نرم افزار اندروید کلوب جستجوی مطالب

نتایج جستجو : سنگ صبور - 8 مطلب

98/09/17 16:27
ژرفــــــــا , deep
فساد بزرگان و مُردنِ ضعیفان بی‌سر و صداست
و عكس آن جنجال آفرین است...
99
22
3
5
97/09/17 08:15
ژرفــــــــا , deep
عشق را نمیشه به کسی درس داد و گفت چیه،
باید تو دل خود آدم باشه. گمونم عشق اونه که
بتونی یک نفر دیگر را از خودت بیشتر
دوست داشته باشی. آیا تا حالا شده که دیگری را
از خودت بیشتر دوست داشته باشی؟
43
1
12
97/09/5 23:24
زهرا  , shayanzh
مثل عروسِ خان ڪـہ میداند " پسرزا " نیست
حس میڪنم عمر خوشے هایم بـہ دنیا نیست

تـہ ماندہ ے یڪ قهوہ ے تلخم ڪـہ مدت هاست
در من ڪسے دیگر پے تعبیر فردا نیست ...

وابستگے تلخ است هنگامے ڪـہ مے فهمے
آنقدر هایے ڪـہ خودش میگفت تنها نیست ...

نفرین بـہ دست خالے و این دل سپردن ها
نفرین بـہ من ،نفرین بـہ تصویرے ڪـہ زیبا نیست

از بے تفاوت بودنم هم ، درد مے بارد
یعنے گلوے بغض ڪردہ اهل حاشا نیست

تنهاییِ گنجشڪِ باران خوردہ ایے هستم
ڪـہ در خیابان هم برایش ذرہ یے جا نیست

عاشق ڪـہ باشے تازہ مے فهمے ڪـہ گاهے مرگ
چیزے بـہ جز دل ڪندن از دلبستگے ها نیست

دیشب نشستم با خودم از زندگے گفتم
گفتم ببین حال دلم خوب است ، اما نیست ...

" سجاد‌ صفرے اعظم "
کامنت بنویسید...
زهرا  , shayanzh
یکشنبه 2 دی ، 22:29
ادامه
حمید صالحی , hamid.s.d.8990
جمعه 30 آذر ، 18:52
عالیست
ادامه
حجت  , hn1362
سه شنبه 27 آذر ، 05:56
لایک
ادامه
95/04/27 11:28
نیکی  , zeinab7
در اتاقی – جایی در افغانستان - زنی بر بالین شوهرش شب زنده‌داری می‌کند. نفس‌هایش با نفس‌های مرد زخمی یک آهنگ می‌شود. لبانش می‌لرزند. نماز می‌خواند، تسبیح می‌چرخاند. نود و نه بار«القهار، القهار، القهار»، یکی از نام‌های خداوند را صدا می‌کند. نفسی تازه و باز شروع می‌کند. بدنش هم آهنگ با ذکرش تکانهای گهواره است، می‌خواهد ایمان بیاورد، می‌خواهد امید داشته باشد. نگران است برای این تن افتاده. برایش حرف‌های نامفهوم جنون زمزمه می‌کند، حرف‌های ناگفته، بازمانده‌های مهربانی، خیالات مدفون شده. پیش می‌رود تا بیان رازهای نهان، شهامتی دردناک. بی‌صبریش که سرریز می‌کند، یاغی می‌شود، حرف‌های تلخ می‌زند، حرف‌های جنون، مدفون شده از خیلی دور در لایه‌لایه‌های جانش. تمام زندگی‌اش جریان سیل می شود بر زبان همیشه فرمانبردارش. کلمه هایی می آیند ممنوعه، شورشی. بر خدا و جهنمش فریاد می‌زند، مردان و جنگ‌ها‌شان را دشنام می‌دهد. شوهرش، این سرباز الله را لعن می‌کند، این قهرمان پیروز ِمفتخر به مرد بودنش را، نفرت می‌کند از این تاریک اندیش مذهبی ِ متنفر از دیگران. توسل می‌کند، فریاد می‌زند. او سکوت بود، ایثار بود. زن می‌شود.
نود و نه روز از زندگی زنی که بر بالین شوهرش می نشیند و طبق تجویز روحانی شهرشان هر روز، نود و نه بار یکی از اسماء خداوند را ذکر می گوید. شوهری بی جان که تنها نفس می کشد و از طریق سرم تغذیه می کند. زن ذره ذره ذکر و دعا را ترک میکند و بدن شوهر را سنگ صبور خود می سازد و به بیان راز ها و ناگفته هایش می پردازد.

