نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
سخن اَشنا , sokhanashna

سخن اَشنا

سخن اَشنا , sokhanashna

سخن اَشنا

مطالب تصاویر 2
سخن اَشنا , sokhanashna
حقیقت‌ سلوك‌ و كلید آن‌، تسخیر بدن‌ و نفس‌ است‌ در تحت‌ رأیت‌ ایمان‌ كه‌ مبیّن‌ احكام‌ آن‌ فقه‌ جوارح‌ و فقه‌ نفس‌ است‌. و بعد از این‌ إفناء نفس‌ و روح‌ در تحت‌ رأیت‌ كبریائی‌ الهی‌، و همة‌ عقبات‌ و منازل‌ در این‌ مراحل‌ مندرج‌ است‌.
ولكن‌ سلوك‌ این‌ مراحل‌ و طیّ این‌ راه‌ و مسافرت‌ در این‌ عوالم‌ موقوف‌ به‌ اموری‌ چند است‌ كه‌ بدون‌ آنها به‌ منزل‌ نتوان‌ رسید، بلكه‌ قدم‌ در این‌ راه‌ نتوان‌ نهاد، و وصول‌ به‌ مقصد و حصول‌ مطلب‌ به‌ آنها منوط‌ است‌، و ملازمت‌ آنها و رسیدن‌ به‌ منزل‌ به‌ یكدیگر مربوط‌ است‌. و تعداد منازل‌ راه‌ وع‌ قبات‌ نفس‌ و خطرات‌ سفر در این‌ مقام‌ بی‌ محلّ و چنانچه‌ ذكر آنها لازم‌ باشد ذكر احوال‌ جوارح‌ و اعضاء كه‌ فقه‌ بدن‌ است‌ نیز باید كرد، چه‌ آنها نیز از منازل‌ سفرند.
ادامه
99
32
1
52
سخن اَشنا , sokhanashna
ارزش چادرم را وقتی فهمیدم که راننده تاکسی مرا... . . . خانوم صدا زد و او را خانومی...!
ادامه
49
13
57
سخن اَشنا , sokhanashna
قرآن مجید، چگونگى رفتار خداوند با این تاجران را تشریح مى‏ كند و در آیه‏ اى مى‏ فرماید:
«مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» ( انعام - 160 ).هر كس كار نیك بیاورد ، پاداشش ده برابر آن است
یعنى كسى كه یك عمل خوب براى من بیاورد و مثلاً بگوید: خدایا! من یك نماز صبح آورده‏ام، یا انسانى را با زبان نجات داده ‏ام، یا مشكل بنده‏اى را حل كرده ‏ام، یا با نگاه محبت‏ آمیز، دلى را خشنود ساخته ‏ام، یا با زبان مهر و محبت، غصه كسى را برطرف كرده ‏ام، من دَه برابر به او پاداش مى ‏دهم.
ادامه مطلب :
ادامه
17
2
16
سخن اَشنا , sokhanashna
رهروان ولایت ـ انسان در زندگی خود برای رسیدن به سعادت و خوش‌بختی نیاز به الگو دارد، الگویی مناسب که خود سعات‌مند بوده و با رفتارو کردار خود برای دیگر انسان‌ها سرمشق بوده و دارای اخلاقی نیکو و رفتاری عالی باشد؛ دین مبین اسلام برای زنان عالم به خصوص مسلمانان دنیا، حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) را به عنوان الگویی مناسب ذکر می‌کند و از زنان مسلمان می‌خواهد که زندگی این بانوی ارزش‌مند و سرور زنان علم را سرمشق خود قرار داده و راه سعادت و خوش‌بختی را بپیمایند.

ما در این نوشتار مقداری از سیره حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در رابطه با قناعت و ساده‌زیستی را بیام می‌کنیم، به این امید که زنان ما نیز به حضرت اقتدا کرده و سیره ایشان را در پیش گیرند.
وارستگی و ساده‌زیستی، از نقاط برجسته‌ی حیات فاطمی(سلام‌الله‌علیها) است؛ ایشان با امیرالمومنین(علیهالسلام) یک نمونه کامل زهد و پرهیز از دنیا هستند. آنان با این‌که می‌توانستند زندگی‌ای بسیار مرفه و عالی داشته باشند، اما سادگی و زهد را در پیش گرفته و الگویی بسیار مناسب برای زوج‌های مسلمان و شیعه در زندگی هستند.

زهد و ساده‌زیستی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) هرگز به معنای فقر و جبر روزگار نبود؛ بلکه ایشان خود، این راه را انتخاب کرد و با این‌که می‌توانست زندگی بهتری داشته باشد، ساده زندگی کرد، درست مانند مادر بزرگوار خود. حضرت خدیجه(سلام‌الله‌علیها) نیز با این‌که زن ثروت‌مندی بود، در راه خدا همه‌ی اموالش را انفاق کرد و خودش در کمال سختی، اواخر عمر را در شعب ابی‌طالب گذراند.
زندگی ساده‌ی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) نیز حاصل انتخابی عارفانه و عاشقانه بود، گویی فاطمه(سلام‌الله‌علیها) از همان آغازین لحظات ورود به خانه‌ی امیرالمومنین(علیه‌السلام) با بخشش لباس عروسی خود این راه را برگزیده بود.

