نتایج جستجو : احادیث - 49 مطلب

97/07/7 23:05
حدیث گراف , hadicgraph
امام رضا علیه السلام : یک کار نیک پنهانى، با هفتاد کار نیک [علنى] برابرى مى کند
الإمامُ الرِّضا علیه السلام :المُستَتِرُ بالحَسَنهِ تَعدِلُ سَبعینَ حَسَنهً
میزان الحکمه جلد ۴ صفحه ۳۴۰
99
97/04/1 16:33
سفره آسمانی , sofreh_asmani
❤پیامبر اکرم(ص):‌
برای هر حاجتی که دارید، حتی اگر بند کفش باشد، دست خواهش به سوی خداوند عز و جل دراز کنید؛ زیرا تا او آن را آسان نگرداند، آسان (برآورده) نشود.

بحار:۹۳/۲۹۵/۲۳
27
1
14
96/02/18 12:36
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
گاهی باطل با پوششی از حق آراسته شده و باعث گمراهی بسیاری از مردم و موجب دو دلی و شبهه و در نتیجه عدم تشخیص حق برای بسیاری دیگر گردید، همانند داستان پیمان شکنی گروه خوارج در سپاه امام علی(علیه السلام) است. اینان با ظاهر آراسته قرآن های روی نیزه و شعار «لا حُکمَ إلاّ للهِ؛ داوری تنها از آنِ خدا است» فریفته شده، امام علی(ع) را مجبور به پذیرش حکمیت کردند. امام(ع) در ردّ این ادعا و شعار فرمود: «سخن حقی است اما هدف باطلی را از آن دنبال می کنند». ( «نهج البلاغة»، خطبه 40)

اما بازشناسی حق از باطل در وقت درهم آمیختگی آن، کاری بس دشوار و پر خطر است.
این حالت، دیگران را به اشتباه می اندازد و تشخیص حق از باطل در این حالت بسیار سخت است; زیرا حق با باطل آمیخته شده است.

آن حضرت در خطبه 50 به طور مفصل و عالمانه، به این موضوع اشاره کرده اند: «آغاز پیدایش فتنه ها، همان پیروی از هوس های آلوده و احکام و قوانین مجعول و اختراعی است; احکامی که با کتاب خدا مخالفت دارد و جمعی بر خلاف حق و دین حق، به حمایت از آن برمی خیزند. اگر باطل از حق کاملا جدا می شد، راه حق برای جوینده آن پوشیده نمی ماند واگر حق در میان باطل پنهان نمی شد، دشمنان نمی توانستند از آن بدگویی کنند، اما قسمتی از حق و بخشی از باطل را می گیرند و به هم می آمیزند. این جاست که شیطان بر دوستان خود چیره می شود و تنها آنان که مورد رحمت خدا بوده اند، نجات می یابند. »گاهی، چنان حق و باطل آمیخته می شود که می فرماید: «آگاه باشید، به زودی پس از من زمانی فرا خواهد رسید که چیزی پنهان تر از حق و آشکارتر از باطل نخواهد بود. »
13
3
8
96/01/21 11:42
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
شیعیان و محبین امیرالمومنین لذت ببرن
.
. بســـــم ربـــــ الـــحــیـــدر

حب_و_دوستی_حضرت_امیرالمؤمنین_علیه_السلام .
.
✅ روزی آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله ) در یکی از جنگ ها از مولا علی علیه السلام بی خبر بود(در ظاهر امر) و فرمودند که هر کس خبر سلامتی علی(علیه السلام ) را بیاورد هر حاجتی داشته باشد برآورده میکنم.
.
. سلمان رحمة الله علیه مولا علی(علیه السلام ) را پیدا کرد و داستان را بازگو کرد وخواست که سریع برگردد که امام علی(علیه السلام ) فرمودند : .
.
سلمان رحمة الله علیه چیز گران بها از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بخواه. و اینطور درخواست کن یا رسول خدا زمانی که به معراج رفتید خداوند ٣٠٠٠ کلمه را بعنوان رمز بین خود و شما آموخت.
١٠٠٠ کلمه بعنوان آموزش به امت خویش، ١٠٠٠ کلمه بعنوان آموزش به اولیاء الله. ١٠٠٠ کلمه رمز بین خود و خداوند.
.
.من یکی از آن ١٠٠٠ کلمه رمز بین خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله ) را میخواهم. .
.
سلمان رحمة الله علیه آمد و خبر سلامتی مولا داد و درخواستی که علی(علیه السلام ) به او آموخته بود را بیان کرد. .
.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) فرمودند:
سلمان این حرف تو نیست!
حرف علی است. میگویم.
سلمان یک کاسه پر از آب و یک سوزن بیاور.

بعد رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) سوزن را درون کاسه پر از آب کرد و درآورد،
پرسید سلمان بر نوک سوزن چه میبینی؟
سلمان رحمة الله علیه پاسخ داد:
اندکی رطوبت.
.
.
.
بعد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود که سلمان به خدا قسم فردای قیامت هر کس به اندازه این رطوبت حب علی در دل داشته باشد در آتش جهنم نمی سوزد.

منبع:کتاب نصایح ، سخنان چهارده معصوم ، هزار و یک سخن ، ص ۲۳۳
20
4
10
96/01/19 10:44
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
✅از امام جواد علیه السلام سوال شد: یابن‌ رسول ‌الله ادب با خدا چگونه است؟

امام(علیه السلام) فرمودند: قرآن را تلاوت کند آن گونه که نازل شده است ٬احادیث ما را روایت کند آن طور که ما گفته‌ایم و خدا را بخواند بدون اینکه از خدا طلبکار باشد.

روایت شده است خداوند متعال در بعضی کتاب‌های آسمانی‌اش می‌فرماید:
ای بنده من! آیا سزاوار است وقتی با من سخن می‌گویی به چپ و راست نگاه کنی،
در حالی که اگر بنده‌ای مثل خودت با تو سخن بگوید و این گونه رفتار کند رهایش میکنی!پس رواست با من این گونه باشی؟

روایت شده است که روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به طرف گوسفندانش که به همراهی چوپانی به بیابان فرستاده بود رفت.

چوپان، بی خبر از آن حضرت، لباس‌هایش را در آورده بود، به محض اینکه متوجه آمدن حضرت رسول شد لباس‌هایش را پوشید.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: برو ما نیازی به چوپانی تو نداریم، ما خاندانی هستیم که کسی را که حتی در خلوت با خدایش رعایت ادب نکند، استخدام نمی‌کنیم...

