى دارد. از نظر برخى ترس اولیه ناشى از درد وحشتناكى است كه به نظر آنها در موقع مرگ بر انسان تحمیل مى‏شود. برخى دیگر از این امر نگران هستند كه در غیاب آنها چه كسى مراقبت از عزیزانشان را به عهده خواهد گرفت. بعضى دیگر از این مى‏ترسند كه آگاهى و شعورشان به یكباره از دست برود. ترس از جهنم و دوزخى شدن نیز خود، عاملى دیگر از آن جمله است. بعضى از افراد هم از ناشناخته‏ها مى‏ترسند.
كسانى كه ت.ن.م داشته‏اند، موقعى كه مى‏گویند ترس از مرگ را از دست داده‏اند، منظورشان این نیست كه علاقه دارند زودتر بمیرند؛ بلكه بیش از هر زمان دیگر به ادامه زندگى علاقه نشان مى‏دهند. در واقع، احساس مى‏كنند كه اكنون تازه زندگى آنها شروع شده است. اگرچه ترس آنها از مرگ كاهش یافته، ولى اراده زندگى و علاقه به زندگى در آنها كم نشده است. این‏گونه افراد در مقایسه با قبل، از لحاظ روحى - روانى انسانهاى سالم‏ترى شده‏اند.

 حس كردن اهمیت عشق و محبت
همه آنهایى كه ت.ن.م داشته‏اند، پس از بازگشت مى‏گویند كه: علّت حضور ما در این جهان، عشق و مهرورزى است و غالباً بر این باورند كه دوستى و محبّت، نشان بارز خوشبختى و اطمینان است، به گونه‏اى كه مابقى ارزشها در كنار آن، رنگ مى‏بازند. این آگاهى باعث تغییر و تحوّل شدیدى در ساختار فكرى عموم این افراد مى‏شود. اگر قبلاً براى مردم ارزشى قائل نبوده‏اند، اكنون به هر كسى به عنوان فردى قابل دوست داشتن نگاه مى‏كنند، یا در صورتى كه قبلاً ثروت، تنها قله آرزوهاى آنها بوده است، اكنون محبت برادرانه بر روح و اندیشه‏شان حكمفرما شده است.

 احساس ارتباط میان همه چیزهاى جهان
آنان این احساس را دارند كه همه چیزهاى جهان با یكدیگر مرتبط هستند و غالباً حالت احترام جدیدى نسبت به طبیعت و جهان اطراف خود مى‏یابند. ما با همه چیز، مرتبط و متّصلیم و اگر محبت و عشق خود را در راستاى این پیوندها و قواعد و ضوابط آنها خرج كنیم، باعث خوشحالى و خوشبختى خود ما مى‏شود.

. عشق به آموختن
كسانى كه ت.ن.م داشته‏اند، احترام جدیدى نسبت به دانش پیدا مى‏كنند. وجود نورانى به آنها گفته است كه: دانش اندوزى با مرگ خاتمه نمى‏یابد و دانش، چیزى است كه انسانها آن را با خود به عنوان ذخیره به جهان دیگر مى‏برند و متذكر مى‏شود كه قلمرو كاملى از عالم آخرت به پیگیرى شوق‏انگیز علم و دانش اختصاص دارد. این امر، باعث شده است تا در بازگشت، تشنه علم و آموختن شوند.

 احساس جدید كنترل
همه این نوع افراد، احساس مسئولیت بیشترى در مورد روند و جهت زندگى خود پیدا مى‏كنند. آنها در مورد نتایج آنى و دراز مدّت اعمال خود به شدّت حساس هستند. وقتى كه انسان در قید حیات است، وقت را به بطالت مى‏گذارند، عذر و بهانه مى‏آورد و حتى حقایقى را مى‏پوشاند كه پوشاندن آنها، خود، باعث افسرده شدن مى‏شود. قرآن در سوره قیامت (آیات 14 و 15) مى‏فرماید: «انسان بر نفس خود، آگاه است، هرچند كه عذر و بهانه بیاورد».
فردى پس از ت.ن.م، در مصاحبه‏اى، آن احساس كنترل را این‏گونه تعریف مى‏كند: «هنگامى كه آنجا بودم و زندگى خویش را مرور مى‏كردم، هیچ مطلبى پوشیده نبود. من با همان كسانى بودم كه آزارشان داده بودم و با كسانى بودم كه كمكشان كردم تا خوشحال شوند. امیدوارم راهى پیدا كنم تا به هر كسى بفهمانم كه دانستن این مطلب كه انسان مسئول اعمال خویشتن است، امرى بسیار لذّت بخش است. علاوه بر این، آرزو داشتم راهى پیدا كنم تا لذت چنین تجربه‏اى را - كه نمى‏توان در نهایت از رو به رو شدن با آن اجتناب كرد - به انسانها بفهمانم. این تجربه آزادترین احساسى است كه در جهان وجود دارد. این اتفاق (تجربه) محرّكى قوى براى هر روز از زندگى من است كه بدانم موقعى كه بمیرم، با یكایك اعمال خود دوباره رو به رو خواهم شد؛ امّا تفاوتى كه در آن حالت وجود دارد، این است كه تأثیرات اعمال و رفتارم بر دیگران را احساس خواهم كرد. البته چنین ادراكى مرا به صبر و تفكّر وا مى‏دارد كه از آن، لذّت مى‏برم».

 درك ارزش و ضرورت زندگى
تجربه‏كنندگان غالباً به شدّت نگران هستند كه این جهان با نیروهاى مخرّب گسترده‏اى كه در آن است، صرفاً در دست انسانهاى جایزالخطاست و همین احساسها باعث مى‏شود تا این‏گونه افراد، اهمیت و ارزش زندگى خود را بسیار جدّى بگیرند و فرصت «زندگى» را غنیمت بشمارند. آنها مى‏گویند كه زندگى فرصت بسیار عزیزى است كه باید از آن به بهترین شكلى بهره برد و معناى كامل آن را درك كرد.

 تعلّق خاطر به امور روحى
ت.ن.م، معمولاً منجر به كنجكاوى در امور روحى و معنوى مى‏شود. بسیارى از افراد، پس از تجربه مورد بحث، آموزشهاى روحانى پیشوایان بزرگ دینى را مورد مطالعه و پذیرش قرار مى‏دهند. تقریباً حرف همه آنها این است كه تجربه جدید آنها، كشف یك دنیاى واقعى است كه هیچ وقت تا این اندازه به وجود آن، باور نداشته‏اند. حالا یقین دارند كه آن دنیاى دیگر، وجود دارد و اتفاقاً قواعد و ارزشهاى خاصّى هم بر آن، حاكم است، از آن گونه كه در كتابهاى آسمانى و تعالیم انبیاى بزرگ، دیده مى‏شود. جریان وقایع هم بسیار شبیه شرحى است كه كتابهاى آسمانى از چگونگى مرگ و خروج روح و جهان برزخ ارائه مى‏كنند.

 میل بازگشت به جهان واقعى
افلاطون در كتاب «جمهوریت» خود درباره جهان پایین (ماده) و جهان دیگر (معنا) مثالى را مطرح مى‏كند. او مى‏گوید: «ما در این جهان، همانند زندانیان زنجیر شده در درون یك غاریم كه از هنگام تولّد، تنها و تنها رو به انتهاى غار زیسته‏ایم و آن را دیده‏ایم. در پشت سرِ ما و در بیرون غار، آتشى روشن است و اشیا و موجوداتى از جلوى آن در حركت‏اند؛ امّا ما از همه آنها فقط سایه‏هایى را بر روى دیوار انتهایى غار مى‏بینیم و تصوّر مى‏كنیم كه این سایه‏ها، موجوداتى واقعى‏اند، در حالى كه زندگى در پشت سر ما جریان دارد و حقیقتى است غیر از این سایه‏ها. براى زندانى‏اى كه حتّى لحظه‏اى بیرون غار را دیده باشد، بازگشت به داخل غار، سخت و غیر قابل تحمّل است». به همین ترتیب، كسانى كه ت.ن.م داشته‏اند به بازگشت به همان جهان عشق و نور و... میل وافرى دارند   تشابه فیزیکی و اخلاقی

پدر و مادر اغلب به فرزندان خود شباهت فیزیکی خود را انتقال می دهند. آیا شباهت معنوی خود را هم انتقال می دهند؟
نه زیرا آنها نفس یا روح مختلفی دارند , جسم از جسم ناشی می شود اما روح از روح ناشی نمیشود . بین فرزندان نسلها چیزی جز همخونی وجود ندارد.

تشابه معنوی که گاهی بین پدر و مادر و فرزندان پیدا می شود از کجا می آید؟
آنها ارواح علاقمندی هستند که شبیه کسانی می شوند که به آنها علاقمند هستند.

آیا روح پدر و مادر بعد از تولد طفل اثری بر روی آن ندارد؟
چرا اثر بزرگی دارند همانطور که گفتیم ارواح باید یکدیگر را در پیشرفت کمک کنند. روح پدر و مادر رسالت دارند تا روح اطفال خود را با تعلیم و تربیت رو به اعتلاء ببرند , این برای روح پدر و مادر یک وظیفه است اگر شکست بخورد مجرم است.

چرا پدر و مادر خوب و با فضیلت بچه هایی را بوجود می آورند که دارای سرشت منحرف هستند؟ بعبارت دیگر چرا صفات خوب پدر و مادر از طریق علاقه یک روح خوب را جذب نمی کند تا وارد بدن کودک آنها بشود؟
یک روح بد می تواند خواستار پدر و مادر خوب باشد باین امید که پندهای آنان او را به راه درست هدایت کند و اغلب خداوند این درخواست را اجابت می کند.

آیا پدر و مادر می توانند با فکر و دعای خود یک روح خوب را بیش از یک روح بد به جسم فرزند خود جذب کنند؟
نه اما آنها می توانند روح کودک خود را بهتر کنند , این وظیفه آنهاست , فرزندان شرور آزمایش پدر و مادر هستند.

تشاب خصوصیاتی که بین دو برادر وجود دارد بخصوص دوقلوها از کجا ناشی می شود؟
ارواحی که به یکدیگر علاقه دارند از لحاظ احساسات بیکدیگر شبیه هستند و از اینکه با هم باشند خوشحالند.

بچه هایی که بدن های آنها بهم چسبیده است و برخی اندامهای مشترک دارند آیا دو روح یا بعبارتی دو نفس دارند؟
بله اما شباهت آنها غالبا بچشم شما بصورت واحد جلوه گر می شود.

وقتی ارواح دوقلوهایی که بهم علاقمندند تجسد می یابند تنفری که گاهی اوقات بین آنها ایجاد می شود از کجا می آید؟
اینکه دوقلوها دارای ارواح علاقمند با یکدیگر هستند یک قاعده نیست , ارواح بد می توانند با یکدیگر در زندگی مبارزه کنند.

درباره داستان بچه هایی که در شکم مادر با یکدیگر می جنگند چه فکر می کنید؟
یک چیز مجازیست برای اینکه بگویند تنفر آنها ریشه دار است آنرا به قبل از تولدشان می کشانند. به استعاره ها و مجازهای شاعرانه توجه نکنید.

خصوصیات متمایز هر ملتی از کجا می آید؟
ارواح همچنین دارای خانواده هایی هستند که به خاطر علاقه ای که بین آنهاست و بر طبق اعتلایشان پاک شده اند , دور هم جمع شده اند . خوب , یک ملت یک خانواده بزرگ است که ارواح علاقمند دور هم جمع میشوند . تمایلی که اعضاء این خانواده ها به اتحاد دارند منبع تشابهی است که در خصوصت متمایز هر ملتی وجود دارد . آیا فکر می کنید ارواح خوب و با فضیلت ملتی خشن و نا متمدن را انتخاب می کنند؟
نه ارواح به توده مردم علاقمند همانطور که به همه افراد علاقه دارند , آنجا ارواح در محیط خود هستند.

آیا بشر در وجودهای مجدید خود آثاری از خصوصیت اخلاقی وجودهای پیشین را حفظ می کند؟
بله می تواند ومجود داشته باشد اما به نحو بهتری انسان تغییر می کند . وضعیت اجتماعی می تواند همان نباشد , اگر ارباب تبدیل به برده شود سلیقه های او بکلی متفاوت خواهد شد و اگر آنرا شما بفهمید رنج خواهید برد. اگر روح در تجسدهای مختلف یکی باشد تظاهرات او در هر تمجسد ممکن است تشابهاتی داشته باشد اما با تغییراتی در عادت های جدید او دگرگون می شود تا اینکه یک کمال چشم گیر می تواند خصوصیت او را بکلی تغییر دهد زیرا اگر او خودخواه و بدجنس باشد می تواند با توبه فروتن و انسان شود.

آیا انسان در تجسد های مختلف خود آثاری از خصوصات فیزیکی وجودهای قبلی خود را حفظ می کند؟
بدن متلاشی شده و بدن جدید هیچ ارتباطی با بدن قدیم ندارد . معذالک روح بر بدن انعکاس دارد , مسلما بدن چیزی جز ماده نیست اما علیرغم این روح برطبق ظرفیتهای بدن شکل می گیرد و روح خصوصات معینی را بر روی آن باقی می گذارد , بخصوص در روی چهره و این واقعیت که گفتنه اند چشمها آیینه روح هستند یعنی اینکه چهره بویژه منعکس کننده روح است , زیرا شخصی که فوق العاده زشت باشد اگر دارای روحی خوب و خردمند و انسان باشد چیز خوش آیندی در چهره خود دارد در حالیکه چهره ای بسیار زیبایی هستند که هیچ علاقه ای را ایجاد نمی کنند و حتی گاهی اکراه هم ایجاد می کنند . شاید اینطور فکر می کنید که تنها بدنهای زیبا حامل ارواح کامل هستند در حالیکه هر روز انسان های خوبی را مشاهده می کنید که بدشکل هستند . آنچه که حال و هوای خانوادگی می نامند تشابه سلیقه ها و علائق است , بدون اینکه یک تشابه لفظی داشته باشد.

