نرم افزار اندروید کلوب جستجوی مطالب
محمود زارع , somada

محمود زارع

 لینک عضویت در کانال تلگرامی ما : https://telegram.me/zaresari
محمود زارع , somada

محمود زارع

مطالب
محمود زارع , somada
قوله تعالى: فَاتَبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَهُ
زاهدى را گفتند كه : مرگ را دوست دارى؟
توقف كرد. پس پرسنده گفت: اگر زهد تو با صدق تو بودى از مرگ كراهیت نبودى!
...
سدیگر نشان در صدق محبت آنست كه: همواره ذكر محبوب بر دل و بر زبان محبّ تازه بود. چنان كه غفلت و نسیان بوى راه نبرد. وعلى هذا قال النبى (ص) " من احبّ شیئا اكثر ذكره "

چهارم نشان در وفاء دوستى آنست كه: هر چه با محبوب نسبتى دارد، آن را دوست دارد.
... خبر نعمان كه وى را بخمر خوردن چند بار حدّ زدند. پس یكى وى را لعنت كرد، رسول خدا گفت: لعنت مكن كه وى خدا و رسول او را دوست میدارد.
...
دوستى سه منزل است: هوى صفت تن ، محبت صفت دل ، عشق صفت جان.
هوى بنفس قائم، محبت بدل قائم، عشق بجان قائم.
نفس از هوى خالى نه، و دل از محبت خالى نه، و جان از عشق خالى نه
عشق مأواى عاشق است، و عاشق مأواى بلاست.
عشق عذاب عاشق است و عاشق عذاب بلا.

در عشق تو، گبر ناب من دانم بود!
دل سوخته، جان كباب، من دانم بود!
در آتش تیز و آب من دانم بود!
روز و شب در عذاب من دانم بود!

این عشق كه صفت جان آمد، نیز بر سه قسم است:
اول راستى، میانه مستى، آخر نیستى.

راستى عارفانراست، مستى والهان راست، نیستى بى خردانراست.

راستى آنست كه آنچه گویى كنى و آنچه نمایى دارى و آنجا كه آواز دهی باشى.
مستى بى قرارى و وله زدگى است.
گه نظر مولى دائم گردد، دل هاؤم گردد گه عطا بزرگ گردد، از طاقت یافت برگذرد.
مستى هم نفس راست، هم دل را، هم جان را.
چون شراب بر عقل زور كند، نفس مست گردد. چون آشنایى بر آگاهى زور كند، دل مست شود.
چون كشف بر انس زور گیرد، جان مست شود.
چون ساقى خود متجلّى گردد، هستى آغاز كند و مستى صحو شود.
...
خداوندا! یافته میجویم، با دیده ور میگویم : كه دارم چه جویم؟
كه بینم چه گویم؟ شیفته این جست و جویم، گرفتار این گفتگویم.

خداوندا! خود كردم و خود خریدم، آتش بر خود خود افروزانیدم!
از دوستى آواز دادم، دل و جان فرا ناز دادم.

مهربانا! اكنون كه در غرقابم، دستم گیر كه گرم افتادم:

زین بیش مزن تو اى سنایى غم عشق
بپذیر تو پند و گیر یك ره كم عشق
كآواره چو تو بسند، در عالم عشق
كز آب روان گرد برآرد غم عشق

آرى! مشتاق كشته دوستى است، هر چند كه سر ببالین است.
نیكوتر آنست كه كشته دوستى به از كشته شمشیر است،
نه از كشته دوستى خون آید و نه از سوخته آن دود!
كشته بكشتن راضى، و سوخته بسوختن خشنود!
...
همه متن در :
http://mzare.mihanblog.com/post/2544
ادامه
99
کامنت بنویسید...
حسن  , antihoqqe
پنجشنبه 16 مهر ، 13:46
عالى ...
ادامه
کلبه آرزوها , dreams87
پنجشنبه 16 مهر ، 00:28
ادامه
همایون همایی , homa999
چهارشنبه 15 مهر ، 12:19
راستى آنست كه آنچه گویى كنى و آنچه نمایى دارى و آنجا كه آواز دهی باشى ...
ادامه
محمود زارع , somada
قُلِ اللَهُمَ مالِكَ الْمُلْكِ.
بزرگست و بزرگوار، خداوند كردگار، مهربان وفادار،
و گفت: اى بندگان !
مرا همان گوئید كه من خود را گفتم، گوئید
یا مالك الملك! اى پادشاه بر پادشاهى و پادشاهان!
اى آفریننده جهان!،
اى یگانه یكتا از ازل تا جاودان!
اى یگانه یكتا در نام و نشان!
اى سازنده كار كارسازندگان!
اى بسر برنده كار بندگان بى بندگان!