آداب سلوک علامه حسن زاده آملی
21
4
13
95/12/17 10:56
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
خداوند متعال برخی شرایط دعا را به حضرت موسی فرموده است: «ای موسی با دلی که خالی از تکبر است دعا کن»، این تکبر از سلام کردن به مردم شروع می شود(کوچک و حقیر ‌ شماردن دیگران) تا تکبر ورزیدن در برخورد با خداوند، کسی که توانا است و نماز نمی خواند، و حج واجب نمی رود، خمس و زکات بر او واجب است اما آن را نمی پردازد متکبر در برابر خداوند است.
دعا نکردن و ترک عبادت خدا نیز اگر از روی کبر باشد؛ یعنی خود را نیازمند او نبیند موجب کفر و ورود در آتش دوزخ است.
خداوند در ‏قرآن کریم سوره غافر آیه 60 مى‌فرماید: «و پروردگارتان گفت: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را، کسانى که از عبادت من سر باز زده و تکبر مى‌ورزند به زودى با ‏کمال ذلت داخل جهنم خواهند شد»
‏‎چون حقیقت دعا؛ (یعنی درخواست در حال احتیاج و از روی عجز)، عبودیت ‏و پرستش خداوند است، پس کسی که از روی کبر دعا را ترک کند؛ یعنی خود را نیازمند خداوند نمیداند،و خدا را سزاوار ‏پرستش ندانسته و آن کفر محض و موجب همیشه ماندن در آتش جهنم است.

امام محمدباقر(علیه‌السلام)فرمودند :
در نزد خدای متعال هیچکسی مبغوض‌تر(مورد خشم واقع شده تر ) از آن کس نیست که متکبرّانه از عبادتش سر باز زند و چیزی از او طلب و درخواست ننماید. (وسائل، ج 4، ص 1084)

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله ) می فرماید: خدارحمت كند بنده ای را كه از خداوند متعال حاجتی را درخواست كند و بر آن اصرار بورزد. چه حاجتش برآورده شود و چه برآورده نگردد. (میزان الحكمه، ج 2، ص 880)

«امام زین‌العابدین(علیه‌السلام)»فرمودند :
دعای مؤمن خالی از یکی از این سه بهره نیست: یا برای آخرت او ذخیره می‌شود و یا حاجتش برآورده می‌گردد و یا بلائی که مقدر بوده به او برسد از او دفع خواهد شد. (تحف‌العقول، ص 287)
21
2
17
95/10/23 20:12
مجله اینترنتی سندوج  , sandooj
حدیث تقرب به خدا؛ احادیث تقرب به خدا؛ احادیث معصومین علیهم السلام در باره تقرب به خدا؛ حدیث معصوم علیه السلام درباره تقرب به خدا
.......
کامنت بنویسید...
مجله اینترنتی سندوج  , sandooj
دوشنبه 21 فروردین ، 10:26
www.sandooj.com
ادامه
95/10/10 09:27
شایعات شایعات , adminshayeaat
این روایات مربوط به همکاری علما با سلاطین ظالم، آنهم با هدف دنیاطلبی است نه خدمت در حکومت اسلامی !

**متن شایعه

" چند روایت درباره روحانیون حکومتی ما
یوم الخلاص؛ المحجه البیضاء، ج ۲، ص ۳۹۳؛ از پیامبر.
بدترین علما کسانی هستند که به دستگاه حکام وارد شوند
المحجه البیضاء ج ۱ ص ۱۴۴؛ فقه الصادق سید محمد صادق الروحانی، ج ۱۶، ص ۱۷۷؛ از پیامبر.
هرگاه مشاهده کردید روحانیون به دنیا تمایل پیدا کرده و بر آستان حکام حضوریافتند (وارد بازیهای سیاسی و حکومتی شدند( پس، از علم آنها بهره نگیرید (از آنها راهنمائی نجوئید و تقیلد نکنید) و پشت سر آنها نماز نخوانید و هنگامی که بیمار شوند به عیادتشان نروید و جنازه هایشان را نیز تشیع ننمائید؛ چرا که آنها آفت دین بوده و عامل تباهی و بی اعتباری اسلام هستند، همانگونه که تیزی سرکه باعث فاسد شدن عسل می شود و آنرا بی مصرف می کند.
تذکره الموضوعات الفتنی، ص ۲۴؛ کنز العمال، ص ۱۸۳، ج ۱۰، ح ۲۸۹۵۲؛ از پیامبر روحانیون تا وقتی که وارد حکومت و سیاست نشوند امین و جانشین پیامبران هستند، در غیر اینصورت به پیامبران خیانت کرده اند؛ پس از چنین علمائی فاصله بگیرید "

**پاسخ شایعه

1. چنانکه از روایات بر می آید، اگر عالم دینی با فراموش کردن وظیفه به سمت امرا و سلاطین برود، عاقبت و قیامت سختی در انتظار اوست! منظور از امراء و سلاطین، طاغوتها و حاکمان ظالم است، نه حکومت اسلامی!
http://yon.ir/rhnh1
2. ویژگی مهم این افراد، اهل دنیا بودن آنهاست! اهل دنیا نبودن، دل نبستن به ابزار و کالاهای دنیاست تا انسان دنیا را برای آخرت تحصیل کند که این نکته توصیه اهل بیت(ع) نیز هست.
http://yon.ir/rhnh2
3. روایات ذکر شده به صورت عام بیان شده و در چنین مواردی باید جمع همه روایات، از جمله مواردی که اهل بیت جهت مصالح مومنین، حتی اجازه حضور علما در دستگاه حکومت ظلم را داده اند را لحاظ کرد!
4. به دستور ائمه(ع) و بنا بر مصالح مومنین و شیعیان، افرادی مانند "علی بن یقتین" نیز بوده اند که در دستگاه امراء وارد می شدند.
http://yon.ir/rhnh3
5. در طول تاریخ هم عالمان طراز اولی مانند شیخ بهایی با حضور در دستگاه حاکمان، از انحراف آنها و انجام برخی امور مضر برای جامعه اسلامی جلوگیری کرده اند.
http://yon.ir/rhnh4
6. حکومت اسلامی حکومت جور و طاغوت نیست و حاکمیت فقیه، شرعیت و دلایل فراوانی دارد؛ پس نمی توان اصل این روایات را در مورد حکومت اسلامی در نظر گرفت، حتی با وجود دنیا طلبی و سودجویی یک عده کم!
http://shayeaat.ir/post/196

