نرم افزار اندروید کلوب

نتایج جستجو : توسل و شفاعت - 15 مطلب

95/12/2 19:35
تالار ندای شیعه ؛ منتظران حضرت مهدی (عج) , lilhagh110lil
99
95/11/20 15:39
تالار ندای شیعه ؛ منتظران حضرت مهدی (عج) , lilhagh110lil

در این باره بیشتر تحقیق میکنم، یه سوال دیگه، مگه اهل سنت به تقلید و توسل معتقدن ؟؟؟؟ ؟؟

Milad:
براتون دارم میگم که متاسفانه اهل سنت الان دارن به خاطر تبلیغات ماهواره ای وهابی زده میشن

Meraat:
ابن تیمیه می گوید : هر کس به یک مذهب خاصی تعصب داشته باشد و بگوید : مثلا در تمام احکام شرعی ، حنفی هستم این شخص کافر است ، واجب است که توبه داده شود و گرنه باید کشته شود .

در کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه ، که به دستور خادم الحرمین!!! ملک فهد در عربستان سعودی چاپ شده ، جلد ۲۲ ، صفحه ۲۴۸ می گوید :

وإذا کان الرجل متبعا لأبى حنیفه أو مالک أو الشافعى أو أحمد ورأى فى بعض المسائل أن مذهب غیره أقوى فإتبعه کان قد أحسن فى ذلک ولم یقدح ذلک فى دینه ولا عدالته بلا نزاع بل هذا أولى بالحق وأحب إلى الله ورسوله ممن یتعصب لواحد معین غیر النبى کمن یتعصب لمالک أو الشافعى أو أحمد أو أبى حنیفه ویرى أن قول هذا المعین هو الصواب الذى ینبغى إتباعه دون قول الإمام الذى خالفه .

فمن فعل هذا کان جاهلا ضالا بل قد یکون کافرا فإنه متى إعتقد أنه یجب على الناس إتباع واحد بعینه من هؤلاء الأئمه دون الإمام الآخر فإنه یجب أن یستتاب فإن تاب وإلا قتل …

هر کس پیرو یکی از مذاهب اربعه باشد ، مثلا حنبلی است و نظرش این باشد که در بعضی از احکام فقهی خاص ، نظر احمد حنبل از همه بهتر است و در آن احکام خاص ، از احمد بن حنبل تبعیت کند . (این نوعی تقلید است که بعضی از وهابی ها آن را قبول دارند) اگر این گونه باشد ، مشکلی ندارد ؛ بلکه خوب است . نه به دینش ضرر می زند و نه به عدالتش . این افراد از کسانی که به یک مذهب معین غیر از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، تعصب دارند ، بهتر است .

مثلا می گوید : من حنفی هستم و در تمام احکام فقهی از ابوحنیفه ، تقلید می کنم . در نماز ابو حنیفه تقلید کند ، در وضو از احمد بن حنبل تقلید کند . در خمس مثلا از شیعه ، تقلید کند و در زکات از امام مالک تقلید کند .

مثلا یک حنفی اعتقاد داشته باشد که همه حرف های ابو حنیفه از حرف های احمد بن حنبل ، بهتر است و ما باید از ابو حنیفه ، تقلید کنیم . یا این که حنبلی بگوید ، احمد بن حنبل ، امام اهل السنه و از همه بهتر است . این درست نیست .

هر کس بگوید : فقط از ابو حنیفه تقلید می کنم و از بقیه تقلید نمی کنم ، این شخص ، جاهل و گمراه است و حتی ممکن است ، کافر باشد .

این شخص باید توبه داده شود ، اگر توبه کرد ، که خوب است و الا باید کشته شود .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۲۲ ، ص ۲۴۸
2
2
1
95/11/19 00:50
تالار ندای شیعه ؛ منتظران حضرت مهدی (عج) , lilhagh110lil

داداش من نفهمیدم وقتی خدا مهربانتره چطور امکان داره خدا حجت مرا براورده نکنه ولی امامان بیان سفارش مرا بکنند

بعد منم میخوام بگم چون خدا خودش توی قران و روایات فرموده که وسیله بجویید

خود خداوند فرموده وسیله بجویید

احدی از شیعه و یا اهل سنت نگفته توسل کنید چون واسطه ها خیلی مهربون ترن

بلکه توسل و وسیله برای بهتر پیش رفتن اعمال هست

ایا خود خدا شعور نداشت العیاذ بالله که مستقیم خودش ببخشه و پیامبر رو بعنوان واسطه برای استغفار به مردم معرفی نکنه؟