خداوندا، ستوده خودى بى ستاینده!
خداوندا تمام قدرى نه كاهنده نه افزاینده!
خداوندا، بزرگ عزتى بى پرستش بنده!
پادشاهى ترا انداز نیست، و كس با تو در پادشاهى انباز نیست!
كه خود بكست نیاز نیست: تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَنْ تَشاءُ

یكى را بركشى و بنوازى، و یكى را بكشى و بیندازى،
یكى را بانس خود آرام دهى و او را غم عشق خود سرمایه دهى، تا بى غم عشق تو آسایش دل و آرام جانش نبود،

تا جان دارم غم ترا غمخوارم
بى جان غم عشق تو بكس نسپارم

یكى با رضوان در ناز و نعم جنت، یكى با مالك در زندان وحشت و نقمت،
یكى بر بساط بسط بر تخت ولایت منتظر رؤیت، یكى در چاه بشریّت با خوارى و با مذلت.
آن صاحب ولایت بزبان شادى از دولت وصال خود خبر میدهد:

كنون كه با تو بهم صحبت اوفتاد مرا
دعا كنم كه وصالت خجسته باد مرا

و آن بیچاره كشته مذلت بزبان مهجورى از سر حرمان خویش این ترنم میكند:

حال دل خود ترا نمودیم و شدیم
بر درد دل اندوه فزودیم و شدیم
...
لا یَتَخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ حقیقت ایمان بنده و غایت روش وى در راه توحید سر بدوستى خداى باز نهد. و حقیقت دوستى موافقت است، یعنى كه با دوست وى دوست باش، و با دشمن وى دشمن.
...
همه متن در :
http://mzare.mihanblog.com/post/2536

ادامه
کامنت بنویسید...
امیررضا محمدی , amir90100
سه شنبه 14 مهر ، 21:36
+++
ادامه
منصوره رحمانی , mansoureh_r
دوشنبه 13 مهر ، 14:42
یكى بر بساط بسط بر تخت ولایت منتظر رؤیت، یكى در چاه بشریّت با خوارى و با مذلت....
ادامه
طوبی سلامی , at777
یکشنبه 12 مهر ، 04:09
یكى را بركشى و بنوازى، و یكى را بكشى و بیندازى،
ادامه
محمود زارع , somada
* [به دیگران] نیکی کن ، چنان که دوست می داری به تو نیکی شود.

* زودگـذر بـودن لذّتـهـا [ی نـامـشـروع] و مـانـدگار بودن بازتاب آن را همواره به یاد داشته باشید.

* آن که در عاقبت کارها دقیق شود از گرفتاری ها مصون می ماند.

* نیکوکار باشید و نیکوکاری را کوچک مشمرید ، چرا که خُردِ آن بزرگ و اندکش بسیار است.

* گناه كاری كه به گناهان خویش اقرار كند (پشیمان شود)، بهتر از انسان مطیع و عبادت كننده ای است كه به عمل خویش فخر نماید.

* و هم از آنحضرت " که درود خدا بر او باد " نقلست که :
1.صبر و شکیبایی ، بنیاد کارهاست.
2.بخشندگی ، شایسته ترین رفتار است.
3.راستگویی ، ارزشمندی است و دروغگویی ، فرومایگی است.
4.ترس از خدا رستگاری است.
5.موفقیت ، خواست خداوند است.
6.خودپسندی ، کم خردی است.
7.دانش ، گنج است.
8.ایمان ، رستگاری است.
9.نیکوکاری ، شرافت است.

...............
منبع بترتیب :
( نهج البلاغه نامه 31 )
(نهج البلاغه حکمت 433 )
( شرح غررالحکم جلد 5 صفحه 346 )
( نهج البلاغه حکمت 414 )
( تصنیف غررالحكم، ص 195، ح 3812 )

(غررالحکم صفحه 18 )
http://mzare.mihanblog.com/post/2530

ادامه
کامنت بنویسید...
فرشید سیه چهره , nooraliyan
پنجشنبه 9 مهر ، 09:33
یا علی
ادامه
موسی موسویان کوشکی , mosaviyan
پنجشنبه 9 مهر ، 03:45
علی علی علی علی علی (ع)
ادامه
کلبه آرزوها , dreams87
پنجشنبه 9 مهر ، 00:25
احسنت...
ادامه
محمود زارع , somada
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
فَكَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ.
آیا تا چون بود حال ما روز رستخیز؟ كه جهانیان را از اول موجودات تا آخر دور مخلوقات بیك نفخه اسرافیلى از خاك جهان برانگیزند، و بیك لمحه در عرصات قیامت حاضر كنند، وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً

باش تا از صدمه صور سرافیلى شود
صورت خوبت نهان و سیرت زشت آشكار

باش تا اظهار عزت و ریاست كوه ها فرا رفتن آید، دست و پاى و پشت و پهلو فرا گرفتن آید، و آن عیبها پوشیده و سرها آلوده فرا دیدن آید، و با تو گویند:
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ.
پرده از روى كارت بر گرفتیم، یعنى كه خود را چه توخته و چه ساخته؟
همان بینى كه خود فرستاده!
همان خورى كه خود پخته،
همان دروى كه خود كشته؟

اینست كه رب العالمین گفت هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ

هر چه تو امروز به پناه او شوى فردا از تو برگردد، و ترا بگذارد، مگر تقوى كه درین سراى و در آن سراى ترا ضایع نگذارد.
همه حسبها را آن روز داغ كنند، و همه نسبها را پى كنند، تقوى را گویند بیا كه امروز روز بازار تست، هر كرا از تو نصیبى بود در آن سراى امروز در سراى جزا او را بر قدر نصیب او بمنزلى فرود آر،
آشنایان خویش را در مَساكِنَ طَیِبَةً فِی جَنَاتِ عَدْنٍ فرود آر
عاشقان خویش را در حضرت رضا و رِضْوانٌ مِنَ اللَهِ أَكْبَرُ فرود آر،

آشنایان تقوى دیگرند و عاشقان تقوى دیگر،
آشنایان او كسانى اند كه از حرام و شبهات بپرهیزند، و حركات و سكنات و اقوال و افعال ایشان بدستورى تقوى باشد،
و عاشقان تقوى كسانى اند كه از طاعات و حسنات خویش از روى نادیدن چنان بپرهیزند كه دیگران از معاصى و سیئات بپرهیزند...

http://mzare.mihanblog.com/post/2527
ادامه
کامنت بنویسید...
مرضیه  شریفی , marziyeh_sharifi
سه شنبه 7 مهر ، 07:38
خدا رحم کنه ...
ادامه
محمود زارع , somada
سه شنبه 7 مهر ، 06:39
فردا كه روز رستخیز باشد، و روز نواخت و سیاست هر كس كه بمراتب تقوى برتر، او بحضرت آلهیت نزدیكتر و گرامى تر!.
همانست كه رب العالمین گفت: وَ وُفِیَتْ كُلُ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ.
ادامه
محمود زارع , somada
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
یک سواره حرامی از آل سعود با بی توجهی به آیات الهی بمهمانان حضرت کریم تا جایی بی حرمتی کرد که جانشان را بر سر سفره الهی بهدر داد و حال نه تنها توبه نمیکنند بلکه در پی متهم کردن مهمانان مومن هم بر آمدند !

... یَاأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِ ضامِرٍ (حج - 27 ) ازین عجیبتر كه چون ذكر سواران كرد مركوب بذكر مخصوص كرد نه راكب، گفت وَ عَلى كُلِ ضامِرٍ از بهر آن كه رنج رفتن ، و گرانى بار بر مركوبست نه بر راكب. ...

پیادگان را در راه حج بر سواران رتبت بیشى داد و بااین كرامات ایشان را مخصوص كرد از بهر آن كه رنج ایشان بیش از رنج سوارانست پایهاشان آبلاه كرده غبار راه بر روى و محاسن ایشان نشسته بر امید مشاهده كعبه مقدّسه بار رنج بار خود نهاده و بترك راحت و آسایش بگفته، و ازین عجیبتر كه چون ذكر سواران كرد مركوب بذكر مخصوص كرد نه راكب، گفت وَ عَلى كُلِ ضامِرٍ از بهر آن كه رنج رفتن ، و گرانى بار بر مركوبست نه بر راكب.

آرى كسى كه خواهد كه تا آن حجر مبارك كه بر وى رقم تخصیص كشیده و خلعت یمین اللَه فى الارض یافته آن را مصافحت كناد و بناز آن را در بر گیرد كم از آن نباشد كه در راه طلب او بارى بر خود نهد و رنجى بكشد،

آن كعبه مشرّفه مقدسه كه تو مى بینى هزاران سال بتخانه كافران كرده بودند تا از غیارت نظار اغیار بخداوند خود بنالید كه پادشاها مرا شریف ترین بقاع گردانیدى و رفیع ترین مواضع ساختى آن گه ببلاء وجود اصنام مرا مبتلا كردى، از بارگاه جبروت بدو خطاب رسید آرى چون خواهى كه معشوق صد و بیست و اند هزار نقطه طهارت باشى و خواهى كه همه اولیاء و صدّیقان و طالبان را در راه جست خود بینى و ایشان را بناز در كنار گیرى و هزاران ولى وصفى را جان و دل در عشق خود بسوزى و بگدازى، یا در ان بادیه مردم خوار بى جان كنى كم از آن نباشد كه روزى چند این بلا و محنت بكشى و صفات صفا و مروه خود در بطش قهر غیرت فرو گذارى...
کعبه را باید پیروان واقعی خانه زاد عزیز کعبه اداره نمایند ...

