نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب

نتایج جستجو : ارتش - 298 مطلب

99/11/25 23:00
گنج جنگ  , ganjejang


هوانیروز نقش جاودانی از خود برجای گذاشته ، زمانی که سرزمین عزیزمان در خطر تجزیه بود و هوانیروز جزو نیروهایی بوده که برای حفظ این خاک عزیز فداکاریها کرده و شهدای بسیاری تقدیم نمود .

پس از آن جنگ آغاز شد و هشت سال کشور ما درگیر جنگ سخت و نابرابری شد ، هوانیروز رفییق شفیق و مرد میدانها شد ، هوانیروز جنگید ، دفاع کرد و همزمان پشتیبانی می کرد

هنوز صدای ملخ های بالگردها بهترین خاطره کودکان دهه شصت هست و خواهد بود

ممنون برای همه سختی ها و بی مهری هایی که دیدید و همچنان مردانه پای این خاک مقدس ایستادید

در تصویر اول و دوم دلاوران هوانیروز که در حمایت از کارهای نقاشی سرکار خانم آناهیتا کیانی حضور پرشوری داشته اند ، بله این مردان بی ادعا و گمنام همچنان در کنار مردم سرزمین خود هستند . سرکارخانم آناهیتاکیانی نقاشی که تصاویر شهدای نیروی هوایی و هوانیروز را طراحی کرده و در معرفی آنها تلاش کرده و چند نمایشگاه هم تاکنون در این خصوص برگزار نموده است

با سپاس از مردان بی ادعای هوانیروز

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
عکس اول :امیر دکتر محبی راد ریاست کانون بازنشستگان آجا

عکس دوم :امیر سرتیپ ایرانمهر قائم مقام کانون باز نشستگان آجا

عکس سوم:جناب سرهنگ فداکار رئیس پشتیبانی کانون بازنشستگان نیروهای مسلح‌

عکس چهارم و پنجم به ترتیب از راست به چپ :

جناب سرهنگ خلبان خدابنده لو ، جناب سرهنگ فداکار رئیس پشتیبانی کانون بازنشستگان نیروهای مسلح‌ ، امیرسرتیپ ایرانمهرقائم مقام کانون بازنشستگان آجا ، امیر دکتر محبی راد ریاست کانون بازنشستگان آجا ، سرکارخانم آناهیتا کیانی و جناب سرتیپ خلبان ناطقی

================================================
چه در جنگ چه در صلح، آنها همیشه با مردم و در کنار مردم خواهند ماند درود بر غیرتتان
99
15
6
29
99/08/25 06:40
یاران همراه , online2010
https://www.hamshahrionline.ir/news/564781/این-فرمانده-ارشد-ارتش-به-دنبال-اجاره-یک-خانه-کوچک-است-تصاویر

تیمسار دادبین پس از آن حادثه به کما رفت و حتی قلبش ایستاد اما مادرش به او جان دوباره‌ای داد: «می‌گویند یک بار قلبم ایستاد و دیگر دکترها و پرستارها از مداوای بنده ناامید شدند. مادرم به بالای سرم آمد و اشک ریخت. قطرات اشک او بر بدن من ریخت و قلب من دوباره شروع به تپیدن کرد.»
99/05/21 19:56
گنج جنگ  , ganjejang
من خلبان "حسین لشگری" 16 سال از خانواده‌ام خبر ندارم !

نزدیک عید سال 1374 از ابوفرح خواستم برای مذاکره به سلول من بیاید. او پس از 3 روز تأخیر بالأخره آمد. به او گفتم: الآن 3 ماه است من هواخوری نرفته‌ام. تکلیف مرا روشن کن! کلی بهانه آورد که تعداد زندانی زیاد است و آن‌ها هم هر 6 ماه یکبار هواخوری لازم دارند.

او برای اینکه حرف خودش را توجیه کند، گفت: مگر تو مسلمان نیستی؟ این زندانی‌ها برادران تو هستند و باید به فکر آن‌ها هم باشی!

بالأخره با کلی چانه‌زدن با هفته‌ای دوبار آن هم به مدت نیم ساعت موافقت شد. محوطه هواخوری حدود 700 متر داشت که دیوارهای آن به ارتفاع 6 متر از بتون ساخته شده و پوشش داخلی آن با گچ سفید شده بود. سقف آن با شبکه‌های آهنی به‌صورت آبکشی که فقط گنجشک می‌تواند عبور کند، پوشیده شده بود.

دو دوربین در دو زاویه مقابل هم حرکات زندانیان را زیرنظر داشتند که اکثراً خراب بودند. در و دیوار این محوطه پر بود از نوشته‌های مختلف، یادگاری، تاریخ اعدام، یادداشت محکوم به حبس ابد، تازه دستگیر شده و انواع و اقسام اسم‌ها از مرد و زن و نوع شکنجه‌هایی که دیده بودند.

یکی از حال پدر و مادرش جویا بود. دیگری دوستش را سفارش به صبر می‌کرد، آن دیگری مژده تولد نوزاد را به رفیقش می‌داد. تابلوی اعلانات خوبی بود. حدود نیم ساعت وقت مرا گرفت.

جملاتی که به فارسی نوشته شده بود نظرم را جلب کرد. پیش خودم گفتم: خدایا مگر به غیر از من اینجا ایرانی دیگری هم هست.

اولین جمله‌ای که خواندم نوشته بود؛ "علی جان سلام، من خوبم تو چطوری؟ بالأخره به آرزویمان می‌رسیم، اگر تو حالت خوب است یک ضربدر جلو نوشته بگذار. قربانت زهرا"

خدایا این‌ها چه کسانی هستند و چرا اینجا نگهداری می‌شوند. این دختر یا پسری که برایش پیغام گذاشته چه رابطه‌ای با هم دارند. اگر این‌ها مبارز هستند این نوشته‌های عاشقانه چیست و اگر مبارز نیستند در زندان سیاسی عراق چه می‌کنند؟!