زمانی هم که پیامبر به دستور خداوند، فدک را در اختیار فاطمه(سلام‌الله‌علیها) گذاشت، سادگی و بی‌پیرایگی خانه‌ی او تغییر نکرد. در حالی‌که فدک سرزمین حاصل خیزی بود و تمام گندم مدینه را تامین می‌کرد و فاطمه(سلام‌الله‌علیها) تمام درآمد آن را در راه رضایت معبود به مستمندان و مساکین انفاق می‌کرد.[1]

ما برای آشنا شدن زنان مسلمان با سیره حضرت چند نمونه را ذکر می‌کنیم:

1. روزی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دخترش فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را دید که پیراهن خشن و کم ارزشی پوشیده بود و با دست آسیاب می‌کرد و در همان حال فرزندش را شیر می‌داد، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حالی‌که اشک می‌ریخت، فرمود: «دخترم سختی‌های دنیا را تحمل کن تا به شیرینی و حلاوت‌های آخرت دست یابی». فاطمه(سلام‌الله‌علیها) نیز عرض کرد: «ای رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حمد و شکر و سپاس سزاوار خداست در برابر نعمت‌های بی‌کران او».[2]

2. «سلمان» روزی به خانه‌ی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) رفت و دید که ایشان چادری کهنه و وصله‌دار به سر دارد، سلمان متعجب و اندوه‌ناک شد و به یاد شاه‌زادگان ایرانی و شکوه و جلال آن‌ها افتاد. در این حال گریه کرد و گفت: «غم و اندوه بر ما باد، دختران پادشاهان ایران و روم بر تخت‌هایی از طلا می‌نشینند و پارچه‌های زربافت و حریر بر تن دارند؛ ولی دختر محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) چادری ساده با دوازده وصله به سر دارد».[3]

بدون شک بیان چنین صحنه‌هایی از زندگی دختر گرامی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و الگوبرداری از آن حضرت، به این معنا نیست که زنان جامعه‌ی ما، برای پیروی از فاطمه(سلام‌الله‌علیها) چادر وصله‌دار بپوشند و یا تنها پوست گوسفندی، فرش خانه‌ی آن‌ها باشد؛ آن‌چه مهم است درک پیام این رفتار است و آن ساده‌زیستی و وارسته‌گی از دنیاست.

امروزه با گسترش وسایل رفاهی و تجملاتی، سطح زندگی افراد تفاوت‌های بسیاری با هم دارد و چون استفاده‌ی یکسان و برخورداری از تمامی امکانات رفاهی برای همه مقدور نیست، زمینه بروز ناراحتی‌ها و تعارض در خانواده‌ها می‌شود. لذا تنها راه پیش‌گیری از این مسایل، ساده‌زیستی و رضایت به داشته‌هاست. در غیر این‌صورت موازنه‌ی دخل و خرج در خانواده به هم می‌خورد و از نظر اقتصادی اعضای آن به زحمت می‌افتند.

فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) به راستی نمونه‌ی کامل ساده‌زیستی و دوری از دل‌بستگی‌های دنیوی بود، بنابراین هرگز از سادگی خانه‌اش شرم‌گین نمی‌شد، نسبت به مهریه‌ی اندکش احساس پشیمانی نمی‌کرد و در تمام عمر شریفش از کمبودها شکایتی نداشت.



------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. بحارالأنوار، ج 29، ص 123.
[2]. همان، ج 43، ص 86 .
[3]. همان، ص 88 .
ادامه
سخن اَشنا , sokhanashna
رهروان ولایت ـ در سیره عملی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) توجه به شخصیت بخشی فرزندان و ایجاد اعتماد به نفس در آن‌ها کاملا مشهود است. از جمله ابزارهایی که روح اعتماد به نفس و مشکل‌ستیزی را در کودک زنده نگه می‌دارد، مسابقه و رقابت‌های سازنده است. روبه‌رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم نمودن امکان رقابت برای آن‌ها موجب بالا رفتن حس اعتماد به نفس در کودک می‌گردد. این مسأله به قدری ارزش‌مند و سرنوشت‌ساز است که اولیای کودک باید برای آن برنامه‌ریزی کنند.

حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) برای ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان خود آن‌ها را وادار و تشویق به مسابقه و ورزش می‌کرد.
از جمله نمونه‌های دیگر؛ روحیه شادابی و نشاط و محبت در بین افراد خانواده است. افراد خمود و پژمرده از کارآیی لازم و مفید در امور اقتصادی و غیر اقتصادی برخوردار نمی‌باشند. افزایش کارآیی، موجب کاهش هزینه‌های تولید و در نتیجه سود افزوده و بهره‌وری اقتصادی بیشتر می‌شود.
از منظر اسلام، نفع شخصی و مطلوبیت فرد به تنهایی مطرح نیست، بلکه سهم هر یک از افراد جامعه در ضرر و منفعت کل جامعه اثر گذار است. ایثار، پشت‌کار، گذشت، درستی و راستی و دیگر فضایل و ارزش‌های فردی شاکله‌ی اجتماع را سالم و پر ثمر می‌سازد.[1]

