نرم افزار اندروید کلوب جستجوی مطالب
محمود زارع , somada

محمود زارع

 لینک عضویت در کانال تلگرامی ما : https://telegram.me/zaresari
محمود زارع , somada

محمود زارع

مطالب
محمود زارع , somada
توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا, صف انتظار بشکن
ســـر آن نــدارد امشب که بــرآید آفتـابــی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

http://mzare.mihanblog.com/post/1996

ادامه
99
کامنت بنویسید...
کریم رمضانی , ramzani21
چهارشنبه 27 اسفند ، 01:57
ممنونم از اد
ادامه
علی باباگلی , babagoli
دوشنبه 25 اسفند ، 08:04
ترجمه رو مینوشتی خاله گرامی
ادامه
محمود زارع , somada
تن مــپوشــانیــد از باد بهــار
از پیامبرخدا (ص) نقل شد که آنحضرت فرموده اند:
« باد بهار را غنیمت شمارید،پس همان كاری كه با درختان می كند، با بدن های شما نیز همان كار را می نماید. و از باد پاییز بپرهیزید، پس همان كاری كه با درختان می كند بر بدن های شما نیز همان تأثیر را دارد.» (1)

از حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام نیز وارد شده که :
« از باد در اول آن بپرهیزید(فصل پاییز) ولی در آخر، آن را احساس نمایید (فصل بهار).
پس باد همان تأثیری كه بر درختان دارد، در بدن ها نیز همان تأثیر را بر جای می گذارد.
باد در آغاز آن،باعث زرد شدن و ریزش برگ درختان می گردد، اما در آخر، باعث رویش و شكوفه دادن درختان می گردد.» (2)

جناب مولوی هم بر اساس همین روایت بود که چنین سرود:
گفت پیغامبر با اصحاب کبار
تن مــپوشــانیــد از باد بهــار
آنچه با برگ درختان می کند
با تن و جان شما آن می کند

---------------------
(1) . " اغتنموا برد الرّبیع فانّه یعمل بابدانكم كما یعمل باشجاركم و اجتنبوا برد الخریف فانّه یعمل بابدانكم كما یعمل باشجاركم. "
(2) . إتّقوا البرد فی أوله ، و تلقّوه فی آخره ، فإنه یعمل فی الأبدان كعمله فی الأشجار ، أوله یحرق ، و آخره یورق.

لینک :
http://mzare.mihanblog.com/post/1995

ادامه
کامنت بنویسید...
محمود زارع , somada
یکشنبه 24 اسفند ، 22:31
دوستان گرامی در مجال دیگر خدمت شما خواهم رسید
ادامه
ذکر شیرین  , zekre_shirin2
یکشنبه 24 اسفند ، 10:52
ز کوی ــــــــــ یار ــــــــــــــ می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
ادامه
محمود زارع , somada
یکشنبه 24 اسفند ، 02:27
در عجبم که چرا اینهمه نخ نفرت از طناب محبت ؛ محکمتر است ؟!
ادامه
محمود زارع , somada
" وبال جمال" صباحت روی یا حسن خوی
روزی در نزد مامون از فضل علم و دانش و ادب عبدالعزیزبن یحیی تعریف و مبالغه زیاد نمودند. مامون را رغبتی به ملاقات او دست داد امر باحضار او نمود. چون حاضر گشت مامون صورتی دید کریه و طلعتی ذمیم .

نفرتی در ظاهر و باطنش از دیدار او پدید آمد و گفت : چگونه ممکن است علم و ادب را این هیکل ناجور ظرف باشد؟!

عبدالعزیز گفت: یا امیر ! صباحت روی و لطافت موی , نه مایه ایست که وسیله تقرّب ارباب حلّ و عقد توان ساخت !

حقتعالی در کلام مجید خبر میدهد که ؛ چون یوسف علیه السلام را بمجلس پادشاه مصر آوردند ؛ با کمال جمال , لاف از حسن خصال زد , نه از لطف زلف و خال .

گفت: « انّی حفیظ علیم » و نگفت « انی صبیح ملیح » !

و همچنین اگر در قضیه او تاملی رود , معلوم شود که زحمات یوسف از تبعات حسن او بود و تنعمات او از علم و عقل !

مامون از این کلام , از گفته خود شرمنده گشت و عبدالعزیز را بمحل قرینش رسانید و بانواع کرامات مخصوص گردانید!

