نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
هومن ظریف  , rezaeyan

هومن ظریف

 
هومن ظریف  , rezaeyan

هومن ظریف

مطالب تصاویر 103دوستان 46
هومن ظریف  , rezaeyan
هومن 9 سال پیش
نوروز باستانی فرصت خوبی است بیتی از مثنوی معنوی یا شاهنامه بخوانیم....
99
هومن ظریف  , rezaeyan
یادبود سالمرگ دكتر حسین گل گلاب
  روز های آخراسفند بوی  گل وگلاب می دهد     هومن ظریف   تا بوده چنین بوده.زمستان می رود و روسیاهی اش به ذغال می ماند.اسفند،بوی بهارمی دهد.نوشدن زمین مرده و شاخ درخت تكیده.«روزهای آخر اسفند»،یادآور مهاجرت بنفشه هاست وبرای ماندن،حرمان و درد و انتظار نصیب انسان.تا آنجا كه شاعر درد آشنا می گوید:«ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست». اسفند ماه اتفاق های ملی و میهنی جالبی  در بطن خود جای داده است كه با عطرو شمیم خود ،بهار و نوروز  را به كام وطن دوستان شیرین تر  می كند. یكی از این اتفاقات، بزرگداشت مصدق است به بهانه سالروز درگذشت وی – 14 اسفند 1345-دیگری 29 اسفند كه سالروز ملی شدن صنعت نفت است.اما در واقع ،در كناراین مناسبت های مشهور،مناسبتی دیگر را نیز باید پاس داشت.22 اسفند ماه سالروز در گذشت دكتر حسین گل گلاب  است. اما جناب دكتر  گل گلاب كه بود؟ او عضو دو دوره  فرهنگستان ادب، عکاس و مترجم و شاعر بود و موسیقی را خوب می‌دانست. یعنی هم موسیقی قدیم را به صورت گوشی از آقا حسینقلی با سه‌تار فرا گرفته بود و هم در محضر کلنل وزیری به همراه روح الله خالقی وابوالحسن صبا موسیقی مکتوب و نت نویسی شده را آموخته بود. او هم بحور عروض و اوزان کلام را می‌دانست و هم موسیقی کلاسیک و اصیل و سنتی ایران را. به واج آرایی کلام اشراف داشت و شاید بر این اساس است که وقتی او واژگان زیادی در رشته علوم طبیعی در فرهنگستان ادب وقت پیشنهاد می‌کند، امروزه در زبان فارسی رواج کامل دارد. از میان آثار او، سرودهایی موجود است كه سرود« ای ایران» و«آذرآبادگان» وی  پیوست ماندگاری با تاریخ شفاهی ایران دارد. از تاریخچه سرود ای ایران كه زبانزد ایرانیان است بگذریم،باید به آذرآبادگانی اشاره كرد كه ستایشگر دلیران آذری زبان در زمان ماجرای كشورگشایی های شوروی،است.ماجرای عبرت آموز كسانی كه با پرچم وطن دوستی،به دامن بیگانه پناه بردند! سال 1390،در جریان ساخت مستند مرزپرگهر، سرود آذرآبادگان كه آهنگساز آن ،روح الله خالقی بود،باردیگر با تنظیم پیمان خازنی و صدای علی زندوكیل،اجرا وضبط شد. باعث افتخار است كه این مستند در سالی كه چند روزی به پایان آن باقی نمانده است،برای نخستین بار در ایران ،به صورتی آبرومند روی پرده رفت. اگرچه ،سرود ای ایران ورد زبان ایرانیان است وهنرمندانی از ابتدا (عبدالعلی وزیری،بنان) تا كنون( اسفندیار قره باغی، رشید وطن دوست و حسین سرشار وعلیرضا قربانی)آن را بارها خوانده اند ومی خوانند ولی باید به یاد داشت كه سراینده این سرود،دكتر حسین گل گلاب، 22 اسفند 1363،در تهران جاودانی شد و باید به بهانه سال و ماه،این روز را به مناسبت بزرگداشت مردی دانشی و وطن دوست،گرامی داشت.  
ادامه
میلاد  , ghormesabzi
نوشته میلاد برای هومن 9 سال پیش

