نرم افزار اندروید کلوب

نتایج جستجو : علما - 29 مطلب

97/01/23 16:50
پیروان راه فاروق أعظم , masjedenour
در ادامه مطلب، تصویر متن کتاب نور الابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار شبلنجی که یکی از علمای اهل سنت است را در باب توسل به حضرت زینب کبری علیهاالسلام را با همدیگر مشاهده و إن شاءالله تفکر و تدبر خواهیم نمود به امید هدایت و رشد در مسیر اهل بیت علیهم السلام.

دانلود اسکن تصاویر کتاب
---------------------------------------

تصویر اول
تصویر دوم
تصویر سوم
99
97/01/11 02:54
پیروان راه فاروق أعظم , masjedenour
سوال
اگر در زمان غیبت دوازدهمین وارث غدیر، علما نبودند چه اتفاقی می افتاد؟

96/01/17 11:33
استاد حسین انصاریان , ostad.ansarian
امام علی علیه السلام‎ :
جالِسِ الْعُلَماءَ یَزْدَدْ عِلْمُکَ وَ یَحْسُنْ اَدَبُکَ وَ تَزْکُ نَفْسُکَ؛‎
با علما هم‏نشین باش، تا علمت زیاد و ادبت نیکو و جانت پاک گردد‎.
(‎غرر الحکم ، ح ۴۷۸۶‏)
95/10/1 09:02
پاسخگوی  اخلاق و تربیت , p_akhlaghi
بسمه تعالی
آیت الله العظمی بهجت رحمة الله علیه:
ائمه‌ی ما-علیهم السلام- به علما و فقها و راویان احادیث احترام می‌گذاشتند ولی ما بی‌حرمتی می‌کنیم، بدگویی می‌کنیم و... غافل از این که کمترین سزای بی‌احترامی به آن‌ها بلاهایی است که در این دنیا بر انسان وارد می‌شود. از قبیل کوتاهی عمر، سوء عاقبت و... زمانی، شخصی با صاحب جواهر به مجادله پرداخت، صاحب جواهر به او نفرین کرد و خطاب به امیرالمؤمنین-علیه السلام- عرض کرد و فرمود: اگر غرض این شخص از این مجادله مطلب دیگری است، از نجف بیرونش کن و آن آقا مجبور شد پانزده سال در جای دیگر با در به دری اقامت کند. شاید بعضی از اهل علم گمان کنند که اگر علما و اهل علم همدیگر را تنقیص کنند، اشکال ندارد؛ٰ ولی چنین نیست، بلکه خطر خرده گرفتن بر اهل علم بیشتر از ایراد و اعتراض به دیگران است. لذا انسان حتی در موارد تشخیص عدم اهلیت علما باید احتیاط کند؛ زیرا تنقیص علما خیلی مشکل است.


در محضر بهجت، ج3، ص263.
95/08/22 09:09
علی مراغه ای , ali0208
95/07/13 11:39
پاسخگوی  اخلاق و تربیت , p_akhlaghi
بسمه تعالی
آیت الله العظمی بهجت رحمة الله علیه:
مراجعه به تراجم علماى سلف به منزله‌ى مراجعه به كتاب‌هاى معتبر اخلاقى است. هر كس كه طالب تهذیب و ترقى در امور معنوى است و مى‌خواهد از زندگى و عمر خود چیزى استفاده كند، شایسته است به شرح احوال آن‌ها نگاه كند كه چه كارها مى‌كردند. آقایى مى‌گفت: "یكى از اساتید ما اهل برهان و استدلال بود، به گونه‌اى كه هیچ مطلبى را بدون برهان قبول نداشت."-به طورى كه یكى از شاگردانش درباره‌ى او فرمود: "این مطلب را از ایشان یاد گرفتیم كه همه جا باید چشم‌مان را باز كنیم. اگر برهانى باشد، قبول كنیم؛ و گرنه خیر. و هیچ مطلبى را از كسى بدون برهان نپذیریم."- همان استاد، با این كه برهانى بود، احوال علماى سابق را بدون پرداختن به استدلال و برهان ذكر مى‌كرد.


در محضر بهجت، ج1، ص109.
94/11/19 18:53
مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی , pasokhgooe
بسمه تعالی
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):
سَیَأْتِی زَمَانٌ عَلَى أُمَّتِی یَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَمَاءِ كَمَا یَفِرُّ الْغَنَمُ عَنِ الذِّئْبِ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ الْأَوَّلُ یَرْفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ الثَّانِی سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ الثَّالِثُ یَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْیَا بِلَا إِیمَانٍ.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:
به زودى زمانى براى مردم فرا می رسد كه از علما فرار مى‏ كنند چنانچه گوسفند از گرگ مى‏ گریزد. در این صورت خداوند به سه چیز آنان را مبتلا مى ‏كند،
اول: بركت را از اموالشان بر مى ‏دارد
دوم: سلطانى ستمگر بر آنان مسلط مى‏ گرداند
سوم: بدون ایمان از دنیا مى ‏روند

