نرم افزار اندروید کلوب جستجوی مطالب

نتایج جستجو : حافظه - 52 مطلب

98/05/1 12:45
افق کامپیوتر , iranfso
RAM مخفف سه کلمه Random Access Memory است. این به این معناست که اطلاعات به صورت تصادفی در این حافظه ذخیره میشود.
جهت مطالعه این مطلب به صورت کامل به وبلاگ زیر مراجعه فرمایید.
99
97/11/12 20:48
در مرزهای علم , edge_of_science
این راهکار‌های ساده و سریع به شما در بالا بردن حافظه و افزایش قدرت یادگیری کمک خواهند کرد:
۱_ چیزی که در ذهن دارید، نقاشی کنید

کشیدن تصویر کلمات به ایجاد حافظه قوی و قابل اعتماد کمک می‌کند.

طبق یافته‌ها کیفیت تصویری که می‌کشید، مهم نیست.

بنابراین همه‌ی افراد؛ بدون توجه به استعداد هنری‌شان می‌توانند به کمک این تکنیک نسبت به بالا بردن حافظه خود اقدام کنند.
۲_ چشمان خود را ببندید.

طبق یافته‌ی جدید بستن چشم می‌تواند به بهبود حافظه کمک کند.

این تکنیک در تشخیص جنایت نیز سودمند است؛ چون به یاد آوردن جزئیات را به دوبار افزایش می‌دهد.

این روش با بالا بردن احتمال به یاد آوردن جزئیات، به پلیس‌ها در تشخیص جنایت کمک خواهد کرد.
۳_ تصور کنید که چگونه چیز‌های مختلف به شما بستگی دارد

طبق یافته‌های روانشناسی، تصور نحوه‌ی تاثیر و وابستگی چیز‌های مختلف به شما‌‌، به بالا بردن قدرت یادآوری‌تان کمک می‌کند.

طبق مطالعه این روش، هم در افراد سالم و هم در افراد با مشکل حافظه، موثر بود.

نتایج نشان داد که داشتن تصور از خود (self imagining) چه در افراد سالم و چه در افراد با مشکلات ذهنی، موثر‌ترین روش در بالا بردن حافظه می‌باشد.

در مقایسه با وضع عادی، داشتن تجسم از خود قدرت یادآوری را سه برابر می‌کند.
۴_ تمرین ۴۰ ثانیه‌ای

طبق یافته‌های جدید تکرار یک خاطره به مدت ۴۰ ثانیه، کلید مهمی در یادآوری دائم آن می‌باشد.

روانشناسان به این نتیجه رسیدند که با مرور خاطره همان قسمت از مغز، مانند به خاطر سپردن کامل آن فعال می‌شود.

این قسمت از مغز؛ یعنی قشر سینگولیت خلفی، همان بخشی است که در آلزایمر نیز تخریب می‌شود.

اسکن‌های مغزی نشان می‌دهند هرچقدر تمرین و تکرار بالا باشد، قدرت یادآوری نیز بالا می‌رود.
۵_ پا برهنه راه برویدبالا بردن حافظه

مطالعه جدید نشان می‌دهد دویدن با پای برهنه بیشتر از دویدن با کفش به بالا بردن حافظه کمک می‌کند.

این فایده ناشی از فعال شدن بیشتر اجزای مربوطه در مغز هنگام دویدن با پای برهنه است.

برای مثال شما باید برای دوری از سنگ یا چیز‌های دیگر احتیاط لازم را به کار ببرید.

این شکل از حافظه که در این تست مورد بررسی قرار می‌گیرد، حافظه کاری نامیده می‌شود.

مغز از حافظه کاری برای به یاد آوردن و پردازش اطلاعات استفاده می‌کند.
۶_ دست نویسی کنید

طبق یافته‌های جدید نوشتن با دست نسبت به نوشتن بر روی کیبورد واقعی یا مجازی در بالا بردن حافظه موثر‌تر است.

فیدبک‌های حرکتی ناشی از فرآیند نوشتن به همراه احساس لامسه خودکار یا مداد به یادگیری کمک می‌کند.

بخش‌هایی از مغز که مربوط به زبان است، با فعالیت فیزیکی به شکل قوی‌تری فعال می‌شوند.
۷_ وزنه برداری کنید

براساس یافته‌های جدید، وزنه برداری می‌تواند به طور ناگهانی حافظه بلند مدت را به میزان ۲۰ درصد بالا ببرد.

با این که تاثیر انجام ورزش‌های هوازی در بالا بردن حافظه به خوبی تایید شده است، این مطالعه برای اولین بار تاثیر فعالیت‌های مقاومتی را حافظه نشان می‌دهد.

علت این است که این فعالیت فرد را در موقعیت سختی قرار داده و در نهایت باعث حفظ حافظه و بخصوص حافظه احساسی فرد می‌شود.
۸، ۹و ۱۰_ فعالیت‌های دوران کودکی

بالا رفتن از درخت می‌تواند تا ۵۰ درصد در بالا بردن قدرت حافظه کمک کند.