http://www.persiancards.com/images/ecard/132.swf
4shanbe sorit mobarak
ادامه
هومن ظریف  , rezaeyan
٢٢ اسفندماه برابر است با سال‌روز درگذشت كسی كه «ای ایران» را سرود
       ٢٢ اسفندماه برابر است با سال‌روز درگذشت كسی كه «ای ایران» را سرود  
 
●  ناگفته‌هایی از سراینده‌ی «ای ایران» در مستندی از «هومن ظریف» 
 
 
 
 
خبرنگار امرداد - میترا دهموبد : 
٢٢ اسفندماه، سال‌روز درگذشتِ مردی است كه با تار و پودش با همه‌ی عشقش،‌ ایران، ‌این «مرز پرگهر» را سرود:
ای ایران ای مرز پرگُهر/  ای خاکت سرچشمه‌ی هنر...
حسین گل‌گلاب، سراینده‌ی این سرود ملی‌میهنی،‌ ٢٧ سال است كه در خاك این سرزمین، سرزمینی كه تنیده با تار و پودش، ‌بود، آرمیده است. سال‌‌های سال است كه از رفتنش می‌گذرد اما با «مرز پرگهرش» با همه‌ی دغدغه‌هایش، با همه‌ی دلواپسی‌هایش برای این خاك، گویی كه هنوز زنده است.
بی‌گمان بارها و بارها از او، خوانده یا شنیده‌اید اما كمتر پیش آمده كه بیننده‌ی فیلمی باشید كه درباره‌ی اوست، فیلمی كه نادیده‌ها و ناشنیده‌هایی از او، در خود دارد و یاد و خاطرش را از زبان نزدیكانش، از زبان پسر و دخترش، بازمی‌گوید.
هومن ظریف، منتقد سینما و موسیقی، و روزنامه‌نگار، مستندی با نام «مرز پرگهر» ساخته است. این مستند ٧٤ دقیقه‌ای، كه چندی پیش، ساخت و تدوینش، پایان یافت، نشانی خانه‌ی دوست را می‌نمایاند.
   
 
در این فیلم كه هومن ظریف، هم كارگردان و هم تهیه‌كننده‌اش بوده، هما‌ گل‌گلاب و فرخ گل‌گلاب و زنده‌یاد داریوش گل‌گلاب، فرزندان حسین گل‌گلاب، از پدرشان و از مهرش به ایران، می‌گویند. بخش‌هایی از این فیلم، فیلم‌هایی است كه داریوش گل‌گلاب از پدر در ماه‌های پایانی زندگی گرفته است.
هومن ظریف در گفت‌و‌گو با امرداد، گفت: «قرار بود كتابی درباره‌ی حسین گل‌گلاب و كارهایش بنویسم، اما دو رخداد؛‌ یكی گذرم از كوچه‌ای كه شاید از روی اتفاق، نامش را گل‌گلاب گذاشته‌اند و دوم؛ ساخته شدن یك آهنگ تبلیغاتی بر پایه‌ی ملودی «ای ایران» كه حتا شكایت هما گل‌گلاب را هم در پی داشت، مرا بر آن داشت تا فیلمی درباره‌ی زنده‌یاد حسین گل‌گلاب بسازم.»
او گفت: «این روزها در میان این‌در و آن‌در زدن‌ها كه فرصتی برای كتاب خواندن نمی‌‌گذارد، به نظرم آمد كه مردم با فیلم، بهتر، پیوند برقرار می‌كنند. از همین روی رفتم سراغ فیلمی كه با نام آبرومند استاد حسین گل‌گلاب، آذین شده‌است.»
در این فیلم، ‌سرشناسانی همچون ناصر جبلی، سراینده و روزنامه‌نگار، گلنوش خالقی و فرخ خالقی، فرزند زنده‌یاد روح‌اله‌ خالقی، آهنگساز سرود ای‌ایران، هومن صدر، فرزند استاد بنان، خواننده‌ی سرود ای ایران، افزون‌بر فرزندان حسین گل‌گلاب، درباره‌ی این سروده، سخن می‌‌گویند.
این فیلم گوشه‌‌هایی از زندگی كسی را به تصویر كشیده كه از بن جان می‌سراید:
سنگ کوهت درّ و گوهر است / خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کِی برون کنم / بَرگو بی‌مهرِ تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست /  نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون، شد پیشه‌ام / دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما / پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرّم بهشت من / روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم / جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم  / مهر اگر برون رود تهی شود دلم
مهر تو چون، شد پیشه‌ام / دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما / پاینده باد خاک ایران ما
از راست: ناصر جبلی، هما گل‌گلاب، فرخ گل‌گلاب و هومن ظریف http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=6736
ادامه
هومن ظریف  , rezaeyan
هومن 9 سال پیش
22 اسفند سالگرد در گذشت سراینده سرود ای ایران ..حسین گل گلاب ...روحش قرین شادی و پاینده باد ایران
هومن ظریف  , rezaeyan
هومن 9 سال پیش
22 اسفند ساگرد در گذشت سراینده سرود ای ایران است....روحش قرین شادی و پاینده باد ایران
هما رضایی , homarezai
شرایط ازدواج یک پسر کم توقع

