نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب

نتایج جستجو : ساموئل بکت - 140 مطلب

99/06/23 07:53
ژرفــــــــا , deep
این کشنده است، خاطره‌ ها را می‌گویم.
پس به بعضی چیزها نباید فکر کرد،
همان‌هایی که برای آدم عزیزند.
یا نه، اصلا باید به آن‌ ها فکر کرد،
چون اگر فکرشان را نکنی خطر این هست که
آن‌ها را یکی یکی در حافظه پیدا کنی.
یعنی باید یک مدتی، یک مدت حسابی،
فکرشان را بکنی، هر روز و چندبار در روز،
تا وقتی که یک لایه لجن رویشان را بگیرد
به طوری که دیگر نتوانی از آن رد بشوی.
قاعده کار این است.
99
99/05/26 18:01
ژرفــــــــا , deep
این‌که آدم دیگر خودش نباشد دردناک است،
حتی دردناک‌تر از وقتی که خودش باشد.
99/05/12 16:04
ژرفــــــــا , deep
من همیشه درحالی که دست‌هایم بر روی زانوهایم است،
اینجا می‌نشینم و مثل یک جغد که در قفسی بزرگ اسیر است
به دوردست‌ها خیره می‌شوم و اشک از چشم‌هایم سرازیر می‌شود.
ولی چه‌چیزی باعث ریختن اشک می‌شود؟
در آن‌جا چیز غم‌انگیزی وجود ندارد.
شاید این مغزم باشد که درحال آب شدن است.

99/05/5 17:45
ژرفــــــــا , deep
ولادیمیر: جرأت خندیدن را هم از آدم گرفته‌اند.
استراگون: یعنی فلاکت اندر فلاکت.
ولادیمیر: فقط حق داری لبخند بزنی.
(یکهو نیشش را گوش تا گوش باز می‌کند،
یک مدت همانطور می‌ماند و دوباره
یکهو قیافه‌ی جدی به خودش می‌گیرد.)
نه، فایده‌ای ندارد. خنده یک چیز دیگر است.
99/04/29 08:03
عقاب , ogab7
گاهی به نظرم می رسد
اگر کر بودم کمتر عذاب میکشیدم
تا حالا که لالم!

24
3
3
99/04/20 12:18
عقاب , ogab7
خودم را در آغوش گرفته ام !
نه چندان با لطافت
نه چندان با محبت
اما وفادار
وفادار ...

29
5
1
99/04/13 11:54
ژرفــــــــا , deep
شاید این یکی از آن هدایایی است که
نمی‌توانند به‌دستش بیاورند؛ سکوت.
یک کلمه در سکوت.
صحبت کردن از سکوت بدتر است.
99/04/11 10:42
ژرفــــــــا , deep
در درون من همیشه دو ابله وجود داشته است:
یکی بجز ماندن در مکانی که هست هیچ نمی‌خواهد
و دیگری تصور می‌کند که در آینده‌ نزدیک،
زندگی ممکن است اندکی کمتر سهمگین باشد.
99/04/2 12:46
ژرفــــــــا , deep
حقیقتش اینه که حواسم اینجا نیست،
راستش اصلا اینجا نیست.
می‌بینم، می‌شنوم، بو می‌کشم،
و چیزهای دیگه همون حرکات معمولی رو می‌کنم .
ولی دلم یه جای دیگه‌ست، دلم اصلا اینجا نیست.
14
1
3
99/02/23 14:09
عقاب , ogab7
تکلیف ما کاملا روشنه
ما همه بلاتکلیفیم ...

35
3
3
98/10/9 16:57
ژرفــــــــا , deep
من تمام این ذرات هستم. به هرکجا که بروم خودم را پیدا می‌کنم و برای رفتن به طرف خودم، خودم را ترک می‌کنم. حالا حتی یک ذره از من می‌تواند من را پیدا کند و از گمراهی نجاتم دهد. من تمام این کلمات هستم. تمام این عجایب: این کلمات خاک گرفته که در آسمان و زمین پخش شده بودند، با هم درآمیختند و گفتند که من آن‌ها هستم.
98/10/9 10:24
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
شاید این یکی از دلایلِ کم حرف بودنم است،
منظورم همین مشکلی ست که
نه تنها در درکِ حرفِ دیگران به خودم،
بلکه حتی در درکِ حرفِ خودم به دیگران داشتم....
23
1
4
98/10/7 15:32
عقاب , ogab7
آدم گاهی غریبه‌هایی را می‌بیند که خیلی غریبه نیستند ...
انگار زمانی در حلقه‌های ذهنی ما نقشی ایفا کرده‌اند .

40
5
2
98/10/6 10:23
ژرفــــــــا , deep
من نمی‌گویم آن را
که نمی‌خواهم بشنوی از زبانم.
اما این رقصِ بی‌قرار
با تو می‌گوید: دوستم بدار..
و تماس هر انگشت
با من می‌گوید: آری، آری

98/10/4 16:43
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
من تنها هستم.
در حال حاضر
هم‌چنان که بودم هستم.
زمستان است.
بی‌هیچ گذری.
زمان می‌گذرد
فقط همین...
حدس بزنید
چه کسی را ممکنه
خاموش کنم؟!
28
2
4
98/10/1 14:24
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
کله‌ی من همیشه پر از فریاد بوده.
آن هم فریادهای خفه‌ی مغشوش.
می‌آیند، بعد هم می‌روند،
انگار با باد می‌آیند و با باد هم می‌روند.
خوبی‌اش هم به همین است،
بعد هم تمام می‌شوند...

98/09/30 17:06
ژرفــــــــا , deep
تمام درها را خواهم بست.
شاید در سکوت بتوانم به آرامش برسم.

98/09/30 16:50
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
تنهایی از معدود لذت هایی ست
که نمی توانی با دیگری قسمتش کنی...
98/09/30 13:19
تِـــــــــــلکا , Telkaaaa
این قلب هفته‌ای یک‌بار
منفجر می‌شود...
26
3
6