نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design

زیوانیتار دیزاین

زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design

زیوانیتار دیزاین

مطالب
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
حجم عبارت است از سطحی که در فضا حرکت کرده و از جهت سطح خود در عمق گسترش یافته است. در حجم ها سه عامل اولیه، یعنی نقطه، خط و سطوح، وجودی اساسی و ضروری دارند. حجم ممکن است نظم هندسی داشته باشد یا از فرم نامنظم تشکیل شده باشد. حجم هایی که نظم هندسی دارند از بسط و توسعه شکل های مثلث، مربع و دایره تشکیل شده اند؛ مانند معکب، منشور، مخروط، کره و حجم های ترکیبی حاصل از آنها.

همانگونه که «شکل» بیشتر وابسته به سطح است و صفت مشخصه آن محسوب می شود، «فرم» وابسته به حجم است و نخستین صفت مشخصه حجم به شمار می آید. شکل های اصلی مثلث متساوی الاضلاع، مربع و دایره اگر حول محور عمودی بچرخند، حجم هایی را به وجود می آورند که به حجم های افلاطونی شهرت دارند.
حجم در آثار گرافیک به دو صورت جلوه می کند: یکی تصویر حجم که نمایش حجم روی صفحه دوبعدی کاغذ و سطوح مشابه آن در فرایند چاپ است که اصولا این امر با توجه به اصول علم مناظر و مرایا صورت می گیرد. تصاویر حجمی در رسانه های نوری نیز در همین گروه قرار دارند.

جلوه دیگر حجم در گرافیک کاربرد حجم های سه بعدی واقعی در زمینه هایی مانند بسته بندی، بیلبوردهای برجسته، گرافیک محیطی، استندهای تبلیغاتی کوچک و بزرگ برای فضاهای داخلی بناها، استندهای تبلیغاتی بزرگ و خیلی بزرگ برای خارج ساختمان ها، تندیس های افتخار، هدایای تبلیغاتی و مواردی از این دست است.
در بسته بندی که یکی از زمینه های مهم گرافیک در جهان معاصر به شمار می رود، حجم در قالب چهار گروه مواد شکل می گیرد:

کاغذ و مقوا:
با وجود کم شدن ذخایر سلولز در جهان و افزایش نسبی بهای آن در ساختن حجم بسیاری از بسته ها به کار می روند و وزن کم و قابلیت بازیافت و نداشتن مضرات برخی مواد دیگر از امتیازات آن به شمار می رود. این مواد قابلیت چاپ مطلوبی دارند و با پوشش های بعد از چاپ جلوه و زیبایی چشمگیری می یابند و حجم بسیار متنوعی را می توان با آنها پدید آورد که در خاور دور به هنر اوریگامی (origami) شهرت دارند.

فلز:
به صورت ورقه های بسیار نارک برای بسته بندی شکلات و خوردنی های دیگر یا به شکل قوطی هایی به شکل های مختلف در بسته بندی مواد غذایی مانند کنسروها و نوشابه ها و بیسکویت و شکلات و موارد دیگر به کار می رود.

پلاستیک:
که مصرف آنها در بسته بندی روزافزون است برای تولید حجم های بسیار متنوعی از انواع پاکت با ضخامت های مختلف تا انواع ظروف مواد پاک کننده و بهداشتی به کار می رود. بازیافت بسیار طولانی است و گاهی تاثیرات بهداشتی منفی ای دارد ولی، با توجه به هزینه کم تولید آنها، توجه به آن و جایگزینی اش با دو گروه دیگر میسر شده است.

شیشه:
در بسته بندی های مواد خوراکی، آرایشی و دارویی کاربرد فراوان دارد.

حجم در بیلبوردها علاوه بر حالت مجازی ممکن است دو جلوه داشته باشد اینکه یا بیلبورد به صورت نقش برجسته اجرا شود یا بخشی از آن کاملا سه بعدی و واقعی ساخته شود. مثلا در بیلبورد تبلیغ اتومبیل ممکن است حدود یک سوم جلوی اتومبیل که در کارخانه به صورت نمونه و به منظور همین بیلبورد ساخته شده است، از نمای مسطح بیلبورد بیرون بزند تا در تماشاگران تاثیر بیشتری بگذارد.
استند به هر حجم تبلیغاتی عمودی گفته می شود و انواع کوچک آن در شرکت های حمل و نقل و آژانس های هواپیمایی، فروشگاه ها و شرکت های خدماتی روی میز فروشنده یا متصدی مربوط قرار می گیرد و گاهی به صورت تقویم است یا ممکن است با ماکت هواپیما یا اتوبوس تلفیق شود یا در مواردی مانند عینک یا فندک یا کاهای کوچک مشابه خود کالا در آن قرار گیرد و عرضه شود. نمونه های بسیار بزرگ آن نیز در نمایشگاه ها به ویژه در فضاهای آزاد غیر مسقف به کار می رود.
تندیس های افتخار و جام های پیروزی های ورزشی و حجم های مشابهی برای جایزه و یادبود را غالبا طراحان گرافیک طراحی می کنند.
علاوه بر آنچه که تا بحال گفتیم، در موارد محدود دیگری نیز حجم در گرافیک کاربرد و جلوه دارد. گاهی برای یک اثر گرافیک مانند جلد کتاب یا پوستر حجمی ساخته و آماده می شود و با عکاسی از آن اثر گرافیک شکل می گیرد که در موارد گوناگونی می توان به صورت واقعی و حجمی صحنه و موضوعی را آماده کرد و در ساخت اثر گرافیک از آن بهره گرفت.