لینک:
http://mzare.mihanblog.com/post/1994

ادامه
کامنت بنویسید...
حجت علوی , hojjetaalavi
دوشنبه 25 اسفند ، 08:59
واقعا
خیلی عالی ....
ادامه
ذکر شیرین  , zekre_shirin2
یکشنبه 24 اسفند ، 10:53
توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم };-
ادامه
سپیده مهدوی , sepidehmahdavi
شنبه 23 اسفند ، 19:27
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب ( هیمه ) است .( چه جالب )
ادامه
محمود زارع , somada
محمود 5 سال پیش
اگر کسی را شبیه حرفهایش پیدا کردی ؛ احنمالا او ولی خداست !
کامنت بنویسید...
محمود زارع , somada
شنبه 8 فروردین ، 16:35
5 نفر از دوستانی که تمایلی به بودن در لیست نداشتند را از خدمتشان مرخص شدیم. قبلا عرض کردم . خدا شاهده ثقل و سنگینی ای در دل از ایشان ندارم ولی خوب دیگه حس کردم دوستمان ندارند . ما البته لیست حدود 40 پنجاه نفره داریم با این وصف حدود 10 نفر دیگر را هم اگر اعلان نفرمایند که میخواهند یا نمیخواهند در لیست بمانند نیز از خدمتشان مرخص خواهیم شد. این اخلاق من کمی در بادی امر گزنده است ولی گریزی نیست ...
ادامه
علی عبدی , 9190688830
سه شنبه 26 اسفند ، 23:56
عالیه ولی مخصوص خداست
ادامه
ذکر شیرین  , zekre_shirin2
یکشنبه 24 اسفند ، 10:53
دو صد حرف چون نیم کردار نیست ...
ادامه
محمود زارع , somada
گوهر اخلاص و خاطره دوران کودکی
... مردی عجمی خدمت نبی مکرم (ص) رسید و عرضه داشت که یا رسول الله ! شما ادعیه و اوراد زیادی را بلد هستید و من هم مردی عاجز و ناتوانم و بدینجهت نمیتوانم بتمام آنها استحضار داشته باشم . تقاضا دارم مرا به دعا یا وردی تعلیم فرمایی که از تمام این ادعیه مستغنی ام سازی !
حضرت رحمت للعالمین نظری بدو انداخت و فرمود : بگو « اللهم انت ربی و انا عبدک » - یعنی " خدایا تو پروردگار من هستی و من هم بنده تو هستم " و ترا همین جمله کفایت نماید.

این مرد عجمی نتوانست آن جمله را حفظ کند و بهمین عدم ضبط درست , شب و روز این دعا را معکوس میخواند ! یعنی میگفت : « اللهم انت عبدی و انا ربّک » ! یعنی : خدایا تو بنده من هستی و من هم پروردگار تو " ! :)

جبرئیل نزد پیامبر حاضر شد و عرضکرد یا رسول الله آن مرد عجمی را که جمله ای تعلیم نموده ای ؛ نتوانست از حقیقت معنی آن اطلاع یافته و لذا بر وجهی ادا میکند که صاحب شرع آنرا تکفیر میداند !

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم ) آن مرد عجمی را طلبید و از احوال وی باز پرسید.
عجمی گفت: یا رسول الله به تعلیم شما شادم و خیلی هم ممنون !
حضرت فرمود چه میگویی ؟!
گفت : مدام میگویم « اللهم انت عبدی و انا ربک ) !
حضرت فرمود : آنچه که تو داری میگویی , عکس آنست که من بتو تعلیم کرده ام . زنهار که دیگر چنین نگویی که کافر گردی !
آن مرد بمحض اطلاع از اشتباه بزرگ خویش بسیار محزون گشت و غم و غصّه گذشته بر دل او مستولی شد و گفت :
یا رسول الله ! من مدتی نادانسته کفر گفته ام و آنرا عین ایمان پنداشته ام. اکنون بفرمایید تدارک و جبران آن چگونه است و چه کنم؟!

حضرت رسول (ص) در این باب متامّل شد. جبرئیل نازل شد و عرضکرد یا رسول الله ! حق تعالی فرماید که اگر بر بنده من غلط رواست , بر من روا نیست . من نظر بر دل بنده دارم .
« ان الله ینظر الی قلوبکم لا الی صورکم » اگر سهوی بر زبان وی گذرد ولی دل وی بر حقیقت مستقیم باشد ؛ ما آن خطای وی را بصواب برداریم و بمنتهای همتش رسانیم.

ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را

بقیه متن در لینک :
http://mzare.mihanblog.com/post/1993

ادامه
کامنت بنویسید...
فرشید سیه چهره , nooraliyan
یکشنبه 24 اسفند ، 01:48
عالی بود. خدا رحمتش کنه .
ادامه
محمود زارع , somada
یکشنبه 24 اسفند ، 01:41
خودمان که کسی نشده ایم ! ولی بله حتی با سرچ مختصر در گوگل نامش را هم سرچ بفرمایید مختصری اطلاعات درباره آن مرد خدا می آید . ایشان متاسفانه دارای اولاد نشده اند و علیرغم آن سطح از علم و معرفت و باز علیرغم نیاز آنموقع حوزه های داخل و خارج بایشان فقط بخاطر خدمت بمادر به روستا آمده و در خدمت مادر بودند . مقداری از کتب و حتی بعض وسائل شخصی وی از نعلین و عبا و غیره را هنوز داریم
ادامه
حمید دعاگو , hamiddoaago
یکشنبه 24 اسفند ، 01:05
درباره خاطره ای که نقل کردین و اقوام گذشته خویش یک کتابی دارم که به شرح حال علما و فقهای بزرگ اسلام اختصاص دارد . بعد از خواندن این کتیبه مراجعه کردم که از ایشان هم در 6 صفحه مطالب مهمی نوشته بود .مرحوم حضرت آیت الله ملا عبدالله شریعتمدار تیلکی (ره) از علماء و مجتهدین بزرگ عصر خویش بودند که حسب نقل دارای کشف و کراماتی هم بودند . ...
ادامه
محمود زارع , somada
قبح تقریر و حسن تعبیر
و قولوا للنّاس حسناً ... (1)
ظالم آن قومی که چشمان دوختند - زان سخنها عالَمی را سوختند
میتوان سخن حقی را نوعی اداء کرد که نتیجه شری در بر داشته باشد و هم میتوان همان سخن حق را در لباس گفتاری فخیم و عاقلانه پیچید و عرضه کرد که ضمن آنکه از حقانیتش نکاهد بلکه نتیجه نیکویی هم ببار آورد . حال اگر سخن را کسی یا کسانی بگویند که سرنوشت جمعی را در اثر نتیجه آن سخن رقم خواهند زد باید گفت که سخندانی شرط سخنرانی و سیاست در انتخاب نوع گفتمان شرط هر نوع گفتنی است! شاید رمز سلامت سکوت در همین وجه آن نهفته باشد که نگوئیم بهتر است ولی اگر ناچار بگفتن شدیم , آداب سخن گفتن را باید دانست بخصوص سیاستمداران و دولتمندان را باید اصلا درس و کلاس سخندانی ضرورتست . با ذکر حکایتی میتوان شما را بعمق معرفت نظر خویش راهنمایی کنیم !
حاکمی در عالم رویاء دید که همه دندانهای او ریخت . بعد بیداری از این خواب ملالتی پیدا کرد . صبح زود بدنبال معبّری که در فن تعبیر خواب استاد بود فرستاد و جریان خواب را بوی گفت و تعبیر آنرا طلبید.
معبر گفت : همه اولاد و ازواج و اقربای حاکم در حضور وی بمیرند !
حاکم از تعبیر این معبر بشدت رنجیده خاطر شد و دستور داد تا تمام دندانهای او را با انبر از دهانش کشیدند و زبان او را هم گفت که ببرند !
بعد از این معبّر دیگری طلبید و خواب خویش را باین معبر عرضه کرد و تعبیرش را خواست.
معبر دومی مردی بود دانا و عاقل و خوش طبع و بلند نظر. دقیقا فهمید که تمامی اولاد و ازواج و اقربای حاکم زودتر از حاکم و در جلوی چشمش بمیرند ولی چون مرد عاقلی بود و حرف زدن را بدلیل تربیت خانوادگی خویش تمیز و پاک ادا میکرد , گفت ایهاالحاکم ! این خواب تو دلالت برطول عمر میکند و تعبیرش اینست که عمر حاکم درازتر خواهد بود از عمر همه اولاد و ازواج و اقربای او !
حاکم از حسن ادای این معبّر دومی بسیار خرسند شد و بهمین سبب معبر ثانی را اسب و و خلعت بخشید و هزار درم بدو داد و بدرقه بکرامتش کرد تا برفت !