در همین وقت نگهبان آمد و گفت: وقت غروب است، باید داخل شوی! حوله را بر سرم کشید و راهی سلول شدم.

هر کاری می‌کردم فکر علی و زهرا مرا رها نمی‌کرد. از نوشته‌ها مشخص بود که یک دختر و پسر جوان هستند. چه کار کرده‌اند که در دست صدامیان اسیر شده‌اند و برای چه به عراق آمده‌اند و چه رابطه‌ای با هم دارند؟ شاید هم عراقی‌ها از مناطق مرزی آدم‌ربایی کرده‌اند.

خیلی ناراحت شدم و تا لحظه‌ای که خواب مرا فراگرفت به آنان فکر می‌کردم. این افکار همچنان تا نوبت هواخوری بعدی ادامه داشت. بلافاصله سراغ نوشته‌ها رفتم. چیزی که جلوی نوشته‌ها اضافه شده بود نفر سومی بود که نوشته بود: "بچه‌ها نگران نباشید بزودی از اینجا می‌رویم."

بلافاصله چوب‌کبریت گیر آوردم و نوشتم: "بچه‌ها حالتان چطور است، اینجا چه می‌کنید و برای چه آمده‌اید، من خلبان حسین لشگری هستم و 16 سال است که از خانواده‌ام خبر ندارم."

آن روز و روزهای بعد در فکر بودم که چرا این‌ها سه نفر شدند و این آخری کیست؟ ثانیه‌شماری می‌کردم دوباره به هواخوری بروم. بلافاصله به طرف نوشته‌ها رفتم و در جلوی نوشته‌های زهرا نوشته شده بود: "من هم حالم خوب است، همه‌اش به فکر تو هستم. اگر خدا بخواهد به همدیگر می‌رسیم. غذای اینجا خوب نیست، می‌خواهم به عراقی‌ها بگویم ما را از این محل ببرند. دوستت دارم، علی‌اکبر."

نفر سوم اسم خودش را نوشته بود:"حسن خلج" اهل قزوین و از من خواسته بود مشخصات بیشتری بنویسم. دفعه بعدی که برای هواخوری رفتم نوشته‌ها زیاد شده بود.

علی‌اکبر به زهرا نوشته بود "مرا بازجویی بردند. از مشخصات دایی‌ها و پسرعموها پرسیدند. گفتم: من و تو دخترعمو و پسرعمو هستیم و می‌خواهیم ازدواج کنیم و از دست رژیم ایران فرار کرده‌ایم و قصد پیوستن به سازمان مجاهدین خلق را داریم و تو هم دقیقاً همین جواب‌ها را بده! اگر بفهمند دروغ می‌گوییم پدرمان را در می‌آورند."

زهرا متعاقباً از علی‌اکبر خواسته بود مشخصات عمو و پسرعمویش را برای او بنویسد تا بتواند در بازجویی جواب بدهد. حسن خلج نوشته بود 16 سال سن دارد و در درگیری‌های قزوین فرار کرده است و قصد پیوستن به سازمان مجاهدین خلق(منافقین) را دارد.

چند جمله‌ای به عنوان وصیت برایشان نوشتم: " اگر به سازمان بپیوندید فقط سلول خودتان را مقداری بزرگ‌تر کرده‌اید؛ چون سازمان خودش در بغداد زندانی است. تا بیشتر آلوده نشده‌اید برگردید به کشور خودمان. شماجوان هستید و آینده روشنی دارید. چند روز دیگر عید فرا می‌رسد و شما باید پیش خانواده‌های چشم انتظار خود باشید."

در پایان دو بیت شعر نوشتم:

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
زلیخا مرد از حسرت که یوسف گشت زندانی

5 دقیقه بعد نگهبان آمد و گفت وقت تمام شد. خیلی دلم می‌خواست نوبت بعدی هواخوری فرا می‌رسید تا ببینم جواب آن‌ها چیست.

پس از برگشت به سلول سرما خوردم و چند روز نتوانستم بیرون بروم. پس از بهبودی وقتی به هواخوری رفتم دیدم جواب هر سه نفر آن‌ها در چند کلمه خلاصه شده است:

1- پشیمانم ولی چاره‌ای ندارم که به سازمان بپیوندم و با علی باشم.

2- پشیمانم من هم چاره‌ای ندارم که با سازمان و در کنار زهرا باشم.

3- پشیمانم ولی چاره‌ای ندارم جز اینکه تا آینده‌ای نامعلوم به سازمان بپیوندم. ما سفارش می‌کنیم تو حتماً برو ایران و اینجا ماندگار نشو!

ناراحت و اندوهگین از جواب آن‌ها بقیه وقتم را قدم زدم. سه روز به شب عید سال 1374 مانده بود و این شانزدهمین سالی است که در غربت سال نو را جشن می‌گیرم و از خانواده خود خبری ندارم. خدایا به من صبر بده تا بتوانم به آنچه خواسته تو است، راضی باشم و تحمل کنم! "

-------------------------------------------------------------------------------------------------
از کتاب 6410 - خاطرات شهید سرلشکر خلبان حسین لشگری
-------------------------------------------------------------------------------------------------
شهید سرلشکر "حسین لشگری" خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، پس از 18 سال (6410 روز) اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق، در فروردین 1377 به ایران بازگشت. و مرداد 1388 در اثر صدمات ناشی از دوران اسارت به شهادت رسید .ایشان طولانی ترین دوران اسارت را داشتند .
------------------------------------------------------------------------------------------------------
درود بر روان میهن دوستان

عکس : بازگشت شهید لشگری به خاک میهن بعد از 18 سال اسارت
50
6
45
99/04/10 21:28
گنج جنگ  , ganjejang

امروز سی و چهارمین سالروز آزادسازی شهر مهران است. شهری که در مقابل حملات پیاپی دشمن ایستادگی کرد و جزو شهرهایی مرزی ایران بود که بیشترین حملات را در دوران جنگ تحمیلی چه زمینی و چه هوایی دیده است اما مردم این شهر همواره مقاومتی جانانه و ستودنی داشته اند.

