نرم افزار اندروید کلوب

نتایج جستجو : مولای متقیان امیر المومنین ع - 59 مطلب

96/06/16 00:03
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
به مریض دل نرسد شفا، ز دواى بوعلى از خدا

مگر از محبت مرتضى، مرض دلى به شفا رسد

#امیرالمومنین
99
9
3
4
95/02/1 21:23
صبـح سپیــد , sobhesepid

در ابتدا تو بودی و عشق تو و علی
همراه من تو باش همیشه به من ولی
دستم بگیر تا نکنم تکیه جز به تو
راهم نمای تا نروم سوی غیر تو
ای مهربان به حق علی و محمدت
بر حق مهدیت به همه آل احمدت
ما را به جز محبت خویش و حسین خود
جز عشق راستین به امامان دین خود
هرگز مکن اسیر و گرفتار ای خدا
ما را بکن به سفره انعام خود صدا

""""الیاس فتحی""""
95/01/15 21:01
خدایا شکرت , khdayashokret
بسم الله الرحمن الرحیم

إذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُریدُ فَلاتُبَلْ مَا کُنْتَ.

اگر به آنچه که می‌خواستی نرسیدی، از آنچه هستی نگران مباش.

If what you aim at does not come about then do not worry as to what you were.

نهج‌البلاغه، حکمت 69
42
9
32
94/10/6 10:25
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
✿ تا خدا گفت علی ، کوه ،!! ادب کرد و به پا خواست ✿

✿ ور نه این ارض مسطح ، همه اش دشت و دمن بود ✿

ܓ✿ یا مولا علی علیه السلام مدد ܓ✿
25
7
12
94/07/8 22:40
حلقه معرفت , hmaarefat
هر سرخ و سیاهی که شقایق نشود
هر کس که پی اش آمده لایق نشود
مولاست، اگر به سنگ هم زل بزند
آن سنگ محال است که عاشق نشود
29
1
12
94/06/23 17:12
باب  الجواد , babaljavad
ذوالفقــارت بـا چـنان ســرعت

بــه هــرکــس خـــورده اســت ؛

مــدتی مبهــوت مـانــده ، تـا بفهمــد مــرده اسـت !

***************************************
بــی عـلی، هــرگز نـشایـد دَم ز دیـنـداری زدن !

کــل ِایـمـان را کسـی دارد ؛

کـه ایـمـانــش علــیست ...

20
6
3
باب  الجواد , babaljavad
شنبه 28 شهریور ، 16:14
یا مولا علی علیه السلام
ادامه
امیر 313 , amir_panda
شنبه 28 شهریور ، 16:12
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
ادامه
عیسی سرچشمه  , 61063
دوشنبه 23 شهریور ، 23:59
یا مولای متّقیان حضرت علی علیه السلام مددی
ادامه
94/05/12 15:06
شب تاب , shabtaab
31
13
18
94/05/12 15:00
امام حسین (ع) , emamhosein
63
8
13
94/05/12 14:58
افسران جوان , afsaranjavan
6
2
2
94/05/12 14:52
بـانو ایرانی , iiibaran
کامنت بنویسید...
فاطمـ ــه خـانـ ــم , avabaranii
یکشنبه 18 مرداد ، 19:36
+
ادامه
نسترن احمدیان , negarandeh
چهارشنبه 14 مرداد ، 11:48
++++++
ادامه
94/05/12 14:51
مهدی بیا , mahdibiya
18
1
6
94/05/12 14:49
مطالب مذهبی , MAZHAB.
7
1
1
94/04/21 09:52
حضرت معصومه - س  , hazrate_maesome
سهم روز 27 از ختم نهج البلاغه