محبت به فرزند
دانشمندان علوم تربیتی می‌گویند: کودکان در تمام دوران کودکی به محبت و اظهار علاقه نیازمندند. کودک می‌خواهد پدر و مادر او را دوست داشته باشند و نسبت به او اظهار علاقه کنند. کودک چندان توجهی به لباس، خوراک و محل زندگی ندارد؛ اما به این موضوع توجه دارد که آیا او را دوست دارند یا نه؟
درس محبت در خانه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) به طور کامل ارائه می‌شد و آن حضرت که خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) سیراب شده و قلبش کانون محبت به همسر و فرزندانش بود، در این جهت نیز وظیفه مادری خود را به بهترین شکل انجام می‌داد.
سلمان فارسی می‌گوید: «روزی حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) را دیدم، که مشغول آسیاب کردن غله است. فرزندش حسین(علیه‌السلام) گریه و بی‌تابی می‌کرد. عرض کردم : برای کمک به شما، غله را آسیاب کنم یا بچه را آرام کنم؟ حضرت فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم. شما آسیاب را بچرخانید».[2]



------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. نهج الحیاه، ص 45.
[2]. حسینی شاهرودی، سید محمد، الگوهای رفتاری حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها)، ص14.
ادامه
سخن اَشنا , sokhanashna
مرد فقیرى بود که همسرش کره‌هایی را به‌ صورت دایره‌های یک کیلویى مى‌ساخت. مرد آن‌ها را به یکى از بقالى‌های شهر می‌برد و مى‌فروخت و در مقابل، مایحتاج خانه را مى‌خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره‌ها شک کرد و تصمیم گرفت آن‌ها را وزن کند...
ادامه
سخن اَشنا , sokhanashna
رهروان ولایت ـ داشتن روش و سبک برای هر کاری ضروری است، وگرنه تندروی ها و کندروی ها می توانند آسیب های ویرانگری داشته باشند. برخورداری از صفت های شخصیتی ثابت سبب بروز رفتارهای بهنجار است. این صفات، در مکتب های گوناگون، شکل های متفاوتی می یابند. در مکتب امام سجاد علیه السلام برخی از این ویژگی های پسندیده بیان شده است: « أربعٌ مَن کنَّ فیه کمُلَ إسلامُه و مُحِّصَتْ عنه ذُنوبُهُ و لَقِی ربَّهُ عزّ و جلّ و هُو عنه راضٍ: مَن وفی للّه عزّ و جلّ بما یجْعَلُ علی نفسِهِ للنّاسِ و صَدَقَ لِسانُهُ مَع النّاسِ و اسْتَحْیا مِن کلِّ قبیحٍ عندَ اللهِ و عندَ النّاسِ و حَسَّنَ خُلقَهُ معَ أهلِهِ».[1]

«چهار چیز است که هر کس دارای آنها باشد، اسلامش کامل می گردد و گناهانش ریخته می شود و پروردگار خویش را دیدار می کند، در حالی که از او خشنود است:

1. آن که برای خدا، به تعهد خود در قبال مردم عمل کند؛

2. با مردم راست گو باشد؛

3. از ارتکاب هر آنچه نزد خدا و مردم زشت است، شرم کند؛

4. با خانواده خود، خوش اخلاق باشد.»

همچنین امام رضا علیه السلام در جواب یكى از یارانش كه نوشته بود قصد ازدواج با كسى را دارم كه خوش‏ اخلاق‏ نیست، فرمودند: «اگر بد اخلاق است با او ازدواج نكن.» [2]

خوش خلقی حالتی در انسان است که موجب می شود تا در رفتار خویش نرم خوی بوده و در گفتار خویش پاکیزگی داشته و با روی گشاده و زیبا با دیگران برخورد کند. گشادگی و تازگی و طراوت در او نمودار می شود و سخن نیکو بر زبانش جاری می گردد و نسبت به همگان نرم می گیرد و سخت گیری را ناخوش می دارد.
حالت خوش خلقی حالتی اکتسابی است و با آموزش و پرورش در شخص ایجاد و یا تقویت می گردد. خداوند در قرآن به پیامبرش(ص) سفارش می کند که در برخورد با مردمان نرمی را اصل قرار دهد[3]. این سفارش به خوبی نشان می دهد که خوش خلقی و نرم خویی از امور اکتسابی است ؛ زیرا اگر این خوی در انسان وجود می داشت نیازی نبود تا به پیامبر سفارش شود تا آن را پیشه و منش خویش گرداند. بنابراین می توان حکم کرد که این خوش خویی و نرم خویی از امور اکتسابی است که می بایست از طریق آموزش و پرورش در انسان پدیدار گردد.
در واژگان قرآنی از خوش خویی به حسن یاد شده است. حسن و حسنه امری پسندیده را گویند. حسنه نیز به چیزی گفته می شود که انسان را از جهت تن و روان و جسم و جان شاد و مسرور سازد. انسانی که حسن است و از حسن خلق برخوردار می باشد، انسانی است که در اعمال و رفتار و گفتارش رفتاری پسندیده دارد و موجبات سرور و شادی در خود و دیگران را فراهم می آورد. انسان از نشستن با او خسته نمی شود و دل به دیدارش شاد می گردد. از گفتار نرم و نیکویش بهره می برد و از اعمال و رفتار سود می جوید. چنان سخن به نیکویی می گوید که روان را آرامش می بخشد و چنان عمل می کند که تن را به آسایش می رساند.