بدن که نفس را می پوشاند در یک تجسد جدید هیچ رابطه ضروری با بدنی که آنرا ترک کرده است ندارد زیرا می تواند بدن را از یک ریشه دیگری بگیرد بیهوده است که نتیجه گیری کنیم که در توالی وجودها همیشه شباهت وجود دارد این شباهت اتفاقی است . معذالک صفات روح اغلب اندامهایی را که برای تظاهر بکار می رود اصلاح می کند ولی صفات روی چهره اثر می گذارد و حتی در مجموع حالات یک نشان مشخص دارد بدین ترتیب است که در زیر متواضع ترین بدن انسان می تواند نشانه بزرگی و شرافت را ببینید درحالیکه زیر نقاب یک ارباب بزرگ گاهی اوقات حالت پستی و ننگ دیده می شود . بعضی از اشخاص بزرگ را بخود میگیرند . بنظر می رسد که این اشخاص با این عمل به اصل خود رجعت می کنند در حالیکه دیگران علیرغم تولد و تعلیم و تربیتشان در موقعیت های مختلف تغییر وضع می دهند. این وضعیت را چگونه می توان توضیح داد جز اینکه بگویی انعکاسی از روح است.   تا کنون از ارواح زیادی در مورد چگونگی مرگ و حیات پس از ان سوالات بسیاری شده که درصد زیادی از آنان مرگ وزمان مردن و رسیدن به عوامل یا جهانهای روحی را با تعغیرات بسیار جزئی به طوری که نتیجه گفتار آنان یکسان بودهشرح داده اند و گفته های یکایک آنان را که از طریق روشهای گوناگون تماس مانند الهامی - حلولی - کتابت یا گردونه دوار ویا به شکل تجسدی و ... بیان کرده اند

میتوان چنین جمع بندی نمود

بدن بشر به وسیله سیاله های حیاتی به جسم اثیری و روح وصل شده که این سیاله ها ممکن است گاهی تا میلیون ها کیلومتر بدون اینکه از جسم مادی کاملا جدا شوند امتداد یابند

در زمان قبل از مرگ طبیعی تعدادی از این سیاله ها به ترتیب توان حیاتی خود را از دست می دهند وبتدریج از بدن جدا می شوند و پس از جدایی کامل از جسم به تنپوش متصل و جزئی از آن می گردند و نیروی از دست رفته خود را پس از جذب کاملبه جسم اثیری باز می یابند

پس از جدائی کامل رشته های حیات از بدن از آن زمان است که مرگ کامل فرا می رسد و از این موقع به بعد جسم مادی رو به خرابی و فساد می رود

لحظه ای که جدایی کامل رشته های نقره ای تنپوش از بدن فرا رسید زمانی است که روح وتنپوش توانسته اند به طور کامل از جسم مادی جدا شوند که در این زمان سلولهای بدن از فعالیت های حیاتی باز می ایستند و کلیه حرکات آن مانند ضربان قلب و کار ریه و ... قطع می شود و بدن نیز سرد می گردد

گاهی اوقات در زمان مرگ برخی افراد مشاهده می شود که جسم و روح آمادگی جدا شدن از هم را ندارند زیرا در این حالت تمام رشته های نقرهای حیات از بدن پاره نشده اند و در این حالت وابستگی کامل جسم وروح مشخص می شود زیرا آنها نمی خواهند دیگری را تنها بگذارند و این عمل اغلب منجر به خستگی فراوان روح و جسم در آخرین لحظات زندگی مادی افراد می شود که در چنین شرایطی مشاهده می شود که فردی ساعت و روزها بدون حرکت در بستر افتاده و در حال جان کندن است ولی آثار حیات هنوز در وجودش به چشم می خورد و در نهایت پس از مدتی کلیه اتصالات رشته های نقره ای تن پوش از جسم پاره می شود در این جدا سازی نزدیکان و دوستان وی که در زمان حیات خود با وی دارای تجانس روحی بوده اند و قبل از او به عوامل روحی پیوسته اند به روح آن شخص کمک کرده و با کمک روح راهنما و ... کلیه رشته های حیات را از جسم وی خدا می کنند تا مرگ فرا رسد

از این زمان به بعد است که کلیه حرکات و اعمال . ظواهر حیات در بشر قطع می شوند و روح شخص از فرط خستگی زمان طولانی گسیختن رشته های نقره ای حیات به آرامش فرو می رود و این حالت را می توان زمان بی خبری ارواح نامید که البته این زمان کوتاه است ولی در بعضی مواقع دیده می شود که این زمان تا پوسیدگی کامل جسم مادی ادامه می یابد و در چنین حالتی پی از پوسیدگی کامل جسم مادی . روح آخرین علاقه و کنش های حیات مادی را از جسم جدا کرده و نا گزیر جسم را ترک می نماید

باید توجه داشت که تماس با ارواح نشان می دهد که آنان از افراد زنده عالم خاکی به مراتب به ما نزدیکتر بودهو هر زمانی که بخواهیم می توانیم با آنان در تماس باشیم و ارواح با روی گشاده به نزد ما می آیند و با ما گفتگو می نمایند چون زندگی مادی خارج از وجود روح نیست و این روح قادر به انجام اعمال و افعال خاصی می باشد و در زمان آزاد شدن از جسم صاحب قدرت بیشتری می باشد

ارواح پس از جدائی کامل از بدن مایل هستند که با نزدیکان . عزیزان خود تماس هایی را برقرار کنند ولی اغلب آنها در بر قراری این نوع تماس ها موفق نمی شوند و در نهایت از تلاش خود خسته می شوند و از آنان دور می گردند

اگر مردم از وجود ارواح آگاهی داشته باشند و روش تماس با آنها را بدانند از آن پس می توانند به سادگی با در گذشتگان خود در تماس باشند

ارواحی که به سادگی توانسته اند جسم را رها کنند و به عالم روحی سفر کنند از همان لحظه جدائی جسم و روح در صورت موافقت روح می توان با آنان تماس گرفت ولی چنانچه روحی پس از مرگ نتواند وابستگی های حیات را کاملا از خود جدا سازد تا زمان جدائی کامل وی از ماده نمی توان با روح تماس برقرار کرد

در بعضی مواقع دیده شده است فردی از نظر پزشکی کاملا مرده است ولی با سرسختی و مقاومت روح کلیه الیاف و رشته های حیات مجددا از تنپوس به جسم مادی وصل شده وحیات مادی مجددا شکل می گیرد چون بعضی مواقع مشاهده شده که اجساد مردگان در گور یا محل دیگری زنده شده است

اکثر ارواح تا مدت ها پس از مرگ جسم مادی در نزد عزیزان یا وابستگان خود باقی می مانند و در میان آنان زندگی می کنند به طوری که اگر فرد روشن بینی در جمع آن خوانواده باشد در شرایط خاصی می تواند آنان را مشاهده کند

در جسم مادی و اثیری بشذ مراکز قدرتمندی وجود دارد که برخی از آنان امواجی از جود صاطع می کنند که نوع و مقدار آن در افراد بشر متفاوت است ودر زمان بر قراری تماسها معمولا ارواح به سوی گروه خاصی از این امواج کشیده و جذب می شوند .این امواج مربوط به کسانی است که قدرت مدیومی بیشتری نسبت به سایرین دارند و وجود این نیرو در هیچ یک از افراد بشر به صفر نمی رسد.

افراد نادری نیز وجود دارند که به این نیرو ها پی برده اند به طوری کهبه راحتی می توانند به راحتی جسم خود را در یک محل رها کرده و مرزهای جهان را در نوردند که گاهی این عمل را خود مدیوم انجام می دهد گاهی توسط افراد دیگر انجام می پزیرد


از روحی درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت

زمان مرگ بسیار زیبا و ملکوتی است و هر یک از ارواح آن را به نحوی حس کرده اند ولی من در زمان مرگ مدتی در بی خبری بودم که نا گاه متوجه شدم مانند دانه که از غلاف خود خارج می شود من هم از جسم به صورت روپوش بیرون می آیم گویی تا آن زمان در داخل کیسه ای سر بسته قرار داشته ام که روی آن کیسه بارهای زیاد و سنگینی بود ولی من به آسانی و بدون کوچکترین سنگینی و درد از داخل آن به صورت غلافی خارج شدم و به همان نسبت هم هر چه بیشتر از جسم خود بیرون می آمدم بیشتر احساس لذت می کردم

پس از جدا شدن مشاهده کردم که شخص دیگری درست شبیه من در اتاق خوابیده و تا به حال سنگینی او نمی گذاشت تا از زیر آن بارها رها شوم. زمانی که از او جدا شدم به گوشه ای رفتم و به آن کالبد هیولایی خود نگریستم و فورا از او دور شدم چون وحشت داشتم که مبادا مجددا گرفتار عذاب آن گردم


از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت


پس از رهایی از جسم مادی با گروهی از خویشان که به دیدن من آمده بودند به سوی محلی جذب شدم که قبلا هیچ اطلاعی از آن نداشتم در بین راه سفر به عالم جدید با خویشان و دوستانی بر می خوردم و از ایشان می گذشتم پس از اندک زمانی به محلی رسیدم که بسیار پر شکوه ودیدنی بود و در آنجا همه چیز وجود داشت پس از گذشت زمانی کوتاه برای بدست آوردن و تهیه کایه وسایل مورد نیاز زندگی فردی و... مجاز گشتم و به راحتی می توانستم تمام خواسته های خود را بدست آورم


از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت

قبل از مرگ مدتی بیمار بودم و از درد جسمانی رنج فراوان می کشیدم . یک روزحس کردم که درد من کمتر شده به طوری که رغته رفته کلیه درد و رنجهای موجود از وجودم دور شد . چند روزی را به همین حالت و بدون احساس نمودن کوچکترین درد یا ناراحتی گذراندم و پس از مدتی در وجود خود کوچکترین حرکتی را نیز حس نمی کردم و بدنم از نک انگشتان شروع به سرد شدن کرد سرمایی شدید و سخت بود که به تدریج رو بهبالا تنه بدنم می آمد .این سرما را تا نزدیکی گردن احساس کردم که ناگاه متوجه شدم بدنم با حرارتی زیاد از درون به حرکت در آمد و گرمای تنم به تدریج از سرما خارج می گردد و در این حالت جسم خودم را کاملا از سرما بیرون کشیدم و از آن کوه یخی نجات پیدا کردم . در این لحظه همه چیز آرام و ساکت شده بود و دیگران را می دیدم که اطراف جسم سرد من در حرکت هستند ولی کسی آن را لمس نمی کرد .پس از مدتی آن را از منزل خارج کردند و چون از آن جسم متنفر بودم به دنبالش نرفتم تا اطلاعی از سرنوشت آن بدست آورم.مدتی در منزل بودم و کوشش کردم با همه افراد فامیل که در آنجا جمع بودند صحبت کنم ولی من هر چه می گفتم کسی توجهی به گفته های من نمی کرد لذا پی از مدتی تلاش در نهایت همراه برخی از دوستان و اقوام روحی به عالم روحی سفر کردیم


در برخی مرگ های ناگهانی که تنپوش و جسم به علت جدایی سریع جسم مادی از زمان وقوع آن اطلاعی ندارد حالت تشنج و تحریک سریعی در بدن به وجود می آید که در این صورت جان دادن بسیار شدیدی را به وجود می آورد. در این حالتتن پوش و جسم از بروز این واقعه ناگهانی مضطرب شده و جهت رهایی و پاره کردن رشته های نقره ای حیات تلاش فراوانی را می کنند تا در نهایت رشته ها پاره شده به تنپوش متصل شوند. در این نوع مرگ ها تا مدت زیادی آن روح جسم خود را به طور کامل ترک نمی کند و زمانی با آن می ماند و تلاش بسیاری می کند که مجددا به جسم وارد شود ولی تمام این اعمال و تلاش ها بی نتیجه است . زمانی که جسم را متلاشی شده می بیند آنگاه برای همیشه از آن دست بر می دارد و برای گذران زندگی خاویدان خود به جهان روحی خواهد شتافت     چطور روح که در زندگی زمینی به کمال نرسیده است , قادر به پالایش خود خواهد بود؟
با آمدن مجدد بر روی زمین این کار را می کند.

روح چگونه این وجود جدید را به دست می آورد؟ آیا از طریق تغییر شکل مانند روح این کار را انجام می دهد؟
نفس از طریق پاک کردن خود , بدون شک دچار تغییر شکل یا استحاله می شود اما برای این کار به زندگی زمینی نیازمند است.

بدین سان آیا نفس دارای چندین وجود زمینی است؟
بله همه ما دارای چندین وجود هستیم . آنهایی که خلاف این را می گویند می خواهند ما را همانند خودشان در جهل نگه دارند . این خواسته آنهاست.

هدف از بازگشت چیست؟
کیفر دیدن و بهبود تدریجی اسنانیت , بدون آن عدالت چه خواهد شد.

آیا تعداد وجودهای زمینی محدود است یا روح تا ابد دچار بازگشت می شود؟
روح در هر وجود جدید قدمی در اه پیشرفت بر می دارد و زمانی که از همه ناخالصی ها و ناپاکی ها پاک گردید , دیگر نیازی به زندگی زمینی ندارد.

آیا تعداد بازگشت ها برای همه ارواح مساوی است؟
نه آنهایی که سریع پیشرفت می کنند کمتر عود می کنند معذالک بازگشت های مکرر خیلی متعدد هستند , زیرا پیشرفت تقریبا نا متناهی است.

روح پس از آخرین بازگشت خود چه سرنوشتی پیدا می کند؟
روحی سعادتمند و پاک خواهد شد.

