نرم افزار اندروید کلوب

نتایج جستجو : فیلم ترسناک - 42 مطلب

97/07/24 13:14
ژیلا  , jila_021
اگر از فعالان شبکه های اجتماعی باشید مطمئنا بارها اسم ترسا فیدالگو را شنیده اید، داستان ارواح و حضور موجودات ماورایی از قرن ها پیش در بین انسان ها وجود دارد. ارواح و موجوداتی که در مکان های قدیمی و متروکه و یا به خصوصی زندگی میکنند از جمله متداول ترین داستان های دنیای ترس و وحشت است. اما امروز در مجله ی اینترنتی ایلیاد با شما هستیم تا شما را با یکی از این ارواح که چند سال پیش سر و صدای زیادی در فضای مجازی به راه انداخت آشنا کنیم. با ما همراه باشید تا بدانید ترسا فیدالگو کیست
99
96/05/11 23:31
مجله دیجیتال اخبار اینترنتی , zoomy
در باب عرضه فیلم های روز نوشته ای داریم با عنوان “دیوانه وارترین فیلم های ترسناک دهه هشتادی که باید بنگرید” که پیشتر بدان میپردازیم.
دهه‌ی هشتاد میلادی، دوران به‌یادماندنی و عظیمی برای فیلم‌های ترسناک بود. بعد از اینکه جان کارپنتر با تولید «هالووین» (Halloween) در سال ۱۹۷۸ به موفقیت بزرگی دست پیدا کرد، فیلم‌های اسلشر جان جدیدی دریافت کردند و با پیروی و الهام‌برداری از کلاسیکِ این کارگردان، گسترش پیدا کردند و این علاقه‌ی گسترده و ناگهانی تا جایی پیش رفت که به ساخته شدن عده ای از مشهورترین کارهای تاریخ سینمای اسلشر ختم شد. از مجموعه «جمعه‌‌ی سیزدهم» (Friday the 13th) گرفته تا «ولنتاین خونین من» (My Bloody Valentine)، «شب پرام» (Promenade Evening) و «کشتار در مهمانی شبانه» (Slumber Get together Bloodbath). در این دوران با اینحال بزرگ‌ترین سخت فیلم‌های اسلشر این بود که تعداد آنها آن‌قدر زیاد شده بود که کم‌کم همه‌ی آنها داشتند مشابه به یکدیگر می‌شدند. به‌طوری که بعد از مدتی این فیلم‌ها چیز جدیدی برای ارائه به وحشت‌دوستانِ تشنه‌ی خون و جیغ نداشتند. اکثر فیلم‌ها از همان فرمول تکراری قبلی پیروی می‌کردند؛ دختران و پسرانی که به وسیله قاتلی روانی مورد حمله قرار می‌دریافت کردند و یک به یک به‌طرز فجیعی کشته می‌شدند. تکراری شدن این فیلم‌ها با اینحال دلیل شد تا چندین عدد از کارگردانان از این مهلت استفاده کرده و با شکستن فرمو‌ل‌ها، اسلشرها را وارد مرحله‌ی جدیدی از دیوانگی، خونریزی، بی‌قید و بندی و وحشیگری کنند.

با این وجود در دهه‌ی هشتاد با موج تازه ای از فیلم‌های ترسناک روبه‌رو شدیم که تنها ترسناک نبودند، حتی به‌طرز بی‌حد و مرزی روانی بودند. از مجموعه «کابوس خیابان الم» که به شیطانی بدترکیب که قربانیانش را در رویاهایشان شکار می‌کند می‌پردازد تا سری‌ی «هل‌ریزر» (Hellraiser) که به ورود هیولاهایی شیطانی از بُعدی دیگر به جهان ما می‌پردازد

ادامه در لینک
96/05/11 23:30
مجله دیجیتال اخبار اینترنتی , zoomy
در باب عرضه فیلم های روز نوشته ای داریم با عنوان “دیوانه وارترین فیلم های ترسناک دهه هشتادی که باید بنگرید” که پیشتر بدان میپردازیم.
دهه‌ی هشتاد میلادی، دوران به‌یادماندنی و عظیمی برای فیلم‌های ترسناک بود. بعد از اینکه جان کارپنتر با تولید «هالووین» (Halloween) در سال ۱۹۷۸ به موفقیت بزرگی دست پیدا کرد، فیلم‌های اسلشر جان جدیدی دریافت کردند و با پیروی و الهام‌برداری از کلاسیکِ این کارگردان، گسترش پیدا کردند و این علاقه‌ی گسترده و ناگهانی تا جایی پیش رفت که به ساخته شدن عده ای از مشهورترین کارهای تاریخ سینمای اسلشر ختم شد. از مجموعه «جمعه‌‌ی سیزدهم» (Friday the 13th) گرفته تا «ولنتاین خونین من» (My Bloody Valentine)، «شب پرام» (Promenade Evening) و «کشتار در مهمانی شبانه» (Slumber Get together Bloodbath). در این دوران با اینحال بزرگ‌ترین سخت فیلم‌های اسلشر این بود که تعداد آنها آن‌قدر زیاد شده بود که کم‌کم همه‌ی آنها داشتند مشابه به یکدیگر می‌شدند. به‌طوری که بعد از مدتی این فیلم‌ها چیز جدیدی برای ارائه به وحشت‌دوستانِ تشنه‌ی خون و جیغ نداشتند. اکثر فیلم‌ها از همان فرمول تکراری قبلی پیروی می‌کردند؛ دختران و پسرانی که به وسیله قاتلی روانی مورد حمله قرار می‌دریافت کردند و یک به یک به‌طرز فجیعی کشته می‌شدند. تکراری شدن این فیلم‌ها با اینحال دلیل شد تا چندین عدد از کارگردانان از این مهلت استفاده کرده و با شکستن فرمو‌ل‌ها، اسلشرها را وارد مرحله‌ی جدیدی از دیوانگی، خونریزی، بی‌قید و بندی و وحشیگری کنند.