جامع الأخبار، ص: 131
18
1
13
94/11/4 22:28
من انقلابی ام  , payandeh1206
مرحوم سید جمال پس از نیل به مقام تدریس و افاده ، هیچ گاه مراقبت از حالات و اعمال خود را فراموش نکرده و در این وادی از انفاس قد سیه مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری و آیت الحق سید احمد کربلائی طهرانی بهره ها برد و از اشارات عارف کامل مرحوم حاج شیخ علی محمد نجف آبادی همواره آگاه بود تا اینکه حقائق و معانی را از وجود این انوار فروزان اخذ کرد، و واصل به درجه ای از معانی شد که آنان شدند و حائز رتبه ای از کرامات گردید که آنان گردیدند و در وادی معنی همانند آنان به کمالاتو درجات عالیه رسید .در این جا داستانی را از زبان یکی از بزرگان و علمای حوزه علمیه قم نقل می کنم ، ایشان می فرمودند: در آن زمانی که در دیار مقدس غروی "زادها الله شرفا" مشرف بودم، جهت پاره ای از اعمال شب جمعه ای به وادی السلام رفته بودم، یک وقت متوجه نوری شدم وقتی نزدیک آن نور شدم دیدم از چشمان سیدی می درخشد پرسیدم: این سید کیست؟ گفتند: سید جمال الدین گلپایگانی است.داستان دیگری را مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی "قدس سره الشریف" نقل فرمودند: که روزی در محضر آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (قدس سره الشریف) نشسته بودم و ایشان شخصا" نامه ها را باز وروء یت می فرمودند و یک قسمت از نامه را جدا می کردند تا جواب بنویسند، به یک نامه رسیدند، سه دفعه دست روی دست زد و فرمود: (صدقتک) بعد فرمود: این نامه از آیت الله آقا سید جمال الدین گلپایگانی است که برایم نوشته و مرا موعظه و نصیحت کرده است، آقا نامه را می خواند و اشک از دیدگانش جاری بود و زمزمه می کرد، مرجعیت سنگین است. مرگ هست و همه ما از دنیا می رویم.و همچنین داستانی را مرحوم علامه طهرانی از زبان خود مرحوم سید نقل کردند که آقا سید جمال می فرمود: یک روز هوا گرم بود، رفتم به وادی السلام نجف اشرف برای فاتحه اهل قبور و ارواح مومنین.چون هوا بسیار گرم بود رفتم در زیر طاقی که بر سر دیوار روی قبری زده بودند نشستم، عمامه را برداشته و عبا را کنار زدم که قدری استراحت نموده و بر گردم در این حال دیدم جماعتی از مردگان با لباسهای پاره و مندرس و وضعی بسیار کثیف به سوی من آمدند و از من طلب شفاعت می کردند، که وضع ما بد است، تو از خدا بخواه ما را عفو کند.من به ایشان پرخاش کردم و گفتم: هر چه در دنیا به شما گفتند، گوش نکردید و حالا که کار از کار گذشته طلب عفو می کنید بروید ای مستکبران!ایشان می فرمودند: این مردگان شیوخی بودند از عرب که در دنیا مستکبرانه زندگی می نمودند و قبورشان در اطراف همان قبری بود که من بر بروی آن نشسته بودم.این داستانها نشانگر عظمت روح و بلندای مقام مرحوم آیت الله العظمی سید جمال الدین گلپایگانی است.
94/10/2 14:56
مرکز فرهنگی  شهید جدیری کهنموئی , shahidjodeiry
مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: خداوند، در قرآن و غیر آن* به حدی بهشت و بهشتیان را در توصیف بالا برده که اگر کسی از شوق شنیدن آن، وفات کند، استبعاد ندارد! آیا جهنم نیز این گونه است، قرآن می‌فرماید:
توصیه-های-آیت-الله-بهجت
(( وَلَمُ مقمعُ مِن حَدید))**
گرزهای آهنین برای ]زدن[ آنان فراهم است.
که اگر انسان معاصی خود را در نظر بگیرد و بمیرد، مستبعد نیست!
البته ما با منکرین کار نداریم، ولی برخی از مقربین از شوق لقای بهشت مرده‌اند؛ زیرا شنیدن آیات رحمت و نعمت و یا عذاب و نقمت، در انسان موحد تکوینا اثر می‌گذارد، و او از مشوقات یا مخوفات جان می‌سپارد، با این همه این آیات در ما هیچ اثر نمی‌کند!

#آیت_الله-العظمی-بهجت
#kahnamu
#کهنمو
#شهید_جدیری_کهنمو_ئی
94/05/13 17:13
پاسخگوی  اخلاق و تربیت , p_akhlaghi
بسمه تعالی
در تذكرة الاولیای عطار نیشابوری،در حكایتی لطیف و ظریف چنین آمده: "آن هنگام كه یوسف صدیق را در بازار برده‏ فروشان به مزایده گذارده بودند و بهای او به ده برابر وزنش طلا رسیده بود، پیرزنی با چند بسته و ریسمانی كه رشته بود به‏ میان جمع آمد و فریاد زد كه "ای دلاّل كنعانی فروش" این ده بسته ریسمان را از من بستان و یوسف را به من ده! مرد فروشنده خندید و گفت: ای زن این درّ یتیم در خور تو نیســت. صد گنج بهای این جوان است تو با ده كلاف ریسمان چه انتظار داری؟ در جواب او:

پـــیر زن گفتــا كه دانستــــم یقـــین *** كاین پسـر را كس نه بفروشد بدین

لیك اینم بس كه چه دشمن چه دوست *** گوید این زن از خریداران اوست

غرض اینكه من نیز چون آن زن با اندك سواد خویش سعی در سخن راندن از بزرگمردی كردم كه اسوه فقه و فقاهت، دین و دیانت و اسطوره اخلاق است. و این مهّم میسّر نیست با زبان الكن و قلم نارسای من؛ چرا كه به قول ملاّی روم:

در نیابد حال پخته هیچ خام *** پس سخن كوتاه باید والسّلام!

حضرت علامه ذوالفنون، حكیم متأله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی فرزند مرحوم حاج شیخ محمد و از نوادگان ملا فتح الله كاشانی صاحب تفسیر منهج الصادقین به سال 1320 هجری ـ قمری در شهر تهران دیده به جهان گشود و در بیت علم و فضیلت و تقوا رشد و نمو كرد. در كودكی و نوجوانی، قرآن، تجوید و ادبیات عرب را نزد پدر فراگرفت و كتب رایج در رشته‏های مختلف را در محضر علمای قم و تهران بخصوص مدرّسان مدرسه فخریه(مروی) فراگرفت.

ایشان در تهران ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد ملاابوالحسن (جدّ ایشان) به بیان معارف اسلامی برای مردم پرداخته و عمر خود را به مطالعه، تحقیق، تألیف و تدریس گذراند و در حدود سی‏سال حوزه درس داشت.
مرحوم علامه شعرانی نمونه پایداری در كسب علم و جامعیت در علوم مختلف و تعلیم آن به دیگران بود. وسعت و عمق علمی‏شان از دروسی كه در طی سالیان متمادی تدریس می‏كردند، بخوبی واضح است؛ چنانچه هیأت فلاماریون را از فرانسه به فارسی ترجمه كردند و برای جمعی درس گفتند. مرحوم سید حسن مدرس « رحمه ‏الله » دستور دادند كه ایشان در مدرسه عالی سپهسالار ریاضی تدریس كنند.
نكته قابل توجه این است كه درس استاد منحصر به خواص و شاگردان نبود؛ بلكه در جلسات متعددی به بیان اصول و احكام و اخلاق دینی و رفع شبهات می‏ پرداختند. در مورد روش تدریس و بیان استاد چنین آمده: آیت الله شعرانی مطالب عالی علمی را تنزل می‏دادند تا همگان بتوانند از مواهب دانش كه خدا نصیب ایشان كرده بهره‏ مند گردند و شاگردان آن عالم عالیقدر با مثالهایی كه به خود استاد اختصاص داشت، مطالب علمی را بخوبی درك می‏كردند.

