نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
هومن ظریف  , rezaeyan

هومن ظریف

 
هومن ظریف  , rezaeyan

هومن ظریف

مطالب تصاویر 103دوستان 46
هومن ظریف  , rezaeyan
هومن 10 سال پیش
به دنیا آمده ایم كه قضاوت بشویم نه اینكه قضاوت بكنیم
99
هومن ظریف  , rezaeyan
هومن 10 سال پیش
هر كاری كه انسان می كنه درسته به شرطی كه به اون ایمان داشته باشه .تقلید نباشه...
هومن ظریف  , rezaeyan
هومن 10 سال پیش
هر كاری كه انسان می كنه درسته به شرطی كه به آن ایمان داشته باشه .تقلید نباشه...
هومن ظریف  , rezaeyan
هومن 10 سال پیش
لطفا منو دعا كنید خیلی نیازمند توجه روحی شما هستم
    کامنت بنویسید...
    هومن ظریف  , rezaeyan
    هومن 10 سال پیش
    سلام دوستان منتظر نظر های شما هستم كوچیكترین اتفاق از نظر شما برای من شاید بزرگترین پیام را داشته باشد www.zarif.blogfa.com
    هومن ظریف  , rezaeyan
    هومن 10 سال پیش
    سلام ای دوست هنرمند،روزنامه نگار،خبرنگار،موسیقیدان،اهل فیلم و سینما،نویسنده و مترجم عزیزو ترانه سرا؛دردو انتقادت رو به من بگو 09360376148
    هومن ظریف  , rezaeyan
    دیشب دیدم
    دیشب فیلم هزار ویك شب پازولینی رو دیدم
    ادامه
    هومن ظریف  , rezaeyan
    یادداشت سینمایی
    آیا زبان سینما قاصر است؟!   تاملی بر نشست معاون سینمایی ارشاد با خبرنگاران سرویس فرهنگی "تابناک"/هومن ظریف ـ

    «در انجام هر برنامه دو نكته را باید در نظر گرفت، اول صحت مطلق برنامه، دوم سهولت اجرای آن. برای آن كه شرط اول موجود باشد، یعنی برنامه‌ها قابل قبول و قابل اجرا باشد، كافی است كه ثمربخشی برنامه در خود برنامه باشد، مثلاً ترتیبی كه پیشنهاد می‌شود به طور كلی برای انسان، مناسب و مفید و موافق قلب و روح او باشد.»
    كتاب «امیل» ـ ژان ژاك روسو

    هفت ماه و 10 روز ـ تا روز نشست معاون سینمایی ارشاد با خبرنگاران ـ از صدارت آقای شمقدری در معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گذرد. همان‌گونه كه این مقام دولتی خود اذعان می‌كند، «معاونت سینمایی حساسترین زیرمجموعه دولت است.»

    و مضاف بر این باز هم بنابر اظهارنظر ایشان قرار است صحبت‌های خبرنگاران و پاسخ‌های ایشان، در راستای سیاست‌های سینمایی كشور، «شرایط جدیدی را برای سینمای ایران با كمك همه» فراهم كند.

    این مسئول فرهنگی كشور در نخستین جملات خود به استفاده از واژه «فیلمفارسی» با شدیدترین لحن ممكن حمله كرد و از آنجا كه وی معادل فارسی این واژه را ارائه نكرد، هنوز هم صورت مساله پاك نشده است و فیلم‌هایی از این دست را می‌توان هم «فیلمفارسی» و هم «مبتذل» نامید. مثل درهم شكستن واژه فیلمفارسی در حكم شكستن ظرف است و تا مظروف (یعنی فیلم‌هایی از این دست) به نمایش درمی‌آید، نیازی به واژه‌گزینی نیست و اصولاً اگر بی‌ادبی نباشد، معادل‌یابی هر واژه برعهده فرهنگستان ادب است.