http://mzare.mihanblog.com/post/2521
ادامه
کامنت بنویسید...
جواد جوادیان , javad2aa
دوشنبه 6 مهر ، 09:20
من فکر میکنم منظور آقا زارع هم این نبوده که توی این شریط حتما مردم برن حج ....
ادامه
سلیمان ابراهیمی , soleyman_19
دوشنبه 6 مهر ، 08:21
* بفقیر
ادامه
سلیمان ابراهیمی , soleyman_19
دوشنبه 6 مهر ، 08:19
بهتون خرده نمیگیرم جناب زارع - چون خودم معتقدم و متنتون از قرانه و متین. - اما فکر نمیکنین که با اینهمه تحقیر تا حد کشت و کشتار بازم بایست رفت حج ؟؟
حالا چن تا پیر موردی نداره اما اکثر سهمیه ای ها و ... چرا اونم تو این وضع ؟
عیب میگیرن که بقیر کمک کنن بجای حج من میگم این عیب درسته اگه غیر مذهبی ها میرن ترکیه و تفریح و ... اونا اقلش مدعی دین نیستن !!!
ادامه
محمود زارع , somada
بنظر میرسد كه تمامی اعتقادات بشر ریشه دار نباشد .
چنانچه مقداری تامل و بررسی بیطرفانه ای صورت پذیرد . متوجه خواهیم شد كه
عمری را در اشتباه بوده ایم ...
درصد قابل ملاحظه ای از اعتقاداتمان ظنون متراكمه هستند.... !
همه چیزها همچین ساده نیستند . ساده نگیرید ! سادگی در سادگیهاست نه در تفکر به رازهای مهم هستی و سرّ ضمیر خودمان ...
بهترست نگاهی مجدد به هر چیز که داشتی و داری و حاضر نیستی بقیمت جانت هم رهایشان کنی ؛ بیاندازی ...
زمین هم بخوری ارزش بازنگری را دارد
نمره دهنده به این تجدیدنگری فقط بخاطر همین ارزش نمره خوبی خواهد داد ...
ادامه
کامنت بنویسید...
گل بهار دهوندی , golbahar92
چهارشنبه 1 مهر ، 23:33
نظر منم همینه . هرچند که موجب سختی و ... هستش
ادامه
تا ابد با تو      , aynazsari
چهارشنبه 1 مهر ، 22:46
تذکری به جا و مفید؛ عالی...
ادامه
مهتاز پورشریعه , mahnaz24680
چهارشنبه 1 مهر ، 21:14
دعوتی عجیبه ...
ادامه
محمود زارع , somada
همین ... !
خواستم تعظیمی از سر ارادت به شرافت
و ستایشی از سر وظیفه به استقامتی پرافتخار ؛ بنمایم ...
ادامه
کامنت بنویسید...
مریم صالحی , maryamaniss
یکشنبه 5 مهر ، 22:12
ادامه
حسن  , antihoqqe
شنبه 4 مهر ، 21:58
تعظیم ... !
ادامه
محمد انیس , yarmohammad
دوشنبه 30 شهریور ، 16:20
تعظیم ... !
ادامه
محمود زارع , somada
محمود 4 سال پیش
دل باغ تو شد پاك ببر زان كه درین دل , یا زحمت ما گنجد و یا نقش خیالت جان نیز بنزد تو فرستیم بدین شكر , صد جان نكند آنچه كند بوى وصالت
کامنت بنویسید...
کلبه آرزوها , dreams87
دوشنبه 30 شهریور ، 23:45
ادامه
محسن احمدی , mo9191
دوشنبه 30 شهریور ، 15:10
***
ادامه
فرشید سیه چهره , nooraliyan
دوشنبه 30 شهریور ، 09:44
جان نیز بنزد تو فرستیم ...
ادامه
محمود زارع , somada
4 سال پیش
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمـــان کارها دشـوار نیست
اعرابیى آمد و از مصطفى (ص) پرسید كه : فردا حساب من كه خواهد كرد؟
رسول گفت : اللَه شمار بندگان كند
اعرابى برگشت بشادى و ناز، همى گفت : پس من رستم،
فان الكریم اذا قدر غفر.
...
اول منزل آگاهانست ،
دوم رتبت آشنایان ،
سوم درجه دوستان و نزدیكان .
آگاهى حال مزدور است ،
آشنایى صفت مهمانست ،
دوستى نشان نزدیكانست ،

مزدوران را مزد است، و مهمانان را نزل، و نزدیكان را راز ،
مزد مزدور در خور مزدور است،
و نزل مهمان در خور میزبان است،
و او كه نزدیك است خود غرقه عیانست.

وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَهُ
شگرف آمد كار آن كس كش سر و كار با اوست !
جلیل است آن عتاب كه عتاب كننده اوست !
بجان خرید باید آن شمار كه شمار كننده اوست !