قَالُوا یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِینَ (97) قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (98)
95/07/18 08:52
یاسین گمرکی , yasinahani
أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ
94/12/20 05:16
محمد جواد اصغری , 11095
[https://www.aparat.com/v/xYFbR]
توسل یعنی این که اصلا شرک هم نیست
http://powervalayat.blogfa.com/
94/04/5 16:53
منتظر یار  , aahhmmaa


آنهایی که می گویند توسل به انبیاء واولیاء شرک هست و با این ادعای باطل شیعیان را مشرک میدانند این آیه قران رو چگونه معنی میکنند!!!!؟؟

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً (سوره النساء آیه 64)

و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى آنكه با اذن خداوند فرمان برده شود و اگر آنان هنگامى كه به خود ستم كردند (از راه خود برگشته و) نزد تو مى‏آمدند و از خداوند مغفرت مى‏خواستند و پیامبر هم براى آنان استغفار مى‏كرد قطعاً خداوند را توبه ‏پذیر و مهربان مى‏یافتند.

.
..

..

- خود خدای متعال در این آیه راه استغفار کردن و طلب توبه را یاد می دهد و میفرماید اگر اشتباهی مرتکب شدید هم خودتان استغفار کنید وهم برید پیش پیغمبر از او درخواست کنید تا برای شما اسغفار کند....دراینصورت قطعا می بینید خدا توبه پذیر و رحیم است.