با این وجود در دهه‌ی هشتاد با موج تازه ای از فیلم‌های ترسناک روبه‌رو شدیم که تنها ترسناک نبودند، حتی به‌طرز بی‌حد و مرزی روانی بودند. از مجموعه «کابوس خیابان الم» که به شیطانی بدترکیب که قربانیانش را در رویاهایشان شکار می‌کند می‌پردازد تا سری‌ی «هل‌ریزر» (Hellraiser) که به ورود هیولاهایی شیطانی از بُعدی دیگر به جهان ما می‌پردازد

ادامه در لینک
96/05/11 23:30
مجله دیجیتال اخبار اینترنتی , zoomy
در باب عرضه فیلم های روز نوشته ای داریم با عنوان “دیوانه وارترین فیلم های ترسناک دهه هشتادی که باید بنگرید” که پیشتر بدان میپردازیم.
دهه‌ی هشتاد میلادی، دوران به‌یادماندنی و عظیمی برای فیلم‌های ترسناک بود. بعد از اینکه جان کارپنتر با تولید «هالووین» (Halloween) در سال ۱۹۷۸ به موفقیت بزرگی دست پیدا کرد، فیلم‌های اسلشر جان جدیدی دریافت کردند و با پیروی و الهام‌برداری از کلاسیکِ این کارگردان، گسترش پیدا کردند و این علاقه‌ی گسترده و ناگهانی تا جایی پیش رفت که به ساخته شدن عده ای از مشهورترین کارهای تاریخ سینمای اسلشر ختم شد. از مجموعه «جمعه‌‌ی سیزدهم» (Friday the 13th) گرفته تا «ولنتاین خونین من» (My Bloody Valentine)، «شب پرام» (Promenade Evening) و «کشتار در مهمانی شبانه» (Slumber Get together Bloodbath). در این دوران با اینحال بزرگ‌ترین سخت فیلم‌های اسلشر این بود که تعداد آنها آن‌قدر زیاد شده بود که کم‌کم همه‌ی آنها داشتند مشابه به یکدیگر می‌شدند. به‌طوری که بعد از مدتی این فیلم‌ها چیز جدیدی برای ارائه به وحشت‌دوستانِ تشنه‌ی خون و جیغ نداشتند. اکثر فیلم‌ها از همان فرمول تکراری قبلی پیروی می‌کردند؛ دختران و پسرانی که به وسیله قاتلی روانی مورد حمله قرار می‌دریافت کردند و یک به یک به‌طرز فجیعی کشته می‌شدند. تکراری شدن این فیلم‌ها با اینحال دلیل شد تا چندین عدد از کارگردانان از این مهلت استفاده کرده و با شکستن فرمو‌ل‌ها، اسلشرها را وارد مرحله‌ی جدیدی از دیوانگی، خونریزی، بی‌قید و بندی و وحشیگری کنند.

با این وجود در دهه‌ی هشتاد با موج تازه ای از فیلم‌های ترسناک روبه‌رو شدیم که تنها ترسناک نبودند، حتی به‌طرز بی‌حد و مرزی روانی بودند. از مجموعه «کابوس خیابان الم» که به شیطانی بدترکیب که قربانیانش را در رویاهایشان شکار می‌کند می‌پردازد تا سری‌ی «هل‌ریزر» (Hellraiser) که به ورود هیولاهایی شیطانی از بُعدی دیگر به جهان ما می‌پردازد و با این وجود بی‌مووی باورنکردنی و غریبی مانند «ساحل خون‌آلود» (Blood Seaside) که در آن موجودی ناشناس شناگرانی را که روی شن‌های ساحل ریلکس کرده‌اند به درون زمین می‌کشد. راستش را بخواهید جدید اینها عده ای از معمولی‌ترین اسلشرهای این دوران هستند. در این فهرست نگاهی به عده ای از Over the Prime‌ترین، دیوانه‌وارترین و لذت‌بخش‌ترین فیلم‌هایی می‌اندازیم که همه با یک هدف ساخته شده‌اند: سرگرمی خالص از روش جنون مطلق. در این فیلم‌ها تماشاگر به معنای حقیقی کلمه نمی‌‌تواند دو دقیقه‌ی بعد را پیش‌بینی کند. نمی‌تواند پیش‌بینی کند که کارگردان در سکانس بعدی تصمیم گرفته است آنها را با چه صحنه‌ی باورنکردنی و غریب دیگری روبه‌رو کند. و دقیقا این همان چیزی است که تماشای آنها را این‌قدر مفرح کرده است. اگر خودتان را از علاقه مندان ژانر وحشت می‌دانید، به‌هیچ‌وجه نباید این فیلم‌ها را از دست بدهید و یادتان باشد که قبل از تماشای هرکدام از آنها، دو شاخه‌ی مغزتان را از برق بکشید!

Evil Useless II
مردگان شریر ۲
سم ریمی قسمت اول «مردگان شریر» را که در ایران به «کلبه‌ی وحشت» مشهور است در سال ۱۹۸۱ ارائه کرد و از این حیث همراه با جان کارپنتر، یکی از افرادی است که به الهام‌بخش بسیاری از فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتاد مبدل شد. بعد از این فیلم بود که ایشان از کسی که قبل از آن تنها روی یک مجموعه فیلم‌های کوتاه تلاش نموده بود، یک شبه به یکی از هیجان‌انگیزترین و مشهور‌ترین کارگردانان دنیا مبدل شد و فیلمش هم رفت تا به مکان کالتی در سینما دست بیابد. با اینحال ما اینجا می‌خواهیم پیرامون‌ی قسمت دوم «مردگان شریر» صحبت کنیم. چون فیلم اول گرچه کماکان کم‌مانند است و خودش نوستالژی باورنکردنی و غریبی با آن دارم، با اینحال فیلمِ کنترل‌شده‌ای بود. فیلمی بود که ریمی به تمام خلاقیت و جنونش اجازه‌ی فوران شدن نداده بود. فیلمی بود که مقدار جدیتش بیشتر از کمدی‌اش بود. و هروقت هم دست به کمدی می‌زد، همه‌چیز آن‌قدر تیره و تاریک بود که خنده‌دارترین شوخی‌های فیلم هم موی تن آدم را سیخ می‌کردند.

