نرم افزار اندروید کلوب جستجوی مطالب

نتایج جستجو : اضطراب - 72 مطلب

98/10/27 20:57
گروه آموزشی  فرافکر , farafekrgroup
حدود ۴ سال پیش، محققان دانشگاه مونترآل از یک گروه ۴۸ نفری سؤالاتی را پرسیدند.
درباره اینکه چه مدت و چقدر احساسات و هیجانات شدیدی مانند خشم، گناه، کسالت و اضطراب را تجربه کرده اند؟
پس از بررسی، آنها را در معرض موقعیت هایی قرار دادند که احساسات خاصی ازجمله آرامش، استرس، ناامیدی و کسالت را تحریک کنند.
نتایج نشان داد، شرکت کنندگانی که سابقه عادت ها و رفتارهای فیزیکی تکراری مانند جویدن ناخن و بازی کردن با موها را دارند، خیلی بیشتر احتمال دارد که وقتی در شرایط اضطراب آور قرار میگیرند، چنین رفتارهایی انجام دهند.

هرچند این نتیجه در نگاه اول خیلی خاص نیست ولی محققین به نتیجه جالب دیگری رسیده اند.
آنها به رابطه کمال گرایی و اضطراب پی برده اند و باور دارند که افرادی که چنین عاداتی دارند، ممکن است کمالگرا باشند.
یعنی نمی توانند برای رسیدن به یک هدف، با آرامش و با سرعتی عادی پیش روند.
به همین دلیل وقتی به اهدافشان نمی رسند، به ناامیدی، نارضایتی و ناشکیبایی دچار می شوند.

کمال گرا بودن معمولاً برای آدمها یک زنگ خطر محسوب نمی شود. به نظر شما آیا کمال گرایی چیز خوبی نیست؟
شاید نه! مطالعات انجام شده نشان می دهد که کمال گرایی می تواند یک آسیب فوق العاده باشد.
کمالگرایی می تواند باعث رنج عاطفی شدید شود و هم عامل و هم از علائم اختلالات اضطرابی باشد.
کمال گرایی در همه چیز دخیل است. از رفتارهای به ظاهر ساده مثل جویدن ناخن گرفته، تا حتی خودکشی!
99
98/03/9 17:54
رام رام , hraha97
ترس اضطراب وحشت دکتر فرهنگ هلاکویی-دانلود مجموعه بی نظیر و جذاب ترس اضطراب وحشت دکتر فرهنگ هلاکویی با لینک مستقیم- همین الان دریافت کنید.

آیا شما هم دائم مضطرب هستید؟ آیا فرزند شما خیلی مضطرب و پر استرس می باشد؟ آیا فرزند شما می ترسد؟ و آیا شما، یا اعضای خانواده تان با اضطراب و ترس مشکل دارید؟ آیا دربرابر یک محرک کوچک شما بسیار وحشت زده می شوید؟ اگر به هر دلیلی دنبال مطالب علمی و بروز درباره ترس اضطراب و وحشت میگردید پس با ما همراه باشید.
دانلود مجموعه کامل ترس اضطراب وحشت دکتر فرهنگ هلاکویی
97/10/9 20:18
آرش  رحیمی پور , cafesokhan
از گفتن این ۵ جمله به کسانی که اختلال اضطراب دارند خودداری کنید
دیدن زجر کشیدن دیگران (مخصوصا کسی که برایتان مهم است) هولناک و ناراحت‌کننده است (مخصوصا اگر از چیزی زجر بکشند که برای شما ناشناخته باشد). اما برای ۶٫۵ میلیون نفر ایرانی که دچار اختلالات عصبی (psychiatric disorders) هستند، عصبی شدن، ناراحتی، نگرانی، حمله‌ی عصبی و حتی تشنج بخش‌های جدانشدنی زندگی هستند. همان‌طور که زندگی‌ افراد با هم متفاوت است، تجربه‌ای هم که از اضطراب دارند متفاوت است. به همین دلیل شاید راهکاری که برای یکی مؤثر واقع شود، برای دیگری کاملا بی‌فایده باشد.
اضطراب همیشه بخشی از زندگی من بوده و هست. همیشه می‌خواستم همه چیز را تحت کنترل خودم داشته باشم ولی این‌که نمی‌توانستم همه چیز را پیش‌بینی کنم – و برایشان برنامه‌ریزی کنم – باعث اضطرابم می‌شد

در سال‌هایی که با اضطراب زندگی کردم، درس‌های زیادی گرفتم که مهم‌ترین‌شان این است: این خودِ ما هستیم که در مورد درمان بیماری‌مان تصمیم می‌گیریم. نوشداروی شما هر چه باشد، چه جلسات روانشناسی، چه یوگا، چه تمدد اعصاب یا دارودرمانی (یا ترکیبی از آن‌ها) فقط روشی که منحصرا مناسب شماست، باعث سلامتی‌تان خواهد شد.
منظورم این نیست که شما در این مسیر تنها هستید و تمام مسئولیت روی دوش خودتان است. همه‌‌ی ما به همراهی و حمایت عاطفی دیگران احتیاج داریم. درکی که عموم مردم از بیماری‌های روانی دارند، هنوز از خیلی جهات اشتباه است و باعث آسیب دیدن افراد بیمار می‌شود. فراموش نکنیم، همدردی با دیگران، تفاهمات را برجسته و اختلافات را کمرنگ‌ می‌کند.