دیگر ویژگی‏های علمی و اخلاقی علامه شعرانی!

شاگردان فاضل استاد خاطرات بسیاری حاكی از صفای درونی و سادگی و خوش خلقی و پایداری در تعلیم و تعلّم و بی‏پیرایگی ایشان در عین فراست و دقت نقل می‏كنند. اما آنچه معرف پارسایی و تواضع و صفا و اخلاص علامه شعرانی به اهل بیت می‏باشد، مقدمه ایشان بر ترجمه كتاب "نفس المهموم" است كه به نقل آن می‏پردازیم: "اما بعد چنین گوید این بنده فانی ابوالحسن بن محمدبن غلامحسین بن ابی الحسن المدعو بالشعرانی كه چون عهد شباب به تحصیل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشت و اقتدائا به اسلافی الصالحین من عهد صاحب منهج الصادقین از هر علمی بهره گرفتم و از هر خرمنی خوشه برداشتم، گاهی به مطالعه كتب ادب از عجم و عرب و زمانی به دراست اشارات و اسفار و زمانی به تتبع تفاسیر و اخبار، وقتی به تفسیر و تحشیه كتب فقه و اصول و گاهی به تعمق در مسائل ریاضی و معقول تا آن عهد به سر آمد.

لقد طفت فی تلك المعاهد كلّها

و سرحت طرفی بین تلك المعالم

سالیان دراز، شب بیدار و روز در تكرار همیشه ملازم دفاتر و كراریس و پیوسته مرافق اقلام و قراطیس، ناگهان سروش غیب در گوش، این ندا داد كه علم برای معرفت است و معرفت بذر عمل وطاعت‏و طاعت‏بی‏اخلاص‏نشود و این همه میسر نگردد مگر به توفیق خدا و توسل به اولیا؛ مشغولی تا چند؟!

علم چندانكه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی

شتاب باید كرد و معاد را زادی فراهم ساخت! زود بر چتر كه آفتاب برآمد و كاروان رفت؛ تا یقینی باقی است و نیرو تمام از دست نشده، توسلی جوی و خدمتی كن... ."
شاخصهای علمی علامه شعرانی
مرحوم علامه شعرانی در ابعاد مختلف دین دارای آثار گسترده و قابل توجهی بودند و ما در اینجا تیمنا به‏ذكر پاره‏ای از این آثار می‏پردازیم.
با استناد به بخش تعلیقات علامه شعرانی بر شرح اصول كافی كه اثر ملا صالح مازندرانی است ، شاخصهای علمی كه ذیلاً شرح آن می‏آید، در زمینه مبادی روش‏های كلامی و دین‏شناسی از شیوه كلی تعلیقات و نحوه برداشت‏های ایشان انتزاع شده و گاه نیز خود به آنها تصریح نموده‏اند. و در سایر رشته‏ها نیز نیاز به فحص و تحقیق جداگانه برای بیان شاخصه‏های علمی ایشان است.

1ـ وسعت گستردگی معلومات :

امتیاز برجسته مرحوم شعرانی این است كه ایشان از معدود افراد جامع بین معقول و منقول در قرن اخیر و حتی صاحب نظر در علومی چون نجوم، ریاضی و طب بوده‏اند. این جامعیت و وسعت معلومات برای اسلام‏شناسی امتیازی مهم محسوب می‏شود. به عنوان نمونه می‏توان به شرح اصول كافی ، جلد سوم، صفحات 69ـ76 رجوع شود كه ایشان از یك حدیث سه سطری حدود شش برهان بر اثبات وجود حق تعالی استنتاج نموده و نیز در صفحات 369 تا 383 شرح حدیث اول از باب حدوث الاسماء كه كیفیت ظهور اسماء الهی را تبیین نموده‏اند.
2ـ دقت و تعمّق:

مرحوم علامه شعرانی را می‏توان در دقت و تعمق در مسائل علمی و آیات قرآن و روایات اهل بیت جزء معدود افرادی دانست كه با وجود سعه علمی و گستردگی اطلاعات به هنگام تحلیل و استنتاج لوازم از ملزومات توانایی و ابداع خاصی برخوردارند.

3ـ روحیه نقادی:

روحیه حق‏طلبی مرحوم شعرانی كه جز با بررسی و نقادی منصفانه آرا حاصل نمی‏شد، ایشان را به نكاتی دقیق و راهگشا در زمینه‏های علوم عقلی و نقلی و نیز فهم آیات و روایات رهنمون می‏گشت و احترام بسیار ایشان به علما، هیچ‏گاه مانع از نقادی آثار و آرای آنان نمی‏شد؛ چرا كه ادامه حیات علم را در تحرّی حقیقت و تمییز صحیح از سقیم می‏دیدند.

4ـ شرح صدر و تقوای علمی:

مرحوم شعرانی واجد خصلت انصاف و تقوای علمی بود. اولین سعی او در فهم هرچه بهتر نظریات دیگران و استدلالهای آنان بود و آنگاه به تجزیه و تحلیل منطقی به دور از هرگونه تعصب خام و جهت‏گیری و رأی استدلالی می‏پرداخت و گاه در طرح دقیق ادله مخالفان، از خود آنها فراتر می‏رفت و ابتدا ادله را استحكام می‏بخشید، سپس به بررسی و نقد و قبول یا رد آنها می‏پرداخت.
ایشان در مقام تحقیق در عقاید یك دین یا نحله خاص تنها به مسموعات و منقولات درجه دوم اكتفا نمی‏نمود و خود به منابع دست اول رجوع می‏كرد و با تسلطی كه بر چند زبان زنده دنیا داشتند حتی الامكان منابع اصلی را مورد مطالعه و بررسی قرار می‏دادند. ایشان در مذمت به كار بردن حربه تكفیر در شرح اصول كافی چنین می‏فرمایند: "تكفیر توسط اهل ظاهر مصیبتی است كه مسلمانها در اكثر زمانها به جهت اغوای شیطان به آن مبتلا بوده‏اند تا اینكه چهره دین را نزد ملحدان مشوه ساخته و علما را از تجهیز و مهارت در دفع شبهات منكرین بازداشته تا نتوانند مبادی عقاید را محكم نمایند."