این قضیه برای سایر فعالیت‌های دینایک‌؛ مانند حفظ تعادل بر روی میله، حمل وزن، عبور از موانع نیز صدق می‌کند.
97/09/1 22:54
کافه مغز , cafemaghz
تقویت حافظه با ۹ روش کاملا تضمینی و تست شده

فقط ۱۰ دقیقه جدی این مقاله را مطالعه کنید تا برای همیشه از دغده های تقویت حافظه و کاکرد حافظه و امثال آن آسوده شوید.متاسقانه امروزه خیلی ها می گویند که حافظه من مشکل دارد، همه چیز را سریع فراموش می کنم، چرا انقدر کندهوش هستم و…

در حالی که طبق تحقیقات تقریبا ۹۰ درصد این افراد هیچ مشکل واقعی در مغز آنها وجود ندارد، بلکه افکار نادرست آن هاست.
97/09/1 22:54
کافه مغز , cafemaghz
تقویت حافظه با ۹ روش کاملا تضمینی و تست شده

فقط ۱۰ دقیقه جدی این مقاله را مطالعه کنید تا برای همیشه از دغده های تقویت حافظه و کاکرد حافظه و امثال آن آسوده شوید.متاسقانه امروزه خیلی ها می گویند که حافظه من مشکل دارد، همه چیز را سریع فراموش می کنم، چرا انقدر کندهوش هستم و…

در حالی که طبق تحقیقات تقریبا ۹۰ درصد این افراد هیچ مشکل واقعی در مغز آنها وجود ندارد، بلکه افکار نادرست آن هاست.
97/08/18 18:46
در مرزهای علم , edge_of_science
واقعاً مصرف شاهدانه تضعیف حافظه را در پی دارد. افرادی که از مصرف آن دست کشیده‌اند، تنها پس از یک هفته شاهد بهبودی در توانایی‌های شناختی‌شان بوده‌اند. از این رو شاهدانه به تضعیف قوای ذهنی معروف است؛ اما دانستن این که آیا ماده‌ی مذکور موجب مشکلات گزارش شده می‌شود یا مصرف‌کنندگان از ابتدا حافظه‌ی خوبی نداشتند، کار سختی است. تنها راه قطعی برای پاسخ به این پرسش، ترتیب دادن یک کارآزمایی تصادفی است که در آن افرادی که در حالت معمول شاهدانه مصرف نمی‌کنند، چند ماه استفاده کرده و نتیجه را گزارش کنند. اما این روش قطعاً نمی‌تواند از چهارچوب اخلاقی حاکم عبور کند. بر این اساس، Randi Schuster از بیمارستان عمومی ماساچوست در بوستون این ایده را مطرح کردند که طی یک کارآزمایی از مصرف‌کنندگان موجود بخواهند مصرف را قطع کرده و با گروه کنترلی که به مصرف ادامه می‌دهند، مقایسه کنند.

تیم Schuster شامل ۸۸ رد ۱۶ تا ۲۵ ساله از ایالات متحده بود که حداقل یک بار در هفته شاهدانه مصرف می‌کردند. دو سوم از آن‌ها به طور تصادفی با وعده‌ی پول، تشویق به ترک به مدت یک ماه شدند. البته برای بررسی صداقت این افراد، به طور منظم تست ادرار صورت می‌گرفت. در ابتدای کارآزمایی و سپس هر هفته یک بار، تست حافظه از این افراد گرفته می‌شد. کسانی که مصرف را قطع کرده بودند، به طور قابل توجهی در اولین هفته امتیاز بالاتری کسب کرده و در ادامه در همان سطح باقی ماندند. آن‌هایی که به مصرف شاهدانه ادامه می‌دادند، تنها کمی بهبودی در امتیازشان در طول یک ماه مذکور داشتند که احتمالاً به خاطر عادت کردن به تست‌ها بوده است.

مطالعات اسکن مغز نشان داده‌اند افرادی که به طور منظم شاهدانه مصرف می‌کنند، مقادیر کمتری از یک گیرنده در مغز دارند. این گیرنده به مواد شیمیایی موجود در این ماده‌ی مخدر متصل شده و به طور طبیعی به میزان بالایی در هیپوکمپ موجود است. با این حساب به نظر می‌رسد هیپوکمپ جایی است که اختلالات در آن ایجاد می‌شوند. این ساختار در حافظه دخیل است. اسکن‌های مغزی همچنین نشان داده‌اند که سطح گیرنده‌ی شاهدانه طی دو تا سه روز پس از ترک، به حالت طبیعی خود برمی‌گردد.
97/08/2 16:46
در مرزهای علم , edge_of_science


تحقیقات جدید در دانشگاه بیرمینگام نشان داده که مکانیسم‌های مغزی یکسانی مسئول تحریک حافظه هم در خواب و هم در بیداری هستند. این مطالعه، در مورد فرآیندهای مورد استفاده‌ی مغز برای دوباره فعال کردن خاطرات در طول خواب، که آن‌ها را تقویت می‌کند تا بعداً بتواند بازیابی کند، اطلاعات جدیدی ارائه می‌دهد. اگر چه اهمیت خواب در تثبیت خاطرات، مفهومِ تثبیت‌شده‌ی خوبی است، اما مکانیسم‌های عصبی مربوط به این موضوع هنوز به درستی درک نشده‌اند.

در این مطالعه که در Cell Reports منتشر شده است، دانشمندان توانسته‌اند برای اولین بار نشان دهند که الگوهای عصبی متمایز در مغز انسان‌ها که وقتی خاطرات خاصی را در زمان بیداری یادآوری می‌کند، در طول خواب هم دوباره ظاهر می‌شوند. این یافته‌ها شواهد بیشتری درمورد اثرات مفید خواب بر شکل‌گیری حافظه ارائه می‌دهد. درک بهتر و بیشتر این مکانیسم‌ها، درک ما نسبت به نحوه‌ی شکل‌گیری خاطرات را نیز افزایش می‌دهد. این به نوبه‌ی خود، می‌تواند در نهایت به دانشمندان کمک کند تا مبانی اختلالات حافظه، مانند آلزایمر را بیابند و منجر به توسعه‌ی مداخلات تقویت حافظه شوند.