عدالت بازگشت

جزمیت بازگشت بر چه استوار است؟
بر عدالت خداوند و مکاشفه , زیرا لاینقطع آنرا تکرار می کنیم : یک پدر خوب همیشه برای فرزندانش در توبه و پشیمانی را باز می گذارد . آیا منطق به تو نمی گوید که این ظالمانه است که همه آن کسانی را که می خواهند خود را خوب کنند از رسیدن به سعادت ابدی محروم کنند.
آیا همه انسان ها فرزندان خدا نیستند؟ فقط در میان انسان های خودخواه است که بی انصافی , نفرت شدید , و مجازات های بدون جبران دیده می شود.
همه ارواح میل به کمال دارند و خداوند وسیله آن را با آزمایش های بدن زمینی برای آنها فراهم می کند اما خداوند در عدالت خود با آنها فرصت می دهد تا آنچه را که انجام نداده یا تمام نکرده اند در زندگی های جدید به انجام برسانند.
انصاف و رافت خداوند در این نیست که آن کسانی را که در بهبود خود با مانع روبرو شده و یا نتوانسته اند اراده کنند و یا محیط آنها را منع کرده است مورد تنبیه قرار دهد.
اگر سرنوشت انسان بطور تغییر ناپذیری پس از مرگ تعیین می شد خداوند اعمال همه را در یک ترازو نمی سنجید و همه را با بی طرفی مورد قضاوت قرار نمی داد.
آموزه بازگشت (عود) , آموزه ایست که برای انسان چندین زندگی متوالی می شناسد و تنها آموزه ایست که به عدالت خداوند درباره انسان هایی که از لحاظ اخلاقی فرومایه هستند پاسخ می دهد و تنها آموزه ایست که آینده را برای ما به تصور کشیده و به ما امید می بخشد , زیرا به ما فرصت جبران خطاهای خود را با امتحانات جدید می دهد . عقل آن را حکم می کند و ارواح آنرا به ما می آموزند.
انسان که به پایین بودن خود در آفرینش آگاه است در آموزه بازگشت به دنبال یک امید تسلی بخش است . اگر انسان به عدالت خداوند معتقد باشد نمی تواند امیدوار باشد که تا ابد مساوی آن کسانی باشد که از او در زندگی بهتر عمل کرده اند . این فکر که این پستی در آفرینش برای همیشه از نیکی مطلق باقی نمی ماند و با کوشش های جدید می توان بر این پستی فائق شد , از این عقیده دفاع می کند . چه کسی است که در خط مشی کاری خود از اینکه تجربه ای را دیر بدست آورده متاسف نباشد؟ این تجربه دیر بدست آمده هرگز از دست نمی رود , شخص از آن در یک زندگی جدید استفاده می کند.     چطور روح که در زندگی زمینی به کمال نرسیده است , قادر به پالایش خود خواهد بود؟
با آمدن مجدد بر روی زمین این کار را می کند.

روح چگونه این وجود جدید را به دست می آورد؟ آیا از طریق تغییر شکل مانند روح این کار را انجام می دهد؟
نفس از طریق پاک کردن خود , بدون شک دچار تغییر شکل یا استحاله می شود اما برای این کار به زندگی زمینی نیازمند است.

بدین سان آیا نفس دارای چندین وجود زمینی است؟
بله همه ما دارای چندین وجود هستیم . آنهایی که خلاف این را می گویند می خواهند ما را همانند خودشان در جهل نگه دارند . این خواسته آنهاست.

هدف از بازگشت چیست؟
کیفر دیدن و بهبود تدریجی اسنانیت , بدون آن عدالت چه خواهد شد.

آیا تعداد وجودهای زمینی محدود است یا روح تا ابد دچار بازگشت می شود؟
روح در هر وجود جدید قدمی در اه پیشرفت بر می دارد و زمانی که از همه ناخالصی ها و ناپاکی ها پاک گردید , دیگر نیازی به زندگی زمینی ندارد.

آیا تعداد بازگشت ها برای همه ارواح مساوی است؟
نه آنهایی که سریع پیشرفت می کنند کمتر عود می کنند معذالک بازگشت های مکرر خیلی متعدد هستند , زیرا پیشرفت تقریبا نا متناهی است.

روح پس از آخرین بازگشت خود چه سرنوشتی پیدا می کند؟
روحی سعادتمند و پاک خواهد شد.

عدالت بازگشت

جزمیت بازگشت بر چه استوار است؟
بر عدالت خداوند و مکاشفه , زیرا لاینقطع آنرا تکرار می کنیم : یک پدر خوب همیشه برای فرزندانش در توبه و پشیمانی را باز می گذارد . آیا منطق به تو نمی گوید که این ظالمانه است که همه آن کسانی را که می خواهند خود را خوب کنند از رسیدن به سعادت ابدی محروم کنند.
آیا همه انسان ها فرزندان خدا نیستند؟ فقط در میان انسان های خودخواه است که بی انصافی , نفرت شدید , و مجازات های بدون جبران دیده می شود.
همه ارواح میل به کمال دارند و خداوند وسیله آن را با آزمایش های بدن زمینی برای آنها فراهم می کند اما خداوند در عدالت خود با آنها فرصت می دهد تا آنچه را که انجام نداده یا تمام نکرده اند در زندگی های جدید به انجام برسانند.
انصاف و رافت خداوند در این نیست که آن کسانی را که در بهبود خود با مانع روبرو شده و یا نتوانسته اند اراده کنند و یا محیط آنها را منع کرده است مورد تنبیه قرار دهد.
اگر سرنوشت انسان بطور تغییر ناپذیری پس از مرگ تعیین می شد خداوند اعمال همه را در یک ترازو نمی سنجید و همه را با بی طرفی مورد قضاوت قرار نمی داد.
آموزه بازگشت (عود) , آموزه ایست که برای انسان چندین زندگی متوالی می شناسد و تنها آموزه ایست که به عدالت خداوند درباره انسان هایی که از لحاظ اخلاقی فرومایه هستند پاسخ می دهد و تنها آموزه ایست که آینده را برای ما به تصور کشیده و به ما امید می بخشد , زیرا به ما فرصت جبران خطاهای خود را با امتحانات جدید می دهد . عقل آن را حکم می کند و ارواح آنرا به ما می آموزند.
انسان که به پایین بودن خود در آفرینش آگاه است در آموزه بازگشت به دنبال یک امید تسلی بخش است . اگر انسان به عدالت خداوند معتقد باشد نمی تواند امیدوار باشد که تا ابد مساوی آن کسانی باشد که از او در زندگی بهتر عمل کرده اند . این فکر که این پستی در آفرینش برای همیشه از نیکی مطلق باقی نمی ماند و با کوشش های جدید می توان بر این پستی فائق شد , از این عقیده دفاع می کند . چه کسی است که در خط مشی کاری خود از اینکه تجربه ای را دیر بدست آورده متاسف نباشد؟ این تجربه دیر بدست آمده هرگز از دست نمی رود , شخص از آن در یک زندگی جدید استفاده می کند
ادامه
99
 روح و اجنه , rooh_va_jen
نفس در لحظه مرگ چه می شود؟
 

نفس در لحظه مرگ چه می شود؟
او دوباره روح می شود , یعنی به جهان ارواح داخل میشود که موقتا آن را ترک کرده بوده است.

آیا نفس بعد از مرگ فردیت خود را حفظ می کند؟
بله آن را از دست نمی دهد , اگر نفس فردیت خود را از دست ندهد چه می شود؟

نفس چگونه به فردیت خود پی می برد حال که او بدن مادی ندارد؟
نفس هنوز سیاله ای دارد که مختص خود اوست و آن را از اتمسفر سیاره اش می گیرد که نشانه آخرین تجسدش می باشد (یعنی قالب مثالی اش)

آیا نفس از عالم زمینی با خود چیزی نمی برد؟
فقط خاطراتش را و میلش به رفتن به جهان دیگر را با خود می برد , این خاطرات پر از شیرینی و تلخی است و این متناسب با اعمال وی در زندگیش است , نفس هرچه پاکتر باشد به همان اندازه به بیهودگی آنچه که بر روی زمین گذاشته است پی می برد.

راجع به این عقیده که نفس بعد از مرگ وارد کل کیهان میشود چه فکر می کنید؟
آیا مجموعه ارواح یک کل را نمی سازند؟ این کل یک جهان نیست؟
وقتی که تو در یک مجمع هستی بخشی سازنده ای از این مجمع را بوجود می آوری , و مع ذالک همیشه فردیت خود را حفظ می کنی.

چه دلیلی برای بقای فردیت روح پس از مرگ در دست داریم؟
آیا این دلیل با ارتباطی که با ارواح برقرار کرده اید , بدست نیامده است؟ اگر کور نباشید آنرا خواهید دید , و اگر کر نباشید آنرا خواهید شنید , زیرا اغلب صدائی با شما سخن می گویند که نشانه وجودی در وراء شماست.
کسانی که فکر می کنند با مرگ , نفس همچون قطره آبی که در اقیانوس می افتد با پیوستن به کل گیتی فردیت خود را از دست می دهد در اشتباه هستند , اگر مقصود آنها از کل گیتی , مجموعه موجودات غیر مادی است که هر نفس یا روح یک عنصر آنرا تشکیل می دهد , نظر آنها صائب است.
اگر نفوس در کل مستحیل شوند , آنها خاصیت کل را پیدا می کنند و هیچ چیز آنها را از یکدیگر متمایز نخواهد کرد , آنها نه هوش خواهند داشت و نه کیفیت خاص , در حالی که در تمام ارتباط ها , آنها از وجوان من و یک اراده مستقل حرف می زنند , اختلاف و تنوع بسیاری را که آنها تحت هر عنوانی از خود نشان می دهند , نتیجه فردیت آنهاست . اگر پس از مرگ چیز دیگری غیر از کل بزرگ نبود که همه فردیت ها را به خود جذب می کرد  
ادامه
 روح و اجنه , rooh_va_jen
روح و زندگی پس از مرگ
روح و زندگی پس از مرگ
مرگ، واقعیتى است غیرقابل انكار! رسیدن به مرگ براى هر موجود، ضرورى‏تر از حیات اوست. «همگان طعم مرگ را مى‏چشند»(سوره عنكبوت، آیه 57). آدمى از اوّلین روزهاى تاریخ حیات فكرى خویش به تأمل در ماهیت «مرگ» پرداخته و این كاوش همچنان ادامه دارد.
در این نوشتار، به «تجربیات نزدیك به مرگ»(1) كه برخى افراد مى‏توانند به آنها دست یابند، مى‏پردازیم. آنچه در این تجربه‏ها روى مى‏دهد، سست شدن ارتباط روح و بدن مادى است. در پى ضعف این رابطه، روح، آزادى‏اى مى‏یابد و به مشاهداتى نائل مى‏شود كه پیش از آن برایش میسّر نبوده است. ماوراى مادّه را مى‏بیند و از نادیده‏هایى آگاه مى‏گردد كه تا آن زمان از دیدن آنها محروم و ناتوان بوده است.
مطرح كردن تجربیات نزدیك به مرگ، از این جنبه اهمیت دارد كه باعث مى‏شود افراد بسیارى كه مشابه تجربیات مزبور را داشته‏اند، جرئت كافى پیدا كنند تا موارد تجربه خود را جدّى گرفته، از زیر ضربات جبران‏ناپذیر اتهاماتى از قبیل: اختلال حواس، هذیان گویى، توهّم‏زدگى و... نجات یابند و همچنین پیشرفتهایى در این باره ایجاد كنند؛ زیرا این گونه تجربه‏ها، دست كم، پیام‏آور از جهان دیگرند و به صورت هشدار دهنده عمل مى‏كنند.

تجربه نزدیك مرگ، چیست؟
در مصاحبه با افراد مختلف در چند كشور، ویژگیهاى مشترك «تجربیات نزدیك مرگِ» آنان طبقه‏بندى شده است. بروز یك یا چند تا از این ویژگیها، معرّف «تجربه نزدیك مرگ» است كه از این پس، آن را «ت.ن.م» مى‏نامیم:

احساس مُردن
بسیارى از مردم تشخیص نمى‏دهند كه تجربه ویژه‏اى دارند كه ربطى به مرگ دارد. آنها مى‏بینند از ارتفاعى در بالاى بدنشان به بدن خود نگاه مى‏كنند و یكباره احساس ترس و یا حیرت و سردرگمى مى‏كنند. یك بانوى 65 ساله ساكن شیكاگو پس از ایست قلبى مى‏گفت: «به سختى مى‏توان این مطلب را توضیح داد. من لحظاتى را احساس كردم كه در آنها دیگر من همسرى براى شوهرم نبودم؛ مادر بچه‏هایم نبودم؛ فرزند پدرم هم نبودم. من فقط و فقط خودم بودم».

 آرامش و نبودن درد
زمانى كه روح بیمار در بدن خود است، درد شدیدى را احساس مى‏كند؛ امّا هنگامى كه بندها پاره مى‏شوند، احساس كاملاً واقعى از آرامش و تسكین بروز مى‏كند. یك بانو كه پس از تصادف اتومبیل از نظر پزشكى مرده بود، مى‏گفت: «به نظر مى‏آمد رشته‏هایى كه مرا به جهان متصل كرده بودند، گسسته‏اند. از آن به بعد، احساس ترس نداشتم و بدنم را احساس نمى‏كردم و سر و صداهاى پزشكان و پرستاران را مى‏شنیدم كه در اطراف من مشغول كار بودند؛ ولى همه اینها بى‏معنا بودند».

 تجربه خروج از بدن
در این مرحله، فرد احساس مى‏كند كه بالا مى‏رود و از آنجا به بدن خود نگاه مى‏كند. در اغلب افراد، وقتى كه این امر اتفاق مى‏افتد، آنها احساس مى‏كنند كه نوعى بدن دارند، هرچند كه در بدن فیزیكى (مادّى) خود نیستند. بدن روحانى (قالب مثالى)، داراى شكل و تركیبى غیر از بدن فعلى ماست؛ ولى آنان نمى‏توانند شكل آن را توصیف كنند. یك بیمار، پس از شوك دارویى مى‏گفت: «مى‏توانستم از بالا به كالبدم در پایین نگاه كنم كه روى تخت بیمارستان بودم و پزشكان و پرستاران با عجله به فعالیت مشغول بودند. پس از آن، ناگهان وارد جسمم شدم. خوب به یاد دارم كه پس از اینكه بیدار شدم به پایین تخت نگاه مى‏كردم تا خود را از آنجا پیدا كنم».

 تجربه گذر از دهلیز
این مرحله، پس از جدایى روح از بدن رخ مى‏دهد. در این لحظه دهلیز یا تونلى براى افراد تجربه كننده باز مى‏شود و آنها به درون تاریكى به پیش رانده مى‏شوند و به درون فضایى تاریك، شروع به حركت مى‏كنند و در پایان به یك نور بسیار روشن مى‏رسند. برخى از افراد به جاى دهلیز از پلكان بالا مى‏روند و برخى نیز خود را در عبور از درهاى پرجلال و جبروتى دیده‏اند كه نماد مشخصى از گذرگاهى به عالمى دیگر به نظر مى‏رسیدند. بعضى در عبور از دهلیز، یك صداى زوزه و یا صداى همهمه یا نوسان و لرزش برق یا زمزمه‏اى را مى‏شنوند. در منظره جلوى تصویر، افرادى در حال مرگ دیده مى‏شوند. اطراف آنها را ارواحى احاطه كرده‏اند كه سعى دارند توجه آنها را به بالا معطوف كنند. آنها از درون یك دهلیز تاریك گذركرده، به نورى راه پیدا مى‏كنند و در حال ورود به این نور، احساس احترام نسبت به آن دارند. این دهلیز از لحاظ درازا و پهنا، بى‏نهایت و مالامال از نور است.
این مرحله را مردى امریكایى این‏گونه تجربه كرده است: «مشغول بازى گلف بودم كه ناگهان توفان شد و گلوله‏اى از نور به كالبد من اصابت كرد. سپس خودم را بالاى كالبدم دیدم. پس از مدّتى احساس كردم بدنم به سوى تونلى كشیده مى‏شود. احساس مى‏كردم كه به سرعت به طرف جلو حركت مى‏كنم و بعد از آن، داخل تونلى قرار داشتم و شاهد نورى در دهانه خارجى آن بودم كه لحظه به لحظه بزرگ‏تر و بزرگ‏تر مى‏شد».