5ـ روشن بینی و قدرت درك مفاهیم و موضوعات جدید:

كنجكاوی فطری علامه شعرانی و دید روشن ایشان در درك و فهم علوم بشری علاوه بر علوم دینی همراه با آشنایی به چندین زبان زنده دنیا دیدگاه و نظرگاه جدیدی را در بینش ایشان به وجود آورده بود بطوری كه در بیان مفاهیم اسلامی گاه از نتایج علوم روز و نظریات علمی استفاده می‏نمودند و گاهی نیز برای توضیح آیه یا روایتی و یا جهت تبیین فلسفه احكام فردی یا اجتماعی اسلام از تحلیلهای تاریخی جامعه‏شناسی یا روان‏شناسی یا اقتصادی استفاده می‏كردند. البته دقت و وسواس علمی را برای پرهیز از تفسیر به رأی رعایت می‏فرمودند.
به نقل از شاگردانشان از محسّنات ایشان این بود كه به فكر و آرای قدما در مسائل فقهی خیلی عنایت داشتند. و عجیب در ولایت متصلّب بودند و در ابتدای كتاب نفس المهموم مرحوم حاج شیخ عباس قمی« رحمه‏الله »كه ترجمه فرمودند با فرمایشاتی خواندنی و بیاناتی شیرین به پیشگاه اهل بیت ولایت اظهار علاقه، تضرّع و تأدّب نموده‏اند. به درس و بحث و مطالعه و تحقیق نیز عشق بسیار داشتند و اصلاً سر تا پا عشق بودند. شاگردان ایشان نقل می‏كنند: "چه بسیار برای ما پیش می‏آمد كه نماز صبح را در مدرسه مروی می‏خواندیم؛ بین الطلوعین ایشان در منزلشان كفایه می‏فرمود، كفایه كه تمام می‏شد بعضیها می‏نشستند، بعضیها می‏رفتند. آقایانی برای درس مكاسب ایشان می‏آمدند. یك نفسی تازه می‏كرد، برای درس مكاسب می‏آمد، درس مكاسب گفته می‏شد، مكاسبیها می‏رفتند بعد ایشان اسفار می‏فرمود یا شفا یا اشارات و درس‏های فلسفی می‏گفتند.

چه بسا روزهاـ خدای علیم و لطیف و خبیر گواه است ـ كه ما در بین الطلوعین می‏آمدیم برای درس كفایه و سر درس آخری مثلاً مجسطی، زیج بهادری اذان ظهر می‏گفتند و ایشان از صبح تا ظهر به ترتیب كفایه، اسفار و... تدریس می‏كردند تا اذان ظهر."

آثار :

آثار چاپ نشده استاد بسیار است اما در اینجا به ذكر آثار مطبوع ایشان اكتفا می‏كنیم:

ـ در تفسیر و علوم قرآن:
1ـ حاشیه بر مجمع البیان در ده جلد با تصحیح كامل و اعراب اشعار و توضیح آنها
2ـ تصحیح كامل تفسیر صافی در دو جلد
3ـ حواشی و تعلیقات بر تفسیر كبیر منهج الصادقین در ده جلد
4ـ مقدمه و حواشی و تصحیح كامل تفسیر ابوالفتوح رازی با توضیح اشعار و شواهد عربی و فارسی در دوازده جلد.
5ـ نشر طوبی؛ دائرة‏المعارف اصطلاحات قرآن تا حرف "ص" است كه به سبك جالبی معانی متفاوت واژه‏های قرآنی به حسب استعمال در آیات مختلف مطرح شده و مورد تفسیر قرار گرفته و شامل معارف مختلف فلسفی و كلامی و نكات دقیق فقهی و تاریخی است.
6ـ تجوید قرآن
7ـ طبع بیش از شصت نسخه از قرآن كریم كه با دقت نظر ایشان تصحیح و اعراب گذاری شده است.

ـ در حدیث و درایت :

1. جمع حواشی و تحقیق و تصحیح كتاب "وافی" ملا محسن فیض كاشانی در سه جلد
2. تعلیقات شرح اصول كافی ملا صالح مازندرانی در دوازده جلد
3. تعلیقات بر وسائل الشیعه شیخ حرّ عاملی از جلد شانزده تا بیست
4. حاشیه‏بر ارشاد"القلوب" دیلمی
5. ترجمه و شرح دعای عرفه حضرت امام حسین« علیه‏السلام »به ضمیمه كتاب فیض الدموع
6. ترجمه و شرح مفصل صحیفه كامله سجادیه
7. رساله در علم درایه
8. تحقیق و تصحیح جامع الروات به امر آیة الله بروجردی

ـ در فقه و اصول:

1. المدخل الی عذب المنهل در اصول
2. شرح كفایة الاصول بر طریقه قال اقول كه به تفسیر و توضیح مقاصد آن به عبارت واضح اكتفا شده
3. شرح تبصره علامه حلی كه مختصری از كلیه كتب فقهی شیعه امامیه را نیر در بر دارد.
4. حاشیه كبیره بر قواعد
5. رساله در شرح شكوك صلاة در عروة‏الوثقی
6. مناسك حج با حواشی نه نفر از مراجع تقلید
7. فقه‏فارسی‏مختصرجهت‏ تدریس

ـ در فلسفه و كلام:

1. شرح تجرید در علم كلام
2. حاشیه بر فصل الخطاب فی عدم تحریف الكتاب
3. راه سعادت در اثبات نبوت و ردّ شبهات یهود و نصاری
4. ترجمه كتاب الامام علی صوت العدالة الانسانیه با انتقاد از لغزش‏های نویسنده آن
5. تعلیقاتی بر كتاب "محمد پیامبر و سیاستمدار " نوشته مونتگمری وات
6. اصطلاحات فلسفی
7. مقدمه و حواشی محققانه بر اسرار الحكم سبزواری