حق جو و حق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/745
95/08/22 18:38
سفره آسمانی , sofreh_asmani
تدبیر و برنامه ریزی در امور زندگی، از مواردی است که عقل آن را لازم می داند و ائمه اطهار(ع) نیز سفارشات فراوانی به این امر فرموده اند که به اختصار به ذکر مواردی بطور خلاصه میپردازیم.
امیرالمومنین علی(ع) به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، و همه فرزندانش و تمامی کسانیکه وصیت نامه حضرت به آنان میرسد اینگونه وصیت کردند:
«اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم»
شما را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش میکنم

همچنین در جایی دیگر علی(ع) فرمودند: «سزاوار است مؤمن را سه زمان باشد: زمانی که در آن با پروردگارش راز و نیاز کند، و زمانی که هزینه های زندگی را تأمین کند، و زمانی را به خوشی های حلال و زیبا، اختصاص دهد»
(نهج البلاغه/حکمت ۳۹۰/صفحه ۷۲۴)

امام صادق(ع) فرمود: «در حکمت آل داوود، چنین آمده است، سزاوار است مسلمان خردمند زمانی را به اعمال میان خود و خداوند اختصاص دهد و زمانی را با خوشی های حلال سپری کند که این زمان، کمک به آن دو وقت خواهد بود»
(کافی/جلد ۵/صفحه ۸۷)

رسول خدا(ص) فرمودند:
«عمر محدود است هیچ کس از مقداری که برای او تعیین شده است بیشتر نمیکند؛ پس بر عمر و زمان حریص تر باش تا نسبت به درهم و دینار»
(میزان الحکمه/صفحه ۳۷۱)

در جای دیگر رسول خدا(ص) فرمود:
«عمر و زمان، قیمت و بهای سعادت تو است اگر با برنامه ریزی در مسیر طاعت خدا به کار گرفته شود؛ از ضایع کردن عمر در چیزی که ماندگار نیست پرهیز کن چرا که عمرهای از دست رفته قابل برگشت نیست»
(میزان الحکمه/صفحه ۳۹۳)
51
4
15
94/09/18 11:25
جواد محمودی اصل , velom
در این پست روایاتی که شیخ مفید درباره ازدواج موقت آورده است را متذکر میشیم. البته فتوای برخی از مراجع با مضمون برخی از روایات در تناقض هست و اون به جهت این است که روایات دیگر را هم دیده اند و با دید وسیع حکم داده اند ولی ما فقط روایات شیخ مفید را می آوریم.
رسالة المتعة_ الشیخ المفید
بسم الله الرحمن الرحیم
1 _ عن أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه، عن أبیه، عن سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن ابن أبی عمیر، عن هشام بن سالم، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: یستحب للرجل أن یتزوج المتعة و ما احب للرجل منكم أن یخرج من الدنیا حتی یتزوج المتعة و لو مرة.
امام صادق علیه­السلام فرمودند: مستحب است بر هر كس كه متعه (ازدواج موقت) كند و دوست ندارم كه فردی از شما از دنیا برود، مگر اینكه یك مرتبه هم شده متعه كند.
2 _ و بهذا الاسناد عن ابن عیسی المذكور عن بكر بن محمد، عن الصادق علیه السلام حیث سئل عن المتعة فقال: أكره للرجل أن یخرج من الدنیا و قد بقیت خلة من خلال رسول الله صلی الله علیه و آله سلم لم تقض.
از امام صادق علیه­السلام درباره متعه (ازدواج موقت) سؤال شد. حضرت فرمودند: دوست ندارم فردی از شما از دنیا برود و این سنت پیامبر صلی­الله علیه و آله را عمل نكرده باشد.
3 _ و بالاسناد عن ابن عیسی، عن ابن الحجاج، عن العلا، عن محمد ابن مسلم، عن أبی عبد الله علیه السلام أنه قال لی: تمتعت؟ قلت: لا، قال: لا تخرج من الدنیا حتی تحیی السنة.
محمد بن مسلم گفت: امام صادق علیه­السلام به من فرمودند: آیا تا به حال متعه (ازدواج موقت) كرده­ای؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: از دنیا نروی تا اینكه سنت پیامبر صلی­الله علیه و آله را عمل كرده باشی.
4 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد، عن ابن أشیم، عن مروان بن مسلم عن إسماعیل بن الفضل الهاشمی قال: قال لی أبو عبد الله علیه السلام: تمتعت منذ خرجت من أهلك؟ قلت: لكثرة من معی من الطروقة أغنانی الله عنها قال: و إن كنت مستغنیا فإنی احب أن تحیی سنة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.
اسماعیل هاشمی گفت: امام صادق علیه­السلام به من فرمودند: آیا از وقتی كه از كنار همسر خود بیرون آمده­ای متعه (ازدواج موقت) كرده­ای؟ عرض كردم: به جهت دوستان و همراهانی كه با من هستند [و من با آنها سرگرمم] خداوند مرا از متعه بی­نیاز كرده است، حضرت فرمودند: اگر چه بی­نیاز هستی؛ اما من دوست دارم كه سنت پیامبر اكر م صلی­الله علیه و آله را زنده بدارید.
5 _ و بالاسناد عن أحمد بن محمد بن خالد، عن سعد بن سعد، عن إسماعیل الجعفی قال: قال أبو عبد الله علیه السلام یا إسماعیل تمتعت العام؟ قلت: نعم، قال: لا أعنی متعة الحج، قلت: فما؟ قال: متعة النساء، قال قلت: فی جاریة بربریة فارهة قال: قد قیل یا إسماعیل تمتع بما وجدت و لو سندیة.
اسماعیل جعفی می­گوید: امام صادق علیه­السلام به من فرمودند: ای اسماعیل امسال متعه داشتی؟ عرض كردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم حج تمتع نیست. عرض كردم: پس مقصود شما چیست؟ حضرت فرمودند: متعه و ازدواج موقت را می­گویم. عرض كردم: اگر دختری بربری و جوان باشد چه طور؟ حضرت فرمودند: حرف گفته شد، ای اسماعیل صیغه كن با هر چه كه یافتی اگر چه زن سندی باشد.
6 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن علی بن أبی حمزة البطاینی، عن أبی بصیر قال: دخلت علی أبی عبد الله علیه السلام فقال: یا أبا محمد تمتعت منذ خرجت من أهلك بشئ من النساء؟ قال: لا، قال: و لم؟ قلت: ما معی من النفقة یقصر عن ذلك، قال: فأمر لی بدینار و قال: أقسمت علیك إن صرت إلی منزلك حتی تفعل، قال: ففعلت.

