نتایج جستجو : حدیث - 1960 مطلب

97/12/25 20:44
یاسیدالکریم  , yasayyedalkarim
امام جواد سلام الله علیه فرمود:
بنده ای حقیقت عالی ایمان را نمی یابد مگر آن که دین و احکام الهی را
در همه جهات بر تمایلات و هواهای نفسانی و شخصی خود مقدّم دارد.
و کسی هلاک و بدبخت نمی گردد مگر آن که
هواها و خواسته های نفسانی خود را بر احکام إلهی مقدّم نماید.

قال الجواد علیه السلام : لن یستکمل العبد حقیقه الایمان،
حتی یوثر دینه علی شهوته و لن یهلک حتی یوثر شهوته علی دینه.
بحارالأنوار ج 75 ص 80 ح 63

پ ن : اگر علم و عمل ما مطابق دین خدا باشد
بسیاری از عوارض و مشکلات در نطفه خفه میشود
و بسیاری از آسیب های شخصی و جمعی اصلاح میگردد
اما اگر گرفتار خودپرستی و شهوت لذت و شهوت ریاست
و شهوت گناه و شهوت شهرت و شهوت های متنوع و جذاب شویم
خود و جامعه را در دامن گرفتاری ها و ابتلائات دنیا سوز و آخرت سوز قرار داده ایم.
هیچ راهی جز حرکت در مسیر رضایت خدا نیست، یقینا بقیه ی راهها بیراهه است..
و بسته به این که چقدر این را باور کنیم و چقدر به آن پایبند شویم به سعادت نزدیکیم.
99
97/12/21 23:23
گردان سایبری , Cyber313
هیچ چیز به اندازه‌ی شكم انباشته، مورد نفرت خداوند نیست.

امام باقر علیه السلام
الكافى، ج 6، ص 270
97/12/16 09:26
سخن استاد , speechmaster
امام على علیه السلام:

تا جایى که توانایى بر کار خوب دارید، خوبى کنید؛ زیرا خوبى، [آدمى را ] از مهلکه ها و مرگهاى ناگوار نگه مى دارد

میزان الحکمه ج۷ ص۲۹۹
17
2
10
97/12/1 18:56
ابوالقاسم کریمی  , safiiresabz
1 الإمام علیّ علیه السلام :لا یَكُن حُبُّكَ كَلَفا ، ولا بُغضُكَ تَلَفا ؛ أحبِب حَبیبَكَ هَونا ما ، وأَبغِض بَغیضكَ هَونا ما . امام على علیه السلام : نه دوست داشتنت ، سودایى باشد ، نه دشمنى ات ، نابود كننده ؛ بلكه دوست خود را در حدّ اعتدال، دوست بدار و دشمنت را در حدّ اعتدال، دشمن بدار


2 عنه علیه السلام :سِیاسَةُ العَدلِ ثَلاثٌ : لینٌ فی حَزمٍ ، واستِقصاءٌ فی عَدلٍ ، وإفضالٌ فی قَصدٍ . امام على علیه السلام : سیاست عادلانه ، سه چیز است : نرمى در دوراندیشى ، به نهایت رساندن عدالت ، و احسانِ به اعتدال



3 عنه صلى الله علیه و آله :ما مِن نَفَقَةٍ أحَبُّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن نَفَقَةِ قَصدٍ . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هیچ هزینه كردنى ، در نزد خدا محبوب تر از هزینه كردن به اعتدال نیست .



4 عنه علیه السلام :كَفى بالمَرءِ كَیسا أن یَقتَصِدَ فی مَآرِبِهِ و یُجمِلَ فی مَطالِبِهِ . امام على علیه السلام : آدمى را همین زیركى بس، كه در نیازهاى خود میانه روى كند و درخواسته هایش راه اعتدال پیش گیرد.



5 رسول اللّه صلى الله علیه و آله :كونوا عِبادَ اللّهِ إخوانا ؛ لا تَعادَوا ولا تَباغَضوا ، سَدِّدوا وقارِبوا وأَبشِروا . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : اى بندگان خدا! با هم برادر باشید و از دشمنى و كین ورزى به یكدیگر بپرهیزید ، درستْ عمل كنید و راه اعتدال را بپویید و خوش حال [و امیدوار ]باشید