قدر این خطاب آن جوانمرد طریقت شبلى دانست كه میگفت
بار خدایا چه باشد گر گناه عالمیان جمله بر گردن شبلى نهى؟ تا فردا در آن خلوتگاه در هر گناهى با من شمار كنى و با توام سخن دراز گردد.

حرام دارم با دیگران سخن گفتن
كجا حدیث تو گویم سخن دراز كنم

----------------------
بقیه را در لینک میتوانید ببینید :
http://mzare.mihanblog.com/post/2494
ادامه
کامنت بنویسید...
قاسم زمانی , abozamani
چهارشنبه 1 مهر ، 23:53
یعنی وقعا خدا اینجوری میکنه ؟! اگه اینه پس من هم رستم
خوب بود !
ادامه
آزاده ع , azade3abdi
یکشنبه 22 شهریور ، 16:33
خوبا میرهند ... !
ادامه
کلبه آرزوها , dreams87
یکشنبه 22 شهریور ، 00:30
ادامه
محمود زارع , somada
شیخ الاسلام انصارى قدس اللَه روحه گفت در هر كس چیزى پیداست، در عالم ؛دین پیداست، در عارف , نور مولى پیداست، در محب, فناء كون پیداست، در صوفى پیداست آنچه پیداست، باین زبان نشان دادن از آن ناید راست.

سیـــاره عشــق را منــازل مائیــــم
ز اشكال جهان نقطه مشكل مائیم
چون قصه عاشقان بیدل خوانند
سر قصه عاشقان بیدل مائیم

... جوانمردانى كه یاد اللَه ایشان را شعار و مهر اللَه ایشان را دثار،
بر درگاه خدمت ایشان را آرام و قرار، همت شان منزه از اغیار،
جمال فردوس اند و زین دار القرار، لختى مهاجر، لختى انصار

یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَعَفُفِ گویى بى نیازانند و در شمار توانگرانند، كه با اختلال حال و ضرورت افتقار كه دارند هرگز سؤال نكنند، نه از خلق و نه از حق، سؤال ناكردن از خلق عین توكل است، و توكل مرتبت دار ایشان، و سؤال ناكردن از حق حقیقت رضاست، و میدان رضا منزلگاه ایشان، همین بود حال خلیل، كه او را گفتند از حق سؤال كن، گفت حسبى من سؤالى علمه بحالى

و عبد اللَه مبارك را دیدند كه میگریست،
گفتند چه رسید مهتر دین را؟
گفت امروز از خداى عز و جل آمرزش خواستم، پس با خود افتادم كه این چه فضولى است كه من كردم! او خداوندست و من بنده، هر چه خواهد كند با بنده، و آنچه باید دهد، نه در خواست تا بیدارش كنند، یا از كار غافل تا آگاهى دهند.
...
مال و زر و چیــز رایگـــــان باید باخت
چون كار بجان رسید جان باید باخت

مال در راه دین بر وفق شریعت خرج كردن كار مؤمنانست، جان در مشاهده جلال و جمال مولى از روى حقیقت بذل كردن كار جوانمردانست، جهد بندگى از بندگان اینست!
سزاى خدا و كرم الهى در حق بندگان چیست!
...
اى هر كه بما پیوست، از شبیخون قطیعت بازرست،
اى هر كه دل در كرم ما بست رخت از حجره غمان بربست،
اى هر كه ما را دید، جانش بخندید، بما رسید او كه در خود برسید، و او كه در خود برسید، چه گویم كه چه دید و چه شنید.

پیر طریقت گفت الهى این همه نواخت از تو بهره ماست، كه در هر نفسى چندین سوز و نور عنایت تو پیداست، چون تو مولى كراست، و چون تو دوست كجاست و بآن صفت كه تویى خود جز زین نه رواست، این همه نشانست، آئین فرد است، این خود پیغام است و خلعت برجاست، خلعت آنست كه گفت لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ باش تا فردا كه آن اجر كریم و نواخت عظیم كه از بهر تو نزدیك خود دارد بیرون دهد، آنت نعمت بیكران و پیروزى جاویدان، در مجمع روح و ریحان و میقات وصل جانان.