آن سخنهای چو مار و کژدُمَت - مار و کژدم گردد و گیرد دُمَت ...اغلب دوستان دریافتند که این هر دو تعبیر یکی است منتها معبّر نخست بقبح تقریری که در نوع سخنی که برای تعبیر انتخاب و ادا کرده بود خود را بورطه هلاکت و مکافات سخت انداخت و این معبر ثانی بحسن تعبیر خویش و نوع گفتمانی که در سخن گفتن عاقلانه خویش در پیش گرفت عاقبتی نیکو برای خویش رقم زد.
آری ای عزیز ! عالَمی را یک سخن ویران کند - روبَهانِ مُرده را شیران کند .

--------------
(1) قرآن کریم می ‏فرماید:
...و قولوا للنّاس حسناً ... (بقره / 83 )
ترجمه:«و با مردم(به زبان) خوش سخن بگویید ...»

http://mzare.mihanblog.com/post/1989

ادامه
کامنت بنویسید...
محسن احمدی , mo9191
شنبه 23 اسفند ، 19:35
امان از زبان بد و دهن های نشسته و سخنان ناپخته !!!
ادامه
احمدرضا فلاح , ahreza2020
شنبه 23 اسفند ، 06:25
هنر بزرگی را میخاد. هر کسی این قدرت را نداره که نفسشو کنترل کنه و تحت تسلطش در بیاره . مرد میخاد بسیار قوی
ادامه
محمد   , worst
شنبه 23 اسفند ، 04:16
ارادتمند همیشگی هستیم داداش بزرگوار
باعث خوشحالی و حکمت آموزیه
ادامه
محمود زارع , somada
همانا مومن غبطه می خورد ولی حسد نمی ورزد و منافق حسد می ورزد ولی غبطه نمی خورد.
امام جعفر صادق (ع)
پاس درون خویش بداریم . درباره حسد خیلی ها گرفتاریم . حسد و حسود در واقع شعبه ای از عمل نفاق و منافق میباشد !!!

http://mzare.mihanblog.com/post/1980

ادامه
کامنت بنویسید...
ذکر شیرین  , zekre_shirin2
شنبه 23 اسفند ، 08:06
سلام برادر خوبم جناب زارع عزیز
استفاده می کنیم از مطالب پر بارتون ... سپاس برادر خوبم
ادامه
محمود زارع , somada
شنبه 23 اسفند ، 08:00
یک روایتی دیدم بدین مضمون که اگر آدم بخواهد بفهمد که منافق هست یا نه و نمیداند و برای علاج ؛ ببیند اگر خوبی و برتری و امتیاز فرد دیگری را پیش تو گفتند اگر خوشحال شدی خوش بحالت با قلب سلیمت والا ... باید تا عمر از 40 زیاده نشده چاره ای کرد ... درود بر ذکر شیرین با اذکار شیرینش
ادامه
ذکر شیرین  , zekre_shirin2
شنبه 23 اسفند ، 07:44
ریشه اش کفر است این حسادت
ادامه
محمود زارع , somada
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی

گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند
ور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانی

بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی

ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته
از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی

هم آبی و هم جویی هم آب همی‌جویی
هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی

چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان
آمیخته‌ای با جان یا پرتو جانانی

نور قمری در شب قند و شکری در لب
یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی

هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر
بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی

از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن
زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی

مولوی
http://mzare.mihanblog.com/post/1979

ادامه
کامنت بنویسید...
کوروش  , korosh1234567890
دوشنبه 18 اسفند ، 06:59
ممنون از اد
ایشالله دوستای خوبی خواهیم شد
ادامه
ملیحه رستمی , maliheh1400
شنبه 16 اسفند ، 16:54
اعجوبه ربانی !؟!
ادامه
مهدی حیدربابا اوغلو , mahdi_heidarbaba
شنبه 16 اسفند ، 02:42
آقا ما تسلیم
با توضیحات مقام والایتان در گوگل جستجو کرده و به نیلوفر پیچی منتهی و یافت شد
سایه تان مستدام
ادامه
محمود زارع , somada
... گفته بودم زندگی زیباست.
گفته و نا گفته، ای بس نکته ها کاینجاست...

آری، آری، زندگی زیباست.
زندگی آتش گهی دیرنده پابرجاست.
گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست.
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست ...
زندگی را شعله باید برفروزنده؛
شعله ها را هیمه سوزنده ...