6 الإمام الرضا علیه السلام :إذا وَلِیَ الظّالِمُ الظّالِمَ فَقَدِ انتَصَفَ الحَقُّ ، وإذا وَلِیَ العادِلُ العادِلَ فَقَدِ اعتَدَلَ الحَقُّ ، وإذا وَلِیَ العادِلُ الظّالِمَ فَقَدِ استَراحَ الحَقُّ ، وإذا وَلِیَ العَبدُ الحُرَّ فَقَدِ استُرِقَّ الحَقُّ. امام رضا علیه السلام : هر گاه ستمگر بر ستمگر حاكم شود ، دادِ حق ستانده مى شود. هر گاه دادگر بر دادگر حاكم شود ، حق اعتدال مى یابد . هر گاه دادگر بر ستمگر حاكم شود ، حق مى آساید . هر گاه بنده بر آزاد حاكم شود ، حق به بردگى گرفته مى شود



7 عنه علیه السلام :الفَضائلُ أربَعةُ أجْناسٍ ، أحَدها : الحِكمَةُ و قِوامُها فی الفِكْرَةِ ، و الثّانی : العِفَّةُ و قِوامُها فی الشّهْوَةِ ، و الثّالثُ : القُوَّةُ و قِوامُها فی الغَضَبِ ، و الرّابعُ : العَدلُ و قِوامُهُ فی اعْتِدالِ قُوى النَّفْسِ . امام على علیه السلام : فضایل بر چهار گونه اند: اوّل : حكمت كه جانمایه آن در فكر و اندیشه است ؛ دوم : عفّت كه شالوده آن شهوت است ؛ سوم : قدرت و توانایى كه اساس آن خشم است و چهارم : عدالت كه ریشه آن، اعتدال هواى نفْس است



8 عنه صلى الله علیه و آله :الدُّنیا دُوَلٌ ، فَاطلُب حَظَّكَ مِنها بِأَجمَلِ الطَّلَبِ حَتّى تَأتِیَكَ دَولَتُكَ . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : دنیا دست به دست مى گردد ؛ پس بهره خود را با معتدل ترین تلاش از آن برگیر تا باز نوبت تو رسد



9 رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله ـ فی قولِهِ تَعالى : «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطا» ـ : عَدْلاً . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در بیان آیه «و این چنین شما را امّتى میانه گردانیدیم» ـ فرمود : یعنى معتدل



10 عنه علیه السلام :عَلَیكُم بِأَوساطِ الاُمورِ ؛ فَإِنَّهُ إلَیها یَرجِعُ الغالی ، وبِها یَلحَقُ التّالی . امام على علیه السلام : بر شما باد كارهاى میانه (معتدل)، كه افراطكار به آن برمى گردد و وامانده به آن مى رسد



11 عنه علیه السلام :إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا رَزَقَهُ قَلبا سَلیما و خُلْقا قَویما . امام على علیه السلام : هرگاه خداوند بنده اى را دوست داشته باشد، قلبى سلیم و خویى خوش و معتدل به او روزى فرماید



12 رسول اللّه صلى الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا فَقَّهَهُم فِی الدّینِ ، ورَزَقَهُمُ الرِّفقَ فی مَعایِشِهِم ، وَالقَصدَ فی شَأنِهِم ، ووَقَّرَ صَغیرُهُم كَبیرَهُم . وإذا أرادَ بِهِم غَیرَ ذلِكَ تَرَكَهُم هَمَلاً . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر گاه خداوند براى خانواده اى خیرى بخواهد ، آنان را در دین ، فقیه و آگاه مى گردانَد ، و ملایمت [ و معتدل بودن ] در معیشت و میانه روى در كارهاشان را روزىِ آنان مى كند ، و كوچك آنها به بزرگشان احترام مى نهد ، و اگر براى خانواده اى ، غیر از آن بخواهد ، ایشان را به حال خود ، رها مى كند



13 الإمامُ علیٌّ علیه السلام :أحبِبْ حَبیبَكَ هَونا ما فعَسى أن یَكونَ بَغیضَكَ یَوما ما ، و أبغِضْ بَغیضَكَ هَونا ما فعَسى أن یَكونَ حَبیبَكَ یَوما ما . امام على علیه السلام : دوستت را در حدّ معتدل دوست بدار؛ زیرا ممكن است روزى دشمن تو شود و دشمنت را در حدّ میانه دشمن بدار؛ زیرا شاید كه روزى دوست تو شود



14 رسول اللّه صلى الله علیه و آله :عَلَیكُم بِالِاقتِصادِ ؛ فَمَا افتَقَرَ قَومٌ قَطُّ اقتَصَدوا . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : بر شما باد میانه روى ؛ كه هیچ گروه میانه روى فقیر نشد



15 عنه صلى الله علیه و آله :رُحَماءُ اُمَّتِی أوساطُها . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : مهربانان امّت من، همان میانه روهاى آنها هستند



