نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب

نتایج جستجو : سعدی - 1146 مطلب

99/08/1 07:44
عقاب , ogab7
ظاهرم با جمع و خاطر جایِ دیگر می‌شود..

99
24
1
6
99/07/24 21:17
فرهاد واحدی , farhad710
که چون گربه زانو به دل برنهند
و گر صیدی افتد چو سگ در جهند
کامنت بنویسید...
طاهره  چنگال به دست  , fork13
پنجشنبه 24 مهر ، 22:16
آوخی حیوونکی
ادامه
99/07/14 15:39
عقاب , ogab7
من آن نیـَـم حلال از حــــــرام نشناسم
شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

38
7
6
99/07/8 07:22
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
جان در تنِ مشتاقان، از ذوق به رقص آید
چون باد بجنباند، شاخی زِ گلستانت...
21
1
3
99/06/30 19:18
ژرفــــــــا , deep
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید...
99/06/25 00:44
 خنیـــاگر شـــعر وقــــلم , singerpoem
با چون خودی در افکن اگر پنجه میکنی
ما خود شکسته‌ایم چه باشد شکست ما

سعدی
6
1
99/06/13 11:20
عقاب , ogab7
در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی
باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر

(:
30
3
2
99/06/9 14:10
عقاب , ogab7
عجب‌ست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
بـه کجــــا رود کبوتـــر که اسیر بـاز باشد ...

29
5
5
99/06/3 09:35
عقاب , ogab7
در دام تو محبوسم ، در دست تو مغلوبم
وز ذوق تو مدهوشم ، در وصفِ تو حیرانم

24
4
3
99/06/2 08:29
عقاب , ogab7
به چه مانند کنم در همه آفاق تو را
کان چه در وَهم من آید تو از آن خوب‌تری

31
5
5
99/05/18 05:08
شکرخند  , nargoll57
مرا به عاشقی و دوست را به معشوقی
چه نسبت است؟ بگویید قاتل و مقتول
کامنت بنویسید...
شکرخند  , nargoll57
چهارشنبه 29 مرداد ، 23:38
عزیزم
ادامه
شکرخند  , nargoll57
چهارشنبه 29 مرداد ، 23:33
جانم آبجی عزیزم
ادامه
99/05/17 01:02
عقاب , ogab7
بسیار کسا که اندرونش چون رعد
می‌نالد و چون برق لبش می‌خندد

31
3
7
99/05/15 00:01
عقاب , ogab7
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار
جواب دادی و گفتی من خوشم بی تو

20
2
6
99/05/13 22:04
عقاب , ogab7
دست به بَند می ‌دَهم
گر تو اسیر می‌بَری...

18
5
2
99/05/10 20:19
عقاب , ogab7
زاهدی مهمان پادشاهی بود ،
چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند
بیش از آن کرد که عادت او تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند

ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی
کین ره که تو می‌روی به ترکستان است

چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند،
پسری صاحب فراست داشت، گفت :
ای پدر! باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟
گفت : در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید،
گفت : نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید !

تا چه خواهی خریدن ای معذور
روز درماندگی به سیم دغل !

26
4
2
99/05/3 07:56
ژرفــــــــا , deep
‏خُرّم آن روی
که در رویِ تو باشد همه عمر...
18
1
2
99/04/17 21:58
خواهر لیلام  , cheshmane

من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم

هوش من دانی که بردست آن که صورت می‌نگارد

عمر گویندم که ضایع می‌کنی با خوبرویان

وان که منظوری ندارد عمر ضایع می‌گذارد
کامنت بنویسید...
خواهر لیلام  , cheshmane
سه شنبه 14 مرداد ، 23:12
ممنون سارا
ادامه
خواهر لیلام  , cheshmane
سه شنبه 14 مرداد ، 23:12
ممنون فرزانه ❤️
ادامه
سارا سارا , sara_esf767
سه شنبه 14 مرداد ، 23:09
+++
ادامه
99/04/14 00:37
مشاهیر  فارسی زبان , bahar.1368
مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او "سعدی" است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ سعدی‌نامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کرده‌اند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.