ـ در هیئت و نجوم:

1. شرح عمل به زیج هندی و براهین عملیات آن مبتنی بر هیئت جدید
2. تعلیقه و مستدرك تشریح الافلاك در اشاره به هیئت جدید
3. هیئت فلاماریون ترجمه از زبان فرانسه
4. تقویمهای شبانه‏روزی

ـ در تاریخ و فنون دیگر:

1. ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی
2. مقدمه، تصحیح و تحقیق كشف الغمة
3. مقدمه و تصحیح منتخب التواریخ
4. مقدمه كتاب وقایع السنن مرحوم خاتون آبادی
5. مقدمه، تصحیح و تعلیقات بر كتاب روضة الشهداء
6. تصحیح كامل و مقدمه و حاشیه جلد اول و سوم نفائس الفنون و عرائس العیون آملی

ـ رحلت علامه شعرانی :

سرانجام این علامه عالیقدر در سن 73 سالگی دچار ضعف و نقاهت و بیماری قلب و ریه گردید. و پس از چندی بواسطه شدت بیماری به آلمان اعزام شده و در یكی از بیمارستانهای شهر هامبورگ بستری گردید لیكن معالجات سودی نبخشید و پس از نیمه شب یكشنبه 12 آبان ماه سال 1352 مقارن با هفتم شوال سال 1393 هجری قمری در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم نمودند. پیكر ایشان به تهران منتقل و در جوار حضرت عبدالعظیم به‏خاك سپرده‏شد.
گزیده‏ای از وصیت‏نامه علمی، معنوی و اخلاقی آیت الله شعرانی خطاب به دانشجویان و طلاب علوم دینی:
"توصیه‏ای به برادرانم، یعنی طالبان علوم دین و پژوهندگان آثار سرور انبیاء« صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »كه بدین كتاب می‏نگرند؛ بزرگترین چیزی كه بر طالب علم واجب و ضروری است، خالص گردانیدن نیت اوست كه بنده را توفیق می‏دهد و وسایل طاعت خویش را برایش فراهم می‏آورد و هموست كه راه درست را در قلوب بندگانش الهام می‏بخشد. اگر اخلاص نیت نباشد هیچ‏كس موفق نمی‏شود از نردبان دانش بالا رفته یا از آموخته‏های خود سودی برد... از دیگر اموری كه بر طالب علم واجب است، پارسایی و پرهیز از حرامها و مسائل شبهه‏ناك و نیز مواظبت بر عبادات است؛ زیرا هیچ كس از علم خود سودی نمی‏برد مگر آن را با عمل مقرون سازد. دلهای مردمان نیز بواسطه عالم بی‏تقوا آرامش نمی‏یابد... .
و واجب است بر طالب علم كه قرائت قرآن كریم را در طول شبانه روز ترك نگوید و آن قرائت را به اندازه توانایی خویش با تدبّر و تأمّل در ریزه‏كاریها و معانی آیات همراه سازد و در آیاتی كه به اشكال برمی‏خورد به تفسیر مراجعه كند و نیز واجب است بر ادله گفتار و رفتار و مطالعه آنچه را بیهوده است و بدو ارتباطی ندارد واگذارد... و باید طالب علم نسبت به علما گمان نیكو داشته باشد و این راز موفقیت و وسیله كامیابی و پیروزی است و بدگمانی به آنان شقاوت و بدبختی به بار می‏آورد بلكه گاهی به كفر و گمراهی و جهل مركّب می‏انجامد. پس باید در كلام آنها با عنایتی كامل و تدبّری راستین نگریست... البته مقصود ما این نیست كه این بزرگان، معصوم از خطا هستند بلكه منظور این‏است‏كه جایز نیست در اولین برخورد سریعا آنان را تخطئه كرد.
و نیز واجب است بر طالب علم كه عادت به تعصّب و خشكی نسبت به كتاب خاص یا طریقه‏ای خاص پیدا نكند...
یك طالب علم باید در تهذیب نفس خویش كوشا باشد و خود را با اخلاق فاضله آراسته سازد و در این راه تنها به خواندن احادیث وارد شده بسنده نكند؛ بلكه عمده آن است كه با اهل اخلاق همنشین و معاشر گردد و اعمال خود را بر آنان عرضه بدارد و عیوب و كاستی‏های خویش‏را دریابد و از آنان راههای اصلاح نفس را بجوید.
شایسته است بر تو كه از معاشرتهای خالی از تعلیم با مردم بكاهی بویژه با ثروتمندان و مترفین و دنیا خواهان باید آنچه را كه آخرت را از یاد تو می‏برد و میل و رغبت به دنیا را در تو ایجاد می‏كند رها كنی و با صالحان و پارسایان و اهل عبادت همراه گردی زیرا این عمل بطور كلی در تهذیب نفس مؤثّر است... .
بدان كه (رشته‏های) علوم شرع بسیار است و كمتر اتفاق می‏افتد كه شخصی در تمامی آنها كاردان و صاحب مهارت گردد و لذا بر هر طالب علمی واجب است كه بخشهایی از این علوم را برگزیند كه:
الف ـ فایده آن برای مردم بیشتر باشد. ب ـ در جهت رهایی از گمراهی نیز از توانایی بیشتری بهره‏مند باشد. و از آنجا كه فراگیری و آموزش همه این علوم، واجب كفایی است اگر در یك رشته تعداد عالمان افزایش یافت و در رشته دیگر رو به كاستی یا نابودی نهاد پس بر طلبه مستعد واجب است كه این رشته را برگزیند هرچند كه منزلت و منافع دنیایی او در رشته دیگر نهفته باشد و این از نشانه‏های اخلاص نیت در راه فراگیری دانش است و از همین امر دانسته می‏شود كه هدف این دانشجو تنها خداوند متعال است.
علومی هستند كه در همه رشته‏ها بدانها نیاز هست. مانند:
1) زبان عربی
2) علم قرائت... هرچند اگر به قرائت یكی از قراء هم اكتفا كند... زیرا حفظ كلمات و الفاظ قرآن از واجبات است و این هم وظیفه اهل علم می‏باشد و از همین رهگذر است كه معجزه بودن قرآن پایدار می‏ماند.
3) سیره
4) حدیث؛ باید از احادیث پیامبر« صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »و اهل بیت« علیهم‏السلام » نمونه‏های خوب و شایسته‏ای را بداند زیرا با نگریستن در آن احادیث است كه ایمان در قلب آدمی استقرار می‏یابد و بر راستی آنان در نبوت و امامت یقین حاصل می‏شود.
5) اصول اعتقادات: واجب است بر طلاب علم كه بر اصول مذهب و آنچه به اعتقادات وابسته است، معرفت داشته باشد... زیرا هر عالمی احتیاج به بحث و تقریر و تعلیم دارد و این امور جز از رهگذر علم تفصیلی امكان‏پذیر نیست ؛ برخلاف عوام مردم كه نوعا به دانستن مختصر و اجمالی اكتفا می‏كنند...
و نباید در فراگیری علمی قدم پیش گذارد مگر آنكه مقدمات آن را تكمیل كند مثلاً برای پرداختن به تفسیر و حدیث باید ابتدا در ادبیات عرب به حد كمال رسد و بخشی از فقه و كلام را نیز آموخته باشد.