این گروه، با همکاری پژوهشگران موسسه‌ی دوندرز در هلند، از روشی به نام «دوباره فعال کردن خاطرات هدفمند» که حافظه را تقویت می‌کند، استفاده کردند. در این آزمایش، اطلاعاتی که قبلاً آموخته شده بود، در این مورد لغات خارجی برای فردی که خواب بود، دوباره پخش می‌شد. سیگنال‌های مغز شرکت‌کنندگان مطالعه در هنگام یادگیری و یادآوری لغات خارجی قبل از خواب، با استفاده از الکتروانسفالوگرافی ثبت شد. سپس پژوهشگران مسیرهای عصبی متمایزی را ثبت کردند که هنگامی فعال می‌شد که مغز داوطلبان در حال خواب، به شنیدن لغاتی که یاد گرفته بودند، واکنش نشان می‌داد. پژوهشگران با مقایسه‌ی سیگنال‌های عصبی خارج‌ شده از مغز در هر حالت، توانستند تشابهات مشخص و روشنی در فعالیت مغز را نشان دهند.

دکتر «توماس شریندر» از دانشکده‌ی روان‌شناسی دانشگاه بیرمینگام که این تحقیق را رهبری کرد، می‌گوید: «اگر چه به نظر می‌رسد که خواب و بیداری اشتراکات کمی داشته باشند، اما این مطالعه نشان می‌دهد که فعالیت مغز در هر یک از این حالات بیش از آنچه که تصور می‌کردیم شباهت دارد. فعالیت عصبی‌ای که ما ثبت کردیم، شواهد بیشتری درمورد اینکه خواب چقدر و چگونه برای حافظه و در نهایت برای سلامتی ما مهم است، ارائه می‌دهد. اگر بتوانیم بهتر پی ببریم که حافظه واقعاً چگونه کار می‌کند، به رویکردهای جدیدی برای درمان اختلالات حافظه، مانند بیماری آلزایمر، منجر خواهد شد.»

دکتر «توبیاس استاودیگل» از موسسه‌ی داندرز، نویسنده‌ی اصلی این پژوهش است. وی گفت: «درک اینکه خاطرات چگونه در حالات مختلف دوباره فعال می‌شوند، اطلاعاتی درمورد نحوه‌ی تغییر دادن آن‌ها ارائه خواهد داد که این امر می‌تواند برای موقعیت‌های درمانی جالب باشد.» این گروه در حال برنامه‌ریزی مطالعه‌ی دور دومی هستند که راه‌های بررسی فعال‌شدن خود به خود حافظه در طول خواب را بررسی می‌کند. محققان می‌توانند با استفاده از روش‌های پیشرفته‌ی یادگیری ماشین، الگوهای عصبی در مغز را ثبت و تفسیر کنند و تعیین کنند که در کجا، خاطرات بدون نیاز به تحریک خارجی، فعال می‌شوند.
97/06/18 12:11
مسابقه  دانش مغز , brainbee
مغز خاطرات را در انواع مختلفی از حافظه ذخیره می‌کند.
حافظه انسان به طور کلی به سه بخش تقسیم می‌گردد:
1- حافظه حسی
2- حافظه کوتاه مدت
3- حافظه بلند مدت
هر کدام از این دسته‌بندی‌ها، اطلاعات و رویدادهای ثبت شده را برای مدتی ذخیره کرده و در مواقع لزوم آن را اجرا می‌کنند.
معمولا هر بخش حافظه به قسمت خاصی از مغز ربط داده می‌شود و فعالیت‌های مربوط به آن در همان جا پردازش می‌گردد. (به غیر از حافظه بلند مدت)
حافظه حسی (Sensory memory) کوتاه مدت‌ترین نوع حافظه است که شامل موارد زیر می‌شود:
1- حافظه تصویری
2- حافظه شنیداری
3- حافظه لمسی
پس از آنکه محرکی (مثل صدا، بو، مزه و…) بر ما اثر بگذارد، حافظه حسی قادر به حفظ اطلاعات دریافت شده پس از اتمام اثر محرک است.
حافظه تصویری (Iconic memory) بخشی از حافظه حسی را تشکیل می‌دهد. این بخش به نوعی با حافظه بلند مدت و حافظه کوتاه مدت نیز در ارتباط است. برای درک بهتر ارتباط حافظه تصویری با حافظه کوتاه مدت و بلند مدت، می‌توانیم به چند کار ساده روی بیاوریم.
حافظه شنیداری (Echoic memory) همان‌طور که از نامش پیداست مربوط به اطلاعات ورودی صوتی می‌شود که توسط کوچک‌ترین استخوان‌های بدن (چکشی، سندانی و رکابی) به حلزونی گوش منتقل شده و در آنجا به پیام الکتریکی تبدیل می‌شوند.

تفاوت حافظه شنیداری با حافظه تصویری در آن است که حافظه تصویری از اسکن و تحلیل پیاپی چشم‌ها از جسم هدف منشا می‌گیرد ولی حافظه شنیداری که متکی بر اندام‌های شنوایی است از قابلیت اسکن مداوم موج صوتی بهره‌مند نیست. به همین دلیل از روش کلاسیک آره یا نه و یا به عبارت دیگر صفر و یک دیجیتالی استفاده می‌کند که در این روش یا محرک (صوت) اسکن شده و به حافظه شنیداری منتقل می‌شود یا قادر به آنالیز نبوده و درنتیجه کد گذاری خاصی برای ثبت آن در مغز صورت نمی‌گیرد.
97/02/29 22:13
در مرزهای علم , edge_of_science