همراه بازیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
99
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
نقطه هسته و نیروی متمرکز تصویری و اولین مولد شکل و فضا می باشد که هرگاه از یک جهت رشد و حرکت کند، خط ایجاد می شود و از تمام جهت ها رشد و در دو بعد حرکت کند، سطح را به وجود می آورد.
فضای بین دو خط موازی نیز سطح است و غیر از این مورد هر دو خط دیگر در هر جهتی که باشند و در هر فاصله ای از یکدیگر قرار گیرند فضایی دو بعدی یا سطح را القا می کنند.
دو نقطه که در فاصله ای مرتبط با یکدیگر قرار گیرند خط را تداعی می کنند وبه همین گونه اگر سه نقطه در فاصله ای مرتبط با هم قرار گیرند، فضایی را مشخص می کنند که به صورت سطحی نامرئی درک می شود و در نتیجه می توان گفت که وجود حداقل سه نقطه فرضی در فضا برای ایجاد سطح ضروری است که نمایشی از سطح مثلث است. علاوه بر این تعریف ها، پایان هر حجم را نیز سطح می نامند.

شکل از ویژگی های بصری و مشخصات سطح است که با خط پیرامونی آن متمایز می شود. سه شکل اصلی وجود دارد: مثلث متساوی الاضلاع، مربع و دایره. هر یک از این سه شکل ویژگی هایی دارد و به هر یک از آنها حالت ها و خصوصیاتی نسبت داده شده که یا به علت شکل ذاتی آنها بوده یا ناشی از تاثیری است که در دستگاه های فیزیولوژیکی – روانی انسان ها می گذارند.
مثلثی که قاعده اش پایین باشد، استحکام نسبی بیشتر و شکلی پایدار را تداعی می کند و، برعکس، هرگاه روی یکی از رئوس خود بیاستد، حالت ناپایدار و متزلزلی به خود می گیرد. مثلث فعالیت و جدال را تداعی می کند و نیزرنگ زرد را.

مربع نیز که از جهت یک ضلع بر زمین قرار گیرد بسیار مستحکم و ایستاست، اما در حالتی که از یکی از رئوس خود بر زمین قرار گرفته باشد، همان ویژگی ناپایداری را تداعی خواهد کرد. مربع بی حرکتی، صراحت، صداقت، و نی زرنگ قرمز را تداعی می کند. مربع حالت «واحد» دارد و در هنرهای کاربردی و گرافیک به طور فراوان به کار می آید و در ترکیب بندی های بصری به سهولت با دیگر عناصر بصری مجموعه هماهنگ می شود. صفحه آرا در صفحه آرایی مجله و کاتالوگ و بروشور، آسان تر از هر شکل دیگری برای ارائه تصاویر و ریز نقش ها می تواند از مربع استفاده کند و طراحان در گریدهای واحد بندی شده ترجیح می دهند که واحد ها مربع باشند. طراحان گرافیک و معماران داخلی در طراحی غرفه های نمایشگاهی و فضاهای داخلی نیز غالبا از شبکه های مدولاری استفاده می کنند که واحدهای آن مربع است.

دایره سطحی است که مرکزیت دارد و به سمت درون توجه دارد و در تمام وضعیت ها حالتی متعادل را تداعی می کند. بی انتهایی و مفهوم بی نهایت و نور و گرما و نیز معنویت و رنگ آبی را تداعی می کند و حسی از محفوظ بودن را می رساند.
منظور از سه شکل اصلی شکل هایی است که با ترکیب آنها می توان تصویر تمام شکل های موجود در طبیعت یا در ذهن بشر را ساخت. هر یک از شکل های اصلی جهتی ویژه خود دارد:
مربع وقتی در حالت طبیعی و معمول خود به موازات کادر قرار گرفته باشد، جهت افقی و عمودی دارد. مثلث دارای جهت مایل و دایره جهت دورانی دارد. هر یک از این جهات تداعی کننده معانی ویژه ای است که در به وجود آوردن پیام های بصری بسیار مفید است. ترکیب جهت افقی و عمودی – که آن را ترکیب بندی صلیبی هم می نامند- برای انسان مهمترین مرجع برای حفظ تعادل و تحرک است و نه فقط در آثار گرافیک و تصویر، بلکه در طراحی و ساخت اشیاء و ساختمان ها و معماری نیز به کار گرفته می شود.

جهت مایل با مفهوم تعادل رابطه معکوس دارد و مفهموم بی تعادلی را می رساند و بی ثبات ترین و در نتیجه پرتحرک ترین نیروی جهت دار بصری می باشد و در تصاویر، وجود چنین جهتی چشم را بیش از جهت های عمود به خود جلب می کند. معنا و حالت آن پویا، ناآرام و تا حدودی تهدید کننده است.
جهت ها در ترکیب بندی های بصری، برای دستیابی به تاثیری خاص، ابزار مناسبی هستند و علاوه بر این، رنگ و بافت و شکل سطح، در بیان بصری آن تاثیر بسیاری دارد.
در آثار گرافیک، ممکن است از سطوح مستوی استفاده شود که به صورت یکپارچه رنگی را به خود اختصاص داده باشند یا بافتی در این سطوح مستوی به کار رفته باشد یا سطوح غیر مستوی به کار گرفته شوند. سطوح غیر مستوی ممکن است منظم باشند، مانند کره یا نیم کره یا مخروط، یا غیر منظم مانند پارچه چین خورده یا کاغذ مچاله شده.