.
.
.
.
لایک و پست مجدد یادتون نره
94/03/4 01:56
امیر  م , hedi1996
پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات: در مورد «توسل»، با توجه به اهمیّت آن از یک سو و هجمه‌ی شدید ضد تبلیغی از سوی دیگر، مطالب بسیاری درج شده است که اگر کاربران گرامی کلمه «توسل» را در بخش جستجو درج و کلیک نمایند، در اختیار قرار می‌گیرد. و تقاضا این است که حتماً مطالب مندرج را مطالعه نمایند. در عین حال پاسخ به سؤال فوق نیز ایفاد می‌گردد:
الف – حجت و دلیل عقلی:
انسان ذاتاً فقیر و محتاج به غیر است، چرا که هستی عین ذات او نمی‌باشد، چنان چه خداوند متعال در کلام وحی فرمود: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ - اى مردم شما به خدا نیازمندید و خداست كه بى‏نیاز ستوده است(فاطر، 15)».
بدیهی است که تا انسان فقیر است [که همیشه هست و خواهد بود]، برای دستیابی به کمال، هیچ راهی جز توسل به وسایل مربوطه ندارد. خواه وسایلِ مادی و خواه وسایلِ معنوی.
انسان بدون توسل به وسایل، حتی یک نفس هم نمی‌تواند بکشد و جرعه‌ای آب نیز نمی‌تواند بنوشد و یک کلمه حرف هم نمی‌تواند یاد بگیرد یا بگوید و ...، پس چرا نوبت به دینداری و هدایت که می‌شود، گمان می‌کند که می‌تواند بدون توسل به وسیله گامی بردارد؟! کدام فیض الهی [اعم از مادی و معنوی]، بدون واسطه نازل شده و رسیده است که کسی گمان کند بدون واسطه می‌تواند کسب فیض کند؟! آیا بدون توسل به کار و تلاش می‌توان به رزق حلال الهی دست یافت؟ آیا بدون توسل به همسر می‌توان به زندگی مشترک و نسل دست یافت؟ آیا بدون توسل به کتاب، قلم، معلم و ...، می‌توان حتی یک حرف یاد گرفت؟! مگر وحی با وسیله نازل نشد؟ مگر شخص پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله خودشان وسیله ابلاغ وحی و هدایت نبودند؟ مگر نماز، روزه، جهاد و سایر عبادت‌ها همه وسیله کمال و قرب الهی نیستند؟ مگر پزشک و داور وسیله بهبودی و علاج نیستند؟! پس این لجاجت غیر منطقی با «توسل» فقط به خاطر جلوگیری از توسل به اهل بیت علیهم‌السلام می‌باشد.
ب – سند قرآنی:
تمامی آیاتی که در قرآن تصریح دارد به ولایت پذیری، اطاعت و تبعیت از پیامبر اکرم (ص)، اسوه و الگو قرار دادن او، تلاوت قرآن، اقامه نماز، انجام اوامر و بایدها، خودداری از نواهی و نبایدها ... و دستورات مؤکد ایشان به ولایت و امامت و تأسی به معصومین علیهم‌السلام و ...، همه دلیل بر ضرورت اجتناب ناپذیر «توسل» است، چرا که هیچ یک از این موارد خودشان هدف نیستند و هدف فقط و فقط الله جلّ جلاله است و اینها همه وسیله کمال و قرب و رضایت الهی می‌باشد. در عین حال خداوند متعال در آیه ذیل تصریح به توسل می‌نماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده، 35)
ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا كنید و به سوی او توسل جویید (وسیله تقرب جویید) و در راهش جهاد كنید باشد كه رستگار شوید.
دقت شود که این دستور به مؤمنین است، چرا که هدف غایی مؤمنین قرب به خداوند متعال است و او فرمود جهت تحقق این هدف، وسیله بجویید.
ج – مستندات نقلی در منابع اهل سنّت:
بدیهی که مستندات نقلی در منابع اهل سنّت نمی‌تواند به تنهایی دلیل بر درستی یا نادرستی موضوع و مطلبی باشد و حتی درستی احادیث منقول در این منابع نیز وقتی به اثبات می‌رسد که با احادیث و روایات منقول از اهل عصمت (ع) در منابع معتبر شیعی انطباق داشته باشد. لذا اگر ذیلاً به اقوالی در منابع اهل سنّت اشاره می‌گردد، برای این است که برادران و خواهران اهل سنّت بدانند که طبق مذاهب آنان نیز «توسل» ممدوح است، اگر چه همانگونه که بیان شد اجتناب ناپذیر است، حتی وهابیت که سعی دارد اندیشه‌های خود را به اهل سنّت تعمیم بخشد و به نوعی مدعی سرپرستی آنهاست (در حالی که فقط یک تشکیلات جاسوسی است) نیز مجبور شده است به اشکال مختلف توسل را بپذیرد. و اما چند نمونه از منابع بسیار معتبر اهل سنت:
ج/1 - امام احمد، ترمذی و حاکم روایت کرده‌اند (حاکم آن را به شرط بخاری صحیح دانسته است) ابن‌حزیمه، طبرانی، ابن‌ندی، منذری و ابن‌ماجه از عثمان‌بن‌حنیف روایت کرده‌اند: «مردی نابینایی به محضر حضرت پیامبر مشرف شد و عرض کرد: یا رسول‌الله! از خدا بخواه که بینایی‌ام را برگرداند، پیامبر فرمود: آیا نمی‌خواهی به همان حال رهایت کنم؟ (یعنی به آنچه که خداوند برایت مقدر نموده راضی نیستی؟) عرض کرد: یا رسول‌الله! نابینایی من را دچار مشقت کرده است.
پیامبر فرمود: برو وضو بگیر سپس دو رکعت نماز بخوان و بعد از آن بگو: خداوندا! از تو می‌خواهم و به بارگاه تو رو آورده‌ام با توسّل به پیامبر رحمت، ای محمد! من به پروردگارم رو آورده‌ام به واسطه تو که بینایی‌ام را برگرداند. خداوندا! او را شفیع من قرار داده و خودم را نیز شفیعم قرار بده. خداوند هم در اثر توسل او به حضرت رسول‌الله(ص) بینایی او را برگرداند.‌« (مسند احمد، ج4، ص138 و حاکم، المستدرک علی‌الصحیحین، ج1، ص519 و526)
ج/2 - بخاری از انس(رض) روایت نموده، در زمان خلافت خلیفه دوم(رض) در مدینه خشکسالی آمد و ایشان به عباس‌بن‌عبدالمطلب عموی پیامبر(ص) متوسّل شد و چنین گفت: «اللهمّ انّا کنّا نتوسّل الیک بنبیّنا(ص) فتسقینا و انّا نتوسّل الیک بعم نبیّنا فاسقنا قال فیسقون» - خداوندا! همانا در گذشته به واسطه پیامبرمان به تو توسّل می‌کردیم پس ما را سیراب می‌کردی و اینک همانا به تو متوسّل می‌شویم به واسطه عموی پیامبرمان، ما را با آب باران سیراب فرما. راوی می‌گوید: پس خداوند باران نازل نموده و مردم سیراب شدند. (صحیح بخاری، ج2، ص16 و ج4، ص209)
ج/3 – جالب آن که بدانید اهل سنّت حتی به قبور اهل بیت علیهم‌السلام و قبور علمای خود نیز توسل دارند:
*- محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، می‌گوید به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا (ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم. (ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 339)
*- ابو علی خلال، شیخ حنابله، می‌گوید هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر (ع) را زیارت می‌کنم و به ایشان متوسل می‌شوم و خداوند مشکل مرا آسان می‌کند. (الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 120)
*- محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل می‌شد. (الخطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، ج 2، ص 199)
*- قسطلانی می‌گوید سزاوار است که زایر در کنار قبر پیامبر (ص) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بی‌تابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد. (القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج 3، ص 417)
به نظر کافی می‌رسد، مگر این که کسی عناد و لجاج داشته باشد. البته او هم از «توسل» چاره‌ای ندارد و برای تحقق اهدافش و به انواع وسایل متوسل می‌شود. خواه اشخاص مرده و زنده باشند و خواه اشیاء یا عناصر طبیعت. منتهی مهم این است که هدف چیست و برای رسیدن به آن به چه وسایلی توسل می‌شود. وسیله باید با هدف انطباق داشته باشد. پس وسایل قرب به خداوند متعال، همان‌هاست که خودش آنها را وسیله قرار داده است.
94/03/4 01:50
امیر  م , hedi1996
پاسخ :
«توسل» از ماده «وسل» به معنای تقرّب جستن و یا چیزی كه باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‎شود؛ می باشد،[1] و توسل شامل شفاعت نیز می‎شود، «شفاعت» از ماده «شفع» به معنای ضمیمه كردن چیزی به همانند او است.[2] و در مفهوم قرآنی، شخص گناهكار به خاطر پاره‎ای از جنبه‎های مثبت (مانند: ایمان، عمل صالح و...) شباهتی با اولیاء الله پیدا می‎كند و آنها با كمك‎های خود، او را به سوی كمال سوق می‎دهند، و از پیشگاه خداوند تقاضای عفو می‎كنند (ص: 52) به عبارت دیگر می‎توان گفت: قرار گرفتن موجود قویتر و برتر در كنار موجود ضعیفتر و كمك نمودن به او در راه پیمودن مراتب كمال است.[3]