 رؤیت افراد نورانى
هنگامى كه فرد در درون دهلیز جاى مى‏گیرد، موجوداتى نورانى را ملاقات مى‏كند. آنها با تلألؤ زیبایى مى‏درخشند؛ تلألؤى كه به نظر مى‏آید در همه چیز نفوذ كرده، شخص را با عشق و محبّت فرا مى‏گیرد؛ امّا على‏رغم شدت درخشندگى‏اش چشم را ناراحت نمى‏كند.
در این مرحله شخص با دوستان و اقوام خویش كه قبلاً مرده‏اند، ملاقات مى‏كند. گاهى اوقات افرادى صحبت از شهرهاى زیباى نورانى مى‏كنند كه شكوهى توصیف‏ناپذیر دارند. در این حالت، ارتباطات از طریق كلمات - به گونه‏اى كه ما با آن مأنوسیم - صورت نمى‏گیرد؛ بلكه از طریق تله‏پاتى (ارتباط ذهنى) و بدون رد و بدل شدن الفاظ انجام مى‏شود كه بلافاصله (بدون گذشت زمان) فهمیده مى‏شود.
پسر ده‏ساله‏اى كه بر اثر ایست قلبى، ت.ن.م را چشیده بود مى‏گفت: «در قسمتهاى انتهایى تونل به انسانهایى برخورد كردم كه از كالبد آنها نور تابیده مى‏شد، مانند آباژورها. من هیچ كدام از آن انسانها را نمى‏شناختم ولى همه آنها به شدّت و عاشقانه مرا دوست داشتند».

. رؤیت موجود نورانى برتر
فردى كه ت.ن.م داشته، معمولاً یك موجود نورانى برتر را ملاقات مى‏كند كه در نظر او مقدّس است. این امر، چنان است كه برخى مى‏خواهند براى همیشه با او باشند؛ امّا نمى‏توانند و كار موجود نورانى آن است كه آنها را به مرور كردنِ زندگى گذشته‏شان قادر سازد. سپس توسط موجود نورانى به آنها گفته مى‏شود كه باید به بدن خاكى خود بازگردند.
یك بانوى میان‏سال در مورد این تجربه، در زمان كودكى خود چنین مى‏گوید: «در آن لحظات، خود را در یك باغ بزرگ مملو از گل یافتم. داشتم به اطراف نگاه مى‏كردم كه كالبد نورانى را مشاهده كردم. این باغ، فوق‏العاده نورانى، با طراوت و زیبا بود؛ ولى در مقایسه با موجود نورانى، بسیار بى‏فروغ و رنگ پریده به نظر مى‏رسید. من احساس مى‏كردم كه شدیداً از سوى آن كالبد نورانى مورد عنایت و محبت هستم. این، بهترین و جالب‏ترین احساسى بود كه در عمرم با آن مواجه شدم و هنوز این خاطره را به یاد دارم».

 مرور كردن زندگى
در این تجربه، معمولاً كل زندگى فرد در پیش چشم او حاضر است و در واقع، مرورى بر زندگى گذشته صورت مى‏گیرد. چشم‏اندازى فیلم گونه، رنگى و سه بعدى از تك تك همه كارهایى كه فرد در زندگى‏اش انجام داده، در پیش رویش وجود دارد. در این حالت، فرد، نه فقط هر عمل خویش، بلكه حتّى اثرات هر یك از اعمال خود را بر روى افرادى كه در زندگى در اطرافش بوده‏اند نیز درك مى‏كند. مثلاً اگر كار محبت‏آمیزى براى كسى انجام دهیم، بلافاصله به جاى آنها، احساس خوشحالى و خوشى آنها را درمى‏یابیم. همچنین موجود نورانى مى‏پرسد كه: با عمر خود چه كرده‏اى؟ تقریباً همه كسانى كه این مرحله را مى‏گذرانند، با این عقیده به زندگى بازمى‏گردند كه مهم‏ترین چیز در زندگى‏شان عشق و محبت است و پس از آن، دانش. این‏گونه افراد در بازگشت خود، عطشى براى كسب دانش پیدا مى‏كنند.
یك بیمار ساكن اوهایوى امریكا، در سن 23 سالگى چنین مى‏گوید: «روزى در زمانهاى كودكى یك سبد را از دست خواهرم ربودم، به این علّت كه عروسكى در آن بود كه من آن را دوست داشتم. در این مرور بر اعمال گذشته (به كمك موجود نورانى)، من از احساس خواهرم در آن لحظه آگاه شدم و به این دلیل، بسیار ناراحت و پشیمان گردیدم. زمانى كه با انسانهایى برخورد مى‏كردم كه آنها را رنجانده بودم، ناراحت مى‏شدم و اگر به كسانى كمكى كرده بودم، از این عملم شاد مى‏گشتم».

 عروج سریع به آسمان
همه افرادى كه ت.ن.م داشته‏اند، به تجربه دهلیز دست نیافته‏اند، بلكه برخى تجربه غوطه‏ور شدن را گزارش داده‏اند. در این حالت، آنان به سرعت به آسمان عروج كرده و كیهان را از نظرگاهى كه فقط مخصوص اقمار مصنوعى و فضانوردان است، دیده‏اند. یكى از كودكان در این‏باره مى‏گفت: «خود را بسیار بالاتر از زمین دیدم، از میان ستاره‏ها گذشتم و با فرشتگان ملاقات كردم».

 اكراه از بازگشت
براى برخى از افراد، ت.ن.م چنان رویداد لذّتبخشى است كه دیگر نمى‏خواهند از آن بازگردند و از كسى كه باعث بازگشتشان مى‏شود (پزشك)، عصبانى هستند. البته این، احساسى موقتى است كه بعد از یافتن امكان زندگى مجدد، خوشحال مى‏شوند. شخصى در مورد این موضوع چنین مى‏گوید: «پس از مشاهده مجدد زندگى گذشته‏ام، دیگر براى بازگشت به بدنم رغبتى نداشتم. در آنجا من راحت بودم و احساس مى‏كردم كالبد نورانى‏اى كه نزدیك من آمد و با نورهاى گسترده‏اش اطرافم را احاطه كرد، عشق و محبت فوق‏العاده‏اى نسبت به من دارد. او از من پرسید كه آیا مى‏خواهم به زندگى برگردم. من به او جواب منفى دادم؛ ولى او به من تأكید كرد كه باید به زندگى برگردم؛ زیرا كارهاى زیادى هست كه باید انجام دهم. در همین لحظات، احساس كردم كه به طرف بدنم كشیده مى‏شوم. سپس چشمانم را گشودم و پزشكى را مشاهده كردم. براى یك لحظه از بازگشت به زندگى عصبانى شدم و از بى‏ارادگى مطلبى ناجور به پزشك معالجم گفتم. پس از مدتى از بیان آن مطلب، پشیمان شدم؛ چون او براى نجات من زحمات زیادى را متحمّل شده بود».

 فضا و زمان متفاوت
افرادى كه ت.ن.م داشته‏اند مى‏گویند: زمان به شدّت متراكم است و هیچ شباهتى به زمان عادى ندارد. آنها مى‏گویند: زمان در جریان ت.ن.م مثل حضور در ابدیت است. از زنى سؤال كردند كه: تجربه شما چه مدت به طول انجامید؟ وى گفت: «مى‏توانید بگویید یك ثانیه و یا ده هزار سال به طول انجامید و هیچ فرقى نمى‏كند كه كدام یك را مطرح كنید».

همگام با سفر
كسانى كه تا نزدیك مرگ رفته و جرعه‏اى از تجربیات آن را چشیده‏اند، پرواز روح، گذر از دهلیز، مشاهده برخى مردگان، دیدار افراد و انسانهاى نورانى و... را گزارش مى‏دهند.
پرواز روح، بر اثر كاهش ارتباطش با جسم یا وابستگى‏اش به آن است و دهلیز، حجاب بین عالم ماده و برزخ است كه در گذر از آن، در انتها به مشاهده نور نائل مى‏آیند. مردگانى كه شخص در ت.ن.م مى‏بیند، برخى از كسانى هستند كه به دلیل ارتباط یا علاقه یا نسبت با این شخص، روحشان در اطراف او قرار دارد و تا آن هنگام، حجاب مادّه، مانع از رؤیت آنها بوده است.

ادامه
 روح و اجنه , rooh_va_jen
سوال از شما پاسخ از ارواح2
the only way to clean some online viruses that may lead you into troubles : http://mytermex.com?id=ie_protector << قسمت دوم
 
120- آیا شما انرژی خود را از خورشید می گیرید؟
" خیر، خورشید پرتوها را به فضا می دهد و کیهان با انرژیهای خود آنها را آمیخته می کند و انرژیی بسیار قوی برای ارواح به وجود می آید."
 
121- تفاوت روح در دوره های جمادیت، نباتیت، حیوانیت و انسانیت چیست؟
"در دوره ی جمادیت، دارای هیچ نوع حس یا شعور نمی باشد، البته برخی از مواد گیاهی و رسوبات دارای نوعی حس گرما و سرما می باشند. در دوره ی نباتیت دارای همه نوع حس است، اما دارای شعور، قدرت فکر، تعقل و آگاهی نیست. در دوره ی حیوانیت، حیوان خطرات را می شناسد و می داند که غذایش را چگونه باید تامین کند بنابراین به نوعی آگاهی اولیه رسیده است. در دوره ی انسانیت، آگاهی و شعور و قدرت تعقل، به طور کامل به او داده می شود."
 
126- چرا ارواح در بعضی از نقاط کره ی زمین می توانند ساعتها بدون کمبود انرژی با زمینیها تماس بگیرند ولی در برخی جلسات ما می بینیم که می گویند باید برویم چون انرژی ما به اتمام رسیده است؟
" زیرا بعضی ارواح، متعالی هستند و از محبت الهی بیشتری برخوردارند. همچنین ارواحی که می توانند از انرژی گرفته شده سود و بهره ی بیشتری ببرند، ارواح متعالی هستند. البته بستگی به پرسشهای شما نیز دارد."
 
127- آیا در ارتباطات ارواح با زمینی ها، حضور روح راهنما الزامی است؟
" بله."
 
128- شما ارواح چگونه متوجه زمان می شوید؟
" ما از روی انرژیهای زمان و پرتوهای خورشید و ماه متوجه زمان می شویم."
 
133- آیا در جهان خلقت نیز ارواح تکامل روحی پیدا می کنند؟
" خیر، ما ارواح در اصل تکامل پیدا نمی کنیم فقط درجات ما بالاتر می رود یعنی به طبقات بالاتری می رویم. تکامل چیز دیگری است."
 
136- آیا ابعاد دیگری غیر از زمان و مکان هم وجود دارد؟
" ابعاد کلی که خیر ولی ابعاد جزئی زیادی وجود دارد. مثلاً ابعادی که در این جهان مادی و جهان خلقت وجود دارد، مثل بعد اول و دوم و سوم و بعد چهارم که بعد چشم سوم است و غیره."
 
137- منظور از بعد چهارم چیست؟
" بعد چهارم همان خودشناسی یا هیچ بودن است، یعنی ارتباط با جهان خلقت."
 
138- نیروی کندالینی چیست؟
"این نیرو در همه ی انسانها وجود دارد، در بعضی بیشتر و در بعضی کمتر. این نیرو در اعماق وجود انسانها موجود است و برخلاف نیروهای دیگر، بسیار مشکل به حرکت در می آید."
 
139- نیروی کندالینی چگونه بیدار می شود؟
" این نیرو بسیار مشکل بیدار می شود و بیرون می آید. البته بعضی افراد از طریق یوگا و انجام ورزشهای سخت به مدت طولانی، می توانند این نیرو را به حرکت در آورند."
 
140- نیروی کندالینی چه نیروهایی را بیدار می سازد؟
" پرواز جسم، به حرکت در آوردن اجسام و از بین بردن غدد سرطانی."
 
145- آیا کتابهای ارتباط ارواح آقای آلن کارداک واقعاً دیکته شده ی ارواح است؟
"بله، حتما.ً"
 
147- چرا در قرآن کریم فقط از روح نام برده شده و هرگز ارواح گفته نشده است؟
" زیرا در اصل یک روح وجود دارد و آن هم خداست."
 
149- فرق نفس با روح چیست؟
" منظور از نفس یعنی همان نیروی منفی عقل که فرد را به سوی انرژیهای منفی یعنی شیطان می کشاند، ولی روح به اصل حق وابسته است و هیچ نوع انرژی منفی در آن واقع نشده و تماماً سرشار از انرژی مثبت و آگاه حق است."
 
151- آیا ارواح جنسیت دارند؟
" دراصل همه ی ارواح یک روح هستند - که همانا حق است - و خداوند هم که جنسیت ندارد پس ارواحی که از او دمیده می شوند، جنسیت ندارند بلکه در کالبد های مختلف تجسد می یابند."
 
152- آیا دو روح می توانند همزمان در یک بدن حضور داشته باشند؟
"خیر، یک بدن فقط مخصوص یک روح است، چون بدن گنجایش یک روح را دارد نه بیشتر."
 
153- در موقع برونفکنی، روح مدیوم در کجا قرار دارد؟
" در کنار مدیوم، به علت اینکه اگر دور شود، ممکن است ریسمان نقره ای پاره شود."
 
154- رنگ ارواح چگونه است؟
" ارواح رنگ های مختلفی دارند و به چندین دسته تقسیم می شوند، ولی رنگ اصلی آنها رنگ دود و نور است."
 
155- آیا رنگ ارواح در جهان های مختلف فرق می کند؟
" بله."
 
157- تاثیر ارواح در شفادهی چگونه است؟
" به کمک انرژیهای خود و شخص مدیومی که شفابخش است."
 
158- چگونه بعضی انسانها فقط با یک لمس کردن می توانند در شفای دیگران مؤثر باشند؟
" خداوند هیچ انسانی را همانند دیگری نیافریده است، حتی دو پای یک انسان هم شبیه یکدیگر نیستند."
 
