خسرو خسروی , sina.1377

خسرو خسروی

خسرو خسروی , sina.1377

خسرو خسروی

مطالب
خسرو خسروی , sina.1377
یک نفر هست که از پنجره ها
نرم و آهسته مرا می خواند
گرمی لهجه ی بارانی او
تا ابد توی دلم می ماند
یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم میروید
گاهگاهی ز خودم میپرسم،
از کجا اسم مرا میداند.....؟؟!!
ادامه
99
خسرو خسروی , sina.1377
خواستم منکر عشقت بشوم..فهمیدم
از ته قلبِ من اخبار موثق داری

میشود فاش همه آنچه میان من و توست
که توهم مثل خودم چشم دهن لق داری
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
دلم هوای تو را می کند می روم سراغ شعرهایم این روزها خوب یاد گرفته ام خود را به کوچه علی چپ بزنم
ادامه
کامنت بنویسید...
سینا سینمایی , assp_471
شنبه 10 شهریور ، 14:09
کجاست کونچه
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
سلااااااااام صبح سه شنبه اولین روز از ماه محرم بخیر و خوشی
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
بعضی ﭼﯿﺰﺍ ﺧﯿﻠﯽ ب ﻫﻢ ﻣﯿﺎﻥ
ﻣﺜﻞ ﺯﺭﺷﮏ ﻭ ﭘﻠﻮ
ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﺭ
ﻣﺜﻞ ﭘﻨﯿﺮ ﻭ ﮔﺮﺩﻭ

ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﻦ
ﻣﺜﻞ ﻗﺮﻣﻪ ﺳﺒﺰﯼ ﻭ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻫﯽ ﻭ ﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﯽ
ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺑﺎ ﻭ ﭘﻨﯿﺮ

ﺍﻣﺎ
ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﺸﻮﻥ ﺣﺎﻝ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﻣﺜﻞ ﻧﻮﻥ ﺧﺎﻣﻪ ﺍﯾﯽ ﻭ ﺗﺮﺷﯽ
ﻣﺜﻞ ﻟﻮﺍﺷﮏ ﻭ ﮐﺎﭘﻮﭼﯿﻨﻮ
ﻣﺜﻞ ﺷﯿﺮ ﻭ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﻩ
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯿﻢ
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﺍﻣﺎ
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﺻﻼ ﺟﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﯾﻢ

ﭘﺲ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﻮﻥ ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﻢ
ﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﻧﺰﻧﯿﻢ

قصه عشق ، انسان بودن ماست
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر ولبخند بزن

فهمیدن احســاس
کار هر آدمی نیست
احمد شاملو
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377


رشد و توسعه هیجانات و روانشناسی کودک ۳ ساله و پیش دبستانی

حتی در سن ۳ یا ۴ سالگی، فرزند شما خیلی برای خودش کسی است. او دارای علایق و بیزاریهای متمایزی است و شخصیت او هر روز توسعه‌یافته تر می‌گردد. او در استفاده از کلمات برای نشان دادن و بیان چگونگی احساسش بهتر می شود که به معنای خشم و اوقات تلخی کمتر اوست. خلق و خوی او ممکن است از یک لحظه به به لحظه ای دیگر به شدت تغییر کند، اما بیشتر احتمال دارد که در مورد عصبانیت یا غم و غصه دار بودنش صحبت کند، تا در مورد این که یک اتشفشان در وجود خود دارد.

کودکان پیش دبستانی توسط هیجانات اداره می شوند

اگرچه کودک ۳ ساله شما شروع به درک هیجاناتی که احساس می کند کرده است، اما هنوز هم کنترل وی روی آنها بسیار کم است. اگر او چیز خنده داری را پیدا کند، به شیوه ای هیستریک و هیجانی خواهد خندید. اگر چیزی باعث شود او غمگین یا عصبانی گردد با قطرات اشک فراوان از گریه منفجر می شود..