دانشمندان علوم اعصاب UCLA دوشنبه‌ی هفته‌ی گذشته، ۱۴ می، خبر انتقال حافظه از جانوری به جانور دیگر از طریق تزریق RNA را منتشر کردند. نتیجه‌ای تکان‌دهنده که هر آن‌چه را در مورد محل و چگونگی ذخیره‌ی حافظه در مغز می‌پنداریم، به چالش می‌کشد. این یافته‌ی آزمایشگاه David Glanzman بر پتانسیل استفاده از درمان‌های جدید مبتنی بر RNA جهت بازیابی خاطرات در آینده اشاره دارد. چیزی که اگر صحت داشته باشد، حوزه‌ی حافظه و یادگیری را دگرگون خواهد کرد. مطالعه‌ی مذکور در eNeuro، ژورنال آنلاین مجمع علوم اعصاب، منتشر گشت.
بسیار حیرت انگیز است؛ در واقع، ما برای اولین بار روی الفبای اساسی ذخیره‌ی اطلاعات در مغز کار می‌کنیم.
دکتر Todd Sacktor، نورولوژیست و محقق حوزه‌ی حافظه از مرکز پزشکی SUNY Downstate در بروکلین، نیویورک، که در مطالعه شرکت نداشته است.
انتظار می‌رود اکثر دانشمندان بسیار محتاطانه به موضوع نگاه کنند. این کار بر روی حلزون‌ها انجام شده است؛ جانورانی که به عنوان مدل قدرتمند زنده در علوم اعصاب شناخته شده‌اند. با این حال، مغز ساده‌شان تا حد زیادی متفاوت از مغز انسان کار می‌کند. آزمایش‌ها باید در جانورانی با مغز پیچیده‌تر تکرار شوند. نتایج این مطالعه در میان انبوهی از شواهد قرار گرفته است که اذعان دارند اطلاعات در نتیجه‌ی تغییر در ارتباطات نورونی یا سیناپس‌ها ذخیره می‌شوند.
اگر درست باشد، دنیا را به هم می‌ریزد! اما فکر نمی‌کنم صحت داشته باشد.
Tomás Ryan، دانشیار کالج Dublin که آزمایشگاهش در جستجوی آثار فیزیکی حافظه است.
Glanzman می‌داند نظریه‌اش به سادگی از پس جبهه‌ی عظیم مقابلش که اعتقاد بر سیناپس دارند، برنخواهد آمد:
بدبینی و شکاکی بسیار از سوی سایرین در ارتباط با این مسئله طبیعی است. انتظار ندارم در جلسه‌ی بعدی مجمع علوم اعصاب، برای من رژه بروند. حتی همکاران خودم نیز مشکوک بودند؛ طوری که قانع کردن افراد آزمایشگاهم برای انجام آزمایش، بسیار زمان برد. آن‌ها فکر می‌کردند دیوانگی محض است.
آزمایش‌های Glanzman با سرمایه‌گذاری مؤسسات ملی سلامت و بنیاد ملی علوم اجرا شده است. در این آزمایش‌ها، شوک‌های الکتریکی خفیف بر حلزون دریایی Aplysia californica اعمال شد. حلزون‌هایی که تحت شوک قرار گرفته بودند، یاد گرفتند متعاقب لمس ضعیف، سیفون‌ها و شکاف آبششی ظریف خود را به صورت دفاعی به مدت تقریباً یک دقیقه عقب بکشند. سایر حلزون‌ها با لمس ضعیف این کار را برای مدت بسیار کوتاه‌تری انجام می‌دادند.

محققان به دنبال استخراج RNA از سیستم‌ عصبی حلزون‌هایی که تحت شوک قرار گرفته بودند، این ماده را به حلزون‌های دیگر تزریق کردند. نقش اولیه‌ی RNA، پیام‌رسانی در داخل سلول بوده که طی این کار، دستورات ساخت پروتئین را از DNAحمل می‌کند. اما با تزریق RNA، حلزون‌های طبیعی پس از لمس خفیف، سیفون‌های خود را برای دوره‌ی زمانی طولانی‌تری پس کشیدند. حلزون‌های کنترل نیز در آزمایش در نظر گرفته شد. RNA از حلزون‌هایی که تحت شوک نبودند، به این حلزون‌ها تزریق گشت. نتیجه آن که حلزون‌های کنترل، سیفون‌های خود را برای چنین مدتی پس نمی‌کشیدند. به گفته‌ی Glanzman، درست مثل این که حافظه منتقل شده باشد.
گروه Glanzman فراتر رفته و نشان داد در ارتباط با حلزون‌های تحت شوک و هم حلزون‌های تزریقی با RNA حلزون‌های تحت شوک، نورن‌های حسی Aplysia در ظروف پتری بسیار تحریک‌پذیرترند. تزریق RNA حلزون‌هایی که شوک را تجربه نکرده بودند، چنین تحریک‌پذیری بالایی ایجاد نمی‌کرد
به گفته‌ی Glanzman، این یافته‌ها مبنی بر آنند که شاید اطلاعات در هسته‌ی نورون‌ها ذخیره می‌شود؛ جایی که RNA ساخته شده و می‌تواند با اثر بر DNA، ژن‌ها را خاموش یا روشن کند. به اعتقاد او، فرآیند ذخیره‌ی اطلاعات شامل تغییرات اپی‌ژنتیکی است که با واسطه‌ی RNA انجام می‌پذیرد. منظور از تغییرات اپی‌ژنتیکی، تغییر در فعالیت ژن‌ها و نه در توالی DNA سازند‌ی آن‌هاست.
این دیدگاه اندیشه‌ای را که سال‌ها در اذهان جا گرفته، به چالش می‌کشد؛ این که اطلاعات با تقویت سیناپسی ذخیره می‌شوند. در واقع، Glanzman عقیده دارد تغییرات سیناپسی که حین تشکیل حافظه ایجاد می‌شوند، جریانی است که در نتیجه‌ی اطلاعات حمل‌شده توسط RNA رخ می‌دهد.