    نكته دیگر اینكه واژه تركیبی فیلمفارسی، مطلقاً با معادل آن یعنی تركیب اضافی مضاف و مضاف‌الیه فیلم فارسی متفاوت است و این تفاوت باعث افتراق معنایی این دو نیز می‌شود. بنابراین با فروتنی تمام باید گفت كه «فیلمفارسی» واژه‌ای دارای هویت مشخص و جدانشدنی از فرهنگ سینمایی است و سخن گفتن درباره آن همانگونه سخت است كه انتظار داشته باشیم مسئول ارشاد از پرونده قضایی یك كارگردان اطلاع داشته باشد.

    و اما ریشه‌های روی خوش نشان دادن كارگردانان و فیلم‌سازانی كه بعضاً در ساخت فیلم‌های ارزشمند و به تعبیر دوستان، فاخر، صاحب‌نام هستند، به فیلم‌های كمدی و گیشه، تنگنای نظارت و ارزشیابی است كه تو گویی آنها به نمایندگی از ملت، فیلمنامه‌ها، راش‌ها و حتی ایده‌ها را سبك سنگین می‌كنند در حالی كه بنابر اظهارنظر جناب شمقدری در این نشست؛ «با مخاطبان هوشمندی روبرو هستیم و با فناوری روز، مخاطبان بیش از ما فیلم دیده‌اند و این باعث شده است كه سطح توقع مردم بسیار بیشتر شود.»

    پذیرفتن این جمله از مسئول سینمایی ارشاد، به تنهایی جمع دو ضد است. نقض غرض است كه مردم هوشمند باشند و در پذیرش فیلم‌ها صاحب نظرتر از مسئولان فرهنگی، ولی فیلم‌سازان این كشور برای مراحل ساخت فیلم خود، نیازمند به اظهارنظر چند دیدگاه ولو متبحر و كارشناس باشند. كاش می‌شد تكلیف فیلم‌ها در برابر گیشه‌ها مشخص می‌شد و هیچ كارشناسی اعم از منتقد و غیرمنتقد به خود اجازه قیم بودن نمی‌داد.

    توقف سینماگران در ایستگاه توقیف، بنابر اظهار نظر این مقام و مسئول سینمایی برچیده شده است و ایشان به صراحت اعلام كرده‌اند «فیلم توقیفی نداریم». این نظر، بسیار خجسته است، اما آیا امكان آن ندارد، مردمی كه به گفته ایشان بیشتر از آنها فیلم دیده‌اند و در این نظر و نقل قول تكلف و تعارفی احساس نمی‌شود، خود با فیلم‌های در حال اكران سنگ‌های خود را وا بكنند؟

    البته مسئول سینمایی ارشاد با وارد كردن ایراد بر دو واژه «فیلمفارسی» و «توقیف» بسیار متمدنانه مواجه شده‌اند و مضاف براین جای شكرش باقی است چون در افتتاحیه نمایشگاه كتاب، جناب وزیر ارشاد، خرده بر حافظ شیرازی گرفت كه چرا حافظ از لفظ كتاب كمتر استفاده كرده است و به جای كتابخانه از میخانه چندین بار استفاده كرده است.

    این در حالی است كه حافظ و مولوی هنرمندان عصر خود هستند و در آن زمان كه حلاج‌بردار، مردانگی را شهادت داد، حافظ در درون مرز و مولوی و سیف فرغانی در برون مرز، بسیاری از اسرار مگو را گفتند و می‌گویند و اگر این دو بزرگوار صاحب حیات، امروزه روز، صاحب حیات بودند و به شهادت چشم زندگی می‌كردند، معلوم نبود كه آیا فیلمنامه‌نویسی، كارگردانی یا موسیقیدانی نامتعارف و مولف می‌شدند و بگذریم.

    در این نشست نگارنده در مقام خبرنگار سینمایی قصد طرح این پرسش را داشتم كه؛ «آیا عدل و انصاف است كه در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر شاهد اكران فیلم‌های یوسف پیامبر، ناسپاس و سلیمان نبی(ع) ـ كه بررسی‌شان و جایگاه این آثار منظور نیست ـ باشیم و از پیامبران و زعمای قوم بنی اسرائیل، از موسی(ع)، ‌هارون(ع)، حواریون(ع)، سلیمان(ع)، یعقوب(ع) و یحیی(ع) و... یادی بكنیم ولی بعد از سی سال و اندی هنوز درباره فردوسی، اثری برای ارائه نداشته باشیم؟ آیا شاهنامه، زندگی فردوسی و روایت كتابت آن اثر گرانبهای ایرانی نباید تبدیل به یك پروژه سینمایی ملی شود در حالی كه، هیچ اثری سینمایی درباره فردوسی، جز دو اثر، در سال‌های دور در ایران(1) و تاجیكستان در دست نیست.»

