نرم افزار اندروید کلوب

نتایج جستجو : صبا - 106 مطلب

98/07/22 10:53
فرهاد رحمتی , farhadrahmati

* صبا اگر تو بودی این برای تو کتیبه میشد :D

من معتقدم که دو دلداده، یا دو زن و شوهر، پس از آنکه حادثه ی دردناکی برایشان پیش آمد و هر دو در آن مصیبت شریک شدند، بعدا همدیگر را بیشتر دوست خواهند داشت و به یکدیگر زیادتر احترام خواهند گذاشت.

** این قسمت از کتاب ربه کا منو یاد یه تیکه از صد سال تنهایی انداخت

ربه کا رو خیلی دوست داشتم وقتی تموم شد دلم خواست برم از اول بخونمش:D اون مبهم بودن داستان در ابتدا و جذابیت زیادش در انتها منو یاد ملت عشق انداخت اونم همین دو ویژگی رو داشت
دور دوم اصلا بیشتر از دور اول چسبید:D
صفحات ابتدایی کتاب در دور اول مبهم و راز الود به نظر می رسید اما در دوم کاملا واضح و شفاف شده بود:D
یه جاهایی از کتاب ریتمش کند بود اما ۲۰۰ صفحه ی اخر به شدت جذاب و مهیج بود همین مهیج بودنش منو یاد چشمهایش مینداخت

( ستاد زنده نگه داشتن یاد صبا)

99
کامنت بنویسید...
خواهر لیلام  , cheshmane
شنبه 27 مهر ، 20:17
جوووونم
ادامه
صبا  , saba000saba
شنبه 27 مهر ، 20:16
عززززیزم
ادامه
خواهر لیلام  , cheshmane
شنبه 27 مهر ، 20:10
آیداااا با اقا فرهاد با هم دوست باشین
اقا فرهاد با آیدا دوست باشین
ادامه
98/06/23 11:48
خواهر لیلام  , cheshmane

برخلاف نظریه ی « دکارت» - که حیوان را « ماشین جاندار» توصیف

می کند- کوندرا توجه و علاقه به حیوانات را معیار « نیکی حقیقی انسان» می داند.

* این چند خط از پیشگفتارِ مترجم( پرویز همایون پور) کتابِ « بار هستی » بود.

گیلان بهم گفته بود کتاب های میلان کوندرا رو بخونم و دست گرفتن « بار هستی» توأمان با شروع کتاب « ربه کا» شد. برای همین احتمال زیاد، خوندن جفتش طول بکشه!:D در مورد بار هستی فعلا چیزی نمی تونم بگم جز اینکه پیشگفتار مترجم جذاب بود. ربه کا هم اون قدر قشنگ و جذابه که شاید بشه جذابترین کتابی که تا حالا خوندم!

** تصویر شاید گیلان و گربه اش ( قمرالملوک)باشه یا صبا و گربه اش (آسمون)اینکه موهای دختر بوره اصلا دلیل نمیشه که گیلان و یا صبا نباشه!:D
53
130
2
خواهر لیلام  , cheshmane
یکشنبه 28 مهر ، 19:59
ادامه
فرهاد  , sinatanhai
یکشنبه 28 مهر ، 19:59
افتاد
ادامه
خواهر لیلام  , cheshmane
یکشنبه 28 مهر ، 19:58
اقا فرهاد اولش مقایسه ی نظر دکارت و میلان کوندرا بود راجع به حیوانات
بعدشم راجع به دوستام بود
یه تیکه شم از جذابیت کتاب ربه کا حرف زده بودم
ادامه
98/06/12 07:31
س ح ر  , shokavare
دارهاگریان،
کاوه ی ضحاک کش درگور،
گورهاپرخون،
خونها جاری،
زوزه ی بادزمستانی
خنده ی ضحاکها درگوش،
مردهابردار
چشمهاخونبار،
آسمان شهرمن خامش ولی بیدار