منبع :
در آسمان معرفت/علامه حسن زاده آملی
کامنت بنویسید...
سکوت همراه , rahim58
چهارشنبه 14 مرداد ، 11:06
عالی بود ممنون
ادامه
94/05/13 09:40
اسلام , islamclub
امام خمینی به انتقاد از روزنامه‌های آن‌دوره پرداخته و می‌نویسند:
«ملاها(روحانیون) از همان روزهای اول تصدّی رضاخان را بر خلاف مصالح کشور تشخیص دادند و تا توانستند عمومی و وقتی نشد مخفیانه و خصوصی فسادهای خانمانسوز او (رضاخان) را به مردم گوشزد کردند ولی تبلیغات آندسته به توسط روزنامه‌های آن روز که ننگ ایران بودند و امروز نیز بعضی از آنها بازیگر میدانند، آنها (روحانیون) را از نظر مردم ساقط کرد تا آنجا که آنها را سوار اتومبیل نمی‌کردند و هر عیبی اتومبیل می‌کرد از قدم آخوند می‌دانستند. من خودم دیدم که در بین راه بنزین تمام شد. شوفر گفت: از نحوست این آخوند است! من چون سید بودم مورد اعتراض نشدم. بیچاره ملاها (روحانیون) ساقط شدند و میدان برای بازیگران عصر طلائی باز شد و سیاه‌روزی‌ها دیدید که صفحه تاریخ شما را تاریك و ننگین کرد و هنوز تا سال‌های طولانی دیگر جبران بردار نیست.»... ادامه در لینک
47
8
30
94/05/3 12:05
اسلام , islamclub
انس مردم با روحانیت تا کنون تلاش‌های دشمنان را خنثی نموده است؛ ولی حربه جدید دشمن برای جدا کردن مردم از روحانیت را نباید ساده انگاشت. برای درک علت دشمنی با روحانیت ابتدا باید خدمات ایشان به اسلام را بدانیم:
1. فتویٰ معروف میرزای شیرازی و لغو امتیاز رژی (توتون و تنباکو)
2. ترور ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی
3. مهاجرت و تحصن علما در زاویه حضرت عبدالعظیم (هجرت‌صغری)
45
38
51
94/04/25 06:27
شایعات , SHAYEAAT.IR
مراجع عظام چنین مطلبی را تکذیب و خواستار عدم نمایش فیلم شدند

متن و پاسخ شایعه

** متن شایعه **

"در مورد فیلم رستاخیز ...
اون کسانی که از فیلم ، نقد و خلاصه هنر تصویر درکی ندارند و بی سواد تلقی می شوند
اگر منظورتون به نورانی نشدن چهره معصومین (ع) هست باید بگم اشکالات برطرف شده و خیلی از علما و مراجع عالیقدر به این مورد اشاره داشتن که پس از مشاهده فیلم همه رستاخیز را حمایت کردند و آن را اثری ارزشی خواندند. متاسفم برای شما که بجای هدایت کردن مردم آن ها را گمراه می کنید سپس میخواهم دست بر دارید از این نقدهای بچگانه و بگذارید سینمای ایران هم راه خودش را برود. از شما منتقدان بی سواد می خواهم قبل از نظر دادن در مورد کسی یا چیزی در مورد اون خوب تحقیق کنید تا به این شکل دچار مشکل و تمسخر واقع نشوید... "


** پاسخ شایعه **

1. پس از اعتراضات گسترده به اکران محدود فیلم رستاخیز در سال 92 و عدم صدور مجوز نمایش عمومی آن ، اخیرا گفته شد با برخی تغییرات و لحاظ شدن نظرات علما مجوز اکران صادر شده است.
www.mehrnews.com/news/2361413
2. برخلاف ادعاها ، مراجع بزرگوار تقلید همچون آیات عظام مکارم شیرازی و علوی گرگانی ، هماهنگی در خصوص رفع شدن ایرادات فیلم را تکذیب و خواستار عدم نمایش آن شدند .
www.nasimonline.ir/detail/News/1013291/7383
3. فیلم حذفیاتی در حدود ۴۰ دقیقه‌ داشته که برخی موارد برای کوتاه شدن زمان ۳ ساعته فیلم بوده است .
yon.ir/hazfiaat
4. متاسفانه این اثر سینمایی پشتوانه متقنی ندارد و یک کار دلی است که حتی یک محقق برجسته هم ندارد.
www.mehrnews.com/news/2253444
5. برخی دلایل عدم نمایش چهره اهل بیت (ع) :
* پیامبر (ص) ، افضل پیامبران است و وصی یا اوصیای ایشان نیز نسبت به سایر پیامبران و اوصیای آنها افضل هستند. پس نمایش چهره انبیاء در فیلمها ، دلیل نمایش چهره اهل بیت(ع) نیست .
* حضرت عباس (ع) در عرف جامعه دارای قداست است و نمایش یا عدم نمایش چهره ایشان را نباید با تولیدات مشابه خارج مقایسه کنیم.
چرا که چهره یک انسان عظیم که در آرمان‌ها جا دارد را از قداست خارج می‌کند و اوج سیر ایشان را همان مسیر فیلم می‌بینیم.
www.mehrnews.com/news/2253444
6. ایراد دیگر نمایش چهره اهل بیت (ع) ، سو استفاده از چهره آنها در فیلم‌ها و سریال‌های متضاد با ارزش‌های اسلامی توسط دشمنان است .
sahebnews.ir/64617
7. این فیلم ایرادات بسیاری دارد که فراتر از نمایش چهره حضرت عباس (ع) است ! اعتراضات اصلی علما و مراجع به ایرادات محتوایی این فیلم است .
www.farsnews.com/13921128000060
8. لذا اگر تغییرات کارشناسانه و مورد تایید بزرگان دینی در فیلم انجام نشده باشد ، قطعا نمایش آن بی فایده و موجب بروز اشکال است. لازم است مسئولین امر و عوامل فیلم هر چه سریعتر نسبت به این مورد شفاف سازی کرده و به حساسیتهای افکار عمومی پاسخ دهند .