87(برخى از شارحان گفتند كه این خطبه در شهر كوفه ایراد شد)
1.معرّفى بهترین بنده خدا (الگوى انسان كامل)
اى بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده اى است كه خدا او را در پیكار با نفس یارى داده است، آن كس كه جامعه زیرین او اندوه، و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورى ها و دشوارى ها را بر خود نزدیك و آسان ساخته است. حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته، همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیكو، فراوان انجام داده است. از چشمه گواراى حق سیراب گشته، چشمه اى كه به آسانى به آن رسید و از آن نوشیده سیراب گردید. راه هموار و راست قدم برداشته، پیراهن شهوات را از تن بیرون كرده، و جز یك غم، از تمام غم ها خود را مى رهاند، و از صف كور دلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد، كلید باز كننده درهاى هدایت شد و قفل درهاى گمراهى و خوارى گردید. راه هدایت را با روشن دلى دید، و از همان راه رفت، و نشانه هاى آن را شناخت و از امواج سركش شهوات گذشت. به استوارترین دستاویزها و محكم ترین طناب ها چنگ انداخت، چنان به یقین و حقیقت رسید كه گویى نور خورشید بر او تابید، در برابر خداوند خود را به گونه اى تسلیم كرد كه هر فرمان او را انجام مى دهد و هر فرعى را به اصلش باز مى گرداند. چراغ تاریكى ها، و روشنى بخش تیرگى ها، كلید درهاى بسته و بر طرف كننده دشوارى ها، و راهنماى گمراهان در بیابان هاى سرگردانى است. سخن مى گوید، خوب مى فهماند، سكوت كرده به سلامت مى گذرد، براى خدا اعمال خویش را خالص كرده آن چنان كه خدا پذیرفته است، از گنجینه هاى آیین خدا و اركان زمین است. خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن كه هواى نفس را از دل بیرون رانده است، حق را مى شناساند و به آن عمل مى كند. كار خیرى نیست مگر كه به آن قیام مى كند، و در هیچ جا گمان خیرى نبرده جز آن كه به سوى آن شتافته. اختیار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پیشواى خود قرار داده است، هر جا كه قرآن بار اندازد فرود آید، و هر جا كه قرآن جاى گیرد مسكن گزیند.
2.وصف زشت ترین انسان «عالم نمایان»
و دیگرى كه او را دانشمند نامند امّا از دانش بى بهره است، یك دسته از نادانى ها را از جمعى نادان فرا گرفته، و مطالب گمراه كننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته، و دام هایى از طناب هاى غرور و گفته هاى دروغین بر سر راه مردم افكنده، قرآن را بر امیال و خواسته هاى خود تطبیق مى دهد، و حق را به هوس هاى خود تفسیر مى كند.
ص 149
مردم را از گناهان بزرگ ایمن مى سازد، و جرائم بزرگ را سبك جلوه مى دهد. ادّعا مى كند از ارتكاب شبهات پرهیز دارد امّا در آنها غوطه مى خورد. مى گوید: از بدعت ها دورم، ولى در آنها غرق شده است. چهره ظاهر او چهره انسان، و قلبش قلب حیوان درنده است، راه هدایت را نمى شناسد كه از آن سو برود، و راه خطا و باطل را نمى داند كه از آن بپرهیزد، پس مرده اى است در میان زندگان.
3.شناساندن عترت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و امامان راستین علیه السّلام
مردم كجا مى روید چرا از حق منحرف مى شوید پرچم هاى حق بر و نشانه هاى آن آشكار است، با اینكه چراغهاى هدایت روشنگر راهند، چون گمراهان به كجا مى روید چرا سرگردانید در حالى كه عترت پیامبر شما در میان شماست، آنها زمامداران حق و یقینند، پیشوایان دین، و زبان هاى راستى و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانى كه به سوى آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید. اى مردم این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید كه فرمود: هر كه از ما مى میرد، در حقیقت نمرده است و چیزى از ما كهنه نمى شود. پس آنچه نمى دانید، نگویید، زیرا بسیارى از حقایق در امورى است كه نا آگاهانه انكار مى كنید.
4.ویژگى هاى امام على علیه السّلام
مردم عذر خواهى كنید از كسى كه دلیلى بر ضدّ او ندارید، و آن كس من مى باشم، مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اكبر» كه قرآن است عمل نكردم و ثقل اصغر «عترت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» را در میان شما باقى نگذاردم مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم و نیكى ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم و ملكات اخلاق انسانى را به شما نشان ندادم پس وهم و گمان خود را در آنجا كه چشم دل ژرفاى آن را مشاهده نمى كند، و فكرتان توانایى تاختن در آن راه ندارد، به كار نگیرید، برخى از همین خطبه است:
5.اخبار غیبى نسبت به آینده بنى امیّه
تا آن كه برخى از شما گمان مى برند كه دنیا به كام بنى امیّه شد، و همه خوبى ها را افزون به آنها سپرده و آنها را از سرچشمه خود سیراب كرده، و تازیانه و شمشیرشان از سر این امّت كنار نخواهد رفت. كسانى كه چنین مى اندیشند در اشتباهند، زیرا سهم بنى امیّه تنها جرعه اى از زندگى لذّت بخش است كه مدّتى آن را مى مكند سپس همه آنچه را كه نوشیدند بیرون مى ریزند.
24(پس از بازگشت از جنگ صفین این وصیّت نامه اقتصادى را در 20 جمادى الاوّل سال 37 هجرى نوشت)
1 .وصیّت اقتصادى نسبت به اموال شخصى
این دستورى است كه بنده خدا على بن ابى طالب، امیر مؤمنان نسبت به اموال شخصى خود، براى خشنودى خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد، و آسوده اش گرداند. [قسمتى از این نامه است ] همانا سرپرستى این اموال بر عهده فرزندم حسن بن على است، آنگونه كه رواست از آن مصرف نماید، و از آن انفاق كند، اگر براى حسن حادثه اى رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستى آن را پس از برادرش بر عهده گیرد، و كار او را تداوم بخشد. پسران فاطمه از این اموال به همان مقدار سهم دارند كه دیگر پسران على خواهند داشت، من سرپرستى اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم، تا خشنودى خدا، و نزدیك شدن به رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و بزرگ داشت حرمت او، و احترام پیوند خویشاوندى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را فراهم آورم.
2 .ضرورت حفظ اموال
و با كسى كه این اموال در دست اوست شرط مى كنم كه اصل مال را حفظ كرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق كنند، و هرگز نهال هاى درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یك پارچه به گونه اى زیر درختان خرما قرار گیرد كه راه یافتن در آن دشوار باشد.
ص 505
و زنان غیر عقدى من كه با آنها بودم و صاحب فرزند یا حامله مى باشند ، پس از تولّد فرزند، فرزند خود را برگیرد كه بهره او باشد، و اگر فرزندش بمیرد، ما در آزاد است، و كنیز بودن از او برداشته شده، و آزادى خویش را باز یابد.
(«ودّیة» بمعنى نهال خرما، و جمع آن «ودىّ» بر وزن «علىّ» مى باشد، و جمله امام نسبت به درختان «حتّى تشكل ارضها غراسا»
از فصیح ترین سخنان است یعنى زمین پر درخت شود كه چیزى جز درختان به چشم نیایند)
106و درود خدا بر او، فرمود: مردم براى اصلاح دنیا چیزى از دین را ترك نمى گویند، جز آن كه خدا آنان را به چیزى زیانبارتر دچار خواهد ساخت.
107و درود خدا بر او، فرمود: چه بسا دانشمندى كه جهلش او را از پاى در آورد و دانش او همراهش باشد امّا سودى به حال او نداشته باشد.
108و درود خدا بر او، فرمود: به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آویخته كه شگرف ترین اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، كه چیزهایى از حكمت، و چیزهایى متفاوت با آن، در او وجود دارد. پس اگر در دل امیدى پدید آید، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد، و اگر نومیدى بر آن چیره شود، تأسّف خوردن آن را از پاى در آورد، اگر خشمناك شود كینه توزى آن فزونى یابد و آرام نگیرد، اگر به خشنودى دست یابد، خویشتن دارى را از یاد برد، و اگر ترس آن را فراگیرد پرهیز كردن آن را مشغول سازد. و اگر به گشایشى برسد، دچار غفلت زدگى شود، و اگر مالى به دست آورد، بى نیازى آن را به سركشى كشاند، و اگر مصیبت ناگوارى به آن رسد، بى صبرى رسوایش كند، و اگر به تهیدستى مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد، و اگر گرسنگى بى تابش كند، ناتوانى آن را از پاى درآورد، و اگر زیادى سیر شود، سیرى آن را زیان رساند، پس هر گونه كند روى براى آن زیانبار، و هر گونه تندروى براى آن فساد آفرین است.
109و درود خدا بر او، فرمود: ما تكیه گاه میانه ایم، عقب ماندگان به ما مى رسند، و پیش تاختگان به ما باز مى گردند.
110و درود خدا بر او، فرمود: فرمان خدا را بر پاندارد، جز آن كس كه در اجراى حق مدارا نكند، سازشكار نباشد، و پیرو آرزوها نگردد.
9
1
4
94/04/21 09:50
خدای زیبای من , mybeautifulgod
سهم روز 27 از ختم نهج البلاغه