شهر مهران 10 تیر سال 1365 به طور کامل از چنگال دشمن آزاد شد. روزی سخت و پرمشقت برای مردان سرزمین ایران و در عملیات"کربلای یک" با رمز یا ابوالفضل العباس ادرکنی در دو محور ایلام- مهران و دهلران-مهران منجر به آزادسازی این شهر شد.

در این عملیات شهر مهران یک هزار و 200 نفر از نیروهای عراقی اسیر شدند.

امروز شهر مهران با گذشت 34 سال یکی از مهمترین مناطق مرزی کشور برای تردد عتبات عالیات و همچنین صادرات کالا به کشور عراق شمرده می شود.

به احترام مدافعان خاک مقدس ایران

99/03/20 23:28
گنج جنگ  , ganjejang

به یاد شهید سرلشکرخلبان فریدون ذوالفقاری و شهید سرلشکرخلبان محمدرضا نوروزی
20 خرداد 1365 سالروز شهادت خلبانان دلاور ذوالفقاری و نوروزی

خرداد 1365 نیروی هوایی عراق با استفاده از امکانات جدید و خلبانان پرورش یافته به قدرتی فرا‌تر از تصور ایران دست یافت و حملات دقیق و حساب شده‌ای را در دریا و خشکی علیه ایران آغاز کرد. میراژها در 5 خرداد بار دیگر به پل قطور در آذربایجان غربی حمله کردند و نه تنها به پل صدمه زدند بلکه 6 نفر از خدمه پدافند و نیروهای راه‌آهن را به شهادت رساندند.

میراژها در دریا نیز 3 خرداد با اگزوست به اینترپرایز حمله کرده و در 10 خرداد با شلیکی دقیق نفتکش هلسپونت را کاملاً بلااستفاده کردند.
هواپیماهای دشمن هفته بعد انرژی موبیلیتی را هدف قرار دادند و ناخدا مجبور شد به‌دلیل خسارات وارده شرایط اضطراری اعلام کند.19 خرداد سراب فرانسوی بالای سر نفتکش ایرانی کربلا بود و با اگزوست آن را مورد هدف قرار داد.فردای آن روز نوبت مدوسا بود که با تحمل موشک‌های اگزوست اعلام شرایط ویژه کند.

اما شاید شاهکار نیروی هوایی عراق در ماه خرداد را بتوان در تله انداختن سرگرد خلبان فریدون ذوالفقاری دانست. ذوالفقاری اسطوره پروازهای شناسایی و کسی مانند محمود اسکندری در گردان‌های اف 4 یا مصطفی اردستانی شیر نهاجا در گردان‌های اف 5 بود. صبح روز دهم خرداد نیروی هوایی عراق از چند منبع مختلف از جمله شنودها و احتمالاً خیانت‌های داخلی پی برده بود که «افسانه گردان شناسایی» قصد عکسبرداری از مواضع مرکزی عراق را دارد.

سرهنگ صدیق فرمانده نهاجا که می‌دانست دشمن در این برهه زمانی بیش از اندازه به فضای خود مسلط شده و با اشراف اطلاعاتی ممکن است از پرواز فرمانده بزرگ گردان شناسایی با خبر شود تمام تلاش خود را برای جلوگیری از پرواز «ناخدای گردان» انجام داد اما جواب ذوالفقاری یک چیز بود:چنین مأموریت خطرناکی را به هیچ کس نمی‌سپارم.قبلاً نیروهای اطلاعاتی ارتش به ذوالفقاری تذکر داده بودند که دشمن با تمام توان به‌دنبال به شهادت رساندن اوست.

آن روز تیمسار ناصر رضوانی کابین عقب باسابقه گردان نیز مکالمات او را شنیده بود. مأموریت، گرفتن عکس از مواضع دشمن در جنوب بود. جایی که حجم عظیمی از پدافند و رهگیرهای دشمن هر هدفی را می‌زدند. فرمانده حیفش آمد این مأموریت خطرناک را به کسی دیگر بسپارد.

زمانی که تیمسار صدیق به‌دنبال دستور صریح(مرحوم) آقای هاشمی رفسنجانی برای لغو مأموریت ذوالفقاری می‌رود به او خبر می‌دهند، «آراف 4 ای» به خلبانی سرگرد ذوالفقاری از زمین کنده شده و با سرعت در حال حرکت به سمت جنوب است. افسر رادار ایران با دلهره تمام به ذوالفقاری هشدار می‌دهد که مرز جنوب غربی یک شلوغی غیرعادی دارد اما ذوالفقاری کسی نیست که با این نوع اخبار جا بزند.