با اینحال این مسئله در قسمت دوم تغییر کرد. ریمی تصمیم گرفت تا به جای تکرار فیلم اول، آزمایش جدیدی را عرضه بدهد. از این جهت بصورت رسمی به سیم آخر زد و «مردگان شریر ۲» را به یک کمدی/ترسناکِ تمام‌عیار مبدل کرد که تمرکزش روی شوخی‌های کلامی و اسلپ‌استیک بروس کمپل بود. ایشان به علاوه از طرف دیگر با بودجه‌ی بیشتری که برای دنباله به دست آورده بود، شیر خون و خونریزی‌های فیلم را تا ته باز کرد و به هیچ‌کدام از صحنه‌های دیوانه‌واری که به ذهنش خطور می‌کرد و قابل‌انجام بود، نه نمی‌گفت. نتیجه فیلمی شده که در یکی از صحنه‌هایش دستِ تسخیر شده‌ی اشلی ویلیامز قاطی می‌کند و بشقاب‌های چینی را توی سر اش می‌شکند و ایشان را به در و دیوار می‌کوبد و اش برای جلوگیری از کتک خوردن از دستِ خودش، عاقلانه‌ترین کار ممکن را می‌کند: اره‌برقی‌اش را روشن می‌کند و همزمان با اینکه صورتش غرق در خون می‌شود، دستش را از مچ قطع می‌کند. ضرباهنگِ بی‌توقف و پرسرعت فیلم و ترکیب افراطی خون و خونریزی و کمدی سیاه چیزی بود که تماشاگران تا آن موقع نمونه‌اش را با چنین کیفیت بی‌نظیری ندیده بودند و کماکان تماشای آن مانند روز اول شوک‌آور و روده‌بُرکننده است.



Sleepaway Camp
اردوگاه
یکی از خصوصیت‌های معرفِ فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتادی، قتل‌عام آدم‌ها، علی الخصوص جوانان به وسیله قاتلان و هیولاها و بیگانه‌های وحشی است. نمونه دیگری از خصوصیت‌های معرفِ این‌جور فیلم‌ها هم جوانانی هستند که در مکان دورافتاده‌ای از خانه، مانند کمپ یا کلبه‌ای در وسط جنگل کشته می‌شوند. از این جهت «اردوگاه» به کارگردانی رابرت هیتویتز، کالا سال ۱۹۸۳ نباید فیلم منحصربه‌فردی باشد. چون بالاخره در مقدمه گفتم که این فهرست در اختیار به فیلم‌هایی است که دست به خلاقیت‌ها یا دیوانه‌بازی‌های بی‌پروایی در ژانرشان زده باشند و این فیلم که به اردوی یک مجموعه دختر و پسر جوان می‌پردازد، به نظر میرسد در مقایسه با دیگر اسلشرها، چیز تازه ای برای ارائه ندارد. با اینحال تنها «به نظر میرسد». حقیقت این است که از «اردوگاه» تحت نام یکی از بی‌کله‌ترین کارهای اسلشر دهه‌ی هشتاد یاد می‌کنند. این از آن فیلم‌هایی است که انگار بدون هیچ نظارتی ساخته و ارائه شده باشد. از آن فیلم‌های بحث‌برانگیزی که اگر در این دوره و زمانه روی پرده‌ی سینماها می‌رفت، جنجال‌های بزرگی به راه می‌انداخت، با اینحال ما داریم پیرامون‌ی محیط سینمای وحشتِ دهه‌ی هشتاد حرف می‌زنیم و در آن فضا، ارائه‌ی چنین فیلمی خیلی عادی بوده است. حتما می‌پرسید بسیار عالی، مگه این فیلم چه تلاش نموده؟ در «اردوگاه» کودکان و نوجوانان به شیوه‌های بسیار فجیعی به قتل می‌رسند که مثلا یکی از عادی‌ترینشان، محبوس شدنِ یکی از کاراکترهای فیلم در توالتی پر از زنبورهای گاوی خشمگین و مرگبار است. آزمایش بقیه‌‌ی آنها را نیز در صورت داشتن دل و جرات به خودتان واگذار می‌کنیم. نهایتا فیلم با پیچش غافلگیرکننده‌ای در پرده‌ی پایانی‌اش به اتمام می‌رسد که حتی اگر دو شاخه‌ی مغزتان را هم قبل از تماشای فیلم

ادامه در لینک
96/05/11 23:30
مجله دیجیتال اخبار اینترنتی , zoomy
در باب عرضه فیلم های روز نوشته ای داریم با عنوان “دیوانه وارترین فیلم های ترسناک دهه هشتادی که باید بنگرید” که پیشتر بدان میپردازیم.
دهه‌ی هشتاد میلادی، دوران به‌یادماندنی و عظیمی برای فیلم‌های ترسناک بود. بعد از اینکه جان کارپنتر با تولید «هالووین» (Halloween) در سال ۱۹۷۸ به موفقیت بزرگی دست پیدا کرد، فیلم‌های اسلشر جان جدیدی دریافت کردند و با پیروی و الهام‌برداری از کلاسیکِ این کارگردان، گسترش پیدا کردند و این علاقه‌ی گسترده و ناگهانی تا جایی پیش رفت که به ساخته شدن عده ای از مشهورترین کارهای تاریخ سینمای اسلشر ختم شد. از مجموعه «جمعه‌‌ی سیزدهم» (Friday the 13th) گرفته تا «ولنتاین خونین من» (My Bloody Valentine)، «شب پرام» (Promenade Evening) و «کشتار در مهمانی شبانه» (Slumber Get together Bloodbath). در این دوران با اینحال بزرگ‌ترین سخت فیلم‌های اسلشر این بود که تعداد آنها آن‌قدر زیاد شده بود که کم‌کم همه‌ی آنها داشتند مشابه به یکدیگر می‌شدند. به‌طوری که بعد از مدتی این فیلم‌ها چیز جدیدی برای ارائه به وحشت‌دوستانِ تشنه‌ی خون و جیغ نداشتند. اکثر فیلم‌ها از همان فرمول تکراری قبلی پیروی می‌کردند؛ دختران و پسرانی که به وسیله قاتلی روانی مورد حمله قرار می‌دریافت کردند و یک به یک به‌طرز فجیعی کشته می‌شدند. تکراری شدن این فیلم‌ها با اینحال دلیل شد تا چندین عدد از کارگردانان از این مهلت استفاده کرده و با شکستن فرمو‌ل‌ها، اسلشرها را وارد مرحله‌ی جدیدی از دیوانگی، خونریزی، بی‌قید و بندی و وحشیگری کنند.