كى خندد اندر وى من بخت من از میدان تو !
كى خیمه از صحراء جانم بر كند هجــران تو !
...
http://mzare.mihanblog.com/post/2484
ادامه
کامنت بنویسید...
دعانویس تضمینی مطمئن، تهران نجفی 09198683823 , shahramnajafi1394
دوشنبه 6 مهر ، 08:40
یاهوووووووووووووووووووووووووووووووو احسن
ادامه
حمید دعاگو , hamiddoaago
دوشنبه 16 شهریور ، 00:50
ز اشكال جهان نقطه مشكل مائیم ...
ادامه
کلبه آرزوها , dreams87
یکشنبه 15 شهریور ، 23:31
......
ادامه
محمود زارع , somada
محمود 4 سال پیش
ناله گنهکاران در نزد من از صداى تسبیح تسبیح کنندگان، محبوب‏تر است ( أنین المذنبین أحب الىّ من زجل المسبّحین ) http://mzare.ir
کامنت بنویسید...
مریم صالحی , maryamaniss
سه شنبه 10 شهریور ، 11:27
خیلی وقتها خود عبادت کردن موجب غرور میشه
بیشتر در رفتار و نحوه برخورد اونایی که خودشونو محق به اون میدونن که بدیگرون در هر شرائطی خوب و بد رو نشون بده . چرا چون توی مسجد نماز میخونه و صف نخسته و دست حاج اقا رو هم گهی میبوسه و ... و خدا از روحیه تکبر و دیگرون رو بدتر از خود دیدن خیلی نفرت داره ....
ادامه
مرجان الهی , marjan202020
سه شنبه 3 شهریور ، 23:54
یاالله
ادامه
محمود زارع , somada
إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِ أَرِنِی كَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى ...
حكایت كنند كه یكى در كار سرپوشیده ( زنی ) بود و میخواست تا با وى سخن گوید نمى گفت و امتناعى مى نمود و آن كار افتاده سخت درمانده و گرفتار وى بود و در آرزوى سخن گفتن با وى دانست كه ایشان را بجواهر میلى باشد
رفت و هر چه داشت بیك دانه جوهر پر قیمت بداد و بیاورد و برابر وى سنگى بر آن نهاد تا بشكند
آن معشوقه طاقت نداشت كه بر شكستن آن صبر كند گفت اى بیچاره چه میكنى ؟!
گفت بآن میكنم تا تو گویى چه میكنى !

اندر دل من قرار و آرام نماند
دشنام فرست اگرت پیغام نماند

این آیه بزبان كشف بر ذوق ارباب حقائق رمزى دیگر دارد و بیانى دیگر.
گفتند ابراهیم مشتاق كلام حق بود و سوخته خطاب او، سوزش بغایت رسیده و سپاه صبرش بهزیمت شده، و آتش مهر زبانه زده،
الله تحی الموتی

گفت خداوندا بنماى مرا، تا مرده چون زنده كنى؟
گفت یا ابراهیم أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ایمان نیاورده كه من مرده زنده كنم؟
گفت آرى و لكن دلم از آرزوى شنیدن كلام تو و سوز عشق خطاب تو زیر زبر شده بود، خواستم تا گویى أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ مقصود همین بود كه گفتى و در دلم آرام آمد.
آرام من پیغام تو
وین پاى من در دلم تو

و گفته اند ابراهیم بآنچه گفت أَرِنِی كَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى زندگى دل مى خواست و طمأنینه سرّ
دانست كه تا دلى زنده نبود طمأنینت در آن فرو نیاید و تا طمأنینه نبود بغایت مقصد عارفان نرسد
و غایت مقصد عارفان روح انس و شهود دل و دوام مهرست
زبان در یاد و دل با راز و جان در ناز
زبان در ذكر و دل در فكر و جان با مهر
زبان ترجمان دل در بیان و جان با عیان

گفتند اى ابراهیم اكنون كه زندگى در مردن است و بقا در فنا ، شو چهار مرغ را بكش، از روى ظاهر، چنانك فرمودیم تعظیم فرمان ما را و اظهار بندگى خویش را، و از روى باطن هم در نهاد خود این فرمان بجاى آر ،
طاوس زینت را سر بردار و با نعیم دنیا و زینت دنیا آرام مگیر.

كم كن بر عندلیب و طاوس درنگ
كین جا همه بانك بینى آنجا همه رنگ

غراب حرص را بكش ، نیز حریص مباش بر آنچه نماند و زود بسر آید.

چه بازى عشق با یارى كزو بى جان شد اسكندر
چه دارى مهر بر مهرى كزو بى ملك شد دارا

خروه شهوت را باز شكن ، هیچ شهوت بدل خود راه مده كه از ما باز مانى.

گر از میدان شهوانى سوى ایوان عقل آیى
چو كیوان در زمان خود را به هفتم آسمان بینى

كركس امل را بكش ، امل دراز مكن ، و دل بر حیاة لعب و لهو منه ، تا بحیاة طیبه رسى ،

اى ابراهیم حیاة طیبه آن زندگى دل است و طمأنینه سرّ كه تو میخواهى!