اگر دوست، همسر یا یکی از اعضای خانواده‌ی شما با اضطراب دست و پنجه نرم می‌کند، سعی کنید هیچ‌وقت این پنج جمله را به زبان نیاورید. در این صورت می‌توانید بهتر با هم ارتباط برقرار کنید.

۱. «خوشحال باش دیگه»
متأسفانه قضیه به این سادگی نیست. برای افرادی که دچار اضطراب هستند، وقتی به دلیلی ناراحت هستند، خوشحال بودن خیلی سخت‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. معلوم است که می‌خواهیم خوشحال و آرام باشیم، اما این‌که به ما بگویید چه حسی داشته باشیم، حالمان را بهتر نمی‌کند. در واقع باعث می‌شود احساس کنیم ما را نمی‌فهمید یا اشتباه در موردمان قضاوت می‌کنید.

۲. «آروم بگیر»
بله، آرامش خیلی حس خوبی ست. اما دوباره می‌گویم، این‌که به کسی بگویید فلان حس را داشته باش، بدون این‌که راه و روشش را بگویید، سریع‌ترین راه برای به انزوا کشاندن اوست. اگر می‌خواهید به کسی که دوستش دارید کمک کنید تا آرامش داشته باشد، انتقال تمرکزش بر روی درست نفس کشیدن، می‌تواند کمک بزرگی باشد.

۳. «ادای دیوونه‌ها رو در نیار»
اضطراب موجود ناشناخته‌ای است. عکس‌العمل افرادی که اضطراب دارند، در شرایط مختلف، ممکن است از دید دیگران بی‌منطق به نظر برسد. حتی بعضی اوقات امکان دارد خودمان هم نتوانیم دلیلی برای ناراحتی‌مان پیدا کنیم. جدا از این‌که به نظر شما چه کسی حق دارد مضطرب باشد و چه کسی حق ندارد؛ وقتی کسی را «دیوانه» خطاب می‌کنید، نباید توقع عکس‌العمل مثبتی داشته باشید.

۴. «قدر داشته‌هاتو بدون»
شاید این بدترین حرفی باشد که تا به حال شنیده‌ام. همیشه سعی کردم قدردان نعمت‌های زندگیم باشم و این‌کار را رفتاری سالم می‌دانم. اما اضطراب و قدردانی تقریبا هیچ ربطی به هم ندارند. مبارزه کردن با اضطراب (یا هر اختلال دیگری) باعث نمی‌شود حق‌نشناس باشید. این لکه‌ی ننگ همیشه روی مبتلایان به اضطراب بوده است و باعث می‌شود این افراد حس بدی نسبت به خودشان داشته باشند.

۵. «فکر می‌کنی مریضی ولی اشتباه می‌کنی»
تپش قلب، دست‌های عرق کرده و خیس و نفس‌های بریده بریده نشان می‌دهند که اضطراب توهمی نیست که در گوشه‌ای از مغز جا خوش کرده است. برای ما اضطراب کاملا واقعی است و همه جا احساسش می‌کنیم. اگر به ما بگویید احساسی که داریم فقط یک توهم است، مثل این است که به کسی که پایش شکسته بگویید دردی که حس می‌کند خیالی بیش نیست.

از همه‌ی این حرف‌ها که بگذریم، همه‌ی ما انسانیم. اگر می‌خواهیم در مورد بیماری‌های روانی دید بهتری داشته باشیم، اولین گام این است که محیطی را فراهم کنیم که همه احساس کنند همان‌طور که هستند در جامعه پذیرفته می‌شوند و اطرافیان‌شان تحت هر شرایطی دوستشان دارند.
#اضطراب
97/09/29 20:17
در مرزهای علم , edge_of_science
افسردگی و اضطراب ممکن است به اندازه‌ی سیگار و چاقی برای سلامتی بد باشند. با این حال، سرطان با این شرایط‌های سلامت روانی ارتباطی ندارد. این‌ها ابزارهای اصلی مطالعه‌ی جدیدی هستند که به بررسی تاثیر افسردگی و اضطراب بر سلامت جسمی می‌پردازد.

در قرن هفدهم، فیلسوف روشنفکر، Rene Descartes، اثبات کرد که ذهن و جسم نهادهای جداگانه‌ای هستند. در حالی که این ایده دوالیست بسیاری از علم و افکار مدرن را شکل داده است، پیشرفت‌های علمی اخیر نشان می‌دهد که جدا بودن ذهن و جسم درست نیست.
به عنوان مثال، Antonio Damasio، عصب‌شناس، کتاب معروفی به نام “Descartes’ error” را برای اثبات دقیق این نکته که مغز، احساسات و قضاوت‌های ما بیشتر از آنچه مردم قبلا معتقد بودند، درهم تنیده هستند.