او قبلاً بارها و بارها از بغداد و کاخ‌های صدام عکس گرفته بود. فریدون بارها در جمع خودمانی گفته بود که خلبانی نیست که بتواند روی من موشک قفل کند. همانجا یک خلبان رهگیر به اوگوشزد کرده بود که دشمن نباید حتماً از پشت به تو نزدیک شود. «کافی است که در تله بیفتی.آنوقت هنگامی که از چهار جهت موشک به روی هواپیمایت قفل شود. حتی اگر بهترین خلبان دنیا باشی مقهور سرعت موشک می‌شوی.» صبح روز دهم خرداد سرگرد تنها به یک چیز فکر می‌کرد

.مأموریت.سروان محمد رضا نوروزی از کابین عقبه‌ای شجاع و ورزشکار گردان نیز داوطلب همراهی او شد.
افسران و درجه داران سایت رادار با نگرانی حرکت او را تعقیب می‌کردند. آنها مطمئن بودند که نیروی هوایی و ایستگاه‌های شنود عراق روی مأموریت اسطوره شناسایی ایران متمرکز هستند.قصه تقریباً شبیه عملیات دوران-اسکندری بود. افسر هواپیمای خفاش و رادار زمینی همگی واکنش‌های دشمن را می‌دیدند اما کسی توان لغو مأموریت را نداشت.

صدای افسر رادار بلند شد:ساعت 4 هواپیمای دشمن.پاسخ:دارمش.

آراف 4‌ای به نزدیکی جزیره مجنون رسید.

افسر رادار با صدای بلند‌تر گفت:ساعت 8 هواپیمای دوم.

ذوالفقاری با گردشی سنگین به راست خطاب به رادار: دارمش.

خلبانان شناسایی از اف 14‌ها فاصله گرفته بودند.

خلبان تامکت شماره یک در حال آماده‌سازی موشک برای ورود به صحنه پیکار بود

اما ذوالفقاری با روشن کردن پس سوزها سعی در خروج از مهلکه داشت. این بار افسر رادار تقریباً فریاد زد: ساعت 5 هواپیمای سوم.

صدای ذوالفقاری از شدت فشار جی اکنون تغییر کرده بود:دارمش.

افسر رادار هواپیمای چهارم را می‌دید.

سرگرد هواپیمای چهارم درست روبه‌رو! سرگرد جواب بده! اما پاسخی شنیده نشد

تمام افسران ودرجه داران وحشتزده به اسکوپ رادار خیره شده بودند. آنها می‌دانستند اکنون ذوالفقاری روی جزیره مجنون است.

منطقه‌ای مملو از موشک‌های سام 2. افسران خفاش نیز از مدتی قبل پی برده بودند که ذوالفقاری در حال دست و پنجه نرم کردن با میراژها است. آن هم بدون سلاح!

افسر رادار برای آخرین بار ناامیدانه فریاد زد:ذوالفقاری !گویا می‌دانست فرمانده افسانه‌ای گردان شناسایی شهید شده است. دیگر بردن نام این فرمانده گویا اشکالی نداشت.پاسخی دریافت نشد.در اتاق فرماندهی تمامی اطلاعات نشان از شهادت فرمانده گردان می‌داد اما کسی نمی‌خواست این اتفاق را باور کند.

در آن‌سو ذوالفقاری و نوروزی تمام تلاش خود را برای هدایت هواپیما می‌کردند اما فانتوم زخم خورده با سرعت تمام در حال سقوط بود، گویا ذوالفقاری در آخرین لحظات به نوروزی دستور اجکت داده بود. چون بعدها تیم نجات متوجه شده بودند

نوروزی حدود 1.4 ثانیه زودتر اجکت کرده است اما ذوالفقاری قصد بیرون رفتن نداشت، او حتی توانسته بود تا حدودی هواپیما را افقی کند اما در نهایت آراف 4‌ای با شرایط بسیار نامطلوبی به زمین نزدیک می‌شود.ذوالفقاری شاید در چند ده متری زمین اجکت کرده باشد چرا که تیم نجات او را در نزدیکی هواپیما یافتند.

جالب آنکه با وجود شهادت او، تلاش‌هایش به نتیجه رسید و هواپیما بعدها به عقب منتقل و تعمیر شد. شرح انتقال پیکر این ابرمرد و شهید نوروزی نیز بسیار شنیدنی است. تیمی به سرپرستی سرگرد فرسیابی افسر جانباز گردان شناسایی به همراه چند افسر و درجه‌دار از جان گذشته دیگر از جمله معاون اطلاعات و عملیات لشکر92، پیکر این دو شهید را از بین خطوط مقدم دو نیرو به سختی به عقب منتقل می‌کنند.

ذوالفقاری هنگام شهادت 41 سال داشت.او یکی از باهوشترین و وطن‌پرست‌ترین خلبانان ارتش بود که با وجود تمکن مالی خوب و امکان تغییر شغل، با شجاعت مثال زدنی سخت‌ترین مأموریت‌ها از جمله عکسبرداری از خطوط مقدم جنگ، بغداد، پایگاه‌های هوایی مورد اصابت واقع شده دشمن را خود بر عهده می‌گرفت.

************************************************************
خلبانان شناسایی گردان 11 معمولاً با اف 4‌های بدون موشک و توپ و تنها با دوربین‌های مجهز و قوی به مأموریت می‌رفتند و به همین دلیل شعار معروف آنها «تنها، شجاع و بی‌اسلحه» بود.

پروازهای آنها که به عمق خاک دشمن انجام می‌شد از درجه ریسک بالایی برخوردار بود چرا که معمولاً عکسبرداری‌ها باید از مناطق بشدت حفاظت شده و با اهمیت انجام می‌شد و خلبان اگر موفق به گریز از دست پدافندهای دشمن می‌شد، گریز از کمند رهگیرها کار چندان ساده‌ای نبود بویژه آنکه خلبان می‌دانست هیچ سلاحی برای مبارزه ندارد!
52
6
36
99/03/20 17:18
گنج جنگ  , ganjejang

امروز 20 خرداد سالروز شهادت شهید سرلشکرخلبان فریدون ذوالفقاری نابعه نیروی هوایی و خلبان شناسایی هست

شهید سرلشكر خلبان فریدون ذوالفقاری نابغه اسكادران شكاری شناسایی نهاجا بود.