    و باز هم خواستم با اینكه زمان نشست پرسش و پاسخ به سرعت به پایان می‌رسید و بسیاری از خبرنگاران به‌رغم ثبت نام نتوانستند به طرح سئوال خود نائل شوند، بپرسم كه از پروژه فیلم حضرت محمد(ص) به چه میزان حمایت می‌شود ولی با دیدن و شنیدن فعل و انفعالات حاكم بر فضای نشست، از طرح این سئوال در جایگاه خبرنگاران صرف نظر كرده و با درك كمینه مهلتی كه در پیش رو داشتیم، فرصت پرسش را به دیگر خبرنگار همكار دادم.

    با توجه به متن سخنان و پرسش و پاسخ انجام شده در این نشست شرایط برای طرح سئوال مبنی بر ساخت اثری گرانقدر با محوریت فردوسی و اثر سُتُرگش آماده نبود و از آنجا كه سینمای ایران، هنوز در پی اصلاح زیرساخت‌ها و مسائل درون تشكیلاتی خود است، بعید می‌دانم زندگی حكیم ابوالقاسم فردوسی، حافظ (2)، عطار نیشابوری، مولانا (3)، خیام نیشابوری (4)، زندگی پرتلاطم كلهر (5)، سلمان سعدساوجی، مختوم قلی (6)، حلاج، رودكی و بسیاری از بزرگان ملی كشور، تا آینده‌ای نزدیك بر پرده سینماهای كشور ظاهر شود.

    القصه، شمقدری به عنوان یك فیلم‌ساز، در این نشست و در یك گفت‌وگو چندین بار با افتخار عنوان كرده است كه 12 سال فیلم نساخته است.

    صرف نظر از اینكه، یك سكاندار فرهنگی آن هم كسی كه به قول خود در یكی از حساس‌ترین زیرمجموعه‌های دولت، خدمتگزار مردم است، نمی‌تواند ادعایی در قبال نساختن فیلم داشته باشد و شایسته و بایسته هم، چنین است. و با فرض اینكه، ساخته‌های پیشین این هنرمند با استقبال ذهنی و نه موسمی مخاطب مواجه شده‌اند، باید مایه تاسف او و علاقه‌مندان سینمای این هنرمند باشد كه چنین نعمتی از سینمای ایران دریغ شده است و ایشان به عنوان یك هنرمند باید فیلم بسازند تا كارگردان به حساب آیند.(7)

    معاون سینمایی ارشاد به گونه‌ای به سینمای دوران اصلاحات خرده می‌گیرد كه خود به عنوان یك فرد فرهنگی و نه سیاسی واقف است كه همگی، كشتی‌نشستگان یك كشور هستیم و هر صاحب‌نظری در هر قوم و قبیله و مسلكی، اگر ایرانی است، در برابر هرگونه ویرانی پاسخگو است و اگر مورخ قلمش به خطا بلغزد، تاریخ نانوشته شفاهی در سویدای دل مردم، هیچگاه از یاد نخواهند برد كه كدام فیلم در كدام دوره، جاویدان است.

    نكته دیگر بحث چالش بین خانه سینما به عنوان نماینده صنوف سینمایی ایران و معاونت محترم ارشاد اسلامی است كه بدون نقد و نظری در این ارتباط، با چنین گفتمانی، تعاملی صورت نخواهد گرفت، حال اینكه از مجموعه ادعاهای دولتمردان در سیاست‌های كلی و به ویژه حساس‌ترین زیرمجموعه آن یعنی معاونت سینمایی ارشاد، همواره بحث بر تعامل است.

