نرم افزار اندروید کلوب

نتایج جستجو : خلبان - 127 مطلب

98/02/25 22:12
انسانیت , ensaniat
وطنم ،ایران من،جانم فدایت می کنم
روز و شب بر اقتدارت من دعایت می کنم
روز مر گم لحظه های رفتنم از این جهان
با تمام عشق و ایمان من صدایت می کنم
تیر گیها می زدایم از وجو دت ای وطن
با تمام هستی خو د من صفا یت می کنم
نام زیبای تو را با خون خو د جان می دهم
دست دشمن بشکنم از غم رها یت می کنم
با شهیدان عهد می بندم که تا ما زنده ایم
اقتدارت را شکو فا ،گل هوایت می کنم
در میان مو ج و طو فان بلا در زندگی
می شو ی کشتی نجات ونا خدایت می کنم
منتظر هستم که بینم افتخارات تو را
تا ابد می مانم و دفع بلایت می کنم
99
24
5
13
98/02/14 21:47
گنج جنگ  , ganjejang

طعمه قراردادن خود برای نجات همرزمان

خلبان عبدالله نجفی از قهرمانان و شکارچیان هلیکوپتر عراقی میگوید در یکی از عملیاتها که در آن حضور داشتم (به فرماندهی شهید حراف) به قصد شکار تانکهای عراقی راهی شده بودیم.پس از شکار موفقیت آمیز تک تک تانکهای عراقی و اتمام مهمات به پیشنهاد شهید حراف با اسکید (پایه ی هلیکوپتر) به چادرهای باقی مانده در منطقه بکوبیم.

پس از اتمام ماموریت در هنگام خروج از معرکه متوجه شدم یکی از موتورهای هلی کوپتر آتش گرفته است و مجبور به نشستن داخل نیروهای عراقی شدم. زمان برای رسیدن هلیکوپتر رسکیو(نجات) بسیار کم بود به همین دلیل شهید حراف در یک اقدام متبحرانه داخل نیروهای عراقی آمد و در کنار هلی کوپتر من نشست و با سرعت من و کمک خلبان را که روی اسکید هلیکوپتر نشسته بودیم از منطقه خارج کرد!

هلی کوپتر صدمه دیده لحظه ای بعد در میان آتش کاملا سوخت. من جانم را مدیون حراف هستم... —--- سرهنگ خلبان هوانیروز غلامرضا علیزاده نیلی میگوید: بالگرد های ضد تانك به هنگام هدف گیری در ارتفاع کم از سطح زمین قرار می گیرند و پس از شلیک موشک تاو، کمک خلبان آن را تا لحظه برخورد به هدف کنترل و هدایت می کند در این زمان یک یا دو فروند بالگرد کبری با پشتیبانی آتش در کنارش قرار می گیرند.

این امر باعث می گردد حجم آتش سنگین دشمن به روی بالگردها بیشتر شده و مشکلاتی برای خلبانان به وجود بیاورد. هر زمان با شهید حراف پرواز می کردم با اعلام قبلی در فاصله ای که برای عراقیها قابل رویت بود نزدیک به سطح زمین و با سرعتی کم اقدام به پرواز می نمود.این مسئله باعث می شد گرد و خاک زیادی به هوا برخاسته و نتیجتا توجه دشمن بدان سمت جلب شود.

عراقیها با فرض اینکه بالگردی مورد هدف قرار گرفته و در حال سقوط است اقدام به هدایت آتش به آن سو می نمودند.در حقیقت شهید حراف خود را طعمه قرار می داد تا خلبانان موشک انداز بتوانند به راحتی کار خود را انجام دهند. شهید حراف با این کار عملا یک دستورالعمل به نبرد کبرا با تانک اضافه کرد. اما این دستورالعمل به غیر از یک هلیکوپتر کبرا نیاز به یک خلبان شجاع مثل حراف دارد (که در هوانیروز کم نبود) که با از خود گذشتگی خود را در معرض موشک و توپ قرار دهد تا دوستان همرزمش بتوانند با آسودگی به شکار ادوات دشمن بپردازند.

*********************************************************
4 تن از بهترین خلبانان کبرا هوانیروز ارتش که در تاریخ 10 اردیبهشت 1361 در نخستین روز عملیات آزاد سازی خرمشهر به شهادت رسیدند
شهید خلبان علیرضا حراف. شهید خلبان نصرالله تفضلی.شهید خلبان قدرت الله خدادادی. شهید خلبان نصیر رادفر.
***********************************************************

به احترام مدافعان خاک مقدس ایران

**********************************************************
منبع : صفحه آقای حسن حراف برادر شهید سرلشکرخلبان علیرضا حراف
http://imgarchive.online/p/2032509200886108899
20
1
28
98/02/11 22:32
گنج جنگ  , ganjejang

سرکار خانم فریده هاشمی، همسر شهیدسرلشکر خلبان علی اقبالی

ما در سال 1366 وارد این منزل شدیم. با خودم می گفتم زمانی كه ایشان برگردد سرپناهی داشته باشیم. باید جایگاهی باشد تا به علی آقا بگویم در این سالها كه نبودی این كارها را كردم.

یادم است صبح زود برای حواله آهن می رفتم. آن موقع اجناس دولتی و غیردولتی وجود داشت و باید در زمان جنگ برای حواله دولتی كه ارزانتر بود دوندگی می كردیم.

قبلش هم برای رنگ ساختمان دولتی هم بنیاد شهید حواله هایی به ما می داد كه گفتند دیگر حواله نمی دهیم و قطع شده است. بالای سر مسئول این كار اطلاعیه ای دیدم. اسم و آدرس ایشان را برداشتم و شخصاً مراجعه كردم. ایشان رودربایستی كرد و به من حواله داد كه سرانجام با اختلاف قیمت دو هزار تومان رنگ را گرفتم.

در حالی كه اگر می خواستم در سال 1365 آن را آزاد تهیه كنم هزینه اش چهل هزار تومان می شد. با خودروی شخصی خودم به جاده كرج رفتم.

این كار من برای كامیون هایی كه از آن جاده رد می شدند عجیب بود. شخصاً به كارخانه رفتم. مدیرعامل آن جا مرا پذیرفت و گفت احسنت به شما! چون تنها خانمی هستید كه به این كارخانه آمده اید. به ایشان گفتم دلیلش این است كه می خواهم منزلم با حداقل قیمت ساخته شود...

***********************************************************
شهیدسرلشکرخلبان علی اقبالی دوگاهه زادهٔ ۷ مهر ماه ۱۳۲۸ اهل رودبار شهادت اول آبان۱۳۵۹ جوان‌ترین استاد خلبان و سرلشکر نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و یکی از خلبانان ایرانی شرکت کننده در عملیات اچ۳ بود
منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 121
23
3
33
98/01/27 23:03
گنج جنگ  , ganjejang

عملیات حمله به H3 چه زمانی انجام شد؟

آن عملیات در 15 فروردین 1360 انجام شد. این عملیات دو بار دیگر می‌خواست انجام شود که نشد؛ دفعه اول در آبان ماه 59 بود و به دلیل لو رفتن؛ در میانه انجام، متوقف شد. مرتبه دوم هم رهبری دسته با سرهنگ گلچین فرمانده پایگاه همدان و از بهترین خلبانان آن دوره بود. در مرحله سوم، شهید فکوری، بنده و سرهنگ گلچین و یکی دیگر از دوستان را خواست و گفت که این عملیات باید انجام شود.

