نرم افزار اندروید کلوب

نتایج جستجو : ناسیونالیسم - 25 مطلب

97/08/10 04:20
حقایق تاریخ , history_facts
«با توجه به تنوع فکری و تعدد نژادی، قوی، فرهنگی، زبانی، گویشی، اقلیمی، مذهبی و ایدئولوژیکی در ایران و جامعه دیرینه آن ضرورت خاصی وجود دارد که جامعه ایرانی به عنوان یک کلیت واحد بیش و کم به یک مبدأ یا اصل یا شعار همه گیر و عامه پسند تعلق یابد و متصف شود تا در پرتو آن تضادها و اختلافهای موجود گروهی تحت الشعاع قرار گیرد. و موجب تفرقه میهنی و جامعه ای نگردد. بی تردید، این مبدأ مورد نظر نمی تواند «ناسیونالیسم» فارس یا آریایی باشد، زیرا نه تنها همه مردم ایران «فارس» و «آریایی» نیستند، بلکه هم از یک طرف خود فارسها و آریاییها تابع صیغه یگانه ای از ناسیونالیسم نیستند و هم اینکه به علل معتقدات دینی و سیاسی ممکن است ضد ناسیونالیسم باشند و هم اینکه اگر ناسیونالیسم برای آنان خوب است و رواست،برای ترک و کرد و عرب و بلوچ زشت و ناروا نیست... .»
... هرکسی را چون خیالی می برد سوی رهی*** یا همه گمراه یا خود هیچکس گمراه نیست!
بحران هویت قومی در ایران، ص186
99
5
2
2
97/08/6 03:52
حقایق تاریخ , history_facts
«مفهوم سیاسی آنچه «ملی» به معنی امروزی، ابتدا در اروپا بوجود آمد. در واقع ریشه این ظهور می توان در زوال تدریجی قدرت فئودالی و اقتصاد کشاورزی و سرانجام گسترش امر تجارت و مبادله اقتصادی) (Merchantilism که مقدمه ظهور اقتصاد کاپیتالیست بود ولی «دولت» بر آن «کنترل» زیادی داشت، مربوط می شد. این نظام اقتصادی، پیدایش و گسترش شهرها که هسته اولیه آنها در اروپا همان (Bourg) بود(بورژوازی هم از اینجاست). این اقتصاد و کنترل حاکم را افزایش داد و رقابتهای حکام و جنگهای محلی و داخلی را پیش آورد. به عبارتدیگر، ریشهملی گرایی هرگز در زبان و فرهنگ و تبار و نژاد نبود، بلکه در کنترل اقتصاد محلی بود و به دست آوردن هر چه بیشتر سود و ثروت. به تدریج عوامل «ملی» و فرهنگی به عنوان دلایل دیگری، جهت کنترل اقتصادی هرچه بیشتر مورد توجه قرار گرفت. به همین جهت هم قدرتهای اروپایی چون فرانسه و انگلیس و اسپانیا و پرتقال و آلمان و ایتالیا و هلند و بلژیک و...برای کنترل منابع ثروت در اروپا با هم به رقابت و جنگ افتادند. این امر تدریجاً به عنوان یک پدیده جدید –یعنی استعمار- دامن قاره های آفریقا و آسیا و «برجدید» و به طور کلی هرآنچه غیر«اروپایی» بود شد. روی هم رفته، ملی گرایی و ملیت با توجه به این سابقه تاریخی و ریشه و خمیره اقتصادی –و نه نژادی- با انقلاب کبیر فرانسه (1789/م) به مرحله بارزی رسید. ظهور ناپلئون بناپارت و جنگهای اروپایی و خاورمیانه ای (در فلسطین و مصر) او و قد علم کردن انگلیسیها علیه او، هیأت و هویت «ملیت» را در چهارچوب مرزهای سیاسی و جغرافیایی به عنوان «مرزهای مقدس ملی» که ظاهراً گروههای تباری و زبانی همگونی و یکپارچه را در خود جای می دهد، مشخص تر ساخت و بعدها مورد «تقلید» خاورمیانه ایها، برای مثال، قرار گرفت.