ابی بصیر می­گوید: خدمت امام صادق علیه­السلام رسیدم، حضرت از من سؤال فرمودند: آیا از وقتی كه از كنار همسرت بیرون آمده­ای صیغه كرده­ای؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: برای چه؟ عرض كردم: پولم كم بود و به این كار نمی­رسید. حضرت مقدار پولی را امر كرده، به من دادند و مرا قسم داده كه به منزل نروی مگر اینكه به صیغه عمل كرده باشی، ابن بصیر گفت: همین كار را كردم.
7 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن محمد بن الحسن، عن محمد بن عبد الله، عن صالح بن عقبة، عن أبیه، عن الباقر علیه السلام قال: قلت: للتمتع ثواب؟ قال: إن كان یرید بذلك الله عزوجل وخلافا لفلان لم یكلمها كلمة إلا كتب الله له حسنة، وإذا دنا منها غفر الله له بذلك ذنبا، فإذا اغتسل غفر الله له بعدد ما مر الماء علی شعره، قال: قلت: بعدد الشعر؟ قال: نعم بعدد الشعر.

عقبه می­گوید: از امام باقر علیه­السلام سؤال كردم: متعه و ازدواج موقت كردن ثواب دارد؟ حضرت فرمودند: اگر به نیت رضای خدا و مخالفت با فلان [عمر] باشد، بله، هیچ حرفی با او نمی­گوید مگر برای او حسنه­ای نوشته می­شود. وقتی با او هم­آغوش می­شود. خدا برای آن كار، گناهش را می­آمرزد. وقتی غسل می­كند خدا گناهانش را به عدد موهایی كه آب بر آن ریخته می­شود می­آمرزد عرض كردم: به عدد موهای بدنش؟! فرمود: بلی، به عدد موهایی كه در بدن دارد.
8 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد بن الحسن، عن موسی بن سعدان عن عبد الله بن القاسم، عن عبد الله بن سنان، عن الصادق علیه السلام قال: إن الله عزوجل حرم علی شیعتنا المسكر من كل شراب، وعوضهم عن ذلك المتعة.

عبدالله بن سنان می­گوید: امام صادق علیه­السلام فرمودند: خدا شراب و مسكرات را بر شیعیان ما حرام كرده، در عوض آنها، متعه را برای آنها قرار داده است
9 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن علی ( كذا ) عن الباقر علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم: أسری بی إلی السماء لحقنی جبرئیل فقال: یا محمد إن الله عزوجل یقول: إنی قد غفرت للمتمتعین من النساء.

از امام باقر علیه­السلام است كه رسول خدا صلی­الله علیه و آله فرمودند: وقتی خدا مرا به آسمان بالا برد جبرئیل با من بود و او به من گفت: ای محمد، خدا می­فرماید: متعه كنندگان مورد غفران و آمرزش من هستند
10 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد، عن موسی بن علی بن محمد الهمدانی، عن رجل سماه، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: ما من رجل تمتع ثم اغتسل إلا خلق الله من كل قطرة تقطر منه سبعین ملكا یستغفرون له إلی یوم القیامة ویلعنون متجنبها إلی أن تقوم الساعة، وهذا قلیل من كثیر فی هذا المعنی.

موسی همدانی از فردی كه نام آن را برد نقل می­كند كه: امام صادق علیه­السلام فرمودند: هیچ متعه (ازدواج موقت) كننده­ای نیست، مگر اینكه وقتی غسل می­كند، خدا برای هر قطره آبی كه بر او می­ریزد، هفتاد فرشته می­آفریند كه تا روز قیامت برای او استغفار كنند و بر كسی كه مانع ازدواج موقت شد و از آن جلوگیری كرد، لعنت بفرستند. تازه این قدری از ثواب متعه (ازدواج موقت) و گناه مانع آن می­باشد
11 _ و بهذا الاسناد، عن ابن قولویه، عن محمد بن یعقوب، عن محمد ابن یحیی، عن أحمد بن محمد، عن علی بن الحكم، عن بشر بن حمزة، عن رجل من قریش قال: بعثت إلی ابنة عمة لی لها مال كثیر: قد عرفت كثرة من یخطبنی من الرجال ولم ازوجهم نفسی وما بعثت إلیك رغبة فی الرجال غیر أنه بلغنی أن المتعة أحلها الله فی كتابه وسنها رسول الله صلی علیه وآله وسلم فی سنته فحرمها عمر فأحببت أن اطیع الله ورسوله وأعصی عمر فتزوجنی متعة، فقلت لها: حتی أدخل علی أبی جعفر علیه السلام فأستشیره. فدخلت فاستشرته فقال: افعل.

بشر بن همزه می­گوید: در زمان امام باقر علیه­السلام یكی از رجال قریش به من گفت: دختر عموی من كه دارای مال بسیار بود دنبال من فرستاده، پیام داد: كه تو می­دانی چقدر برای من خواستگار آمده و من همه را جواب رد داده­ام، زیرا نیازی به ازدواج ندارم، اما شنیده­ام كه خدا متعه (ازدواج موقت) و ازدواج موقت را در كتاب خود حلال دانسته و پیامبر اكرم صلی­الله علیه و آله آن را جزء سنت خود قرار داده است، اما عمر از آن جلوگیری كرده و حرام دانسته و من می­خواهم صیغه تو شوم تا در این عمل اطاعت خدا و رسول كرده و با عمر مخالفت كرده باشم، به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر علیه­السلام برسم و از او سؤال كنم. خدمت حضرت رسیده، مشاوره كردم، حضرت فرمود: قبول كن و عمل كن.
12 _ و بهذا الاسناد إلی ابن یعقوب، عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن محبوب، عن علی السائی قال: قلت لابی الحسن علیه السلام إنی كنت أتزوج المتعة فكرهتها وسئمتها ( وتشأمت بها ن ل ) فأعطیت الله عزوجل عهدا بین الركن والمقام وجعلت علی كذا نذرا وصیاما أن لا أتزوجها ثم إن ذلك شق علی وندمت علی یمینی ولم یكن بیدی من القوة ما أتزوج فی العلانیة قال: فقال لی: عاهدت الله أن لا تطیعه والله لئن لم تطعه لتعصینه.

علی سائی می­گوید: به امام رضا علیه السلام عرض كردم من متعه می­كردم و از این كار خسته شدم، بدم آمد، زشت می­دیدم، از این رو با خدای خودم بین ركن و مقام عهد كردم و نذر بستم كه دیگر ازدواج موقت نكنم و اگر رغبت پیدا كردم فلان قدر مال بدهم و روزه بگیرم. ولی بعد پشیمان شدم؛ زیرا برایم سخت شد. برای این كه وضعم جوری نبود كه بتوانم همسر اختیار كنم، حضرت فرمودند: با خدا عهد كرده­ای كه اطاعتش نكنی؟ به خدا قسم اگر اطاعتش نكنی معصیت كار خواهی بود.