آیه‎ای كه به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آیه 35 سوره مائده است كه خداوند می‎فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» ای كسانی كه ایمان آورده‎اید پرهیزكاری پیشه كنید و وسیله‎ای برای تقرب به خدا، انتخاب نمایید و در راه او جهاد كنید، باشد كه رستگار شوید.

وسیله در آیه فوق، معنای بسیار وسیعی دارد و هر كار و هر چیزی كه باعث نزدیك شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می‎شود، شامل می‎گردد، همانطوركه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: بهترین چیزی كه به وسیله آن می‎توان به خدا نزدیك شد، ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه او، نماز، زكات، روزه، حج، صله رحم، انفاق ... می‎باشند.[4]

و از آیات دیگر نیز استفاده می‎شود كه وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسیله، به هیچ وجه ممنوع نیست، همانطور كه حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از خداوند برای عمویش، طلب استغفار كرد، قرآن می‎فرماید: و استغفار ابراهیم برای پدرش (عمویش آزر) فقط به خاطر وعده‎هایی بود كه به او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب كند) امّا هنگامی كه برای او روشن شد كه وی دشمن خداست، از او بیزاری جست، چرا كه ابراهیم مهربان و بردبار است.،[5] یا در سوره یوسف آیه 97، زمانی كه گناهان برادران یوسف آشكار شد، آنها به پدرشان گفتند: ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بودیم.

این آیات نشان می‎دهد كه انسان‎های صالح را می‎توان وسیله برای استغفار و طلب حاجت از خداوند قرار داد. این توسل در حقیقت توجه به خداست نه غیر خدا.

متوسل شدن به افراد در حقیقت توسل به مقام روحانی آنهاست كه روح خود را پرورش داده و به كمالاتی رسیدند. و روح برای بقاست نه برای فنا؛. لذا می‌توان از افرادی كه در قید حیات نیستند، متوسل شد، عالم اهل تسنن در كتاب «وفاء الوفا» می‌نویسد: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش و هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخیز، عمر بن خطاب می‌گوید: حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ به پیشگاه خداوند چنین عرض كرد: یا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لی، خداوندا! به حق محمد از تو تقاضا می كنم كه مرا ببخش!

در زمان خلیفه دوم سالی قحطی شد، بلال به همراه عده‌ای از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت: یا رسول الله! استسق لامتك... فاعفم قد هلكوا...» ای پیامبر! از خدایت برای امتت باران بفرست كه ممكن است همه هلاك شوند.[6]

با وجود روایات زیاد در كتابهای اهل تسنن، باز هم گروهی از آنان به مسئله توسل و شفاعت خرده می‌گیرند و آن را انكار می‌كنند و آن را نوعی استقلال در مقابل خداوند تلقّی می‌كنند، در حالی كه از این جمله غافل هستند كه متوسل شدن به انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در حقیقت متوسل شدن به خداست، و آنها عملی را جز با رضایت و اذن خداوند انجام نمی‌دهند.
«قل لا اسئلك لنفسی ضرّاً و لا نفعاً الا ما شاء الله»[7] بگو! من برای خودم زیان و سودی را مالك نیستم، مگر آن چه خدا بخواهد.

