نرم افزار اندروید کلوب جستجوی مطالب
مسعود پارسا , sharian371

مسعود پارسا

 قوتی لدریگی و نتها ، رغبت  متوم ندیا ، زا ردیچه شقنگه ، شچم شورنت بیماره
مسعود پارسا , sharian371

مسعود پارسا

مطالب
مسعود پارسا , sharian371
6 سال پیش
خداوندا!
به هر آنکس که دوست میداری،بیاموز
که عشق از زندگی کردن برتر است و
به هر آنکس که بیشتر دوست میداری،
بفهمان که دوست داشتن ازعشق والاتراست.

دکتر علی شریعتی

ادامه
99
کامنت بنویسید...
نیلوفر ماه , nilofar.mah
چهارشنبه 25 تیر ، 15:02
این،حرف،دکتر رو خییییییلی دوس داااارم.
ادامه
نیلوفر ماه , nilofar.mah
چهارشنبه 25 تیر ، 15:00
دوست داشتن از عشق،والاااااااااااتر.
ادامه
فاطمه جی اچ , fateme52
شنبه 16 فروردین ، 16:03
عالی
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
شــــــــــرط عــشــــق!! ...
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درچشم خود نالید
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند مرد جوان
عصازنان به عیادت نامزدش میرفت واز دردچشم مینالید موعد عروسی
فرا رسید زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود . و
شوهر هم که کور شده بود مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان
بهتر که شوهرش نابینا باشد سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد
عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند
گفت:" من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم" 20


ادامه
کامنت بنویسید...
  , 4889
چهارشنبه 24 اردیبهشت ، 11:26
عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی....
ادامه
فاطمه جی اچ , fateme52
شنبه 16 فروردین ، 16:04
عالی
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
درد من تنهایی نیست
بلكه مرگ ملتی است كه گدایی را" قناعت"
بی عرضگی را "صبر"
و با تبسمی بر لب
این حماقت را "حكمت خداوند " می نامد.

گاندی
ادامه
کامنت بنویسید...
فاطمه جی اچ , fateme52
شنبه 16 فروردین ، 16:04
لایک
ادامه
سپیده  , abc91
چهارشنبه 6 فروردین ، 13:53
like
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
قلب كورش شكست و فرشته گریست



روزی كوروش در حال نیایش با خدا گفت:خدایا به عنوان كسی كه عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نكرده از تو خواهشی دارم.آیا میتوانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت:البته!

_از تو میخواهم یك روز،فقط یك روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز را بررسی كنم.سوگند میخورم كه پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.

_چرا چنین چیزی را میخواهی؟به جز این هرچه بخواهی برآورده میكنم، اما این را نخواه.

_خواهش میكنم.آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش كنم و از نتیجه ی سالها نیكی و عدالت گستری لذت ببرم.اگر چنین كنی بسیار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.

خداوند یكی از ملائك خود را برای همراهی با كوروش به زمین فرستاد و كوروش را با كالبدی،از پاسارگاد بیرون كشید.فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: ((عجب!اینجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.

_میتوانی مرا بین مردم ببری؟میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.

و فرشته چنین كرد.كوروش برای اینكار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت.به جز عده ی اندكی،كسی به یاد او نبود .كوروش بسیار غمگین شد اما گفت:اشكالی ندارد.خوب آنها سرگرم كارهای روزمره ی خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.

در راه میشنید كه مردم چگونه یكدیگر را صدا میزنند:عبدالله!قاسم!...

_هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!!!

فرشته گفت:این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.

_اعراب؟!!!

_بله.تو آنها را نمیشناسی.آخر آن موقع كه تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حكومت میكردی،و حتی چندین قرن پس از آن،آنها از اقوام كاملا وحشی بودند.

كوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه میكردند؟!!!

فرشته بسیار تاسف خورد.

سكوت مرگباری بین آنها حاكم شده بود.بعد از مدتی كوروش گفت:تو می دانی كه من جز ایزد یكتا را نمی پرستیدم.مردم من اكنون پیرو آیینی الهی هستند؟

_در ظاهر بله!

كوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟

_اسلام

_چگونه آیینی است؟

_نیك است

وكوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید .........

_نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
وفرشته چنین كرد.

_همین؟!!!

كوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.

_پس بقیه اش كجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!!!

و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.

_خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر كوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم را تسكین دهد.

فرشته چنین كرد، تازه به مقصد رسیده بودند كه با مردی هم كلام شدند.پس از چند دقیقه مرد از كوروش پرسید:راستی شما از كجا می آیید؟ كوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ایران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یك تروریست متحجّر است!

عكس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست.

_مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال كردن .............

كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بیهوده بر خواسته ام پافشاری كردم، كاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.
و فرشته گریست.
ادامه
کامنت بنویسید...
  , 4889
چهارشنبه 27 فروردین ، 19:45
لایک..
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
واعظی پرسید: از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبارت هم کلید زندگی است
گفت : زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست آن هم ارمنی است

درود و دوصد سپاس به هموطنان عزیز فارغ از هر دین و مسلك و رنگ و نزاد
ادامه
کامنت بنویسید...
دكتر الف ر ر , 7u8t9r
چهارشنبه 24 اردیبهشت ، 12:10
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
بپیچ ای تازیانه ! خرد کن ، بشکن ستون استخوانم را

به تاریکی تبه کن ، سایه ی ظلمت

بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت

فروغ شب فروز دیدگانم را

لگدمال ستم کن ، خوار کن ، نابود کن

در تیره چال مرگ دهشتزا

امید ناله سوز نغمه خوانم را

به تیر آشیانسوز اجانب تار کن ، پاشیده کن از هم

پریشان کن ، بسوزان ، در به در کن آشیانم را

بخون آغشته کن ، سرگشته کن در بیکران این شب تاریک وحشتزا

ستمکش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را

به دریای فلاکت غرق کن ، آواره کن ، دیوانه ی وحشی

ز ساحل دور و سرگردان و تنها

کشتی امواج کوب آرزوی بیکرانم را

با وجود این همه زجر و شقاوتهای بنیان کن

که می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را

طنین افکن سرود فتح بی چون و چرای کاررا

سر می دهم پیگیر و بی پروا ! و در فردای انسانی

بر اوج قدرت انسان زحمتکش

به دست پینه بسته ، میفزارم پرچم پرافتخار آرمانم را
ادامه
کامنت بنویسید...
دكتر الف ر ر , 7u8t9r
چهارشنبه 24 اردیبهشت ، 12:10
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
خاطرمان باشد؛
به یاد هم باشیم
شاید سالها بعد
در گذر جاده ها
بی تفاوت از کنار هم بگذریم
و بگوییم:
آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود
ادامه
کامنت بنویسید...
  , 4889
چهارشنبه 24 اردیبهشت ، 11:26
لایک..
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن
نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره بود
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی را که یک نفر بفهمد
بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد
دنیا را ببین...
بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی
دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی
بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم.... هیچ کس نمی فهمد
بچه بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
آمریكایی و 3 ایرانی 3

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک
کنفرانس می رفتند.
در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال
تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از
آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت
می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده
نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی
خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد.
بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای
در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه
داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر
ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار
ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان
پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط
خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی
نخریدند.
یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟
یکی از ایرانی ها گفت:
صبر کن تا نشانت بدهم

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی
یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار
حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی ازایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

ادامه
مسعود پارسا , sharian371
به این پدیده اثر استروپ می گویند . استروپ روانشناس انگلیسی بود که پس از یک آلمانی موفق شد این پدیده را کشف کند و مقاله ای در این مورد بنویسد . مقاله اصلی بیشترین مراجعه را در روانشناسی تجربی داشته است . اثر استروپ ناظر بر نشانه های ادراکی قدرتمند و اثر متقابل آنها بر یکدیگر است . متن و رنگ هر دو نشانهای حسی و ادراکی بسیار قدرتمندی هستند و همانطور که می بیند ترکیب نامتناسب آنها روی سرعت عکس العمل ادراکی اثر کاهشی شدید و روی خطای ادراکی اثر افزایشی قابل ملاحظه ای دارد . این آزمون نشان می دهد که قدرت متن در بعضی مواقع از قدرت رنگ و نشانه بیشتر است . در طراحی واسطهای کاربری و نشانهای اخطار در نظر گرفتن اثر استروپ بسیار مهم است