مدارا و خوش خلقی هم چنین موجب می شود که خانواده و جامعه به نوعی همگرایی درونی و عشق و همبستگی روحی و روانی کشیده شود و پایه های خانواده و جامعه از درون نیز تقویت و مستحکم گردد[4]. در احادیث شریف و دعاهای وارد شده از سوی معصومین (علیهم السلام) به این نکته توجه داده شده است که در صورتی جامعه به سلامت و امنیت و صلح و صفا دست می یابد که افراد به ویژه رهبران آن رفتاری خوش و نرم با مردمان داشته باشند. شفقت و مهربانی موجب می شود تا عمل جذب به آسانی صورت گیرد. خداوند به پیامبر اکرم (صل الله علیه وآله) می فرماید :« اگر خداوند به اسم رحمت و مهربانی بر تو تجلی نکرده بود و تو به این نام بزرگ و عظیم پرورش نمی یافتی از نرم خویی نسبت به مردمان برخوردار نمی گشتی و این گونه مردمان پروانه وار دور تو نمی گشتند و از او اطاعت و پیروی نمی کردند».[5] خلق عظیمی که پیامبرش بدان ستوده می شود[6]خلق نرم و خوش خلقی یکی از آن هاست.

حسن خلق آری، بی تفاوتی نه!

از نظر اسلام، حسن خلق هرگز به این معنا نیست که اگر با منکری رو به رو شدیم، در برابر آن سکوت کرده، لبخند بزنیم، یا در برابر اعمال زشت دیگران واکنش منفی نشان ندهیم. زیرا برخورد منفی و توأم با تندی و خشونت، زمانی مذموم و ناپسند است که پای بی اعتنایی به دین و ارزش های والای آن در میان نباشد وگرنه رنجیدن نزدیک ترین افراد به انسان نیز اگر به دلیل حفظ ارزش ها و پایبندی به آن باشد، نه تنها زشت نیست، بلکه در ردیف مهم ترین وظایف شرعی و از مراتب نهی از منکر است.

به فرموده امام علی(علیه السلام) :«اَمَرنا رَسوُلُ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ اَنْ نَلْقی اَهْلَ الُمَعاصی بِوُجوُهٍ مُکْفَهِرَّةٍ» پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به ما دستور داده است که با معصیت کاران با چهره های عبوس روبه رو شویم.»[7].

منابع :

[1]- بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏66، ص: 386

[2]- كافى، ج 5، ص 563

[3]- آل عمران آیه 159

[4]- آل عمران آیه 159

[5]- همان

[6]- قلم آیه 4

[7]- الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 59
ادامه
26
2
19
سخن اَشنا , sokhanashna
نسل جوان 6 سال پیش
رهروان ولایت ـ امام على علیه‌‏السلام: «الجِهادُ عِمادُ الدِّینِ ، ومِنْهاجُ السُّعَداءِ .جهاد ستون دین و راه روشن نیکبختان است». [1]

وقتی که جنگ شروع شد، همه جور انسان با غیرت و دوستدار دین و وطن احساس تکلیف کرده و خود را به فرمان حرف ولی‌فقیه به جبهه‌ها رساندند. چون می‌دانستند که: «حب الوطن من الایمان». «دوست داشتن وطن از نشانه های ایمان است»[2]

در جبهه همه سن و سالی وجود داشت، از نوجوان گرفته تا پیرمرد مسن. جوانانی که به علی اکبر امام حسین و قاسم ابن الحسن اقتدا کردند و ندای «احلی من العسل» را سر دادند و رهرو جوانان بنی‌هاشم بودند. و پیرمردهایی که الگویشان حبیب ابن مظاهر بود و شرمنده بودند که در راه خدا فقط یک جان را تقدیم راه اسلام می‌کنند.
ما وقتی به یک جوانی که به جبهه آمده نگاه می‌کنیم می‌بینیم با یک اشتیاقی آمده که این اشتیاق از اعتقادی قوی نشأت می‌گیرد که با کمال افتخار، جوانی و جانش را تقدیم می‌کند و از همه دارائی‌ها و حتی خانواده خود هم چشم پوشی می‌کند.

شهدایی که از خود فرزندانی باقی گذاشتند که هنوز نیاز به سرپرستی داشتند، نیاز به محبت و نوازش داشتند.
یکی از شهدایی که رفت و مقابل دشمن سینه سپر کرد، «شهید سید مجتبی صالحی خوانساری» بود. که وقتی به شهادت رسید دختری از خود به یادگار گذاشت به نام زهراسادات.
این دختر مثل بقیه بچه‌ها به مدرسه می‌رود. وقتی که آخر سال می‌شود ....بقیه در لینک
ادامه
57
3
65
سخن اَشنا , sokhanashna
ادامه
50
3
52
سخن اَشنا , sokhanashna
ترکیب صوتی استاد رحیم پور ازغدی،حضرت آیت الله مکارم شیرازی،مرحوم آیت الله مطهری(ره)
ادامه
8
1
14
سخن اَشنا , sokhanashna
نسل جوان 6 سال پیش
رهروان ولایت ـ شهدا در قهقهه مستا‌نه‌شان و در شادی وصولشان عندربهم یرزقون‌اند. امام خمینی(ره)[1]

در این جنگ 8 ساله جوانان و نوجوانانی وارد شدند که با سن و سال کمی که داشتند، با فکری نو و ابتکار و تلاش‌های بالا، سریع در جایگاه فرماندهی و مدیریت جنگ قرار گرفتند که گاهاً با برنامه‌ها و روش‌هایی که داشتند دشمن را زمین‌گیر کردند.