Tsai که اخیراً مروری سیستماتیک در مورد تشکیل حافظه انجام داده، مطالعه‌ی Glanzman را جالب و برانگیزنده عنوان کرده است. به گفته‌ی او، تعدادی از مطالعات این عقیده را که مکانیسم‌های اپی‌ژنتیک در تشکیل حافظه نقش دارند، حمایت می‌کنند. به نظر می‌رسد فرآیندی پیچیده و چندجانبه در کار باشد. اما او به شدت با نظر Glanzman مبنی بر این که تقویت سیناپسی در ذخیره‌ی اطلاعات نقش ندارد، مخالف بود.
Ryan از کالج Trinity نیز هم‌چون Glanzman در جبهه‌ی اقلیت دانشمندان علوم اعصابی قرار دارد که نظریه‌ی ذخیره‌ی حافظه در ارتباطات سیناپسی را مورد سؤال قرار می‌دهند. برخی این دانشمندان را “شورشی” می‌نامند. Ryan در سال ۲۰۱۵، نویسنده‌ی ارشد مقاله‌ای علمی در همکاری با Susumu Tonegawa، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل از MIT، بود. مقاله‌ی مذکور نشان می‌داد حتی پس از بلوک تقویت سیناپسی، اطلاعات قابل بازیابی می‌باشند. Ryan بر این عقیده است که اطلاعات از طریق تجمع نورون‌ها درکنار یک‌دیگر با ارتباطات سیناپسی جدید ذخیره می‌شوند؛ نه تقویت ارتباطات سیناپسی موجود.
Ryan، Glanzman را می‌شناسد؛ به کارش اعتماد داشته و به اطلاعات موجود در مقاله‌ی جدیدش باور دارد. اما فکر نمی‌کند رفتار حلزون‌ها یا سلول‌ها، انتقال اطلاعات توسط RNA را ثابت کنند. او اذعان داشت نمی‌تواند درک کند چگونه RNA که در مقیاس زمانی چند دقیقه تا چند ساعت‌ کار می‌کند، می‌تواند بازیابی اطلاعات در لحظه را موجب شود؛ یا چگونه RNA بخش‌های بی‌شمار مغز هم‌چون سیستم‌های بینایی و شنوایی را که در اطلاعات پیچیده‌تری نقش دارند، به هم مرتبط می‌کند.
اما Glanzman ادعا دارد قانع شده RNA نقشی ایفا می‌کند که سیناپس را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. آزمایشگاه او در سال ۲۰۱۴ توانست اطلاعات مربوط به شوک‌ها را که در حلزون‌ها از بین رفته بود، در پی پروسه‌های آزمایشی بازیابی کند؛ بر خلاف الگوهای سیناپسی که به شیوه‌های تصادفی با اطلاعات بازیابی‌شده از بین رفته بودند. این یافته مبتنی بر آن است که اطلاعات در سیناپس‌ها ذخیره نشده بودند. آزمایشگاه Glanzman و سایرین همچنین نشان داده‌اند با جلوگیری از تغییرات اپی‌ژنتیک، حتی در صورت عدم تغییر تشکیل سیناپس‌ها یا تقویت سیناپسی، می‌توان از تشکیل حافظه‌ی بلند‌مدت ممانعت کرد.
سیناپس می‌تواند بیاید و برود؛ اما حافظه هم‌چنان آنجاست. سیناپس صرفاً انعکاس دانش موجود در هسته است.
Glanzman بیش از سه دهه در زمینه‌ی حافظه مطالعه کرده است. او در پروژه‌ی فوق‌دکترای خود با Eric Kandel همکاری داشته؛ دانشمند علوم اعصابی که به خاطر تحقیقاتش روی Aplysia جهت کاوش در مورد نقش سیناپس در حافظه، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل در سال ۲۰۰۰ شد. Glanzman به گفته‌ی خود، در اکثر مدت اشتغال به حرفه‌‌اش باور داشته که تغییر سیناپسی کلید ذخیره‌ی حافظه است. اما سری یافته‌هایی از آزمایشگاه‌های دیگر و همچنین آزمایشگاه خودش در سال‌های اخیر، او را بر آن داشته به عقیده‌ی تعصب‌آمیزی که در مورد سیناپس وجود دارد، شک کرده و آن را مورد سؤال قرار دهد.