[یعنی عهد و نذر تو باطل است؛ زیرا عمل به نذر و عهد باید از ترك آن ترجیح داشته و بهتر باشد یا حداقل نباید مرجوح و گناه باشد و این نذر، تو را به گناه می­اندازد و لذا عمل به آن نذر لازم نیست.]
13 _ و روی بإسناده إلی ابن قولویه، عن علی بن حاتم، عن أحمد بن إدریس، عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن السری، عن الحسن بن علی بن یقطین قال: قال أبو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام: أدنی ما یجزی من القول أن یقول: أتزوجك متعة علی كتاب الله وسنة نبیه صلی علیه وآله وسلم بكذا وكذا إلی كذا.
حسن بن علی بن یقطین می­گوید: امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: كوتاه ترین عبارت عقد ازدواج موقت این است كه مرد به زن بگوید: «اتزوجك متعة علی كتاب الله و سنة نبیه بكذا و كذا الی كذا» یعنی مرد بگوید: آیا به عقد ازدواج موقت من درمی آیی به حكم كتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله به فلان مبلغ و فلان مدت؟ و زن بگوید: بله كافی است. [اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه ازدواج موقت را بخوانند بعد از آن كه مدت و مهر را معین كردند چنانچه زن بگوید: «زوجتك نفسی فی المدة المعلومة علی المهر المعلوم» بعد بدون فاصله مرد بگوید: «قَبِلْتُ» صحیح است]
14 _ و بالاسناد إلی أحمد بن محمد بن عیسی، عن رجاله مرفوعا إلی الائمة علیهم السلام منهم محمد بن مسلم قال: قال أبو عبد الله علیه السلام: لا بأس بتزویج البكر إذا رضیت من غیر إذن أبیها. وجمیل بن دراج حیث سأل الصادق علیه السلام عن التمتع بالبكر قال: لا بأس أن یتمتع بالبكر ما لم یفض إلیها كراهیة العیب علی أهلها.
محمد بن مسلم می­گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند: عیب ندارد اگر دختر باكره را بدون اجازه ولی صیغه كنی به شرطی كه خود او راضی باشد. امام صادق علیه السلام در جواب جمیل بن دراج كه سؤال كرده بود: آیا می­شود دختر باكره را صیغه كرد؟ حضرت فرمودند: اشكال ندارد ولی مواظب باشی بر او دخول نكنی زیرا عیب بر او و قوم او می باشد.
15 _ و بالاسناد، عن أحمد بن محمد بن عیسی رواه عن ابن محبوب، عن جمیل بن دراج، عمن رواه، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: لا یكون متعة إلا بأمرین أجل مسمی وأجر مسمی.

امام صادق علیه السلام فرمودند: عقد ازدواج موقت واقع نمی شود مگر به دو چیز، به تعیین اجرت و تعیین مدت.
16 _ و عن محمد بن مسلم الثقفی، عن أبی عبد الله علیه السلام حیث سأله كم المهر فی المتعة؟ قال: ما تراضیا علیه إلی ما شاءا من الاجل.

محمد بن مسلم ثقفی نقل می كند: وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر باید باشد؟ حضرت فرمودند: هر چه كه هر دو به آن راضی شوند و به هر مقدار مدتی كه خود قرار گذاشته باشند.
17 _ و عن محمد بن نعمان الاحول قال: قلت لابی عبد الله علیه السلام: ما أدنی ما یتزوج به المنمتع؟ قال: بكف من بر.

محمد بن نعمان احول می گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال كردم: كمترین چیزی كه می شود مبلغ مهر باشد چقدر است؟ حضرت فرمودند: حتی یك كف دست گندم هم می شود مهر باشد.
18 _ و عن هشام بن سالم، عن الصادق علیه السلام عن الادنی فی المتعة، قال: سواك یعض علیه.
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام آورده است كه: چیز كمی مثل چوب مسواك را هم می شود مهر قرار داد.
19 _ و عن أبی بصیر عن الصادق علیه السلام فی المتعة یجزیها الدرهم فما فوقه.

ابی بصیر از امام صادق علیه السلام نقل می كند: مهر متعه می تواند به مقدار یك درهم و بالاتر باشد.
20 _ و عن أبی بصیر عنه علیه السلام كف من طعام أو دقیق أو سویق أو تمر.
ابی بصیر از امام صادق علیه السلام نقل می كند: مهر متعه می تواند مشتی گندم یا آرد یا خمیر یا خرما باشد.
21 _ و عن ابن بكار، عن أبی عبد الله علیه السلام فی الرجل یلقی المرأة فیقول لها تزوجینی نفسك شهرا ولا یسمی الشهر بعینه، ثم یمضی فبلغها بعد سنین فقال: له شهره إن كان سماه فان لم یكن سماه فلا سبیل له علیها
ابن بكار از امام صادق علیه السلام سؤال می كند درباره مردی كه به زنی می گوید: یك ماه خود را به صیغه من درآور و زن قبول می كند. بعد از چند سال كه از آن گفتگو گذشته دوباره زن را می بیند. آیا می تواند آن یك ماه را كه معین نكرده بودند بدون عقد مجدد همان ایام به حساب آورند؟ حضرت فرمودند: اگر مقصود از آن یك ماه همان چند سال بعد بوده درست است و اگر آن یك ماه را معین نكرده باشند عقد درست نیست. [یعنی مدت عقد باید در هنگام خواندن عقد معلوم باشد]
22 _ و عن ابن قولویه، عن علی بن حاتم، عن أحمد بن إدریس، عن ابن عیسی، عن ابن محبوب، عن محمد بن الفضل، عن الحارث بن المغیرة أنه سأل أبا عبد الله علیه السلام: هل یجزی فی المتعة رجل وامرأتان؟ قال: نعم ویجزیه رجل واحد وإنما ذاك لمكان البراءة ولئلا تقول فی نفسها هو فجور.
حارث بن مغیره از امام صادق علیه السلام سؤال می­­ كند: آیا شاهد در عقد ازدواج موقت یك مرد و دو زن كافی است. حضرت فرمودند: بله، یك مرد هم شاهد عقد باشد كافی است. و این برای آن است كه زن از موضع اتهام خود را دور بداند و پیش خود نگوید كه این گناه است. [اصلا در عقد ازدواج موقت شاهد لازم نیست و لذا امام یك شاهد مرد را كافی دانسته و آن را هم برای آرامش روان زن لازم می دانند و لزوم شاهد یك حكم شرعی نیست]
94/08/13 15:28
آیات مبین , ayatemobin

احادیث و مقاله ای درباره غیبت کردن

گناه شنیدن غیبت : غیبت گناهى است كه غیبت كننده به تنهایى نمى‏تواند آن را انجام دهد. پس شنونده غیبت در تحقق این گناه سهیم است؛ مگر آن كه با غیبت كننده مخالفت كند و او را از غیبت باز دارد و در جایى كه نمى‏تواند با او مخالفت نماید و او را از غیبت منع كند باید از شنیدن غیبت خوددارى نماید و در قلب خویش با غیبت كننده مخالف باشد.



پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَن رَدّ الخَلایق عَن عَرض اَخیهِ بِالغیبِ كانَ حَقاً عَلى اللَّه اَن یرد عَن عِرضِهِ یَومَ القیامة.(1)



كسى كه مردم را از تعرض به آبروى برادرش در غیاب او باز دارد بر خداوند است كه در روز قیامت آبروى او را نگه دارد.»



امام باقر(علیه السلام) در این باره فرمودند: «مَن اَغتیب عِنده اَخوهُ المُؤمِن فَنصره و اَعانه نَصره الله فِى الدنیا و الاخره و مَن لَم یَنصره و لَم یدفع عنهُ و هو یَقدر عَلى نُصرته و عَونه خَفضه الله فى الدنیا و الاخره



كسى كه چون برادر مؤمنش را در نزد او غیبت كنند او را یارى دهد خداوند او را در دنیا و آخرت یارى مى‏دهد و كسى كه او را یارى نكند و بدگویى را از او دفع ننماید در حالى كه بر یارى او تواناست، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد كرد.

4
1
94/06/2 14:22
آیه های انتظار , ayehayeentezar1
50
4
41
94/04/6 19:47
حرف دل بچه شیعه ها , shiaali
176
23
116
94/03/3 17:49
جنبش  مجازی رهروان ولایت  , khamenehei
94/02/18 17:00
دوستداران امام زمان  , dostaranemamzaman
مجموعه احادیث مهدوی (عج)

احادیث امام زمان علیه السلام

1. نفع‌ بردن‌ از من‌ در زمان‌ غیبتم‌ مانند نفع‌ بردن‌ از خورشید هنگام‌ پنهان‌ شدنش‌ در پشت‌ ابرهاست‌ و همانا من‌ ایمنى‌ بخش‌ اهل‌ زمین‌ هستم‌ ، همچنانکه‌ ستارگان‌ ایمنى‌ بخش‌ اهل‌ آسمانند . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .)

2. تصرف‌ کردن‌ در مال‌ دیگرى‌ بدون‌ اجازه‌ صاحبش‌ جایز نیست‌ .(وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 17 ، ص‌ 309 .)

3. من‌ ذخیره‌ خدا در روى‌ زمین‌ و انتقام‌ گیرنده‌ از دشمنان‌ او هستم‌ .(تفسیر نور الثقلین‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 392 .)

4. ملعون‌ است‌ ، ملعون‌ است‌ کسى‌ که‌ نماز مغربش‌ را به‌ تأخیر بیندازد ، تا زمانى‌ که‌ ستارگان‌ آسمان‌ پدیدار شوند . (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 15 .)

5. هیچ‌ چیز مانند نماز بینى‌ شیطان‌ را به‌ خاک‌ نمى‌ مالد ، پس‌ نماز بگزار و بینى‌ شیطان‌ را به‌ خاک‌ بمال‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 182 .)

6. ملعون‌ است‌ ، ملعون‌ است‌ ، کسى‌ که‌ نماز صبحش‌ را به‌ تأخیر بیندارد ، تا زمانى‌ که‌ ستارگان‌ آسمان‌ محو شوند . (بحارالأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 16 .)

7. هر یک‌ از پدرانم‌ بیعت‌ یکى‌ از طاغوتهاى‌ زمان‌ به‌ گردنشان‌ بود ، ولى‌ من‌ در حالى‌ قیام‌ خواهم‌ کرد که‌ بیعت‌ هیچ‌ طاغوتى‌ به‌ گردنم‌ نباشد . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .)

8. من‌ آخرین‌ جانشین‌ پیامبر هستم‌ ، و به‌ وسیله‌ من‌ است‌ که‌ خداوند بال‌ را از خاندان‌ و شیعیانم‌ دور مى‌ سازد. (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 30 .)

9. هر کس‌ در اجراى‌ اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نیز وى‌ را در دستیابى‌ به‌ حاجتش‌ یارى‌ مى‌ کند . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 331 .)

10. سنت‌ تخلف‌ ناپذیر خداوند بر این‌ است‌ که‌ حق‌ را به‌ فرجام‌ برساند و باطل‌ را نابود کند ، و او بر آنچه‌ بیان‌ نمودم‌ گواه‌ است‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 193 .)

11. براى‌ زود فرارسیدن‌ فرج‌ ( و ظ‌هور ما ) زیاد دعا کنید ، که‌ آن‌ همان‌ فرج‌ و گشایش‌ شماست‌ . (کمال‌ الدین‌ للصدوق‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 485 .)

12. اگر خواستار رشد و کمال‌ معنوى‌ باشى‌ هدایت‌ مى‌ شوى‌ ، و اگر طلب‌ کنى‌ مى‌ یابى‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 339 .)

13. ما در رعایت‌ حال‌ شما کوتاهى‌ نمى‌ کنیم‌ و یاد شما را از خطر نبرده‌ ایم‌ ، که‌ اگر جز این‌ بود گرفتاریها به‌ شما روى‌ مى‌ آورد و دشمنان‌ شما را ریشه‌ کن‌ مى‌ کردند . پس‌ از خدا بترسید و ما را پشتیبانى‌ کنید . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 175 .)

14. و اما در پیشامدها و مسایل‌ جدید به‌ راویان‌ حدیث‌ ما مراجعه‌ کنید ، زیرا که‌ آنان‌ حجت‌ من‌ بر شما هستند و من‌ حجت‌ خدا بر آنان‌ هستم‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .)

15. اگر از خداوند ( صاحب‌ عرت‌ و جلال‌ ) طلب‌ آمرزش‌ کنى‌ ، خداوند تو را مى‌ آمرزد .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 329 .)

16. همانا خدایتعالى‌ مردم‌ را بیهوده‌ نیافریده‌ و بدون‌ تکلیف‌ و جزا رهایشان‌ نکرده‌ است‌ . (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 174 .)