اصلا هدف آن عملیات چه بود؟

ما اطلاع پیدا کرده بودیم که عراق یک‌سری از هواپیماهای ساخت انگلیس با ارزش خود را در 3 پایگاه نزدیک مرز اردن مستقر کرده است تا در وقت لزوم از آنها استفاده کند. آن هواپیماها عبارت بود از هواپیمای استراتژیک توپولوف 22 که می‌توانست از بغداد برود و مشهد را موشک باران کند و برگردد، میگ 25، سوخو 24، میگ22 و... . ما برای این کار 2 هزار کیلومتر باید می‌رفتیم و 2 هزار کیلومتر هم برمی‌گشتیم؛ از طرفی در سوریه هم نمی‌توانستیم فرود بیاییم و باید برمی‌گشتیم.

فرماندهان جنگ هم مخالف سوخت‌گیری در سوریه بودند و لذا باید در شرق و غرب عراق خودمان دو بار از هواپیمای مادر در ارتفاع پایین سوخت گیری می‌کردیم. در نهایت این عملیات حدود 450 دقیقه طول کشید و خدا را شاکریم که لطف او شامل حالمان شد و با وجود طی کردن این مسیر طولانی توانستیم دشمن را غافل‌گیر کنیم و تازه وقتی که آنجا را زدیم، عراق فهمید. البته یکی از هواپیماها با خلبانی شهید خزایی هنگام برگشت به دلیل مشکل فنی در تبریز فرود آمد.

بخشی از مصاحبه با تیمسار خلبان براتپور

به احترام مدافعان خاک مقدس ایران
20
3
26
98/01/18 23:16
گنج جنگ  , ganjejang
سرلشکر خلبان بهرام هوشیار (۱۳۱۷–۱۳۷۰) لیدر تیم آکروجت تاج طلایی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و یکی از فرماندهان و طراحان برجسته نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنگ ایران و عراق بود.

تیمسار خلبان هوشیار نخستین هنرآموز هواپیمای جنگده اف ۴ بود که پس از طی دوره‌های تکمیلی خلبانی در آمریکا، خلبانان بسیاری را در نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران تربیت کرد. وی همچنین از سال ۱۳۴۳ به عضویت گروه پروازی آکروجت تاج طلایی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران درآمد و در سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۹ عنوان لیدر این گروه پروازی را به دست آورد.

تیمسار خلبان بهرام هوشیار از طراحان اصلی عملیات ثامن‌الائمه بود. از وی به عنوان مبتکر طرح راه اندازی دفاع موشکی ایران در صحنه نبرد در مناطق عملیاتی یاد می‌شود. سرلشکرهوشیار در عملیات طریق‌القدس برای نخستین بار سایت موشکی خیبر (فولی آباد) را در کنار لشکر گاه زرهی قزوین عملیاتی نمود.

نقش کلیدی تیمسار هوشیار در جنگ ایران و عراق در طراحی عملیات استراتژیک حمله به پایگاه هوایی الولید (اچ-۳) انکار ناپذیر می‌باشد. وی این طرح را به صورت محرمانه با جواد فکوری فرمانده وقت نیروی هوایی مطرح کرد که براساس آن ۱۰ فروند فانتوم مسلح، ۸ فروند اصلی و ۲ فروند رزرو به پرواز درآیند و برای گمراه کردن دشمن نیز در هنگام ورود فانتوم‌ها به خاک عراق ۳ فروند اف ۵ به کرکوک حمله کنند. از عملیات اچ ۳ به عنوان شگفت‌انگیزترین عملیات هوایی دنیا که به نام فانتوم‌ها ثبت شده‌است، یاد می‌شود. این عملیات الهام بخش یکی از موفق‌ترین فیلم‌های دفاع مقدس در سینمای ایران نیز گردید.

تیمسار خلبان بهرام هوشیار در سال ۱۳۵۵ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر و یک فرزند دختر بوده‌است.

تیمسار خلبان بهرام هوشیار در سال ۱۳۷۰ درگذشت.

تندیس طلایی ایشان در موزهٔ جنگ نیروی هوایی ایران، به یادگار گذاشته شده‌است.

بر روان آن مرد بزرگ میهن پرست درود می فرستیم

*******************************************************
* عکس اول : تیمسارخلبان بهرام هشیار
*عکس دوم : تندیس تیمسارخلبان بهرام هشیار در موزه نیرو هوایی
*عکس سوم :تیمسارخلبان بهرام هشیار (مرکز تصویر، نفر جلو) به همراه تیم آکروجت تاج طلایی خود در سال ۱۳۴۹
34
5
39
98/01/3 12:06
گنج جنگ  , ganjejang
متاسفانه در روز اول سال دو تن از بهترین خلبانان کشورمان یکی در نیروی هوایی و دیگری در هوانیروز از میان ما پر کشیدند و آسمانی شدند.

سرتیپ آزاده خلبان حسن نجفی و سرهنگ خلبان منصور بهرامی نژاد از دلاوران خلبان هوانیروز که در قالب تیم های آتش حماسه های بسیاری را آفریدند. روحشان شاد و یادشان جاودان

منبع : صحفه اینستاگرام گنج جنگ
https://www.instagram.com/p/BvR2brfAy6H
10
5
20
98/01/2 20:28
گنج جنگ  , ganjejang
سرتیپ آزاده خلبان حسن نجفی قهرمان جنگ و یکی از بهترین کابین عقب های اف-۱۴ تامکت در نخستین روز سال جدید از میان ما پرکشید.

پس از تحمل سال ها رنج جنگ و اسارت ، این بار بیماری مهلک سرطان پایانی بود بر زندگی قهرمان ملی ایران.

یکی از آخرین آرزوهای ایشان پیش از بستری شدن در ببمارستان، سفر به اصفهان و ملاقات دوباره با یار قدیمی اش اف-۱۴ بود که متاسفانه با وجود تلاش های صورت گرفته به انجام نرسید.

روحش شاد و یادش جاودان

اما ماجرای اسارت سرلشکر خلبان حسن نجفی چه بود ؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند.

اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز می کرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند .

با توجه به این که رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانی ها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که هم چنان به سمت غرب می رفت ادامه دادند.

در زمانی که به ۲۰ کیلومتری تامکت رسیدند دستور شلیک صادر شد . سرگرد محمد سعی در شلیک یک فروند موشک R-24R کرد اما موفق به اینکار نشد . رفته رفته فاصله آنان تا تامکت ایرانی کاهش می یافت . در فاصله ۸ کیلومتری ,هواپیمای همراه (Wingman) او یک موشک R - 24 T خود را شلیک کرد .