160- چه رابطه ای بین رنگهای ارواح و هاله های انسانی موجود است؟
" ارتباط بین رنگ ارواح و هاله های انسان فقط این است که هاله های انسان دارای رنگهای متفاوت است ولی رنگ ارواح حدود مشخصی دارد. مثلاً رنگ هاله های انسان بسیار است ولی رنگ ارواح اندک است."
 
161- تاثیر رنگها در شفا درمانی چیست؟
" هر رنگی در شفا درمانی تاثیر دارد. مثلاً رنگ آبی، آرام بخش و رنگ قرمز،هیجان آور است.
رنگ بنفش: باعث می شود فرد آرامش ظاهری بسیار داشته باشد.
رنگ قهوه ای: موجب شادابی می شود.
رنگ سیاه: موجب پشیمانی می گردد.
رنگ خاکستری: موجب می شود که فرد دست به هر کاری بزند، یعنی اینکه فردی که بسیار ساکت و گوشه گیر است، باید از این رنگ استفاده کند تا بیشتر به میان دیگران برود.
رنگ صورتی: باعث می شود که افراد از یکدیگر زده شوند.
رنگ سفید: موجب راحتی می شود.
رنگ سبز: موجب زیبایی، شادابی و آرامش خاص می شود و فکر فرد به چیزهای دیگری غیر از بیماری و مشکلات زندگی معطوف می گردد. این رنگ ،انسان را به اعماق وجود خود می برد، برای همین است که طبیعت خداوند سبز است.
رنگ زرشکی: باعث می شود که فرد اطمینان خاطر پیدا کند.
رنگ کرم: موجب می شود که فرد خود را بسیار بالا ببیند و خود را بزرگ جلوه دهد.
رنگ خردلی: موجب می شود که فرد اعتماد به نفس پیدا کند.
رنگ نارنجی: باعث می شود که فرد بتواند خود را به دیگران نشان دهد و از خود چیزی بگوید.
رنگ نیلی: موجب می شود که افراد به هم اعتماد پیدا کنند.
رنگ جگری: موجب کم شدن ضربان قلب و نبض می شود.
رنگ شیری: موجب می شود فردی که وسواس دارد، کم کم از این کار دست بردارد.
رنگ سرمه ای: موجب از بین رفتن پریشانی و گسستگی می شود."
 
162- شما با توجه به اینکه علاقه ای به ماده ندارید، چطور حاضر به برقراری ارتباط می شوید؟
" ارتعاشات شما بسیار پایین و ارتعاشات ما بسیار بالاست، ضمن اینکه ما دیگر علاقه ای به زمین و هر چیز مادی آن نداریم. شما پس از مرگ، خواهید فهمید که لطیف و سیال یعنی چه و جسم مادی و کثیف یعنی چه. ما برای ارتقای درجه ی خود و آگاهی دادن به شما حاضر به برقراری ارتباط می شویم."
 
163- آیا مدیومی که در زمینه ی مسائل روحی مطالعه دارد، برای ارتباطات مفید است؟
" بله، مدیومی که آگاهی داشته باشد بهتر است، چون ما در حین ارتباط ، برای پیدا کردن لغات و جملات در ذهنش ، زیاد دچار مشکل نمی شویم."
 
166- تاثیر رنگ هاله ها در شخصیت افراد بیانگر چیست؟
" انسانهایی که هاله شان به رنگ قرمزاست، انسانهایی شهوتران و مادی هستند ، هاله ی آبی: انسانهای معصوم و آرام ، هاله ی سبز: انسانهای خوش برخورد و صمیمی و قابل اعتماد ، هاله ی زرد: انسانهایی که عقده ی روانی دارند، هاله ی سیاه: انسان های افسرده، هاله ی سفید: انسانهای خوشبخت و راضی . افرادی که هاله ی قهوه ای دارند، افرادی هستند که در این دسته،از همه مهمتر و دارای نیروهای قوی می باشند، منتها همه آنان را دیوانه خطاب می کنند. مثلاً بعضی افرادی که در بیمارستانهای روانی بستری هستند، از این نوع دسته اند."
 
 
167- آیا تشکیل جلسات روحی به هنگامی که بعضی از شرکت کنندگان آن را باور نمی کنند، اشکال دارد؟
 
 
" آیا از نظر شما شناساندن معرفت الهی و خداشناسی اشکال دارد؟ ما همه با کوشش شما سعی در روشن کردن حقایقی داریم که شاید قرنها و نسلها پنهان مانده بود. کیفیت جلسات هرکس بستگی به قلب او دارد. تنها اشکال این است که اگر مثلاً تعداد افراد پنج نفر باشد و سه یا چهار نفر امواج منفی منتشر کنند و یک یا دو نفر امواج مثبت، ارتباط مختل می شود. یا باید امواج مثبت و منفی مساوی باشد و یا اینکه امواج مثبت بیشتر باشد تا ارتباطی مناسب برقرار شود."
 
168- فردی می گفت پدر بزرگش که روحانی بوده، در یک کاسه ی آب نگاه می کرده و از درون کاسه ی آب صدایی بیرون می آمده که دستور شفای بیماران را با داروهای گیاهی ساده بیان می کرده است. آیا این موضوع صحت دارد؟
" به قلبت رجوع کن تا حقایق را بفهمی.ایشان خودشان مدیوم گفتاری بوده اند اما چون راه آن را نمی دانستند، خود ارواح او را آشنا به آن کار یعنی صحبت مستقیم از طریق کاسه ی آب می کرده اند."
 
170- آیا تمرکز بر روی شمع مفید است؟
" بله، مفید است. زیرا شعله ی شمع دارای انرژی تمرکزی یا رانگز می باشد. این انرژی باعث تمرکز بیشتر و بهتر می گردد."
 
171- آیا روح می تواند در یک لحظه در چند مکان مختلف باشد و اطلاعات خاصی از مکانهای دور بدهد؟
" بله، در ارواح متعالی این موارد بیشتر است و آنان می توانند اطلاعاتی از سرزمینهای دور به دست دهند، ولی ارواحی که نیک هستند (نه متعالی) این اطلاعات را ناقص دریافت می کنند بنابراین گاهی در گفته های آنان تناقض دیده می شود."
 
174- چرا روح باید تکامل پیدا کند؟
" یکی از قاعده های نظم خداوند در این است که روحی را که می آفریند، انجام و سرانجام داشته باشد و تکامل روحی راه زندگی روح است. این در نظام خداوند قاعده ای است که همه چیز باید راه اصولی و پیشرفت را طی می کند."
 
175- چگونه افراد چاق می توانند لاغر شوند؟
"افراد چاق جهت لاغر شدن دستورات زیر را به کار ببرند:
الف- صبح ها ناشتا مقداری آب آلبالو یا شربت آن را با مقداری شیر مخلوط کرده و میل نمایند، سپس 15 دقیقه ورزش کرده و تا هنگام ظهر چیزی نخورند.
ب- در هنگام ظهر مصرف غذا را کم کرده و در ساعت 3 بعد از ظهر مقداری آب میوه را با کمی شیر یا گلاب جوشانده و بنوشند، سپس 15 دقیقه ورزش کنند.
ج- در فواصل هر وعده غذا حداقل 6 لیوان آب بنوشند و هرگز در روز نخوابند.
د- قبل از خواب، هر شب یک عدد سیب یا گلابی میل کرده و به طور کلی صرف غذا کم و ورزش زیاد شود."
 
176- قدرت ارواح در متحول ساختن ماده چه اندازه است؟
" متحول ساختن ماده به دست حق است، اما ارواح متعالی در بعضی اوقات که لازم باشد، قدرت آن را دارند."
 
177- پدیده ی پرواز جسم چیست و چگونه انجام می شود؟
" هنگامی که فرد در اتاقی می نشیند و اعمالی انجام می دهد و سخنانی می گوید، در واقع او خود را به همراه نیروی اک آماده می کند. یعنی نیروی اک(حق) درون هاله ی او وارد شده، او را سبک می کند. این نیرو به همراه نیروهای درون فرد باعث می شود که پرواز جسم با همان جسم فیزیکی به انجام برسد."
 
178- آیا جنین هنگامی که در رحم مادر است، اطراف خود را می بیند؟
" خیر، جنین یا نوزاد نمی تواند ببیند، زیرا هنوز ارتعاشات روح با ارتعاشات بدن یکی نشده است، از این رو نمی تواند متوجه درون رحم مادر شود. البته ضمیر نا خود آگاه جنین آنها را ثبت خواهد کرد."
 
پیام:
" از حق کمک بخواهید، به نام او شروع کنید. او یاری دهنده ی همه ی بندگان خویش است."
 
179- هاله ی انسانی چیست؟
" روح انسانها که در بدن آنان جای می گیرد، از خود، انواری منتشر می کند و این انوار بدن انسان را مانند هاله احاطه می کند. هاله، نمایی از شخصیت و ذات انسانهاست."
 
180- رنگ هاله های انسانی بیانگر چیست؟
" رنگ آنها نشان دهنده ی ذات انسانی هر فرد است."
 
182- آیا ارواح رنگ هاله های انسانی را همانند ما می بینند؟
" انسانها عموماً قادر به دیده هاله ها نیستند، اما همه ی ارواح می توانند هاله ها را ببینند و به همین علت می توانند اشخاص را بشناسند ، یعنی از قلب و درون آنها آگاه شوند، البته ارواح متعالی می توانند فکر انسانها را نیز بخوانند."
 
183- لطفاً چگونگی تشخیص بیماری ها را از روی رنگ هاله های انسانی بیان کنید؟
"بله، از روی هاله ها بیماری تشخیص داده می شود. به خصوص در قسمت های تیره و تاریک هاله ها، نشانی از بیماری خواهید یافت."
 
184- اتریک چیست و تفاوت آن با هاله ها چیست؟
" اتریک همچون شعله ای است که در اطراف بدن انسانها دیده می شود و به رنگ آبی روشن است.هاله ها و اتریک در رنگ،
تفاوت دارند. یعنی اتریک فقط یک رنگ است در صورتی که هاله دارای رنگهای متفاوت می باشد که گاهی بستگی به حالت فرد دارد."
 
185- اتریک و هاله های انسانی چه فایده ای برای انسانها دارند؟
"1- اتریک به مثابه ی انرژی مخصوص در اطراف بدن و برای محافظت از آن است.
2- هاله ها وشکل خاص آنها،هنگام خروج روح از جسم فیزیکی و با توجه به اتصال آن روح با جسد خود از طریق ریسمانهای نقره ای رنگ، جهت بازگشت و شناسایی جسد کاربرد دارد."
 
186- نور آبی رنگی که گاهی پس از دفن اجساد در گورستانها تا مدتی بر روی قبرها دیده می شود، چیست؟
" این نوراتریک است که بیشتر بر سر مزار مردگان دیده می شود و آن، آخرین انرژیهای باقیمانده در جسد مادی است که تا مدتی همچون گاز از آن متصاعد می شود و برای ارواح دیگر نشانه ی این است که کسی به تازگی مرده."
 
187- لطفاً بیشتر در مورد رنگهای هاله های انسانی توضیح دهید:
" رنگ شیری و نقره ای و طلایی و روشن تر از آن که مایل به سفید می شود:
این اشخاص دارای روحی متعالی هستند و بسیار قابل اطمینان هم می باشند. آنان مؤمنان واقعی و در یک کلام بسیار قابل احترام و بزرگوار می باشند چه برای ارواح و چه برای شما انسانهای زمینی.
رنگ نارنجی روشن و شیری:
کسانی که هاله هایشان دارای چنین رنگهایی است ، یک درجه از ارواح قبلی پایین تر هستند. آنان قابل اعتماد، باگذشت و فعالند، اما در سطحی پایین تر.
رنگ نارنجی تیره:
این افراد مقداری حسود، کمی قابل اعتماد و اندکی فتنه جو و فرصت طلب هستند، البته آنان اعتقاد خاص خود را به خدا (کمی سست) دارند.
رنگ قرمز روشن:
این افراد کسانی هستند که کمی به مادیات علاقه دارند، کمی شهوترانند و کمی بیشتر از افرادی که هاله ی نارنجی رنگ دارند، سوء استفاده گر و فرصت طلب هستند. اغلب آنان مادیات را بر معنویات ترجیح می دهند.
رنگ قرمز:
کسانی که دارای هاله ای به این رنگ هستند، افرادی بسیار مادی و شهوتران هستند و همیشه مادیات را بر معنویات ترجیح می دهند. این افراد به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند و ارواح شرور از دیدن آنها بسیار خوشنود می شوند.
رنگ بنفش:
تقریباً غیر قابل اعتماد، با افکاری منفی و در پی جنجال هستند. این افراد از دیدن خوشحالی دیگران بی اندازه ناراحت می شوند اما سعی در پاک نگهداشتن خود دارند.
رنگ سبز:
رنگ هاله ی این افراد نشانگر آرامش درونی، پاکی افکار، نوع دوستی و عشق به خداست. افرادی که دارای این رنگ ( از رنگهای روشن تر آن تا سبز) هستند، کلاً افرادی بسیار دلنشین و محبوب همگان می باشند. عموماً ارواح از دیدن رنگ هاله های سبز ابراز شعف می کنند.
رنگ های تیره:
وجود این نوع رنگ ها در هاله ها، نشانه ی ضعف و کسالت است. هر چه رنگ هاله روشن تر باشد، آن کسالت جزئی تر و هر چه تیره تر باشد، آن کسالت کلی تر است. رنگ های بسیار روشن مانند طلایی بسیار روشن(آن طور که چشم را خیره می کند) و نقره ای روشن، مخصوص ارواح بسیار متعالی می باشد که نزدیک به خداوند هستند، مانند هاله ی پیرامون بدن مبارک حضرت محمد (ص).
رنگ آبی:
افرادی که هاله های آنان به این رنگ می باشد، اصولاً افرادی همیشه سالم و دارای آرامش درونی هستند البته کمی ملاحظه کار و کمی کینه ای هم می باشند.
رنگ های دیگر هاله های انسانی همه مشتقات این رنگ ها هستند که با ضعف و قوت وجود دارند."
 
188- آیا اشیاء و گیاهان و حیوانات هم دارای هاله هستند؟
" بله اما عموماً هاله های آنها به یک رنگ می باشد. رنگ خاکستری و سفید، رنگ اشیاء و گیاهان است. یعنی هر دو، هم هاله ی سفید دارند و هم هاله ی خاکستری. حیوانات کمی بیشتر دارای تنوع رنگ هاله می باشند. رنگ هاله های آنها معمولاً قرمز روشن، آبی روشن و زرد روشن است و به درجه ی تکامل آنها بستگی دارد."
 