یکی از این افراد که بسیار زرنگ و باهوش بود، فرمانده دلاور و جوان، شهید غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری بود، که روش جنگ را تغییر داد و از روش سنتی به کلاسیک مبدل کرد.
این فرمانده جوان آنقدر شجاع و نترس بود که هر وقت قرار بود، عملیات بشود، نیمه شب بلند می‌شد و می‌زد به دل دشمن و امکانات و نیروهای دشمن را برَسی می‌کرد و اطلاعات دقیق جمع آوری می‌کرد و نسبت به داشته‌های دشمن و امکانات خود مدیریت دقیق و موثری را برنامه ریزی می‌کرد که نتیجه نبرد را به نفع خود تغییر می‌داد.

می‌گویند در یکی از جلساتی که فرمانده‌هان جمع بودند درباره عملیات بحث می‌کردند حسن باقری اجازه می‌گیرد و می‌رود جلوی نقشه و چنان منطقه عملیات را تشریح می‌کند که فرماندهایی که سال‌ها سمت فرماندهی داشتند از اطلاعات دقیق حسن باقری متعجب می‌شوند و حتی بعضی از فرماندهان به حسن باقری شک کردند و گفتند که نکنه نیروی نفوذی دشمن باشه.

این سردار دلاور اسلام در یکی از این عملیات‌ها و در تماسی که با یکی از فرماندهان داشت، اعلام می‌کند که، درجه بی‌سیم خود را روی 86 تنظیم کن. وقتی آن فرمانده علتش را سوال می‌کند حسن باقری جواب می‌دهد: چون ما تا الآن از 86 کشور غنیمت جنگی داریم. در این جنگ نابرابر تمام دنیا به صدام کمک می‌کردند ولی ما کشوری تنها بودیم.
بعضی از کشورها هم که با صدام نبودند بی‌طرف ماندند و ما از هیچ کشوری نمی‌توانستیم مهمات و تسلیحات جنگی وارد کنیم و به قول فرمایش رهبری عزیز حتی سیم‌خاردار را هم به ما نمی‌دادند.

اوایل جنگ آنقدر مشکلات نظامی و مهمات داشتیم که بیشتر مهمات را از غنیمت‌ها بدست آمده استفاده می‌کردیم. و تا آن موقع از جنگ کسی آموزش جنگی ندیده بودند فقط در حد آموزش اسلحه بود که در یکی از علمیات‌ها اولین غنیمتی که بسیجیان از دشمن گرفتند یک تانک بود که بعد از این غنیمت همه فرماندهان جمع شده بودند تا ببینند چطور می‌توانند این تانک را مورد استفاده قرار دهند.[2]

دلا چون صبحدم صادق نبودی برای پر زدن لایق نبودی
بیا تا فاش گویم جرمت این بود که در آن روزها عاشق نبودی
____________________________
[1]. صحیفه امام ج 21 ص 147
[2]. راوی دفاع مقدس حجت الاسلام ماندگاری
ادامه
49
4
53
سخن اَشنا , sokhanashna
رهروان ولایت ـ رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار با جمعی از اعضای شاخه جوانان دفتر پژوهش‌های فرهنگی با اشاره به اهمیت آموزه‌های بنیادین و ضرورت برنامه‌ریزی و تهیه نقشه راه برای انجام فعالیت‌ها، اظهار داشت: برای طراحی نقشه راه باید از بنیادی‌ترین مراحل آغاز کرد، و مسائل مربوط به آن مورد بررسی قرار گیرد و حل شود، تا به مراحل اجرایی و عملیاتی برسد.

وی ضمن ابراز خوشحالی از پیشنهادات حاضران، ابراز داشت: چنین تفکراتی و چنین نگاه عمیقی که در جوانان نسل امروز وجود دارد و از سوی برخی دوستان نیز مطرح شد، یکی از برکت‌های انقلاب و تربیت امام راحل(ره) است، که در دو نسل قبل به ندرت یافت می شد و حتی اگر کسی نیز چنین تفکری داشت، او را متهم به ایده‌آلیست بودن می‌کردند.

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری، اهمیت مسائل بنیادین را یاد آور شد و خاطر نشان کرد: وظیفه ما این است که اسلام را به طور کامل بشناسیم و پیاده کنیم، چون همان گونه که رهبری انقلاب فرمودند، اسلام حداقلی و التقاطی به نفاق می انجامد.

وی با اشاره به این که مقدمه برای شروع کار، شناخت اسلام است، اظهار داشت: هر چند کارهای عملی بسیار مهم است، اما از آن جا که هدف اصلی پیاده کردن اسلام در جامعه است، آن چه در وهله اول اهمیت دارد، شناخت اسلام است.