17. هر یک‌ از شما باید به‌ آنچه‌ که‌ او را به‌ محبت‌ ما نزدیک‌ مى‌ سازد عمل‌ کند ، و از آنچه‌ که‌ مورد پسند ما نیست‌ و ما را خشمناک‌ مى‌ سازد دورى‌ جوید . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 324 .)

18. خداوندا ! وعده‌ اى‌ را که‌ به‌ من‌ داداه‌ اى‌ ، برآورده‌ کن‌ و امر قیام‌ مرا تمام‌ فرما . قدمهایم‌ را ثابت‌ بدار و در سایه‌ قیام‌ من‌ ، جهان‌ را پر از عدل‌ و داد کن‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 13 .)

19. شهادت‌ مى‌ دهم‌ که‌ معبودى‌ جز خداى‌ یکتا نیست‌ و ملائکه‌ آسمان‌ و صاحبان‌ علم‌ نیز شهادت‌ مى‌ دهند ، آن‌ خدایى‌ که‌ به‌ عدل‌ و داد قیام‌ مى‌ کند ، نیست‌ خدایى‌ جز او که‌ مقتدر و حکیم‌ مى‌ باشد ، و همانا دین‌ نزد خدا اسلام‌ است‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 16 .)

20. ایمان‌ خداوند عز و جل‌ و بندگانش‌ قرابت‌ و خویشاوندى‌ تیست‌ ، و هر کس‌ که‌ مرا انکار کند از من‌ نیست‌ . (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 176 .)

21. پناه‌ به‌ خدا مى‌ برم‌ از نابینایى‌ بعد از روشن‌ بینى‌ ، و گمراهى‌ بعد از هدایت‌ ، و از اعمال‌ ناشایسته‌ و اتنه‌ هاى‌ نابود کننده‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 190 .)

22. شیعیان‌ ما هنگامى‌ به‌ فرجام‌ نیک‌ و زیباى‌ خداوند میرسند که‌ از گناهانى‌ که‌ نهى‌ شده‌اند ، احتراز نمایند . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 177 .)

23. کفایت‌ در کارها و عنایت‌ و سرپرستى‌ در همه‌ امور را تنها از خدایتعالى‌ خواهانم‌.(بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 183 .)

24. قلبهاى‌ ما جایگاه‌ مشیت‌ الهى‌ است‌ ، پس‌ هر گاه‌ او بخواهد ما هم‌ مى‌ خواهیم‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 51 .)

25. اگر نبود که‌ ما دوستار صلاح‌ شما هستیم‌ و به‌ شما لطف‌ و مرحمت‌ داریم‌ ، همانا به‌ شما توجه‌ والتفات‌ نمى‌ کردیم‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 179 .)

26. من‌ مهدى‌ هستم‌ ، منم‌ قیام‌ گر زمان‌ ، منم‌ آنکه‌ زمین‌ را آکنده‌ از عدل‌ مى‌ سازد ، آنچنان‌ که‌ از ستم‌ پر شده‌ بود . (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 2 .)

27. ستمکاران‌ پنداشتند که‌ حجت‌ خدا نابود شدنى‌ است‌ ، در حالى‌ که‌ اگر به‌ ما اجازه‌ سخن‌ گفتن‌ داده‌ مى‌ شد ، شک‌ و تردید از میان‌ برداشته‌ مى‌ شد . (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 4 .)

28. من‌ صاحب‌ حقم‌ ... علامت‌ ظ‌هورم‌ زیاد شدن‌ آشوب‌ ها و فتنه‌ هاست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 320 .)

29. علم‌ و دانش‌ ما به‌ خبرهاى‌ شما احاطه‌ دارد و چیزى‌ از اخبار شما بر ما پوشیده‌ نمى‌ ماند . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 175 .)

30. دین‌ از آن‌ محمد صلی الله علیه واله وسلم و عدایت‌ از آن‌ على‌ امیر المؤمنین‌ علیه السلام است‌ ، زیرا عدایت‌ مال‌ اوست‌ و در نسل‌ او مى‌ ماند تا روز قیامت‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 160 .)

31. کسى‌ که‌ نسبت‌ به‌ ما ظ‌لم‌ ورزد ، از جمله‌ ستمکارانى‌ است‌ که‌ مشمول‌ لعنت‌ خدا است‌ ، چرا که‌ خدا فرموده‌ است‌ : " آگاه‌ باشید که‌ لعنت‌ خدا بر ستمکاران‌ است‌ " . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 182 .)

32. من‌ و تمامى‌ پدرانم‌ ... بندگان‌ خداوند عز و جل‌ هستیم‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 267 .)

33. سجده‌ شکر از لازم‌ ترین‌ و واجب‌ ترین‌ مستحبات‌ است‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 161 .)

34. هر گاه‌ خداوند به‌ ما اجازه‌ دهتد که‌ سخن‌ بگوییم‌ ، حق‌ ظ‌اهر خواهد شد و باطل‌ سست‌ و ضعیف‌ شده‌ و از میان‌ شما خواهد رفت‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 183 .)

35. دختر رسول‌ خدا صلی الله علیه واله وسلم براى‌ من‌ سرمشق‌ و اسوه‌ اى‌ نیکوست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 180 .)

36. زمان‌ ظ‌هور و فرج‌ ما با خداست‌ ، و تعیین‌ کنندگان‌ وقت‌ ظ‌هور ، دروغگویانند .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .)

37. از خدا بترسید و تسلیم‌ ما شوید و کارها را به‌ ما واگذارید ، برماست‌ که‌ شما را از سرچشمه‌ سیراب‌ برگردانیم‌ ، چنان‌ که‌ بردن‌ شما به‌ سرچشمه‌ از ما بود، در پى‌ کشف‌آنچه‌ از شما پوشیده‌ شده‌ نروید و مقصد خود را با دوستى‌ ما بر اساس‌ راهى‌ که‌ روشن‌ است‌ به‌ طرف‌ ما قرار دهید .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 179 .)

38. ظ‌هورى‌ نیست‌ مگر به‌ اجازه‌ خداوند متعال‌ ، و آن‌ هم‌ پس‌ از زمان‌ طولانى‌ و قساوت‌ دلها و فراگیر شدن‌ رمین‌ از جور و ستم‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 478 .)

39. آگاه‌ باشید به‌ زودى‌ کسانى‌ ادعاى‌ مشاهده‌ مرا خواهند کرد . آگاه‌ باشید هر کس‌ قبل‌ از " خروج‌ سفیانى‌ " و شنیدن‌ صداى‌ آسمانى‌ ، ادعاى‌ مشاهده‌ مرا کند دروغگو و افترا زننده‌ است‌ " حرکت‌ و نیرویى‌ جز به‌ خداى‌ بزرگ‌ نیست‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 478 .)