علاوه بر این، توسل روح امید را افزایش، روح یأس را كاهش، و ایجاد رابطه معنوی با خدا و اولیاء الله و تحصیل رضایت خداوند و توجه به سلسله شافعان و... را به وجود می‌آورد.

1. شوق دیدار، محمد مهدی ركنی، ص 198 ـ 220.
2. پیام قرآن، مكارم شیرازی، ج 6، ص 520 ـ 540.
3. تفسیر نمونه، مكارم شیرازی، ج 4، ص 365 ـ 371.[1] . قرشی، سیدعلی اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ذیل ماده «وسل».
[2] . همان،‌ ذیل ماده «شفع».
[3] . مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ج 1، ص 223.
[4] . نهج البلاغه، خطبه 110.
[5] . توبه/ 114.
[6] . به نقل از تفسیر نمونه، ج 4، ص 369؛ وفاء الوفاء، ج 3، ص 371.
[7] . یونس/ 49.
94/02/15 05:37
عقیده , aqeedeh
یکی از مباحث داغ در محافل اعتقادی، مبحث توسل به اشخاص است که برخی از صوفیان در به کار بردن آن بی‌نهایت افراط نموده‌اند؛ حتى برخی به مرز شرک رسیده‌اند و از سویی دیگر، برخی متشددین معاصر آن را مطلقا شرک و حرام می‌دانند؛ گروه اول افراط و گروه دوم تفریط نموده است. مسلک اعتدال همیشه بین افراط و تفریط است. در این مقاله‌ی کوتاه، نخست به توسل‌های اجماعی و اتفاقی می‌پردازیم، سپس به توسل اختلافی که همان توسل به مردگان باشد، مورد کنکاش قرار می‌دهیم.

صورت‌های توسل اجماعی به شرح ذیل است:

(۱) توسل به اسمای حسنى وَصفات عُلیای اللّٰه تعالى؛

دلیل بر آن این آیه است: ﴿وَ لِلّٰهِ الأَسْمَاءُ الحُسْنَى فَادْعُوْهُ بِهَا﴾ [اعراف: ۱۸۰]؛ «و برای خداست نام‌های نیک، پس او را به آن نام‌ها بخوانید.»

در این آیه‌ی کریمه با صیغه‌ی امر به توسل به اسمای حسنا امر شده است و از این بوی وجوب می‌آید. این نوع توسل از مکملات دعاست و دعاهای قرآنی و دعاهای انبیا و ائمه کرام پر از این نوع توسل است.

توسل به اسمای پروردگار در احادیث نبوی آمده است: آن‌حضرت فرموده: «کسی که غم و اندوه زیاد دارد، این دعا را بخواند تا خدا همّ و حزن او را از بین برده و او را شاد بگرداند: ”اللّٰهُمَّ إنِّی عَبْدُکَ و ابْنُ عَبْدِکَ و ابْنُ أَمَتِکَ، نَاصِیَتِی بِیَدِکَ، مَاضٍ فِیَّ حُکْمُکَ، عَدْلٌ فِیَّ قَضَاءُکَ، أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ هُوَ لَکَ، سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ، أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ، أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِی کِتَابِکَ، أَوْ اسْتَأثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الغَیْبِ عِنْدَکَ، أَنْ تَجْعَلَ القُرْآنَ العَظِیْمَ رَبِیْعَ قَلْبِی، وَ نُوْرَ صَدْرِی، وَ جِلاءَ حُزْنِی، وَ ذِهَابَ هَمِّی“؛ إِلَّا أَذْهَبَ اللّٰهُ هَمَّهُ و حُزْنَهُ و أَبْدَلَهُ مَکَانَهُ فَرحاً.» مسند احمد (۳۷۱۲). مستدرک (۱/۵۰۹)، و قال الحاکم: هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه؛ و (۱/۵۱۰)، و قال: صحیح على شرط مسلم. علامه احمد شاکر و ابن تیمیه و ابن قیم می‌گویند: سند آن صحیح است. و نگا: مشکوه المصابیح (۲۴۵۲)، الدعوات، به حواله‌ی رزین؛ با اندکی اختلاف. و در یکی دیگر از دعاهای آن‌حضرت آمده: «یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ بِرَحْمَتِکَ أَسْتَغِیْثُ.» ترمذی، الدعوات (۳۵۲۴)؛ و قال: هذا حدیث غریب.

آن‌حضرت شنید دعای شخصی را که می‌گفت: ”اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْألُکَ بِأَنِّی أَشْهَدُ أَنَّکَ أَنْتَ اللّٰهُ الَّذِی لَا إلٰهَ إلَّا أنْتَ الأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِی لَمْ یَلِدْ و لَمْ یُولَدْ و لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ.“ پس آن‌حضرت فرمود: «قَدْ سَأَلَ اللّٰهَ بِاِسْمِهِ الأَعْظَم الَّذِی إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَى و إذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ.» مسند احمد (۵/۳۴۹ و ۳۵۰). ابوداوود، ابواب قیام اللیل (۱۴۷۹). ترمذی، الدعوات (۳۴۷۵).