شهید سرلشكر خلبان فریدون ذوالفقاری در سال 1324 در تهران دیده به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رسانید و برای ادامه ‌ی تحصیل راهی انگلستان شد.

وی در بازگشت به وطن در سال 1346 به استخدام نیروی هوایی ارتش در دانشكده ‌ی خلبانی درآمد و دوره ‌ی آموزش‌های مقدماتی آكادمی و پروازی را با هواپیماهای «T-41» و «T-6» در تهران طی و سپس برای ادامه ‌ی تحصیل به كشور آمریكا اعزام شد.

شهید سرلشكر خلبان ذوالفقاری در آمریكا دوره ‌ی تكمیلی آكادمی و پرواز با هواپیماهای جت آموزشی «T-37» و جت فوق ‌صوت «T-38» با 220 ساعت پرواز را طی كرد و در پایان به درجه ‌ی ستواندومی مفتخر و به ایران مراجعت كرد.

این خلبان شجاع و تیز پرواز ارتش، در سال 1348 برای طی دوره ‌ی پرواز شكاری تاكتیكی هواپیمای «اف‌ـ5» در پایگاه یكم شكاری در مهرآباد تهران برگزیده شد و بلافاصله برای ادامه ‌ی دوره به پایگاه هوایی دزفول منتقل و پس از طی دوره به عنوان خلبان شكاری تاكتیكی «اف‌ـ5» به اسكادران 42 شكاری بمب‌افكن در دزفول منتقل شد و چندی بعد برای پرواز با هواپیماهای «آراف‌ـ5» كه یك نوع شكاری شناسایی تاكتیكی فوق‌صوت بود به پایگاه یكم شكاری در مهرآباد تهران منتقل شد؛

چیزی نگذشته بود كه برای طی دوره ‌ی آموزشی شكاری تاكتیكی فانتوم برگزیده شد و بالاخره در آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام علیه ایران به عنوان فرمانده‌ ی اسكادران شكاری شناسایی فانتوم در مهرآباد وارد جنگ شد.

این افسر شجاع نیروی هوایی ارتش در دوران با شكوه دفاع مقدس با انجام ماموریت های خطیر شناسایی از مواضع دشمن بعثی و مراكز حیاتی، حساس و مهم رژیم صدام و گرفتن عكس های هوایی از آنها نقش به سزایی را در هدایت هواپیمای خودی داشت به طوری كه حكومت عراق حتی در داخل كاخهایشان نیز به هیج وجه امنیت نداشتند.

بخش اعظم عكس ‌های تاكتیكی كه از فعالیت ‌های نیروهای دشمن بعثی در خوزستان گرفته شده از سوی این خلبان شجاع و شهید بوده است و از شاهكارهای عملیات جنگی او علیه اهداف استراتژیك در خاك عراق گرفتن عكس «مجلس الوطنی» عراق و كاخ ریاست جمهوری در بغداد است.

آسمان خوزستان سخت چشم انتظار توست فرمانده
39
1
38
99/03/10 23:07
گنج جنگ  , ganjejang
به نام نامی هوانیروز

دلاوران هوانیروز
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
از هوانیروز بسیار کم گفته شده قهرمانان هوانیروز سخت گمنام هستند هوانیروز نقش بسیار مهمی در جنگ و حفظ خاک کشور داشته است . براین اساس تصمیم گرفتیم قهرمانان گمنام هوانیروز ایران را به شما عزیزان معرفی کنیم
-------------------------------------------------------------------------------------------------

تاریخ تولد :1329 محل تولد : تهران
تاریخ شهادت : 30/08/ 1359 محل شهادت : آبادان - خرمشهر
یگان هوانیروز محل دفن :بهشت زهرا- تهران

در سال 1351 جهت کادر فنی هوایی هوانیروز استخدام شد و پس از گذراندن دو سال آموزش های نظامی ، زبان انگلیسی و تخصص های مقدماتی و تکمیلی به درجه همافر سومی رسید و در پایگاه هوانیروز شهید وطن پور اصفهان مشغول به خدمت شد .ایشان متخصصی مومن و متعهد بود که در اجرای صحیح وظیفه از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد .

با شروع جنگ تحمیلی این متخصص فنی هوایی هوانیروز را به جبهه های جنگ کشاند .ایشان در سی و سومین روز جنگ در منطقه آبادان و خرمشهر در حالیکه مجروحی پاشکسته را به داخل بالگرد حمل می کرد در اثر بمباران هواپیماهای دشمن به شهادت رسید .


یادش گرامی باد

بن پایه : کتاب راهیان معراج نوشته سرهنگ فنی هوانیروز مرتضی سلطانی
22
1
21
99/03/9 00:25
گنج جنگ  , ganjejang

به نام نامی هوانیروز

عقابهای ایران خلبانان دلاور هوانیروز
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
از هوانیروز بسیار کم گفته شده قهرمانان هوانیروز سخت گمنام هستند هوانیروز نقش بسیار مهمی در جنگ و حفظ خاک کشور داشته است . براین اساس تصمیم گرفتیم قهرمانان گمنام هوانیروز ایران را به شما عزیزان معرفی کنیم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------

تاریخ تولد :1333 محل تولد : تهران
تاریخ شهادت : 18/03/ 1360 محل شهادت : منطقه دارلک –اورمیه
یگان هوانیروز پشتیبانی محل دفن : بهشت زهرا – تهران

در سال 1351جهت کادر درجه داری در هوانیروز استخدام شد و به درجه گروهبان دومی رسید و بعد با ادامه تحصیل وارد آموزشگاه افسری جز شد و در رشته خلبانی بالگرد به فعالیت پرداخت .و با تخصص پرواز بالگرد205در پایگاه پشتیبانی هوانیروز اصفهان به خدمت مشغول شد .