40. من‌ باقیمانده‌ از آدم‌ و ذخیره‌ نوح‌ و برگزیده‌ از ابراهیم‌ و خلاصه‌ محمد ( درود خدا بر همگى‌ آنان‌ باد ) هستم‌ . (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 238 .)

41. نسیم‌ ، خدمتکار حضرت‌ مهدى‌ علیه‌ السلام‌ گوید : آن‌ حضرت‌ به‌ من‌ فرمود : " آیا تو را در مورد عطسه‌ کردن‌ بشارت‌ دهم‌ ؟ " گفتم‌ : آرى‌ . فرمود : " عطسه‌ ، علامت‌ امان‌ از مرگ‌ تا سه‌ روز است‌ . " (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 5 .)

42. حق‌ با ماست‌ و در میان‌ ماست‌ ، کسى‌ جز ما چنین‌ نگوید مگر آنکه‌ دروغگو و افترا زننده‌ باشد . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 191 .)

43. همانا خداوند متعال‌ ، کسى‌ است‌ که‌ اجسام‌ را آفریده‌ و ارزاق‌ را تقسیم‌ فرموده‌ ، او جسم‌ نیست‌ و در جسمى‌ هم‌ حلول‌ نکرده‌ ، " چیزى‌ مثل‌ او نیست‌ و شنوا و داناست‌ ." (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 178 .)

44. خداوند با ماست‌ و به‌ جز ذات‌ پروردگار به‌ چیزى‌ نیاز نداریم‌ ، و حق‌ با ماست‌ ، پس‌ اگر کسانى‌ با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتى‌ ایجاد نمى‌ شود " ما دست‌ پرورده‌ هاى‌ پروردگارمان‌ ، و مردم‌ دست‌ پرورده‌ هاى‌ ما هستند . (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 172 .)

45. دانش‌ ، دانش‌ ماست‌ و از کفر کافر ، گزندى‌ بر شما نیست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 151 .)

46. اگر شیعیان‌ ما - که‌ خداوند آنها را به‌ طاعت‌ و بندگى‌ خویش‌ موفق‌ بدارد - در وفاى‌ به‌ عهد و پیمان‌ الهى‌ اتحاد و اتفاق‌ مى‌ داشتند و عهد و پیمان‌ را محترم‌ مى‌ شمردند ، سعادت‌ دیدار ما به‌ تأخیر نمى‌ افتاد و زودتر به‌ سعادت‌ دیدار ما نائل‌ مى‌ شدند . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 499 .)

47. من‌ از افرادى‌ که‌ مى‌ گویند : ما اهل‌ بیت‌ ( مستقلا از پیش‌ خود و بدون‌ دریافت‌ از جانب‌ خداوند ) غیب‌ مى‌ دانیم‌ و در سلطنت‌ و آفرینش‌ موجودات‌ با خدا شریکیم‌ ، یا ما را از مقامى‌ که‌ خداوند براى‌ ما پسندیده‌ بالاتر مى‌ برند ، از چنین‌ افرادى‌ نزد خدا و رسولش‌ بیزارى‌ مى‌ جوییم‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 487 .)

48. فضیلت‌ دعا و تسبیح‌ بعد از نمازهاى‌ واجب‌ در مقایسه‌ با دعا و تسبیح‌ پس‌ از نمازهاى‌ مستحبى‌ ، مانند فضیلت‌ واجبات‌ بر مستحبات‌ است‌ . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 487 .)

49. سجده‌ بر قبر جایز نیست‌ .(الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 490 .)

50. وجود من‌ براى‌ اهل‌ زمین‌ سبب‌ امان‌ و آسایش‌ است‌ ، همچنان‌ که‌ ستارگان‌ سبب‌ امان‌ اهل‌ آسمانند . (بحار الأنوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 380 .)

51. به‌ راستى‌ که‌ مقدرات‌ خداوند متعال‌ مغلوب‌ مشود ، و اراده‌ الهى‌ مردود نگردد ، . چیزى‌ بر توفیق‌ او پیشى‌ نگیرد . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 191 .)

52. اما علت‌ و فلسفه‌ آنچه‌ از دوران‌ غیبت‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ ، پس‌ خداوند عز و جل‌ در قرآن‌ فرموده‌ است‌ : " اى‌ مؤمنان‌ از چیزهایى‌ نپرسید که‌ اگر آشکار شود ، بدتان‌ آید . " (بحار الأنوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 380 .)

53. زمین‌ خالى‌ از محبت‌ خدا نیست‌ ، یا آشکار است‌ و یا نهان‌ .(کمال‌ الدین‌ للصدوق‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 511 .)

54. هر گاه‌ علم‌ و نشانه‌ اى‌ پنهان‌ شود ، علم‌ دیگرى‌ آشکار گردد ، و هر زمان‌ که‌ ستاره‌اى‌ افول‌ کند ، ستاره‌اى‌ دیگر طلوع‌ نماید . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 185 .)

55. بار الها ! توفیق‌ بندگى‌ و دورى‌ از گناه‌ و نیت‌ پاک‌ . شناخت‌ حرام‌ را به‌ ما عطا فرما ، و با هدایت‌ و استقامت‌ در راهت‌ گرامیمان‌ بدار . (المصباح‌ للکفعمی‌ ، ص‌ 281 .)

برگرفته از وبلاگ دل تنگ امام زمان (عج) - deltang.blog.ir
15
1
8
94/02/16 05:17
مرکز فرهنگی  شهید جدیری کهنموئی , shahidjodeiry
رسول اكرم صلى الله علیه و آله:

اِنَّ البَیتَ اِذا كَثُرَ فیهِ تِلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَیرُهُ

وَ اتَّسَعَ اَهلُهُ وَ اَضاءَ لاَهلِ السَّماءِ كَما تُضى ءُ نُجومُ السَّماءِ لاَهلِ الدُّنیا؛

خانه اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خیر آن بسیار گردد

و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانیان بدرخشد چنان كه

ستارگان آسمان براى زمینیان مى درخشند.

كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص610
94/02/7 11:28
مرکز فرهنگی  شهید جدیری کهنموئی , shahidjodeiry

حقُّ علیٍّ على هذهِ الاُمّةِ كحَقِّ الوالِدِ على وَلَدِهِ.

حقّ على بر این امّت همچون حقّ پدر است بر فرزندش.

امالی(طوسی)ص54

94/02/5 11:11
عزیز عزیزی , npppppppppppppppp
ترجمه و توضیح احادیث امام جواد علیه السلام از جواد محدثی