یافته‌های مطالعه‌ی جدید ممکن است به این استدلال اخیر بیشتر کمک کند. Aoife O’Donovan و همکارش Andrea Niles از دپارتمان روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیای سان‌فرانسیسکو، برای بررسی اثرات احتمالی شرایط‌های وابسته به روانپزشکی مانند افسردگی و اضطراب بر سلامت جسمی فرد شروع به کار کردند.
محققان سلامتی بیش از ۱۵ هزار افراد سالخورده را در طول ۴ سال بررسی کردند و یافته‌های خود را در ژورنال American Psychological Association منتشر کردند.

اضطراب و افسردگی مشابه سیگار کشیدن هستند
در این مطالعه به اطلاعات سلامتی ۱۵۴۱۸ بازنشسته که به طور میانگین ۶۸ سال داشتند، پرداخته شده است. این اطلاعات از مطالعه دولتی که از مصاحبه برای ارزیابی علائم افسردگی و اضطراب افراد استفاده کرده بود، بدست آمده است. همچنین، شرکت‌کنندگان به سوالات پیرامون وزن، وضعیت سیگار کشیدن و شرایط پزشکی که قبلا برایشان تشخیص داده شده است، پاسخ دادند. علاوه‌براین، اطلاعات مربوط به وزن خود را که در هر ویزیت بیمارستانی ثبت شده بود، ارائه دادند.

O’Donovan و همکارانش دریافتند که از بین مجموع شرکت‌کنندگان، ۱۶ درصد آن‌ها مبتلا به سطح بالایی از افسردگی و اضطراب، ۳۱ درصد مبتلا به چاقی و ۱۴ درصد سیگاری بودند.
کسانی که با سطح بالایی از افسردگی و اضطراب زندگی می‌کردند، نسبت به افرادی که افسردگی و اضطراب نداشتند، ۶۵ درصد بیشتر مستعد ابتلا به بیماری‌های قلبی، ۶۴ درصد بیشتر مستعد سکته مغزی، ۵۰ درصد بیشتر مستعد ابتلا به فشارخون بالا و ۸۷ درصد بیشتر مستعد ابتلا به آرتریت بودند.

این احتمال افزایش یافته مشابه شرکت‌کنندگانی است که سیگاری یا چاق بودند. اگرچه درمورد آرتریت به نظر می‌رسد افسردگی و اضطراب زیاد خطرات بیشتری را نسبت به سیگار و چاقی به وجود می‌آورند.

سرطان با اضطراب و استرس ارتباطی ندارد
از بین تمامی شرایطی که بررسی شد، دانشمندان دریافتند که سرطان تنها موردی است که ارتباطی با افسردگی و اضطراب ندارد. این یافته‌ها مطالعات قبلی را تایید می‌کنند اما برخلاف باور بسیاری از بیماران هستند. این یافته‌ها مطابق با بسیاری از مطالعات دیگر هستند که نشان می‌دهند اختلالات روانشناختی پیش‌بینی‌کننده قوی برای بسیاری از انواع سرطان نیستند.

مهم‌ترین نکته این است که از آنجایی که سلامت روانی برای تمامی گروه‌های عارضه‌های پزشکی اهمیت دارد، مهم است که این یافته‌ها را گسترش دهیم. نیاز داریم که نسبت دادن تشخیص‌های سرطانی را به سوابق استرس، افسردگی و اضطراب متوقف کنیم.

علائم افسردگی و اضطراب به شدت با سلامت جسمی ضعیف ارتباط دارد؛ اما هنوز هم در مقایسه با سیگار کشیدن و چاقی، این شرایط در مراقبت‌های اولیه مورد کم توجهی قرار می‌گیرند.
این یافته‌ها هزینه‌های طولانی‌مدت افسردگی و اضطراب درمان نشده را برجسته کرده و یادآوری می‌کند که درمان بیماری‌های سلامت روانی می‌تواند منجر به صرفه‌جویی در سیستم بهداشتی شود.

از نظر محققان، این اولین مطالعه‌ای است که به طور مستقیم اضطراب و افسردگی را با سیگار و چاقی به عنوان ریسک فاکتور بالقوه برای شروع بیماری در مطالعات طولانی‌مدت مقایسه کرده است.
97/08/15 15:45
در مرزهای علم , edge_of_science
ترس و اضطراب اغلب با یکدیگر همراه هستند، اما نمی‌توان آن‌ها را بجای یکدیگر بکار برد. با وجودی که علائم آن‌ها به طور معمول هم‌پوشانی دارند، تجربه افراد با این احساسات بر اساس زمینه آن‌ها متفاوت است. ترس مربوط به یک خطر شناخته شده یا قابل فهم است، در حالی که اضطراب ناشی از یک تهدید ناشناخته یا ضعیف است.

هر دو باعث ایجاد یک نوع پاسخ استرس می‌شوند.
ترس و اضطراب هر دو جواب مشابهی به خطرات خاصی دارند. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند تفاوت‌های مهمی بین این دو وجود دارد. این تفاوت‌ها می‌توانند شامل نحوه واکنش ما به عوامل استرس زا در محیط اطرافمان شود.