برای صبا کرد افشاری..
کامنت بنویسید...
من همان هیچ کَسَم  , pari_naaz0
شنبه 23 شهریور ، 13:27
هاه سحر سحرخیز :دی
پرپری
یا پنیرناز
یا پغی
یا .. :دی
ادامه
س ح ر  , shokavare
شنبه 23 شهریور ، 13:25
کدوم پرپری؟
ادامه
من همان هیچ کَسَم  , pari_naaz0
شنبه 23 شهریور ، 12:30
من پریم ..مرسی اه :/ :دی
ادامه
97/11/14 18:43
خواهر لیلام  , cheshmane
اگر روزی دلت برایم تنگ شد

به من سر بزن

اگر سر زدی در بزن

اگر در زدی لبخند بزن

اگر لبخند زدی با من حرف بزن

حرف بزن و حرف بزن

درست مثل ابر کوچولوی تو عکس که با من حرف زد:-)

چی گفت؟

هی گفت عکس منو بگیر

گفتم کلی عکس گرفتم از آسمون

گفت عکس منم بگیر و من عکسشو گرفتم:D

پ.ن1: گیلان با من حرف بزن لطفا همه چیو بستی آدم نگرانت میشه

پ.ن۲: اون وقتا که صبا کلوب بود اسم منو برچسب می زد

برای مطالبش به یاد اون روزا دلم خواست اسمشو برچسب

بزنم و البته ابر کوچولو هم منو یاد صبا مینداخت

پ.ن۳: به سفارش زهرا از زمینم عکس گرفتم

تقدیم به خودش هر کدومو که خوشش اومد:D

پ.ن۴: تو پیاده روی یاد زهرا و هیوا و خاطراتشون از پیاده روی بودم

و حتی وقتی حس کردم انگشتای پام تاول زده یاد تاول زدن پاهای صبا

هم افتادم

پ.ن۵: عکس آسمون و ابراش تقدیم به زمانه

پ.ن۶: عکس خورشید هم تقدیم به عاشقای خورشید

پ.ن۷: مژگان مگه غیبت کبری رفتی ؟ بسه بیا دیگه

شکلک سامورایی خشمگین به تقلید از هیوا:D

** عکس اولی ابر کوچولو. دومی عکس یه حوضچه،

سومی دریاچه تو شهرمون تقدیم به بادوم هندی:D

بقیه ی عکسام توضیح نمیخواد:D

آنه می گفتی برف نیست ببین برف هست:D

عکس برفی تقدیم به تو :D

107
299
4
صبا  , saba000saba
شنبه 13 مهر ، 15:52
صفحه خودته هر چی دوست داری بذار.
منم تو قله و کلا تو کوه بیادت بودم. خواستم اسمتو برچسب بزنم گفتم دیگه مطلب کلیه بوس بهت. منتظرم
ادامه
خواهر لیلام  , cheshmane
شنبه 13 مهر ، 15:44
جونت سلامت دوزلی باجیم اسمتو برچسب زدم دیگه
اون ابر کوچولو منو یاد تو مینداخت
هر کدومشو خوشت اومد مال تو
دیروز رفتم پیاده روی کلی عکس گرفتم ولی یه مدت زیاد انتقاد کردن عکساتونو نذارید روم نشد همشونو بذارم یه عکسی هم به یاد تو انداختم وایسا الان میام برات کتیبه ش می کنم
ادامه
صبا  , saba000saba
شنبه 13 مهر ، 15:41
وای جووووونم خیلی قشنگ و بامزه نوشتی برای کِی هست این؟
چه خوبه تو رو دارم
مممنووووووون
ادامه
97/09/20 17:32
صبا آذر , 38421819
ایکاش
که آدمها دلتنگ نمی مردند...
17
9
13
97/09/20 17:15
صبا آذر , 38421819
برای دیدن آن خوب،
آن خجسته ی مطلوب
چقدر باید از این
روزهای بد،
بشمارم؟
16
9
10
97/09/2 21:31
منصوره  , m_alipoor1988
ارسالی از آن دنیا