و دلیل توسل در دعا به اعمال صالحه قصه‌ی اصحاب غار می‌باشد. نگا: بخاری، الأنبیاء (۳۴۶۵). مسلم، التوبه (۲۷۴۳)، ابوداوود (۳۳۸۷).

(۲) توسل به ایمان و عمل صالح؛

اللّٰه تعالى می‌فرماید: ﴿الَّذِیْنَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾ [آل عمران: ۱۶]؛ «آنان‌که می‌گویند: ای پروردگار ما! همانا ما ایمان آوردیم، پس بیامرز برای ما گناهانِ ما را و نگه دار ما را از عذاب آتش.» ﴿رَبَّنَا ءَامَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِیْنَ﴾ [آل عمران: ۵۳]؛ «ای پروردگار ما! ایمان آوردیم به آن‌چه فرود آوردی و از پیغمبر پیروی کردیم، پس بنویس ما را با شاهدان.»

(۳) توسل به دعا خواستن از اولیای زنده؛

این‌که از ولیّ زنده بخواهد برای او دعا کند به گشادگی رزق و شفای مرض و هدایت و توفیق و مانند آن؛ این جایز است.

(۴) توسل در دعا به محبت اولیاء زنده یا مرده:

این‌که خدا را ندا کند و به محبت پیامبر و اتباع او و به محبت اولیاء اللّٰه، توسل بجوید و بگوید: «اللّٰهُمَّ إِنّی أسْأَلُکَ بِحُبِّی لِنَبِیِّکَ و اتِّبَاعِی لَهُ وَ بِحُبِّی لِأَوْلِیَائِکَ أَنْ تُعْطِیَنِی کَذَا.» پس این جایز است؛ زیرا که بنده در این دعا به عمل صالح خود توسل می‌جوید. [یعنی: دوست داشتن پیامبر و اولیا از اعمال صالحه است.]

(۵) طلب دعا و طلب سفارش از مردگان:

طلب دعا و طلب سفارش از مردگان جایز نیست و ثبوتی ندارد. (إنعام الباری، مفتی محمّد تقی عثمانی: ۴/۲۱۴).

(۶) توسل به انبیا و اولیا در دعا:

این نوع توسل سه صورت دارد:

الف) توسل به این عقیده که اللّٰه تعالى به بزرگان نیروی نفع و ضرر رسانی عطا کرده است؛ در این توسل در حقیقت نام اللّٰه به طور تبرّک گرفته می‌شود و منظور استمداد از ولی است؛ این شرک است.

ب) توسل به این عقیده که هم‌چنان که اللّٰه تعالى نیروی نفع و ضرر دارد، آن را به بزرگان تفویض نموده؛ این هم شرک است.

ج) توسل به بزرگان به این معنى که ”ای اللّٰه! ما این بندگان را به خاطر اعمال صالحه‌یشان دوست داریم، به واسطه‌ی این محبت از شما می‌خواهم این دعایم را بپذیر“، این در واقع توسل به اعمال است [یعنی: الحبّ فی اللّٰهِ]؛ پس توسل به پیامبر، توسل به حبّ پیامبر است و در این اختلافی نیست. شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله توسل به حبّ پیامبر را از قوی‌ترین اسباب اجابت دعا نوشته است. البته اگر توسل به همان دو صورت ناجایز معروف و متداول باشد، از این جهت از توسل به معنای سوم هم پرهیز شود تا عقاید باطل مردم تقویت نگردد؛ بالخصوص احادیث توسل به صورت سوم دو- سه تا هستند و بیش‌ترین ادعیه‌ی مأثوره از این توسل خالی‌اند و یقیناً آن ادعیه بهترین دعاها هستند؛ لیکن اگر کسی توسل بجوید و منظورش معنای درست باشد، جایز است. (مأخوذ از إنعام الباری: ۴/۲۱۷ – ۲۱۴).