    آنچه نقد و بررسی نكات مطرح شده در این نشست را قابل تأمل ساخته است، ارجاعات جذاب معاون سینمایی ارشاد است كه علناً در رجوع پرونده‌های فیلم‌های مشهور به توقیفی، عنوان كرده است كه: «ما امنیت فیلم‌ساز را در صدر قرار داده‌ایم و امنیت خود را كنار گذاشته‌ایم.» نكته مهم در این گفته این است كه معاونت سینمایی همانگونه كه نشان داده است بنا دارد، با همه سختی‌ها، سعی كند فیلمی توقیفی نداشته باشد و حتی در جریان ساخت فیلمی در ژانر دفاع مقدس، اقرار كرده است كه در جریان حاضر شدن در لوكیشن فیلم زمهریر، «به كارشناسی‌های قبلی انجمن دفاع مقدس اعتماد كرده است» و پذیرفتن خطا، نشانگر انعطاف‌پذیری این مقام فرهنگی و اصولاً كاری است فرهنگی.

    اظهار نظر شمقدری در باب دفاع از سینمای كمدی، اگر چه قابل تقدیر است، اما دو نكته مغفول را گوشزد می‌‌كند. سینمای كودك با حساس‌ترین ویژگی‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی باید بر آنچه سینمای كمدی می‌نامیم پیشی گیرد و دیگر اینكه نقل قول شمقدری در دفاع از فیلم‌های كمدی چند سال اخیر ـ منظورم دوره خاصی نیست ـ متناقض است.

    ایشان در این نشست گفته است: «ما فكر می‌كنیم كه باید به فیلم كمدی كمك كرد و خطاهای آن را بپذیریم و از كارگردان‌ها می‌خواهیم از واژگان سخیف كمتر استفاده كنند.»

    حال قضاوت كنید، آیا فیلمی كه كمتر واژه سخیف داشته باشد،‌ قابل دفاع است؟ آیا بهتر نبود كه چنین درخواستی از كارگردانان كمدی‌ساز، تركیب واژگان دقیق‌تر و حساب‌شده‌تری داشت؟كدامیك از مشاوران فرهنگی و سینمایی در گذشته با كارگردانان سینما چنین از باب تساهل و بی‌تامل سخن رانده‌اند؟ (8)

    ایشان درباره چگونگی فرآیند فیلم‌های منتخب برای اكران خارج از كشور گفته است؛ «همانگونه كه شما وقتی به خارج می‌روید، به تیپ خود می‌رسید و با خود می‌گویید با چه قیافه‌ای بروم جنتلمن‌تر هستم، باید فیلم‌هایی كه می‌خواهند در خارج از كشور اكران شوند عزت و استقلال ملی را خدشه‌دار نسازند.»

    آیا واژه «فیلمفارسی» نچسب‌تر است برای سینمای مورد بحث ما یا واژه بیگانه جنتلمن؟ و آیا واژه «سخیف» می‌تواند در سیستم متریك واژگان سینمای ایران به عنوان درجه‌بندی ارزشمداری قرار گیرد؟ به‌نظر می‌رسد، آثار سینمای ایران كه هیچ، حتی فیلمی از سینمای هالیوود، بالیوود، آسیای جنوب شرقی و هر سرزمینی نباید سخیف باشد. كدام ملت از فیلمی حتی به قول آقای شمقدی با كمترین واژگان سخیف در اكران داخلی دفاع می‌كند؟ حال چه رسد به اكران خارجی كه با توجه دهكده جهانی امروز و با عنایت به سخن خود آقای شمقدری، آنجا كه گفت: «مردم بیشتر از ما فیلم می‌بینند و باید دانش خود را بیشتر كنیم»، نمی‌توان پذیرفت كه «مردم ما محرم هستند و بیگانگان نامحرم» كه اگر چنین بود، یك اثر هنری همچون شعر حافظ و مولانا جهانی نمی‌شد. باید قبول كنیم كه هنر زبان بین‌المللی است.

    نمی‌دانم و بضاعت چندانی در برجسته كردن این تناقض آشكار در سخنان معاونت محترم سینمایی ندارم، اما به ایشان حق می‌دهم كه تلقی دیگری از كاربردهای سینما به غیر از مقولات هنری داشته باشند.