هیچ سینه کینه ای در بر نمی اندوخت.
هیچ دل مهری نمی ورزید.
هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد.
هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید.
باغ های آرزو بی برگ؛
آسمان اشک ها پر بار.
گرم رو آزادگان در بند؛
روسپی نا مردمان در کار...

انجمن ها کرد دشمن،
رایزن ها گرد هم آورد دشمن؛
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند،
هم به دست ما شکست ما بر اندیشند....

آخرین فرمان، آخرین تحقیر...
مرز را پرواز تیری می دهد سامان!
گر به نزدیکی فرود آید،خانه هامان تنگ،
آرزومان کور...تا کجا؟...تا چند؟...
آه!... کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ی ایمان؟
...
کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته.
خلق، چون بحری برآشفته،
به خروش آمد؛خروشان شد؛به موج افتاد؛برش بگرفت
و مردی چون صدف از سینه بیرون داد.

منم آرش، -
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن؛ -
منم آرش، سپاهی مردی آزاده،
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده.
مجوییدم نسب، - فرزند رنج و کار؛
گریزان چون شهاب از شب،
چو صبح آماده ی دیدار...
کمان کهکشان در دست،
کمانداری کمانگیرم.
شهاب تیزرو تیرم؛
ستیغ سربلند کوه مآوایم؛
...
ولیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست.
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست.
در این میدان،بر این پیکان هستی سوز سامان ساز،
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز....

آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش.
کار صدها صد هزاران تیغه ی شمشیر کرد آرش.

کل مطلب را در لینک بخوانید :

لینک : http://mzare.mihanblog.com/post/1971

ادامه
کامنت بنویسید...
محمود زارع , somada
شنبه 23 اسفند ، 04:25
بانو سلامی !
قطره باران رحمت , در کام صدف که می افتد لوءلوء شود و در دهن مار که افتد زهر قتال گردد و در باغ گل روید و در شوره زار خس ! ...
ادامه
طوبی سلامی , at777
سه شنبه 19 اسفند ، 00:31
آقای کسرایی !
دیگه زندگی خیلی زیبا نیست ...
آتشی هم نیست و اگر باشد در زیر خاکسترها جا مانده ست ...
مردگی زمانیست که زیبا شده است " شاید " ...
ادامه
الیاس شعبانی , aallii123
شنبه 16 اسفند ، 01:09
زیبا و عالی . یاد قدیما بخیر
ادامه
محمود زارع , somada
رضای خدا یا رضایت خلق
سالیانی پیش بزرگی بمن گفته بود که ملا محمدباقر مجلسی با ملا صالح مازندرانی با همدیگر عهد بستند که هریک از آنها را سابق بر دیگری مرگ رسد و وفات یابد , در عالم منام ( عالم خواب و رویا ) طرف دیگر را از آنچه که بر او در آن عالم گذشته باخبر سازد !

میدانیم که مجلسی پیش از ملاصالح مازندرانی فوت نمود . مدتی گذشت و بعد از یکسالی ملا صالح مازندرانی شبی مجلسی را در خواب دید .

نخست پرسید با اینکه با هم عهد بستیم ولی چرا تا کنون خویشتن را در خواب بمن ننمودی ؟!
مجلسی گفت : آنقدر وحشت و گرفتاری داشتم که میسرم نشد و فراغتی حاصل نکرده بودم !

بعد از وی پرسید که چه بر تو گذشت از زمانی که وفات نمودی ؟!
مجلسی گفت : مرا در مقام خطاب حضرت حق باز داشتند و خطاب آمد که چه آورده ای ؟! عرض نمودم که : الهی تو داناتری ! مجددا از من میزان حسنات و کارهای نیک را خواستند ! عرضکردم : عمر خود را در تالیف و تصنیف کتب احادیث و روایات و اخبار صرف کرده ام و در جمع احادیث و اخبار و تفسیر کتابها نوشته ام !

خطاب آمد : راست است اما آنها را مصدر باسماء سلاطین و حاکمان نمودی و از توصیف آنان و تعریف و تمجید مردم مبتهج و مسرور میشدی و از مذمت و انتقاد آنها دلگیر میشدی . لذا همان تعریف و توصیف و خشنودی حاکمان و تمجید مردم امروز و در اینجا اجر تست !