سطح، مانند نقطه و خط، عنصر تصویری بدون عمق است و به صورت مثبت و منفی درک می شود. سطح مثبت به احجام و اشیائی وابسته است که دارای واقعیت سه بندی هستند و سطح منفی در فاصله میان دو یا چند حجم یا در بین اشیاء سه بعدی قرار دارد. سطوح سفید بین سطوح سیاه رنگ مثبت در آرم ها سطح منفی به حساب می آیند و به همین ترتیب، در دیگر آثار گرافیک سطوحی که در فواصل سطوح مثبت قرار گرفته اند سطح منفی می باشند. عکس نگاتیو در عکاسی را، یعنی عکسی را که معکوس چاپ شده باشد، نیز می توان سطح منفی به حساب آورد.
اما چون ارزش سطح مثبت و سطح منفی از نظر بصری تفاوتی ندارد، وصف سطحی خاص با واژه مثبت و منفی در نتیجه کلی اثر گرافیک تغییری ایجاد نمی کند و غرض از ذکر آن آشنایی با این اصطلاحات می باشد.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
اهمیت خط در طراحی بسیار زیاد است و آن را پایه و اساس هنرهای تجسمی و گرافیک می دانند. طراحی وسیله ای برای بیان است که موجودیت خود را از خط کسب می کند تا احساسات و افکار و اندیشه افراد را با استفاده از قوه بینایی به دیگران انتقال دهد.
انواع خط را می توان به این صورت توضیح داد:

خط افقی:
معرف تعادل و آرامش و سکون است، زیرا سطح آب های ساکن و آرام و نیز دست ها در طبیعت افقی است و انسان با مشاهده خط افقی حسی از تعادل و امنیت و آرامش را تجربه می کند. خط افقی در آثار گرافیک همین حالت را تداعی می کند ولی در ترکیب با امتدادهای دیگر، یعنی عمود و مایل، تاثیر آن متفاوت می شود. در ترکیب بندی آثار گرافیک، معمولا برای رسیدن به تعادل، وقتی خط افقی چشمگیری در کادر وجود داشته باشد، نیاز به خط یا راستای قائم حس می شود و در صورت وجود آن، تعادل برقرار می شود. این یکی از راه های دستیابی به تعادل است.

خط عمودی:
تعادلی کننده ایستایی، ایستادگی، نیرومندی، صلابت و مبین توازن و تعادل است، اما این تفاوت اصلی را با خط افقی دارد که در آن انرژی عظیمی مهار شده که محبوس است و نمی تواند جریان یابد. اگر خط شیب پیدا کند و به خط مایل تبدیل شود، این انرژی آزاد می شود و در نتیجه خطوط مورب دارای انرژی و حرکت می شوند و مهیج به نظر می رسند و جلوه ای ناپایدار را تداعی می کنند.

خط شکسته:
به طور کلی بیانی محکم و تکان دهنده و ناملایم دارد؛ اما با توجه به زاویه آن، بیان بصری متفاوتی دارد؛ مثلا خط شکسته ای که زاویه آن قائمه باشد، استحکام و ایستایی را منتقل می کند و منطقی به نظر می رسد. خط شکسته ای با زاویه ای بیشتر از قائمه فعال تر و دارای انرژی بیشتری جلوه می کند. برعکس، خط شکسته کمتر از نود درجه، خاموش، کم تلاش و منقبض می نماید.

خطوط منحنی:
نرمش و ملایمت را تداعی می کنند و همانگونه که اشاره شد، گرایش طبیعت به سوی خطوط منحنی است. شکل برگ و گلبرگ و حتی ساقه گیاهان، بدن حیوانات، سنگ های کف رودخانه، تپه ها و شیب های طبیعی و بسیاری از نمودهای دیگر طبیعت منحنی است.
منحنی هایی که انحنای کمی دارند غالبا چشم نواز و موزون اند و در طراحی اتومبیل ها و لوازم منزل و دستگاه های مختلفی (که هرکدام خدمتی را برای انسان انجام می دهند) از آنها استفاده می شود. طراحان گاهی حتی در صفحه آرایی مجله و روزنامه و کاتالوگ و بروشور یا طراحی پوستر از این منحنی های چشم نواز بهره می گیرند.
منحنی مواج همان لطافت و نرمش را با نوعی یکنواختی و انضباط تداعی می کند. منحنی حلزونی در هدایت چشم به یک نقطه یا بخش درونی به کار می آید.
با تکرار خط نیز، مانند تکرار نقطه می توان بافت ایجاد کرد و از آنها در آثار گرافیک استفاده کرد. خط در طراحی آرم موسسات و نشانه های مختلف عنصری بسیار مهم می باشد و بسیاری از آرم ها با گردش یک یا چند خط ضخیم ساخته می شوند. به این سبب از خط ضخیم استفاده می شود که هم تاثیرگذاری بیشتری دارد و هم ناچار جزئیات حذف می شود. از نظر بصری، خطوط مثبت و منفی؛ یعنی خطوط اصلی سیاه و فاصله های سفید بین آنها که منفی محسوب می شود، تفاوت چندانی ندارند. گاهی در یک آرم، یا اثر گرافیک مشابه آن، خط منفی فضای بین دو خط مثبت نیست، بلکه خود خطی مستقل است.
ضرب آهنگ(ریتم) را با خط می توان در آثار گرافیک ایجاد کرد یا حجم را تداعی کرد و به بازی های بصری پرداخت.
سطح از حرکت یا تکرار خط در جهت مخالف حرکت اصلی طولی آن به وجود می آید که سومین عنصر اولیه تصویری و جسمی می باشد و در آثار گرافیک کاربرد فراوانی دارد.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
اگر نقطه ها تا حدی به هم نزدیک شوند که دیگر نتوان آنها را از یکدیگر تشخیص داد، زنجیره نقاط به خط تبدیل می شود که مهم ترین عنصر بصری در آثار گرافیک است و در طبیعت نیز فراوان و متنوع یافت می شود. خط عنصری تصویری است که فقط دارای واقعیت طولی می باشد و عرض و عمق ندارد. در تعریف دیگری از خط که به هنرهای تجسمی و گرافیک نزدیک تر است می توان گفت که خط عبارت است از عنصری تصویری و تجسمی که واقعیت طولی، جلوه های متفاوت و بیان تصویری متنوعی دارد.
خط، بر خلاف نقطه که انرژی متمرکز و ثابتی دارد، دارای انرژی تصویری فعال و متحرکی است که در یک جهت ادامه دارد و می توان آن را اندازه گرفت. خط نقطه ای است که از ایستایی و نهانگاه درونی خود آزاد شده و به جهتی حرکت کرده است. خط عامل مهمی برای تجسم بخشیدن های اولیه هر اثر بصری می باشد و وسیله ای برای نشان دادن صوری است که هنوز در دنیای واقعیت وجود ندارد و فقط در خیال انسان است. اصطلاح «اتود کردن» بر کیفیت سیال و انعطاف پذیر خط تکیه دارد که به آزادی در آزمودن و تجربه شکل ها و طرح ها کمک می کند. خط، با وجود آزاد بودن، مبهم نیست، بلکه مشخص است و حدود تصویر را تعیین می کند و جهت و هدف دارد. خط ممکن است بسیار دقیق و حساب شده و فنی به کار گرفته شود، مانند خطوطی که در نقشه های فنی برای ساختن اشیا و نیز نقشه های معماری به کار می رود، یا در رسم های برخی طرح های گرافیکی مانند آرم از آن استفاده می کنند، یا حالتی سیال و آزاد داشته باشد.