خلبان اسدی ماموریتها و پروازهای بی شماری با بالگرد ترابری 205 به عنوان امداد رسانی و کمک به روستاهای دورافتاده غرب در ایام زمستان و درگیری های مناطق داشت . آذوقه و سوخت رسانی به نیروهای مستقر در ارتفاعات صعب العبور و تخلیه مجروحین و شهدا نیز در پرونده این خلبان شجاع هوانیروز ثبت شده است .

آخرین ماموریت پروازی ایشان در تاریخ 18/03/1360 می باشد درآن تاریخ دو فروند بالگرد 205 که خلبانان آنها کاظم اسدی ، علی بختیاری ، صفر بساطی و بیژن بازرگان در اختیار لشکر ارومیه قرار داشتند . هنگام اجرای ماموریت پشتیبانی هوایی از نیروهای ارتش ، در حوالی دهکده لج و دارلک در جنوب دریاچه ارومیه و شمال مهاباد مورد اصابت گلوله قرار می گیرند و هر 4 خلبان به شهادت می رسند .

یادش گرامی باد

بن پایه : کتاب راهیان معراج نوشته سرهنگ فنی هوانیروز مرتضی سلطانی
99/03/7 22:45
گنج جنگ  , ganjejang
به نام نامی هوانیروز

عقابهای ایران خلبانان دلاور هوانیروز

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
از هوانیروز بسیار کم گفته شده قهرمانان هوانیروز سخت گمنام هستند هوانیروز نقش بسیار مهمی در جنگ و حفظ خاک کشور داشته است . براین اساس تصمیم گرفتیم قهرمانان گمنام هوانیروز ایران را به شما عزیزان معرفی کنیم
------------------------------------------------------------------------------------------------
شهیدسرهنگ خلبان ذبیح اله ایزدی
تاریخ تولد :1336 محل تولد : آباده – استان فارس
تاریخ شهادت : 14/11/ 1376 محل شهادت : اصفهان
یگان هوانیروز - اصفهان محل دفن : اصفهان

در سال 1353 جهت خلبانی بالگرد در هوانیروز استخدام شد .گذراندن دوره های آموزش نظامی ، یادگیری زبان انگلیسی و تخصص پرواز بالگرد214 را در مدت دو سال با موفقیت پشت سر گذاشت .اولین واحد خدمتی ایشان پایگاه هوانیروز کرمانشاه و سپس پایگاههای هوانیروز مسجدسلیمان و پشتیبانی اصفهان نیز بود.
ایشان در طول 8 سال دوران دفاع مقدس دارای 418 روز ماموریت عملیاتی فقط در جبهه های غرب و جنوب است .ترابری مجروحین و شهدای جنگ به پشت جبهه ، مهمات و نیرو رسانی به رزمندگان ، ایفای نقش بالگرد نجات در کنار تیم های پروازی و نجات سرنشینان سانحه داده از میدانهای جنگ ، گوشه ای از فعالیتهای شجاعانه ایشان می باشد .همچنین در اتفاقهای غیر مترقبه مانند سیل و زلزله و نجات مصدومین خدمات در خور تحسینی انجام داده بود .

ایشان به دلیل مهارت بالا گواهینامه هزارساعت پرواز بدون سانحه را دریافت و به درجه استاد خلبانی ارتقا پیدا کرد .
آخرین ماموریت پروازی این استاد خلبان در ساعت 9 صبح روز 14/11/1376 در منطقه سگزی اصفهان رقم خورده است .در این پرواز که حالت مانور داشت دچار سانحه گردید و به همراه هم پروازش خلبان عبدالجلیل موسوی زاده و متخصص فنی عبدالمجید داوری به شهادت رسیدند

یادش گرامی باد

بن پایه : کتاب راهیان معراج نوشته سرهنگ فنی هوانیروز مرتضی سلطانی
49
5
35
99/02/31 23:37
گنج جنگ  , ganjejang

تصویر اول : شهید حمید انصاری متولد سال 1340 بود که در بیست و ششم تیر سال 61 بر اثر اصابت ترکش خمپاره در منطقه شلمچه به شهادت رسید

تصویر دوم : شهید اسداله سعدی 23 ساله از شهدای اهل تسنن ارتش بود که در تاریخ 24 شهریور سال 69 در منطقه گیلانغرب به شهادت رسید.

تصویر سوم :شهید عبدالله میرکیان 29 ساله از شهدای اهل سنت سنندج است که در تاریخ دهم تیر سال 63 در جنوب پاسگاه زید به شهادت رسید.

تصویر چهارم : ذبیح الله نعمت زاده از جانبازان ارتش در دوران دفاع مقدس ایشان گفتند :
وی گفت: من 72 ماه در جبهه بودم و خمپاره زن 120 و 80 بودم و در میان بچه ها به «ذبیح خمپاره» معروف بودم و آن چنان حرفه ای شده بودم که با چشم و بدون وسایل هدف گیری, هدف را مورد اصابت قرار می دادم. آن قدر کم به خانه می آمدم که دخترم من را «عمو ذیبح» صدا می کرد و الان بسیار خوش حال هستم که توانستم قدمی کوچک در این راه بردارم.