توسل گرفتن نابینا به پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وسلم در حال حیات ایشان:

حضرت عثمان بن حنیف رضی‌الله‌عنه می‌گوید: مرد کوری نزد پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وسلم آمد و گفت: دعا کن تا خدا مرا عافیت دهد، آن‌حضرت فرمودند: «اگر می‌خواهی دعا می‌کنم و اگر می‌خواهی صبر کن که آن برای تو بهتر است.» در جواب گفت: برایم دعا کن. عثمان بن حنیف می‌گوید: پس آن‌حضرت او را دستور داد تا خوب وضو بگیرد و این‌گونه دعا کند: «اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْألُکَ و أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ صلى‌الله‌علیه‌وسلم نَبِیِّ الرَّحْمَهِ إِنِّی تَوَجَّهْتُ بِکَ إِلَى رَبِّی فِی حَاجَتِی هٰذِهِ، لِتُقْضَى لِی. اللّٰهُمَّ فَشَفِّعْهُ فِیَّ.» ترمذی می‌گوید: هٰذا حدیث حسن صحیح غریب؛ کتاب الدعوات (۳۵۷۸). این حدیث در مستدرک حاکم با این الفاظ آمده: «ائتِ الْمِیْضَأَهَ فَتَوضَّأْ، ثُمَّ صَلِّ رَکْعَتَیْنِ، ثُمَّ قُلْ: اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْألُکَ و أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صلى‌الله‌علیه‌وسلم نَبِیِّ الرَّحْمَهِ، یَا مُحَمَّدُ! إِنِّی أَتَوَجَّهُ بِکَ إِلَى رَبِّی فَیُجلِی لِی عَنْ بَصَرِی، اللّٰهُمَّ شَفِّعْهُ فِیَّ وَ شَفِّعْنِی فِی نَفْسِی.» عثمان می‌گوید: «قسم به خدا ما متفرق نشده بودیم و سخن ما به درازا نکشید تا این‌که شخص وارد شد و گویا به او هیچ رنجی نبوده است.» حاکم و ذهبی این حدیث را صحیح قرار داده‌اند. ابن ماجه (۱۳۸۵). ترمذی (۳۵۷۳). حاکم (۱/۵۱۹). صحیح؛ کذا فی الجامع الصغیر. (فیض القدیر: ۲/۱۳۴ (۱۵۰۸)).

علّامه شوکانی در تحفه الذاکرین بعد از نقل این حدیث گفته: طبرانی و ابن خزیمه این حدیث را صحیح قرار داده‌اند. سپس شوکانی می‌گوید: این حدیث بر جواز وسیله گرفتن پیامبر به سوی خدای عزّوجَلّ دلالت دارد؛ البته با این اعتقاد که فاعل و عطا کننده و بازدارنده اللّٰه جل‌جلاله است؛ آن‌چه بخواهد، می‌شود و آن‌چه نخواهد، تحقق نمی‌یابد.

توسل جستن به پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وسلم بعد از وفات ایشان:

حضرت عثمان بن حنیف رضی‌الله‌عنه می‌گوید: مردی نسبت به حاجت خود نزد حضرت عثمان بن عفان رضی‌الله‌عنه رفت و آمد کرد، اما عثمان بن عفان رضی‌الله‌عنه به او التفات نکرد و به حاجت او توجه ننمود، پس با عثمان بن حنیف رضی‌الله‌عنه ملاقات کرد و شکایت به نزد او برد؛ عثمان بن حنیف خطاب به او گفت: به وضوخانه برو و وضو کن، سپس به مسجد بیا و در آن دو رکعت نماز ادا کن و سپس بگو: «اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْألُکَ و أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ صلى‌الله‌علیه‌وسلم نَبِیِّ الرَّحْمَهِ….» مجمع الزوائد (۲/۲۷۹). طبرانی می‌گوید: و الحدیث صحیحٌ. نگا: تکمله فتح الملهم (۵/۳۱۶ ـ ۳۱۸).

علامه آلوسی رحمه الله نوشته: وأنت تعلم أن الأدعیه المأثوره عن أهل البیت الطاهرین وغیرهم من الأئمه لیس فیها التوسل بالذات المکرمه صلى‌الله‌علیه‌وسلم . (روح المعانی: ۴/۱۷۰).

حضرت مولانا اشرف‌علی تهانوی تحریر می‌فرماید: «توسل در دعا به مقبولانِ حق، خواه زنده باشند یا مرده، درست است … در جواز آن هیچ شبهه‌ای نیست. البته اگر عوام در این غلو بکنند، و به سبب آن باز داشته شوند، پس این ممانعت هم درست است. و لیکن این پندار در دعا با توسل، که اجابت بر خدا واجب است یا از بزرگانی که به آن‌ها توسل جسته، امید اعانت می‌رود، یا این‌که اسمای آن‌ها هم‌چون اسمای اللّٰه تعالى است، این همه زیادت بر شریعت است.» (إمداد الفتاوى: ۴/۳۷۲٫ تکمله فتح‌الملهم: ۵/۳۱۹ و۳۲۰).