16 عنه علیه السلام :كَفى بِالمَرءِ عَقلاً أن یُجمِلَ فی مَطالِبِهِ . امام على علیه السلام : در خردمندىِ انسان همین بس كه در خواسته هایش میانه رو باشد



17 عنه صلى الله علیه و آله :ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر كه میانه رو باشد ، نیازمند نگردد



18 الإمامُ الصّادقُ علیه السلام :إنَّ القَصدَ أمرٌ یُحِبُّهُ اللّهُ عز و جل . امام صادق علیه السلام : خداوند عز و جل، میانه روى را دوست دارد



19 الإمام علیّ علیه السلام :الِاقتِصادُ نِصفُ المَؤونَةِ . امام على علیه السلام : میانه روى ، نیمِ توشه زندگى است



20 عنه علیه السلام :كُلُّ ما زادَ عَلَى الاِقتِصادِ إسرافٌ. امام على علیه السلام : هر چه فراتر از میانه روى باشد ، اسراف است



21 الإمامُ الكاظمُ علیه السلام :خَیرُ الاُمورِ أوْسَطُها . امام كاظم علیه السلام : بهترین كارها، میانه و معتدلترین آنهاست



22 الإمام علیّ علیه السلام :العَقلُ أنَّكَ تَقتَصِدُ فَلا تُسرِفُ ، وتَعِدُ فَلا تُخلِفُ ، وإذا غَضِبتَ حَلُمتَ. امام على علیه السلام : خردمندى ، این است كه : میانه روى كنى و اسراف نكنى ؛ وعده بدهى و خُلف وعده نكنى ؛ و چون خشمگین شدى ، بردبار باشى



23 عنه علیه السلام :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَیرا ألهَمَهُ الاِقتِصادَ وحُسنَ التَّدبیرِ ، وجَنَّبَهُ سوءَ التَّدبیرِ وَالإِسرافَ . امام على علیه السلام : هر گاه خداوند براى بنده اى خیر بخواهد ، میانه روى و درست اندیشى را به وى الهام فرماید و از نادرست اندیشى و اسراف كارى دورش دارد



24 لقما ن علیه السلام :لقما ن علیه السلام : إنَّ أخلاقَ الحَكیمِ عَشرَةُ خِصالٍ : الوَرَعُ ، والعَدلُ ، والفِقهُ ، والعَفوُ ، والإِحسانُ ، والتَّیَقُّظُ ، والتَّحَفُّظُ ، والتَّذَكُّرُ ، والحَذَرُ ، وحُسنُ الخُلُقِ ، والقَصدُ . لقمان حكیم : حكیم ده خصلت دارد : پارسایى ، عدل ، فهم ، گذشت ، نیكى ، بیدارى ، خود نگهدارى ، تذكر ، هشیارى ، نیك خویى و میانه روى



25 عنه علیه السلام :سِیاسَةُ العَدلِ ثلاثٌ : لِینٌ فی حَزمٍ ، و استِقصاءٌ فی عَدلٍ ، و إفضالٌ فی قَصدٍ . امام على علیه السلام : سیاستِ عادلانه به سه چیز است : مدارا توأم با دوراندیشى ، و استیفاى حقوق همراه با عدالت ، و احسان و بخشش همراه با میانه روى





گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

چهارشنبه - ۱ اسفند ۱۳۹۷
97/11/20 21:28
و ن , vnarenji
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

ای فاطمه، هرکس بر تو صلوات فرستد، خداوند او را آمرزیده و در بهشت، هر کجا باشم، به من ملحق خواهد کرد.

یا فاطِمَةُ، مَنْ صَلّی عَلَیک، غَفَرَ اللّهُ لَهُ، وَأَلْحَقَهُ بی حَیثُ کنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ.

بحار الانوار، ج 43، ص 55
97/10/28 22:52
یاسیدالکریم  , yasayyedalkarim

حضرت صدیقه س ، صادق ترین مدافع ولایت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله
فاطمة بضعة منّی، من آذاها فقد آذانی

پیامبرخدا (ص) : فاطمه (س) پاره تن من است
هر کس او را بیازارد من را آزرده است.
و هر کس او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است.