*********************************************************
یادشان گرامی
50
10
41
99/02/30 22:48
گنج جنگ  , ganjejang
به نام نامی هوانیروز

عقابهای ایران خلبانان دلاور هوانیروز

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
از هوانیروز بسیار کم گفته شده قهرمانان هوانیروز سخت گمنام هستند هوانیروز نقش بسیار مهمی در جنگ و حفظ خاک کشور داشته است . براین اساس تصمیم گرفتیم قهرمانان گمنام هوانیروز ایران را به شما عزیزان معرفی کنیم
------------------------------------------------------------------------------------------------
شهید خلبان سرتیپ دو – سید مرتضی احمدیان

تاریخ تولد :1332
محل تولد : تهران
تاریخ شهادت : 26/11/ 1358 محل شهادت : اهواز
یگان هوانیروز - کرمانشاه محل دفن : تهران

درسال 1352 با تحصیلات دیپلم در هوانیروز استخدام شد. دوره آموزش نظامی را در تهران پشت سر گذاشت و جهت یادگیری زبان انگلیسی و تخصص پرواز به دانشکده مرکز آموزش هوانیروز اصفهان منتقل گردید .سپس با درجه ستوان سومی به پایگاه هوانیروز کرمانشاه منتقل و در تخصص پرواز با بالگرد ترابری 214 مشغول به انجام وظیفه شد .

ایشان نیز همچون هم پروازانش خدمات بیشماری در عمر کوتاه نظامی - خدمتی خود انجام داد . پروازهای متعدد پس از انقلاب در مناطق مختلف کشور و یاری رسانی به مردم در اتفاقهای غیرمترقبه ( سیل ، زلزله و.....) را در پرونده خدمتی ایشان بوضوح می توان مشاهده کرد .

آخرین پرواز این خلبان شجاع در یاری رساندن به مردم سیل زده جنوب می باشد. در آن ماموریت او و هم پروازش خلبان مجتبی زنگنه و گروهبان یکم سید محمود حدادی جهت یاری رسانی به مردم سیل زده رامهرمز در اختیار استانداری خوزستان قرار داشتند که در آخرین پرواز امداد رسانی در 45 کیلومتری ( اهواز – رامهرمز ) دچار شرایط نامساعد جوی می شوند در کنار دهکده بیوز سقوط می کنند ودر آن سانحه خلبان احمدیان و گروهبان حدادی شهید می شوند.

یادش گرامی باد

بن پایه : کتاب راهیان معراج نوشته سرهنگ فنی هوانیروز مرتضی سلطانی
15
3
25
99/02/19 16:08
گنج جنگ  , ganjejang

تاریخ تولد :1320
محل تولد : کرمانشاه
تاریخ شهادت : 11/10/1365
محل شهادت : مسجدسلیمان
یگان هوانیروز - مسجدسلیمان
محل دفن : بهشت زهرا – تهران

خلبان جوانمرد و دلاور ایرانی شهید سرلشگرخلبان نصرالله آسیابی درسال 1339 به ارتش ملحق شد. ایشان از نظامیانی بودند که اوراق زرینی از فعالیت و ایثار و رزم و مروت مردانگی در پرونده خدمت نظامی و دوران زندگانی به یادگار گذاشته است .

فرمانده پایگاه هوانیروز مسجدسلیمان بودند ودر طول دوران جنگ همیشه در جبهه حضور مداوم داشتند . در عملیاتهای حصر آبادان ،آزادسازی خرمشهر ، بیت المقدس ، فتح المبین و بخصوص والفجر 8 که منجر به آزاد سازی شهر فاو شد حضور پروازهای شجاعانه ایشان در کنار دیگر تیزپروازان هوانیروز هیچ زمان فراموش نخواهد شد .

ایشان فرمانده ای بود که اعتقاد به پرورش روان و جسم در کنار یکدیگر داشت و به همین دلیل به امر ورزش باستانی در یگانهای هوانیروز اهتمام خاصی می ورزید . ایشان به حافظ و مولانا ارادتی خاص می ورزیدند .

ایشان بیشتر اوقات بصورت شبانه روز در پایگاه و جبهه های جنگ میگذراندند و در نهایت در همان خانه سربازی ( پایگاه هوانیروز مسجدسلیمان ) به همراه جمعی از یاران همرزمش به شهادت رسیدند . یکی از سخنان معروف ایشان این است :

(( ما از مردم حقوق می گیریم و هرچه مردم می خواهند باید قبول کنیم ))



یادش گرامی باد

بن پایه : کتاب راهیان معراج نوشته سرهنگ فنی هوانیروز مرتضی سلطانی
17
3
29
99/01/29 01:32
گنج جنگ  , ganjejang
29 فروردین رور ارتش

روز ارتش ، ارتشی که سال هاست دست در دستِ آزادی به پیش می رود و از خنکای تلاشش ، نسیم عدالت همواره بر پرچم وطن می وزد ، مبارک باد

این روز را به همه ارتشیان دلاور خصوصا چناب سرهنگ ابراهیمی سعید تبریک عرض می نمائیم .
26
6
33
99/01/29 01:32
گنج جنگ  , ganjejang
29 فروردین رور ارتش

روز ارتش ، ارتشی که سال هاست دست در دستِ آزادی به پیش می رود و از خنکای تلاشش ، نسیم عدالت همواره بر پرچم وطن می وزد ، مبارک باد

این روز را به همه ارتشیان دلاور خصوصا چناب سرهنگ ابراهیمی سعید تبریک عرض می نمائیم .
99/01/29 01:32
گنج جنگ  , ganjejang
29 فروردین رور ارتش

روز ارتش ، ارتشی که سال هاست دست در دستِ آزادی به پیش می رود و از خنکای تلاشش ، نسیم عدالت همواره بر پرچم وطن می وزد ، مبارک باد

این روز را به همه ارتشیان دلاور خصوصا چناب سرهنگ ابراهیمی سعید تبریک عرض می نمائیم .
13
1
26
99/01/29 01:31
گنج جنگ  , ganjejang
29 فروردین رور ارتش

روز ارتش ، ارتشی که سال هاست دست در دستِ آزادی به پیش می رود و از خنکای تلاشش ، نسیم عدالت همواره بر پرچم وطن می وزد ، مبارک باد

این روز را به همه ارتشیان دلاور خصوصا چناب سرهنگ ابراهیمی سعید تبریک عرض می نمائیم .
14
1
9
99/01/28 22:45
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
ارتشى! اهتمامت را در سنگرهاى دفاع و امنیت پاس مى داریم و استوارى گام هایت را در صیانت از هستى وطن، آرزومندیم؛ روزت مبارک!