عضو خبرگان رهبری با تأکید بر این که برای شناخت اسلام هم کمیت و هم کیفیت باید مورد توجه باشد، اظهار داشت: با توجه به این‌که هنوز در بسیاری از مسائل اساسی ابهام وجود دارد، باید ببینیم چه مقدار افراد واجد شرایط برای آموزش اسلام وجود دارند، و نیز کسانی که وظیفه آموزش حقایق اسلام را بر عهده دارند، از لحاظ کیفی تا چه حد به مسائل اسلام آگاه هستند و در صورتی که نیروی کافی برای آموزش دادن حقایق اسلام در سطوح مختلف وجود داشته باشد، هنوز قدم اول برداشته شده است.

وی با اشاره به این که برخی مسائل بنیادین در نگاه اول، بسیار ساده و روشن به نظر می‌رسند، اما افرادی عالم در آن‌ها دچار ابهام شده و حتی به انحراف کشیده شده‌اند، اظهار داشت: همه انحرافات عظیم در عالم از اشتباه یکی دو نفر شروع شده است و لذا باید در کیفیت شناخت نیز بسیار توجه داشته باشیم زیرا گاه یک اشتباه ساده می تواند به انحرافی عظیم بیانجامد و به جای هدایت، سبب انحراف عده ای شود.

آیت الله مصباح با اشاره به این که در خوش بینانه ترین حالت، هنوز یک دهم نیروی واجد شرایط مورد نیاز را در اختیار نداریم، ادامه داد: تأمین این نیاز، برنامه‌ریزی و فعالیتی بسیار سنگین می‌طلبد به‌گونه‌ای که برخی معتقدند با توجه به این مشکلات و کمبودها، تکلیف ساقط است، چرا که قدرت، شرط تکلیف است و ما قادر نیستیم. عده دیگری نیز معتقدند ابتدا باید همه نیروها را برای ترسیم نقشه کامل بسیج کنیم و بعد از آن به فعالیت‌های عملی برسیم؛ اما عده دیگری به روش انبیاء عمل می کنند، یعنی با واقع گرایی و در عین حالی که می دانند کار سنگین و دشوار است، اما معتقدند نه باید تنبلی کرد و نه باید منتظر یک نقشه کامل ماند، بلکه باید فاصله تا هدف را مرحله‌بندی کرده، در هر مرحله با توجه به امکانات و در حد معقول به فعالیت پرداخت.

عضو خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: در دوران دفاع مقدس نیز همین طور بود؛ چرا که نمی‌شد هیچ اقدامی نداشت تا نقشه کاملی از ابتدا تا آخر جنگ ترسیم شود و بعد دست به کار شد؛ لذا در عین در نظر داشتن هدف، با توجه به همان امکانات محدود و شرایط هر دوره، برنامه‌ریزی می‌شد و اقدام لازم صورت می گرفت؛ هم اکنون نیز که در مقابل دنیای کفر در یک جنگ فرهنگی نرم فکری و عقیدتی قرار داریم، که موج آن حتی برخی از داخلی‌ها را نیز گرفته است، باید همان‌گونه رفتار کنیم. لذا نباید توقع داشت که نقشه دقیقی از ابتدا تا انتها ترسیم شود و بعد دست به کار شد، بلکه باید به صورت معقول و در حد مقدورات با تلاش و کوشش، دوره‌ها و مراحل کوتاه چند ساله تعریف شود و فعالیت صورت گیرد.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به سابقه طرح ولایت اظهار داشت: بخش آموزش در مؤسسه در راه حق برای تربیت نیرو تأسیس شد تا خروجی آن کسانی باشند که اسلام را بشناسند و بتوانند به دیگران هم آموزش بدهند. حدود ۲۰ سال تربیت این نیروها زمان برد؛ و هم‌اکنون نیز ۲۰ سال است که طرح ولایت شروع شده و اجرا می شود، که البته همه ساله تغییرات کمی و کیفی و تحولاتی در آن صورت گرفته است؛ اما بعد از ۴۰ سال کار در این زمینه، اعتراف می کنم که هنوز استاد مطلوب و کافی در حد نیاز نداریم.

وی با اشاره به این که طرح ولایت با کمترین امکانات آغاز شد، اظهار داشت: در سال اول، کلاس آموزشی نداشتیم و کلاس‌ها در فضای باز برگزار می شد و شرکت کنندگان روی زمین می نشستند؛ حتی خوابگاه کافی که افراد بتوانند شب را در آن استراحت کنند، نداشتیم. در آن زمان، کتابی که بر اساس آن تدریس شود، وجود نداشت و در سال‌های بعد، جزواتی از مباحث گفته شده در سال اول تهیه شد و کم کم کتاب هایی تألیف شد. اما به لطف خداوند، تا امروز سی هزار دانشجو در این طرح آموزش دیده اند.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این که برای رسیدن این کار در زمینه آموزش‌های بنیادین به این مرحله، زحمات بسیاری کشیده شده است، اظهار داشت: این طرح حاصل عمر من و سال‌ها تلاش و کوشش افراد مختلف است، و من در عمرم، کاری پر برکت تر از طرح ولایت ندیده ام.