    در روزگاری كه مستندسازان مغرض خارجی به دور از خط قرمز و روادید ارشاد، مستندهای گوناگونی با موضوعات سیاسی، گردشگری، اجتماعی و علمی از اقصی نقاط ایران تهیه می‌كنند و در شبكه‌های گسترده ماهواره به نمایش در می‌آورند، چگونه می‌توان توقع داشت، برخی فیلم‌ها را برای نمایش خارج از كشور سبك سنگین كرد؟

    بحث پالایش فرهنگی فیلم‌ها، منتج از پالایش فرهنگی جامعه است كه مایل به وارد شدن به عوامل موثر در آن نیستیم ولی بحث «شورای تخصصی انتخاب فیلم‌ها برای نمایش خارج از كشور» در هر صورت محكوم به شكست است.

    همانگونه كه «سینما پیاده‌رو»، بسیاری از محصولات مورد پسند و ذائقه «مخاطبان هوشمند» ایرانی را مهیا می‌سازد و همانگونه كه شاهدیم فیلم‌های هالیوودی به صورت همزمان در اكران جهانی در جای جای تهران قابل دسترسی است، نمی‌توان، به صرف اینكه اثری چون فیلم «هیچ» در برگیرنده خانواده‌ای در تهران نیست، مانع از اكران خارجی آن شد.

    تعجب نگارنده از آن جهت است كه جناب شمقدری خود فیلم‌ساز است و با ساخت فیلمی چون «بر بال فرشتگان» نشان داده است، سمبولیزم و سورئالیزم را می‌شناسد، چگونه می‌تواند چنین حكمی را برای نیافتن خانواده‌ای چون خانواده فیلم «هیچ» در تهران پیدا كند!(9)

     او گفته است: «در تهران امروز چنین حیاتی وجود ندارد.» آیا چند درصد از خانواده‌های حاضر در پایتخت، شبیه خانواده محترم روحانی در فیلم «طلا و مس» هستند؟ همچنان كه چنین پرسشی نارواست، چنین دیدگاهی در برابر موضوعیت هیچ ناروا قلمداد می‌شود.

    نكته آخر اینكه، با وجود اینكه جناب شمقدری صراحتاً عنوان كرده است كه: «سینمای مستند واقعاً می‌تواند نقطة اتكای سینمای داستانی ما باشد و هویت و فرهنگ ایرانی را تأمین كند و سینمای مستند بسیار برای ما مهم است.» پرسش اینجا است که مثلا چرا با توجه به نیاز به تنویر افكار جمعیت جوان ما،‌ از وقایع بعد از انتخابات سال گذشته، مستندی با حمایت و درایت مسئولان فرهنگی ارشاد ساخته نمی‌شود؟

     پی‌نویس‌ها:

    1ـ فیلم رستم و سهراب اثر مهدی رئیس فیروز درسال 1336، كه بنابر متن كتاب تاریخ سینمای ایران نوشته مسعود مهرابی، اسطوره ملی در چنگال فیلمفارسی شناخته شده است.

    فیلم دیگر، یعنی دومین فیلم سپنتا، فردوسی نام داشت كه در سال 1312 به شرح حال او پرداخته است كه رضاشاه در هنگام اكران فیلم، بخشی از سكانس‌های آن را نپسندید. مهم این است كه اولین فیلم‌ساز تاریخ سینمای ما شرح حال فردوسی را با تحمل ممیزی ساخته است. و فیلمی كوتاه 12 دقیقه‌ای نیز در سال 1354 درباره فردوسی ساخته شده است.

    2ـ تنها فیلمی كه با نام حافظ ساخته شد، اثری بود با مشاركت سرمایه‌گذار ژاپنی(!) كه ابوالفضل جلیلی هنوز موفق نشده است با اكران آن از ركوردداری بیشترین تعداد فیلم‌های غیراكرانی صرف نظر كند.

    3ـ گویا فیلم Rumi در هالیوود زودتر از پروژه مولانای داریوش مهرجویی ساخته می‌شود.

    4ـ تنها فیلمی كه درباره خیام ساخته شد متعلق به هالیوود است. با تأسف فراوان.