عمه زن ، از ماجرای سنگ صبور می گوید، سنگی که رازها و دردهای تو را می شنود و هیج نمی گوید تا روزی که هزار تکه خواهد شد و آن روز تو از دردهایت خلاص می شوی. زن بر اساس این افسانه، شوهر بی جان را سنگ صبور خود می سازد و به بیان راز های مگویش بر بالین شوهر می پردازد، راز ها و گناهان و دروغ هایی که در این سال ها از شوهر پنهان کرده بود، از خاطرات کودکی و بدرفتاری های پدر تا خیانت به شوهر عقیم و به دنیا آوردن دو کودک حرام زاده.

زن برای اولین بار شهوت پرستی می کند و از خود بی خود می شود، به دنبال قرآن می گردد و آن را نمی یابد، پس بلافاصله خود را تسلی می دهد که «به هیچ کس احتیاج ندارم، دیوانه نشدم»
شوهر از فشار شنیدن خیانت ها و فسادهای همسر خود زنده می شود و وقتی با جان اندکش می خواهد او را خفه کند، چاقوی زن شکمش را پاره می کند و این گونه سنگ صبور هزار تکه می شود و راز ها و گناهان زن را از بین می برد.
آخرین سخن زن : من پیامبر شدم - پیامبری که معجزه کرد -

کامنت بنویسید...
نیکی  , zeinab7
یکشنبه 17 مرداد ، 13:48
نگاره عزیز و همه این فضاهای کاهگلی تاویلات سمبلیکی از ماندن در نگاه غبارالود سنتی هستند که در هنر سینماگر افغان منجر به هنجارشکنی و گاهی عرف ستیزی میشه/
ادامه
نیکی  , zeinab7
یکشنبه 10 مرداد ، 19:11
بله دقیقا،
ادامه
94/04/4 20:42
  , elnour
دست هایم را محکم بگیر/ دیگر تاب و توان جنگیدن ندارم
میترسم از دنیا و آدم هایش/ میترسم از تنها شدن هایم
تکیه گاهم باش ... سنگ صبورم باش ...

94/03/8 13:51
کورش  ل , kuroshn58
داشتم به شباهت عطرها و آدم ها فکر میکردم..... هر کدام با بویی متفاوت...
گرم، سرد، شیرین و تلخ ....
می گویند عطر را از فاصله دور که بزنی
بویش ماندگارتر است...
راست گفتند...
آدم ها را نیز از دور، دوست بداری، ماندنی ترند!!!
گویی این روزها نزدیکی، لطف ماندن را کم میکند!!!!
کامنت بنویسید...
  , faribajon66
دوشنبه 25 خرداد ، 00:40
.........................
ادامه
  اَحمَدی , samaya.ahmadi
پنجشنبه 21 خرداد ، 17:06
خدایا آن سرو کمان آن یار مرا
دلدار زیبای مرا حفظ کن بوی عطر یار مرا با باد صبا
بر ما حواله کن.
ادامه
  اَحمَدی , samaya.ahmadi
چهارشنبه 20 خرداد ، 17:28

میخواهم جشنی بگیرم

به وسعت وشکوه تنهایمان

شلوغش نمیکنم

من و تو حضورمان کافیست

نمیخواهم چشمی بر با هم بودنمان خیره شود

میخواهم کمی برای هم دلبری کنیم

دعوتم را قبول کن ساعت دوست داشتن ... کنار ساحل دریا

ادامه
93/09/25 20:07
  , biiinam



شده ام سنگ صبور روزگار.....

دارد تمام غم های دیرینه اش را یك جا به خوردم می دهد...

yv5l33bwlmmx1lkbnc1o.jpeg