به فاصله کوتاهی انفجاری روی داد و تامکت ایرانی با از دست دادن ارتفاع با سرعت هر چه تمامتر به سمت زمین نزدیک می شد . میگ های عراقی خود را به نزدیکی تامکت رساندند و با تعجب شاهد باز شدن ارابه فرود اف ـ ۱۴ شدند. تامکت قصد تسلیم شدن داشت . با دیدن این صحنه خلبانان عراقی با فرماندهان مافوق تماس گرفته و ضمن تشریح صحنه خواستار دستورات آنان شدند. به فاصله کوتاهی فرماندهان عراقی متوجه شدند که خلبانان ایرانی یک روز زودتر از موعد از قبل تعیین شده به عراق پرواز کرده اند .

بلافاصله به میگ ها دستور داده شد تا تامکت ایرانی را تا پایگاه العبیده اسکورت نموده و مقدمات فرود آنان را فراهم آورند . اما برای این کار زمانی باقی نمانده بود . هدایت هواپیما از دستان سروان مرادی خارج شده بود و خدمه پروازی باید جان خود را نجات می دادند . اف ـ ۱۴ ایرانی در نزدیکی نومانیه سقوط کرد و چنان لاشه آن متلاشی شد که مقامات عراقی قادر به کسب هیچگونه اطلاعات مفیدی از آن نشدند.

هرچند در روایت دیگری، گفته می شود ایالات متحده آمریکا از ترس دست یافتن شوروی ، متحد شماره یک نظامی عراق به اصرار محرمانه تامکت با ارائه امتیازاتی به عراق از جمله کمک های اطلاعاتی موفق شدند سیستم های محرمانه تامکت را از عراق خارج کنند و از این هواپیما تنها لاشه ای در کشور عراق باقی ماند.

سروان مرادی تامکت را تسلیم عرافی ها نمود ولی سرلشکرخلبان حسن نجفی حاضر به همکاری با عراقی ها نشد و رنج اسارت و شکنجه را به جان خرید

اما احمد مرادی طالبی که بود؟

خلبان خائن نیروی هوایی در جریان پاکسازی های پس از انقلاب، خودش را مذهبی و مدافع نظام جا زده بود.

در سفری که مرادی طی دوره مرخصی به خارج از کشور داشت، توسط سرویس های اطلاعاتی و استخبارات عراق فریب داده شد و با وعده زندگی در رفاه و مهاجرت ساده به اروپا، در بازگشت نقش شوم خود را عملی کرده و یک فروند سوپر جنگنده ارزشمند تامکت را به عراق برد.

چند ماه پس از این اقدام خیانت کارانه ، افراد ناشناس با شلیک گلوله در ژنو سوئیس احمد مرادی را هدف قرار دادند.

************************************************************
عکس نخست
سرلشکرخلبان حسن نجفی پس از آزادی و در راه بازگشت به وطن نفر ایستاده

عکس دوم

97/12/17 00:23
گنج جنگ  , ganjejang
حوالی ظهر روز سه‌شنبه چهارم خردادماه 95، سرگرد روزبه ناظریان و کمک‌خلبان وی، هنگام برخاستن به همراه یک فروند هواپیمای شکاری میگ 29 از باند فرودگاه همدان، متوجه نقص فنی در سیستم پروازی خود شد.
کمک‌خلبان هواپیما به‌محض اطلاع از بروز نقص فنی خود را به بیرون پرتاب کرد، و سرهنگ روزبه ناظریان با توجه به ری جکت (خروج از هواپیما) کمک‌خلبان، تمام سعی و تلاش خود را در به‌سلامت نشاندن هواپیما به کار بسته و درنهایت نیز، این امر مهم را با موفقیت به انجام رساند.
سرهنگ روزبه ناظریان درحالی‌که هواپیمای خود را به‌سلامت در باند فرودگاه نشاند ولی براثر شدت جراحات وارده به در جه رفیع شهادت نائل آمد.

متن وصیتنامه شهید ناظریان برای تنها فرزند خود آریو برزن حائز نکات ارزشمندی هست تشویق و تاکید به حفظ اصالت انسانی و میهن دوستی و مسئولیت پذیر بودن

پیشاپیش زاد روز آریو برزن تنها فرزند شهید ناظریان را تبریک و امیدواریم همانطور که پدر دلاورش آرزو داشت انسانی لایق و میهن دوست گردد .
*************************************************************

آریو برزن فرزند دلبندم تو در صبح هفدم اسفند سال 1391 بدنیا آمدی . همانطور که روزی به دنیا آمدی روزی هم این دنیا را ترک می کنی .و زمانی که کار تو با ین دنیا به اتمام رسید هیچ چیزی از تو جز خوبی وبدی باقی نمی ماند.
پسرم نام تو را مادرت برایت انتخاب کرد او زنی مهربان و شایسته است و بدان در این دنیا هیچ کسی به اندازه او تو را دوست ندارد .
من هم با این اسم برای تو موافقت کردم چون نام یکی از سرداران بزرگ پارسی است . سرداری که با توجه به کمی نیروهایش در مقابل دشمنان ایران دشمنان ایران دلاورانه ایستادگی کرد . آرزوی من این است که از شکوه نامت پاسداری کنی . برای سرزمینت و از همه مهمتر برای مردمت تکیه گاه باشی و با مردم به مهربانی و نیکی رفتار کنی . اگر به تو بدی کردند مقابله به مثل نکن و باز هم مهربان باش که مردم قدر محبت تو را می فهمند .
کارهای خوب و پسندیده را بخاطر کسی انجام نده و از کسی توقع تشکر کردن نداشته باش . همواره بدان که هر کاری که انجام می دهی ، خداوند بر تو ناظر است و تو را می بیند .
برای سربلندی ایران هر آنچه که می توانی انجام بده ، که این سرزمین و این مردم لایق بهترین ها هستند .
دشمنان سرزمینت را بشناس و هر گز بخاطر منافعت به آنها روی خوش نشان نده ، گول حرفهای دل فریبشان را نخور که هیچ چیز این سرزمین و ملت برایشان ارزش ندارد و هدفشان غارت سرزمین ماست .
رفتار بد و زشت و تجاوزکارانه دولتها باعث نشود که تو با ملتها دشمن شوی ، چون انسان ، انسان است و خداوند همه را برابر آفریده و تو وظیفه داری با همه انسانها به دوستی و مهربانی رفتار کنی به آنها ارزش و احترام فراوان بگذاری ، و اگر اتفاقی در آن سوی دنیا برای کسانی افتاد اگر در توانت بود به آنها یاری و کمک برسانی .
در سرزمینی که به دنیا آمدی ، اقوام مختلفی زندگی می کنند ، همه آنها را به یک اندازه دوست داشته باش . و به رسم و شیوه زندگی شان احترام بگذار . و مبادا به خاطر نژاد و زبان فرقی بین انسانها قائل شوی و یا اجازه دهی که آنها را مورد تمسخر قرار دهند . که این کار تخم تفرقه را می کارد .
اگر در دنیای قدیم با شمشیر و اسلحه کشورها را فتح می کردی ، امروز با محبت و مهربانی و دوستی وعشق می توانی این کار را انجام دهی . همواره با ملتهای همسایه ایران که روزی با هم یکی بودیم ، به نیکی و مهربانی و محبت بی پایان رفتار کن .
و آنان را نیز مانند مردم ایران بدان . این است راه فتح دلها و قلبهایی که شاید روزی با تو یکی شوند و دوباره به آغوش ایران بازگردند.