87(برخى از شارحان گفتند كه این خطبه در شهر كوفه ایراد شد)
1.معرّفى بهترین بنده خدا (الگوى انسان كامل)
اى بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده اى است كه خدا او را در پیكار با نفس یارى داده است، آن كس كه جامعه زیرین او اندوه، و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورى ها و دشوارى ها را بر خود نزدیك و آسان ساخته است. حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته، همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیكو، فراوان انجام داده است. از چشمه گواراى حق سیراب گشته، چشمه اى كه به آسانى به آن رسید و از آن نوشیده سیراب گردید. راه هموار و راست قدم برداشته، پیراهن شهوات را از تن بیرون كرده، و جز یك غم، از تمام غم ها خود را مى رهاند، و از صف كور دلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد، كلید باز كننده درهاى هدایت شد و قفل درهاى گمراهى و خوارى گردید. راه هدایت را با روشن دلى دید، و از همان راه رفت، و نشانه هاى آن را شناخت و از امواج سركش شهوات گذشت. به استوارترین دستاویزها و محكم ترین طناب ها چنگ انداخت، چنان به یقین و حقیقت رسید كه گویى نور خورشید بر او تابید، در برابر خداوند خود را به گونه اى تسلیم كرد كه هر فرمان او را انجام مى دهد و هر فرعى را به اصلش باز مى گرداند. چراغ تاریكى ها، و روشنى بخش تیرگى ها، كلید درهاى بسته و بر طرف كننده دشوارى ها، و راهنماى گمراهان در بیابان هاى سرگردانى است. سخن مى گوید، خوب مى فهماند، سكوت كرده به سلامت مى گذرد، براى خدا اعمال خویش را خالص كرده آن چنان كه خدا پذیرفته است، از گنجینه هاى آیین خدا و اركان زمین است. خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن كه هواى نفس را از دل بیرون رانده است، حق را مى شناساند و به آن عمل مى كند. كار خیرى نیست مگر كه به آن قیام مى كند، و در هیچ جا گمان خیرى نبرده جز آن كه به سوى آن شتافته. اختیار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پیشواى خود قرار داده است، هر جا كه قرآن بار اندازد فرود آید، و هر جا كه قرآن جاى گیرد مسكن گزیند.
2.وصف زشت ترین انسان «عالم نمایان»
و دیگرى كه او را دانشمند نامند امّا از دانش بى بهره است، یك دسته از نادانى ها را از جمعى نادان فرا گرفته، و مطالب گمراه كننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته، و دام هایى از طناب هاى غرور و گفته هاى دروغین بر سر راه مردم افكنده، قرآن را بر امیال و خواسته هاى خود تطبیق مى دهد، و حق را به هوس هاى خود تفسیر مى كند.
ص 149
مردم را از گناهان بزرگ ایمن مى سازد، و جرائم بزرگ را سبك جلوه مى دهد. ادّعا مى كند از ارتكاب شبهات پرهیز دارد امّا در آنها غوطه مى خورد. مى گوید: از بدعت ها دورم، ولى در آنها غرق شده است. چهره ظاهر او چهره انسان، و قلبش قلب حیوان درنده است، راه هدایت را نمى شناسد كه از آن سو برود، و راه خطا و باطل را نمى داند كه از آن بپرهیزد، پس مرده اى است در میان زندگان.
3.شناساندن عترت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و امامان راستین علیه السّلام
مردم كجا مى روید چرا از حق منحرف مى شوید پرچم هاى حق بر و نشانه هاى آن آشكار است، با اینكه چراغهاى هدایت روشنگر راهند، چون گمراهان به كجا مى روید چرا سرگردانید در حالى كه عترت پیامبر شما در میان شماست، آنها زمامداران حق و یقینند، پیشوایان دین، و زبان هاى راستى و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانى كه به سوى آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید. اى مردم این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید كه فرمود: هر كه از ما مى میرد، در حقیقت نمرده است و چیزى از ما كهنه نمى شود. پس آنچه نمى دانید، نگویید، زیرا بسیارى از حقایق در امورى است كه نا آگاهانه انكار مى كنید.
4.ویژگى هاى امام على علیه السّلام
مردم عذر خواهى كنید از كسى كه دلیلى بر ضدّ او ندارید، و آن كس من مى باشم، مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اكبر» كه قرآن است عمل نكردم و ثقل اصغر «عترت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» را در میان شما باقى نگذاردم مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم و نیكى ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم و ملكات اخلاق انسانى را به شما نشان ندادم پس وهم و گمان خود را در آنجا كه چشم دل ژرفاى آن را مشاهده نمى كند، و فكرتان توانایى تاختن در آن راه ندارد، به كار نگیرید، برخى از همین خطبه است:
5.اخبار غیبى نسبت به آینده بنى امیّه
تا آن كه برخى از شما گمان مى برند كه دنیا به كام بنى امیّه شد، و همه خوبى ها را افزون به آنها سپرده و آنها را از سرچشمه خود سیراب كرده، و تازیانه و شمشیرشان از سر این امّت كنار نخواهد رفت. كسانى كه چنین مى اندیشند در اشتباهند، زیرا سهم بنى امیّه تنها جرعه اى از زندگى لذّت بخش است كه مدّتى آن را مى مكند سپس همه آنچه را كه نوشیدند بیرون مى ریزند.
24(پس از بازگشت از جنگ صفین این وصیّت نامه اقتصادى را در 20 جمادى الاوّل سال 37 هجرى نوشت)
1 .وصیّت اقتصادى نسبت به اموال شخصى
این دستورى است كه بنده خدا على بن ابى طالب، امیر مؤمنان نسبت به اموال شخصى خود، براى خشنودى خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد، و آسوده اش گرداند. [قسمتى از این نامه است ] همانا سرپرستى این اموال بر عهده فرزندم حسن بن على است، آنگونه كه رواست از آن مصرف نماید، و از آن انفاق كند، اگر براى حسن حادثه اى رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستى آن را پس از برادرش بر عهده گیرد، و كار او را تداوم بخشد. پسران فاطمه از این اموال به همان مقدار سهم دارند كه دیگر پسران على خواهند داشت، من سرپرستى اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم، تا خشنودى خدا، و نزدیك شدن به رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و بزرگ داشت حرمت او، و احترام پیوند خویشاوندى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را فراهم آورم.
2 .ضرورت حفظ اموال
و با كسى كه این اموال در دست اوست شرط مى كنم كه اصل مال را حفظ كرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق كنند، و هرگز نهال هاى درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یك پارچه به گونه اى زیر درختان خرما قرار گیرد كه راه یافتن در آن دشوار باشد.
ص 505
و زنان غیر عقدى من كه با آنها بودم و صاحب فرزند یا حامله مى باشند ، پس از تولّد فرزند، فرزند خود را برگیرد كه بهره او باشد، و اگر فرزندش بمیرد، ما در آزاد است، و كنیز بودن از او برداشته شده، و آزادى خویش را باز یابد.
(«ودّیة» بمعنى نهال خرما، و جمع آن «ودىّ» بر وزن «علىّ» مى باشد، و جمله امام نسبت به درختان «حتّى تشكل ارضها غراسا»
از فصیح ترین سخنان است یعنى زمین پر درخت شود كه چیزى جز درختان به چشم نیایند)
106و درود خدا بر او، فرمود: مردم براى اصلاح دنیا چیزى از دین را ترك نمى گویند، جز آن كه خدا آنان را به چیزى زیانبارتر دچار خواهد ساخت.
107و درود خدا بر او، فرمود: چه بسا دانشمندى كه جهلش او را از پاى در آورد و دانش او همراهش باشد امّا سودى به حال او نداشته باشد.
108و درود خدا بر او، فرمود: به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آویخته كه شگرف ترین اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، كه چیزهایى از حكمت، و چیزهایى متفاوت با آن، در او وجود دارد. پس اگر در دل امیدى پدید آید، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد، و اگر نومیدى بر آن چیره شود، تأسّف خوردن آن را از پاى در آورد، اگر خشمناك شود كینه توزى آن فزونى یابد و آرام نگیرد، اگر به خشنودى دست یابد، خویشتن دارى را از یاد برد، و اگر ترس آن را فراگیرد پرهیز كردن آن را مشغول سازد. و اگر به گشایشى برسد، دچار غفلت زدگى شود، و اگر مالى به دست آورد، بى نیازى آن را به سركشى كشاند، و اگر مصیبت ناگوارى به آن رسد، بى صبرى رسوایش كند، و اگر به تهیدستى مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد، و اگر گرسنگى بى تابش كند، ناتوانى آن را از پاى درآورد، و اگر زیادى سیر شود، سیرى آن را زیان رساند، پس هر گونه كند روى براى آن زیانبار، و هر گونه تندروى براى آن فساد آفرین است.
109و درود خدا بر او، فرمود: ما تكیه گاه میانه ایم، عقب ماندگان به ما مى رسند، و پیش تاختگان به ما باز مى گردند.
110و درود خدا بر او، فرمود: فرمان خدا را بر پاندارد، جز آن كس كه در اجراى حق مدارا نكند، سازشكار نباشد، و پیرو آرزوها نگردد.
10
1
5
94/04/21 09:37
رها  , rahsepar00
87(برخى از شارحان گفتند كه این خطبه در شهر كوفه ایراد شد)
1.معرّفى بهترین بنده خدا (الگوى انسان كامل)