لطفا هنگام فازگیری با موزیک جهت شادی روان آن رفته ، فاتحه ذکر کنید :D

• اینو فرستاده میگه با این یاد تو افتادم :)) میگم اخه چرااا ؟ بعد دلایلی اورد که قابل ذکر نیس ولی قابل قبول بود حقیقتا :D

• لازم به ذکر است هر کس در کامنتها احوالات او را جویا شود بد و بیراه دریافت خواهد کرد .:))
کامنت بنویسید...
بی نام  , mahtabkordi2
دوشنبه 5 آذر ، 11:06
واسا برم سراغش
ادامه
منصوره  , m_alipoor1988
دوشنبه 5 آذر ، 11:03
اهنگش خیلییی پر محتواس سمیه

اونجاش ؛
دوستات خوبن ولی خودت نمیشن که
ادامه
بی نام  , mahtabkordi2
یکشنبه 4 آذر ، 16:12
دقیقا الان داشتم به صبا فکر میکردم
ادامه
97/09/2 13:59
صبا آذر , 38421819
انچنان از دیدنت دورم که باور کرده ام کورم
14
2
12
97/09/1 00:32
صبا آذر , 38421819
دلم
به عظمت باران
برایت دلتنگی میکند!
امروز عجیب بی تو میمیرم...

13
2
2
97/08/28 17:52
صبا آذر , 38421819
هر چه میخواهی ببر،
اما مرا
از یاد نه
15
1
3
97/08/27 21:45
ح  , saghira
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی
مرا مگو که چه نامی به هر لقب که تو خوانی
چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل
که باز می‌نتواند گرفت نظره ثانی
تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت
ز پرده‌ها به درافتاد رازهای نهانی
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت
ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی
مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان
که پیر داند مقدار روزگار جوانی
تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد
ریاضت من شب تا سحر نشسته چه دانی
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می‌روی به سلامت سلام من برسانی
سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
کامنت بنویسید...
سمیه   , somayeh_27
شنبه 1 دی ، 09:15
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه
نیما  , mikaiil
شنبه 3 آذر ، 06:57
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه
97/08/25 22:47
صــــبا   , aran77o37
همیشه برای من سوال است
که چرا همه ی آدم ها
از یک تقویم مشترک استفاده می کنند
من سال هاست ایمان آورده ام
که هر آدمی تقویم خودش را دارد
هر‌وقت به تقویم نگاه می کنم تعجب می کنم
روزها و شب های مهمی‌ را تقویم ها فراموش کرده اند
روزهایی که ما اندازه ی تمام عید ها
در دلمان جشن گرفته ایم
یا حتی شبهایی که تا صبح گریسته ایم
می شناسم‌ آدم هایی را که اول زمستانشان بهار بوده
می شناسم آدم هایی را که بهارشان سرد گذشته
هستند کسانی که روز طبیعت آرزوهایشان سوخته
هستند کسانی که روز مقاومت زندگیشان را باخته اند
هستند کسانی که روز جوان با یک خبر پیر شده اند
کاش هر کس تقویم خودش را داشت
تقویم را باز می کرد
به تاریخ امروز نگاه می کرد
یادش می افتاد سال ها پیش در چنین روزی
چه اتفاقاتی افتاده
یادش می افتاد امروز چه روزی ست
یادش می افتاد عید است یا وفات
تقویم ها دروغ می‌گویند
شاید عید من وسط پاییز باشد......

کامنت بنویسید...
حسام  , oohesamoo
پنجشنبه 13 دی ، 02:27
زیباعه
ادامه
داریوش رستمی , hakhamanesh121
پنجشنبه 13 دی ، 00:59
لایک
ادامه
  , omidm_j
دوشنبه 10 دی ، 18:53
+++
ادامه
97/08/25 18:24
صبا آذر , 38421819
مثل یک
طفل زبان بسته...
به تو محتاجم !
18
1
12