" پدربزرگت به من گفت به مردم محبت کن و دروغ نگو و با آن ها صادق باش؛ آن ها محبت تو را احساس می کنند و تو قلب آن ها را تسخیر می کنی و من هم این را به تو می گویم:
در تمام لحظات زندگیت با دروغ گفتن مبارزه کن و صداقت را سرلوحه کارت قرار ده؛ امیدوارم روزهای خوبی را در این دنیا سپری کنی.
نوشته هایم را برایت در میان این کتاب با ارزش نوشتم که فرستاده خداوند است؛ برای شناخت خداوند نشانه های بسیار واضح و روشنی وجود دارد و هرگز سراغ چیزهای عجیب و غریب نرو!
در این کتاب پندها و نصایح فراوانی وجود دارد و خداوند به زبانی ساده با همه بندگانش حرف زده است و هر وقت دلت از این دنیا گرفت به سراغش بیا و با خداوند حرف بزن".

دوستدارت : پدرت روزبه ناظریان

41
11
32
97/12/15 20:05
گنج جنگ  , ganjejang

تیمسار احمد دانشمندی استاد خلبان پیشکسوت نیروی هوایی روز یکشنبه 11 اسفند درگذشت

تیمسار احمد دانشمندی از بزرگان فانتوم با6800 ساعت پرواز بدون سانحه و 4000ساعت پرواز با فانتوم از بزرگان نیروی هوایی بودند. تیمسار دانشمندی آذرماه سال 1337 وارد نیرو هوایی شد و از اولین گروه اعزامی(هشت نفر) به آمریکا برای پرواز با فانتوم بودند.

درود بر روان پاک سرباز دلاور و گمنام وطن تیمسار احمد دانشمندی

*********************************************************

29
5
27
97/10/21 13:43
گنج جنگ  , ganjejang

رزمایش بزرگ اقتدار هوایی "فدائیان حریم ولایت 97" از صبح روز پنجشنبه به محوریت پایگاه هوایی شهید بابایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه عمومی اصفهان آغاز شد.

به گزارش پارس تودی؛ امیر سرتیپ خلبان «علیرضا انگیزه» سخنگوی هشتمین رزمایش اقتدار هوایی "اقتدار هوایی فدائیان حریم ولایت 97" نیروی هوایی ارتش گفت: در دومین روز از مرحله اصلی و فاز عملیاتی این رزمایش، جنگنده های ایرانی با شلیک موشک‌های ارتقاء یافته «ماوریک» Maverick و استفاده از بمب‌های هوشمند و نقطه زن «قاصد»، اهداف زمینی را مورد اصابت قرار دادند.

امیر انگیزه افزود: در این مرحله از رزمایش همچنین از پرنده‌های فوق سبک و پهپادهای تهاجمی نیروی هوایی ارتش ایران در راستای شناسایی و انهدام اهداف شبیه سازی شده در حجم گسترده به منظور وارد آوردن ضربه نهایی به دشمن استفاده شد.

پروازت بی خطر عقاب ایرانی
15
2
22
97/10/16 19:07
گنج جنگ  , ganjejang
ماجرای ازدواج شهید سرلشکرخلبان علیرضا یاسینی

سرکار خانم پروانه محمودی همسر شهیدسرلشکر خلبان علیرضا یاسینی ماجرای ازدواج خودرا اینگونه بیان می نمایند :من پراونه محمودی متولد آبادان هستم بعدها منزل پدری ما به شیراز رفت.علیرضا پسر دائی من بود و من فقط گاهی که برای دیدار اقوام به خوزستان می رفتیم ایشان را میدیدم . سال آخر دانشسرای معلمی بودم وداشتم برای امتحانات پایان ترم خودم راآماده میکردم که برادرم از تهران نامه نوشت علیرضا ازآمریکا برگشته وبرای مدتی قراراست شیرازباشد نمیخواهم علیرضا به پایگاه بروداتاق خودم رامرتب کنید و بگذاریدعلیرضا آنجا باشد .من دوست بسیار صمیمی بنام معصومه داشتم که از اول

دبیرستان با هم آشنا شده بودیم و با هم به دانشسرا رفتیم من ومعصومه بخاطر وابستگی که بهم داشتیم تصمیم گرفتیم اگر قرار است ازدواج کنیم با دومعلم ازدواج کنیم که همیشه دوستی مان تداوم داشته باشد وشخصا من دوست داشتم با یک فرهنگی ازدواج کنم که زندگی آرامی داشته باشم.علیرضا به خانه ما آمده بود و مادرم او را نشناخته بود آن روز همه در اتاق دور علیرضا جمع شده بودند خواهرانم ، مادرم ، مادربزرگم و با هم می گفتند و می خندیدند من وارد اتاق شدم و علیرضا پرسید عمه جان ایشان ؟ و مادرم گفت دخترم پروانه .

بعد از آن مرتب به خانه ما رفت و آمد می کرد و من هرگز به ایشان فکر نمیکردم اما ایشان وقتی من را می دید می گفت خانوم معلم ما اومدیم سلام علیکم ، اما من توجهی نمیکردم حتی جواب سلامش را هم نمیدادم و بعدها برایم گفت من بخاطر تو می آمدم این همه بستنی می خریدم برای تو بود .

اوایل خرداد بود و من داشتم برای امتحانات پایان ترم خودم را آماده میکردم علیرضا به خانه ما آمده بود و در حیاط پیش پدرم نشسته بود پدرم علیرضا را خیلی دوست داشت و وقتی علیرضا به خانه می آمد بشدت از او پذیرائی میکرد .

آن روز خواهرم وارد اتاق شد و به من گفت : پروانه ، مامان و بابا و علیرضا دارند در مورد تو حرف میزنن و من پرسیدم در چه موردی ؟ خواهرم گفت فکر میکنم علیرضا از تو خواستگاری کرده من منقلب شدم و فکر نمی کردم که علیرضا از من خواستگاری کند ، علیرضا پسر خوشتیپ و قد بلند بود و من فکر میکردم با یستی باید با دختر خیلی زیبا و آنچنانی ازدواج کند حتی من به دو تا از دوستانم گفته بودم کسی اگر قصد ازدواج دارد من یک پسردائی خلبان و خوش تیپ دارم ! چون خودم قصد نداشتم با یک خلبان ازدواج کنم . مادرم با یک ظرف بستنی وارد اتاقم شد و صورتم را بوسید و گفت : دخترم مبارک
است ! گفتم مادر جان چی مبارک است ؟ مادرم گفت بستنی ات را بخور فردا با هم حرف می زنیم .

فردا صبح می خواستم به دانشسرا بروم و علیرضا را دیدم که در یکی از اتاق ها خوابیده بود من را که دید گفت خانوم معلم سلام اجازه می دی برسونمت دانشسرا ؟ با خودم گفتم بهترین فرصت است که بتوانم به ایشان بگویم که قصد ازدواج با یک نظامی را ندارم .

به همین دلیل به ایشان گفتم بگذارید من از مادرم اجازه بگیرم و مادرم با خوشحالی گفت بله عمه جان پروانه را برسان و به من هم اخم کرد که مبادا علیرضا را ناراحت کنم !