از مطالب بالا معلوم شد که توسل به اشخاص با شروط جایز است، نه واجب و نه سنت نبوی و در عصر صحابه و تابعین به ندرت از آن در دعا استفاده شده است. جای تعجب این‌جاست که معتقدین به این نوع توسل از انواع سابق توسل که اجماعی و اتفاقی‌اند، استفاده نمی‌کنند، حال آن‌که در دعاهای قرآنی و نبوی و عموم صحابه کرام بویی از این نوع توسل نیست.

* نویسنده: عبدالحکیم سیدزاده (مجلس علمی عین العلوم گشت)
93/12/14 12:17
سربازان امام زمان(عج) , sahabeerahmat
تعجیل در فرج آقا امام زمان -ارواحنا فداه- صلوات.

برای دیدن کامل مطلب و همه تصاویر به لینک زیر بروید....
93/11/4 20:52
قل هـــوالله احد , onlyallah
جواب)شفاعت در اصطلاح آن است که شخص به وسیله ارتباط با شفیع خود را از وضیعت نامطلوب به وضعیت مطلوبی برساند که شایسته بخشودگی گردد.
لذا شفاعت اگر به خدا نسبت داده شود مغفرت نامیده می گردد و اگر به اگر به دیگران نسبت داده شود شفاعت نامیده می شود.(1)بنابراین شفیع به منزله بال دومی است برای کسی که دارای یک بال است که با بال دیگر می تواند پرواز کند.
شفاعت برای کسانی است که در دنیا از هدایت بهره مند شده اند ولی کسانی که در دنیا در گمراهی مطلق بوده اند شامل حالشان نمی شود.
امام صادق علیه السلام فرمودند:به خدا سوگند تنها از برزخ شما می ترسم،ولی هنگامی که کار به دست ما آید،ما به شما سزاوارتریم.(یعنی آنگاه که اجازه شفاعت به ما بدهند،غیر از شما را مقدم نمیداریم.)(2)
1ـمطهری، مرتضی، مجموعه آثار، چ صدرا، 1370ش، تهران، ج 1، ص 259.
2ـ8. علامه مجلسی، بحارالانوار، چ الوفاء بیروت، 1404ق، ج 6، ص 214.
5
1
3
93/09/17 14:31
 سلیمانی , salman210
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اذ کان یوم القیامه بعث الله عزوجل العالم و العابد، فاذا وقف بین یدی الله عزوجل قیل للعابد: انطلق الی الجنه، و قیل للعالم: فق، تشفع للناس بحسن تا دیبک لهم.
چون روز قیامت شود، خدای عزوجل عالم و عابد را برانگیزد. چون آن دو در پیشگاه خدای عزوجل بایستند، به عابد گفته شود: به بهشت برو و به عالم گفته شود: بایست و بسبب آن که مردم را نیکو تربیت کردی، شفاعتشان کن.
علل الشرایع/ 394.
25
3
5
دریا دریایی , darya2272
سه شنبه 18 آذر ، 21:26
خیلی جالب بود......
ادامه
دریا دریایی , darya2272
سه شنبه 18 آذر ، 21:26
+++++++
ادامه
آراز دهقان , pouryadehghan
سه شنبه 18 آذر ، 08:25
قف بحسن تادیبک لهم
ادامه
93/09/17 14:29
 سلیمانی , salman210
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اِذا كانَ یَومُ القیامَةِ بَعَثَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ العالِمَ وَ الْعابِدَ ، فَاِذا وَقَفا بَیْنَ یَدَىِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ قیلَ لِلْعابِدِ: اِنْطَلِقْ اِلَى الْجَنَّةِ وَ قیلَ لِلْعالِمِ: قِف تَشَفَّعْ لِلنّاسِ بِحُسْنِ تَأدیبِكَ لَهُمْ؛
هر گاه روز قیامت گردد، خداى عزّوجلّ عالم و عابد را برانگیزاند . پس آن گاه كه در پیشگاه خداوند ایستادند به عابد گفته مى شود: «به سوى بهشت حركت كن»و به عالم گفته مى شود: «بایست و مردم را به خاطر آن كه نیكو ادبشان نمودى،شفاعت كن» .
علل الشرایع، ج 2، ص 394، ح 11
24
2
5
دریا دریایی , darya2272
سه شنبه 18 آذر ، 21:26
++++++++
ادامه
93/09/17 14:27
 سلیمانی , salman210
امام باقر علیه السّلام فرمودند:
مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ؛
هر كه خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد. وكسی كه غیر از ما اهل بیت ـ عصمت و طهارت ـ را وسیله گرداند نا امید و هلاك خواهد گشت.
امالی شیخ طوسی، ج 1، ص 175
22
1
9
دریا دریایی , darya2272
سه شنبه 18 آذر ، 21:27
++++++++
ادامه