با این وجود در دهه‌ی هشتاد با موج تازه ای از فیلم‌های ترسناک روبه‌رو شدیم که تنها ترسناک نبودند، حتی به‌طرز بی‌حد و مرزی روانی بودند. از مجموعه «کابوس خیابان الم» که به شیطانی بدترکیب که قربانیانش را در رویاهایشان شکار می‌کند می‌پردازد تا سری‌ی «هل‌ریزر» (Hellraiser) که به ورود هیولاهایی شیطانی از بُعدی دیگر به جهان ما می‌پردازد و با این وجود بی‌مووی باورنکردنی و غریبی مانند «ساحل خون‌آلود» (Blood Seaside) که در آن موجودی ناشناس شناگرانی را که روی شن‌های ساحل ریلکس کرده‌اند به درون زمین می‌کشد. راستش را بخواهید جدید اینها عده ای از معمولی‌ترین اسلشرهای این دوران هستند. در این فهرست نگاهی به عده ای از Over the Prime‌ترین، دیوانه‌وارترین و لذت‌بخش‌ترین فیلم‌هایی می‌اندازیم که همه با یک هدف ساخته شده‌اند: سرگرمی خالص از روش جنون مطلق. در این فیلم‌ها تماشاگر به معنای حقیقی کلمه نمی‌‌تواند دو دقیقه‌ی بعد را پیش‌بینی کند. نمی‌تواند پیش‌بینی کند که کارگردان در سکانس بعدی تصمیم گرفته است آنها را با چه صحنه‌ی باورنکردنی و غریب دیگری روبه‌رو کند. و دقیقا این همان چیزی است که تماشای آنها را این‌قدر مفرح کرده است. اگر خودتان را از علاقه مندان ژانر وحشت می‌دانید، به‌هیچ‌وجه نباید این فیلم‌ها را از دست بدهید و یادتان باشد که قبل از تماشای هرکدام از آنها، دو شاخه‌ی مغزتان را از برق بکشید!

Evil Useless II
مردگان شریر ۲
سم ریمی قسمت اول «مردگان شریر» را که در ایران به «کلبه‌ی وحشت» مشهور است در سال ۱۹۸۱ ارائه کرد و از این حیث همراه با جان کارپنتر، یکی از افرادی است که به الهام‌بخش بسیاری از فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتاد مبدل شد. بعد از این فیلم بود که ایشان از کسی که قبل از آن تنها روی یک مجموعه فیلم‌های کوتاه تلاش نموده بود، یک شبه به یکی از هیجان‌انگیزترین و مشهور‌ترین کارگردانان دنیا مبدل شد و فیلمش هم رفت تا به مکان کالتی در سینما دست بیابد. با اینحال ما اینجا می‌خواهیم پیرامون‌ی قسمت دوم «مردگان شریر» صحبت کنیم. چون فیلم اول گرچه کماکان کم‌مانند است و خودش نوستالژی باورنکردنی و غریبی با آن دارم، با اینحال فیلمِ کنترل‌شده‌ای بود. فیلمی بود که ریمی به تمام خلاقیت و جنونش اجازه‌ی فوران شدن نداده بود. فیلمی بود که مقدار جدیتش بیشتر از کمدی‌اش بود. و هروقت هم دست به کمدی می‌زد، همه‌چیز آن‌قدر تیره و تاریک بود که خنده‌دارترین شوخی‌های فیلم هم موی تن آدم را سیخ می‌کردند.

با اینحال این مسئله در قسمت دوم تغییر کرد. ریمی تصمیم گرفت تا به جای تکرار فیلم اول، آزمایش جدیدی را عرضه بدهد. از این جهت بصورت رسمی به سیم آخر زد و «مردگان شریر ۲» را به یک کمدی/ترسناکِ تمام‌عیار مبدل کرد که تمرکزش روی شوخی‌های کلامی و اسلپ‌استیک بروس کمپل بود. ایشان به علاوه از طرف دیگر با بودجه‌ی بیشتری که برای دنباله به دست آورده بود، شیر خون و خونریزی‌های فیلم را تا ته باز کرد و به هیچ‌کدام از صحنه‌های دیوانه‌واری که به ذهنش خطور می‌کرد و قابل‌انجام بود، نه نمی‌گفت. نتیجه فیلمی شده که در یکی از صحنه‌هایش دستِ تسخیر شده‌ی اشلی ویلیامز قاطی می‌کند و بشقاب‌های چینی را توی سر اش می‌شکند و ایشان را به در و دیوار می‌کوبد و اش برای جلوگیری از کتک خوردن از دستِ خودش، عاقلانه‌ترین کار ممکن را می‌کند: اره‌برقی‌اش را روشن می‌کند و همزمان با اینکه صورتش غرق در خون می‌شود، دستش را از مچ قطع می‌کند. ضرباهنگِ بی‌توقف و پرسرعت فیلم و ترکیب افراطی خون و خونریزی و کمدی سیاه چیزی بود که تماشاگران تا آن موقع نمونه‌اش را با چنین کیفیت بی‌نظیری ندیده بودند و کماکان تماشای آن مانند روز اول شوک‌آور و روده‌بُرکننده است.