عرض کردم : بارالها اوقات پنجگانه را به امامت و جمع مردم بر اقامه نماز صرف کردم !
خطاب آمد : بلی از کثرت اجتماع مامومین ( آنها که پشت سر تو بنماز می ایستادند ) رضایت یافته و از کثرت حامیانت مسرور میشدی و از قلت ( کمی ) مردم حامی خویش دلگیر و افسرده خاطر میشدی ! پس چنین اعمالی که داشتی با چنین باطنی ما را نشاید و سزاوار و شایسته ما نیست !

همینطور هر آنچه که از کارهایی که فکر میکردم کار نیک بوده بدرگاه حضرت احدیت عرضه میداشتم ؛ به نقصی که در آن بود ( بخصوص در رضایت این و آن ) مردود شد و مقبول حضرت احدیت واقع نشدم ! تا همه اعمال حسنه من ( البته بزعم خودم ) از درجه قبول خداوندی , ساقط و از خود مایوس شدم که در دنیا از تمام لذات و شهوات و هوی و هوس چشم پوشی کردم که در آخرت تهیدست و شرمسار نباشم ؛ اکنون در چنین وضعی قرار دارم !

در چنین حالی بودم که ناگهان خطاب رسید که ؛ یک ( تنها یک ) عمل مقبول نزد ما داری ! آنهم این است که روزی تنها به یکی از کوچه های اصفهان میگذشتی و ابتدای وقت میوه ( به ) بود و دانه ای ( به ) اصفهان در دست داشتی ؛ زنی از آن کوچه میگذشت و طفل کوچکی دنبال او میدوید . آن کودک ( به = گلابی ) را در دست تو دید . گفت ای مادر من گلابی میخواهم و تو بجهت رضای ما ( نه تشفی خاطر خویش ) گلابی را به آن طفل دادی و آن کودک را خشنود کردی . ما ترا بهمان عمل خیر بدون توقع بخشیده و آمرزیدیم !
حالا جای دارد که این بیت را اینجا بنویسیم که :

احسان هنری نیست بامید تلافی
نیکی بکسی کن که بکار تو نیاید

خداوند بهمه ما رحم کند و به بیشتر از افراد خاص ملت ما , چنین تذکرات و چنین تفطناتی را همواره , روزی فرماید . بلی برادر قبول خلق بزرگترین بت برای حتی بزرگان و نامداران است که ...
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
زمستان 93
http://mzare.mihanblog.com/post/1967
ادامه
کامنت بنویسید...
امیررضا محمدی , amir90100
جمعه 15 اسفند ، 15:25
فقط رضایت خلق که شرکه !
منظور اینه فکر میکنم که خدمت به خلق برای رضای خالق !
ادامه
علی عبدی , 9190688830
جمعه 15 اسفند ، 15:23
عالیه / بلی رضایت خالق در رضایت مخلوق نهفته
ادامه
کلبه آرزوها , dreams87
سه شنبه 12 اسفند ، 23:41
ادامه
محمود زارع , somada
سرکار خانم جعفری در جایی نوشت «آنکه دیوانه ی دیوانِ همین مولاناست »

همه خوابند شب زمزمه گر ! هیچ مگو
یا اگر از تو بخواهند سحر ، هیچ مگو
غیر از این ، گر چه تو را سوخت جگر ، هیچ مگو :
"من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو "

من بی او شده بی من شده، وای از من او !
غم فرو رفته سرا پای تنم تو در تو
چه بگویم که نگویی تو به من رو در رو :
سخن گنج مگو جز سخن رنج مگو
ور از این بی خبری ، رنج مبر هیچ مگو "

هیچ، هر هیچ، به سر هیچ، به هیچش می خفت
غم بزرگ است ولی در دل باریک نهفت
من منم، من همه ام، همهمه ام، با همه جفت
"دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو"

بی خبر هستم و از هر چه خبر می ترسم
خانه خالی ست و از کوبه ی در می ترسم
بجز از عشق ، من از هر چه خطر می ترسم
"گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو "

حرف ناگفتنی ام را به زبان خواهم گفت
مثل رفتار همین رود روان خواهم گفت
فارسی، هرچه که فرمود همان خواهم گفت
"من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو"

چشم می خواست تو را بیند و نابینا شد
آمدم از تو بگویم که زبانم تا شد
دل نمی خواست که دیوانه شود اما شد
"قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو"