عضو خبرگان رهبری افزود: بعد از تعیین هدف اصلی که همان پیاده کردن اسلام در جامعه است، و مرحله بندی گام‌های لازم برای رسیدن به آن را در نظر گرفتیم، باید خودمان را بسنجیم و ببینیم در کدام جایگاه قرار داریم. امروز قطعا با ۲۰ سال پیش فرق دارد و کارهایی صورت گرفته است. لذا باید ببینیم برای آینده چه کتبی باید تدوین شود و چه فعالیت‌هایی باید صورت بگیرد. باید توجه داشت که قرار نیست فرشته ای از آسمان نازل شود و این کارها را انجام بدهد، بلکه خودمان باید با توجه به داشته ها، در صدد جبران کمبود‌ها برآییم.

این استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به این که هر کار انقلابی خداپسندانه ای بخواهد انجام بگیرد باید دارای سه رکن علمی، مدیریتی و تقوی باشد، اظهار داشت: رکن علمی همان شناخت اسلام است؛ چرا که بدون شناخت اسلام، پیاده کردن آن در جامعه ممکن نخواهد بود؛ اما در عین حال شناخت به تنهایی کافی نیست و چه بسیار افرادی که نسبت به علوم اسلامی، شناخت خوبی داشتند، اما به خاطر عدم مدیریت و عدم بصیرت سیاسی- اجتماعی، سبب ضربه به اسلام شده اند.

وی ادامه داد: نمونه بارز چنین کسانی، فردی است که از نظر فقه، اصول، کلام و فلسفه دارای رتبه خوبی در حوزه علمیه بود، اما به خاطر این که به سادگی تحت تأثیر سخنان اطرافیانش قرار می گرفت، به جایی رسید که امام (ره) با وجود نهایت عطوفت و مهربانی که داشت، به صورت قاطع با او برخورد کردند و او را عزل کردند و حتی قبول نکردند که یک شب، عزل او را به تأخیر بیندازند.

استاد اخلاق حوزه علمیه افزود: این دو عنصر هم کافی نیستند و چه بسا افراد عالمی که از مسائل اجتماعی جامعه نیز شناخت دارند، اما به خاطر عدم خودسازی، و پیروی از هوی و هوس، ضررشان بیش از نفعشان باشد؛ و به همین دلیل، هر سه عنصر باید در کنار یکدیگر باشند تا اثر مطلوب داشته باشند.

وی در پایان با اشاره به وجود همه شرایط در مقام معظم رهبری، اظهار داشت: بنده برای این کشور رهبری بهتر از مقام معظم رهبری نمی شناسم، و باید خداوند را به خاطر وجود چنین شخصی بسیار شکر گفت. سخنان ایشان در جمع خبرگان رهبری یک مجموعه سخنان حکیمانه و حاوی نکات کلیدی بود که ما باید با استفاده از راهنمایی‌های ایشان، راه پیاده کردن اسلام واقعی در جامعه را فراهم کنیم.

گفتنی است این دیدار صمیمی یک شنبه بیست و چهارم اسفند ماه در سالن تشریفات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) برگزار شد.

منبع: مهر

ادامه
سخن اَشنا , sokhanashna
48
2
51
سخن اَشنا , sokhanashna
ادامه
33
3
26
سخن اَشنا , sokhanashna
رهروان ولایت ـ حضرت زهرا (سلام الله علیها) منشوری از فضائل و کمالات بی شمار اخلاقی و انسانی است که قالب الفاظ و عبارات ظرفیت وگنجایش ترسیم آن را ندارد. منشوری که هر زاویه دلالت بر بخشی از عظمت روحی آن حضرت دارد. شخصیتی که پیامبر اعظم(صلی الله علیه واله) او را ستوده و نمونه آرمانی همه جوامع انسانی و نمونه کامل انسان کامل به شمار می‌آید. بانوی بزرگواری كه حضرت خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله) در ستایش او فرمود:«أَنَّ ابْنَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ؛[1] دخترم فاطمه(سلام الله علیها) سرور بانوان بهشتی است.»

ازآنجایی که شخصیت والا مقام صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بهترین الگو و بهترین اسوه برای تمام افراد به حساب می‌آیند شناسایی زوایا و مولفه‌های وجودی این بانوی عرشی می‌تواند چراغ روشنی برای جویندگان کمال سعادت باشند.در این نوشتار سعی داریم به یکی از زیباترین شاخصه‌های اخلاقی این بانو با فضیلت و ثمرات وبرکات این فضیلت اخلاقی در آموزه‌های اسلامی اشاره کنیم:

قناعت ساده زیستی و شکر گزاری

از جمله مهمترین و زیباترین مولفه‌های اخلاقی که می‌بایست زیبنده زندگی هر انسان مسلمان و جویای کمال وسعادتی باشد. سادگی وقناعت در زندگی و عدم دلبستگی به زندگی مادی دنیوی است. از آنجایی که دنیا طلبی ودلخوش کردن به زندگی مادی و اشرافی خود می‌توان سرآغاز وسر منشأ بیماری‌های روحی فراوانی باشد قناعت پیشگی و عدم وابستگی به دنیا می تواند کمک شایانی در جهت رسیدن به سعادت و کمال ایفا نماید.

فاطمه زهرا‌(س) اسوه قناعت و ساده زیستی

یکی از زیباترین و شاخص‌ترین ویژگی های اخلاقی فاطمه زهرا (سلام االله علیها) بهره‌مندی از روحیه قناعت پیشگی و ساده زیستی در زندگی است این موضوع را به خوبی می‌توان در سیره زندگانی این بانوی گرامی مشاهد کرد.