خط برای تصویر کردن آنچه هنوز پدیدار نیست و فقط در تصور انسان وجود دارد وسیله ای حیاتی است. دستگاه های علائم که «به صورت الفبا» در نگارش و نوشتن به کار می آیند یا به صورت نت در موسیقی، یا علائم برق و غیره به کار می روند براساس خط تنظیم شده اند.

خط در هنرهای تجسمی و گرافیک رمز و نشانه نیست که به جای چیز دیگری نشسته باشد، بلکه خود مستقیما اطلاعات بصری لازم را در مورد پدیده مورد نظر ارائه می کند. این ویژگی خط نقش بسیار مهمی در انواع حکاکی های چاپی دارد. گاهی خط محیط شکل ها و حجم ها را نمایش می دهد و گاهی محل ارتباط بین عناصر رامشخص می کند و با انواع مختلف نازک و ضخیم و نرم و خشن و ضعیف و قوی، مفاهیم و تعاریف گوناگونی را چنان منتقل می کند، که می توان حالت های مختلف را با خط مناسب آن حالت ها بیان کرد. هر یک از انواع خطوط بیان بصری ویژه ای دارد که بر اعصاب و روان انسان اثر می گذارد و هرگاه فرد در برابر صحنه ای از طبیعت بایستد که جلوه ای از خط را دارا باشد، به صورت ناخودآگاه تحت تاثیر روانی آن خطوط قرار می گیرد.

علاوه بر طبیعت که در آن خط به صورت خالص دیده می شود، در محیط زیست اطراف انسان می توان آن را به وفور یافت: سیم های برق یا تلفن، ترک های روی دیوارها، خطوط راه آهن، خط کشی وسط خیابان ها و موارد بسیار متنوع دیگر که به راحتی قابل مشاهده هستند. از خط اغلب برای نشان دادن سایه روشن های مختلف و نیز کنار یکدیگر بودن چند نوع رنگمایه در یک طرح، استفاده می شود.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design

نقطه ساده ترین و تجزیه ناپذیرترین عنصر در ارتباط بصری است و انرژی تصویری دارد و هرگاه برای قوه بینایی مطرح و ادراک شود، موجودیت خود را اعلام کرده است. وجود نقطه به کادری مربوط است که در آن قرار می گیرد؛ مثلا: وقتی شب به آسمان بنگریم، فلان ستاره به صورت نقطه ای نورانی در آسمان به چشم می خورد. اگر با وسیله ای بتوان به این ستاره بسیار نزدیک شد، کم کم به سطح تبدیل می شود، زیرا سطح بزرگی از کادر نگاه را اشغال می کند. بنابراین کوچک یا بزرگ بودن نقطه نیز به کادری مربوط است که در آن واقع شده است. طبیعی ترین و معمول ترین شکلی که می توان برای نقطه قائل شد گرد بودن است. طبیعت تمایل خاصی به تولید صورت های کروی و گرد دارد و نقطه مثلثی شکل یا مربع تقریبا هرگز به صورت طبیعی دیده نمی شود، مگر آنگه مصنوع دست انسان باشد.

نقطه ممکن است در سطح طرح شود یا به صورت حجمی و سه بعدی در فضا وجود داشته باشد و در نگاه تجسمی به نقطه، تعریف ریاضی نقطه که طول، عرض، عمق و ارتفاع ندارد بی معنی است. نقطه انرژی دارد و انرژی آن بسیار متراکم و در درون آن نهفته است. هرگاه به صورت واحد مطرح شود، ارزش تصویری مستقل خود را خواهد داشت. ممکن است که نقطه در امتداد یک مسیر و در یک جهت تکرار شود که جلوه خط را به خود می گیرد. هرگاه دو نقطه مرتبط با هم در کادر ظاهر شوند، فاصله بین آنها همانگونه که اشاره شد، به صورت خط به چشم می آید. با تکرار نقطه در کنار یکدیگر، منظم یا غیر منظم، شکل به دست آمده سطح را تداعی می کند.