David Glanzman با حلزون دریایی در دستش. امتیاز تصویر: Christelle Snow
شکی که نسبت به مطالعه‌ی Glanzman وجود دارد، تا حدی به پروژه‌ای مرعوب در تاریخ علم برمی‌گردد. پروژه‌ای که طی آن James V. McConnell، روان‌شناس مطرود، سال‌ها در دانشگاه میشیگان تلاش کرد ثابت کند چیزی بیرون از مغز، می‌تواند اطلاعات را منتقل کند؛ فاکتوری که او “RNA حافظه” می‌نامید. McConnell در دهه‌ی ۵۰ و ۶۰، کرم‌های پهنی تربیت کرد و سپس بدن کرم‌های تریبت‌شده را به کرم‌های تربیت نشده خورانید. در ادامه، کرم‌های تربیت نشده رفتار کرم‌هایی را که خورده بودند، از خود نشان دادند. یافته‌ای که نشان می‌داد حافظه تا حدودی طی این فرآیند منتقل شده بود. او همچنین نشان داد کرم‌های تربیت‌شده‌ای که سرشان جدا شده بود، پس از رشد سرهای جدید قادر به یادآوری اطلاعات بودند.
علی‌رغم تکرار پروژه توسط سایر آزمایشگاه‌ها، کار McConnell بسیار مورد تمسخر قرار گرفت و اغلب به عنوان درس عبرتی از آن یاد می‌شود که آزمایشگاه‌های دیگر، اکثراً ضمن عدم مؤفقیت پول و زمان بسیاری صرف تکرار آن کردند. (McConnell در سال ۱۹۹۰ از دنیا رفت؛ ۵ سال پس از آن که مورد هدف Unabomber Theodore Kaczynski، تروریست معروف، قرار گرفت.)
اخیراً Michael Levin، زیست‌شناس تکاملی از Tufts، آزمایش‌های McConnell را در شرایط کنترل‌شده‌تری بر کرم‌های بی‌سر تکرار کرده است. او عقیده دارد احتمالاٌ McConnell راست می‌گفته است. به گفته‌ی Glanzman، یکی از دانشجویان McConnell به نام Al Jacobson، به طور اتفاقی همزمان با دانشیاری از UCLA، انتقال اطلاعات میان کرم‌های پهن را از طریق تزریق RNA نشان داده است. کار او در سال ۱۹۶۶ در Nature منتشر شد؛ اما احتمالاً به دلیل شک‌هایی که راجع به یافته‌هایش وجود داشت، هرگز امتیازی برای مطالعه‌اش نگرفت. اگرچه همان آزمایش چندی بعد مجدداً بر روی رَت‌ها انجام گرفت.

Glanzman در دوران دانشجویی خود در رشته‌ی روان‌شناسی در دانشگاه Indiana ، با کار McConnell و ژورنال مضحکش تحت عنوان “Worm Runner’s Digest” آشنا شده بود؛ اما هرگز نتایجش را جدی نگرفت. حال، با این که هنوز قانع نشده McConnell در مورد انتقال اطلاعات و حافظه راست می‌گفته، فکر می‌کند هم McConnel و هم Jacobson چیزی می‌دانسته‌اند.
کار در زمینه‌ی حافظه برای کسانی که طالب موقعیت اجتماعی هستند، می‌تواند دشوار باشد. به عنوان مثال، Sacktor علی‌رغم بدبینی، طرد شدن و تمسخر دانشمندان، بیش از ۲۵ سال در جستجوی مولکولی به نام PKMzeta بوده است. به باور او، این مولکول در تشکیل حافظه‌ی بلند مدت نقشی ضروری داشته و احتمالاً با مکانیسم‌های RNA که Glanzman کشف کرده، مرتبط می‌باشد.
شرط‌بندی‌ها در این زمینه گران‌قیمت می‌باشند؛ چرا که حافظه کلید خودآگاهی بوده و بسیاری از دانشمندان احساس می‌کنند درک چگونگی عملکرد آن چیزی است که تاکنون باید صورت می‌گرفت. به عقیده‌ی Sacktor:
این آخرین بازمانده‌ی سؤالات قرن بیستم در زیست‌شناسی است. برخی جنبه‌ها درک آن را برای دانشمندان علوم اعصاب دشوار کرده‌اند.
شاید بخشی از این دشواری مربوط به تمرکز بیش از حدی است که دانشمندان بر تقویت سیناپسی کرده‌اند. به بیان Ryan، برخی از ۱۲ هزار مقاله‌ای که در مورد تقویت سیناپسی منتشر شده‌اند، توضیح خوبی برای چگونگی ذخیره‌ی حافظه ارائه نداده‌اند. او Glanzman را برای باز کردن راهی جدید جهت مطالعه، هر چند رادیکالی، تحسین می‌کند:
واقعیت آن است که دانسته‌های ما در مورد حافظه بسیار ناچیز است. من راجع به هر دیدگاه و نظر جدیدی هیجان‌زده‌ام.
97/02/25 01:35
در مرزهای علم , edge_of_science
مطابق مطالعه منتشر شده در تاریخ ۹ می ۲۰۱۸ در نسخه آنلاین نشریه‌ی Neurology، افسردگی در بزرگسالان احتمالا با مشکلات حافظه مرتبط است. همچنین در این مطالعه، مقایسه ساختار مغز افراد مسن با علائم شدیدتر افسردگی با افراد فاقد علائم، تفاوتهای ساختاری را نشان داد.