و گفته اند ابراهیم باین سؤال كه كرد طلب رؤیت میكرد، چنانك موسى كرد، اما ابراهیم برمز دیدار خواست نه بصریح، لا جرم جواب نیز برمز شنید و هو قوله أَنَ اللَهَ عَزِیزٌ اى ابراهیم شنیدیم سؤال تو و دانستیم مراد تو، و بحقیقت دان كه اللَه عزیز است و یافت وى عزیز و دیدار وى عزیز ،

و موسى (ع) بصریح خواست نه برمز، لا جرم جواب نیز صریح شنید كه لَنْ تَرانِی

و گفته اند چون ابراهیم گفت ، خداوندا با من نماى كه مرده چون زنده كنى ، بسرّ وى ندا آمد كه تو نیز بنماى كه اسماعیل زنده را چون مرده كنى ، مطالبت بمطالبت اگر وفا كنى وفا كنم ،
پس ابراهیم وفا كرد و اللَه در آن وفا بر وى ثنا كرد گفت: و ابراهیم الّذى و فى رب العالمین نیز وفا كرد و مراد وى بداد.

و گفته اند ابراهیم در این سؤال كه كرد غایت یقین میخواست و یقین را سه رتبت است:
اول علم الیقین ، پس عین الیقین ، پس حق الیقین.

علم الیقین آنست كه از زبان پیغامبران ببندگان خدا رسد، و عین الیقین آنست كه بنورهدایت بایشان رسد، حق الیقین آنست كه هم بنور هدایت بود هم بآثار وحى و سنت
ابراهیم خواست تا هر سه رتبت او را جمع شود تا هیچ شبهة نیز بخاطر وى نرسد، ثم قال وَ اعْلَمْ أَنَ اللَهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ. رب العزة و مالك العزّة، متعزّز بعزّ سنائه و وصف جلاله، معزّ لغیره بكرمه و افضاله.

بدانكه خداى با عزت است و با قدرت با جلال و با قوت ،
عزیزى كه هیچكس بعزّ او نرسد، هیچ فهم حدّ او در نیابد، هیچ دانا قدر او بنداند،
خود عزیز و عزیز كننده خوار كردگان ، و باز نماینده كم بودگان ، و بردارنده افكندگان ،
و اعزاز وى مر بندگان را هم درین جهانست و هم در آن جهان ،
درین جهان بمال و حال، و در آن جهان بدیدار و وصال، لم یزل و لا یزال. ...

http://mzare.mihanblog.com/post/2440

ادامه
کامنت بنویسید...
حجت علوی , hojjetaalavi
دوشنبه 16 شهریور ، 01:30
ادامه
محمود زارع , somada
دوشنبه 9 شهریور ، 01:49
کاش و کاشکی برای رابطون در میانه نیست ... !
ادامه
ملیحه بانکی , malihebanki
چهارشنبه 4 شهریور ، 10:06
* " حکایاتی " درست هست توی کامنتم !
ادامه
محمود زارع , somada
... و از كمال رحمت و كرم او با بندگان یكى آنست كه فردا برستاخیز قومى را برانند، و به ترازو گاه و صراط و جسر دوزخ آسان باز گذرانند، تا بدر بهشت رسند، ایشان را وقفت فرمایند، تا نامه در رسد از حضرت عزت نامه كه مهر قدیم بر وى عنوان، و سرتاسر آن همه عتاب و جنك دوستان، لایق حال بنده است كه وى را عتاب كند
و گوید بنده من نه ترا رایگان بیافریدم
و صورت زیبات بنگاشتم،
و قد و بالات بر كشیدم؟
كودك بودى راه به پستان مادر نه بردى منت راه نمودم،
و از میان خون شیر صافى از بهر غذاء تو من بیرون آوردم،
مادر و پدر بر تو من مهربان كردم، و ایشان را بر تربیت تو من داشتم،
و از آب و باد و آتش من نگه داشتم،
از كودكى بجوانى رسانیدم و از جوانى به پیرى بردم،
بفهم و فرهنگ بیاراستم، و بعلم و معرفت بپیراستم،
بسمع و بصر بنگاشتم، بطاعت و خدمت خودت بداشتم،
بدر مرگ نام من بر زبان و معرفت در جان منت نگاه داشتم،
و آن گه سر ببالین امنت باز نهادم،
من كه لم یزل و یزالم با تو این همه نیكوئیها كردم تو براى ما چه كردى؟
هرگز در راه ما درمى بگدایى دادى؟
هرگز سگى تشنه را از بهر ما آب دادى؟
هرگزمورچه را بنعت رحمت از راه برگرفتى؟

بنده من فعلت ما فعلت و لقد استحییت أن اعذّبك،
كردى آنچه كردى، و مرا شرم كرم آید كه با تو آن كنم، تو سزاى آنى. من آن كنم كه خود سزاى آنم .
اذهب فقد غفرت لك لتعلم انا انا و انت انت! رو كه ترا آمرزیدم، تا بدانى كه من منم و تو تویى،

آرى ! گدایى بر پادشاهى شود با وى نگویند كه چه آوردى؟ با وى گویند كه چه خواهى؟
الهى از گدا چه آید كه ترا شاید؟! مگر كه ترا شاید آنچه از گدا آید.....