شرایط ازدواج یک پسر کم توقع

شرایط ازدواج یک پسر کم توقع

شرایط ازدواج یک پسر کم توقع

شرایط ازدواج یک پسر کم توقع
ادامه
هما رضایی , homarezai
نوشته هما برای هومن 9 سال پیش
شانس خود را امتحان کنید ! (حتما بخونید)

شانس خود را امتحان کنید ! (حتما بخونید)

شانس خود را امتحان کنید ! (حتما بخونید)

شانس خود را امتحان کنید ! (حتما بخونید)

شانس خود را امتحان کنید ! (حتما بخونید)
ادامه
هما رضایی , homarezai
سوءاستفاده از یک دختر خوابالو در مترو +عکس +۱۸

سوءاستفاده از یک دختر خوابالو در مترو +عکس +۱۸

سوءاستفاده از یک دختر خوابالو در مترو +عکس +۱۸

سوءاستفاده از یک دختر خوابالو در مترو +عکس +۱۸

سوءاستفاده از یک دختر خوابالو در مترو +عکس +۱۸
ادامه
    کامنت بنویسید...
    هومن ظریف  , rezaeyan
    چهارشنبه 17 اسفند ، 14:22
    عزیزم..من اینا رو نمی تونم ببینم...یعنی حسش نیست.درود برتو/ممنون
    ادامه
    هما رضایی , homarezai
    نامه یک دختر به همسر آینده اش ... !!!!!!

    نامه یک دختر به همسر آینده اش ... !!!!!!

    نامه یک دختر به همسر آینده اش ... !!!!!!

    نامه یک دختر به همسر آینده اش ... !!!!!!

    نامه یک دختر به همسر آینده اش ... !!!!!!
    ادامه
    هومن ظریف  , rezaeyan
    دخترای فوتبالیست...یه خبر خوب...
    بیش از یكسال از جنجال فیفا بر سر لباس دختران فوتبالیست ایران گذشت تا در نهایت آن ها متقاعد شدند كه ایران با پوشش اسلامی در رقابت های بین المللی حضور یابد. در این میان فرصت های بسیاری از فوتبال بانوان ایران گرفته شد كه بزرگترین فرصت از دست رفته مسابقات انتخابی المپیك بود... http://zarif.blogfa.com/
    ادامه
    هومن ظریف  , rezaeyan
    هومن 9 سال پیش
    اهل دوستی بیرون از نت نیستم بابا...شراب خام نیارزد به بامداد خمار....
    هومن ظریف  , rezaeyan
    لیلا حاتمی و جدایی از مردم برای اولین بار؟!