نقطه در گرافیک ممکن است مثبت یا منفی جلوه کند. با تکرار نقطه می توان مفهوم « ریتم » یا ضرب آهنگ بصری را نمایش داد . « بافت » را هم می توان با نقطه و تکرار آن نمایش داد. انرژی بصری در نقطه ای که به شکل دایره است متراکم و زندانی می باشد و چنین نقطه ای به هیچ جهتی گرایش ندارد و در فضای صفحه ثابت است. نقطه ای که به شکل مثلث باشد، در سه راس آن انرژی تصویری بیشتری محسوس است و به همین ترتیب در رئوس نقطه مربع شکل یا چند ظلعی انرژی بصری ویژه ای به چشم می خورد. نقطه در آثار گرافیک، به شکل های های متنوعی دیده می شود.
در آثار گرافیک، وقتی رنگ نقطه تیره یا سیاه باشد یا نسبت به رنگ های اطراف رنگ آن چشمگیرتر جلوه کند، انرژی بیشتری دارد.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
ممکن است تصور این موضوع مشکل باشد که علیرغم حذف ملاحظات اقتصادی در طراحی رنگ، از دیرباز هنوز این حوزه یکی از تاثیرگذارترین حوزه هایی است که رنگ با آن مرتبط است. وضعیت اقتصادی قطعا می تواند تاثیراتی روانی بر روی ابعاد عملی هزینه کردن در محصولات مختلف، داشته باشد.
زمانی که اقتصاد راکد است، مردم آمادگی کمتری نسبت به استفاده از رنگ ها دارند و در عوض از رنگ های خنثی استفاده می کنند. زمانی که مردم خوشبین تر باشند، تمایل بیشتری برای انتخاب گزینه های جدید به همراه رنگ های سرزنده و شاداب دارند. این یکی از ماهرانه ترین حوزه های تشخیص رنگ است و اغلب رنگ ها براساس تفکرات امیدوارانه شکل می گیرند تا واقعیت!
فرم های مطلوب سرگرمی کدامند و مردم زمانی که در این گونه فعالیت ها هستند چه می پوشند؟ آیا می توان روی رنگ های اسپرت یا انرژی بالا که باعث ترشح آدرنالین می شوند تاکید کرد؟ آیا مردم با رنگ های طبیعی که نماد طبیعت هستند یا رنگ هایی که کاملا غیر مصنوعی به نظر می رسند، احساس راحتی بیشتری دارند؟
آیا مردم بیشتر به کار در خانه ادامه خواهند داد و ژاکت های خاکستری راحت خود را تن خواهند کرد یا لباس های راحت دیگری مثل جین یا لباس های کتان خواهند پوشید؟ این مسئله بیشتر به دنیای مد مربوط است اما از یاد نبریم که این موارد در مقاطعی روی رنگ سایر محصولات مصرفی تاثیر می گذارند.

افزایش مسافرت های بین المللی و ارتباطات سریع از طریق اینترنت و ماهواره و شبکه های اجتماعی با گوشی های همراه، مردم را در سراسر دنیا قادر به تجربه کردن رنگ ها و ترکیب های مختلف گروه های قومی متفاوت نموده است. چالش پیش رو در مورد مکان هایی است که الهامات جدید از آنجا می آیند. لازم به ذکر است که محدودیت رنگی در مناطق جغرافیایی گوناگون به سرعت در حال از بین رفتن هستند و علت آن توزیع وسیع و گسترده سفارش های خرید از شبکه اینترنت و سهم آن از حلقه گسترده بازار در دنیا می باشد.
همچنین تغییر بین المللی جمعیت و موج مهاجرت در مناطق مختلف نهایتا تاثیرات جدید رنگی را برای مردم در سطح گسترده به ارمغان می آورد.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
در این برهه از زمان، بررسی گرایشات و اولویت های رنگی و محاسبه زمان لازم برای انتقال از عرصه صنعت به عرصه دیگر،کاری بسیار ساده است. اما اخیرا به دلیل در دسترس بودن سریع اطلاعات و تکنولوژی های موجود جدید برای ایجاد رنگ در موارد مصرفی متنوع، حد فاصل میان صنایع مختلف به شکل فزاینده ای از بین رفته است.
گذر زمان از شروع زمان پیش از تولید تا فروش در برخی موارد بسیار دردسر ساز است چون از زمان تولید بالایی برخوردار است ولی بسیاری از تولید کنندگان براساس رضایت و میل خود برای سازگاری سریع و بهره برداری بیشتر از مزایای سلایق جدید رنگی، تلاش های متمرکزی را برا تکامل سریع سلیقه های رنگی، در پیش گرفته اند. در حالیکه باقی شرکت ها سنجیده تر حرکت می کنند تا بتوانند رشد کنند نه اینکه دائما دور خود بچرخند.
در تحلیل نهایی باید گفت، هر تغییر رنگی چه حذف و چه اضافه، بسته به طبیعت یا تصویر آن محصول، باید با فکر صورت گیرد چون هیچ راه حل جادویی دیگری وجود ندارد!

پیشگویی رنگی معمولا نیازمند مطالعات شجاعانه تمامی موارد و اتفاقاتی است که ممکن است روی گرایش های رنگی در آینده تاثیر گذار باشد. اینترنت، گاهنامه های متنوع، برنامه های تلویزیونی که از گرایشات، نمایشگاه های تجاری و موسسات پیشگویی رنگ گزارش تهیه می کنند، منابع عالی برای اطلاعات مربوط به سلایق و گرایشات هستند. همزمان با دسترسی سریع به اطلاعات، محصولاتی که تغییر رنگ برای آنها قطعی است، فقط به لحاظ زمان غیر قابل اجتناب تحقیقات، توسعه و تولید، دچار محدودیت هستند.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
نشانه شناسی رنگ (قرن ۲۱)

در قرن ۲۱ مصرف کنندگان در مورد رنگ آگاه تر شده اند و همچنان می خواهند که قدرت انتخاب بیشتری داشته باشند. در ضمن از هر پند هوشمندانه و راهگشا نیز استقبال می کنند ولی هیچگاه نمی توان گزینه ای را به آنها دیکته کرد.