Sleepaway Camp
اردوگاه
یکی از خصوصیت‌های معرفِ فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتادی، قتل‌عام آدم‌ها، علی الخصوص جوانان به وسیله قاتلان و هیولاها و بیگانه‌های وحشی است. نمونه دیگری از خصوصیت‌های معرفِ این‌جور فیلم‌ها هم جوانانی هستند که در مکان دورافتاده‌ای از خانه، مانند کمپ یا کلبه‌ای در وسط جنگل کشته می‌شوند. از این جهت «اردوگاه» به کارگردانی رابرت هیتویتز، کالا سال ۱۹۸۳ نباید فیلم منحصربه‌فردی باشد. چون بالاخره در مقدمه گفتم که این فهرست در اختیار به فیلم‌هایی است که دست به خلاقیت‌ها یا دیوانه‌بازی‌های بی‌پروایی در ژانرشان زده باشند و این فیلم که به اردوی یک مجموعه دختر و پسر جوان می‌پردازد، به نظر میرسد در مقایسه با دیگر اسلشرها، چیز تازه ای برای ارائه ندارد. با اینحال تنها «به نظر میرسد». حقیقت این است که از «اردوگاه» تحت نام یکی از بی‌کله‌ترین کارهای اسلشر دهه‌ی هشتاد یاد می‌کنند. این از آن فیلم‌هایی است که انگار بدون هیچ نظارتی ساخته و ارائه شده باشد. از آن فیلم‌های بحث‌برانگیزی که اگر در این دوره و زمانه روی پرده‌ی سینماها می‌رفت، جنجال‌های بزرگی به راه می‌انداخت، با اینحال ما داریم پیرامون‌ی محیط سینمای وحشتِ دهه‌ی هشتاد حرف می‌زنیم و در آن فضا، ارائه‌ی چنین فیلمی خیلی عادی بوده است. حتما می‌پرسید بسیار عالی، مگه این فیلم چه تلاش نموده؟ در «اردوگاه» کودکان و نوجوانان به شیوه‌های بسیار فجیعی به قتل می‌رسند که مثلا یکی از عادی‌ترینشان، محبوس شدنِ یکی از کاراکترهای فیلم در توالتی پر از زنبورهای گاوی خشمگین و مرگبار است. آزمایش بقیه‌‌ی آنها را نیز در صورت داشتن دل و جرات به خودتان واگذار می‌کنیم. نهایتا فیلم با پیچش غافلگیرکننده‌ای در پرده‌ی پایانی‌اش به اتمام می‌رسد که حتی اگر دو شاخه‌ی مغزتان را هم قبل از تماشای فیلم

ادامه در لینک
96/05/11 23:29
مجله دیجیتال اخبار اینترنتی , zoomy
در باب عرضه فیلم های روز نوشته ای داریم با عنوان “دیوانه وارترین فیلم های ترسناک دهه هشتادی که باید بنگرید” که پیشتر بدان میپردازیم.
دهه‌ی هشتاد میلادی، دوران به‌یادماندنی و عظیمی برای فیلم‌های ترسناک بود. بعد از اینکه جان کارپنتر با تولید «هالووین» (Halloween) در سال ۱۹۷۸ به موفقیت بزرگی دست پیدا کرد، فیلم‌های اسلشر جان جدیدی دریافت کردند و با پیروی و الهام‌برداری از کلاسیکِ این کارگردان، گسترش پیدا کردند و این علاقه‌ی گسترده و ناگهانی تا جایی پیش رفت که به ساخته شدن عده ای از مشهورترین کارهای تاریخ سینمای اسلشر ختم شد. از مجموعه «جمعه‌‌ی سیزدهم» (Friday the 13th) گرفته تا «ولنتاین خونین من» (My Bloody Valentine)، «شب پرام» (Promenade Evening) و «کشتار در مهمانی شبانه» (Slumber Get together Bloodbath). در این دوران با اینحال بزرگ‌ترین سخت فیلم‌های اسلشر این بود که تعداد آنها آن‌قدر زیاد شده بود که کم‌کم همه‌ی آنها داشتند مشابه به یکدیگر می‌شدند. به‌طوری که بعد از مدتی این فیلم‌ها چیز جدیدی برای ارائه به وحشت‌دوستانِ تشنه‌ی خون و جیغ نداشتند. اکثر فیلم‌ها از همان فرمول تکراری قبلی پیروی می‌کردند؛ دختران و پسرانی که به وسیله قاتلی روانی مورد حمله قرار می‌دریافت کردند و یک به یک به‌طرز فجیعی کشته می‌شدند. تکراری شدن این فیلم‌ها با اینحال دلیل شد تا چندین عدد از کارگردانان از این مهلت استفاده کرده و با شکستن فرمو‌ل‌ها، اسلشرها را وارد مرحله‌ی جدیدی از دیوانگی، خونریزی، بی‌قید و بندی و وحشیگری کنند.