بحران هویت قومی در ایران، ص117/118
97/08/2 03:09
حقایق تاریخ , history_facts
« با اینکه ناسیونالیسم از جنبه های انسانی و اخلاقی و فرهنگی خالی نیست، مع الوصف دعوی ارتباط رژیم پهلوی و نظام آموزشی آن با «ایران باستان» ناسیونالیسم را از تمام جنبه های مثبت ان تهی کرد. در این رهگذر بود که نهضت ملی مصدق طعمه توطئه شاه و حامیان آمریکایی و انگلیسی او شد و در حد خود ثابت کرد که نظام پهلوی که این همه سنگ ملیت و «ایرانیت» را به سینه می زد، عملا خائن به مصالح ملی و میهنی است.
انقلاب توده ای وسیع مردم ایران که حکومت آن چنانی 57 ساله پهلویها خاتمه داد، به خوبی ثابت کرد که شعارهای ناسیونالیستی و میهنی نظام سابق که جهت دهنده سازمان آموزش و پرورش کشور بود، پایه ای و قشری داشت. نتیجه این شد که نظام جدید تعلیم و تربیت در ایران نتوانست آگاهی ملی و قومی و طبقاتی لازم را در میان گروههای مختلف مردم و در جهت همبستگی میهنی و اجتماعی آنان بوجود آورد، بلکه بر عکس هدف خود، بر جدایی و تفرقه آنان افزود؛ چه، هرگروه ایرانی آریایی نیست و هر گروه آریایی، با توجه به عقاید سیاسی خود، الزاماً نمی توانست «ناسیونالیست» باشد و با طیب خاطر به آموختن زبان پارسی و کنارگذاشتن زبان قومی مربوط بپردازد.»
بحران هویت قومی در ایران، ص183-184
2
1
7
97/07/29 19:13
حقایق تاریخ , history_facts
علاوه بر سلطه عربها در زمان خلفای راشدین و امویان و دوره اول(مستقل) حکومت عباسیان و علویان طبرستان و مشعشعیان حویزه یا عربستان(خوزستان) و البته سلسله های کوچک دیگر چون: آل محتاج(قرن چهارن هجری)، آل صاعد (قرن هفتم هجری)، «سربداران» و «مظفریان» (هر دو عرب تبار) از نیمه دوم قرن دهم میلادی به بعد، عناصر غیرآریایی دیگری چون ترکان و ترکمانان (از جمله: غزنویان، سلجوقیان، غوریان، اتابکان، خوارزمشاهیان، قراقویونلو، آق قویونلو، صفویان، افشاریان و قاجاریان) و مغولان (چنگیزیان، هلاکویان، تیموریان)، و برای مدتی کوتاه افغانها، در ایران حکومت کردند. سلطه سیاسی این گروهها که عمدتا به نام اسلام صورت گرفت و در مجموع حدود هزارسال طول کشید، تأثیر بسیار عمیق و گسترده ای بر ترکیب «قومی» یا «ملیِ» ایرانیِ«آریایی»گذاشت. این تحول و تطور، هم از طریق تجاذب و تعامل فرهنگی یا فرهنگ پذیری و هم از طریق ازدواج بین قومها و گروههای مختلف نژادی، امکان پذیر شد و آثار آن به شکل بارز یا پنهان همچنان باقی است. تأکید و تکرار باید کرد که این فاتحان غیرآریایی و غیرایرانی، خود نیز به تدریج تحت تأثیر آنچه اسلامی و ایرانی بود قرار گرفتند و به همین دلیل با تکیه بر زباننهای عربی و فارسی به اسم اسلام هم «سومنات» را در هندوستان فتح کردند و هم «مسجد گوهرشاد» را در کنار قبر امام هشتم شیعیان(ع) در مشهد می ساختند و هم از ایران و اسلام «مغول زده» یک امپراتوری عظیم شیعی صفوی به وجود آوردند و باعث حفظ وحدت سیاسی و ارضی ایرانی می گردیدند. خدمتی که «تشیع صفوی» به یکپارچگی فرهنگی و تمامیت ارضی ایران کرد، قابل مقایسه یا هیچ رژیم ملی گرای ایرانی نبود، گیرم که هزاره ها را از دم تیغ گذراندند تا «شیعی» شوند.