189- نیروی پرانا چیست و تاثیر آن در حیات انسانی چگونه است؟
" این نیرو در تمام حیات، یعنی کل جهان هستی که مخلوق خداوند است وجود دارد. نیروی پرانا تنظیم کننده ی جهان خلقت از نظر فیزیکی و جسمی ودر هر شیئ و موجود زنده است."
 
191- مغناطیس بدن انسانها یا نیروی مانیه تیزم آنان چگونه به وجود آمده است و راه های تقویت این نیرو چیست؟
" این نیروها، هم در اثر تکامل بشر و هم در اثر تغییر نسل به وجود آمده .نیروی مانیه تیزم اصولاً در افراد آگاه که تعداد زندگیهاشان زیاد بوده است، بیشتر وجود دارد. افرادی که دارای این قدرت می باشند، اغلب پیشگوییهای درستی می کنند. این نیرو خود به خودی می باشد، اما تزکیه ی نفس و افکار سالم آن را تقویت می کند."
 
193- آیا استفاده ی بیش از حد از نیروی مانیه تیزم سبب عوارض جانبی در مانیه تیزور می گردد؟
" هرگاه شخص بخواهد از قدرت خاص خودش بیشتر از نیروی جسم فیزیکی اش کار بکشد، مسلماً عواقبی خواهد داشت. این به دلیل مخلوط شدن این نیرو با نیروی خاص مغز شماست. عوارض آن عبارتند از: گیجی و منگی، سردردهایی که تحریک پذیرند( یعنی با بعضی صداها بیشتر می شوند و با بعضی صداها کمتر) و نامتعادل بودن تقریبی بدن که این ناشی از عدم کارکرد و فرمان دادن مغز به اندامهاست."
 
194- تحریک نیروی مدیومی انسانها چگونه انجام می گردد؟
" این بیشتر بستگی به خواست قلبی مدیوم دارد. ارواح وقتی می بینند مدیومی مشتاق است، سعی می کنند قدرت مدیومی اش را افزایش دهند و در صورت استفاده ی نا بجا یا استراحت مدیوم آن را می گیرند، چون یکی از وظایف ارواح کاهش یا افزایش قدرت مدیومی در افراد است."
 
198- آیا هر فردی می تواند پروازجسم انجام دهد؟
" اگر مدیوم بسیار قوی باشد، می تواند و اگر فردی که خود را برای چنین کاری آماده ساخته است، چشمهایش را باز کند و خود را در بالای زمین ببیند، نباید وحشت کند، زیرا وحشت و ترس موجب می شود که فرد از همان محل به زمین بیفتد."
 
200- آیا نیروی جاذبه در ارتباطات ارواح با زمینی ها تاثیر دارد؟
" بله، این نیروها و نیروهای دیگر به نسبت درجه ی مادی بودنشان اثرمی گذارند. در کرات دیگر که از شما پیشرفته ترند و این قبیل نیروها در آنجا قدرت کمتری دارند، امکان ارتباط ارواح راحت تر است. داخل شدن در جاذبه ی زمین برای ارواح متعالی عذاب آور است، چون به محض داخل شدن و ورود، حالت مادی شدن به آنان دست می دهد ( که البته به علت لطیف بودن بیش از حد آنهاست)"
 
پیام:
خدا را بشناس نه از راه علم، خدا را بشناس نه از راه عشق، خدا را بشناس از راه علم و عشق.
پیام:
علم برتر از عشق نا آگاهانه به حق است.
پیام:
دنیا محل آزمایش است. انسانی سعادتمند است که بتواند در این آزمون نمره ی 20 به دست آورد."
 
201- لحظه ی احتضار چیست؟
" لحظه ی احتضار دقیقاً لحظه ی خروج روح از بدن است. شما انسانها که هنوز در قید این بدن مادی هستید، خیال می کنید لحظه ی احتضار سخت و جانکاه است. شاید برای هر روحی بهترین خاطره ی زمینی اش لحظه ی خروج روح از بدنش باشد."
 
202- در لحظه ی احتضار چه کسانی به سراغ انسان می آیند؟
" بستگی به نیت فرد دارد. پس از لحظه ی احتضار که بسیار دلپذیر است، ارواحی که به مرگ شخص کمک کرده اند، اقوام و بستگان، دوستان و آشنایان، حتی ارواحی که در زندگیهای روحی گذشته با ایشان رابطه داشته است، به پیشواز می آیند."
 
203- آیا لحظه ی احتضار در مورد همه ی انسانها یکسان است؟
" این لحظه شیرین است و البته به درک فرد بستگی دارد. کسی که به مادیات علاقه دارد، از آنجا که دل کندن از دارایی هایش برای او میسر نیست، این لحظه سخت است. این بسته به نیت انسانهاست وگرنه خداوند به سبب عدالتش تمام لحظات را برای تمام افراد یکسان رقم زده است. اندیشه ها و علایق هر فرد است که زشتی و زیبایی را می سازد."
 
204- آیا نژاد، مذهب، دانش و نگرش فکری هر انسان در لحظه ی خروج روح از بدنش تاثیری دارد؟
" به هیچ وجه. در لحظه ی خروج خیر، اما پس از خروج بله."
 
205- چه کارهایی باعث آسان شدن لحظه ی احتضار می گردد؟
"1- آگاهی در مورد این لحظه، زیرا کسانی هستند که در این زمینه آگاهی ندارند و یکی از دلایل تمایل ما به ترویج مسائل روحی این است که افراد با آگاهی به جهان خلقت بیایند. در این صورت مثلاً شخصی که در اثر تصادف در یک لحظه از بدن مادی اش خارج می شود، با دیدن اطراف و ارواح زودتر به حقیقت پی می برد.
2- اعتقاد به خداوند، هرچه ایمان به خداوند محکم تر باشد، به این سبب که می دانی پس از مرگ به خداوند نزدیکتر خواهی شد، لحظه ی احتضار را آسان تر می گذرانی.
3- نیت پاک ."
 
208- آیا زمان مرگ هرکس و نحوه ی مرگ او از قبل رقم خورده است و آیا می شود در زمان مرگ تغییر یابد؟
" زمان مرگ و نوع مرگ هر کسی تعیین شده و تغییر ناپذیر است، مگر در موارد خاص که با اجازه ی حق صورت می پذیرد."
 
210- لحظه ی احتضار چه مدت طول می کشد؟
" بسیار کوتاه، درست مثل بالا رفتن از یک پله در یک لحظه است."
 
211- نیروی تله پاتی چیست و در میان انسانها چگونه عمل می کند؟
" به قدرت تبادل افکار اشخاص با هم تله پاتی گفته می شود. این نیرو به دست و با کمک ارواح اعمال می شود و اغلب ارواح نگهبان انسانها، این نیرو را با هم تبادل می کنند."
 
212- منبع تولید نیروی تله پاتی چیست و تاثیر ارواح در ایجاد آن چگونه است؟
" همان طور که گفته شد، منبع آن در مغز انسان، یعنی بخشی است که کار نمی کند و در اختیار فرد نیست و یک بخش آن در اختیار ارواح می باشد. روح نگهبان یا روحی که مایل است کمک کند، آن قسمت مغز را که راکد می باشد (البته بخش بسیار کوچکی را) ، وادار به فعالیت می کند، البته با اجازه ی نیروی حق و بدین گونه تله پاتی صورت می گیرد."
 
213- آیا انسانها می توانند نیروی تله پاتی را در خویش تقویت نمایند؟
" بله می توانند. به این صورت که در یک روز معین ساعتها به یک نقطه ی سفید در یک صفحه ی سیاه نگاه کنند. با این کار می توانند افرادی را که زنگ می زنند، شناسایی کنند قبل از آنکه بفهمند چه کسی پشت در است. و به همین صورت می توانید با دیگران تله پاتی داشته باشید."
 
217- منظور از انرژیهای مثبت و منفی در بدن انسانها چیست؟
" همیشه دو قطب موافق و مخالف در جهان هستی وجود دارند. هرکدام از این انرژیها بنابر مقتضیاتی به انسان داده شده است. کلاً بدن انسانها به دو قطب مثبت و منفی تقسیم شده است. انرژیهای مثبت وظیفه ی تقویت نیروهای مثبت و عقلانی بشر را دارند و البته در انسانهای مختلف درصد وجود این نیرو فرق می کند. هرکدام از این انرژیها چه مثبت و چه منفی در تنظیم اندامها و نیروهای بدن نقشی دارند. انرژیها منفی به از بین بردن بیماریها کمک می کنند (البته به اذن حق). این انرژیها تنظیم کننده ی اندامهای فیزیکی و حتی گردش خون انسان هستند. البته می توان گفت که افکار منفی با انرژیهای منفی متفاوت است و این دو هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند. همانند فردی که ممکن است افکار منفی ولی انرژیهای مثبت داشته باشد و بالعکس."
 
218- تاثیر انرژیهای مثبت و منفی در انرژی درمانی چگونه است؟
" در انرژی درمانی فقط انرژیهای منفی کاربرد دارند زیرا انرژیهای مثبت نمی توانند بیماریها را از بین ببرند، چون همانطور که می دانید انرژیهای بیماریزا از انرژیهای منفی و افکار منفی سرچشمه گرفته است و انرژیهای منفی می توانند به کمک انرژیهای مثبت بدن بیمار او را درمان کنند. انرژی های منفی انرژی درمانگر هنگامی که به بیمار انرژی می دهد وارد بدن بیمار می شود و انرژیهای مثبت او را تحریک می کند، و هر دو انرژی، هم مثبت فرد بیمار و هم منفی فرد معالج به سراغ انرژیهای منفی که موجب بیماری شده می روند و آن انرژیهای منفی را از بدن فرد خارج می کنند."
 
219-آیا ممکن است تمام انرژیهای فرد بیمار منفی باشد؟
"بله، در این صورت باید فردی که انرژی می دهد انرژی بسیار زیادی مصرف کند و علاوه بر آن از یک فرد سالم که انرژیهای مثبت دارد بخواهد که دست راست بیمار را بگیرد و چشمانش را ببندد."
 
ادامه
 روح و اجنه , rooh_va_jen
سوال از شما پاسخ از ارواح
پرسش از انسان پاسخ از ارواح
در این کتاب پاسخ پرسشهای بی شمارتان را می یابید، از جمله:
راز مثلث برمودا
رنگ هاله ها
راز خلقت رنگ ارواح
لحظه ی احتضار
وجود حیات در کرات دیگر
تأثیر رنگها در شفا درمانی
ارواح چگونه می بینند؟
تکامل روحی چیست؟
پدیده ی تونل و ...
این کتاب مشتمل بر پرسشها و پاسخهایی است که پرسشها را انسانها کرده اند و پاسخها را ارواح متعالی نوشته اند. در این میان، مدیوم هیچ نقشی نداشته و تمام پاسخها دقیق و کامل است.
نام کتاب: پرسش از انسان، پاسخ از ارواح
گردآورنده: جمشید مبین
انتشارات نسل نو اندیش
تعداد پرسش ها: 369
گزیده ای از پیشگفتار مؤلف: کتاب حاضر که مکمل کتاب "صد اثر"می باشد را ارواح متعالی، در مدت دو سال (1376 تا 1378) از طریق مدیوم های مختلف انشا کرده اند. چنانچه برخی مطالب چندین بار و به شیوه های مختلف پرسیده شده، به علت روش علمی بکارگیری مدیومهای مختلف جهت ارتباط با ارواح است.ممکن است بسیاری پاسخها در زمان حاضر قابل درک و پذیرش نباشد، ولی در اینده ای نه چندان دور، درستی و صحت آنها برهمگان آشکار خواهد شد. بنابراین از شما عزیزان تقاضا می کنیم همان گونه که بزرگان و علمای ما فرموده اند، در قضاوت عجله نفرمایید و با دقت نظر و به دور از جانبداری به بررسی بپردازید. "
 