فراز اول حدیث یعنی عبارت «فاطمة بضعة منی» متواتر لفظی است
و فراز دوم حدیث متواتر معنوی است و با اسناد صحیح و بسیار متعدد
و در دهها کتاب معتبر شیعه و سنی، حتی در صحیح بخاری و صحیح مسلم
از معتبرترین کتب اهل سنت وارد شده است.

http://wikifeqh.ir/حدیث_فاطمة_بضعة_منی

https://welayatnet.com/fa/news/104896

حضرت زهرا س خطاب به شهید هادی: هر که خواست مداحی کن، ما تو را دوست داریم.
جواد مجلسی می گوید: پائیز سال 1361 بود. بار دیگر به همراه ابراهیم عازم مناطق عملیاتی شدیم. این بار نَقل همه ی مجالس، توسل های ابراهیم به حضرت زهرا علیها سلام بود. هرجا میرفتیم حرف از او بود. خیلی از بچه ها داستان ها و حماسه آفرینی های او را در عملیات ها تعریف می کردند. همه ی آن ها با توسل به حضرت صدیقه ی طاهره علیها سلام انجام شده بود. به منطقه ی سومار رفتیم. به هر سنگری می رفتیم از ابراهیم می خواستند که برای آن ها مداحی کند و از حضرت زهرا علیها سلام بخواند. شب بود. ابراهیم در جمع بچه های یکی از گردان ها شروع به مداحی کرد. صدای ابراهیم به خاطر خستگی و طولانی شدن مجالس گرفته بود! بعد از تمام شدن مراسم، یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند. بعد هم چیزهایی گفتند که او خیلی ناراحت شد. آن شب قبل از خواب ابراهیم خیلی عصبانی بود و گفت: من مهم نیستم، این ها مجلس حضرت زهرا س را شوخی گرفتند. برای همین دیگر مداحی نمی کنم! هر چه می گفتم: حرف بچه ها را به دل نگیر، آقا ابراهیم تو کار خودت را بکن، اما فایده ای نداشت. آخر شب برگشتیم مقر، دوباره قسم خورد که دیگر مداحی نمی کنم! ساعت یک نیمه شب بود. خسته و کوفته خوابیدم. قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان می دهد. چشم هایم را به سختی باز کردم. چهره ی نورانی ابراهیم بالای سرم بود. من را صدا زد و گفت: پاشو نزدیک اذانه. من بلند شدم. با خودم گفتم: این بابا انگار خستگی براش معنا نشده! البته می دانستم که او هر ساعتی بخوابد، قبل از اذان بیدار می شود و مشغول نماز.
ابراهیم دیگر بچه ها را هم صدا زد. بعد هم اذان گفت و نماز جماعت صبح را برپا کرد. بعد از نماز و تسبیحات، ابراهیم شروع به خواندن دعا کرد. بعد هم مداحی حضرت زهرا علیها سلام!! اشعار زیبای ابراهیم اشک چشمان همه ی بچه ها را جاری کرد. من هم که دیشب قسم خوردن ابراهیم را دیده بودم از همه بیش تر تعجب کردم! ولی چیزی نگفتم. بعد از خوردن صبحانه به همراه بچه ها به سمت سومار برگشتیم. بین راه دائم در فکر کار های عجیب او بودم. ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت: می خواهی بپرسی با اینکه قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟! گفتم: خب آره، شما دیشب قسم خوردی که... قبل از اتمام حرفم گفت: چیزی که می گویم را تا زنده ام جایی نقل نکن. بعد کمی مکث کرد و ادامه داد: دیشب خواب به چشمم نمی آمد، نیمه های شب کمی خوابم برد. یک دفعه دیدم وجود مقدس حضرت صدیقه طاهره علیها سلام تشریف آوردند و گفتند: نگو نمی خوانم، ما تو را دوست داریم. هر که گفت بخوان تو هم بخوان. دیگر گریه امان صحبت کردن به او نمی داد. ابراهیم بعد از آن به مداحی ادامه داد.

" در عملیات فتح المبین که ابراهیم مجروح شده بود سریع او را به دزفول منتقل کردیم و در سالنی که مربوط به بهداری ارتش بود و مجروحین زیادی در آنجا بستری بودند قرار دادیم. سالن به قدری شلوغ بود و مجروحین آه و ناله می کردند که هیچ کس آرامش نداشت. بالاخره یک گوشه ای رو پیدا کردیم و ابراهیم رو روی زمین خواباندیم. پرستارها هم زخم گردن و پای ابراهیم رو پانسمان کردن در آن شرایط که اعصاب همه به هم ریخته بود و سر و صدای مجروحین بسیار زیاد بود ناگهان ابراهیم با صدایی رسا شروع به خواندن شعر زیبایی در وصف حضرت زهرا (س) کرد که رمز عملیات هم نام مقدس ایشان بود. برای چند دقیقه سکوت عجیبی سالن رو فرا گرفت .هیچ مجروحی ناله نمی کرد. انگار همه چیز ردیف و مرتب شده بود. به هر طرف که نگاه می کردی آرامش موج می زد و قطرات اشک بود که از چشمان مجروحین و پرستارها جاری می شد. همه آرام شده بودند ، وقتی خواندن ابراهیم تمام شد، یکی از خانم دکتری که مسن تر از بقیه بود و حجاب درستی هم نداشت و خیلی هم تحت تأثیر قرار گرفته بود جلو آمد و سریع گفت: "من کاری به محرم و نامحرم ندارم تو هم مثل پسرمی " و بعد نشست و سر ابراهیم رو بوسید و گفت: "فدای شما جوون ها". قیافه ابراهیم دیدنی بود، گوش هاش سرخ شده بود. بعد هم از خجالت ملافه را روی صورتش انداخت.