وقتی که رفتیم طرف دانشسرا ، علیرضا با ماشین وارد دانشسرا شد و به ایشان گفتم کجا میروید حالا دانشجویان در مورد من چه فکری میکنند میگویند محمودی با این پسر چه میکند ؟

علیرضا گفت من میخواهم با شما حرف بزنم و منم جواب دادم باشه اما امروز نمی شود چون آخرین روز دانشسرا است و من بعد از پایان کلاس قرار است با دوستانم به رستوران برویم و ازآنها خداحافظی کنم . عصر که به خانه برگشتم همه خانه جمع بودند و مادرم به من گفت قرار است برویم حسین آباد و من به مادرم گفتم مامان این چه کاری بود که شما کردید؟ گفت هیچ نگران نباش پسر خوبی است و ازت خواستگاری کرده و خیلی هم دلت بخاد !

عصر با مادر و خواهران و مادربزرگم و علی رضا به حسین آباد رفتیم و در داخل ماشین هر چه علیرضا با من شوخی میکرد من جواب نمی دادم وقتی رسیدیم علیرضا گفت بیا با هم حرف بزنیم و منم گفتم بله من هم با شما خیلی صحبت دارم ، خواهرانم هم برای فضولی

افتادند دنبال ما و علیرضا راحت نبود که با من در حضور آنها حرف بزند و به انگلیسی به
من گفت :? CAN YOU SPEAK ENGELISH من هم گفتم نه به حد شما نمی توانم حرف بزنم علیرضا آن موقع 21 سال داشت و شروع کرد به حرف زدن و گفت من دوست ندارم زیاد مجرد بمانم و از مجرد بودن لذت نمی برم من دنبال کسی هستم که برایم مثل یک دوست و رفیق برایم باشد و مادر خوبی برای فرزندانم و همراه و پشتیبان من باشد و

اولین چیزی که برایم خیلی مهم است نجابت یک دختر است شاید یک خانم خوش لباس نباشد که آدم می تواند او را به بوتیک ببرد و بهترین لباسها را تنش کند اما نجابت زن را کسی نمی تواند به او عرضه کند و من از حرفهای علیرضا بشدت منقلب شدم و به او
علاقمند شدم و در یک مراسم بسیار ساده ازدواج کردیم و زندگی بسیار خوب و خوشی داشتیم

نام و یاد قهرمانان بزرگ سرزمینم جاودان باد

********************************************************************
قرار بود زیر باران برقصیم

قرار بود آسمان سربی نباشد

قرار بود کلاغ قصه های کودکی به خانه اش برسد

اما . .

شاید روزی ...

اگر ماه را از پشت ابرها دعوت کنیم

آن روز

با هم از روشنی بخوانیم

تا تاریکی برود

گیلدا ایازی - با سپاس از آقای صمد پوررحیمی بابت ارسال این شعر زیبا
62
12
38
97/10/16 18:39
گنج جنگ  , ganjejang

سرکار خانم حمیده ستاری :

تا زمانی که منصور در قید حیات بود من از این موضوع هیچ اطلاعی نداشتم؛ یکی از غذاهای مورد علاقه ایشان کوکو سبزی و سبزی پلو با ماهی بود. هر وقت که میهمان داشتم مخصوصا همان غذا را می پختم. از دور که می آمد می گفت: به به، معلومه چی داریم. ولی این اواخر می دیدم وقتی می آمد به خانه می گفت: چی داریم؟ من تعجب می کردم! می رفت در قابلمه را باز می کرد و می گفت: سبزی پلو با ماهی داریم.

بعدها که شهید شد متوجه شدم در یک عملیاتی برای اولین بار ماسک را از صورتشان برداشته و به یک راننده لودر داده بود و بعدها هم در جنگ به کسانی که ماسک نداشتند ماسک خودش را می داده و در این حین شیمیایی شده بود. بعضی وقت ها که از جبهه می آمد، می دیدم لباسش را در می آورد و داخل یک کیسه ای نایلونی کرده و می انداخت داخل سطل زباله. وقتی به او می گفتم تمام این لباس ها که سالم است! می گفت: نه شما به این لباس ها دست نزنید، هیچ وقت نمی گفت این لباس ها شیمیایی است و ما هم اطلاع نداشتیم.

هیچ وقت به زبان نمی آورد، پاهایش همه زخم بود بدون اینکه من بفهمم؛ به طور اتفاقی دیدم که لای همه انگشتان پاهایش زخم است. پنبه و مرهمی می گذاشت لای انگشتان و به ما هم نمی گفت که این ها چیست.

یادشان گرامی

عکس دوم : تابلویی که شهید ستاری کشیده بود
34
5
26
97/10/16 18:13
گنج جنگ  , ganjejang


شهید سرلشکر منصور ستاری، در 15 دیماه سال 1373، به همراه شهیدان یاسینی، اردستانی، شجاعی، سرتیپ شهید رزاقی، جم منش، ریاحی شریفی، جمشیدی، سنایی، محتشمی، محسمی و پورزادی بعد از بازدید از پایگاه های نیروی هوایی ارتش در مسیر برگشت از پایگاه هوایی شهید بابایی اصفهان در یک سانحه هوایی به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.

یادشان گرامی
97/09/21 19:43
گنج جنگ  , ganjejang

شهدای گمنام نیرو هوایی

شهید سرلشکرخلبان حسین یزداندوست همدانی در 27 اسفند ماه سال 1330 در یکی از محلههای قدیمی شهر همدان بنام غزلان پا به عرصه گیتی نهاد. پدرش به حرفه حلبی سازی در بازار همدان اشتغال داشت، حسین فرزند سوم حاج محمد بود که پس از گذراندن دوران ابتدایی در دبستان هاتف و دوران متوسطه در دبیرستان ابن سینا همدان در سال 1349 موفق به اخذ دیپلم گردید و همان سال به تهران رفت و بدلیل علاقه وافر وارد دانشکده خلبانی شد.

2 سال حضور در آمریکا
وی دوره مقدماتی پرواز را در ایران طی کرد و جهت گذراندن دوره تکمیلی پرواز راهی امریکا شد که پس از 2 سال دوره پرواز را به اتمام رسانید و موفق به دریافت نشان خلبانی گردید سپس به ایران بازگشت و با درجه ستوان دومی به عنوان خلبان هواپیمای فانتوم اف -4 در نیروی هوایی مشغول به خدمت شد.

قبل از آغاز جنگ ایشان همواره در مأموریتهای مختلف داوطلبانه حضور داشته است به نحوی که در شب 24 مرداد 1358 درست زمانی که شهید چمران و یارانش در شهر پاوه در محاصره ضد انقلاب قرار داشتند این شهید بزرگوار با انجام ماموریت پرواز شب به یاری رزمندگان میشتابد و این رشادت و مردانگی تا شروع جنگ تحمیلی همواره در کارنامه پروازی ایشان ثبت گردیده است

حسین در همان آغازین روز جنگ تحمیلی در عملیات کمان 99 حضور فعال یافته و در چندین عملیات برون مرزی دیگر جانانه با تمام غیرت شرکت میکند تا در همان روزهای اول پاسخ کوبنده ای به دشمن متجاوز داده شود.