    گفت و گوی لیلا حاتمی با یك خبرنگار فرانسوی در حاشیه «جدایی نادر از سیمین»
    نخستین باری بود كه از مردم فاصله گرفتم!
    برگردان: هومن ظریف
    فارغ از این كه چرا در جریان اكران گستردة فیلم «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، نام فیلم در پوسترهای فرانســوی به صورت «‏une separatian‏» به معنای «یك جدایی» در آمده است؛ اتفاق دیگری باعث شده تا لیلا حاتمی در كانون توجه رسانه‌های فرانسوی قرار گیرد. لیلا حاتمی كه برای تحصیلات خود، مدتی در فرانسه زندگی كرده است، در چند مصاحبه تلویزیونی و مكتوب خود به زبان فرانسه به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ داده است. حاتمی كه نقش سیمین را در فیلم بازی كرده است، در گفتگو با ماریون باتلیه( ‏marion Batellier) از سایت « ‏‎suitlol.fr‎‏ »در پاسخ به این پرسش كه: «درجریان جدایی یك زوج كه شاهد یك مبارزه‌ای طبقاتی نیز هستیم، چگونه شما چنین مواردی را توانستید در نقش‌آفرینی خود بیان كنید؟»‌ وی می‌گوید: «از آنجایی كه نقش من در فیلمنامه به خوبی نوشته شده بود، توانستم به كاراكتر نزدیك شوم، اما هنوز برخی از سئوالات من درباره این سوژه جواب داده نشده است. من از اصغر فرهادی، كسی كه دست به چنین وقایع‌نگاری زده است، در این باره پرسیدم. به او گفتم كه با وجود چنین محورهایی، چقدر فیلم به صورت شگفت‌انگیزی به صورت درهم تنیده درآمده است. حتی همبستگی همه این حس‌ها به صورتی در هم پیچیده در سكانس‌های دادگاه و دیگر مقاطع فیلم به خوبی دیده می‌شود. فكر می‌كنم كه داستان فیلم در همة پلان‌های آن به خوبی و به صورتی یكدست پخش شده است و براین اساس، زمانی كه مونتاژ تمام شد، بسیار عالی درآمد. برای یك بازیگر، این مسأله سخت نیست. مخصوصاً زمانی كه نقش تو به گونه‌ای مناسب نگاشته شده باشد؛ تو از این كه آن را درك می‌كنی خوشحال می‌شوی. براین اساس، تو از باقیماندة فیلم نمی‌ترسی و برای كاراكتری كه ایفای آن بر عهده توست، احساس مسئولیت می‌كنی و این همة ماجرا بود.»‏ لیلا حاتمی در جواب پرسش دیگری مبنی بر این كه: «وقتی شما نیاز به تمرین داشتید تا به نقش خود نزدیك شوید، آیا از امكان بازی‌های بداهه نیز برخوردار بودید؟»