اى بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده اى است كه خدا او را در پیكار با نفس یارى داده است، آن كس كه جامعه زیرین او اندوه، و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورى ها و دشوارى ها را بر خود نزدیك و آسان ساخته است. حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته، همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیكو، فراوان انجام داده است. از چشمه گواراى حق سیراب گشته، چشمه اى كه به آسانى به آن رسید و از آن نوشیده سیراب گردید. راه هموار و راست قدم برداشته، پیراهن شهوات را از تن بیرون كرده، و جز یك غم، از تمام غم ها خود را مى رهاند، و از صف كور دلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد، كلید باز كننده درهاى هدایت شد و قفل درهاى گمراهى و خوارى گردید. راه هدایت را با روشن دلى دید، و از همان راه رفت، و نشانه هاى آن را شناخت و از امواج سركش شهوات گذشت. به استوارترین دستاویزها و محكم ترین طناب ها چنگ انداخت، چنان به یقین و حقیقت رسید كه گویى نور خورشید بر او تابید، در برابر خداوند خود را به گونه اى تسلیم كرد كه هر فرمان او را انجام مى دهد و هر فرعى را به اصلش باز مى گرداند. چراغ تاریكى ها، و روشنى بخش تیرگى ها، كلید درهاى بسته و بر طرف كننده دشوارى ها، و راهنماى گمراهان در بیابان هاى سرگردانى است. سخن مى گوید، خوب مى فهماند، سكوت كرده به سلامت مى گذرد، براى خدا اعمال خویش را خالص كرده آن چنان كه خدا پذیرفته است، از گنجینه هاى آیین خدا و اركان زمین است. خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن كه هواى نفس را از دل بیرون رانده است، حق را مى شناساند و به آن عمل مى كند. كار خیرى نیست مگر كه به آن قیام مى كند، و در هیچ جا گمان خیرى نبرده جز آن كه به سوى آن شتافته. اختیار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پیشواى خود قرار داده است، هر جا كه قرآن بار اندازد فرود آید، و هر جا كه قرآن جاى گیرد مسكن گزیند.
2.وصف زشت ترین انسان «عالم نمایان»
و دیگرى كه او را دانشمند نامند امّا از دانش بى بهره است، یك دسته از نادانى ها را از جمعى نادان فرا گرفته، و مطالب گمراه كننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته، و دام هایى از طناب هاى غرور و گفته هاى دروغین بر سر راه مردم افكنده، قرآن را بر امیال و خواسته هاى خود تطبیق مى دهد، و حق را به هوس هاى خود تفسیر مى كند.
ص 149
مردم را از گناهان بزرگ ایمن مى سازد، و جرائم بزرگ را سبك جلوه مى دهد. ادّعا مى كند از ارتكاب شبهات پرهیز دارد امّا در آنها غوطه مى خورد. مى گوید: از بدعت ها دورم، ولى در آنها غرق شده است. چهره ظاهر او چهره انسان، و قلبش قلب حیوان درنده است، راه هدایت را نمى شناسد كه از آن سو برود، و راه خطا و باطل را نمى داند كه از آن بپرهیزد، پس مرده اى است در میان زندگان.
3.شناساندن عترت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و امامان راستین علیه السّلام
مردم كجا مى روید چرا از حق منحرف مى شوید پرچم هاى حق بر و نشانه هاى آن آشكار است، با اینكه چراغهاى هدایت روشنگر راهند، چون گمراهان به كجا مى روید چرا سرگردانید در حالى كه عترت پیامبر شما در میان شماست، آنها زمامداران حق و یقینند، پیشوایان دین، و زبان هاى راستى و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانى كه به سوى آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید. اى مردم این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید كه فرمود: هر كه از ما مى میرد، در حقیقت نمرده است و چیزى از ما كهنه نمى شود. پس آنچه نمى دانید، نگویید، زیرا بسیارى از حقایق در امورى است كه نا آگاهانه انكار مى كنید.
4.ویژگى هاى امام على علیه السّلام
مردم عذر خواهى كنید از كسى كه دلیلى بر ضدّ او ندارید، و آن كس من مى باشم، مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اكبر» كه قرآن است عمل نكردم و ثقل اصغر «عترت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» را در میان شما باقى نگذاردم مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم و نیكى ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم و ملكات اخلاق انسانى را به شما نشان ندادم پس وهم و گمان خود را در آنجا كه چشم دل ژرفاى آن را مشاهده نمى كند، و فكرتان توانایى تاختن در آن راه ندارد، به كار نگیرید، برخى از همین خطبه است:
5.اخبار غیبى نسبت به آینده بنى امیّه
تا آن كه برخى از شما گمان مى برند كه دنیا به كام بنى امیّه شد، و همه خوبى ها را افزون به آنها سپرده و آنها را از سرچشمه خود سیراب كرده، و تازیانه و شمشیرشان از سر این امّت كنار نخواهد رفت. كسانى كه چنین مى اندیشند در اشتباهند، زیرا سهم بنى امیّه تنها جرعه اى از زندگى لذّت بخش است كه مدّتى آن را مى مكند سپس همه آنچه را كه نوشیدند بیرون مى ریزند.
24(پس از بازگشت از جنگ صفین این وصیّت نامه اقتصادى را در 20 جمادى الاوّل سال 37 هجرى نوشت)
1 .وصیّت اقتصادى نسبت به اموال شخصى
این دستورى است كه بنده خدا على بن ابى طالب، امیر مؤمنان نسبت به اموال شخصى خود، براى خشنودى خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد، و آسوده اش گرداند. [قسمتى از این نامه است ] همانا سرپرستى این اموال بر عهده فرزندم حسن بن على است، آنگونه كه رواست از آن مصرف نماید، و از آن انفاق كند، اگر براى حسن حادثه اى رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستى آن را پس از برادرش بر عهده گیرد، و كار او را تداوم بخشد. پسران فاطمه از این اموال به همان مقدار سهم دارند كه دیگر پسران على خواهند داشت، من سرپرستى اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم، تا خشنودى خدا، و نزدیك شدن به رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و بزرگ داشت حرمت او، و احترام پیوند خویشاوندى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را فراهم آورم.
2 .ضرورت حفظ اموال
و با كسى كه این اموال در دست اوست شرط مى كنم كه اصل مال را حفظ كرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق كنند، و هرگز نهال هاى درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یك پارچه به گونه اى زیر درختان خرما قرار گیرد كه راه یافتن در آن دشوار باشد.
ص 505
و زنان غیر عقدى من كه با آنها بودم و صاحب فرزند یا حامله مى باشند ، پس از تولّد فرزند، فرزند خود را برگیرد كه بهره او باشد، و اگر فرزندش بمیرد، ما در آزاد است، و كنیز بودن از او برداشته شده، و آزادى خویش را باز یابد.
(«ودّیة» بمعنى نهال خرما، و جمع آن «ودىّ» بر وزن «علىّ» مى باشد، و جمله امام نسبت به درختان «حتّى تشكل ارضها غراسا»
از فصیح ترین سخنان است یعنى زمین پر درخت شود كه چیزى جز درختان به چشم نیایند)
106و درود خدا بر او، فرمود: مردم براى اصلاح دنیا چیزى از دین را ترك نمى گویند، جز آن كه خدا آنان را به چیزى زیانبارتر دچار خواهد ساخت.
107و درود خدا بر او، فرمود: چه بسا دانشمندى كه جهلش او را از پاى در آورد و دانش او همراهش باشد امّا سودى به حال او نداشته باشد.
108و درود خدا بر او، فرمود: به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آویخته كه شگرف ترین اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، كه چیزهایى از حكمت، و چیزهایى متفاوت با آن، در او وجود دارد. پس اگر در دل امیدى پدید آید، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد، و اگر نومیدى بر آن چیره شود، تأسّف خوردن آن را از پاى در آورد، اگر خشمناك شود كینه توزى آن فزونى یابد و آرام نگیرد، اگر به خشنودى دست یابد، خویشتن دارى را از یاد برد، و اگر ترس آن را فراگیرد پرهیز كردن آن را مشغول سازد. و اگر به گشایشى برسد، دچار غفلت زدگى شود، و اگر مالى به دست آورد، بى نیازى آن را به سركشى كشاند، و اگر مصیبت ناگوارى به آن رسد، بى صبرى رسوایش كند، و اگر به تهیدستى مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد، و اگر گرسنگى بى تابش كند، ناتوانى آن را از پاى درآورد، و اگر زیادى سیر شود، سیرى آن را زیان رساند، پس هر گونه كند روى براى آن زیانبار، و هر گونه تندروى براى آن فساد آفرین است.
109و درود خدا بر او، فرمود: ما تكیه گاه میانه ایم، عقب ماندگان به ما مى رسند، و پیش تاختگان به ما باز مى گردند.
110و درود خدا بر او، فرمود: فرمان خدا را بر پاندارد، جز آن كس كه در اجراى حق مدارا نكند، سازشكار نباشد، و پیرو آرزوها نگردد.
کامنت بنویسید...
رها  , rahsepar00
یکشنبه 21 تیر ، 17:20
ممنونم از همراهی دوستان
ادامه
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
یکشنبه 21 تیر ، 16:27
التماس دعا
ادامه
رامبد راز دار , golmoormoor
یکشنبه 21 تیر ، 16:16
2020
ادامه
94/04/13 10:05
رها  , rahsepar00
خطبه 66-در معنی انصار
رد استدلال انصار و قریش نسبت به امامت در سقیفه چرا با آنها به این آیه قرآن استدلال نکردید که پیامبر (ص) درباره انصار سفارش فرمود: با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها درگذرید! پرسیدند چگونه این حدیث انصار را از زمامداری دور می کند؟ پاسخ داد: اگر زمامداری و حکومت در آنان بود، سفارش کردن درباره آنها معنایی نداشت (سپس پرسید، قریش در سقیفه چه گفتند؟ جواب دادند: قریش می گفتند ما از درخت رسالتیم، امام (ع) فرمود) به درخت رسالت استدلال کردند!! اما میوه اش را ضایع ساختند.