روزی سرنوشت ساز در تاریخ دفاع مقدس

حسین در ششم مهرماه سال 1359 یک بار دیگر مأموریت می یابد که در منطقه گیلان غرب (سومار) پایگاه و مواضع عراقی ها را مورد حمله قرار دهد، آنروز روز بسیار مهم و سرنوشتسازی در تاریخ دفاع مقدس است زیرا لشکردهم زرهی ارتش عراق با سازمانی فراتر از یک لشکر معمول زرهی میخواست که موانع را درنوریده و شهرهای اندیمشک و دزفول و پایگاه هوایی دزفول را تسخیر و گلوگاه شمالی استان خوزستان را ببندد که در صورت تحقق این امر به لحاظ وجود تنها را اصلی ارتباطی اندیمشک به استان خوزستان، کل استان خوزستان در خطر سقوط قرار میگرفت.

تیپ 2 زرهی به همراه گروه 37 و گردانهای 138 و 141 با ایثار و مقاومت پیشروی دشمن را به تأخیر انداخته تا حماسه خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی در آن روز شکل گرفت خلبانان پایگاه هوایی دزفول و خلبانان پایگاه هوایی همدان که به پایگاه دزفول گسترش یافته بودند به همراه پروازهای انجام شده از پایگاه سوم شکاری همدان با انجام ماموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی آنقدر عوامل و تیپ ها و گردانهای لشکر دهم زرهی و لشکر یک پیاده ارتش عراق را بمباران کردند تا تیپ 2 زرهی به شرق کرخه انتقال یافت و اجازه عبور از رودخانه به نیروهای دشمن داده نشد

ماموریت خاطره انگیز پایگاه سوم شکاری

در آنروز خاطره انگیز پایگاه سوم شکاری با انجام ماموریت برون مرزی توسط دو فروند هواپیمای اف-4 پالایشگاه موصل را بمباران و با انجام ماموریت پشتیبانی نزدیک هوایی توسط 23 فروند هواپیمایی اف-4 مواضع دشمن در منطقه کرخه، گیلان غرب و تنگ حاجیان را مورد حمله هوایی قرار میدهد همچنین در همان روز پوشش هوایی منطقه غرب در برابر هرگونه حمله دشمن توسط 10 فروند هواپیمای اف-4 پایگاه شکاری شهید نوژه تامین گردیده است.

شهید یزداندوست در یکی از این ماموریتها حضور داشته که پس از انجام ماموریت هواپیمای ایشان مورد اصابت موشک پدافند زمین به هوایی عراق گرفته و هواپیمایش به آتش کشیده شد.

به گفته لیدر دسته پروازی (مرحوم محمود اسکندری) حسین به همراه کابین عقب (فیروز رحمتیان ماسوله) با چتر نجات به بیرون پریده است که بر این اساس به عنوان خلبان اسیر تلقی میشود و انتظار خانواده شهید و همرزمانش برای بازگشت وی شروع میگردد انتظاری که پس از 12 سال نهایتاً در سوم تیرماه سال 1370 با اعلام شهادت وی پایان مییابد ولی هیچگاه نشانی از پیکر مطهر حسین یزداندوست همدانی پیدا نمیشود. حالا از او یک فرزند دختر به یادگار مانده است.

امروز پس از گذشت 38 سال مادر شهید یزداندوست همچنان چشم انتظار پیکر مطهر فرزندش است ایشان می گویند : حسین مهربان و دلسوز بود. نجابت و آرامشش زبانزد فامیل بود. به درس و کار بسیار علاقه داشت. یادم میآید در زمان کودکی کاردستیهای مدرسهاش همه هواپیما بود.

پسرم اهل درس بود. تابستان هم بیکار نمینشست و این ایام را با شاگردی و کارکردن سپری میکرد و میگفت مرد باید کار کند و هیچوقت از تلاش و کوشش دست بردار نباشد.

خلبان هم که شده بود گاهی وقتها به جای دوستانش پرواز میکرد ایثارگر بود و همت والایی داشت.

علی یزداندوست همدانی، برادر شهید حسین یزداندوست می گوید : شهید وابستگی عجیبی به مادر داشت و هر هفته یا به او سر میزد و یا با او در تماس بود اما بعد از آخرین ماموریت به مدت سه روز از او خبری نشد نگرانش شدیم و به پایگاه سر زدیم که دوستانش ماجرا را برای ما تعریف کردند و گفتند که دیده شده او با چتر از هواپیما به پایین پریده اما اثری از او یافت نشد.

* شهید یزداندوست مظلوم واقع شده است

با گفتن این جملات بغض گلویش را گرفت و ادامه داد: حسین برای دفاع از دین و مملکتش رفت و امروز بسیار گمنام مانده و مظلوم واقع شده است. این مظلومیتش دلتنگمان میکند. انگار فراموش شده است.

حسن یزداندوست، دیگر برادر شهید یزداندوست در دنبال سخنان برادرش افزود: بعضی از شهدا با اینکه اهل همدان نیستند اما خیابانی در شهر به نامشان هست. ما نیز درخواست مادی نداریم فقط نمیخواهیم شهید این چنین گمنام بماند و حتی یک کوچه بنبست نیز به نام او در شهر نباشد.

وی تأکید کرد: شناسایی و یادآوری شخصیت شهدا برای نسل جدید و آیندگان ضروری است اما امروز بسیاری از جوانان ما شهید حسین یزداندوست همدانی را نمیشناسند و نمیدانند که چه کسی بوده است.

پدرم همیشه میگفت "من درخواستی از هیچ کس ندارم، خون بچهام را ندادهام که در ازای آن چیزی تحویل بگیریم." فقط پلاکش یا لنگه پوتینش را برایم بیاورید کافیست. شاید همین دیدگاه پدرم بود که باعث شده امروز او به فراموشی سپرده شود و یادی از او نشود. در حال حاضر شاید بهترین کار نامگذاری فرودگاه همدان به نام شهید یزداندوست باشد که از نخستین شهدای سالهای دفاع مقدس است و خلبانی گمنام محسوب میشود.

هنوز حتی کوچه ای به نام شهید یزدان دوست مزین نشده است.

یاد فرزندان دلاور و گمنام ایران جاودان باد
***********************************************************
عکس نخست : شهیدجاویدالاثر سرلشکرخلبان حسین یزدان دوست
عکس دوم : شهید شهید جاوید الاثر سرلشکرخلبان فیروز رحمتیان
***********************************************************
منبع : خبرگزاری دفاع مقدس
13
1
2
97/09/20 23:01
گنج جنگ  , ganjejang

خلبانی دلاوری در 7 آذر 1359 در دفاع از رزمندگان نیروی دریایی در خلیج همیشه فارس جاودانه شد .

شهید سرلشکر خلبان جاویدالاثر ابراهیم شریفی، اول مهر ماه سال 1329 در شهرستان شیراز دیده به جهان گشود و پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی و متوسطه در تاریخ یکم دی 1349به جمع هنرآموزان آموزشگاه درجه داری نیروی هوایی ارتش پیوست.