، گفت: «بله، برای بداهه دست ما بسیار باز بود. دقیقاً تمرینات ما برای دست یافتن به چنین مواردی بود. بسیاری از تمرینات ما برای این بود كه خود را با آنچه در دنیای واقعی می‌گذشت، هماهنگ كنیم و براین اساس ما اجازه داشتیم، كاری را كه در فیلمنامه دربارة آن چیزی نوشته نشده بود، به بازی خود اضافه كنیم. همانند آن نامه‌ای كه ظاهراً به خارج از كشور ارسال می‌كنم. در این شرایط، ما قادر بودیم تصور زیادی داشته باشیم از چیزهایی كه كارگردان به صورت دقیق از ژست‌های كاراكترها انتظار داشت.‏ او فیلم‌های تمرینات را به ما نشان می‌داد، روزهای بعد این مسأله تكرار می‌شد و در این زمان او به تصحیح آخرین جزئیات، شامل وضعیت دست‌ها، جهت نگاه بازیگران و غیره، می‌پرداخت. هیچ چیز از نگاه او پوشیده نمی‌ماند. پرسش بعدی خبرنگار دربارة این بود كه نقش سیمین در ابتدای فیلم كمتر دیده می‌شود و به تدریج نیاز آن آشكار می‌شود، و لیلا حاتمی در پاسخ گفت: «می‌دانستم كه این مسأله بی سبب نیست، در نتیجه آرام بودم. من آبستن فیلمنامه‌ام بودم و آنچه كه باید انجام می‌دادم، پیگیری متن فیلمنامه بود.» و پرسش آخر خبرنگار این است كه: «آیا شانس انتخاب برای دو نقش زن در فیلم را داشتید یا فقط باید نقش سیمین را بازی می‌كردید؟» و او در جواب می‌گوید: «در واقع زمانی كه اصغر فرهادی به من زنگ زد، دربارة هر دو نقش صحبت كرد و نمی‌دانست كه كدام برای من مناسب است و این بار دوم بود كه او نقشی را همچون نقشی در فیلم «درباره الی» به من پیشنهاد می‌كرد و من این بار دوست داشتم با او كار كنم؛ صرف نظر از نقشی كه در فیلمنامه بود. من باور داشتم كه می‌توانم به او اعتماد كنم. برای من جالب بود؛ زیرا این نخستین باری بود كه من نقش زنی را چنین مشخص بازی می‌كردم. معمولاً من نقش زنانی را بازی می‌‌كنم كه آسیب‌پذیر و بی گناه هستند. خب، اصغر فرهادی باهوش است و گفت كه این شخصیت قوی به من می‌آید. برای نخستین بار بود كه چنین سرد بودم و با مردم چنین فاصله گرفتم.»
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    روایتگر تصویر  , mahditv
    چهارشنبه 17 اسفند ، 08:46
    سلام به همه ی دوستان
    یه چیز بگم ... بازی به جای شهاب حسینی رو فراموش نكنیم اگه شهاب با اون بازی زیباش نبود واقعا معلوم نبود چی میشه !
    ادامه
    هومن ظریف  , rezaeyan
    9 سال پیش
    نادر از سیمین.... واینك ترمه نگران!