تنش عضلانی، افزایش ضربان قلب و تنگی نفس نشانه‌های فیزیولوژیکی به پاسخ به خطر است. این تغییرات جسمی ناشی از پاسخ استرس به مبارزه یا تنش درونی است که برای بقای ما ضروری است. بدون این پاسخ استرس، ذهن ما سیگنال هشدار خطر را دریافت نخواهد کرد و بدن ما قادر نخواهد بود خود را برای فرار و یا ماندن و نبرد در مواجهه با خطر آماده کند.

اضطراب
به گفته نویسندگان sadock و Ruiz اضطراب “یک احساس گسترده، ناخوشایند، مبهم از ترس و واهمه است”. اضطراب اغلب پاسخ به یک تهدید نامشخص یا ناشناخته است. به عنوان مثال، تصور کنید که شما در خیابانی تاریک راه می‌روید. ممکن است احساس ناخوشایندی داشته باشید و همینطور کمی احساس دلشوره داشته باشید. این احساسات ناشی از اضطراب است که بخاطر احتمال این که یک غریبه ممکن است از پشت بشکه خارج شود یا به نوعی سر راه شما قرار بگیرد و به شما آسیب برساند، ایجاد می‌شود. این اضطراب نتیجه تهدید شناخته شده یا خاصی نیست. بلکه ناشی از تفکر ذهن شما از خطرات احتمالی است که ممکن است بلافاصله بوجود آید.

اضطراب اغلب همراه با احساسات ناراحت کننده‌ی جسمی همراه است. برخی از رایج‌ترین نشانه‌های فیزیکی اضطراب عبارتند از:

سردرد
درد عضلانی و تنش
اختلالات خواب
احساس تنگی در سراسر بدن، به خصوص در سر، گردن، فک و صورت
درد قفسه سینه
زنگ زدن یا احساس تپش در گوش
تعریق بیش از حد
تکان و لرزش
لرزهای سرد یا سوزش سرد
افزایش سرعت ضربان قلب
کمردرد یا سوزش
وسواس و شخصی سازی
ناراحتی معده یا حالت تهوع
تنگی نفس
احساس اینکه دارید دیوانه می‌شوید
گیجی یا احساس ضعف
ترس
ترس یک پاسخ عاطفی به یک تهدید شناخته شده یا قطعی است. برای مثال، اگر در خیابان تاریکی راه می‌روید و کسی تفنگی را به سمت شما نشانه می‌گیرد و می‌گوید: “این یک سرقت مسلحانه است”، پس احتمالا شما یک واکنش ترس را تجربه خواهید کرد. خطر واقعی، قطعی و فوری است. یک علت واضح و واقعی برای ترس وجود دارد.

اگر چه تمرکز پاسخ متفاوت است (خطر واقعی در مقابل خطر متصور)، ترس و اضطراب مرتبط هستند. هنگامی که با ترس مواجه می‌شوید، اکثر مردم واکنش‌های فیزیکی را که تحت اضطراب توصیف می‌شوند، تجربه می‌کنند. ترس باعث اضطراب می‌شود و اضطراب می‌تواند باعث ترس شود. اما تمایز ظریف بین این دو به شما درک بهتری از علائم را می‌دهد و ممکن است برای استراتژی‌های درمان مهم باشد.

درمان ترس و اضطراب
ترس و اضطراب با بسیاری از شرایط سلامت روانی همراه است. این احساسات اغلب با اختلالات اضطرابی مانند فوبیا‌های خاص، ترس از جمعیت، اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال هراس مرتبط است. اگر ترس و اضطراب غیر قابل کنترل شوند، به پزشک خود مراجعه کنیم.

ممکن است پزشک شما در مورد علائم فعلی و سابقه‌ی پزشکی خود صحبت کند تا به تعیین علت احتمالی ترس و اضطراب شما کمک کند. از آنجا، انتظار داریم که پزشک شما تشخیص دهد یا برای ارزیابی بیشتر شما را به یک متخصص مراقبت ویژه ارجاع کند. پس از تشخیص، می‌توانید یک برنامه درمان شروع کنید که می‌تواند در کاهش و کنترل ترس و اضطراب شما کمک کند.
97/07/8 21:12
در مرزهای علم , edge_of_science

وقتی در کارتان دچار اضطراب می­شوید، چگونه بر آن غلبه می­کنید؟ آیا به کارتان ادامه میدهید و بی خیالش می­شوید؟ یا استراحتی می­کنید و سعی می­کنید ذهن خود را دوباره سرحال بیاورید؟ طبق مطالعه جدید، ممکن است یک راه سوم بهتری وجود داشته باشد: یک دقیقه زمان برای یاد گرفتن چیزی جدید بگذارید.