با این وجود در دهه‌ی هشتاد با موج تازه ای از فیلم‌های ترسناک روبه‌رو شدیم که تنها ترسناک نبودند، حتی به‌طرز بی‌حد و مرزی روانی بودند. از مجموعه «کابوس خیابان الم» که به شیطانی بدترکیب که قربانیانش را در رویاهایشان شکار می‌کند می‌پردازد تا سری‌ی «هل‌ریزر» (Hellraiser) که به ورود هیولاهایی شیطانی از بُعدی دیگر به جهان ما می‌پردازد و با این وجود بی‌مووی باورنکردنی و غریبی مانند «ساحل خون‌آلود» (Blood Seaside) که در آن موجودی ناشناس شناگرانی را که روی شن‌های ساحل ریلکس کرده‌اند به درون زمین می‌کشد. راستش را بخواهید جدید اینها عده ای از معمولی‌ترین اسلشرهای این دوران هستند. در این فهرست نگاهی به عده ای از Over the Prime‌ترین، دیوانه‌وارترین و لذت‌بخش‌ترین فیلم‌هایی می‌اندازیم که همه با یک هدف ساخته شده‌اند: سرگرمی خالص از روش جنون مطلق. در این فیلم‌ها تماشاگر به معنای حقیقی کلمه نمی‌‌تواند دو دقیقه‌ی بعد را پیش‌بینی کند. نمی‌تواند پیش‌بینی کند که کارگردان در سکانس بعدی تصمیم گرفته است آنها را با چه صحنه‌ی باورنکردنی و غریب دیگری روبه‌رو کند. و دقیقا این همان چیزی است که تماشای آنها را این‌قدر مفرح کرده است. اگر خودتان را از علاقه مندان ژانر وحشت می‌دانید، به‌هیچ‌وجه نباید این فیلم‌ها را از دست بدهید و یادتان باشد که قبل از تماشای هرکدام از آنها، دو شاخه‌ی مغزتان را از برق بکشید!

Evil Useless II
مردگان شریر ۲
سم ریمی قسمت اول «مردگان شریر» را که در ایران به «کلبه‌ی وحشت» مشهور است در سال ۱۹۸۱ ارائه کرد و از این حیث همراه با جان کارپنتر، یکی از افرادی است که به الهام‌بخش بسیاری از فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتاد مبدل شد. بعد از این فیلم بود که ایشان از کسی که قبل از آن تنها روی یک مجموعه فیلم‌های کوتاه تلاش نموده بود، یک شبه به یکی از هیجان‌انگیزترین و مشهور‌ترین کارگردانان دنیا مبدل شد و فیلمش هم رفت تا به مکان کالتی در سینما دست بیابد. با اینحال ما اینجا می‌خواهیم پیرامون‌ی قسمت دوم «مردگان شریر» صحبت کنیم. چون فیلم اول گرچه کماکان کم‌مانند است و خودش نوستالژی باورنکردنی و غریبی با آن دارم، با اینحال فیلمِ کنترل‌شده‌ای بود. فیلمی بود که ریمی به تمام خلاقیت و جنونش اجازه‌ی فوران شدن نداده بود. فیلمی بود که مقدار جدیتش بیشتر از کمدی‌اش بود. و هروقت هم دست به کمدی می‌زد، همه‌چیز آن‌قدر تیره و تاریک بود که خنده‌دارترین شوخی‌های فیلم هم موی تن آدم را سیخ می‌کردند.

با اینحال این مسئله در قسمت دوم تغییر کرد. ریمی تصمیم گرفت تا به جای تکرار فیلم اول، آزمایش جدیدی را عرضه بدهد. از این جهت بصورت رسمی به سیم آخر زد و «مردگان شریر ۲» را به یک کمدی/ترسناکِ تمام‌عیار مبدل کرد که تمرکزش روی شوخی‌های کلامی و اسلپ‌استیک بروس کمپل بود. ایشان به علاوه از طرف دیگر با بودجه‌ی بیشتری که برای دنباله به دست آورده بود، شیر خون و خونریزی‌های فیلم را تا ته باز کرد و به هیچ‌کدام از صحنه‌های دیوانه‌واری که به ذهنش خطور می‌کرد و قابل‌انجام بود، نه نمی‌گفت. نتیجه فیلمی شده که در یکی از صحنه‌هایش دستِ تسخیر شده‌ی اشلی ویلیامز قاطی می‌کند و بشقاب‌های چینی را توی سر اش می‌شکند و ایشان را به در و دیوار می‌کوبد و اش برای جلوگیری از کتک خوردن از دستِ خودش، عاقلانه‌ترین کار ممکن را می‌کند: اره‌برقی‌اش را روشن می‌کند و همزمان با اینکه صورتش غرق در خون می‌شود، دستش را از مچ قطع می‌کند. ضرباهنگِ بی‌توقف و پرسرعت فیلم و ترکیب افراطی خون و خونریزی و کمدی سیاه چیزی بود که تماشاگران تا آن موقع نمونه‌اش را با چنین کیفیت بی‌نظیری ندیده بودند و کماکان تماشای آن مانند روز اول شوک‌آور و روده‌بُرکننده است.



Sleepaway Camp
اردوگاه
یکی از خصوصیت‌های معرفِ فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتادی، قتل‌عام آدم‌ها، علی الخصوص جوانان به وسیله قاتلان و هیولاها و بیگانه‌های وحشی است. نمونه دیگری از خصوصیت‌های معرفِ این‌جور فیلم‌ها هم جوانانی هستند که در مکان دورافتاده‌ای از خانه، مانند کمپ یا کلبه‌ای در وسط جنگل کشته می‌شوند. از این جهت «اردوگاه» به کارگردانی رابرت هیتویتز، کالا سال ۱۹۸۳ نباید فیلم منحصربه‌فردی باشد. چون بالاخره در مقدمه گفتم که این فهرست در اختیار به فیلم‌هایی است که دست به خلاقیت‌ها یا دیوانه‌بازی‌های بی‌پروایی در ژانرشان زده باشند و این فیلم که به اردوی یک مجموعه دختر و پسر جوان می‌پردازد، به نظر میرسد در مقایسه با دیگر اسلشرها، چیز تازه ای برای ارائه ندارد. با اینحال تنها «به نظر میرسد». حقیقت این است که از «اردوگاه» تحت نام یکی از بی‌کله‌ترین کارهای اسلشر دهه‌ی هشتاد یاد می‌کنند. این از آن فیلم‌هایی است که انگار بدون هیچ نظارتی ساخته و ارائه شده باشد. از آن فیلم‌های بحث‌برانگیزی که اگر در این دوره و زمانه روی پرده‌ی سینماها می‌رفت، جنجال‌های بزرگی به راه می‌انداخت، با اینحال ما داریم پیرامون‌ی محیط سینمای وحشتِ دهه‌ی هشتاد حرف می‌زنیم و در آن فضا، ارائه‌ی چنین فیلمی خیلی عادی بوده است. حتما می‌پرسید بسیار عالی، مگه این فیلم چه تلاش نموده؟ در «اردوگاه» کودکان و نوجوانان به شیوه‌های بسیار فجیعی به قتل می‌رسند که مثلا یکی از عادی‌ترینشان، محبوس شدنِ یکی از کاراکترهای فیلم در توالتی پر از زنبورهای گاوی خشمگین و مرگبار است. آزمایش بقیه‌‌ی آنها را نیز در صورت داشتن دل و جرات به خودتان واگذار می‌کنیم. نهایتا فیلم با پیچش غافلگیرکننده‌ای در پرده‌ی پایانی‌اش به اتمام می‌رسد که حتی اگر دو شاخه‌ی مغزتان را هم قبل از تماشای فیلم

