نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب

نتایج جستجو : کافکا - 34 مطلب

99/07/5 16:07
ژرفــــــــا , deep
من در قفس هستم
میله ها در درون من است...
99
99/06/16 18:16
ژرفــــــــا , deep
عکس‌ها! فلیسه. عکس‌ها!
آدم بی‌طاقت می‌شود...
99/05/14 00:15
عقاب , ogab7
آدمها خسته تر و پریشان تر از آنند که فکر کنند
و این است که به خرافات پناه مـے برند.

19
2
2
99/02/5 02:18
 خنیـــاگر شـــعر وقــــلم , singerpoem
"من فکر می کنم لازم است تنها کتاب‌هایی را بخوانیم که دلمان را ریش ریش کرده و دشنه ای در جانمان فرو می کند. اگر کتابی که می خوانیم ما را با ضربه ای به سر بر نخیزاند ، پس برای چه آن را می خوانیم؟

کافکا در سال 1904
23 آوریل روز جهانی کتاب و حق مولف گرامی باد
98/12/26 00:36
عقاب , ogab7
عشق همین است
همین که تو چاقویی هستی
که من دائما در زخم هایم پیچ و تابش می دهم !

22
1
98/12/18 18:08
ژرفــــــــا , deep
این ها چه مردمی هستند ؟
تعقلی در کارشان هست یا همینطور از سر بیشعوری
دنبال هر که شد راه می آفتند ؟!
98/12/16 17:07
ژرفــــــــا , deep
این مردم به کجا می‌روند؟ چه می‌خواهند؟
ما دیگر از مناسباتی که، ورای فرد،‌ میان مفاهیم اشیا موجود است، خبری نداریم. همه‌ی ما به رغم هنگامه، خاموشیم و در خود محبوس. ارزیابی فرد، تناسب خود را از دست داده‌اند.
ما نه در جهانی ویران، بلکه در جهانی مختل زندگی می‌کنیم.
صدای شکستن تدریجی بستهای کشتی پوسیده‌مان را می‌شنویم‌.

10
1
4
98/10/9 14:48
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
هرگز اینگونه بیرحمانه ساکت نبوده‌ام...
26
7
5
98/08/18 12:53
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
چقدر از خودم،
از همه چیز به دور افتاده‌ام...
22
2
8
98/07/26 08:46
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
تو برای من چیزی هستی شبیه دریا
بر من چیره می‌شوی
مجذوبم می‌کنی
شیفته‌ام می‌کنی
حتی در عین حال ترس در دلم می‌نشانی
از بی‌حدی‌ات واهمه دارم...

21
2
5
98/07/18 16:22
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
فکر می‌کنم که
سر و صدا دیگر آزارم نمی‌دهد،
هرچند که مسلم است
الان هیچ‌کاری نمی‌توانم بکنم.
البته، هرقدر آدم چاله‌ی خود را عمیق‌تر بکند،
آرام‌تر می‌شود،
هرقدر آرام‌تر بشود،
ترسش کمتر می‌شود...
98/07/16 08:56
ژرفــــــــا , deep
کتاب باید مثل تبری باشد به
دریای یخ زده ی درونمان!

21
1
5
98/07/13 09:32
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
تو برای من چیزی هستی شبیه دریا
بر من چیره می‌شوی
مجذوبم می‌کنی
شیفته‌ام می‌کنی
حتی در عین حال ترس در دلم می‌نشانی
از بی‌حدی‌ات واهمه دارم...

14
3
2
98/07/9 09:08
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
با این همه
چنان بر من مسلط بود
که خود را از چشم‌های او می‌دیدم...
32
2
11
98/06/24 15:41
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
‌هرگز اینگونه بی رحمانه
ساکت نبوده‌ام...
20
2
2
98/04/27 10:21
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
دنیای ما
پر است از
دست هایی که
خسته نمی شوند
از نگه داشتن نقابها...
18
1
4
98/04/15 15:20
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
‌آنچه کم بود حرف نبود،
باور بود...
21
2
4
98/03/4 13:19
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
راستی،
آیا از لذت تنها بودن،
تنها قدم زدن،
و تنها در آفتاب دراز کشیدن آگاهی؟
20
2
3