آنها درک کرده اند که رنگ هایی که بازتابی از زندگی آنها هستند به آنها کمک می کنند تا سطح دلخواه زندگی خود را بیابند. آنها می خواهند از گروه های رنگی هماهنگ، برای ترکیبات رنگی در خانه، شغل و لباس خود استفاده کنند. مهم نیست که محصول چه باشد، اما مصرف کننده باید به سطوح مختلف حس رنگ استفاده شده در محصول، تبلیغات، وب سایت، آگهی های بازرگانی، بسته بندی یا در محل خرید، واکنش نشان دهد.
در دنیایی که با تکنولوژی هایی نظیر E-mail به سرعت به سوی آینده پیش می رود، تمایلات و گرایشات انسان ها می توانند با اشاره روی یک موس یا دستگاه کنترل از راه دور، به هم پیوند بخورد. پس برای یک طراح باهوش یا فردی که با تولید سر و کار دارد، لازم است که برای کالاهای مصرفی طوری تبلیغ یا بازاریابی کند که همواره در سطح بالای سلیقه ها، نه تنها در صنعت خود بلکه در کلاس جهانی قرار گیرد. رنگ تنها بخشی (بخش مهمی) از یک تصویر بزرگ است.

سلایق رنگی از کجا سرچشمه می گیرند؟ آیا گروه کوچکی از دیکته کننده های رنگی وجود دارند که قدرت مطلق خود را به روی مردم ساده دل تحمیل می کنند؟ چه چیزی رنگ را به سطح آگاهی عمومی در می آورد و زمینه را برای خواست عمومی این رنگ ها آماده می کند؟ آیا این یک دسیسه رنگی زیرکانه نیست که ذائقه مردم را راهبری می کند؟ این مسئله بسیار کوچکتر از یک توطئه است که فرضیات رنگی و نظرات عامه مردم را مشخص می سازد. اینها متخصصین مد رنگ و طراحان، مشاوران و پیشگویان رویا پرداز است. آنها به نقاط ضعف، مدهای زودگذر و اتفاقات آینده که گرایشات رنگی را به وجود می آورند، بسیار حساس و تیزبین هستند.

آنها به خوبی می دانند که چشم آدمی نه تنها توسط چیزهای تازه جذب می شود بلکه بسیار دمدمی مزاج نیز هست. یک رنگ نو شده، یا رنگی که در ترکیبات یا رنگ لعاب های جدید استفاده می شود، می تواند حس تجدد خواهی را ارضاء کند. حتی سنتی ترین سلیقه ها توسط رنگ های جدید در بسته بندی ها، وسوسه کننده می شوند.
مثلا ممکن است خیلی جدید نباشد ولی شیوه جدیدی از استفاده از آن رنگ به شمار می رود. متمایل کردن یک قرمز واقعی به سوی یک قرمز آلویی و استفاده از آن در آبی، سبزهای طاووسی به جای سبزهای تیره می تواند چشم مشتری را به خود معطوف کند و دیگر مهم نیست که این چشم ها چقدر محافظه کارانه به همه چیز دقت می کنند.
البته آنها سلیقه ساز و پیرو سلیقه و مد نیز هستند. اینها کارفرمایانی هستند که علاقه ای برای تغییر هنجارها ندارند و همواره منتظر دیگران می مانند و خود را در آب های رنگی غوطه ور نمی کنند.

هزاران داستان در مورد شرکت هایی که علاقه ای به تغییر شکل و شیوه های قدیمی نداشتند وجود دارد و تعدادشان بیشتر از شرکت هایی است که کم کم شیوه رنگی خود را در محصولات و لوگوها تغییر دادند چون می خواستند از بازار رقابتی دور نمانند و توسط رنگ، خلاق ترظاهر شده و در نتیجه سهم بیشتری از بازار ببرند.
این بدان معنی نیست که آنها باید موفقیت را واگذار کنند و رنگ تصویر تجاری جدیدی به وجود آورند که به ایجاد یک شخصیت حقیقی و حقوقی، بخصوص در لوگوهای شرکت و شناسه های آن، کمک کند. تاثیر روانی رنگ ها همواره باید در طراحی ها بدون توجه به گرایش به رنگ های جدید، اعمال شود. زیرا ترکیبات رنگی برای تم های متنوع که برای برقراری ارتباط با پیامی درست و مناسب، ایجاد شود بسیار مهم و ضروری می باشد.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
نشانه شناسی رنگ(دهه هفتاد تا نود)

زمانی که دهه ۷۰ فرا رسید، بیشتر مردم توسط رنگ ها اشباع شده بودند. آونگ زمان یک بار دیگر نواخت و این با رنگ هایی که به سوی رنگ های خاکی و زمینی تمایل داشتند، رنگ های طلایی گندمی و خاکستری جا باز کردند، ولی هنوز مردم آن دوره از یک کلمه بیم داشتند: (آووکادو) (سبز آووکادویی، میوه ای که شبیه گلابی ولی سبز رنگ). با پایان این دهه، رنگ های سرزنده یک بار دیگر با ظهور دیسکوهای وحشی، بروز کرده و با نورهای نئونی و چشمک زن خودنمایی کردند.
دهه ۸۰ تغییرات رنگی سریعتری را به خود دید. با ورود کامپیوتر و ماهواره و شروع عصر اطلاعات، شیوه های تبادل اطلاعات سرعت بیشتری به خود گرفت. شروع این دهه، رنگ ارغوانی آمریکایی را به خود دید. تون های متوسط ملایمی که نماینده رنگ های سانتافه(منطقه جنوب و جنوب غربی آمریکا) بودند توسط مردم سراسر جهان، که شروع به کشف آمریکای جنوب غربی و رنگ های غروب صحرایی کرده بودند، مورد استفاده قرار گرفت. زمانی که جمعیت در گروه های پر تعداد شروع به حرکت در ایالات سانبلت کرد، علاقه به این نوع رنگ ها بیشتر شد. به علاوه، احیای معماری میامی دکو، توجه بیشتری را نسبت به رنگ های روشن جلب کرد و تلویزیون میامی وایس ثابت کرد که مردان واقعی می توانند بنفش کمرنگ بپوشند.