    5ـ تنها فیلمی كه درباره خوشنویسان ساخته شده به خاطر همت شخص زنده‌یاد علی حاتمی بود.

    6ـ فیلم مختوم قلی فراغی ساخته شوروی است.

    7ـ سعدی علیه الرحمه در گستان گفته است: «زنبور درشت بی‌مروت را گوی، باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن».

    8ـ در سال های دور، آندره مالرو كه بیشتر به نویسندگی شهره است به عنوان مشاور فرهنگی بیش از 4 بار به ایران سفر كرد او گفته است: «نیروی تصویر بر اختلاف‌های زبانی چیره می‌شود.» حال بسیار مشتاقم بدانم چگونه این نظر آندره مالرو را می‌توان با سیاست‌های بنیانی ارشاد تجمیع كرد. خط‌مشی سینمایی ارشاد در ترقیق توقیف، اكران جغرافیایی فیلم‌ها با توجه به سطح بینش قومیت‌های ایران است (به متن پرسش و پاسخ نشست رجوع شود)، به فرض اینكه كارشناسان دلیری وجود داشته باشند كه بتوانند قومیت‌ها را درجه‌بندی كنند، آیا این خدشه به رسالت سینما به عنوان زبانی بصری عالم‌گیر نیست؟!

    9ـ كارگران و نویسنده فیلمنامه «هیچ» در هیچ جایی عنوان نكرده‌اند كه این فیلم پایه رئال دارد و براساس داستانی واقعی شكل گرفته است.
    ادامه
    هومن ظریف  , rezaeyan
    یادداشت
    آیا زبان سینما قاصر است؟!   تاملی بر نشست معاون سینمایی ارشاد با خبرنگاران سرویس فرهنگی "تابناک"/هومن ظریف ـ

    «در انجام هر برنامه دو نكته را باید در نظر گرفت، اول صحت مطلق برنامه، دوم سهولت اجرای آن. برای آن كه شرط اول موجود باشد، یعنی برنامه‌ها قابل قبول و قابل اجرا باشد، كافی است كه ثمربخشی برنامه در خود برنامه باشد، مثلاً ترتیبی كه پیشنهاد می‌شود به طور كلی برای انسان، مناسب و مفید و موافق قلب و روح او باشد.»
    كتاب «امیل» ـ ژان ژاك روسو

    هفت ماه و 10 روز ـ تا روز نشست معاون سینمایی ارشاد با خبرنگاران ـ از صدارت آقای شمقدری در معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گذرد. همان‌گونه كه این مقام دولتی خود اذعان می‌كند، «معاونت سینمایی حساسترین زیرمجموعه دولت است.»

    و مضاف بر این باز هم بنابر اظهارنظر ایشان قرار است صحبت‌های خبرنگاران و پاسخ‌های ایشان، در راستای سیاست‌های سینمایی كشور، «شرایط جدیدی را برای سینمای ایران با كمك همه» فراهم كند.

    این مسئول فرهنگی كشور در نخستین جملات خود به استفاده از واژه «فیلمفارسی» با شدیدترین لحن ممكن حمله كرد و از آنجا كه وی معادل فارسی این واژه را ارائه نكرد، هنوز هم صورت مساله پاك نشده است و فیلم‌هایی از این دست را می‌توان هم «فیلمفارسی» و هم «مبتذل» نامید. مثل درهم شكستن واژه فیلمفارسی در حكم شكستن ظرف است و تا مظروف (یعنی فیلم‌هایی از این دست) به نمایش درمی‌آید، نیازی به واژه‌گزینی نیست و اصولاً اگر بی‌ادبی نباشد، معادل‌یابی هر واژه برعهده فرهنگستان ادب است.

    نكته دیگر اینكه واژه تركیبی فیلمفارسی، مطلقاً با معادل آن یعنی تركیب اضافی مضاف و مضاف‌الیه فیلم فارسی متفاوت است و این تفاوت باعث افتراق معنایی این دو نیز می‌شود. بنابراین با فروتنی تمام باید گفت كه «فیلمفارسی» واژه‌ای دارای هویت مشخص و جدانشدنی از فرهنگ سینمایی است و سخن گفتن درباره آن همانگونه سخت است كه انتظار داشته باشیم مسئول ارشاد از پرونده قضایی یك كارگردان اطلاع داشته باشد.