از چپ و راست بخوان، فرق ندارد، من، درد
هستم و قسمت من نیست به جز رویی زرد
چه کسی بود مرا درد به دنیا آورد
"گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو "

وسعت روح من از کالبدم بیشتر است
از خودم بیشترم زیرِ من از خود زبر است
گرچه خود زود رسیدم، منِ من در سفر است
"گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو"

هرچه تا خویش دویدم کمی از من کم شد
کمی از کم شدنم ماند و همان هم غم شد
غمِ کم کم شدنم بیشتر از عالم شد
"گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو"

دیرسالی ست کبوتر شدم اما بی بال
آسمان هست ولی فرصت پرواز محال
پر به دوشت، نپریدی تو از این قال و مقال
"ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو"

هر شب آیستن یک دردم و شعرم عیساست
مریمم من، قلمِ من، پَرِ جبریل شماست
آنکه دیوانه ی دیوانِ همین مولاناست
"گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو"

http://mzare.mihanblog.com/post/1962

ادامه
کامنت بنویسید...
علی عبدی , 9190688830
جمعه 15 اسفند ، 15:26
شعر زیبایی بود و زیباتر از آن گره گشایی پایانش بود
ادامه
حکیــــــــــم   , pgparsa
چهارشنبه 13 اسفند ، 19:46
ما مخلصیم اوسا جون ..
منو که خیلی تحوبل محویل نمیگیری ..
اکشال نداره من دوستتون میدارم خیلی ..









واسه خیلی چیزا .. مث بابام جونی تونو واسه امروز ما دادین ..
ادامه
محمود زارع , somada
سه شنبه 12 اسفند ، 04:34
خدمت دوستان تقریبا رسیده و عرض ارادتی داشتیم.
برای لیست دوستان جدید کمی تحمل بفرمایند !
ادامه
محمود زارع , somada
قلب المومن عرش الرحمن
قلب مومن عرش خداوند رحمن است ...
الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی (طه/5)
خداى رحمان كه بر عرش استیلا یافته است.

امام صادق(ع): القلب حرم الله و لا تسکن فی حرم الله غیر الله (بحار الانوار جلد 67 ص 25)
قلب حرم خداست و در حرم خدا غیر " او " را " راه " ندهید ...

الَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ (غافر/7)
كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى ‏كنند و آنها كه پیرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‏ گویند و به او ایمان دارند و براى كسانى كه گرویده‏ اند طلب آمرزش مى ‏كنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده ‏اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار .

شخصی از امیر مومنان علی (ع) سوال كرد شما چگونه به این مقام رسیدید؟
حضرت فرمودند: جلوی در خانه دل نشستم و غیر خدا را راه ندادم.

گوهر از گرد یتیمی نشود خانه نشین
دل اگر زنده بود هیچ غم از مردن نیست
ادامه
کامنت بنویسید...
حکیــــــــــم   , pgparsa
شنبه 9 اسفند ، 06:15
عجب !!!!!!!!!
ما فک میکردیم که عرش خدا تو آسمونای دور هستش .. نگو که توی همین دل مونه !! ..
ادامه
ت   سـالاری , traneh2000
شنبه 9 اسفند ، 00:38
دل نازك به نگاه كجی آزرده شود/ خار در دیده چو افتاد كم از سوزن نیست
ادامه
محمود زارع , somada
جمعه 8 اسفند ، 23:23
راستی عقده گشاینده ی اسرار دل است
شمع را حوصله ی گریه فرو خوردن نیست ...
ادامه
محمود زارع , somada
محمود 5 سال پیش
نیــاز ســرکشـان حسـن آشــوبـی دگر دارد کمینـگاه تغــافل شـد اگــر ابـــرو خمید اینجــا ...
کامنت بنویسید...
پروانه قاسمی , p1a2a3e4
پنجشنبه 7 اسفند ، 11:55
شما اینو در این سطح مطرح کردین حالا یکی میاد میگه جای شراب هم نجسه اگه اینو گفتن تعجب نکنین که خیلی ها سطح دیدشون از اینم نازلتره ... !
ادامه
ملیحه رستمی , maliheh1400
چهارشنبه 6 اسفند ، 13:56
سلام ممنون . درسته دماغ تکبر و دوست داشتن مداحی که وسوسه نفس هستش همین کاراست که از چشم مردم چاپلوس و خداساز آدم بیفته تا بیهوده ستوایش نشه !
یعنی جوری برخورد کرد تا مردم فکر نکنند که خیلی اهل خدا و پیغمبری تا دور و برت جمع بشن و بجای هدایت بسوی خدا هی هدایت بسمت بنده خدا بشه
ادامه
محمود زارع , somada
چهارشنبه 6 اسفند ، 13:50
سلام !
اگر در " راه " باشی و به " منزل " « ملامت » هم رسیده باشی ؛ شرط هم هست که چنین کرده شود ! بانو رستمی گرامی !
بله گاه آب در جام شراب شرط ملامتی گری است
یاعلی
ادامه
محمود زارع , somada
ز ره هوس به توکی رسم , نفسی ز خود نرمیده من
همه حیرتم بکجا روم , به رهت سری نکشیده من