    نقد و نظری بر «جدایی نادر از سیمین»
    دروغ‌گویی آسان و داوری سخت
    هومن ظریف
    اگرچه دومین پله، هرم مازلو - سلسله نیاز‌های انسان - وابستگی به امنیت، ثبات خانوادگی، اخلاق و امنیت شغلی دارد، اما بدون برخورداری از این نیازهای بنیادین، هیچ جامعه یا فردی، نمی‌تواند به صدر نیازهای انسان در این هرم دست یازد. صدرنشین هرم مازلو در یک جامعة آرمانی، رفتارهای منطقی، توانایی تجزیه و تحلیل کنش‌های پیرامونی و رفتار مناسب فارغ از عصبیت است. برای درک بهتر رمان مصور ـ به معنای فیلم سینمایی - جناب اصغر فرهادی، که مشتاقانه چاپ سناریوی آن را انتظار می‌کشم، باید در نظر گرفت كه در جوامع‌گذار، پله‌های رفع نیازهای انسان برای نیل به آرمان شهر، نخست امنیت روانی را پاس داشت. دقت داشته باشید که در فیلم اصغر فرهادی، هیچ‌یک از کاراکتر‌های داستان نمی‌خندند. اگر خنده‌ای را هم می‌بینید، رفلکس عصبی یا واکنشی خصمانه است و نه برای مطایبه و شوخی. آیا این سیاه نمایی مصرّانه، از قلم نویسنده تراوش کرده است و فرمال است یا ناخودآگاه این هنرمند در بازتاب کنش‌های پیرامون خود، منجر به چنین اتفاقی تلخ با تلخندهایی شیرین شده است؟ شخصیت‌های داستان، گیج و منگ، در تلاش هستند که موجه بودن تمامیت خود را اثبات کنند. پدر نادر، که آلزایمر گرفته است، هیچ کس وهیچ چیزی را به یاد نمی‌آورد.او فقط بنا بر «عادت» می‌داند که باید روزنامه بخرد. آیا روزنامه‌های امروز می‌توانند غبار فراموشی را از حافظة پدر پاک کنند؟‏ همینجا باید گفت كه نکته اعجاب‌آور فیلم در این است که کلی حرف برای گفتن دارد و مسکوت است و با چراغ خاموش،در دل مخاطب رسوخ می‌کند. این نمونه افراد اجتماع مورد نظر فیلمساز، که به دنبال فرار هستند؛ از خود فرار می‌کنند یا از دیگران؟ بی‌تردید آنها تشنه داوری هستند. چرا که ما برای داوری شدن آمده‌ایم، نه برای داوری کردن. از سکانس نخست فیلم، ثانیه‌های ابتدایی پلان اول، آنگاه که دوربین، چشم قاضی پروندة سیمین ونادر شده است، من و شمای بیننده،چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال داوری دیگران (پرونده متارکه نادر و سیمین) هستیم. گزاف نیست اگر بگویم كه شاهد یکی از مؤثرترین سکانس‌های ابتدایی طول تاریخ سینما بودیم که در حکم یک اورتور توفنده به استقبال یک سمفونی پر کشش هارمونیک و البته سهمگین می‌رود.‏ کمتر از 5 دقیقه، اشتیاق بیننده برای دیدن فیلم دیگری از اصغر فرهادی، تبدیل به میل دیدن ادامه داستان وسرنوشت مبارزه انتخاباتی نادر وسیمین می‌شود. این یعنی حرکت به سمت جامعیت بخشی به طرح داستان و یعنی ارتباط مؤثر و کلان‌تر با بینندگان بیشتر. این که گفتم مبارزه انتخاباتی، منظور این بود که «ترمه»، دختر نادر و سیمین، باید در جریان دادرسی، انتخاب کند با پدری بماند که خود را وقف خدمت به پدری کرده است که فرزندانش را به یاد نمی‌آورد، یا این که همراه مادر، اقدام به جلای سرزمین مادری کند. اما این آیینه تمام نمای اجتماع امروز ماست؟ فراموش نکنیم، ما داوران فیلم جدایی نادر از سیمین هستیم و نه فقط بینندة آن. و ایـن داوری تماشاگـــران، پس از پایان بندی فیلم همچنان ادامه دارد. گویا این دو، بنابر شرایط خود، در طلاق عاطفی به سر می‌برند و به خاطرسرنوشت و آیندة «ترمه» است که مجبور به گفت‌وگو هستند. دروغگویی آسان و داوری سخت است در جامعة گذار. این دو، پیام اصلی فیلم محسوب می‌شود. تأکید فیلم با ذکر دو یا چند قسم و سوگند، به مقدسات و سؤال شرعی همسر حجت برای استفتاء حلالیت لمس پدر زمین‌گیر و بیمار نادر و استحمام وی؛ اگرچه بیانگر دیدگاه‌های سنتی کاراکترهای فیلم است، اما اصغر فرهادی در بیان نظراتش در کنفرانس مطبوعاتی جشنواره برلین، به بیراهه رفته و چیزی جدای «گذر از سنت به مدرنیته» را بیان می‌دارد: «اخلاق نسبی است».