سوپاپ فشار را آزاد کنید

لازم نیست که به شما بگوییم که اضطراب چقدر چیز بدی است. در زمان کوتاه، باعث میشود شما زودخشم، عصبی و دارای اختلال خواب گردید. در زمان بلند، می­تواند منجر به افسردگی، فشار خون بالا و خطر سکته قلبی بشود. هم چنین از شما کارمند بدتری می سازد. مطالعات نشان داده­اند که افراد مضطرب در سر کار بیشتر امکان دارد که دچار رفتار غیراخلاقی مانند بدرفتاری و بدون ادب برخودر کردن با همکاران، اطلاعات غلط پراکندن و دزدیدن اشیاء بشوند.

در مقاله ­ای از مرور تجارت هاروارد، چن ژانگ، کریستوفر جی میرز و دیوید میر می­نویسند که مردم عموما با اضطراب به یکی از دو نوع زیر برخورد می­کنند. آنها یا در برابر آن مقاومت می کنند و به این سختی خود افتخار می­کنند، یا به خود یک استراحت می­دهند و سر خود را با گشتن در وب یا قدم زدن یا هر چیز موقتی که در دفتر کار خود داشته باشند گرم می­کنند. اما هر دوی این روشها نقاط ضعف خود را دارند. مقاومت کردن در مقابل اضطراب و به کار خود ادامه دادن هنگامی که مغز شما داغ است موجب کار با کیفیت پایین­تر می­شود، و استراحت کوتاه به خود دادن فقط یک درمان موقت است و وقتی که برگردید اضطراب دوباره همانجا منتظر شما خواهد بود.

محققان راه دیگری را پیشنهاد می­کنند:

بر روی یادگیری تمرکز کنید. برای دو مطالعه، آنها به رفتار کارکنان و فشار و اضطراب شغلی بیش از ۳۰۰ نفر از کارکنان آمریکا نگاه کردند، به ویژه اینکه چگونه استراتژی های مقابله ای متفاوت ممکن است استرس و رفتارهای غیر اخلاقی را به دنبال داشته باشد. برای دو هفته، آنها از نظرسنجی روزانه استفاده می کردند تا متوجه شوند که کارکنان چه کار کرده­اند و در طول روز چه احساسی می­کردند، از جمله اینکه آنها از چه برای استراحت انجام دادند و چقدر زمان می برد تا چیزی جدید یاد بگیرند.

معلوم شد تفاوت زیادی بین اثرات استرس پس از استراحت و یادگیری چیزهای جدید وجود دارد. در روزهایی که کارکنان وقت بیشتری را صرف یادگیری چیزها می کردند، استرس و اضطراب کمتری را تجربه می­کردند و در رفتارهای غیر اخلاقی کمتر فعالیت می کردند. علاوه بر این، استراحت کردن برای آرام شدن باعث نشد آنها اضطراب کمتری را تجربه کنند یا با همکاران خود کمتر خشن باشند، یا کار بیشتری را انجام بدهند. در مطالعه دیگری از پزشکان، آنها دریافتند که بودن در یک تیم از افرادی که زیاد یاد گرفتند، کمک کرد تأثیرات استرس را حتی برای افرادی که در آن تیم بودند و خود فعالیت یادگیری انجام ندادند کم کند.

لم دادن و یاد گرفتن

شاید ما درباره تسکین اضطراب در اشتباه بوده ­ایم. قدم زدن یا گشتن در وب یک راه حل موقت خوب است که ممکن است زیاد دوام نیاورد. در عوض زمان گذاشتن برای یادگیری چیزی احتمالا بهترین راه ممکن است. در مقاله آنها، محققان چند پیشنهاد می­دهند که چگونه این کار را شروع کنیم. آنها پیشنهاد می­کنند با خود موقعیت­های استرس زا شروع کنیم: آنها را به عنوان فرصت هایی برای یادگیری بازنویسی کنیم، و وقتی مسائل سخت می­شوند از افراد واردتر مشورت بگیریم. اما بیش از همه، آنها پیشنهاد می­کنند خود یادگیری را به یک نوع جدید از استراحت تبدیل کنیم.

این ممکن است به نظر به تغییر نگاه ذهنی شبیه باشد، اما اگر یک فعالیت یادگیری به شما اجازه می دهد تا از نوع تلاش­هایی که در فعالیت های کاری منظم (به عنوان مثال، تفکر عددی، در تعامل با مشتریان) استفاده می­کنید، دوری کنید و اگر این فعالیت همچنین متناسب با علائق ذاتی شما باشد، می­تواند شما را از نظر ذهنی دوباره شارژ کند.
97/06/7 21:10
لیلا جبلی , drjebeli
97/05/20 21:49
در مرزهای علم , edge_of_science
اضطراب: ارثی بودن بنیان های شیمیایی مغز کشف شده است.

با بررسی مغز صدها میمون که از لحاظ ژنتیکی مرتبط بودند، محققان موفق به کشف شبکه ها و مناطقی از مغز شدند که در اضطراب دخیل هستند. آن ها هم چنین نشان دادند تغییرات در نحوه ی ارتباط بین این شبکه ها، قابل به ارث رسیدن هستند.