ولی در اواسط دهه ۸۰ مشاهده شد که یک رنگ دیگر نیز به عنوان پدیده وجود دارد. سیاه با تمام زیبایی تجملاتی و گول زنک خود، رنگی قوی بود که قدرتش را تسری می داد. این دوره، دوره نیازهای بوالهوسانه و بلند پروازانه ای چون ماشین لیموزین یا رب دشامبر مشکی بود که تهیه این کالاها سخت و دشوار بود. کم کم لوازم خانگی های سیاه رنگ نیز وارد بازار شدند و برای اولین بار، غذاها در جعبه های سیاه رنگ بسته بندی شد و مردم توجه بیشتری به مزایای این غذاهای رنگی مهم و طراح نمودند. رنگ های شاد و سرزنده معمولا با رنگ سیاه مقایسه می شوند و همزمان مردماین تفکر را با افزایش میزان کارت های اعتباری خود (برای خرید این محصولات) تایید می کنند.
دهه ۹۰ با یک شوک ناگهانی آغاز شد، اقتصاد دچار رکود شد و حال دیگر زمانی بود برای کشف واقعیت. اقتصاد متغییر و متزلزل، سطح نیازها را کاهش داد تا این نیازها ساده تر شده و به سوی موارد خنثی و بی خطر حرکت کنند. “در پیله” واژه ای مناسب برای مردمی بود که به خاطر امنیت خانوادگی خود عقب نشینی می کردند یا خود را کوچک می ساختند و در اصل خود را در پیله های خود پنهان می ساختند. رکود پشت رکود. به علاوه بازار موسیقی نیز رو به نابودی می رفت. در این دوره، یک هشدار زیست محیطی جدید، به ناگاه هشیاری مصرف کنندگان را برانگیخت و همه به یکباره نگران حفاظت از منابع طبیعی و جنگل ها شدند. کاغذهای بازیافتی کاهی به جای کاغذهای سفید و براق جایگزین شدند.

در این جو و محیط آگاه جدید، زمان آن رسیده بود تا خانواده رنگ ها که همواره سمبل طبیعت بودند، رنگ سبز را مجددا احیاء کنند. کارخانجات، شرکت ها، طراحان و گرافیست ها از رنگ برای محصولات استفاده کردند. علاوه بر سبز زمینی، رنگ های دیگری نیز همچون قرمز گرم، زرد طلایی، سفالی و قهوه ای پررنگ (که با رنگ قهوه ترک تقویت شده باشد) هم خودی نشان دادند. در اواسط دهه ۹۰ اقتصاد کمی رونق یافت و استفاده از رنگ ها هم به همین ترتیب افزایش یافت. در این دوره کاربران بیشتری از کامپیوتر استفاده می کردند. کابران و طراحان، توسط رنگ های الکترونیکی تولیدی که از نمایشگرهای کامپیوترشان خارج می شد، به یکدیگر پیوند خوردند و با این رشد فزاینده استفاده از کامپیوتر، توانستند رنگ هایی را ببینند که باعث به وجود آمدن رسانه می شد و آنها را مورد مطالعه قرار دهند. فیلم ها و شوهای تلویزیونی نیز پیش از اینشامل این ماجرا می شدند.
با به پایان رسیدن این دهه و شورع قرن جدید مصرف کنندگان همزمان توسط آینده ای که برای حفظ امنیت گذشته سپری می شد به هیجان آمدند. نگرش ها و رنگ های قدیمی دوباره رشد کردند و بیانگر دهه های گذشته شدند. از یویو گرفته تا احیای فولکس بیتل کلاسیک. کمتر کسی پیدا می شد که بتواند در لباس پوشیدن یا تجهیز لوازم خانگی و سایر کالاهای مصرفی از دام نوستالژیا فرار کند.
آشپزخانه های زرد، کاغذهای سفید و بازگشت ناگهانی و هولناک تونالیته های زیتونی، امروزه به عنوان رنگ های واضح سبز در نوشیدنی های جدید مجددا استفاده می شوند.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
نشانه شناسی (سمبولیسم) رنگ و گرایش ها

همواره از رنگ ها به شیوه ای سمبلیک (نمادین) استفاده شده است. خواه مستقیما روی صفحه نقاشی شده باشد یا به صورت لباس، روی تن افراد مختلف نشسته تا موقعیت اجتماعی پوشنده لباس، قومیت او یا کشور و یا هر مفهوم دیگر را القاء کند. انسان ها همواره از رنگ در اطراف خود برای مقاصد تزئینی یا شرح زندگی روزانه یا سایر وقایع مهم استفاده کرده اند. از دیرباز در تاریخ رنگ پیوسته یک فاکتور مهم در مورد خرید یا داد و ستد کالاها بوده است. در اغلب فرهنگ ها رنگ، مسئله ای اتفاقی نبوده است چون هر رنگ تاثیر بسزا و با معنا دارد.
در طول تاریخ، خانواده سلطنتی یعنی کسانی که در جایگاه بالاتر هستند و طبقه ویژه جامعه محسوب می شوند، سطح سلیقه مردم را مشخص می کردند. تقریبا همه (کسانی که استطاعت استفاده از آن را داشتند) به همان شکل لباس پوشیده و خود را می آراستند. در خلال عصر ملکه ویکتوریا، طبقه بالاتر جامعه علاقه زیادی برای استفاده از رنگ های سلطنتی نشان می دادند و در پارچه لباس های خود تمایل داشتند تا از این شیوه به بهترین شکل ممکن تقلید کنند.
ولی هنوز (گروه مذهبی) خلوص گرایان اخلاقی مانند گوستاو استیکلی، که به پدر خانه های یک طبقه ای معروف است، وجود دارند که در موذد وسایل خانه این گونه به جامعه آمریکا هشدار می دهد: “وسایل لوکس و هزاران وسیله مصنوعی دیگر که به عنوان نیاز واقعی وارد خانه ها می شوند جامعه را به انحطاط می کشانند. “(البته گوستاو و نظریاتش از نظر بعضی از افراد، خیلی جالب نبودند). محصولات مصرفی به خصوص زمانی که قرار است در تبلیغات با تونالیته های مرکب دیده شوند از نوعی رنگ خنثی کاربردی استفاده می کنند.
وقتی بیشتر مردم در محیطی با رنگ های کمتر زندگی می کردند، ثروتمندان زندگی برتر خود را با تجملات زیاد عاری از لطافت و رنگ های مجلل، پر می کردند و این مسئله حداقل تا هنگام فروپاشی و تحولات سال ۱۹۲۹ ادامه داشت.