خطبه 67-شهادت محمد بن ابی بکر
می خواستم هاشم بن عتبه را فرماندار مصر کنم، اگر او را انتخاب می کردم میدان را برای دشمنان خالی نمی گذارد، و به عمروعاص و لشگریانش فرصت نمی داد، نه اینکه بخواهم محمد بن ابی بکر را نکوهش کنم، چه او مورد علاقه و محبت من بوده و در دامنم پرورش یافته بود.

خطبه 68-سرزنش یاران
علل نکوهش کوفیان چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم؟ چونان مدارا کردن با شتران نو باری که از سنگینی بار، پشتشان زخم شده است، و مانند وصله زدن جامعه فرسوده ای که هرگاه از جانبی آن را بدوزند، از سوی دیگر پاره می گردد؟ هرگاه دسته ای از مهاجمان شام به شما یورش آورند، هر کدام از شما به خانه رفته، درب خانه را می بندید، و چون سوسمار در سوراخ خود می خزید، و چون کفتار در لانه می آرمید. سوگند به خدا! ذلیل است آن کس که شما یاری دهندگان او باشید، کسی که با شما تیراندازی کند گویا تیری بدون پیکان رها ساخته است. به خدا سوگند! شما در خانه ها فراوان، و زیر پرچمهای میدان نبرد اندکید، و من می دانم که چگونه باید شما را اصلاح کرد و کجیهای شما را راست کرد، اما اصلاح شما را با فاسد کردن روح خویش جایز نمی دانم، خدا بر پیشانی شما داغ ذلت بگذارد، و بهره شما را اندک شمارد، شما آنگونه که باطل را می شناسید از حق آگاهی ندارید، و در نابودی باطل تلاش نمی کنید آنسان که در نابودی حق کوشش دارید.

خطبه 69-پس از ضربت خوردن
شکوه ها با پیامبر (ص) همان گونه که نشسته بودم، خواب چشمانم را ربود، رسول خدا (ص) را دیدم، پس گفتم ای رسول خدا! از امت تو چه تلخیها دیدم و از لجبازی و دشمنی آنها چه کشیدم؟ پیامبر (ص) فرمود: نفرینشان کن. گفتم: خدا بهتر از آنان را به من بدهد، و بجای من شخص بدی را بر آنها مسلط گرداند. (کلمه (اود) یعنی کجی و انحراف و (لدد) یعنی دشمنی و خصومت، و این از فصیحترین کلمات است)
نامه 19-به یکی از فرماندهان
هشدار از بدرفتاری با مردم پس از نام خدا و درود. همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند، من درباره آنها اندیشیدم، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند. و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری هستند زیرا که با ما هم پیمانند، پس در رفتار با آنان، نرمی و درشتی را به هم آمیز. رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن، رعایت کن.
حکمت 76
و درود خدا بر او فرمود: حکمت را هر کجا که باشد، فراگیر، گاهی حکمت در سینه منافق است و بی تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مومن آرام گیرد.

حکمت 77
و درود خدا بر او فرمود: حکمت گمشده مومن است، حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.

حکمت 78
و درود خدا بر او فرمود: ارزش هر کس به مقدار دانایی و تخصص اوست. (این کلماتی است که قیمتی برای آن تصور نمی شود، و هیچ حکمتی هم سنگ آن نبوده و هیچ سخنی والایی آن را ندارد)

حکمت 79
و درود خدا بر او فرمود: شما را به پنج چیز سفارش می کنم که اگر برای آنها شتران را پرشتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید سزاوار است. کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از یکی سوال کردند و نمی داند، شرم نکند، و بگوید، نمی دانم، و کسی شرم نکند در آنچه نمی داند بیاموزد، و بر شما باد به شکیبایی، که شکیبایی، ایمان را، چون سر است بر بدن، که ایمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر ارزشی ندارد.

حکمت 80
و درود خدا بر او فرمود: (به شخصی که در ستایش امام افراط کرد، و آن چه در دل داشت نگفت:) من کمتر از آنم که بر زبان آوردی، و برتر از آنم که در دل داری.
کامنت بنویسید...
محب بی بی فاطمه , tanhaaa_1371
شنبه 13 تیر ، 22:33
+++++
ادامه
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
شنبه 13 تیر ، 17:21
التماس دعا
ادامه
رها  , rahsepar00
شنبه 13 تیر ، 17:10
ممنونم دوستان
ادامه
94/04/12 09:11
رها  , rahsepar00
خطبه 61-هشدار به کشته شدن
موضعگیری امام برابر تهدید به قتل و ترور پروردگار برای من پوششی استوار قرار داد که مرا حفظ نماید، هنگامی که عمرم به سرآید، از من دورشده و مرا تسلیم مرگ می کند، که در آن روز نه تیر خطا می رود و نه زخم بهبود می یابد.

خطبه 62-نکوهش دنیا
روش برخورد با دنیا آگاه باشید! دنیا خانه ای است که کسی ایمنی ندارد مگر در آن به جمع آوری توشه آخرت پردازد، و از کارهای دنیایی کسی نجات نمی یابد. مردم به وسیله دنیا آزمایش می شوند، پس هر چیزی از دنیا را برای دنیا به دست آورند از کفشان بیرون می رود، و بر آن محاسبه خواهند شد، و آنچه را در دنیا برای آخرت تهیه کردند به آن خواهند رسید، و با آن خواهند ماند، دنیا در نظر خردمندان چونان سایه ای است که هنوز گسترش نیافته، کوتاه می گردد، و هنوز فزونی نیافته کاهش می یابد.