اضطراب یک موضوع مهم و قابل توجه در سطح جهانی است. از هر ۵ بزرگسال یک نفر درگیر اختلال اضطراب است؛ این مسئله زندگی فردی آن ها را به میزان قابل توجهی تحت تاثیر قرار می دهد.

اختلال اضطراب به عنوان احساس شدید نگرانی تعریف می شود، که می تواند باعث اختلالات فیزیکی مثل افزایش ضربان قلب و لرزیدن شود.

درباره ی ساز و کار بسیاری از اختلالات ذهنی اطلاعات اندکی در دست است.

به عنوان مثال کدام سلول ها، مناطق و کانال ها در ایجاد اختلال نقش دارند؛ به همین خاطر دارو ها، به نسبت منبع ایجاد اختلال، بیشتر علائم ناشی از اختلال را تحت تاثیر قرار می دهند.

یک مطالعه ی اخیر، ما را در فهمیدن بنیان های شیمیایی مغز که در اختلال اضطراب نقش دارد، کمک می کند؛ در واقع، یک پیشرفت در راستای درمان های بهتر شکل می دهد.

براساس یافته های قبلی، محققان از دانشکده پزشکی دانشگاه ویسکانسین و انجمن ملی سلامت مدینسون، اضطراب را در جمعیت تقریبا ۴۰۰ نفری از میمون های رزوس بررسی کردند. با استفاده از تکنولوژی MRI، آن ها به کانال های عصبی کم نور که در اضطراب نقش داشتند، نور تاباندند. نتایج این تحقیقات، اخیرا در روزنامه JNuerosci منتشر شد.

دانشمندان به رهبری دکتر ند کالین روی رفتار های بازدارنده و خلق و خوی اضطراب که در کودکی ظاهر می شود، تمرکز کردند. این صفات مورد توجه هستند چرا که به مقدار زیادی پیشروی اختلالات اضطراب در زندگی آینده فرد را پیش بینی می کنند.

درک بنیان های این خلق و خو می تواند باعث درک این سوال شود که اختلال اضطراب چرا و چگونه در یک فرد به وجود می آید.

در مطالعات قبلی که بر اساس MRI انجام شد، دکتر کالین و تیمش، شبکه هایی از مغز را که در به وجود آوردن رفتارهای بیش از حد مضطربانه نقش دارد، دقیقا مشخص کرده است. یکی از یافته های خاص، آمیگدالای توسعه یافته ی مرکزی است که بخشی از سیستم پاداش و جزای مغز است؛ این شبکه شامل مجموعه ای در هسته است که همه ی آن ها به آمیگدالا متصل است.

۲ تا از تقسیمات اولیه ی آمیگدالای توسعه یافته مرکزی عبارت اند از: هسته ی مرکزی آمیگدالا(CE) و هسته ی بستری ترمینال استری(BTS). متابولیسم این مناطق که اتصال محکمی با هم دارند، با تفاوت هایی که در خلق و خوی اضطراب وجود دارد، مرتبط است؛ به عبارت دیگر میزان فعالیت CE و BTS چگونگی عملکرد اضطراب در افراد خاص را پیش بینی می کند.

برای بررسی بیشتر، محققان میزان اولیه و طبیعی اضطراب بچه ها را ارزیابی کردند؛ آن ها این کار را به وسیله ی قرار دادن بچه ها در معرض یک مزاحم انسانی(human intruder) و یادداشت کردن رفتار آن ها انجام دادند. افراد مضطرب کمتر به اطراف حرکت می کردند و صدای کمتری تولید می کردند.

دانشمندان همچنین میزان کورتیزول را به عنوان معیار استرس اندازه گیری کردند.

مطابق انتظار میمون هایی با میزان اضطراب بالا، افزایش قابل توجهی در فعالیت CE و BTS داشتند.
ارتباطات مغزی قابل به ارث رسیدن است

حیوانات استفاده شده در این پژوهش از شجره نامه مشترکی بودند؛ بنابراین، به حالات مختلفی با هم خویشاوند بودند. به خاطر اینکه نحوه ی پرورش آن ها به دقت ثبت شده بود، محققانمی دانستند که کدام میمون ها با هم خویشاوند هستند و این نسبت خویشاوندی چقدر نزدیک است. این موضوع به تیم اجازه داد که محاسبه کندکه اختلال اضطراب به چه میزان قابل به ارث رسیدن است و اینکه آیا موروثی بودن با تغییراتی که در فعالیت مغز رخ می دهد مطابقت می کند یا نه.

آن ها کشف کردند که سطح های مختلف ارتباط بین CE و BTS در واقع موروثی است؛ نویسنده در این باره توضیح می دهد:” در مطالعات اخیر، تجزیه و تحلیل توارث پذیری نشان داد که ارتباط عملکردی CE_BTS (حالت اضطراب) از طریق شجره نامه خانوادگی به ارث می رسد و از این فرضیه که ارتباط عملکردی CE_BTS و حالت اضطراب بنیان های مولکولی مشترکی دارند، حمایت می کند.