در این سن، کودک پیش دبستانی شما تا هنوز کنترل توسعه یافته‌ی زیادی روی تکانه هایش ندارد. اگر او چیزی را احساس کند، احتمالا به آن عمل خواهد کرد. ممکن است این بدان معنا باشد که یک اسباب بازی را از فرزند دیگر در صورتی که بخواهد با آن بازی کند برباید یا وقتی اسنک می‌خواهد بخورد و به او گفته می شود که باید تا وقت شام صبر کند ناراحت و براشفته می گردد. به تاخیر افتادن احساس لذت و خشنودی برای او هیچ معنا و مفهومی ندارد – او این (حالا هر چیزی) را می خواهد، و همین الان هم می‌خواهد.

کودکان سه ساله و چهار ساله ممکن است از زدن، گاز گرفتن یا هل دادن به عنوان راهی برای حل اختلافات و تعارضات استفاده کنند. خیلی ساده انها تفاوت بین تعاملات مناسب و نامناسب را درک نمی‌کنند. کار شما این است که به فرزندتان آموزش دهید که راه های درست و غلط برای بیان هیجانات و حل مشکلات با دیگران وجود دارد.

همانطور که فرزند شما بزرگتر می شود، او شروع به دیدن رابطه بین طغیانهای هیجانی و پیامدها و عواقب منفی ان خواهد کرد.. بیرون ریختن یک تنش و اوقات تلخی ممکن است منجر به “محرومیت زمانی” از اسباب بازی مورد علاقه یا حتی گرفتنه شدن ان از وی شود. این عواقب به کودک ۴ ساله شما کمک خواهد کرد که بفهمد بیرون ریختن خشم راهی قابل قبول برای نشان دادن احساسات نیست.

کودک ۴ ساله شما نیز یک کمدین در حال شکوفا شدن هم هست. او توسعه ی حس شوخ طبعی اش اغاز شده و دوست دارد که احمق و ایله به نظر برسد باشد تا مردم را بخنداند . تعجب نکنید اگر شما می شنوید که او دوست خود را “پی پی کله(!!)” می نامد و سپس غش غش با صدای بلند می خندد؛کودک ۴ ساله حرفهای احمقانه را بسیار سرگرم کننده می یابد.

همدلی نیز حوالی چهار سالگی شروع می شود. کودک چهار ساله شروع به درک این موضوع می کند که دیگران نیز دارای احساسات هستند و زمانی که یک دوست غمگین یا صدمه دیده است انها نیز می توانند ارتباط برقرار کنند. آنها ممکن است بخواهند که دوستی که گریه می کند را بغل کنند یا جای زخمی که به قول خودشان “اوخ” شده را ببوسند.

در سن ۵ سالگی، کودک شما جست و خیزهایی در بپیشرفت عاطفی خود دارد. او در تنظیم احساساتش خیلی بهتر شده است و به راحتی درباره احساساتش صحبت می کند. او همچنین در کنترل تکانه هایش بهترعمل می کند. او صبورانه منتظر نوبتش می شود، و اغلب قبل از برداشتن چیزی که مال او نیست اجازه می خواهد.

وقتی چیزی باعث می شود که کودک ۵ ساله تان دیوانه شود به احتمال زیاد تمایل دارد خشم خود را با استفاده از کلمات نشان دهد تا اینکه به صورت فیزیکی یا با پرتاب کردن چیزی اوقات تلخی اش را بیرون بریزد. اما زیان ان این است که زمانی که او عصبانی و یا ناراحت است

ممکن است شروع به استفاده از کلمات بدجنسانه و رکیک و فحش و ناسزا کند.

در حدود این سن، کودک پیش دبستانی شما ممکن است شروع به ابراز علاقه به مسایل جنسی و جنسیت کند. او ممکن است سوالاتی راجع به اینکه بچه‌ها از کجا می ایند بپرسد.

او توسط بدن خود مجذوب شده است، و ممکن است شروع به لمس کردن یا بازی با الت تناسلی خود کند. همچنین ممکن است به بررسی و کشف و سیاحت ناحیه‌ی تناسلی دیگران هم علاقه‌مند شود! همه اینها کاملا طبیعی است، اما مهم این است که به کودک پنج ساله ی خود اجازه دهیم که بداند چه کاری مناسب و مقتضی است چه چیزی نه.