از آنجایی که ایشان علاقه وافری به آموختن فن خلبانی داشت به سرعت مراحل آموزشی و تخصصی پروازی را طی کرد و به جمع دانشجویان دانشکده خلبانی پیوست. او پس از فراگیری زبان انگلیسی و پرواز های مقدماتی با هواپیمای (پایپرو) و (بونانزا) و انجام پرواز سلو (مستقل) برای تکمیل دوره خلبانی و پرواز با هواپیماهای پیشرفته عازم آمریکا شد و پس از طی دوره تکمیلی زبان تخصصی و پیشرفته و پرواز با انواع هواپیماهای آموزشی و جت پیشرفته به دریافت نشان خلبانی مفتخر شد و به ایران بازگشت .

شریفی ، پس از بازگشت به وطن به جمع خلبانان هواپیمای اف 4 در پایگاه ششم شکاری پیوست که با شروع تجاوز رژیم بعثی عراق به میهن این شهید گرانقدر همانند دیگر خلبانان قهرمان به دفاع از کشور برخاست.

وی در عملیات غرور آفرین مروارید در روز 7 آذر سال 1359 در حمایت از رزمندگان نیروی دریایی مستقر در ناوچه پیکان، حماسه آفرید و با هدایت هواپیماهای شکاری بمب افکن نیروی هوایی از درون ناوچه پیکان با دادن گرای مناسب باعث سرنگونی سه فروند ناوچه اوزای عراقی به قعر آب های نیلگون خلیج فارس شد که سرانجام با سرنگونی ناوچه پیکان توسط حامیان غربی، خود نیز در این راه به افتخار شهادت نائل آمد.

یاد و نام این شهید سرافراز ارتش ایران برای همیشه در تاریخ ماندگار حماسه و ایثار این مرز و بوم گرامی باد.

پلی نام شهید شریفی در فلکه احسان شیراز نامگذاری شده است

http://www.irna.ir
50
7
39
97/07/29 22:55
گنج جنگ  , ganjejang
در اسفند ماه سال 1330 در همدان به دنیا آمد با پایان تحصیلات در در شهریور ماه سال 1349 وارد نیروی هوایی گردید . پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و با تشکلیل گردان 91 شکاری به پایگاه نهم شکاری منتقل شد .

باشروع جنگ به مقابله با دشمن برخواست صبح روز ششم مهر ماه سال 1359 یک فروند فانتوم ئی به خلبانی سروان فیروز رحمتیان و کمک ستوانیکم حسین یزدان دوست به قصد بمباران نیروهای دشمن در سومار از پایگاه نهم شکاری به پرواز در می آید خلبانان با رسیدن روی هدف شروع به بمباران مواضع می کنند که متاسفانه در همین نقطه مورد هدف پدافند دشمن قرار گرفته و در سومار به درجه رفیع شهادت نائیل می آید . پیکر پاک ایشان هنوز کشف نگردیده است .

شهید سرلشکر خلبان یزداندوست که از نخستین شهدای سالهای دفاع مقدس است خلبانی گمنام محسوب میشود.و هنوز حتی کوچه ای به نام شهید یزدان دوست مزین نشده است.

درود بر غیرت فرزندان ایران

عکس نخست :شهید سرلشکر خلبان حسین یزدان دوست

عکس دوم :شهید سرلشکرخلبان فیروز رحمتیان
13
2
17
97/07/29 22:28
گنج جنگ  , ganjejang
فرزند گیلان متولد خرداد ماه سال ۱۳۲۷ در شهرستان صومعه سرا بوده و پس از استخدام در نیروی هوایی و طی دوره های پیشرفته در آمریکا با پرواز در اسکادران فانتوم و در پایگاه شهید نوژه همدان علاوه بر پاسداری از آسمان کشور جزو اولین گروه خلبانان و عقابان تیز پروازی بود که در سوم مهر ماه ۵۹ با موفقیت تاسیسات نفتی کرکوک را بمباران کرده و ضربات مهلکی بر دشمن بعثی وارد نموده بود و سرانجام در ششم مهر ماه همان سال در منطقه سومار به همراه شهید جاویدالاثر سرلشکر خلبان حسین یزدان دوست دچار سانحه شدند و متاسفانه طی این سالها یادی از این عزیزان نشد.

از ایشان یک دختر و دو خواهر و یک برادر مانده که هنوز چشم به راه بازگشت پیکر این شهید میباشند. پس از سالها پیگیری در سال جاری پل میرداماد به نام این شهید مزین گردید و هنوز حتی کوچه ای به نام شهید یزدان دوست مزین نشده است.

درود بر روان پاکشان

عکس نخست : شهید سرلشکرخلبان فیروز رحمتیان

عکس دوم : شهید سرلشکر خلبان حسین یزدان دوست
30
3
33
97/07/22 22:50
گنج جنگ  , ganjejang

در مراسم بزرگداشت شهید سرلشکرخلبان ابراهیم امید بخش که در شهر گچساران برگزار شد امیر سرتیپ حسین خلیلی از همرزمان شهید جاویدالاثر ابراهیم امید بخش

گفت : این شهید ۳۵ سال در میان همشهریان خودش نیز غریب بود اما امروز مشاهده می‌کنیم چنین مراسم با شکوهی در شهرش به عنوان آبروی محله برگزار می‌شود.

خلیلی ابراز کرد: شهید امید بخش جز نادرترین خلبانهایی است که زیر سه سال دوره خود را به اتمام می‌رساند و میانبری می‌زند
وی ادامه داد: او در دو سال دوره‌اش را به اتمام رساند و هنگامی که در آمریکا پرواز کرد استاد خلبان آمریکایی به مربی آمریکایی می گوید این از خود تو نیز بهتر پرواز می‌کند.

شهید امید بخش شهیدی بود که ماموریت بزرگی بر عهده داشت و با توجه به بحرانی شدن خوزستان ایشان از پایگاه همدان داوطلبانه آمدند و هنگامی که عراق در پشت کرخه مستقر شده بود، می‌خواستند کار را تمام کنند این شهید شهر شما در کنار شهید اردستانی کار عراقی‌ها را نا تمام گذاشتند.

خلیلی افزود: نبرد سوسنگرد آنقدر مهم بود که خود صدام حضور پیدا کرده بود اما خلبان امید بخش نقش ویژه‌ای در این عملیات داشت.
وی ادامه داد: با شکست محاصره سوسنگرد کار آنها تمام شده بود و ما خلبانان افتخار داریم ۲۰۰ خلبان را در دفاع مقدس تقدیم کنیم.
خلیلی گفت: در عملیات آزادسازی سوسنگرد در شب عاشورا با اینکه پنجاه ماموریت صعب الانجام داده بود به عقبه دشمن حمله کرد و نه از هواپیمای آنها خبری هست و نه از پیکر آنها.
وی با اشاره به شهادتف شهید ابراهیم امیدبخش گفت: ایشان در عملیات آزادسازی سوسنگرد در آبان ماه ۵۹که به شکست حصر سوسنگرد منجر شد عاشقانه به شهادت رسید.

…………………………………………….

در پنجاه و هفتمین روز از جنگ تحمیلی و در صبحگاه ۲۷ آبان ماه سال ۱۳۵۹ به سروان خلبان امیدبخش و تعدادی دیگر از همرزمانش در پایگاه هوایی بوشهر ماموریتی سنگین واگذار می شود.