به چه برگ ساز طرب‌کنم , زچه جام نشئه طلب‌کنم
گل باغ شعله نچیده من‌ ، می داغ دل نچشیده من

چوگل آنکه نسخهٔ صد چمن , ز نقاب جلوه ‌گشوده تو
چو می آنکه عشرت عالمی , ز گداز خود طلبیده من

چه بلا ستمکش غیرتم , چقدر نشانهٔ حیرتم
که شهید خنجر ناز تو , شده عالمی و تپیده من

تو به محفلی ننموده رو , که ز تاب شعلهٔ غیرتش
همه اشک‌گشته برنگ شمع و زچشم خود نچکیده من

می جام ناز و نیازها به خمار اگر نکشد چرا
ز سرجفا نگذشته تو , ز در وفا نرمیده من

چو نگاه‌ گرم به هر طرف‌, که‌ گذشته محمل ناز تو
چو دل‌گداخته از پی‌ات , به رکاب اشک دویده من

تو و صد چمن طرب نمو , من و شبنمی نگه‌ آبرو
به بهار عالم رنگ و بو ، همه جلوه تو ، همه دیده من

نه جنون سینه دریدنی , نه فنون مشق تپیدنی
به سواد درد تو کی رسم , الفی ز ناله‌ کشیده من

چو سحر نیامده در نظر ، رم فرصت نفس آنقدر
که برم بر آب شکفتگی , به طراوت‌ گل چیده من

به‌کدام نغمهٔ دل گسل , ز نواکشان نشوم خجل
چو جرس به غیر شکست دل , سخنی ز خود نشنیده من

من بیدل و غم غفلتی‌ , که ز چشم پر فسون تو
همه جا ز جلوهٔ تو پر است و به هیچ جا نرسیده من

دانلود در لینک زیر :
http://mzare.mihanblog.com/post/1954
ادامه
کامنت بنویسید...
محمود زارع , somada
جمعه 8 اسفند ، 23:30
ما هم همانند دوستان بل نازلتر در درک معارف فاخر ...
ولی بزرگانی که راه یا روزنه هایی به 4 چشمه معرفت بهشتی ( آب و شیر و خمر و عسل ) از همینجا دارند در خصوص اسماء الهی فرموده اند که اصل همان " هو " ست که خود نام مبارک " الله " هم در زیرمجموعه اوست !
باز اما در سطح بندی اسماء الهی شاید چنین برداشتی هم بیراه نباشد که :
1 - هو
4 - الاول و الآخر والظاهر و الباطن
7 - الحی , العلیم , المرید , القدیر , السمیع , البصیر , المتکلّم ( ائمه اسماء
1001 - که در همان دعای جوشن کبیر یا همان صدبند خودمان ...
9 - .... !
ادامه
تهمینه رضوی , tahminerazavi
جمعه 8 اسفند ، 22:39
سوالهای سختی میکنی مهناز خانم من نمی دونم ولی حدس میزنم 3 تاش اینا باشه الله و رحمن و رحیم !
ولی خوب اینا رو بایست قبلا تا حدی اهلش باشی تا اطلاعاتی داشته باشی ازش !
ادامه
مهتاز پورشریعه , mahnaz24680
جمعه 8 اسفند ، 19:35
سلام . یکجا یکی داشت سخنرانی میکرد یکجا یک نکته ای گفت اما اسم نبرد . البته اونم داشت از دیگری نقل میکرد که در بین 1001 اسم خدا چندتا از اسمها مثل امام هستن برای بقیه اسامی . حالا اینجا خیلی ارتباط شاید نداره ولی اگه کسی میدونه بگه که این اسماء خدا که حالت ائمه اسمء دارن کدوما هستن ممنون میشم. !!!
ادامه