خطبه 63-تشویق به عمل صالح
شتافتن به سوی اعمال پسندیده ای بندگان خدا! از خدا بپرهیزید. و با اعمال نیکو به استقبال اجل بروید، با چیزها فانی شدنی دنیا آنچه که جاویدان می ماند خریداری کنید. از دنیا کوچ کنید که برای کوچ دادنتان تلاش می کنند، آماده مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است، چون مردمی باشید که بر آنها بانگ زدند و بیدار شدند، و دانستند دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند. خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید، و بحال خود وانگذاشت، میان شما تا بهشت یا دوزخ، فاصله اندکی جز رسیدن مرگ نیست. زندگی کوتاهی که گذشتن لحظه ها از آن می کاهد، و مرگ آن را نابود می کند، سزاوار است که کوتاه مدت باشد، زندگی که شب و روز آن را به پیش می راند بزودی پایان خواهد گرفت، مسافری که سعادت یا شقاوت همراه می برد باید بهترین توشه را با خود بردارد، از این خانه دنیا زاد و توشه بردارید که فردای رستاخیز نگهبانتان باشد. بنده خدا باید از پروردگار خود بپرهیزد، خود را پند دهد و توبه را پیش فرستد، و بر شهوات غلبه کند، زیرا زمان مرگ پنهان، و آرزوها فریبنده اند، و شیطان، همواره با اوست و گناهان را زینت و جلوه می دهد تا بر او تسلط یابد، انسان را در انتظار توبه نگه می دارد که آن را تاخیر اندازد، و تا زمان فرا رسیدن مرگ از آن غفلت نماید. وای بر غفلت زده ای که عمرش بر ضد او گواهی دهد، و روزگار او را به شقاوت و پستی کشاند، از خدا می خواهیم که ما و شما را برابر نعمتها مغرور نسازد، و هیچ چیزی ما را از اطاعت پروردگار باز ندارد، که پس از فرا رسیدن مرگ دچار پشیمانی و اندوه نگرداند.

خطبه 64-در علم الهی
ستایش خداوندی را سزاست که هیچ صفتی بر صفت دیگرش پیشی نگرفته تا بتوان گفت: پیش از آنکه آخر باشد اول است و قبل از آنکه باطن باشد ظاهر است. هر واحد و تنهایی جز او، اندک است، هر عزیزی جز او ذلیل، و هر نیرومندی جز او ضعیف و ناتوان است، هر مالکی جز او بنده، و هر عالمی جز او دانش آموز است، هر قدرتمندی جز او، گاهی توانا و زمانی ناتوان است، هر شنونده ای جز خدا در شنیدن صداهای ضعیف کر و برابر صداهای قوی، ناتوان است و آوازهای دور را نمی شنود. هر بیننده ای جز خدا، از مشاهده رنگهای ناپیدا و اجسام بسیار کوچک ناتوان است، هر ظاهری غیر از او پنهان، و هر پنهانی جز او آشکار است. مخلوقات را برای تقویت فرمانروایی، و یا برای ترس از آینده، یا یاری گرفتن در مبارزه با همتای خود، و یا برای فخر و مباهات شریکان، و یا ستیزه جویی مخالفان نیافریده است، بلکه همه، آفریده های او هستند و در سایه پرورش او، بندگانی فروتن و فرمانبردارند. خدا در چیزی قرار نگرفته تا بتوان گفت در آن جاست، و دور از پدیده ها نیست تا بتوان گفت از آنها جداست. آفرینش موجودات او را در آغاز ناتوان نساخته، و از تدبیر پدیده های آفریده شده باز نمانده است، نه به خاطر آنچه آفریده قدرتش پایان گرفته و نه در آنچه فرمان داد و مقدر ساخت دچار تردید شد. بلکه فرمانش استوار، و علم او مستحکم، و کارش بی تزلزل است، خدایی که به هنگام بلا و سختی به او امیدوار، و در نعمتها از او بیمناکند.

خطبه 65-در آداب جنگ
ای گروه مسلمانان، لباس زیرین را ترس خدا، و لباس رویین را آرامش و خونسردی قرار دهید، دندانها را برهم بفشارید تا مقاومت شما برابر ضربات شمشیر دشمن بیشتر گردد، زره نبرد را کامل کنید، پیش از آنکه شمشیر را از غلاف بیرون کشید چند بار تکان دهید، با گوشه چشم به دشمن بنگرید و ضربت را از چپ و راست فرود آورید، و با تیزی شمشیر بزنید، و با گام برداشتن به پیش، شمشیر را به دشمن برسانید، و بدانید که در پیش روی خدا و پسر عموی پیغمبر (ص) قرار دارید. پی در پی حمله کنید و از فرار شرم دارید، زیرا فرار در جنگ، لکه ننگی برای نسلهای آینده و مایه آتش روز قیامت است، از شهادت خرسند باشید و به آسانی از آن استقبال کنید. به آن گروه فراوان اطراف خیمه پر زرق و برق و طناب در هم افکنده (فرماندهی معاویه) به سختی حمله کنید، و به قلب آنها هجوم برید که شیطان در کنار آن پنهان شده، دستی برای حمله در پیش، و پایی برای فرار آماده دارد. مقاومت کنید تا ستون حق بر شما آشکار گردد. شما برترید، خدا با شماست، و از پاداش اعمالتان نمی کاهد.
نامه 18-به عبدالله بن عباس
بدان، که بصره امروز جایگاه شیطان، و کشتزار فتنه هاست، با مردم آن به نیکی رفتار کن، و گره وحشت زا از دلهای آنان بگشای، بدرفتاری تو را با قبیله (بنی تمیم) و خشونت با آنها را به من گزارش دادند، همانا (بنی تمیم) مردانی نیرومندند که هرگاه دلاوری از آنها غروب کرد، سلحشور دیگری جای آن درخشید، و در نبرد، در جاهلیت و اسلام، کسی از آنها پیشی نگرفت، و همانا آنها با ما پیوند خویشاوندی، و قرابت و نزدیکی دارند، که صله رحم و پیوند با آنان پاداش، و گسستن پیوند با آنان کیفر الهی دارد، پس مدارا کن ای ابوالعباس! امید است آنچه از دست و زبان تو از خوب یا بد، جاری می شود، خدا تو را بیامرزد، چرا که من و تو در اینگونه از رفتارها شریکیم. سعی کن تا خوش بینی من نسبت به شما استوار باشد، و نظرم دگرگون نشود، با درود.
حکمت 70
و درود خدا بر او فرمود: کسی که خود را رهبر مردم ساخته، باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران پردازد، خود را بسازد، و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر از به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.

حکمت 71
و درود خدا بر او فرمود: انسان با نفسی که می کشد، قدمی به سوی مرگ می رود.

حکمت 72
و درود خدا بر او فرمود: هر چیز که شمردنی است پایان می پذیرد، و هرچه را که انتظار می کشیدی، خواهد رسید.

حکمت 73
و درود خدا بر او فرمود: حوادث اگر همانند یکدیگر بودند، آخرین را با آغازین مقایسه و ارزیابی می کنند.

حکمت 74
و درود خدا بر او فرمود: (ضرار بن حمزه ضبابی از یاران امام به شام رفت بر معاویه وارد شد، معاویه از او خواست از حالات امام بگوید، گفت علی (ع) را در حالی دیدم که شب پرده های خود را افکنده بود، و او در محراب ایستاده، محاسن را به دست گرفته، چون مارگزیده به خود می پیچید، و محزون می گریست و می گفت:) ای دنیا!! ای دنیای حرام! از من دور شو، آیا برای من خودنمایی می کنی؟ یا شیفته من شده ای؟ چنانکه روزی در دل من جای گیری؟ هرگز مبادا! غیر مرا بفریب، که مرا در تو هیچ نیازی نیست، تو را سه طلاقه کرده ام، تا بازگشتی نباشد، دوران زندگانی تو کوتاه، ارزش تو اندک، و آرزوی تو پست است. آه از توشه اندک، و درازی راه، و دوری منزل، و عظمت روز قیامت!