http://mzare.mihanblog.com/post/2413

ادامه
کامنت بنویسید...
سحر فروغی , saharforoughi
جمعه 13 شهریور ، 06:53
رو كه ترا آمرزیدم، تا بدانى كه من منم و تو تویى ...
ادامه
محمود زارع , somada
دوشنبه 9 شهریور ، 01:51
یکی از خواص حشر و نشر با آیات الهی هم همین است !
ادامه
شهرام  , sharaam
شنبه 7 شهریور ، 15:20
این کتیبه های اینجوری حسنش اینه که با یکبار خوندن فهمیدنش دیگه واسه آدم کهنه نمیشه و دل آدمو نمیزنه .
خاصیت دل دادن و فکر کردن به آیات قرآنم شاید بهمین خاطر باشه . بهر حال هر چند شما نماین و سری نمیزنین ما ولی میآئیم
ادامه
محمود زارع , somada
دیده برای دیدن دوست است
دل رفت و دوست رفت، ندانم كه از پس دوست روم یا از پس دل ؟!
فــردا بــرود هـر دو گــرامى بدرست
گفتا بدرود كرا كنم ندانم ز نخست ؟!

بسرّم ندا آمد كه از پس دوست شو، كه عاشق را دل از بهر یافت وصال دوست باید، چون دوست نبود دل را چه كند....

... گویند فردا در انجمن قیامت یكى را بیارند، ازین شوریده روزگارى ، بد عهدى، فرمان درآید كه او را بدوزخ برید، كه داغ مهجورى دارد، چون بكناره دوزخ رسد دست فراز كند، و دیده خود بر كشد، بیندازد، گویند این چیست كه كردى ؟ گوید:

ما را ز بــراى یار بـــد دیـده بكار
اكنون چكنم بدیده بى دیدن یار

روز و شب و گاه و بى گه آن ماه سما
یك دم زدن از بـــرم نمـــى بـــود جـــدا

پـرسیـد كسـى نشــان مــا زو عمــدا
گفتا چه كسست؟ او ز كجا ما ز كجا ؟
....
http://mzare.mihanblog.com/post/2407
ادامه
کامنت بنویسید...
حیـــــــدر  , a_heydar_ali
جمعه 30 مرداد ، 14:04
حق هم همینه دیده و بینایی واقعا واسه چی بدرد میخوره ؟!! کار اون مرده عالی بود . من اگه جای خدا بودم می بخشیدمش . حتما هم بخشیدش
خیلی حکایت دلنشینی بود !
ادامه
پروانه قاسمی , p1a2a3e4
جمعه 23 مرداد ، 23:12
ادامه
حجت علوی , hojjetaalavi
جمعه 23 مرداد ، 13:36
روز و شب و گاه و بى گه آن ماه سما
یك دم زدن از بـــرم نمـــى بـــود جـــدا ...
ادامه
محمود زارع , somada
پیشه ی اول کجا از دل رود
مهر اول کی ز دل بیرون شود

ما هم از مستان این می بوده ایم
عــاشقــان درگــه وی بـــوده ایــم

ناف ما بر مهـــــر او ببــریده اند
عشق او در جان ما کاریده اند

ای بسا کز وی نوازش دیده ایم
در گلستان رضـــا گــــردیده ایم

گــــر عتــابی کرد دریای کرم
بسته کی گردند درهای کرم

از برای لطف عالم را بساخت
ذره هــا را آفتــاب او نــواخت

گفت پیغامبر که حق فرموده است
قصد من از خلق احسان بوده است

آفریدم تا ز من ســــودی کنند
تا ز شهدم دست آلودی کنند

چند روزی که ز پیشـــم رانــــده ست
چشم من در روی خوبش مانده ست

کز چنان رویی چنین قهر ای عجب
هر کسی مشغول گشته در سبب

در بلا هم می چشم لذات او
مــات اویم مــات اویم مـات او

خود اگر کفرست و گر ایمان او
دستبــاف حضــــرتست و آن او
...
http://mzare.mihanblog.com/post/2388
ادامه
کامنت بنویسید...
محمود زارع , somada
دوشنبه 9 شهریور ، 01:54
داستان یکیست که ... همان داستان مِهر و مُهره ...
ادامه
شهرام  , sharaam
شنبه 7 شهریور ، 15:22
هر کس یکجوری واسه خودش تعبیر میکنه . بسته به آدمشه
یکی عشق اولشو منظور میکنه
اینجا هم داره میگه همون مهر روز ازل بود و مهر بر قلب و قالوا بلی .
ادامه
سپیده مهدوی , sepidehmahdavi
یکشنبه 1 شهریور ، 15:18
شعر که جای خود داره تصویر معرکه هستش .....
ادامه