    و اما ریشه‌های روی خوش نشان دادن كارگردانان و فیلم‌سازانی كه بعضاً در ساخت فیلم‌های ارزشمند و به تعبیر دوستان، فاخر، صاحب‌نام هستند، به فیلم‌های كمدی و گیشه، تنگنای نظارت و ارزشیابی است كه تو گویی آنها به نمایندگی از ملت، فیلمنامه‌ها، راش‌ها و حتی ایده‌ها را سبك سنگین می‌كنند در حالی كه بنابر اظهارنظر جناب شمقدری در این نشست؛ «با مخاطبان هوشمندی روبرو هستیم و با فناوری روز، مخاطبان بیش از ما فیلم دیده‌اند و این باعث شده است كه سطح توقع مردم بسیار بیشتر شود.»

    پذیرفتن این جمله از مسئول سینمایی ارشاد، به تنهایی جمع دو ضد است. نقض غرض است كه مردم هوشمند باشند و در پذیرش فیلم‌ها صاحب نظرتر از مسئولان فرهنگی، ولی فیلم‌سازان این كشور برای مراحل ساخت فیلم خود، نیازمند به اظهارنظر چند دیدگاه ولو متبحر و كارشناس باشند. كاش می‌شد تكلیف فیلم‌ها در برابر گیشه‌ها مشخص می‌شد و هیچ كارشناسی اعم از منتقد و غیرمنتقد به خود اجازه قیم بودن نمی‌داد.

    توقف سینماگران در ایستگاه توقیف، بنابر اظهار نظر این مقام و مسئول سینمایی برچیده شده است و ایشان به صراحت اعلام كرده‌اند «فیلم توقیفی نداریم». این نظر، بسیار خجسته است، اما آیا امكان آن ندارد، مردمی كه به گفته ایشان بیشتر از آنها فیلم دیده‌اند و در این نظر و نقل قول تكلف و تعارفی احساس نمی‌شود، خود با فیلم‌های در حال اكران سنگ‌های خود را وا بكنند؟

    البته مسئول سینمایی ارشاد با وارد كردن ایراد بر دو واژه «فیلمفارسی» و «توقیف» بسیار متمدنانه مواجه شده‌اند و مضاف براین جای شكرش باقی است چون در افتتاحیه نمایشگاه كتاب، جناب وزیر ارشاد، خرده بر حافظ شیرازی گرفت كه چرا حافظ از لفظ كتاب كمتر استفاده كرده است و به جای كتابخانه از میخانه چندین بار استفاده كرده است.

    این در حالی است كه حافظ و مولوی هنرمندان عصر خود هستند و در آن زمان كه حلاج‌بردار، مردانگی را شهادت داد، حافظ در درون مرز و مولوی و سیف فرغانی در برون مرز، بسیاری از اسرار مگو را گفتند و می‌گویند و اگر این دو بزرگوار صاحب حیات، امروزه روز، صاحب حیات بودند و به شهادت چشم زندگی می‌كردند، معلوم نبود كه آیا فیلمنامه‌نویسی، كارگردانی یا موسیقیدانی نامتعارف و مولف می‌شدند و بگذریم.

    در این نشست نگارنده در مقام خبرنگار سینمایی قصد طرح این پرسش را داشتم كه؛ «آیا عدل و انصاف است كه در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر شاهد اكران فیلم‌های یوسف پیامبر، ناسپاس و سلیمان نبی(ع) ـ كه بررسی‌شان و جایگاه این آثار منظور نیست ـ باشیم و از پیامبران و زعمای قوم بنی اسرائیل، از موسی(ع)، ‌هارون(ع)، حواریون(ع)، سلیمان(ع)، یعقوب(ع) و یحیی(ع) و... یادی بكنیم ولی بعد از سی سال و اندی هنوز درباره فردوسی، اثری برای ارائه نداشته باشیم؟ آیا شاهنامه، زندگی فردوسی و روایت كتابت آن اثر گرانبهای ایرانی نباید تبدیل به یك پروژه سینمایی ملی شود در حالی كه، هیچ اثری سینمایی درباره فردوسی، جز دو اثر، در سال‌های دور در ایران(1) و تاجیكستان در دست نیست.»