در روایتی سلمان فارسی این چنین ساده زیستی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رابیان می‌کند: روزی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را دیدم كه چادری ساده بر سر داشت. با تعجب عرضه داشتم: عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر كرسیهای طلایی می‌نشینند و پارچه‌های زربافت و اشرافی به تن می‌كنند؛ امّا دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه عظمت و جلالتش از همهٔ آنها بالاتر و بیش‌تر است، نه چادرهای گران‌قیمت بر سر دارد و نه لباسهای فاخر و زیبا! حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: «یَا سَلْمَانُ! اِنَّ اللَّهَ ذَخَّرَ لَنَا الثِّیَابَ وَ الْكَرَاسِیَّ لِیَوْمٍ آخِرٍ؛ ای سلمان! خداوند [بزرگ] لباسهای [زینتی] و تختهای [طلایی] را برای روز قیامت ما ذخیره كرده است.»[2]

فوائد و برکات قناعت در زندگی

بعد از آنکه بیان شد یکی از مهمترین شاخص‌های زندگانی حضرت زهرا (سلام الله علیها) زندگی ساده ایشان بوده، حال این سؤال مطرح می‌شود مؤلفه قناعت و ساده زیستی چه فوائدی را به دنبال دارد؟

1-عزت و سر بلندی

از جمله مهمترین آثار و برکات قناعت و ساده زیستی سر بلندی و حفظ عزت نفس و بزرگی است چرا که انسانها قانع به دارایی های خود قانع خواهند بود و برای تحصیل نیازهای بیشتر خود را نزد دیگران ذلیل و خوار نمی‌کنند؛‌ امام علی (علیه السلام) در این خصوص می‌فرماید:«القَناعَةُ تُؤَدّی إلَى العِزِّ؛[3] قناعت به عزّت مى انجامد.»

2- حسابرسی آسان در قیامت

از آنجایی که افراد قانع به آنچه خدای متعال روزی آنها کرده راضی هستند و حاضر نمی‌شوند برای تحصیل اموال ودارایی بیشتر اسیر حرص و طمع شوند از گزند هوای نفس و سختی حساب روز قیامت در امان الهی خواهند بود. از اینرو در روایتی از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) این چنین نقل شده است: «اقْنَعْ بِما اُوتیتَهُ یَخِفَّ علَیكَ الحِسابُ؛[4]قناعت كن به آنچه كه بتو بخشیده شده حسابت آسان شود.»

3-سلامتی دین

بر اهل خرد و اندیشه رابطه قناعت پیشگی و سلامتی دین روشن است چرا که با این رویکرد اخلاقی انسان کمتر اسیر خواهش های زیاده طلبانه نفس میشود انسان قانع حاضر نیست برای تحصیل مال بیشتر دنیای فانی باورهای دینی و مذهبی خود را ضایع نماید. در روایتی از امام علی (علیه السلام) این چنین نقل شده است.«اقْنَعُوا بِالْقَلِیلِ مِنْ دُنْیَاكُمْ لِسَلَامَةِ دِینِكُمْ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ الْبُلْغَةُ الْیَسِیرَةُ مِنَ الدُّنْیَا تُقْنِعُه‏؛[5]قناعت كنید باندكى از دنیاى خود از براى سلامتى دین خود پس بدرستى كه مؤمن اندك بلغه از دنیا قانع مى‏‌سازد.»

4- اصلاح نفس

ازجمله راهکارهای مناسب که در روایات برای اصلاح نفس و تهذیب آن معرفی شده است استفاده از اهرم قناعت و ساده زیستی در زندگی است. «إِذَا رَغِبْتَ فِی صَلَاحِ نَفْسِكَ فَعَلَیْكَ بِالاقْتِصَادِ وَ الْقُنُوعِ وَ التَّقَلُّل‏؛[6]هرگاه رغبت كنى در صلاح حال نفس خود پس بر شماست ملازمت میانه‏ روى و خشنود بودن به قسمت. و «تقلل» یعنى كمى آرزو یا كم گوئى، یا كم نمودن مؤونه.»

سخن آخر

قناعت و ساده زیستی ریشه در عدم اعتنا و دلبستگی به دنیا دارد. فضیلت بسیار مهم و ارزشمندی که علاوه بر اینکه زندگی دنیایی افراد را زیبا و سامان می‌دهد٬ برکات وآثار ارزشمندی همچون تهذیب نفس و اصلاح دین را به دنبال خواهد داشت.

___________________

پاورقی:

[1]. بحار الانوار، ج‏37، ص‏39.

[2]. بحار الانوار، ج‏8، ص‏303،ح62.

[3].تصنیف غرر الحكم و درر الكلم؛ ص391،ح9011.

[4].بحار الأنوار (ط - بیروت)؛ ج‏74؛ ص187.

[5].تصنیف غرر الحكم و درر الكلم؛ ص393،ح9075.

[6].تصنیف غرر الحكم و درر الكلم؛ ص237، ح4766.

قرآن و حدیث›معارف قرآن›موضوعات اجتماعی
ادامه
61
2
67