اطمینان حاصل کنید که او درک می کند که مشکلی نیست که درباره “بخش خصوصی” کنجکاو باشیم اما خوب نیست که با آنها بازی کنیم یا آنها را در جمع نشان دهیم. همچنین اطمینان حاصل کنید که او درک می کند که هرگز درست نیست که افراد دیگر اندام تناسلی او را لمس کنند ، به جز مادر یا پدر در طول زمان استحمام، یا اینکه چیزی به ان نقطه اسیب رسانده، یا در زمان ملاقات و معاینه ی پزشک، ان هم تا زمانی که مادر یا پدر در اتاق باشند

کودک پیش دبستانی و بازی فانتزی

در حدود ۳ سالگی کودکان شروع به تخیل زنده و واضح می کنند. در این سن، کودک پیش دبستانی شما شروع به صرف کردن زمان زیادی به بازی در دنیای فانتزی و تخیلی ایجاد شده توسط خود می کند. همه‌ی عروسک ها و حیوانات اسامی و شخصیت هایی دارند. او می تواند با دوستان خیالی اش چت کند. والدین گاهی نگران اهستند که این دوستان خیالی نشانه ای از تنهایی یا انزوای کودک است، اما در واقع این موضوع کاملا برعکس است. کودکان از این نوع بازی فانتزی استفاده می کنند تا یاد بگیرند چگونه می توانند با افراد واقعی ارتباط برقرار کنند. این تمرینی برای “دنیای واقعی” است. در سن و سالی که کودک شما کنترل بسیار کمی روی زندگی خود دارد، دنیای فانتزی وخیالی اش را او خلق کرده و او مسئولش است.

تقریبا در همان زمان کودک پیش دبستانی شما شروع به صحبت با یک دوست خیالی خود می کند، همچنین ممکن است که ترسش از هیولایی که زیر تختش زندگی می کند افزایش می باشد. این نوع ترس ها رایج هستند. آنها نیز برای وی کاملا جدی به نظر می رسند، بنابراین راجع به انها شوخی نکنید و از انها جوک نسازید. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که به وی اطمینان بخشی مجدد دهید که او در سلامت وامنیت است و هیچ چیزی به او آسیب نخواهد رساند.

همانطور که فرزندتان بزرگتر می‌شود، بازی فانتزی همچنان بخش مهمی از زندگی‌اش خواهد بود، اما با این فرق که درک تفاوت بین دنیای فانتزی وخیالی با دنیای واقعی بهتر خواهد شد. فانتزی‌های او دقیق تر و پیچیده تر می شود و اگر آنها گاهی اوقات شامل خشونت هم شد تعجب نکنید. اجازه ندهید که بازی های بکش-بکش وی شما را ازار دهد؛ چرا که این امر کاملا طبیعی است که کودکان دراین سنین مجذوب سلاحها و خشونت شوند و نشانه ای مبنی بر آن نیست که وقتی بزرگتر شوند، آدمهای خشنی از اب دربیایند.
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
بچه که بودم شکلات خیلی دوسداشتم
مامانم قایمشون میکرد طبقه ی اول کابینت.یکم ک قد کشیدم دستم میرسید بهشون مامانم جاشون عوض کرد طبقه ی دوم کابینت ی روز دیدم باچهارپایه دستم میرسه بهشون
مامانم باز جاشونو عوض کرد یواشکی دیدم میزاره بالای یخچال
یه بار که تنها چهارپایه گذاشتم رفتم بالای کابینت اومدم شکلاتو بردارم پرت شدم پایین پام از دوجا شکست وقتی از بیمارستان اومدیم خونه .مامانم با گریه تمام شکلاتارو ریخت توظرف و بهم داد ولی من دیگه شکلات دوست نداشتم...
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
زندگی معلم بزرگی است…:
زندگی می آموزد که شتاب نکن.
زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتی
دریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبوده
شاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز شده است.
زندگی می آموزد از دست دادن آنقدر هم که فکر می کنی سخت نیست.
زندگی می آموزد همه لحظات تبدیل به خاطراتی شیرین می شوند
بعدا که می گذری و تو در آن لحظه
بی تابی می کردی و این را نمی دانستی.
زندگی زیباست!
.
.
.
زندگی به من یاد داده
برای داشتن آرامش و آسایش
امروز را با خدا قدم بر دارم
و فردا را به او بسپارم …
زندگی زیباست!
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
خاموش بودن
نصف حکمت است.