ادامه
مسعود پارسا , sharian371
چـو خــورشیــد تـابـان میــان هــوا
نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
شــگفتی فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشیــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــرودیـــن
بر آســـوده از رنـــج روی زمیـــن
بـــزرگان به شـــادی بیـــاراستنـــد
مـی و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنیــن جــشن فــرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار

ادامه
کامنت بنویسید...
دكتر الف ر ر , 7u8t9r
چهارشنبه 24 اردیبهشت ، 12:10
''''''''''''''''''''''''''
ادامه
مسعود پارسا , sharian371

سفره هفت سین

سین‌های باستانی
(خوراکی - روییدنی) • سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)
• سیب - نماد زیبایی و تندرستی
• سمنو - نماد فراوانی(برکت)
• سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
• سنجد - نماد عشق
• سرکه - نماد شکیبایی و عمر
• سماق - نماد(رنگِ) طلوع خورشید
دیگر سین‌ها سکه• سوسن• سنبل • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه

دیگر اقلام • کتاب - به نشانه تمدن و خردورزی: دیوان حافظ و شاهنامه و (برای مسلمانان معمولا قرآن)
• آینه
• ماهی سرخ
• یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی)
• تخم مرغ رنگی
• کاسه‌ای از آب که پرتقال یا نارنج در آن غوطه‌ور است (به نشانه زمین در فضا)
• یک شیرینی ایرانی (مانند باقلوا، شیرینی آردنخودچی، ...)
• همچنین:گلاب • آجیل • شکلات • گل نرگس

1. پارسی باشد؛
2. با بند واژهٔ «س» آغاز شود؛
3. ریشهٔ گیاهی داشته باشد؛
4. خوردنی باشد؛
5. اسم مرکب نباشد.نام آنها از واژههای ترکیبی ( مانند سبزیپلو، سیر ترشی، سیب زمینی و مانند آنها) ساخته نشده باشد
با نگرش به آنچه که آمد، شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژه‌های پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سین‌های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:
1. سیر : نماد اهورامزدا
2. سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن، باروری و پرستاری است.(اسفند)
3. سبزی:نماد فرشته اردیبهشت و نماد زندگی دوباره است.
4. سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد عشق است.
5. سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد صبر و شکیبایی و جاودانگی است.
6. سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.
7. سماق: نماد فرشته بهمن و نماد باران یا رنگ طلوع خورشید است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)

ادامه
مسعود پارسا , sharian371
تقسیم روزهای ماه فروردین:

در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت 21‌روز برگزار می‌گردید كه در هر روز برنامه‌یی خاص انجام می‌گرفت.
1. از اول تا روز سوم برای دید و بازدید خویشاوندان و بزرگان.
2. از روز سوم الی روز ششم فروردین، دید و بازدید همگانی و برگزاری جشن رپیثون.
3. از روز ششم الی روز نهم، برای اجرای جشن خوردادگان.
4. از روز نهم الی سیزدهم، بار عام شاهی برای پذیرفتن عموم طبقات هر یك به‌نوبه خود بود.
5. ازروز سیزدهم الی روز نوزدهم، برای تفریحگاههای خارج از شهر.
6. ازروز نوزدهم الی بیست و یكم، برای اجرای مراسم جشن فروردگان
7. روز بیست و یكم پایان جشن و مخصوص تفریح و گردش در خارج از شهر است(5).
در یك تقسیم‌بندی دیگر، فروردین به شش قسمت تقسیم می‌گردید:
1. پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ویژه داشتند.
2. پنج روز دوم برای بخشش اموال ودریافت هدایای نوروزی از طرف پادشاه.
3. پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود.
4. چهارمین پنج روز به خواص تعلق داشت.
5. پنج روز پنجم به لشكریان.
6. ششمین قسمت پنج روزه به رعایا اختصاص داشت(6).
این تقسیم‌بندی به قول جاحظ در المحاسن الاضد زمان جمشید و به قول بیرونی در آثارالباقیه بعد از جمشید و بنا به نظر ذبیح‌الله صفا در زمان ساسانیان معمول بوده است.
نقسیم‌بندی دیگر هم وجود داشته است كه به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسیم می‌شده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقیه روزهای نوروز را نوروز خاصه می‌گفتن
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
ای نسل آریایی نوروزتان مبارک با ساز وهر نوایی نوروزتان مبارک
تنگ بلور ماهی با سیر وسکه خواندند افسانه ی خدایی نوروزتان مبارک
سنجد سماق وسبزه چرخی زدند وگفتند به به چه هوی وهایی نوروزتان مبارک
پروردگارا، در آستانه ی سال نو دست نیایش به بارگاه ملكوتیت بلند میدارم و به
نیایش آستان پر مهرت میپردازم.

پروردگارا، بخشش های دیرینت را سپاسگزارم و به داد و جهش و مهرت امیدوار.

سر نیاز به درگاه بی نیازت فرودمی آورم و از آستان بزرگی ات خواستارم تا مهری

فرمایی که اندوه های دیرین را از یاد ببرم، بی مهری مردمان را ببخشایم، چشم از

بدی ها بردارم و زیبایی ها و نیکی های جهان را ببینم. دل به آب و گل به اندازه بدارم

و از فزونی جویی دست بردارم تا غم و اندوهم کم شود.

پروردگارا، دلی مهربانترم ده تا به مهر و مردمی پردازم و دلهای مردمان را شاد سازم.

پروردگارا ، توانایی ام ده تا لبی خندان و گفتاری شیرین بدارم و ناامیدان را امیدوار

سازم. یاری کن تا همیاری و همنوایی و همدلی بیاموزم و بزرگواری ده تا دستی باز

بدارم و به سوی آنان که ندارند دراز کنم.

پروردگارا ، همراهی ام کن تا بیدادگری نکنم و رشک نبرم، از کسی بد نگویم و به

سخن بدگویان گوش ندهم و آنچه بر خود نمی پسندم بر دیگران روا ندارم.

پروردگارا ، مرا از خودخواهی و خودرایی و خودبینی برهان تا در آتش دوزخ خود

نسوزم.

پروردگارا ، خردمندم فرما تا تو را بشناسم و بندگانت را دوست بدارم. تنی سالم و

دلی شاد عطا فرما تا گشایشی در زندگی بدارم و و به ستایش و نیایشت پردازم و به

یاری تو به دیگران مهر ورزم.

پروردگارا، ایران زمین را که زادگاه من و پدران من است، آزاد و آباد و سرافراز بدار.

اگر در این یک سال خوبی دیدید دعا کنید و اگر بدی دیدید به بزرگی دلتون ببخشید

هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز

بوی باران بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می‌رسد اینك بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حا ل چشمه ها و دشت ها
خوش به حا ل دانه ها و سبزه ها
خوش به حا ل غنچه های نیمه باز
خوش به حا ل دختر میخك كه می خندد به ناز
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار
گر نكوبی شیشه غم را به سنگ عید ملی نوروزبرشماهمكارگرامی
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ و خانواده محترم مبارك

خوش به حا ل روزگار
ادامه
مسعود پارسا , sharian371
هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز

بوی باران بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می‌رسد اینك بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حا ل چشمه ها و دشت ها
خوش به حا ل دانه ها و سبزه ها
خوش به حا ل غنچه های نیمه باز
خوش به حا ل دختر میخك كه می خندد به ناز
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار
گر نكوبی شیشه غم را به سنگ عید ملی نوروزبرشماهمكارگرامی
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ و خانواده محترم مبارك

خوش به حا ل روزگار
ادامه