‏ شاید بتوان تظاهرات اخلاقی را بسته به مظروف جوامع، نسبی قلمداد کرد؛ اما تجزیه وتحلیل این مسأله نیازمند بحث وجدل فراوانی است که حداقل در تخصص نگارنده نیست. اما با این فرض که تظاهرات بالینی رفتاری و منتج از اخلاق، اگر نسبی هم فرض شوند، جدای از وجدان انسان می‌توانند بروز پیدا کنند، باید اعتراف کرد كه شخصیت‌های اجتماع داستان فیلم، حتی امنیت تفکر در خلوت خویش را هم ندارند و وجدان در این شرایط اضطرار، تعطیل است و اگر تعطیل هم نباشد، حداقل بازیچة ذهن توجیه کنندة افراد، برای فرار از معضلات و چالش‌های پیچیده است. شرایط امن یا حداقل امنیت روانی، برای شخصیت‌های فیلم مهیا نیست. به این معنا که آنها نمی‌توانند خلوت مؤثری برای خود و برای نیل به رفتاری منطقی ایجاد کنند. بازهم تکرار این نکته خالی از لطف نیست که خنده و شادی در سراسر فیلم اگر از سوی نادر، در هنگام بالا بردن دست به عنوان ایراد سوگند به ترمه، دیده می‌شود؛ از نوع پوزخند و سرخوردگی است، و جالب این که به همراه دست او، دست سرباز محافظش که دستبندی این دو را به یکدیگر مرتبط کرده است نیز بالا می‌رود. این نکتة بصری، تکیة آگاهانه فیلمساز بر این مسأله است که رسوب اعتقاد‌های ارزشی در بین اقشار جامعه به صورتی ناخودآگاه، بی‌آن که انسان اهمیت سوگند خوردن را درک کند، همانند واکنشی بی‌اراده، در تارو پود رفتار ما لانه کرده است. فیلمساز به دنبال چرایی این موارد با درک زوایای مردم‌شناسی و رفتارشناسی است؛ اگرچه بیشتر به ارائة سؤال و زایش پرسش بسنده کرده است تا بیان نتایج اخلاقی. خنده‌های کودکانه در سکانس بازی دو کودک خانوادة حجت و نادر هم ناآگاهانه است. با این همه، این فیلم نگاهی فرا مرزی دارد و با درک علایق و سنت باوری مردم کشورهای آنگلوساکسون، آمریکا و کانادا، جوایزی بیشتری را برای آخرین ساخته فرهادی می‌توان متصور شد. بر این اساس، کار بسیاری از منتقدان خط‌کش به دست برای شناسایی این اثر فرهادی در گستره سینمای ملی، سخت و سخت‌تر می‌شود.‏ فرد ایرانی پایتخت‌نشین، یا کسی که در شهری شبیه تهران زندگی می‌کند، در عرض 48 ساعت می‌تواند ناخودآگاه بیننده یا نقش آفرین داستانی چه‌بسا پیچیده‌تر از داستان فیلم جدایی نادر از سیمین باشد. اما نوع بازی گرفتن کارگردان، پرداخت جزئی نگر و حساب شده او، پلان بندی‌های متأثر از فرمالیسم در خدمت محتوای داستان، به ویژه سکانس طلایی نخست در دادگاه، سکانس پایانی در راهروهای دادگاه؛ همه نشان می‌دهد که اصغر فرهادی قدر و قیمت وقت و نگاتیو را می‌داند و به عبارتی در جست‌وجوی زمان از دست رفته است. اصغر فرهادی، پیش از آن که فیلمساز خوبی باشد، جامعه‌شناس خوبی است و می‌توان او را شکارچی بزرگی دانست که در شکار «سوژه ماهی»‌های برکه وهم‌آلود، موفق است. این که او در بیان این سوژه، به‌رغم تعطیلی چند روزة فیلمبرداری و حواشی آن،نه تنها دچار لکنت نشده است و بدون توجه به تألمات و درگیری‌های روحی توانسته است این اثر را به سلامت جلوی دوربین ببرد، بی‌تردید معنادار است و از اعتبار جوایز او خواهد كاست. اما سینمای فرهادی، بالنده و به روز است و این که دو کودک در سکانسی از فیلمش به یکدیگر خیره می‌شوند، دغدغة فردای فیلمساز را به وضوح نشان می‌دهد. راستی، ترمه از نادر جدا می‌شود یا از سیمین؟....‏
     
    ادامه