در این برهه از زمان ثابت شد که وجود یا عدم وجود رنگ می تواند روی میزان حساسیت کل دهه تاثیرگذار باشد. مثلا زنان دهه ۱۹۳۰ به فیلم ها برای الهام گرفتن نگاه می کردند تا بتوانند سطح روحی خود را پس از سردی طولانی دوره افسردگی، بهبود بخشند. آنها از بازیگران زیبایی چون جین هارلو تقلید می کردند و از لباس های سفید، کرم مایل به سفید و رنگ های ملایم و روشن استفاده می کردند. “طراحان داخلی” که جدیدا مثل قارچ زیاد شده اند، گرایشات خود را با استفاده از همان رنگ ها در خانه آغاز کردند. محصولات مصرفی و تبلیغات انعکاس همین رنگ های روشن بودند.
رنگ های خاکستری جنگلی، آبی دریایی و خاکی نظامی در خلال جنگ جهانی دوم حکمرانی می کردند. ولی زمانی که جنگ تمام شد از تونالیته های غم انگیز و محزون استفاده کردند که بیانگر سختی سال های محرومیت و جنگ بود و همان زمان، رنگ یک تحولی به خود دید. جایگزینی مردان در صنایع زمان جنگ بود، موجب شد تا زن ها از “رزی” زیبای دهه ۴۰ تبدیل به “سوزی” خانه دار دهه ۵۰ شوند. نتیجه آن این جمله بود: “صورتی رنگ مناسب دختران است، مادر همواره باید در آشپزخانه باشد و پدر صاحب بهترین طرز فکر در خانه است”. این جمله همه را به “اندیشه صورتی” فرا می خواند که رژ لب صورتی بزنند، ماشین صورتی سوار شوند و لوازم خانگی صورتی خریداری نمایند. تمام چیزهایی که به شکل صورتی مد شد در فیلم “زیبا روی” آدری هیپبورن مد شد. عروسک باربی به عنوان نماد زنانگی متولد شد و اغلب لباس های صورتی به تن داشت.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه
زیوانیتار دیزاین , zivanitar_design
سیاه
(قدرتمند، مرموز، قدر، کلاسیک و زیبا)

همواره روی ذهن آدمی تاثیر گذار است.
مشکی بیشتر مرتبط است با رمز و راز جادویی شب. عصاره نفوذ ناپذیری، پس از تاریکی و قدرت رنگ سیاه در بسیاری از انواع محصولات سطح بالا و مد روز دیده می شود.
مصرف کننده، رنگ سیاه را به عنوان قوی ترین، نمایشی ترین، چشم نوازترین و گرانترین محصول می نگرد. بنابراین در بسته بندی مواد غذایی جایی که مشتری پول بیشتری را برای این تصویر خوراکی می دهد، این مسائل قابل تعمیم است. در سال های اخیر نظرات در مورد مشکی نسبت به سایر رنگ ها بیشتر عوض شده است و نظرات منفی تبدیل به رویکردهای مثبت شده اند.

در بعضی از فرهنگ ها رنگ سیاه نماد عزاداری و سوگواری محسوب می شود. این رویکرد غم انگیز کم کم جای خودش را به نگاهی مدرن داد چون مردم امروزه این رنگ را با لیموزین سیاه رنگ، کت و شلوار مجلسی سیاه رنگ، گرانیت براق، چرم های گران و بسیاری از اجناس گران قیمت می شناسند که به رنگ مشکی جاذبه ای بی بدیل می دهد. سیاهی زیادی ممکن است شوم و نحس و مرگبار جلوه کند. یک پیراهن سیاه به همراه یک کراوات و کت سیاه، آدم را کمی شبیه به اعضای مافیا می کند. یک محیط داخلی تمام سیاه، حس اتاق فال بین ها را بدون هیچگونه آرامش رنگی نشان می دهد. پر واضح است که بسته بندی، نماد سازی و تبلیغات هیچگاه نباید کاملا سیاه باشد چون احتمال می رود که پیام غیر قانونی یا غیر موجه جلوه کند.

ولی مشکی پیام قدرت را هر کجا که باشد انتقال می دهد. در محصولات مصرفی این یک اصل است که هرگاه نیرو، پتانسیل، دوام و وزن هست، سیاه باید بیشتر از سایر رنگ ها سهیم باشد حتی اگر در واقع این خواص را نداشته باشد. این مسئله می تواند برای یک دستگاه یا تجهیزات یا هر محصول دیگر که نیاز به القای وزن به معنای سختی و دوام مواد سازنده دارند، یک مزیت محسوب شود. اما به دلیل ارتباطی که سیاهی با وزن سنگین دارد یک قایق یا هواپیمای سیاه، ایده خوبی نیست. اگر خیلی سنگین باشد ممکن است غرق شود یا سقوط کند. ولی این مسئله برای اتومبیل ها، موتورسیکلت ها یا چهارچرخه ها مشکل ساز نیست چون وزن در محصولاتی که در روی زمین حرکت می کنند، مزیت محسوب می شود.
به هر روی، سیاهی با سفیدی یک تضاد تمام عیار دارند در نتیجه استفاده از آنها برای نشان دادن ازدواج متضادها بسیار کامل و به جاست. سیاه و سفید کلاسیک ترین و نمادین ترین ترکیب رنگی محسوب می شوند که قدرت و شفافیت را به همراه نیرو و پاکی نشان می دهند.

همراه با زیوانیتار
زیبایی برای همیشه
ادامه