مداحی شهید ابراهیم هادی برای حضرت زهرا (س)
https://www.aparat.com/v/u3MpT/

پ ن :
1- اکثر قریب به اتفاق شهدا ارتباط روحی بسیارعمیقی با حضرت صدیقه داشته اند.
2- توسل به حضرت زهرا س سریع ترین راه جلب رضایت چهارده معصوم ع است.
3- حضرت طاهره س حسب نقل بزرگانی چون آیت الله بهجت، مادر تمام شیعیان هستند
و حسب روحیه مادرانه و رئوفانه و بسیار فوری و مادرانه جواب متوسلین را میدهند.
4- حتما باید رعایت ادب فاطمیه اول و دوم، خصوصا سه روز در هر دوره رعایت شود.
5- ارتباط تنگاتنگی بین حضرت صدیقه و پرچم مظلومیت و پرچم انتظار شیعه وجود دارد.
97/10/8 09:37
و ن , vnarenji
امام علی علیه السلام

هر که از معصیت هاى خدا لذّت بَرَد، خداوند او را خوار گرداند.

مَنْ تَلَذَّذَ بِمَعَاصِی اللَّهِ أَوْرَثَهُ اللَّهُ ذُلاًّ

میزان الحکمه ج 13، ص 60 به نقل از غرر الحکم، ح 8823.

حدیث در برخی چاپ های غرر الحکم به شکل زیر آمده

هر کس به وسیله نافرمانی هاى خدا لذّت بَرَد، خواری کسب کرده است.

مَنْ تَلَذَّذَ بِمَعَاصِی اَللَّهِ أَکْسَبَهُ ذُلاًّ.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 640

پ ن: در وبلاگ در مورد نحوه جستجوی حدیث توضیحاتی داده شده
97/10/7 18:43
سارا یاری , sara_love9548
ساعات تنهاییم,
خودم
وخودم
و خودم...
کامنت بنویسید...
محمد پسر نویسنده  , mohammad_baharan
جمعه 12 بهمن ، 18:41
که گاهی آدم با خودش خلوت کنه
ادامه
سارا یاری , sara_love9548
جمعه 12 بهمن ، 18:40
چی خوبه اقا محمد
ادامه
محمد پسر نویسنده  , mohammad_baharan
جمعه 12 بهمن ، 18:37
خیلی هم خوب
ادامه
97/09/26 00:15
یاسیدالکریم  , yasayyedalkarim
لابد عن إكرام السادات على كل حال، لإنتسابهم إلی اهل البیت(ع)

حسین بن حسن بن جعفر بن محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق علیه السلام در قم، علناً، شرب خمر می کرد. روزی برای رفع حاجتی به در خانه احمد بن اسحاق اشعر که وکیل امام عسکری علیه السلام در اوقاف شهر قم بود آمد. احمد بن اسحاق او را راه نداد، حسین بن حسن، اندوهناک به خانه اش بازگشت. تا اینکه احمد بن اسحاق برای حج حرکت کرد، وقتی در بین راه به سامرا رسید، اجازه خواست تا به محضر ابی محمد، حسن عسکری علیه السلام امام یازدهم برسد اما، آن حضرت به او اجازه ورود ندادند، احمد بدین جهت گریه بسیاری کرد و به درگاه آن حضرت تضرع نمود تا اینکه حضرت به او اذن ورود دادند. وقتی داخل شد عرض کرد: یا ابن رسول الله، چرا مرا به منزل راه ندادید در حالیکه من از شیعیان و دوستداران شما هستم؟! آن حضرت علیه السلام فرمودند: برای اینکه تو پسر عموی ما را از در خانه خود راندی، احمد گریه کرد و قسم خورد که تنها، برای اینکه از شراب خواری توبه کند او را راه ندادم، حضرت فرمودند: راست می گویی، بهر حال، باید ایشان را خویشان و فرزندان ما را اکرام و احترام کنید و آنها را تحقیر نکنید و به آنها توهین نکنید و الا زیان خواهید کرد، چون، اینها به ما منسوب هستند.
آنگاه که احمد به قم بازگشت، أشراف قم برای دیدن او نزد او آمدند و حسین هم، با آنها بود و احمد بن اسحاق او را که دید با سرعت به طرف او آمد و از او استقبال نمود و او را اکرام کرد و در صدر مجلس نشانید. این رفتار او، برای حسین بن حسن غیر عادی و بی سابقه به نظر رسید از او علتش را پرسید احمد، آنچه را که میان او و امام عسکری علیه السلام درباره او رخ داده بود بیان کرد.
حسین این را که شنید از کارهای زشت خود پشیمان شد و از آنها توبه کرد و به خانه اش برگشت و همه شراب ها را ریخت و ابزار و آلات مربوط به آن را شکست و از پرهیزگاران اهل ورع، و از صلحای اهل عبادت شد و پیوسته ملازم مسجد و معتکف در آن گشت، تا اینکه مرگ او فرا رسید و نزدیک مدفن حضرت فاطمه (معصومه) (س) دفن گردید.