این نتایج آن تئوری را که تعامل بین CE و BTS در بروز صفات اضطراب اهمیت دارد، حمایت می کند؛ محققان همچنین شواهد بیشتری برای توارث پذیری اضطراب ارائه و به روش های جدید تحقیق اشاره می کنند.

هیچ درمانی برای اختلال اضطراب مستقیما از این یافته ها کشف نمی شود؛ با وجود این، این یافته ها پیشرفت مهمی محسوب می شود. اختلال اضطراب در سنین کودکی می تواند سلامت ذهنی فرد در آینده را پیش بینی کند؛ بنابراین فهمیدن چگونگی پیشرفت این اختلال در سنین پایین می تواند قدم مهمی به سمت جلوگیری از پیشرفت بیشتر آن باشد.
97/05/15 12:42
در مرزهای علم , edge_of_science
افراد مختلف می‌توانند شیوه‌های مختلفی از تغییر در سبک زندگی را برای کنترل اضطراب‌شان به کار گیرند. مصرف رژیم غذایی غنی از سبزیجات، میوه‌ها، حبوبات، غلات کامل، پروتئین نیز می‌تواند مؤثر باشد.
اضطراب یک نوع مشکل جهانی به حساب می‌آید که میلیون‌ها نفر از مردم جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. علائم متفاوتی دارد و برخی از افراد تنها در یک لحظه و گاهی پس از آن دوباره آن‌ها تجربه می‌نمایند. با این حال، در فردی که علائم آن تا ۶ ماه یا حتی بیشتر ادامه داشته باشد، احتمالاً مبتلا به اختلال عمومی اضطراب (GAD) می‌باشد.
علائم این اختلال شامل علائمی روانشناختی و فیزیکی مانند موارد زیر می‌شود:
ترس
تنش
نگرانی بیش از اندازه نسبت به حوادث و مشکلات روزمره
زودرنجی
مشکلات تمرکز
مسائل مربوط به روابط شخصی و شغلی
تپش قلب، سرعت بالای ضربان
تنش عضلانی
تنگی نفس
پزشک‌ها اغلب اختلال عمومی اضطراب را به صورت ترکیبی از چند درمان مختلف مثل، صحبت درمانی همچون درمان رفتاری شناختی، در کنار استفاده از داروها درمان می‌کنند. برخی از اوقات، این درمان‌های مرسوم در درازمدت تأثیری ندارند. با این حال، برخی از مطالعات نشان می‌دهد که تغذیه‌ی مناسب می‌تواند علائم ناشی از اضطراب را کاهش دهد.

۹ غذایی که اضطراب را کاهش می‌دهد

۱. بادام برزیلی
بادام برزیلی سلنیوم بالایی دارد. سلنیوم می‌تواند خلق فرد را با کاهش التهاب ،که اغلب در فردی که دارای اختلال خلقی مانند اضطراب است، سطح بالایی دارد، بهبود بخشد.
سلنیوم آنتی اکسیدان نیز می‌باشد که از آسیب سلولی جلوگیری می‌کند. از خواص دیگر سلنیوم می‌توان به ضد سرطان‌زا بودن آن نیز اشاره کرد که به پیشگیری از گسترش سرطان کمک می‌کند. سایر آجیل‌ها، محصولات حیوانی و سبزیجاتی مثل قارچ و سویا نیز منابع خوبی برای سلنیوم به شمار می‌روند.
استفاده بیش از حد از سلنیوم می‌تواند عوارضی جانبی در پی داشته باشد. بیشترین مقدار پبشنهادی مصرف ان برای یک فرد بالغ ۴۰۰ میکروگرم در روز می‌باشد. بنابراین نسبت به عدم مصرف مکمل‌هایی با دوز بالای سلنیوم یا مصرف بیش از ۳ یا ۴ عدد بادام برزیلی در روز دقت داشته باشید.