تعقیب نکردن دیگران
نصف آرامش است.

و مداخله نکردن
در کار دیگران
نصف ادب است.
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
از جمله اگرهای تاریخ....
هر کسی و هر ملتی در طول حیات خود دو راهی ها و حتی سه راهی های زیادی داره که الزاما مجبور میشه یکیشو انتخاب کنه و بره... راهی که عملا رفته واقعیت حیات اون فرد یا ملته... ولی اون فرد یا ملت در ذهن و ضمیر خودش همیشه به راههای نرفته نیز فکر میکنه... و میگه اگر فلان راهو میرفتم چی میشد؟ اینجاست که اگرهای زندگی فردی و اجتماعی شکل میگیرند...
از جمله اگرهای مهم تاریخ اسلام خلافت حضرت علی(ع) پس از رحلت پیامبر اسلم است... اگر چنین میشد چی میشد؟
تاریخ رفته رو میدونیم... سرانجامش رو نیز میدونیم... سرانجام تاریخ رفته همینه که ما امروز ازش سربرآوردیم... در تاریخ رفته پس از پیامبر ابوبکر خلیفه شد... حالا چجوری شد خودش بحث مفصلی است و الان نیاز به بررسی اون نیست... ابوبکر اولین فردی بود که خارج از حیطه خانوادگی پیامبر به ایشان ایمان آورد... ولی به هر حال گرچه در صداقت ابوبکر و وفاداری هاش و خدماتش به پیامبر و اسلام شکی نیست ولی قابل انکار نیست که شخصیت وجودی و فکری او در دوران جاهلیت شکل یافته بود... و این خود نشانگر آنست که صد در صد نمیتوانست در آرمانهای اسلامی حل گردد...
بعد از ابوبکر عمر به خلافت رسید... باز چجوری عمر به خلافت رسید خودش مبحث مستقلی طلب میکنه و مسلما خارج از حیطه این مقالس...
عمر نیز شخصیت وجودیش در دوران جاهلیت شکل یافته بود... حتی فردی بود خشن و مقاوم در حرف خودش... وقتی پیامبر رسالت خودشو آغاز کرد عمر به انکارش پرداخت و حتی قسم خورد پیامبر را بکشد... ولی بعدها با توصیه های ابوبکر از قسم و نظر خود منصرف و به پیامبر ایمان آورد... عمر کسی بود شدیدا پایبند انظباط و عدالت...
نکته مهم اینه که ابوبکر و بخصوص عمر که خلافت طولانی تری داشت به دلیل عدم آشنائی عمقی با اسلام و آرمانهای آن هیچ برنامه خاصی برای مدیریت جامعه نداشتند... آنها بطور معمولی به اداره امور پرداخته و چون طرحی اجتماعی خاصی نداشتند مجبور شدند روال ظاهری پیامبر اسلام رو ادامه بدن... یعنی حمله به ایران و روم و تلاش برای مسلما کردن مردم جهان...
دنیای اسلام بصورت عرضی گسترش یافت... و به دلیل فقدان برنامه خاص مدیریتی اجتماعی مثل ماجرای اروپائیان در آمریکا عده ای به ثروتهای هنگفت رسیدند... تضادهای طبقاتی بیشتر و بیشتر شد... رشد فرهنگی ضعیف و ضعیفتر... و در دوران عثمان این روند به اوج خودش رسید... به حدی که یار قرین پیامبر ابوذر به قیام برخاست و فریاد زد : ای عثمان تو ثروتمندان را ثروتمندتر و فقرا را فقیر تر کرده ای... و هم او بود که گفت اگر فقر از دری وارد شود ایمان از پنجره میپرد و میرود... تا اینکه بالاخره به ربذه تبعید و در آنجا تنها و گرسنه و تشنه از دنیا رفت...