ادامه در لینک
96/05/11 23:29
مجله دیجیتال اخبار اینترنتی , zoomy
در باب عرضه فیلم های روز نوشته ای داریم با عنوان “دیوانه وارترین فیلم های ترسناک دهه هشتادی که باید بنگرید” که پیشتر بدان میپردازیم.
دهه‌ی هشتاد میلادی، دوران به‌یادماندنی و عظیمی برای فیلم‌های ترسناک بود. بعد از اینکه جان کارپنتر با تولید «هالووین» (Halloween) در سال ۱۹۷۸ به موفقیت بزرگی دست پیدا کرد، فیلم‌های اسلشر جان جدیدی دریافت کردند و با پیروی و الهام‌برداری از کلاسیکِ این کارگردان، گسترش پیدا کردند و این علاقه‌ی گسترده و ناگهانی تا جایی پیش رفت که به ساخته شدن عده ای از مشهورترین کارهای تاریخ سینمای اسلشر ختم شد. از مجموعه «جمعه‌‌ی سیزدهم» (Friday the 13th) گرفته تا «ولنتاین خونین من» (My Bloody Valentine)، «شب پرام» (Promenade Evening) و «کشتار در مهمانی شبانه» (Slumber Get together Bloodbath). در این دوران با اینحال بزرگ‌ترین سخت فیلم‌های اسلشر این بود که تعداد آنها آن‌قدر زیاد شده بود که کم‌کم همه‌ی آنها داشتند مشابه به یکدیگر می‌شدند. به‌طوری که بعد از مدتی این فیلم‌ها چیز جدیدی برای ارائه به وحشت‌دوستانِ تشنه‌ی خون و جیغ نداشتند. اکثر فیلم‌ها از همان فرمول تکراری قبلی پیروی می‌کردند؛ دختران و پسرانی که به وسیله قاتلی روانی مورد حمله قرار می‌دریافت کردند و یک به یک به‌طرز فجیعی کشته می‌شدند. تکراری شدن این فیلم‌ها با اینحال دلیل شد تا چندین عدد از کارگردانان از این مهلت استفاده کرده و با شکستن فرمو‌ل‌ها، اسلشرها را وارد مرحله‌ی جدیدی از دیوانگی، خونریزی، بی‌قید و بندی و وحشیگری کنند.

با این وجود در دهه‌ی هشتاد با موج تازه ای از فیلم‌های ترسناک روبه‌رو شدیم که تنها ترسناک نبودند، حتی به‌طرز بی‌حد و مرزی روانی بودند. از مجموعه «کابوس خیابان الم» که به شیطانی بدترکیب که قربانیانش را در رویاهایشان شکار می‌کند می‌پردازد تا سری‌ی «هل‌ریزر» (Hellraiser) که به ورود هیولاهایی شیطانی از بُعدی دیگر به جهان ما می‌پردازد و با این وجود بی‌مووی باورنکردنی و غریبی مانند «ساحل خون‌آلود» (Blood Seaside) که در آن موجودی ناشناس شناگرانی را که روی شن‌های ساحل ریلکس کرده‌اند به درون زمین می‌کشد. راستش را بخواهید جدید اینها عده ای از معمولی‌ترین اسلشرهای این دوران هستند. در این فهرست نگاهی به عده ای از Over the Prime‌ترین، دیوانه‌وارترین و لذت‌بخش‌ترین فیلم‌هایی می‌اندازیم که همه با یک هدف ساخته شده‌اند: سرگرمی خالص از روش جنون مطلق. در این فیلم‌ها تماشاگر به معنای حقیقی کلمه نمی‌‌تواند دو دقیقه‌ی بعد را پیش‌بینی کند. نمی‌تواند پیش‌بینی کند که کارگردان در سکانس بعدی تصمیم گرفته است آنها را با چه صحنه‌ی باورنکردنی و غریب دیگری روبه‌رو کند. و دقیقا این همان چیزی است که تماشای آنها را این‌قدر مفرح کرده است. اگر خودتان را از علاقه مندان ژانر وحشت می‌دانید، به‌هیچ‌وجه نباید این فیلم‌ها را از دست بدهید و یادتان باشد که قبل از تماشای هرکدام از آنها، دو شاخه‌ی مغزتان را از برق بکشید!