ابراهیم به همراه خلبان کابین عقب خود ستوانیکم “محمد تقی حسینی” مأموریتی در خصوص انهدام سپاه ۳ عراق که شامل پنج لشکر(۳لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه) که با هدف تصرف سوسنگرد اهواز و آبادان شروع به پیشروی کرده بودند را بمباران هوایی نمایند تا از پیشروی نیروهای بعثی و تصرف شهر سوسنگرد ممانعت به عمل آورد .

شهید والامقام به همراه سه فروند از هواپیماهای اف ۴ (فانتوم)پایگاه هوایی بوشهر با انجام شش نوبت پرواز در مورخه ۲۷ آبان ماه ۵۹ اقدام به انهدام مخازن سوخت و ساختمان مرکزی سازه های نفتی فاو نموده و چندین دستگاه کامیون سوخت در شمال گمرک صفوان که از کویت به بصره در حرکت بوده تا سوخته ادوات جنگی ارتش عراق را تامین کنند و همچنین ستونی از نیروهای زرهی دشمن در این مسیر هدف حمله موفق خلبانان دسته پروازی پیش‌گفته قرار گرفتند .

شهید والامقام به همراه همرزمانش در مسیر بازگشت متوجه تجمع بخش دیگری از نیروهای دشمن اطراف سوسنگرد می‌شود در این زمان حمله جنگنده های اف ۴ به ستون پیاده دشمن در چه اثر بخش بود اما هواپیمای شماره ۲ دسته پروازی هدف آتش پدافند زمین به هوای نیروهای بعثی قرار گرفت و خلبانان آن سروان “ابراهیم امیدبخش” و همرزم خلبانش ستوان یکم “محمد تقی حسینی” به درجه رفیع شهادت نائل و برای همیشه جاوید الاثر شدند روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.

فرودگاه گچساران با حضور خانواده و همرزمان شهید امید بخش به نام ایشان گذارده شد.
45
7
30
97/07/14 17:35
گنج جنگ  , ganjejang
*************************************************************
این پست به احترام و یاد بود خلبانان دلاور ایرانی که پیکرشان هرگز به میهن بازنگشته درج گردیده
*************************************************************

پراوز را بخاطر نخواهم سپرد !

چرا که پرنده زیبای من

تو مردنی خواهی شد !

و من از مرگ بیزارم !

امروز 38 سال از پرکشیدنتان میگذرد و هنوز به خانه برنگشتید

پرنده زیبای من.......

**************************************************************************************************************************
خلبانان شناسائی گردان یازده تاکتیکی که دلاورانه ماموریت های سخت و ناممکن را برای دفاع از این خاک پر گهر انجام می دادند قبل از عملیات به خلبان گفته میشد که احتمال برگشت از ماموریت تنها 10 درصد است یا کمتر ، اما آن قهرمان برگه را با شجاعت تمام امضا می کرد و به پرواز می رفت .

شهید سرلشکرخلبان علیرضا دریانیان یکی از بهترین خلبانان شناسائی بود که در تاریخ 14 مهر 1359 به همراه سرلشکرخلبان خسروپور پروازی بی بازگشت نمود و پیکر پاکشان هنوز به وطن برنگشته .

*****************************************************************************************************************************
آخرین مکالمه در شب قبل از ماموریت

سروان خسروپور : جناب سروان ماموریت فردا 90 درصد kill و تنها 10 درصد احتمال برگشت ماست !

سروان دریانیان : بخواب تا فردا خدا بزرگه !

شهید دریانیان تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت و شهید خسروپور مجرد بود

آروزهای زیبایتان پرپر شد و رفتید مرد شما بودید که ادای دین کردید به این مردم و این سرزمین

نه 30 سال زیاد نیست زمانی نیست نامتان همیشه جاودان است سپاس سرباز ایرانی

*****************************************************************************************************************************
عکس نخست : شهید سرلشکرخلبان علیرضا دریانیان

عکس دوم : شهید سرلشکرخلبان غلامرضا خسروپور
24
5
25
97/07/14 01:24
گنج جنگ  , ganjejang
سالها پیش خانواده ای از قبیله مرادقلی ، به‌علت خشکسالی از سیستان و بلوچستان به شمال ایران کوچید و در روستایی به نام حاجی کلاته شهرستان علی آبادکتول استان گلستان مسکن گزید.

شهید امیر مرادقلی در روز اول شهریور ماه 1335 در"كلاته گرگان" چشم به جهان گشود و پس از طی دوران طفولیت، در زادگاه خود به مدرسه رفت و با اخذ دیپلم متوسطه در سن 19سالگی در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم و فنون نظامی پرداخت.

وی پس از استخدام در نیروی هوایی ارتش به تهران عزیمت کرد و در امتحان ورودی خلبانی پذیرفته شد و به همین منظور مدت هجده ماه از دوره آموزشی خلبانی را در ایران سپری کرد و برای تکمیل آموزش به کشور آمریکا اعزام شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند.

امیر یکی از بهترین خلبان های ایران بود به طوری که در دوره های آموزشی که در آمریکا بود تعجب اساتید آمریکایی را زمانی که موتور یکی از هواپیماها خراب شده بود و به او اعلام کرده بودند هواپیما را رها کن او رها نکرده و سالم به زمین نشانده بود، برانگیخت.

زمانی که این شهید بزرگوار به ایران برگشت و در خدمت نیروی هوایی قرار گرفت آغاز جنگ تحمیلی او را به خط مقدم دفاع از کشور کشاند و او نیز همانند سایر رزمندگان در عملیات‌های فراوان شرکت جست و بارها مواضع دشمن بعثی را مورد هدف قرار داد

روزی امیر هنگامی که بر فراز خلیج فارس پرواز می‌کرد چند هواپیمای آمریکایی هواپیمای امیر را احاطه کردند و در تماسی با امیر گفتند: "به خانه‌ات برگرد." امیر با صلابت و قاطعیت به آمریکایی‌ها پاسخ داد: "من در فضای خانه‌ام هستم، تو متجاوزی، برو به خانه‌ات که اینجا جای تو نیست و وی بار ها این جمله را تکرار کرد که تو متجاوزی! برگرد به خانه‌ات آمریکایی!"

شهید در عملیات های فراوان شركت جست و سرانجام در تاریخ 1361/11/21در هنگام مراجعت از ماموریت هواپیمایش دچار نقص فنی شد و سقوط كرد و به شهادت رسید.

به پاسداشت این خلبان دلاور آسمان استان گلستان ، اولین جنگده های اف 14 را بخود دید و به پاس رشادتهای سرلشگر خلبان امیر مرادقلی آسمان این شهر گلباران شد.

«امیر آسمان» عنوان کتابی از خانم زهرا اسماعیلی و توسط نشر «صریر» در 1000 نسخه منتشر شده است. که در آن خاطرات سرلشکر خلبان شهید «امیر مرادقلی» را گردآوری کرده است. این کتاب در 118 صفحه مصور به بخش‌هایی از زندگی این خلبان شهید از جمله تولد، دوران تحصیل، دوران دفاع مقدس و شهادت وی پرداخت شده است.

یادش گرامی

http://nahaja.aja.ir
26
4
26