للحسن بن محمد القمی قال : رویت عن مشایخ قم أن الحسین بن الحسن بن جعفر بن محمد بن إسماعیل بن جعفر الصادق ع كان بقم یشرب الخمر علانیة فقصد یوما لحاجة باب أحمد بن إسحاق الاشعری وكان وكیلا فی الاوقاف بقم فلم یأذن له ورجع إلى بیته مهموما. فتوجه أحمد بن إسحاق إلى الحج فلما بلغ سر من رأى استأذن على أبی محمد الحسن العسكری ع فلم یأذن له فبكى أحمد لذلك طویلا وتضرع حتى أذن له. فلما دخل قال : یا ابن رسول الله لم منعتنی الدخول علیك؟ وأنا من شیعتك وموالیك؟ قال ع : لانك طردت ابن عمنا عن بابك ، فبكى أحمد و حلف بالله أنه لم یمنعه من الدخول علیه إلا لان یتوب من شرب الخمر،
قال ع : صدقت ولكن لابد عن إكرامهم واحترامهم ، على كل حال ، وأن لا تحقرهم ولا تستهین بهم ، لانتسابهم إلینا فتكون من الخاسرین. فلما رجع أحمد إلى قم أتاه أشرافهم ، وكان الحسین معهم فلما رآه أحمد وثب إلیه واستقبله وأكرمه وأجلسه فی صدر المجلس ، فاستغرب الحسین ذلك منه و استبدعه وسأله عن سببه فذكرله ما جرى بینه وبین العسكری ع فی ذلك. فلما سمع ذلك ندم من أفعاله القبیحة ، وتاب منها ، ورجع إلى بیته وأهرق الخمور وكسر آلاتها ، وصار من الاتقیاء المتور عین، والصلحاء المتعبدین، وكان ملازما للمساجد معتكفا فیها ، حتى أدركه الموت ، و دفن قریبا من مزار فاطمة رضی‌ الله‌عنهما.
بحارالأنوار المجلسی ج 50 ص 323

پ ن : این دسته از روایات و مشابه آن سیره اهل معرفت و بزرگان از علما در این خصوص، نیازمند شرح بسیار و بررسی های مختلف عقلی و قرآنی و روایی و کلامی و اصولی مختلفی است، اما اجمالا ملاک این است : لابد عن إكرام السادات و احترامهم على كل حال و ترک تحقیرهم لانتسابهم إلی اهل بیت النبوه (ع)

#سادات #حدیث #احترام #امام_عسکری
97/09/15 08:11
یاسیدالکریم  , yasayyedalkarim
و العاقبه لاهل التقوی و الیقین