حق جو و حق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/326
94/04/5 19:24
شایعات , SHAYEAAT.IR
قیام علما و مردم خراسان در مسجد گوهرشاد بدلیل کشف حجاب بود نه خزینه حمام !

متن و پاسخ شایعه

** متن شایعه **

"(مذهبیون چندبار بخوانند) سپاسگزارم
جنبش خزینه
"خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستندو آب می کشیدند و غسل می کردند. البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود. بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد. معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردندو مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود. از طرفی رضا شاه میدید نیروی کار درمملکت بعلت بیماری و مرگ عملا در حال کاسته شدن است.پس از پیگیری متوجه شد که یکی از علل اصلی مرگ ومیر مردم استفاده از خزینه هاست.تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد.
اماداستان به اینجا پایان نیافت. بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد. آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد وا اسلاما سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند. این علمای معظم تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح "کرّ" میدانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند. آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه "غیرشرعی" است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد. بنابراین ممنوع کردن خزینه "عمل خلاف شرع رضا شاه" اعلام شد. انها آب «کرّ» را آبی میدانستند که در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد. هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند. در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد. به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سرریز شود.
بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های تاریخی بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه "دوش حمام" آغاز شد. جنبش خزینه و مخالفت هایی پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چگونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبانها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند. تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند. بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عیبی ندارد به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند! بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و
احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.
اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا. علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غربزده و طاغوتی اعلام میفرمودند. جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است.!!
جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا. علما اولین بار که دوچرخه به ایران آمد آنرا ارابه جن معرفی کردند. اما داستان شناسنامه از همه جالب تر بود. اولین بار که اعلام کردند مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شما بدانند!!!!!

منبع:عصر ایران"


** پاسخ شایعه **

1. این متن در سایت عصر ایران یافت نشد و بر خلاف آن مطلبی در خصوص فواید حمامهای سنتی و شرایط خزینه های پاک و سالم قدیم در این سایت وجود دارد !
http://www.asriran.com/fa/news/241919
2. جستجوها نشان داد این مطلب سابقه و سندیت تاریخی ندارد و منابع منتشر کننده ، همگی از مقاله "فریبا داوودی مهاجر" در سایت ضد انقلاب و ضد دین "روز آنلاین" نقل کرده اند !
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-b132d7edb8.html
3. نویسنده مقاله ، مشاوراسبق دولت اصلاحات بود که در شبکه صدای آمریکا کشف حجاب کرد و در جایی رسما اعلام کرد مذهب را کنار گذاشته و حتی درصفحه اجتماعی خود بخشی برای تبلیغ همجنسگرایی راه اندازی کرده است !
http://www.yjc.ir/fa/news/4671683
4. از چنین فرد و چنین سایتی انتظاری جز دین ستیزی نیست و تولید مطالب جعلی علیه دین و عالمان دین تنها بخشی از اهداف رسمی آنهاست .
5. قیام مردم خراسان به رهبری علما بر ضد رضاخان بابت سیاستهای فرهنگی او خصوصا کشف حجاب بود که منجر به کشتار مسجد گوهرشاد شد و دوش آب و خزینه ، بهانه نویسنده شبهه برای ایجاد بدعت و انحراف افکار از این قیام بزرگ است .
http://www.hawzah.net/fa/Occation/View/66471
6. تغییر سنتها در آن عصر برای بخشی از مردم سخت بوده و در برابر آن مقاومت می کردند اما ارتباط دادن این مطالب بی سند به فتوای علما و دین ، صرفا برای تخریب و کذب محض است .

حق جو و حق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار: http://shayeaat.ir/post/303
3
1
94/03/10 11:32
اسلام , islamclub
حجه السلام «کمیل نظافتی» علاو ه بر خدمت به مردم که همیشه قرارشان با همسرش بوده، شب‌های جمعه به عیادت بیماران می‌رفت و از آنان دل‌جویی کرده و اگر کاری از دست‌شان برمی‌آمد برای‌شان انجام می‌داد. در یکی از این بازدیدها به کودکی برخورد می‌کند به نام «سجاد» که نیاز به کلیه دارد و او در این‌جا تصمیم می‌گیرد که کلیه خود را به این کودک بدهد تا این کودک هم از زندگی لذت ببرد... ادامه در لینک
130
17
84
94/03/4 10:42
اسلام , islamclub
در دوران دفاع مقدس از هر ۱۰۰۰ طلبه ۴۰ نفر به درجه رفیع شهادت نائل آمده‌اند، حال آن که طبق آمار در بقیّه اقشار از هر ۱۰۰۰ نفر ۴ نفر شهید شده و این یعنی برتری 10 برابری.
امام‌خمینی(رحمه‌الله‌علیه): «از منبری می­‌ترسند، زیرا مروج اسلام است. از روحانی و اهل محراب می­‌ترسند، برای این که مروّج اسلام است، چون از اسلام می­‌ترسند»... ادامه در لینک
52
31
30