پس از عثمان خلافت به دست علی (ع) رسید... و علی تلاش کرد راه غلط رفته را بازگرداند و اصلاح کند... خلافکاران و چپاولگران بیت المال مردم را از جکومت عزل کرد و در این گیر و دار درگیر جنگ با طلح و زبیر و سرانجام نیز معاویه شد... و خلاصه موفق یه اصلاح جامعه نشد... و دیری نگذشت که معاویه فرزند ابوسفیان پرچمداران شرک طلایه داران توجید شدند و مفسران قران... و آرمانهای بلند اسلامی...
اما اگر :
پس از پیامبر علی (ع) به خلافت میرسید هرگز به جنگ با ایرانیان یا رومیان نمیپرداخت مگر بعنوان یه جنگ تدافعی ـ نه تهاجمی ـ جهت دفاع از کیان اسلامی... و بجای گسترش عرضی اسلام به گسترش عمقی اسلام در عمق وجدان جامعه و اجرای عدالت و ساختن انسان نمونه اسلامی و مدینه فاضله اسلامی میپرداخت... مسلما وقتی در اقصی نقاط عالم خبر وجود جامعه نرمالی در عربستان به گوش مردم جهان میخورد خود با اشتیاق به سراغش میامدند و مسلمان میشدند و اسلام و برنامه های انسان سازی و جامعه سازی اسلام را در همه جای جهان پیاده میکردند... و دیری نیمگذشت که یه حکومت ایده ال اسلامی جهانی داشتیم... اما نشد....
(نوشته خودم الان ـ قصد توهین و زیر سوال و انتقاد بردن کسی رو نداشتم فقط خواستم تفاوتهای روشهای حکومتی رو مطرح کنم ـ پس خواهشا به عمق مطلب اهمیت بدین )
ادامه
کامنت بنویسید...
شهاب  , javad.bagheri
سه شنبه 30 مرداد ، 19:16
++++++++
ادامه
رعنا  , simabyar
چهارشنبه 17 مرداد ، 13:00
ممنون از نظراتت لمیا جان
ادامه
رعنا  , simabyar
سه شنبه 16 مرداد ، 21:42
تا درس چی باشه
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن ... بی نهایت لبخند می زنن ...
این لبخند شاید تو نگاه اول حس گذشت بده ... اینکه «هر زخمی زدی ، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت ... من فراموش می کنم »...
ولی آدم های صبور هیچوقت هیچ چیزی رو فراموش نمی کنن ... زخمارو می شمارن ... حرفارو مرور می کنن و همچنان لبخند می زنن ‌...
یه روز که صبوری دیگه جواب نداد ، با همون لبخند تو یه چشم بهم زدن برای همیشه فراموشت می کنن ... انگار که هیچوقت تو زندگیشون نبودی ...
آدم های صبور تا یه جایی میگن فدای سرت...
ادامه
کامنت بنویسید...
سیاوش  , jolsi
یکشنبه 16 اردیبهشت ، 20:32
+++
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
دختری نباش که به مردی نیاز داره
دختری باش که مردی به اون نیاز داره
و این دو باهم خیلی متفاوتند . . .

روزت مبارک

سلام
عشق اوردی ...حسرت رفت
لذت اوردی...ذلت رفت
یک چیز دیگر بیاوری
جانم میرود...!
من خیلی محدودم.
ادامه
کامنت بنویسید...
طــوفـــان  , moji_ajri
دوشنبه 25 تیر ، 15:33
لایک
ادامه
حسین امینی , hussyn
دوشنبه 25 تیر ، 12:08
like
ادامه
 علی         مردان عاشق شهره شهر کمالند , emperor_17
دوشنبه 25 تیر ، 08:45
سلاام صبح دوشنبه تابستونی تون بخیر و خوشی
ادامه
خسرو خسروی , sina.1377
دلتنگ كه باشی

آدم دیگری می شوی

خشن تر ، عصبی تر ، كلافه تر ، تلخ تر !

و جالب تر اینكه به اطراف هم كاری نداری...

همه اش را نگه می داری ...

و دقیقا سر همان كسی خالی می كنی كه دلتنگش

هستی...
ادامه