هشام بن سالم روایت می کند از امام صادق (ع) شنیدم که به حمران بن اعین می فرمود : ای حمران بدان که عمل دائم ولو اندک اما از روی علم و یقین ، نزد خداوند متعال، برتر از اعمال زیاد اما از روی تردید و شک است. ای حمران بدان که (انسانها می توانند از کارهای مختلفی برای رسیدن به اهداف اصلی شان دوری و پرهیز کنند اما ) نافع ترین پرهیزکاری ها، ورع و دوری از معاصی الهی است (و پله بعد از ورع اجتناب از شبهات و احوالی که خطر وقوع در محرمات را در پی دارد، مثل رانندگی با سرعت مطمئنه که خطر تصادف را مثلا به یک پنجم کاهش میدهد.) و از مهمترین مصادیق ترک محارم، خودداری از اذیت و آزار مومنین و درستکاران و بدگویی از ایشان در غیاب آنهاست (چرا که قدرت دفاع ندارند. و لذا تهمت به افراد و بدگویی حضوری مقابل اشخاص و بدگوئی و آزار افراد زیر دست که توان مقابله و پاسخ ندارند گناهی از جنس غیبت است ولو عنوان و اسم آن گناه تفاوت کند.) و هیچ زندگی ای شیرین تر و دلنشین تر از حسن خلق (و نیک خویی و گشاده رویی) نیست (چرا که هم خود شخص و هم دیگران از آن، لذت و آرامش خاطر می یابند) ( و افراد از نظر اموال مختلف اند یا فقیر یا ثروتمند یا دارای حد کفاف اند ) و هیچ مالی نافع تر از مال مختصری که کفایت از ضروریات زندگی کند و دلها با قناعت به آن تکیه کنند نیست. ( یعنی هم مال در حد کفاف باشد و هم در دل به آن اکتفا و اعتماد شود و این دو صفت ممکن است در بعض اشخاص باشد یا نباشد) و هیچ جهلی مضرتر از عجب و خودپسندی نیست.

عن هشام بن سالم قال سمعت اباعبدالله یقول لحمران بن اعین یا حمران .. اعلم ان العمل الدائم القلیل علی الیقین أفضل عند اللّه تعالى من العمل الکثیر على غیر یقین، و اعلم أنّه لا ورع أنفع من تجنّب محارم اللّه و الکفّ عن أذى المؤمنین و اغتیابهم، و لا عیش أهنأ من حسن الخلق، و لا مال أنفع من القنوع بالیسیر المجزی، و لا جهل أضرّ من العجب.

الکافی الکلینی ج 8 ص 244 سند صحیح
علل الشرائع الصدوق ج 2 ص 560

#حدیث #ورع #حسن_خلق #یقین #قناعت
97/09/13 18:54
و ن , vnarenji
همه مون توی زندگیمون هم روزای شیرین و خوش داشتیم هم روزای سخت و تلخ

ولی عکس العمل های آدما هم تو روزای خوش متفاوته هم تو روزای سخت

گاهی تو این روزای مختلف احساست بهمون غلبه میکنه و گاهی بعدش پشیمون هم شدیم

گاهی هم سعی می کنیم تو این روزا مون منطقی باشیم و درست تصمیم بگیرم

البته همه مون میدونیم کنترل احساسات بعضی مواقع به خاطر شدت ناراحتی یا خوشحالی خیلی سخته و شاید به نظرمون محال هم بیاد

ولی دیدم آدمایی که در سخترین روزای زندگیشون کنترل احساسشون دستشونه و عقل حاکم و نمیذارن اوضاع از دستشون در بره

به نظرم اینم با تمرین و خودسازی به دست میاد ولی بازم میگم کار سختیه

اما چرا اینا رو گفتم امروز یه حدیث دیدم برام جالب بودو براش یه تصویر نوشته درس کردم و از صبح فکرم مشغول کرده

و حدیث
امام حسین علیه السلام

چون پیشامد سختى (مصیبتی) بر عاقل در رسد، غم را با دوراندیشى مى‌رانَد و درگاه عقل را براى چاره‌جویى مى‌کوبد.

إذا وَرَدَت عَلَى العاقِلِ لَمَّةٌ، قَمَعَ الحُزنَ بِالحَزمِ، وقَرَعَ العَقلَ لِلاِحتِیالِ.

نزهة الناظر : ص 84 ح 13
97/08/26 01:27
یاسیدالکریم  , yasayyedalkarim
فو رب السماء و الأرض إنه لحق مثل ما أنکم تنطقون (ذاریات/23)
بزرگان بسیاری از جمله شیخ صدوق و شیخ طوسی آورده اند :
سه نفر از بزرگان شیعه به نام‌ های «محمد بن معاویه»، «محمد بن علی» و «محمد بن عثمان» روایت می کنند : «ما چهل نفر بودیم که در منزل امام حسن عسکری (ع) بودیم و او فرزندش (ع) را به ما عرضه کرد و فرمود: «او امام شما پس از من و خلیفه من بر شماست، از او اطاعت کنید و پس از من اختلاف و تفرقه نکنید که در دین خود هلاک می شوید، و بدانید که بعد از این او را نخواهید دید» و گفتند از محضر امام (ع) بیرون آمدیم و پس از چند روز امام حسن عسکری(ع) در گذشت».