حکمت 75
و در جواب مردی شامی فرمود: (مرد شامی پرسید آیا رفتن ما به شام، به قضا و قدر الهی است؟ امام با کلمات طولانی پاسخ او را داد که برخی از آن را برگزیدیم) وای بر تو! شاید قضاء لازم، و قدر حتمی را گمان کرده ای؟ اگر چنین بود، پاداش و کیفر، بشارت و تهدید الهی بیهوده می نمود. خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالی که اختیار دارند، و نهی فرمود تا بترسند، احکام آسانی را واجب کرد، و چیز دشواری را تکلیف نفرمود، و پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانی بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمی شود، و پیامبران را به شوخی نفرستاد، و فرو فرستادن کتب آسمانی برای بندگان بیهوده نبود، و آسمان و زمین و آنچه را در میانشان است بی هدف نیافرید. این پندار کسانی است که کافر شدند و وای از آتشی که بر کافران است.
کامنت بنویسید...
رامبد راز دار , golmoormoor
شنبه 13 تیر ، 15:13
20
ادامه
رها  , rahsepar00
جمعه 12 تیر ، 09:34
دعایتان قبول درگاه حق
ادامه
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
جمعه 12 تیر ، 09:27
التماس دعا
ادامه
94/04/11 08:38
رها  , rahsepar00
سهم روز هجدهم از ختم نهج البلاغه
خطبه 56-به یاران خود
خبر از سلطه ستمگری بی باک آگاه باشید! پس از من مردی با گلوی گشاده و شکمی بزرگ بر شما مسلط خواهد شد، که هر چه بیابد می خورد، و تلاش می کند آنچه ندارد به دست آورد، او را بکشید! ولی هرگز نمی توانید او را بکشید. آگاه باشید! به زودی معاویه شما را به بیزاری و بدگویی من وادار می کند، بدگویی را به هنگام اجبار دشمن اجازه می دهم که مایه بلندی درجات من و نجات شماست، اما هرگز در دل از من بیزاری نجویید که من بر فطرت توحید تولد یافته ام و در ایمان و هجرت از همه پیش قدم بوده ام.

خطبه 57-با خوارج
خبر از آینده شوم خوارج سنگ حوادث و بلا بر شما ببارد، چنانکه اثری از شما باقی نگذارد. آیا پس از ایمان من به خدا، و جهاد کردن من در رکاب رسول خدا (ص) به کفر خویش گواهی دهم؟ اگر چنین کنم گمراه شده و از هدایت شدگان نخواهم بود. پس به بدترین جایگاه رهسپار شوید، و به راه گذشتگان باز گردید، آگاه باشید! به زودی پس از من، به خواری و ذلت گرفتار می شوید و شمشیر برنده بر شما مسلط می گردد، و به استبدادی دچار خواهید شد که برای دیگر ستمگران راه و رسم حکومت قرار خواهد گرفت. کلمه (آثر) در نقل دیگری (آبر) آمده، به معنای اصلاح کننده، و آثر یعنی خبردهنده، یعنی خبردهنده ای از شما باقی نمی ماند یا کسی باقی نمی ماند که درختان خرمای شما را اصلاح کند (یابرالنخل)

خطبه 58-درباره خوارج
(به هنگام حرکت برای جنگ با خوارج شخصی گفت، خوارج از پل نهروان عبور کردند امام فرمود) خبر از قتلگاه خوارج قتلگاه خوارج این سوی نهر است، به خدا سوگند از آنها جز ده نفر باقی نمی ماند، و از شما نیز ده نفر کشته نخواهد شد. (منظور امام از (نطفه) آب نهر است که از فصیحترین کنایه در رابطه با آب هر چند زیاد و فراوان باشد)

خطبه 59-خبر دادن از پایان کار خوارج
نه، سوگند به خدا هرگز! آنها نطفه هایی در پشت پدران و رحم مادران وجود خواهند داشت، هرگاه که شاخی از آنان سر برآورد قطع می گردد تا اینکه آخرینشان به راهزنی و دزدی تن درمی دهند.

خطبه 60-در باب خوارج
نهی از کشتار خوارج بعد از من با خوارج نبرد نکنید، زیرا کسی که در جستجوی حق بوده و خطا کرد مانند کسی نیست که طالب باطل بوده و آن را یافته است. (منظور امام از گروه دوم معاویه و یاران او هستند).
نامه 17-در پاسخ نامه معاویه
افشای چهره بنی امیه و فضائل اهل بیت (ع) معاویه! اینکه خواستی شام را به تو واگذارم، همانا من چیزی را که دیروز از تو باز داشتم، امروز به تو نخواهم بخشید، و اما سخن تو که جنگ، عرب را جز اندکی، بکام خویش فرو برده است، آگاه باش، آن کس که بر حق بود، جایگاهش بهشت، و آنکه بر راه باطل بود در آتش است. اما اینکه ادعای تساوی در جنگ و نفرات جهادگر کرده ای، بدان، که رشد تو در شک به درجه کمال من در یقین نرسیده است، و اهل شام بر دنیا حریص تر از اهل عراق به آخرت نیستند. فضائل عترت پیامبر (ص) و اینکه ادعا کردی ما همه فرزندان (عبدمناف) هستیم، آری چنین است، اما جد شما (امیه) چونان جد ما (هاشم) و (حرب) همانند (عبدالمطلب) و (ابوسفیان) مانند (ابوطالب) نخواهند بود، هرگز ارزش مهاجران چون اسیران آزادشده نیست، و حلال زاده همانند حرام زاده نمی باشد، و آنکه بر حق است با آنکه بر باطل است را نمی توان مقایسه کرد، و مومن چون مفسد نخواهد بود، و چه زشتند آنان که پدران گذشته خود را در ورود به آتش پیروی کنند. از همه که بگذریم، فضیلت نبوت در اختیار ماست که با آن عزیزان را ذلیل، و خوارشدگان را بزرگ کردیم، و آنگاه که خداوند امت عرب را فوج فوج به دین اسلام درآورد، و این امت در برابر دین یا از روی اختیار یا اجبار تسلیم شد، شما خاندان ابوسفیان، یا برای دنیا و یا از روی ترس در دین اسلام وارد شدید، و این هنگامی بود که نخستین اسلام آورندگان بر همه پیشی گرفتند، و مهاجران نخستین ارزش خود را باز یافتند، پس ای معاویه شیطان را از خویش بهره مند، و او را بر جان خویش راه مده. با درود.
حکمت 66
و درود خدا بر او فرمود: اگر آنچه را که می خواستی به دست نیامد، از آنچه هستی نگران مباش.

حکمت 67
و درود خدا بر او فرمود: نادان را یا تندرو یا کندرو می بینی.

حکمت 68
و درود خدا بر او فرمود: چون عقل کامل گردد سخن اندک باشد.

حکمت 69
و درود خدا بر او فرمود: دنیا بدنها را فرسوده، و آرزوها را تازه می نماید، مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور و دراز می سازد، کسی که به آن دست یافت خسته می شود، و آنکه به دنیا نرسید رنج می برد.