دکتر زکی الحضوری از the university of Miami Miller school of medicine در فلوریدا و مولف ارشد مطالعه اذعان دارد: “بخاطر اینکه علائم افسردگی قابل درمان هستند، ممکن است درمان، مشکلات حافظه و تفکر را کاهش دهد. با وجود نزدیک به ۲۵ درصد فرد بزرگسال که از علائم افسردگی رنج می‌برند، فهم ارتباط میان افسردگی و مشکلات حافظه مهم است”.
این مطالعه ۱۱۱۱ نفر را که سابقه سکته مغزی نداشته و میانگین سنی آنها ۷۱ سال است، مورد بررسی قرار داد. اکثر این افراد، از نژاد کارائیب اسپانیایی (Caribbean Hispanic) بودند. در آغاز مطالعه، همگی این افراد تحت اسکن مغزی، یک بررسی روانشناختی و ارزیابی‌هایی برای حافظه و مهارتهای تفکر قرار گرفتند. حافظه و مهارتهای تفکر آنها دوباره تقریبا پس از ۵ سال بررسی گردید.
در ابتدای این مطالعه، ۲۲ درصد شرکت کنندگان علائم افسردگی شدید داشتند. این مورد با نمره ۱۶ یا بالاتر در یک آزمون با بازه ۰ تا ۶۰ تعریف گردید، که ریسکی بعنوان افسردگی بالینی تلقی می‌شد. بمنظور بررسی، شرکت کنندگان تعداد دفعاتی که در هفته گذشته با حالتهای “من با چیزهایی که معمولا اذیت نمی‌شوم، اذیت شدم” و “من دوست نداشتم غذا بخورم” مواجه شده‌بودند، گزارش کردند و محققان پس از تطابق سنی، نژادی، داروهای ضد افسردگی و دیگر متغیرها، به این نکته دست یافتند که هر چه علائم افسردگی شدیتر باشد وضعیت حافظه رویدادی وخیم‌تر است. امتیازهای این آزمایش باندازه ۰.۲۱ از میزان انحراف استاندارد در مقایسه با افرادی که علائم شدیدتر افسردگی نداشتند، کم‌تر بود. حافظه رویدادی، توانایی برای به خاطر سپردن تجارب و وقایع بخصوص است.
محققان همچنین دریافتند افرادی که علائم شدیدتر افسردگی داشتند، تفاوتهایی در مغز آنها وجود دارد؛ از جمله حجم مغز و نزدیک به ۵۵ درصد شانس بیشتر برای ضایعات کوچک عروقی در مغز.
محققان هیچ شواهدی مبنی بر ارتباط میان علائم شدیدتر افسردگی و تغییرات مهارتهای رفتاری در عرض ۵ سال بدست نیاوردند.
زکی الحضوری گفت: “ضایعات کوچک عروقی در مغز، نشانه‌ای مبنی بر بیماری عروق کوچک است؛ وضعیتی که دیواره عروق خونی کوچک دچار آسیب می‌شود. مطالعه ما به این مورد اشاره دارد که افسردگی و افزایش سن مغز ممکن است همزمان باشد، و علائم شدیدتر افسردگی ممکن است سلامت مغز را در بیماری عروق کوچک تحت تاثیر قرار دهد”.
زکی الحضوری خاطر نشان کرد این مطالعه اطلاعاتی درباره افسردگی، حافظه و مهارتهای تفکر فراهم می‌کند، خصوصا در میان افرادی که تحت عنوان اسپانیایی شناخته می‌شوند؛ این افراد در مطالعات پیشین به میزان اندکی حول و حوش عنوان پزوهش، مطالعه شده‌اند. حتی این افراد می‌توانند رد معرض خطر بیشتری برای ابتلا به زوال عقل قرار داشته باشند.
از محدودیتهای مطالعه می‌توان به مواردی مانند سلامت کافی شرکت کنندگان برای MRI اشاره کرد که آنها ممکن است از جمعیت عمومی، سالم‌تر باشند. همچنین این مطالعه در بازه زمانی ۵ ساله انجام شد که ممکن است به اندازه کافی برای وقوع تغییرات معنی‌دار در توانایی‌های تفکر و حافظه در طول زمان، طولانی نباشد.
این مطالعه تحت حمایت انستیتو بین المللی سلامت، انجمن قلب آمریکا و انستیتو مغز Evelyn F. McKnight انجام شد.
97/02/1 21:29
در مرزهای علم , edge_of_science


واکنشهای التهابی می‌توانند در دراز مدت، سلولهای ایمنی مغز را تغییر دهند- بدین معنی که این سلولها دارای “حافظه ایمونولوژیک” هستند. این حافظه، ممکن است بر پیشرفت اختلالات عصبی که با افزایش سن پدید می‌آیند، تاثیر گذار باشد؛ بهمین دلیل یکی از عوامل ناشناخته‌ای بوده که شدت این بیماری‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دانشمندان (the German Center for Neurodegenerative Diseases (DZNE، انستیتو Herite برای مطالعات کلینیکی مغز (HIH) و دانشگاه Tuebingen در نشریه‌ی Nature، این موضوع را مطرح کردند. مطالعه آنها نتیجه‌ی تلاش گروهی محققانی از گوتنگن، بن و فرایبورگ است.
میکروگلیاها، سلولهای ایمنی هستند که تنها در مغز حضور دارند. آنها مغز را با پاک کردن پسماندها و مواد سمی، محافظت می‌کنند. با این حال، در مواقع مشخصی آنها می‌توانند منجر به آسیب شوند. بهمین خاطر، آنها بعنوان بازیگر اصلی در بیماری‌های زوال عصبی مورد اتهام بودند.
بخاطر اینکه میکروگلیاها مدت طولانی زنده می‌مانند، دانشمندان علاقه‌مند بودند تا دریابند آیا عوامل محیطی این سلولهای ایمنی را در طر زمان، تغییر می‌دهند و این رخداد، چه تاثیری بر سلامت مغز دارد. دکتر جوناس نهر، سرپرست این پژوهش و محقق DZNE و HIH می‌گوید: “مطالعات اپیدمیولوژیک نشان داده‌است بیماری‌های عفونی و التهاب که در طول زندگی به آن مبتلا می‌شویم، می‌تواند بعدا بر شدت بیماری آلزایمر تاثیر گذار باشد. بهمین ترتیب ما از خود این سوال را پرسیدیم که آیا ممکن است یک حافظه ایمونولوژیک در این میکروگلیاهای با عمر طولانی با این خطر مرتبط باشد”.
واکنش ایمنی تحریک شده
بمنظور پاسخ دادن به این پرسش، نهر و همکارانش باعث بروز التهاب در خارج از مغر موش شدند؛ از مدتها پیش مشخص شده بود که این چنین التهابی می‌تواند باعث تحریک یک واکنش ایمنی در مغز شود. با این حال، این مورد واضح نبود که آیا میکروگلیا ممکن است التهاب پیشین را بخاطر بسپرد. به گونه‌ای که مشخص گردید، بسته به اینکه دانشمندان چند مرتبه این فرآیند را تکرار کردند، آنها قادر بودند تا ۲ موقعیت متفاوت را در میکروگلیاها القا کنند: “آموزش” و “تحمل”. محرک التهابی اول، میکروگلیا را آموزش داد؛ که باعث شد به محرک دوم، پاسخ قوی‌تری بدهد. با این حال، پس از محرک چهارم، تحمل اتفاق افتاد و میکروگلیاها به ندرت پاسخ دادند.
سپس، محققان بررسی کردند که در طولانی مدت چگونه آموزش و تحمل میکروگلیاها، تشکیل پلاکهای آمیلوئید را تحت تاثیر قرار داد. این “پلاکها”، ته نشستهای سمی ویژه‌ای هستند که در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر تجمع می‌یابند. در مدل موش بیماری آلزایمر، دانشمندان مشاهده کردند که میکروگلیاهای آموزش دیده، حتی ماه‌ها پس از تحریک حافظه ایمونولوژیک‌شان، باعث افزایش تشکیل پلاک‌ها شدند. بدین ترتیب، باعث وخیم‌تر شدن بیماری گردید. در مقابل، میکروگلیاهای مقاوم، میزان پلاک‌ها را کاهش دادند. دانشمندان همچنین، تاثیرات مشابهی را در مدل موش سکته مغزی خاطر نشان کردند.
تغییرات DNA
بمنظور فهم دقیق‌تر این تاثیرات، نهر و همکارانش تغییرات epigenetic را در میکروگلیاها بررسی کردند. تغییرات epigenetic، تغییرات شیمیایی DNA یا پروتئینهای متصل به آن است که باعث می‌شود بعضی ژن‌ها بیشتر یا کمتر فعال شوند. به دلیل اینکه تغییرات epigenetic بسیار پایدار هستند، محققان آنها را بعنوان یک دلیل ممکن برای تغییرات رفتاری طولانی مدت میکروگلیاها قلمداد کردند. صحت این نظریه تایید گردید: حتی ماه‌ها پس از تحریک ایمنی اولیه، هر دوی میکروگلیاهای آموزش دیده و مقاوم، تغییرات epigenetic و تفاوتهای مشخصی در فعالیت ژن را نشان دادند. این باز برنامه ریزی مولکولی، باعث تغییر فعالیتهای مهم میکروگلیاها مانند توانایی آنها در حذف پلاکهای آمیلوئید گردید. و این مورد بر پاتولوژی بیماری آلزایمر تاثیر گذار بود.
پیامدها برای بیماری‌های زوال عصبی؟