Evil Useless II
مردگان شریر ۲
سم ریمی قسمت اول «مردگان شریر» را که در ایران به «کلبه‌ی وحشت» مشهور است در سال ۱۹۸۱ ارائه کرد و از این حیث همراه با جان کارپنتر، یکی از افرادی است که به الهام‌بخش بسیاری از فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتاد مبدل شد. بعد از این فیلم بود که ایشان از کسی که قبل از آن تنها روی یک مجموعه فیلم‌های کوتاه تلاش نموده بود، یک شبه به یکی از هیجان‌انگیزترین و مشهور‌ترین کارگردانان دنیا مبدل شد و فیلمش هم رفت تا به مکان کالتی در سینما دست بیابد. با اینحال ما اینجا می‌خواهیم پیرامون‌ی قسمت دوم «مردگان شریر» صحبت کنیم. چون فیلم اول گرچه کماکان کم‌مانند است و خودش نوستالژی باورنکردنی و غریبی با آن دارم، با اینحال فیلمِ کنترل‌شده‌ای بود. فیلمی بود که ریمی به تمام خلاقیت و جنونش اجازه‌ی فوران شدن نداده بود. فیلمی بود که مقدار جدیتش بیشتر از کمدی‌اش بود. و هروقت هم دست به کمدی می‌زد، همه‌چیز آن‌قدر تیره و تاریک بود که خنده‌دارترین شوخی‌های فیلم هم موی تن آدم را سیخ می‌کردند.

با اینحال این مسئله در قسمت دوم تغییر کرد. ریمی تصمیم گرفت تا به جای تکرار فیلم اول، آزمایش جدیدی را عرضه بدهد. از این جهت بصورت رسمی به سیم آخر زد و «مردگان شریر ۲» را به یک کمدی/ترسناکِ تمام‌عیار مبدل کرد که تمرکزش روی شوخی‌های کلامی و اسلپ‌استیک بروس کمپل بود. ایشان به علاوه از طرف دیگر با بودجه‌ی بیشتری که برای دنباله به دست آورده بود، شیر خون و خونریزی‌های فیلم را تا ته باز کرد و به هیچ‌کدام از صحنه‌های دیوانه‌واری که به ذهنش خطور می‌کرد و قابل‌انجام بود، نه نمی‌گفت. نتیجه فیلمی شده که در یکی از صحنه‌هایش دستِ تسخیر شده‌ی اشلی ویلیامز قاطی می‌کند و بشقاب‌های چینی را توی سر اش می‌شکند و ایشان را به در و دیوار می‌کوبد و اش برای جلوگیری از کتک خوردن از دستِ خودش، عاقلانه‌ترین کار ممکن را می‌کند: اره‌برقی‌اش را روشن می‌کند و همزمان با اینکه صورتش غرق در خون می‌شود، دستش را از مچ قطع می‌کند. ضرباهنگِ بی‌توقف و پرسرعت فیلم و ترکیب افراطی خون و خونریزی و کمدی سیاه چیزی بود که تماشاگران تا آن موقع نمونه‌اش را با چنین کیفیت بی‌نظیری ندیده بودند و کماکان تماشای آن مانند روز اول شوک‌آور و روده‌بُرکننده است.



Sleepaway Camp
اردوگاه
یکی از خصوصیت‌های معرفِ فیلم‌های اسلشر دهه‌ی هشتادی، قتل‌عام آدم‌ها، علی الخصوص جوانان به وسیله قاتلان و هیولاها و بیگانه‌های وحشی است. نمونه دیگری از خصوصیت‌های معرفِ این‌جور فیلم‌ها هم جوانانی هستند که در مکان دورافتاده‌ای از خانه، مانند کمپ یا کلبه‌ای در وسط جنگل کشته می‌شوند. از این جهت «اردوگاه» به کارگردانی رابرت هیتویتز، کالا سال ۱۹۸۳ نباید فیلم منحصربه‌فردی باشد. چون بالاخره در مقدمه گفتم که این فهرست در اختیار به فیلم‌هایی است که دست به خلاقیت‌ها یا دیوانه‌بازی‌های بی‌پروایی در ژانرشان زده باشند و این فیلم که به اردوی یک مجموعه دختر و پسر جوان می‌پردازد، به نظر میرسد در مقایسه با دیگر اسلشرها، چیز تازه ای برای ارائه ندارد. با اینحال تنها «به نظر میرسد». حقیقت این است که از «اردوگاه» تحت نام یکی از بی‌کله‌ترین کارهای اسلشر دهه‌ی هشتاد یاد می‌کنند. این از آن فیلم‌هایی است که انگار بدون هیچ نظارتی ساخته و ارائه شده باشد. از آن فیلم‌های بحث‌برانگیزی که اگر در این دوره و زمانه روی پرده‌ی سینماها می‌رفت، جنجال‌های بزرگی به راه می‌انداخت، با اینحال ما داریم پیرامون‌ی محیط سینمای وحشتِ دهه‌ی هشتاد حرف می‌زنیم و در آن فضا، ارائه‌ی چنین فیلمی خیلی عادی بوده است. حتما می‌پرسید بسیار عالی، مگه این فیلم چه تلاش نموده؟ در «اردوگاه» کودکان و نوجوانان به شیوه‌های بسیار فجیعی به قتل می‌رسند که مثلا یکی از عادی‌ترینشان، محبوس شدنِ یکی از کاراکترهای فیلم در توالتی پر از زنبورهای گاوی خشمگین و مرگبار است. آزمایش بقیه‌‌ی آنها را نیز در صورت داشتن دل و جرات به خودتان واگذار می‌کنیم. نهایتا فیلم با پیچش غافلگیرکننده‌ای در پرده‌ی پایانی‌اش به اتمام می‌رسد که حتی اگر دو شاخه‌ی مغزتان را هم قبل از تماشای فیلم

ادامه در لینک
96/04/27 20:25
همراه مووی  , hamrahmovie
95/11/26 15:44
مهدی نوروزی , mahdi0021m
95/01/27 19:52
محمد شهنازی , shahnazi2002

ترس

نوشته مهدی برای محمد
کمی ترس داره
94/09/12 00:26
پرتال جامع علم دیلی , Elmdaily
اگر به فیلم‌های ترسناک علاقه دارید، با ما همراه باشید تا ببینید به هنگام تماشای این فیلم‌ها چه اتفاقاتی در بدنتان می‌افتد و این فیلم‌ها چه تأثیری بر روی سلامتی دارند؟
5
2
8