در مراسم ترحیم سیده فاطمه حسینی خامنه‌ای که شامگاه دوشنبه در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد حضرات آیات عظام ناصر مکارم شیرازی، حسین وحید خراسانی، سیدموسی شبیری زنجانی، حسین نوری همدانی و جعفر سبحانی حضور داشتند.
حضرات آیات سید محمود هاشمی‌شاهرودی نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری، ابراهیم امینی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیدهاشم حسینی بوشهری مدیر حوزه‌های علمیه کشور، محمدتقی مصباح یزدی رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، سید محمود علوی بروجردی، گلپایگانی، خرازی و محقق داماد از دیگر شخصیت‌هایی بودند که در این مراسم حضور داشتند.
حجج اسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، سیدمحمد سعیدی امام جمعه قم، علی محمدی رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، محمدصادق صالحی‌منش استاندار قم، فرزندان مقام معظم رهبری و جمع زیادی از مردم، طلاب و مسئولان استانی از دیگر شرکت‌کنندگان این مراسم بودند.
93/12/24 14:03
جبهه ی فرهنگی سابقون , sabeghoon
حکایتی از آیت الله مرعشی نجفی

در عصر زعامت آیت الله العظمی حائری یزدی (ره) فرد با ایمان و فقیری بود که نامش شیخ حسین بود، اما به «شیخ ارده شیره» شهرت داشت؛ زیرا به پیروی از قصیده ی نان و حلوای شیخ بهایی، قصیده ای درباره ی ارده شیره سروده بود.
او شب ها در مقبره ی شیخان قم می خوابید و روزها در یکی از ایوان های صحن مطهر حضرت معصومه(س) می نشست و برای مردم بی سواد کاغذ می نوشت و پول ناچیزی می گرفت و با آن روزگار می گذرانید؛ نه منزلی داشت و نه زن و بچه ای.
حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) درباره ی این مرد، می فرماید:
«در دوران قحطی و گرانی که بسیاری از مردم فقیر و محروم از گرسنگی تلف می شدند، «شیخ ارده شیره» اشعاری در این زمینه خطاب به خدا گفت که به کفریات او شهرت یافت. از جمله آنها است:
ای خدا! کرده ای چنان داغم
سجده ات گر کنم قُرُمساقم
بندگان ز جوع می میرند
می زنی باز لاف که رزاقم
عجیب آن که بعد از انتشار این اشعار، قحطی و گرانی مرتفع شد و نعمت و فراوانی از راه رسید.
یکی از شب های سرد زمستان، پیش از سحر برای تشرف به حرم مطهر، از خانه بیرون آمدم. هوا سرد بود و برف به شدت می بارید. هنگامی که به حرم رسیدم، دیدم هنوز درها گشوده نشده است.
با خود گفتم: به شیخان می روم و فاتحه ای می خوانم و برمی گردم، تا در صحن را باز کنند. هنگامی که به شیخان رسیدم، به سوی مقبره ی جناب «زکریابن آدم اشعری» حرکت کردم. وقتی به آن جا رسیدم، صدای شیخ ارده شیره (که در حال مناجات با خدا بود) به گوشم رسید که خالصانه و بی ریا می گفت: «ای خدا! عمری با نان خشک ساختم و صدایم درنیامد و نزد بنده هایت لب به شکوه و گلایه باز نکردم. خدای من! چه می شود امشب این نماز بدون وضو و تیمم من را بپذیری؟
از مناجات او دریافتم که از فشار سرما و یخ بندان و عدم امکانات، نتوانسته است نماز را با طهارت بخواند و از خدا می خواهد همان را که انجام داده است بپذیرد و او را مورد مهر و محبت خود قرار دهد.
به حرم بازگشتم و این موضوع را به کسی نگفتم و شیخ هم پس از چندی از دنیا رفت. پس از فوتش شخصی نزد من آمد و گفت: شیخ ارده شیره را در خواب دیدم که وضع بسیار خوبی داشت و گفت این پیام را به شما برسانم: «خدا مرا به خاطر همان نماز بی وضو و تیمم، مورد بخشایش و محبت خود قرار داد.» آن گاه من جریان را برای او تعریف کردم.
آری:
ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را

■✜■✜■✜■✜■✜■✜■✜■✜■✜■✜■✜■✜■
◘ حتما "پسـت مجــدد" و "می پسندم"بزنید ◘
49
5
43
93/12/15 19:14
امامت و ولایت , emamatvelayat
1. ابن صباغ مالكی: «در افتخار فاطمه همین بس كه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله خیرالبشر است، فاطمه‌ای كه ولادتش پاك، و سیده است به اتفاق همه مسلمین.»(1)

2. محمد بن طلحه شافعی: «دقت كن در آیه مباهله (2) و ترتیب و عبارات آن، و اشاراتی كه به علو مقام فاطمه دارد، و چگونه او وسط قرار گرفته است، (چنانكه در حال رفتن بین پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام بود) تا مقام و منزلت او بیشتر روشن گردد.»(3)

3. عباس محمود، العقاد المصری: «در هر دینی یك چهره از زن كامله وجود دارد كه همه او راتقدیس می‌كنند. و گویا او نشانه خداوند بین مردان و زنان است، در مسیحیت چهره مریم پاكدامن، و در اسلام لاجرم آن چهره كامله فاطمه بتول می‌باشد.»(4)

4. دكتر علی ابراهیم حسن: «در زندگی فاطمه انواع عظمتها را می‌بینیم كه این عظمتها را همچون بلقیس و... از راه داشتن قصر و ثروت و زیبائی ظاهری به دست نیاورده است. و همچون عایشه، شهرت خویش را از راه رهبری جنگجویان (در جنگ جمل) ورویارویی با مردان به چنگ نیاورده، بلكه از راه حكمت و بزرگی شخصی خود، عالم را از حكمت و عظمت پر نموده است، حكمتی كه مرجعش كتب فلاسفه و علماء نیست. بزرگی كه ریشه‌اش پادشاهی و ثروت نیست بلكه از درون جانش و كمالات نفسش ریشه می‌گیرد.»(5)

آری او شخصیتی است كه هر قدر فهم بشر در شناخت حقیقتش بیشتر فرو رود، با مسائل حل نشده و رازهای ناگشوده بیشتری روبرو می‌شود، و سرانجام عاجزانه باید بگویند كه اندیشه‌ها از درك فضائل زهرا عاجزند.

منابع:
1) الفصول المهمة (بیروت) ، ص 143.
2) آل عمران/61.
3) مطالب السئول، چاپ ایران، ص 6 و 7.
4) توفیق ابواعلم، اهل البیت، ص 128.
5) علامه دخیل، فاطمة الزهراء علیها السلام، ص 171.

♥♡♥ اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم♥♡♥
← رسانه امامت و ولایت →