نهر اذعان دارد: “بیماری‌های التهابی که ابتدا در خارج از مغر آغاز می‌شوند، ممکن است در انسانها نیز باعث بروز باز برنامه ریزی epigenetic در مغز شود.” هم عفونتها و هم بیماری‌ها مانند دیابت یا آرتریت، با واکنشهای التهابی مرتبط هستند و بعنوان ریسک فاکتورهای بیماری آلزایمر محسوب می‌شوند. حافظه ایمونولوژیک مغز –میکروگلیاهای تغییر بافته بصورت epigenetic- یکی از دلیل‌های ممکن برای این اثر است. بهمین دلیل، نهر و همکارانش اکنون در حال بررسی شرایطی هستند که میکروگلیاها در انسانها دچار تغییرات epigenetic می‌شوند. همچنین آنها بدنبال امکانات درمانی هستند که ممکن است از این مسئله حاصل شود.
7
1
3
96/05/7 01:16
  , amir_bf1400
انجام برخی کار‌ها می‌تواند سبب تقویت و یا برعکس کاهش سطح هوش و IQ افراد شود به همین دلیل اگر می‌خواهید در زندگی موفق باشید از انجام برخی کارها خودداری کنید.
96/01/8 17:50
رام رام , hraha97
سرعت مطالعه و کتاب خواندن خود را 5 برابر کنید.
راه های تقویت حافظه
راه های افزایش تمرکز حواس
از دکتر سیدا مرد حافظه ایران یاد بگیرید !
95/11/12 00:08
علی عظیمی , haaha
✨ امام رضا ع

برای افزایش حافظه هر روز صبح ناشتا هفت مثقال مویز بخورد

بحارانوار،ج۵۵،ص۲۶۸
کامنت بنویسید...
من هنوز یک مسلمانم  , 7anh4
سه شنبه 12 بهمن ، 09:52
mishe moadele 21 done
ادامه
95/09/23 00:12
مجله اینترنتی بیر کلیک , birclick
ما بسیاری از مطالب را خوب به یاد می آوریم و برخی را سریعا فراموش می کنیم. بعضی از مردم تاثیر زیادی بر ما می گذارند و می توانیم آنها را مدتها به خاطر بسپاریم ، اما درباره بعضی افراد حتی نامشان را در ذهن خود ثبت نمی کنیم.

چرا حافظه ما همواره یکسان عمل نمی کند و چرا برخی افراد حافظه بهتری دارند؟

حافظه خوب ، بجز در موارد استثنایی ، هدیه خاص برای افراد خاص نیست ، بلکه اکثرا محصول تلاش آگاهانه و سازمان یافته هر فرد است که از نیاز به دانستن و به یاد آوردن موفقیت آمیز، ناشی می شود.
هنر و علم هر دو عواملی هستند که می توانند نتایج شگفت آوری را از طریق تلاش دایم ایجاد کنند. حتی با کمی تمرین و مقداری آگاهی کلی از عواملی که در ایجاد یک حافظه بهتر موثرند، به نتایج مثبتی می توان دست یافت.
در این بخش از مجله اینترنتی بیرکلیک به شما آموزش می دهیم که با چه روش هایی حافظه خود را تقویت کنیم؟