بادام برزیلی حاوی سلنیوم بوده که در بهبود خلق و خوی نقش دارد
بادام برزیلی و سایر آجیل‌ها منبع خوبی برای ویتامین E نیز می‌‌باشند. ویتامین E آنتی اکسیدان بوده که در درمان اضطراب مفید واقع می‌شود. برخی از مطالعات نشان می‌دهد در برخی از افراد سطح پایین ویتامین E می‌تواند منجر به افسردگی شود.
۲. ماهی‌های چرب
ماهی‌های چرب مثل سالمون، اسقومری، ساردین، قزل آلا و شاه‌ماهی امگا-۳ بالایی دارند. امگا-۳ اسید چربی است که که ارتباطی قوی با عملکرد روان‌شناختی و همچنین سلامت روانی دارد. با این حال، مطالعات اخیر نشان داده‌اند که در صورتی که فردی از اسید چرب دیگری به نام امگا-۶ به جای امگا-۳ کافی، استفاده کند؛ خطر اختلالات خلقی مانند اضطراب افزایش می‌یابد.
غذاهای غنی از امگا-۳ که حاوی اسید آلفالینولنیک (ALA) هستند، دو اسید چرب ضروری را تأمین می‌کنند: ایکوزاپنتانوئیک اسید (EPA) و داکوزاگزازنئیک اسید (DHA).
EPA و DHA انتقال دهنده‌های عصبی را تنظیم کرده، التهاب را کاهش داده و عملکرد سالم مغز را ارتقا می‌بخشند. مطالعاتی کوچک بر روی ۲۴ نفر با مشکل سوء مصرف مواد نشان داد که مصرف مکمل‌های EPA و DHA منجر به کاهش سطح اضطراب شد. با این حال برای اثبات این ادعا تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
توصیه‌های کنونی مصرف حداقل دو وعده ماهی چرب در هفته را پیشنهاد می‌کنند. مطالعات انجام شده بر روی افراد نشان داد که خوردن سه بار سالمون در هفته اضطراب را کاهش می‌دهد. سالمون و ساردیس جزو معدود غذاهایی هستند که حاوی ویتامین D نیز می‌باشند.
ویتامین D
محققان به طور گسترده‌ای کمبود ویتامین D را با اختلالات خلقی مثل افسردگی و اضطراب پیوند می‌دهند. گزارشی در مجله‌ی اختلالات عاطفی عقیده دارد که مشاهدات کافی وجود دارد که نشان می‌دهد افزایش ویتامین D در افسردگی تأثیری مثبت دارد. سایر مطالعات انجام گرفته بر روی زنان باردار و افراد مسن نیز بر روی بهبود خلق با مصرف ویتامین D تأکید داشت. ویتامین D می‌تواند اختلال نارسائی فصلی در طول زمستان را نیز بهبود بخشد.

۳. تخم مرغ
زرده‌ی تخم مرغ منبع عظیم دیگری برای ویتامین D می‌باشد. تخم مرغ منبعی عالی برای پروتئین نیز به شمار می‌رود. به این صورت که به عنوان پروتئینی کامل، به معنی حاوی تمام آمینواسیدهای ضروری که بدن برای رشد نیاز دارد، محسوب می‌شود.
تخم مرغ حاوی تریپتوفان، آمینواسیدی که به تولید سروتونین کمک می‌کند، نیز می‌باشد. سروتونین انتقال‌دهنده‌ای شیمیایی می‌باشد که به تنظیم خلق، خواب، حافظه و رفتار کمک می‌کند. سروتونین در بهبود عملکرد مغزی و تسکین اضطراب نیز می‌تواند موثر باشد.
۴. تخم کدوتنبل
تخم کدوتنبل منبع خوبی برای پتاسیم بوده که به تنظیم تعادل الکرولیتی و کنترل فشار خون کمک می‌کند. مصرف غذاهای غنی از پتاسیم مثل تخم کدوتنبل منبع روی معدنی نیز می‌باشد. مطالعاتی که بر روی ۱۰۰ دانش‌آموز دختر دبیرستانی انجام شد، نشان داد که کمبود روی می‌تواند تأثیری منفی بر روی خلق و خوی داشته باشد.
روی برای زشئ مغز و عصب ضروری بوده و بزرگترین مکان ذخیره‌سازی روی بدن در ناحیه‌ای از مغز که با احساسات درگیرند، قرار دارد.
۵. شکلات تلخ
کارشناسان معتقدند که شکلات تلخ می‌تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند. مطالعاتی در سال ۲۰۱۴ نشان داد که ۴۰ گرم شکلات تلخ به کاهش حس استرس در دانش‌آموزان دختر کمک می‌کند.
به طور کلی سایر مطالعات نشان می‌دهد که شکلات تلخ یا کاکائو می‌تواند خلق را بهتر کند. با این حال، اغلب این مطالعات به صورت مشاهده ثبت شده‌اند، بنابراین لازم است نتایج با احتیاط تفسیر شود.
با این وجود، هنوز چگونگی تأثیر شکلات تلخ که منبعی غنی از پلی‌فنل‌ها مخصوصاً فلاونوئیدهاست در کاهش استرس، به طور واضح مشخص نمی‌باشد. یکی از مطالعات انجام گرفته نشان می‌دهد که فلاونوئیدها می‌تواند التهاب عصبی و مرگ سلول‌های مغزی را کاهش داده و همچنین جریان خون را بهبود بخشد.

تحقیقات نشان می‌دهد شکلات تلخ می‌تواند استرس را کاهش دهد
شکلات حاوی میزان بالایی از تریپتوفان می‌باشد که بدن از آن برای تولید انتقال‌دهنده‌های عصبی بهبودبخش خلق مانند عملکرد سروتونین در مغز، استفاده می‌کند. شکلات تلخ منبعی برای منیزیم نیز می‌باشد. مصرف رژیم غذایی با منیزیم کافی یا مکمل می‌تواند علائم افسردگی را کاهش دهد.
تلخی ۷۰‌٪ یا بیشتر برای انتخاب شکلات تلخ در نظر بگیرید. شکلات تلخ نیز حاوی قندها و چربی افزئده شده می‌باشد بنابراین مصرف یک تکه‌ی کوچک ۱ تا ۳ گرمی مناسب است.
2
1
8