11
2
5
98/12/17 19:20
گنج جنگ  , ganjejang

مدتی است که یک ویروس تقریبا خطرناک به نام کرونا از مبدا چین در جهان شیوع پیدا کرده و هم اکنون نیز کشور‌های متعددی را درگیر کرده است. از چین گرفته تا نیوزیلند و حتی آمریکا و کشور‌های اروپایی مانند فرانسه و آلمان.

ویروس کرونا تاکنون در همه کشور‌های جهان تعدادی زیادی را مبتلا کرده و تعدادی دیگر را نیز به کام مرگ کشانده است. این ویروس در ایران نیز تاکنون بیش از یک هزار و ۵۰۰ نفر را مبتلا کرده و در حدود ۷۰ نفر را کشته است.

ارتش جمهوری اسلامی ایران هم که در همه موانع و مواقع که مردم به کمک های آنها نیاز دارند در صحنه حضور داشته است؛ در این زمینه نیز بیکار ننشسته و با تمام امکانات خود وارد میدان شده و ظرفیت‌های مورد نیاز که مد نظر وزارت بهداشت بوده است را پای کار آورده است.

در همین راستا هم امیر دریادار حبیب الله سیاری رئیس ستاد و معاون هماهنگ کننده ارتش از تشکیل یک قرارگاه زیستی در ارتش برای مقابله با کرونا خبر داد.

یکی از مهم‌ترین وظایف این قرارگاه علاوه بر غربالگری، انجام اقدامات پیشگیرانه از جمله ضدعفونی کردن اماکن، آسایشگاها، تست و ارزیابی تمامی نفرات در هنگام ورود و خروج و همچنین برگزاری کلاس‌های آگاه سازی است.

ارتش جمهوری اسلامی که در زمینه بهداشت و درمان ید طولایی دارد، با تجهیز و آماده سازی بیمارستان‌های خود در زمینه مقابله با ویروس کرونا در خط مقدم این مبارزه قرار دارد. در این زمینه هم بیمارستان های ارتش وارد عمل شدند.

نیروی زمینی ارتش ی
نیروی زمینی ارتش کارگاه‌های مختلفی با ظرفیت ۱۰ هزار ماسک و لباس حفاظتی را در استان‌های کرمانشاه، ایلام، تهران، گلستان و خوزستان ایجاد کرده تا پاسخگوی یگان‌های نیروی زمینی ارتش، بیمارستان‌ها باشد؛ با ایجاد چنین کارگاه هایی این امکان وجود دارد تا این محصولات به مکان های عمومی نیز ارسال شود. در حال حاضر این توانمندی در نیروی زمینی ارتش وجود دارد تا سقف روزانه ۵۰ هزار ماسک و لباس را تولید و در اختیار قرارگاه جهادی مبارزه با ویروس کرونا قرار دهد.

نیروی هوایی ارتش
نیروی هوایی ارتش در زمینه مقابله با ویروس کرونا هم اقدامات خوبی را انجام داده است. بیمارستان بعثت نیروی هوایی ارتش یکی از مراکز درمانی مرجع مبارزه با ویروس کروناست که با درمان برخی از بیماران کرونایی به بهبود آنها کمک کرده است. خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان نیز با مراجعه به این بیمارستان از روند درمان و بهبودی این بیماران بازدید کرد.

نیروی دریایی
پس از اینکه این ویروس وارد کشور شد، نداجا همراه با ستاد ارتش اقدام به تشکیل قرارگاه پدافند زیستی با حضور فرماندهان و معاونت‌های این نیرو کرد و در این قرارگاه تصمیمات خوبی اتخاذ و عملیاتی شد.

نیروی پدافند هوایی
مجموعه اداره بهداشت، امداد و درمان نیروی پدافند هوایی با اتخاذ تدابیری همچون چک دمای بدن کارکنان در بدو ورود، ضدعفونی‌کردن اماکن اداری، زیستی و سرویس‌های حمل و نقل کارکنان و نظارت بر تهیه مواد غذایی تاکنون از ورود و انتشار این بیماری جلوگیری کرده است.

ارتش همیشه باماست ، پایدار بمان ارتش همیشه قهرمان

باشگاه خبرنگاران جوان
31
3
31
98/10/16 23:15
گنج جنگ  , ganjejang


به مناسبت سال نو میلادی و زادروزحضرت مسیح ، سرتیپ نصیرزاده با سربازان ارامنه دیدار و گفتگو کرد

**********************************************************
ایران خانه پدری ماست سرزمین من و تو خاک مقدسی که پدرانمان در آن آرمیده اند .

با هر زبان و مذهبی باشی هموطن من و جان منی ، شاد باد این روزها برای هموطنان ایرانی ارمنی و خانواده های معظم شهدا و جانبازان جنگ ایرانیان ارمنی
یاد و نام شهدای عزیز ارمنی که در راه دفاع از کشور عزیزمان ایران جان فدا کردند گرامی باد

در جنگ تحمیلی هموطنان عزیز ارمنی 44 شهید ، 4 مفقودالاثر ،35 آزاده و 105 جانباز تقدیم وطنشان ایران نمودند

یادشان گرامی باد