جعفر بن مالك الفزاریّ، قال: حدّثنی محمّد بن معاویة بن حكیم و محمّد بن علیّ بن أیّوب و محمّد بن عثمان العمریّ رضی اللّه عنه، قالوا: عرض علینا أبو محمّد الحسن بن علیّ (ع) ابنه (ع) و نحن فی منزله، و كنّا أربعین رجلا، فقال: هذا إمامكم من بعدی و خلیفتی علیكم، أطیعوه و لا تتفرّقوا من بعدی فتهلكوا فی أدیانكم‌ أما إنّكم لا ترونه بعد یومكم هذا. قال فخرجنا من عنده، فما مضت إلّا أیّام قلائل حتّى مضى أبو محمّد (ع)‌

سند موثق بلکه صحیح

الغیبة الطوسی ج 1 ص 357
كمال الدین الصدوق ج 1 ص 435
النجم الثاقب الطبرسی ج 2 ص 47
بحارالانوار ج 52 ص 25
ینابیع المودّة ج 3 ص 123
غایة المرام ص 774 باب 7
إثبات الهداة العاملی ج 5 ص 101
أعیان الشیعة الأمین ج 2 ص 47
إحقاق الحق التستری ج 19 ص641
بهجة النظر البحرانی ج 1 ص139
كشف الغمة الإربلی ج 3 ص 335
ملحمة قوافل الشامی ج1 ص707
معجم أحادیث الكورانی ج 4 ص 251
الزام الناصب الحائری ج 1 ص310
الشافی الفیض الكاشانی ج 1 ص 327
الموسوعة الفقهیة ج 1 ص 145
منتخب الاثر الصافی ج 2 ص 431
الإمام المنتظر الصدر ج 1 ص 82
تاریخ الغیبة الصدر ج 1 ص 282
النصوص الصحیحة التبریزی ج 1 ص 25
سفینة البحار القمی ج 8 ص 648
تهذیب المقال الأبطحی ج 4 ص433
تعریب منتهى الآمال المیلانی‌ ج 2 ص 728
موسوعة العسكری الخزعلی‌ ج 2 ص137
منتخب الأنوار النیلی ج 1 ص124
فی رحاب العقیدة الحكیم ج 3 ص 292
دعوى السفارة الشیخ السند ج 1 ص150
المصلح العالمی الطبسی ج 1 ص 40
الامامة و قیادة الحائری ج 1 ص160
الفوائد الرجالیة بحرالعلوم ج 1 ص 389
الإمام المهدى المدرسی ج 1 ص 15
الغیبة الصغرى المالكی ج 1 ص 17
زبدة الأقوال أبرز الحلی ج 1 ص 485
الهدایا لشیعة التبریزی ج 3 ص 585
الصراط المستقیم النباطی ج 2 ص 232
97/08/20 08:27
ابوالقاسم جوپاری , atlasshia
97/08/20 06:41
سخن استاد , speechmaster
22
2
16
97/07/29 11:18
و ن , vnarenji
امام کاظم علیه السلام ـ به موسى بن بکر واسطى ـ فرمود:

اگر من شیعیان خود را بررسى کنم مردمى نخواهم یافت مگر اهل حرف، و چون بیازمایمشان آنها را نخواهم یافت مگر از دین برگشته، و اگر در بوته­ ی آزمایششان گذارم از هزار نفر یک نفر هم سالم بیرون نیاید، و اگر غربالشان کنم چیزى جز آنچه از من است در غربال نماند. اینها دیر زمانى است که بر بالش­ها تکیه زده‌اند و گفته‌اند: ما شیعه­ی على هستیم و حال آنکه شیعه­ ی على تنها آن کسى است که کردارش، گفتارش را تصدیق کند.

لَوْ مَیَّزْتُ شِیعَتِی لَمْ أَجِدْهُمْ إِلاَّ وَاصِفَةً وَ لَوِ اِمْتَحَنْتُهُمْ لَمَا وَجَدْتُهُمْ إِلاَّ مُرْتَدِّینَ وَ لَوْ تَمَحَّصْتُهُمْ لَمَا خَلَصَ مِنَ اَلْأَلْفِ وَاحِدٌ وَ لَوْ غَرْبَلْتُهُمْ غَرْبَلَةً لَمْ یَبْقَ مِنْهُمْ إِلاَّ مَا کَانَ لِی إِنَّهُمْ طَالَ مَا اِتَّکَوْا عَلَى اَلْأَرَائِکِ فَقَالُوا نَحْنُ شِیعَةُ عَلِیٍّ إِنَّمَا شِیعَةُ عَلِیٍّ مَنْ صَدَّقَ قَوْلَهُ فِعْلُهُ.

الکافی , ج 8 , ص 228