بحران هویت قومی در ایران، ص163-164
97/07/28 20:48
حقایق تاریخ , history_facts
«گروه «آریایی» های ایرانی –ایران امروزی- که اجمالا شامل: اصفهانی، بختیاری، بلوچ، تالشی، تپری(طبری=مازندارنی)، دیلمی، کرد، کرمانی، فارسی، همدانی و یزدی است. واضح است در حالی که کُرد و لُر به عنوان یک گروه نژادی یا قومی می توانند مورد قبول واقع شوند، هر کرمانی یا فارس یا اصفهانی نمی تواند آریایی به مفهوم نژاد به حساب آید. خراسانیهای امروز خود عجین عجیبی از نژادهای «سفید» (آریایی) و «زرد» و «قرمز» (تورانی) و «عرب» و «هزاره» و غیره است. این امر در مورد «تهرانی»ها هم صادق است که «گلی» از هر «چمنی» هستند. جالب این است که در حالی که امروز، مازندرانیها را ایرانی آریایی «سره» می شناسند، صدها سال پیش در کتاب «بُندهشن» -که از کتاب های معتبر زبان پهلوی می باشد- آمده است که نیاکان آنها «غیرایرانی» و «غیرتاری» بودند.

بحران هویت قومی در ایران، ص167
96/12/11 17:32
حقایق تاریخ , history_facts
95/09/3 03:10
حقایق تاریخ , history_facts
94/11/19 15:46
سرزمین پارس , pars_land
28
5
8
94/11/15 19:10
سرزمین پارس , pars_land
27
22
6
94/11/14 20:50
تمدن پارسها , pershiacivilization
9
2
1
94/11/13 17:56
تمدن پارسها , pershiacivilization
18
9
1
94/11/10 22:05
سومر تهرانلی , tehranli
کتاب «ناسیونالیسم، رضاشاه و سیاست های ملّی در ایران» اثر طاهر اصغرپور از پژوهشگران شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز است. در این اثر نویسنده برداشت های مختلفی که از ملی گرایی و ناسیونالیسم در دوره معاصر وجود دارد را به صورت بی طرفانه مورد بررسی قرار داده و نهایت تلاش خود را به کار گرفته تا مشخص نماید چگونه در دوره رضاشاه، سیاست های نظام پهلوی با نوع «ناسیونالیسم تجددخواه با تکیه بر باستان گرایی» سازگاری بیشتری داشته است. مهمترین یافته نویسنده در این نکته نهفته است که پهلوی اول در سیاستهای خود برای ایجاد وحدت ملی به جای بهره گیری از الگوی همگرایی، از الگوی همبستگی ملی استفاده کرده است و این ترجیح به خاطر شرایط بحرانی در حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی امنیتی و... بوده است که با نوع ناسیونالیسم شرقی که هانس کوهن آن را مبتنی احساسات و عواطف می داند و در اغلب کشورهای شرقی مورد استفاده سیاستمداران قرار گرفته، همخوانی دارد. اما نویسنده در بخش دوم کتاب با عنوان «ناسیونالیسم مدنی و همبستگی ملی در جمهوری اسلامی ایران» تلاش می کند با ارائه اسناد و استدلالهای تاریخی و دینی مخاطب و سیاستمداران را به تساهل و مدارا در پذیرش عقاید اعضای ملت -دولت دعوت کند و ناسیونالیسمی را که مبتنی بر پذیرش همه اعضای یک ملت - دولت فارغ از دین، نژاد، جنسیت و.. به عنوان شهروندانی که از حقوق اجتماعی و سیاسی برابری برخوردارند را بهترین الگو برای ایجاد همگرایی ملی در ایران می داند و معتقد است این الگو و سیاستهای حاصل از آن می تواند ایران را از مرحله پر التهاب بین المللی و منطقه ای کنونی نجات دهد (به نقل از وب سایت صدای ایران).
94/10/21 07:45
قوم لر , Lur
[https://www.aparat.com/v/tDf9R]
جوان:کُردی بخوان تو کردی
پیرمرد: من اصلا تو عمرم کردی نخوندم اصلا کردی بلد نیستم خخخ
29
54
15