گزیده ای از پرسش ها:
1- بهشتی که خداوند در قرآن کریم وعده داده است کجاست؟
"همانا آخرین جهان و آخرین مأواست،حق."
2- جهاد در دنیای مادی یعنی چه؟
"جهاد در دنیای مادی یعنی مبارزه با همه ی چیزهایی که موجب می شود شما از یاد خداوند یکتا غافل شوید."
3- آیا اینکه بعضی افراد ادعا می کنند ارواح را می بینند، صحت دارد؟
"مشاهده ی یک روح به صورت تجسدی بدون حضور مدیوم تجسدی، وهمی است که روح به وجود می آورد و در واقع خود روح نیست بلکه در ذهن افراد تصویرسازی می کند. این تصویر را روح به ذهن فرد متبادر می کند و فرد در واقع دچار توهم نیست، بلکه روح را به صورت ذهنی می بیند."
4- آیا ارواح پس از ترک جسم فیزیکی ، به آن جسد سر می زنند؟
"بعضی ارواح زیاد از جسم خود دور نمی شوند، یعنی گاهی به آن سر می زنند."
5- آیا جامدات روح دارند؟
"جامدات روح دارند اما درک ندارند. شاید ما انسانها یک تکه گچ را فاقد روح بدانیم، چون ما روح آن را حس نمی کنیم زیرا درک ندارد، در صورتی که ما انسانها هم، زمانی در جسمی همانند آن تجسد یافته بودیم و جامدات هم آمده اند تا تکامل یابند."
6- آیا در کرات دیگر موجوداتی همچون ما انسانها وجود دارند؟
"بله، در کره ی اگزول که با کره ی زمین فاصله ی بسیار زیاد دارد و در کهکشانی دیگر است، انسانهایی وجود دارند که از داشتن گوش و لب محرومند و به کمک تله پاتی حرف می زنند ودرست شبیه ما هستند ،آنها ازدواج می کنند و بچه دار هم می شوند."
7- جهان فیزیکی که ما مشاهده اش می کنیم، چیست؟
" اتفاقات کنونی، انعکاس نور اتفاقاتی است که قبلاً رقم خورده اند. منظور این است که خلقت خداوندی قبلاً صورت پذیرفته است و کرات و کهکشانهای بسیاری خلق گردیده و بعضاً نابود شده اند و ما انعکاس آنچه را قبلاً رخ داده مشاهده می کنیم. خلقت انسانها و موجودات نیز به همان گونه صورت پذیرفته و مرگ و تولد ما در سرنوشت هر یک از قبل رقم خورده است و ما انعکاس آن را می بینیم."
8- آیا تمامی ارتباطاتی که به نام ارواح مختلف صورت می پذیرد، به دست همان ارواحی برقرار شده که خود را به آن نام خاص معرفی می نمایند؟
"خیر. بعضی ارتباطات به ارواحی مربوط می شود که شما نمی شناسیدشان و به نام افرادی دیگر در جلسه حاضر می شوند و ارتباط برقرار می کنند."
توضیح مولف: منظور این است که در بعضی جلسات ارتباط روحی، به علت وجود افراد بد گمان یا کسانی که می ترسند و یا اصولاً به وجود روح اعتقاد ندارند، و یا به علت وجود امواج منفی که گاهی بیش از امواج مثبت است، در ارتباط خللی ایجاد می گردد و در نتیجه ارواحی دیگر ارتباط برقرار می نمایند. اطلاعاتی که این دسته ارواح می دهند اغلب نادرست است. آنان از افکار و ذهن حاضران در جلسه استفاده می کنند و خود را وابستگان ایشان معرفی می نمایند. البته تشخیص درستی ارتباط به دانش روحی برگزار کننده ی جلسه بستگی دارد.
9- آیا شما ارواح در برآوردن حاجت نیازمندان دخالت دارید؟
"اگر خداوند بخواهد حاجت کسی را بدهد، هیچ یک از ما ارواح باخبر نخواهد شد."
10-آیا ارواح خود نیروی شفا بخشی دارند؟
"هر کس که دارای مقامی باشد، نیروی شفا بخشی به او داده می شود. اگر از این نیرو استفاده کند و موفق شود، هم ارتقاء درجه می یابد و هم آن نیرو از او گرفته می شود و نیرویی برتر به او داده می شود. این در مورد همه ی ارواح نیک صادق است."
14-شما ما انسانها را چگونه می بینید؟
"انسانها برای ارواح پشت و رو ندارند. ارواح آنان را به صورت سایه می بینند."
19- چرا شما قصد دارید از طریق مدیومها کتاب بنویسید؟
"زیرا از طریق این ارتباطات و نوشتن کتاب، می خواهیم مردم را از رازهای جهان خلقت باخبر سازیم تا نه تنها شما بلکه همه ی مردم آگاه شوند."
21- چرا برای نوشتن کتاب خانواده ی ما را انتخاب کردید؟
"زیرا میان شما محبت بیشتری وجود داشت و ما ارواح در این محیط بهتر می توانیم به راهنمایی بپردازیم. دلیل دیگر اینکه خود شما در گذشته با عالم ماوراء ارتباطی داشته اید. همچنین مدیوم وظیفه دارد برای بیدار کردن مردم و نیز با اخلاق نیک و فداکاری های خویش، به مردم جهان درس عبرت دهد."
23- آیا رنگ درمانی در بهبودی جسم تأثیر دارد؟
"بله، این نوع درمان از طریق تأثیر رنگ ها بر روی هاله ی افراد صورت می پذیرد. هرنوع رنگی دارای نوعی میکروسان کوانتوم در اعماق انرژی های تشکیل دهنده ی آن می باشد که بر روی هاله های افراد تأثیرگذار است."
29- آیا خراب بودن هوا بر ارتباط با ارواح تأثیر می گذارد؟
" بله، رابطه ی مستقیم دارد زیرا ما ارواح نمی توانیم در هر هوایی به سطح کره ی زمین نزدیک شویم. همانطور که می دانید چون ارواح نور هستند در تشعشعات نور خورشید یعنی در هوای آفتابی دیده نمی شوند ولی در هوای بارانی دیده می شوند و این باعث ترس مردم می شود و به همین علت خداوندی که بندگانش را دوست می دارد به ما اجازه نمی دهد به سطح زمین بیاییم. همچنین مواد سیال ما نمی تواند در برف و باران سیال بماند و در هوا معلق گردد در نتیجه سنگین می شود و ما در این هوا دیده می شویم البته به صورت ذرات نورانی."
توضیح مؤلف: البته این موضوع در مورد ارواح نیک و متعالی صدق می کند. معمولاً در جلساتی که در هوای بارانی به هنگام رعد و برق تشکیل می شوند، ارواحی ارتباط برقرار می کنند که در سطح زمین هستند و اغلب گفته های آنان نادرست است.
 
- آیا در فضا چشمه های انرژی وجود دارد؟
"بله، اما انرژی آنها رو به اتمام است. ولی انرژی حق که به واسطه ی ماوراء پخش می شود، هرگز تمام نخواهد شد."
 
32-اگر در روی زمین انرژی ارواح تمام شود، چه برایشان رخ می دهد؟
"ما قبل از آنکه انرژیمان تمام شود، بر می گردیم. هیچ گاه روحی بدون انرژی بر روی کره ی زمین نمی ماند."
 
33- چگونه از انرژی و نیروهای روح کاسته می شود؟
"ما نیروها و انرژیهای خودمان را آنقدر پایین می آوریم تا انرژی ما مشابه و مساوی روح و هاله های مدیوم شود تا بتوانیم ارتباط برقرار کنیم . در اصل انرژیهای خود را آنقدر از ماوراء دور می کنیم که انرژی ما رو به اتمام می رود."
 
34- فاصله ی کره ی زمین( جهان مادی) با جهان خلقت چقدر است؟
"خیلی بیشتر از آنچه بتوانیم آن را روی کاغذ بیاوریم. آیا شما آخر فضا و کیهان را می شناسید؟ بنابراین انتهایی وجود ندارد و در اصل این جهان، جزئی از جهان خلقت است."
 
35- نحوه ی ارتباط با مدیوم پس از تطبیق انرژی چگونه است؟
"ما هاله های دست مدیوم را تا حدودی خارج کرده، از اکتوپلاسم مدیوم استفاده می کنیم تا بتوانیم دستی بی روح را به نوشتن در آوریم. البته این مورد درباره ی مدیومهای خود به خودی و ماشینی است. در مورد مدیومهای ذهنی یا القایی و القایی ذهنی، ما دست را بالا می آوریم و ارتعاشات را یکی کرده، اما به دست مدیوم کاری نداریم و فقط از امواج مغزی و ذهنی فرد استفاده می کنیم و دست را بر اساس مغز کنترل می کنیم و نه تنها از اکتوپلاسم مدیوم، بلکه از اکتوپلاسم افراد اطراف نیز می گیریم."
 
36- آیا مواد سیال مدیوم و آنچه با خود می آورید، ترکیب می شوند؟
"بله در اصل ترکیب چند ماده و چند انرژی موجب پدیده ی نوشتن دست می شود. همچنین ارتعاشات و انرژیهای ما با اکتوپلاسمی که از مدیوم می گیریم و مواد سیال او با هم آمیخته می شود و دارای عمل فیزیکی می گردد."
 
37- تفاوت هاله ها و مدارات الکترو مغناطیسی در انسانها چیست؟
" هاله ها نورهایی هستند که اولاً به رنگهای مختلف طبیعی موجودند و ثانیاً هنگامی که روحی می خواهد وارد بدن مدیوم شود، باید از آنها همانند پرده ای بگذرد. ولی مدارهای مغناطیسی هیچ ارتباطی با مدیوم و ارتباط با ارواح ندارند، زیرا آنها فقط همانند نوری در اطراف بدن برای محافظت از آن عمل کرده و به کمک اعصاب و مغز، فرد را از هرگونه خطر آگاه می کنند."
 
38- آیا افراد عادی می توانند هاله های انسانها را ببینند؟ چگونه؟
" هرکسی می تواند هاله های خود و دیگران را ببیند. البته اگر تمرکز کنند و یا اینکه به اتاقی تاریک بروند و یک نفر به دیگری نگاه کند. اگرفردی به نقطه ای خیره شود و تمرکز کند، حتماً هاله های دیگری را خواهد دید و این دیدن هاله ها بر اثر مرور زمان ، به سرعت و همراه با رنگ ، در روشنایی نیز اتفاق می افتد."
 
39- تمرکز یعنی چه و افراد چگونه می توانند تمرکز کنند؟
" تمرکز یعنی اینکه انسان ذهنش را از هر گونه فکر و خیال پاک کند و تنها درباره ی آن چیزی که می خواهد انجام دهد تمرکز یا فکر کند. تمرکز هنگامی صورت می گیرد که فرد ، انرژیهای منفی را بیرون راند وانرژیهای مثبت را بگیرد و همچنین فکر خود را خالی از هر گونه تخیلات کند. می توان ساعتها به نقطه ای سیاه نگاه کرد که دیدن آن نقطه به علت اینکه ریز است تمرکز را افزایش می دهد و فرد می تواند از تمرکز خود نتایجی مثبت در هر زمینه کسب کند."
 
40- چه ارتباطی بین آزمایش پاندول( آونگ) با دست افراد وجود دارد؟
"در هوا نیروی مقاومتی وجود دارد. نیروی مقاومت هوا به همراه نیروی مانیه تیزم بدن، این نیرو را بوجود می آورد و این حرکات ایجاد می شود. هنگامی که پاندول گرفته می شود، چون فلز است موجب می شود که انرژی کوانتوم و هاله ی فرد تحریک شود و اختلالاتی در امواج و حرکات دست افراد ایجاد گردد."
 
41- آیا ارواح از اینکه می توانند با زمینی ها تماس برقرار نمایند، خوشحال می شوند؟
"بله زیرا آنان تا مدتها دلبستگی شدیدی به زندگی زمینی و بازماندگان خویش دارند. البته شاید بعضی ارواح از این ارتباطات خوشنود نباشند و فقط به این دلیل خوشحال باشند که برای راهنمایی انسانها می آیند نه چیز دیگر."
 
42- لطفاً چگونگی ارتباط ارواح با زمینی ها را بیان کنید؟
" ابتدا ما ارواح همان گونه که گفتیم از ماورا یا کیهان انرژی کافی را می گیریم .پس از اینکه از تونل ورود به جهان مادی عبور کردیم، خود را بر روی کره ی زمین حس کرده و به سوی مدیوم می رویم. هنگامی که مطمئن شدیم افراد آن خانواده یا افراد حاضر در جلسه مایل به برقراری این ارتباط هستند و خطری هم وجود ندارد، جسم اثیری دست مدیوم را خارج کرده ( در هنگام کتابت )، سپس به کمک انرژی دادن به مغز مدیوم و تحت اختیار گرفتن امواج مغزی او، ارتباطی دلپذیر برقرار می سازیم."
 
43- چرا ارواح با زمینی ها تماس می گیرند؟
" به علت اینکه ارواح گاهی اوقات می خواهند زمینی ها را از موضوع یا خطری آگاه کرده و یا حتی آنها را راهنمایی کنند. در اصل نیروی اک (حق) است که این گونه ارتباطات را برقرار می سازد و اطلاعاتی را که باید به این گونه انسانها داده شود، منتقل می کند."
 
44- معیار طبقه بندی ارواح در جهان خلقت چیست؟
" معیار طبقه بندی این است که هر کسی که کار نیک، رفتار پسندیده و کار شایسته ای در جهان مادی انجام دهد، درجه اش بسیار بالاتر از فردی است که نماز می خواند ولی بدون آنکه بداند چرا !"
 
45- جایگاه ارواح در جهان خلقت کجاست؟
" ماوراء، یعنی در فضا و بر روی مداراتی که در فضا و کیهان وجود دارد. در اصل ما ارواح جایگاه مخصوصی نداریم و تمام طبقاتی که به شما می گوییم تصویر سازی از ذهن خود ما ست که دوست داریم به این صورت باشد."
 
46- آیا ارواح انسانها با ادیان مختلف و یا مردم یک شهر و یا کشور در جهان خلقت در یک مدار خاص قرار می گیرند؟
"خیر، همانطور که انسانها با زبانها و فرقه های متفاوت بر روی کره ی زمین قرار دارند، ارواح هم همگی از هر دینی باشند، باز هم همانطور طبقه بندی خواهند شد. یعنی اینکه کسی که مثلاً مسیحی یا زرتشتی و یا حتی مسلمان است، اگر بداند برای چه زندگی می کند و به دنیای پس از مرگ معتقد باشد و به خداوند متعال و وجود او ایمان داشته باشد، همانند بقیه خواهد بود.
همانطور که خداوند در بخشی از آیه الکرسی می فرماید: در دین هیچ اجباری نیست، هدایت از گمراهی مشخص شده است."
 
47- آیا ارواح در کشورهای مختلف به نسبت عقایدشان به شکلهای گوناگون تماس می گیرند؟
"خیر، شما انسانها هستید که به طرق مختلف می خواهید با ما ارتباط برقرار کنید. مثلاً مسلمانان با خواندن فاتحه ای از خداوند برای آمدن یک روح نیک درخواست می کنند و در فرقه های دیگر فقط با قلبی پاک و یا با تمام وجود خواستن، ارتباط برقرار می کنند که البته برای ما هیچ فرقی نمی کند."
 
48- به طور کلی معنی جهان و طبقه چیست؟
"یک دانش آموزی که می خواهد به درجه ی دکترا برسد، باید مراحل بسیار سختی را پشت سر بگذارد تا به آن هدفی که دارد برسد. طبقات و جهان هم چنین هستند تا ارواح و یا انسانها از این طریق بتوانند به درجاتی والا و برتر نائل آیند."
 
49- آیا غیر از جهان مادی، جهان دیگری هم وجود دارد؟
"بله، جهانی با نام زیبای جهان خلقت."
 
50- آیا جهان مادی با انفجار بزرگ (مهبانگ) به مرحله ی تشکیل کهکشانها و سیارات رسیده است؟
" تمام جهان خیر، نیمی از جهان ، یعنی فضا، کیهان و ماورا که همگی یکی هستند از همان اول وجود داشته است ، اما خورشیدها و سیارات و ستارگان و غیره با انفجاری بزرگ پدید آمده اند. به یاد داشته باشید که هر چیزی که در جهان وجود دارد از سیاره ای بسیار کامل گرفته تا شهابی که به تازگی به صورت سیاره ای سیال به حرکت در آمده است، همگی دارای نظمی معین و مشخص می باشند."
 
51- آیا در خارج از منظومه ی شمسی سیاره ای شبیه کره ی زمین وجود دارد که در آن حیات وجود داشته باشد؟
"شبیه زمین بله، انسانهایی که درون آن زندگی می کنند، تقریباً شبیه انسانهای کره ی شما هستند با این تفاوت که آنان فقط چشم دارند و برای صحبت کردن هم از نیروی تله پاتی استفاده می کنند."
 