حکمت 70
و درود خدا بر او فرمود: کسی که خود را رهبر مردم ساخته، باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران پردازد، خود را بسازد، و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر از به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.
کامنت بنویسید...
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
پنجشنبه 11 تیر ، 08:42
التماس دعا
ادامه
94/04/10 04:47
رها  , rahsepar00
خطبه 51-یاران معاویه و غلبه بر فرات
فرمان خط شکستن و آزاد کردن آب فرات شامیان با بستن آب شما را به پیکار دعوت کردند. اکنون بر سر دوراهی قرار دارید، یا به ذلت و خواری بر جای خود بنشینید، و یا شمشیرها را از خون آنها سیراب سازید تا از آب سیراب شوید، پس بدانید که مرگ در زندگی توام با شکست، و زندگی جاویدان در مرگ پیروزمندانه شماست. آگاه باشید! معاویه گروهی از گمراهان را همراه آورده و حقیقت را از آنان می پوشاند، تا کورکورانه گلوهاشان را آماج تیر و شمشیر کنند.

خطبه 52-در نکوهش دنیا
تعریف دنیا آگاه باشید، گویا دنیا پایان یافته، و وداع خویش را اعلام داشته است، خوبیهایش ناشناخته مانده به سرعت پشت کرده می گذرد، ساکنان خود را به سوی نابود شدن می کشاند، و همسایگانش را به سوی مرگ می راند. آنچه از دنیا شیرین بود تلخ شده، و آنچه صاف و زلال بود تیرگی پذیرفت، و بیش از ته مانده ظرف آب ریخته شده از آن باقی نمانده است، یا جرعه ای آب که با آن عطش تشنگان دنیا فرو نخواهد نشست. ای بندگان خدا! از سرایی کوچ کنید که سرانجام آن نابودی است، مبادا آرزوها بر شما چیره گردد، مپندارید که عمر طولانی خواهید داشت. والایی نعمتهای قیامت به خدا سوگند! اگر مانند شتران بچه مرده ناله سردهید، و چونان کبوتران نوحه سرایی کنید، و مانند راهبان زاری نمایید، و برای نزدیک شدن به حق، و دسترسی به درجات معنوی، و آمرزش گناهانی که ثبت شده و ماموران حق آن را نگه می دارند، دست از اموال و فرزندان بکشید سزاوار است زیرا: برابر پاداشی که برایتان انتظار دارم، و عذابی که از آن بر شما می ترسم، اندک است به خدا سوگند! اگر دلهای شما از ترس آب شود، و از چشمهایتان با شدت شوق به خدا، یا ترس از او، خون جاری گردد، و اگر تا پایان دنیا زنده باشید و تا آنجا که می توانید در اطاعت از فرمان حق بکوشید، در برابر نعمتهای بزرگ پروردگار به خصوص نعمت ایمان، ناچیز است.
وصف قربانی کمال قربانی در این است که گوش و چشم آن سالم باشد، هرگاه گوش و چشم سالم بود، قربانی کامل و تمام است، گرچه شاخش شکسته باشد و با پای لنگ به قربانگاه آید (منظور امام از کلمه (منسک) در اینجا (قربانگاه) است)

خطبه 53-در مساله بیعت
وصف روز بیعت مردم همانند شتران تشنه ای که به آب نزدیک شده، و ساربان رهاشان کرده، و عقال (پای بند) از آنها گرفته، بر من هجوم آوردند و به یکدیگر پهلو می زدند، فشار می آوردند، چنان که گمان کردم مرا خواهند کشت، یا بعضی به وسیله بعض دیگر می میرند و پایمال می گردند. پس از بیعت عمومی مردم، مسئله جنگ با معاویه را ارزیابی کردم، همه جهات آن را سنجیدم تا آن که مانع خواب من شد، دیدم چاره ای جز یکی از این دو راه ندارم. یا با آنان مبارزه کنم، و یا آنچه را که محمد (ص) آورده، انکار نمایم، پس به این نتیجه رسیدم که، تن به جنگ دادن آسانتر از تن به کیفر پروردگار دادن است، و از دست دادن دنیا آسانتر از رها کردن آخرت است.

خطبه 54-درباره تاخیر جنگ
توضیحاتی پیرامون جنگ صفین اینکه می گویید، خویشتن داری از ترس مرگ است، به خدا سوگند! باکی ندارم که من به سوی مرگ روم یا مرگ به سوی من آید، و اگر تصور می کنید در جنگ با شامیان تردید دارم، به خدا سوگند! هر روزی که جنگ را به تاخیر می اندازم برای آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند. و در لابلای تاریکیها، نور مرا نگریسته به سوی من بشتابند، که این برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است، گرچه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار می گردند.

خطبه 55-در وصف اصحاب رسول
یاد مبارزات دوران پیامبر (ص) در صفین در رکاب پیامبر خدا (ص) بودیم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود جنگ می کردیم، که این مبارزه بر ایمان و تسلیم ما می افزود، و ما را در جاده وسیع حق و صبر و بردباری برابر ناگواریها و جهاد و کوشش برابر دشمن، ثابت قدم می ساخت. گاهی یک نفر از ما و دیگری از دشمنان ما، مانند دو پهلوان نبرد می کردند، و هر کدام می خواست کار دیگری را بسازد و جام مرگ را به دیگری بنوشاند، گاهی ما بر دشمن پیروز می شدیم و زمانی دشمن بر ما غلبه می کرد. پس آنگاه که خدا، راستی و اخلاص ما را دید، خواری و ذلت را بر دشمنان ما نازل و پیروزی را به ما عنایت فرمود، تا آنجا که اسلام استحکام یافته فراگیر شد و در سرزمینهای پهناوری نفوذ کرد، به جانم سوگند! اگر ما در مبارزه مثل شما بودیم هرگز پایه ای برای دین استوار نمی ماند، و شاخه ای از درخت ایمان سبز نمی گردید، به خدا سوگند! شما هم اکنون از سینه شتر خون می دوشید و سرانجامی جز پشیمانی ندارید
نامه 16-به یارانش وقت جنگ
آموزش تاکتیکهای نظامی از عقب نشینی هایی که مقدمه هجوم دیگر است، و از ایستادنی که حمله در پی دارد نگرانتان نسازد، حق شمشیرها را اداء کنید، و پشت دشمن را به خاک بمالید، و برای فرو کردن نیزه ها، و محکم ترین ضربه های شمشیر، خود را آماده کنید، صدای خود را در سینه ها نگهدارید. که در زدودن سستی نقش بسزایی دارد. بخدایی که دانه را شکافت، و پدیده ها را آفرید، آنها اسلام را نپذیرفتند، بلکه به ظاهر تسلیم شدند، و کفر خود را پنهان داشتند، آنگاه که یاورانی یافتند آن را آشکار ساختند.
حکمت 61
و درود خدا بر او فرمود: اهل دنیا سوارانی در خواب مانده اند که آنان را می رانند.

حکمت 62
و درود خدا بر او فرمود: از دست دادن دوستان غربت است.

حکمت 63
و درود خدا بر او فرمود: از دست دادن حاجت بهتر از درخواست کردن از نااهل است.

حکمت 64
و درود خدا بر او فرمود: از بخشش اندک شرم مدار که محروم کردن از آن کمتر است.

حکمت 65
و درود خدا بر او فرمود: عفت ورزیدن زینت فقر، و شکرگزاری زینت بی نیازی است.
کامنت بنویسید...
رامبد راز دار , golmoormoor
چهارشنبه 10 تیر ، 17:50
20
ادامه
رها  , rahsepar00
چهارشنبه 10 تیر ، 16:23
ممنونم دوستان
ادامه
دخی وروجک , 2khivorojak
چهارشنبه 10 تیر ، 13:22
لایک رها
ادامه