52- لطفاً در مورد آسمان و فضای لایتناهی توضیح دهید که چیست؟
"آسمان همان است که شما انسانها هم آن را می بینید. فضا محلی است که ارواح آن را ماورا می نامند و از آنجا انرژی کسب می کنند. فضای لا یتناهی فضایی است که شما انسانها نمی توانید به آن وارد شوید مگر اینکه به صورت مواد سیال باشید و یا به صورت نور(انرژی)."
 
53- آیا جهان مادی در حال بزرگ شدن است؟
"همه چیز روز به روز افزایش پیدا خواهد کرد، پس جهان مادی هم بزرگتر خواهد شد."
 
54- چرا جهان مادی بزرگتر می شود؟
"چون یک پارچ آب درون یک لیوان کوچک جای نمی گیرد. وقتی موجودات و شکلهای دیگر خلقت خداوند افزایش پیدا می کنند، بنا براین باید جهان بزرگی وجود داشته باشد تا این موجودات در آن ادامه ی حیات دهند."
 
55- آیا منظور شما این است که بوجود آمدن کرات تازه برای سکونت بشر است؟
"خیر، در کرات جدیدی که بوجود می آیند، مسلماً موجوداتی عجیب و جدید خواهند زیست."
 
56- آیا پایانی برای جهان وجود دارد؟
"خیر، البته ممکن است در جهان تغییراتی بوجود آید اما مسلماً نابود نخواهد شد."
 
57- آیا در فضای بیکران موجودات متفکر دیگری هم شبیه انسان وجود دارند؟
"تقریباً شبیه انسان، موجود متفکری که به دنبال علم باشد، خیر وجود ندارد، فقط انسانهای تله پاتی هستند که متفکرند."
 
58- کره ی زمین چگونه بوجود آمد؟
" کره ی زمین ابتدا گوی آتشینی بود که از خورشید جدا و در قسمتی از فضا سکنی گزید ، سپس به مرور زمان و بتدریج سرد شد و آبها و درختان و پستیها و بلندیها پدید آمدند."
 
59- پدیده ی تونل چیست؟
" تونل محلی است که بسیاری از پرتوها و انرژیها در آن نهفته است و در آنجا تمام کارهای نیک و بد فرد محاسبه می شود. هر روح، به وقت شما زمینیها، ممکن است یک روز یا ده سال در آن تونل باشد. این بستگی به کارهای نیک و بد فرد دارد."
 
60- آیا تونل همان عالم برزخ است؟
"بله، یعنی جایی که اگر خوبی کرده باشی، پاداش می گیری و اگر بدی کرده باشی، جزا می بینی."
 
61-آیا موجودات تله پاتی به وجود خداوند پی برده اند؟
"خیر، مثلاً انسانهایی که در کرات دیگر وجود دارند، هنوز نه نیروهای خود را کشف کرده اند و نه حق را درک کرده اند. بنابراین تله پاتی هیچ گونه ارتباطی با شناخت حق ندارد."
 
62- آیا قبل از بشر فعلی، بر روی کره ی زمین، موجودات متفکر یا شبیه انسان می زیسته اند؟
"متفکر، خیر. شبیه انسان هم خیر."
 
63- لطفاً در مورد موجودات بزرگی که در گذشته آنها را خدایان می نامیدند و قدرتی فوق العاده داشتند، توضیح دهید.
"آنها همان ارواح نیک بودند که مقام بسیار والایی داشتند و اجازه ی استفاده از نیروی کامل خویش را یافته بودند و آن قدر نیرو از خداوند متعال گرفته بودند که به آنها ارابه ی خدایان گفته شده است. خداوند وقتی که دید آنها در همه ی کارهای بندگان بیش از حد دخالت می کنند و بندگان دیگر او از این مساله رنج می برند، نیروهای خود را از آنها گرفت و نیرویی بسیار ضعیف برایشان باقی گذارد. مثلاً خدایان قدیم انرژی لازم را در خود داشتند ولی ما ارواح نیک باید آنها را از کیهان بگیریم."
 
64- آیا درست است که این نیروی خدایی از خدایان گرفته و در ذهن انسان پنهان شده است؟
"بله، در جایی پنهان شده است که خود انسان هم نمی داند و این نیروها در اعماق وجود او قرار دارند و فقط هنگامی پدیدار می گردند که خود انسان هم تلاش کند تا این نیروهای خفته ی درون خویش را بیدار سازد و بخواهد از آنها به نحو احسن استفاده کند."
 
65-آیا منظور از نیروهای پنهان، نیرویی مثل کندالینی می باشد؟
" تقریباً شبیه آن است اما نه کاملاً مشابه."
 
70- آیا بیماران صرعی مدیوم هستند؟
"بله، بیماران صرعی مدیومهای بسیار قوی هستند که می توانند هم گفتاری، هم کتابتی و هم تجسدی باشند."
 
71-آیا پیشگوییهایی که جهت پایان قرن بیستم شده، درست است؟
" آنچه که درست است این است که بسیاری از مردم فکر می کنند کره ی زمین نابود خواهد شد. در صورتیکه چنین نیست. آن پادشاه وحشت(که در پیشگوییها آمده) همان بلاهای آسمانی، همچون طوفان، زلزله های شدید، سیل و ... می باشد."
 
72- آیا کمک و راهنمایی کردن دیگران عمل خوبی است و کارما دارد؟
" کمک به افراد کار خوبی است در صورتی که : 1- فرد بخواهد 2- بتوان به او کمک کرد 3- وضع به شکلی نباشد که فرد خود را از قبل شکست خورده بداند."
 
73- آیا در نوشتن کتاب، ارواح مترقی به ما کمک می کنند؟
" بله، ارواح متعالی."
 
74- منظور شما از خدایان چیست؟
" منظور کسانی هستند که مردم به جای خداوند بزرگ و رحیم آنها را می پرستیدند، همانند بتها، خورشید، ماه و ..."
 
75- چگونه می شود فردی را در یک لحظه به خواب مانیه تیزمی برد؟
" بستگی دارد به حالت چشمان فرد و همچنین نیروی مانیه تیزم آن فرد که هر چه بیشتر باشد، بهتر می تواند مواد سیال شخصی هیپنوتیزم کننده را به خود جذب کند."
 
76- پدیده ی سالم ماندن بعضی اجساد به چه علت است؟
" روح بعضی از اجساد تمایل به خارج شدن ندارد و یا اینکه دوست دارد که در کنار جسدش بماند. بنابراین چنین اجسادی ممکن است که حتی پس از قرنها باز هم کمی سالم بمانند. همچنین به علت اینکه فرد روحی متعالی داشته و از نیروها و انرژیهای خویش استفاده ی بسیار نموده است، جسدش نیز دارای انرژی می باشد و همین انرژی است که موجب بقای جسد می شود."
 
77- مثلث برمودا چیست و چه نیروهایی سبب غیب شدن هواپیماها و کشتی ها در آن منطقه می شود؟
"مثلث برمودا حفره ای است به شکل مثلث درون اقیانوس که در این مثلث نیروی کششی بسیار عجیبی وجود دارد که همه ی اجسام را به سمت خود می کشاند و در خود حفظ می کند. درون این حفره پر از امواج مثبت ،انرژی ها و نیروهای متعدد است. اگر چیزی که انرژی منفی دارد به آن نقطه برود، جذب نشده و خنثی می گردد و بر روی آب خواهد ماند، اما اگر مثبت باشد، جذب می شود و از بین می رود. در مورد انرژی هواپیما نیز چنین است. نیروی مغناطیس، هواپیما را به سوی خود می کشاند و همین طور خیلی چیزهای دیگر. آن مثلث در اصل کانون نیرویی است که نیمی از آن از کرات دیگر آمده و نیمی دیگر از آن، از ماورا و کیهان بر سطح زمین فرود آمده است. از آنجا که نیرو و انرژی کیهان بسیار زیاد و قدرتمند و کشش آن هم زیاد است، بنابراین همه ی نیروها با یکدیگر نیروی عجیب و خارق العاده ای به وجود می آورند که به صورت نیروی الکتروسوانیس یا همان نیروی کششی مثبت است."
 
78- آیا انسانها و یا نیروهای دیگری در آن منطقه، درون دریاها و یا درون زمین زندگی می کنند؟
"خیر، البته موجودات خیلی کوچک و ریزی وجود دارند که در تمام کره ی زمین و در داخل آن هستند، اما این موجودات فقط در آن نقطه متمرکز نشده اند."
 
80- آیا آمدن سفینه از کرات دیگر بر روی کره ی زمین واقعیت دارد؟ اگر چنین است آنها برای چه کاری می آیند؟
"بله، واقعیت دارد. همانطور که انسانهای کره ی زمین می خواهند بفهمند و کنجکاو هستند که در کرات دیگر چه می گذرد، آنها نیز کنجکاو هستند."
 
81- چرا خداوند انسانها را بر روی کره ی زمین آفرید و بر روی کره ای بزرگتر یا کوچکتر خلق نکرد؟
"زیرا کره ی زمین دارای آب و هوای بهتریست و اندازه ی آن نیز بنا بر نیروی اک تنظیم گردیده. هیچ نیرویی نیست که در مقابل نیروی اک (حق) مقاومت کرده و بخواهد زمین را نابود کند، مگر خود حق."
 
89- آیا می شود با روح بلافاصله پس از خروج از بدن تماس گرفت؟
"بله، حتی شب اول، البته به شرطی که روحی که مرده است و به جهان خلقت رفته، مرگ خود را باور کند. در آن موقع می توان تماس گرفت."
 
94- آیا ذره ی اولیه که از سوی حق جدا می گردد، کامل نیست؟
"در ابتدا که آن ذره از نور الهی جدا می شود، سرشار از همان صفات حق می باشد. ولی برای اینکه چرخشی وجود داشته باشد، تمام این صفات در آن ذره پنهان می گردد تا خود آنها را پیدا کند."
 
95- چه کسانی روح نگهبان خود هستند؟
" کسانی که با تکامل روحی و همچنین طی دوره های متوالی زیاد، هاله های اطرافشان بیش از بقیه ی انسانها شده و آن افراد کسانی هستند که قلبشان نیز بسیار پاک و ظاهر و باطنشان یکی است."
 
96- شرایط افرادی که می خواهند در یک جلسه ی ارتباط با ارواح شرکت کنند، چیست؟
"کسانی که می خواهید برای شرکت در جلسات انتخاب کنید، باید شرایط زیر را دارا باشند:
1- ترسو نباشند.
2- بیمار نباشند.
3- به عالم پس از مرگ و وجود روح، اعتقاد کامل داشته باشند.
4- کاملاً ایمان داشته باشند و در برخورد با ارواح، خیلی آرام و خونسرد باشند.
5- شوخ طبع نباشند و سکوت را مراعات کنند.
6- در کل امواج منفی در محیط نباشد چون امواج منفی باعث اختلال در فرکانس ارتعاشات ما می گردد."
 
100- آیا می شود در زمان سفر کرد؟ آیا بشر می تواند دستگاهی بسازد که بتواند با آن در زمان سفر کند؟
"الان شما این دستگاه را ساخته اید. دستگاهی به نام هیپنوتیزم. چه چیزی بهتر و کاملتر از آن؟ بله، هیپنوتیزم همان سفر در زمان است که می توان با آن هم به گذشته و هم به آینده سفر کرد."
 
پیام:
" سعی کنید تمام کارهایی که انجام می دهید فقط برای خداوند، خوشنودی و رضایت او باشد نه برای جلب توجه مردم و تحسین آنان تا خداوند شما را سربلند کند و در پیشگاه خود و مردم، عزت و مقام دهد."
پیام:
" زندگی همچون بازی شطرنجی است که انسانها درآن بارها کیش و مات می شوند. انسان واقعی کسی است، که پس از بارها کیش و مات شدن، باز هم بازی کند."
 
103- آیا عملیات آقای دیوید کاپرفیلد، مانند عبور از دیوار چین، از طریق ارتباط با ارواح می باشد؟
"اینها همه نیروهای خود ایشان است، همانند کسانی که می توانند قاشقی را کج کنند. ایشان جهت عبور از دیوار، در اطراف جسم فیزیکی خود هاله ای را با نیروی خود انباشته می کند که آن هاله باعث می شود جسم فیزیکی، از همه جا، همانند روح عبور کند، اما این کار ارواح نیست. همه این نیروها را دارند ولی بکار نمی گیرند. اگر زندگینامه ی او را بخوانید، خواهید دید که او بارها در جلسات روحی شرکت کرده و مدیوم فیزیکی بسیار خوبی نیز هست، مدیومی که ارواح به واسطه ی او در هنگام حلول، اجسام فیزیکی را نیز به حرکت در می آورند. هرکسی یک نوع قدرت مدیومی دارد. آقای دیوید نیز مدیوم فیزیکی است بنابراین می تواند اجسام را به حرکت درآورد."
 
104- آیا دعا و خیرات تاثیری به حال ارواح دارد؟
"بله البته ارواحی که با این اعتقادات فوت کرده باشند."
 
105- دعا و خیرات برای این گونه ارواح چه تاثیری دارد؟
" انرژیهایی که بوسیله ی این خیرات مثلاً خرما پخش کردن فرستاده می شود و یا همان فاتحه ای که خوانده می شود، به جهان خلقت می رسد و با انرژی کیهان آمیخته شده، روح را از انرژیی که به او داده شده مطلع می کند. در نتیجه روح بر اثر آن انرژیها تسکین می یابد و می تواند ارتباطی برقرار کند و یا کاری انجام دهد که باعث ارتقاء درجه ی او شود."
 
112-آیا روح موجودات کرات دیگر پس از مرگ با شما در یک جا هستند؟
"خیر، ارواح هر منظومه یا هر کهکشان در مدارهایی که در اطراف ستاره ی بزرگ خودشان قرار دارد، زندگی می کنند."
 
113- شما چگونه به وجود آنها پی می برید؟
" اینها همه اطلاعاتی است که به ما گفته می شود. همانند اینکه مثلاً شما عقل دارید ولی ممکن است کاملاً وجود آن را با لمس کردن درک نکنید و آن را نبینید."
 
119- منظور از ستاره ی بزرگ چیست؟
" ستاره ی بزرگ یعنی همان منبع نوری که همه ی کرات آن منظومه از آن استفاده می کنند، مثل خورشید که ما اروا
ادامه