    و باز هم خواستم با اینكه زمان نشست پرسش و پاسخ به سرعت به پایان می‌رسید و بسیاری از خبرنگاران به‌رغم ثبت نام نتوانستند به طرح سئوال خود نائل شوند، بپرسم كه از پروژه فیلم حضرت محمد(ص) به چه میزان حمایت می‌شود ولی با دیدن و شنیدن فعل و انفعالات حاكم بر فضای نشست، از طرح این سئوال در جایگاه خبرنگاران صرف نظر كرده و با درك كمینه مهلتی كه در پیش رو داشتیم، فرصت پرسش را به دیگر خبرنگار همكار دادم.

    با توجه به متن سخنان و پرسش و پاسخ انجام شده در این نشست شرایط برای طرح سئوال مبنی بر ساخت اثری گرانقدر با محوریت فردوسی و اثر سُتُرگش آماده نبود و از آنجا كه سینمای ایران، هنوز در پی اصلاح زیرساخت‌ها و مسائل درون تشكیلاتی خود است، بعید می‌دانم زندگی حكیم ابوالقاسم فردوسی، حافظ (2)، عطار نیشابوری، مولانا (3)، خیام نیشابوری (4)، زندگی پرتلاطم كلهر (5)، سلمان سعدساوجی، مختوم قلی (6)، حلاج، رودكی و بسیاری از بزرگان ملی كشور، تا آینده‌ای نزدیك بر پرده سینماهای كشور ظاهر شود.

    القصه، شمقدری به عنوان یك فیلم‌ساز، در این نشست و در یك گفت‌وگو چندین بار با افتخار عنوان كرده است كه 12 سال فیلم نساخته است.

    صرف نظر از اینكه، یك سكاندار فرهنگی آن هم كسی كه به قول خود در یكی از حساس‌ترین زیرمجموعه‌های دولت، خدمتگزار مردم است، نمی‌تواند ادعایی در قبال نساختن فیلم داشته باشد و شایسته و بایسته هم، چنین است. و با فرض اینكه، ساخته‌های پیشین این هنرمند با استقبال ذهنی و نه موسمی مخاطب مواجه شده‌اند، باید مایه تاسف او و علاقه‌مندان سینمای این هنرمند باشد كه چنین نعمتی از سینمای ایران دریغ شده است و ایشان به عنوان یك هنرمند باید فیلم بسازند تا كارگردان به حساب آیند.(7)

    معاون سینمایی ارشاد به گونه‌ای به سینمای دوران اصلاحات خرده می‌گیرد كه خود به عنوان یك فرد فرهنگی و نه سیاسی واقف است كه همگی، كشتی‌نشستگان یك كشور هستیم و هر صاحب‌نظری در هر قوم و قبیله و مسلكی، اگر ایرانی است، در برابر هرگونه ویرانی پاسخگو است و اگر مورخ قلمش به خطا بلغزد، تاریخ نانوشته شفاهی در سویدای دل مردم، هیچگاه از یاد نخواهند برد كه كدام فیلم در كدام دوره، جاویدان است.

    نكته دیگر بحث چالش بین خانه سینما به عنوان نماینده صنوف سینمایی ایران و معاونت محترم ارشاد اسلامی است كه بدون نقد و نظری در این ارتباط، با چنین گفتمانی، تعاملی صورت نخواهد گرفت، حال اینكه از مجموعه ادعاهای دولتمردان در سیاست‌های كلی و به ویژه حساس‌ترین زیرمجموعه آن یعنی معاونت سینمایی ارشاد، همواره بحث بر تعامل است.

    آنچه نقد و بررسی نكات مطرح شده در این نشست را قابل تأمل ساخته است، ارجاعات جذاب معاون سینمایی ارشاد است كه علناً در رجوع پرونده‌های فیلم‌های مشهور به توقیفی، عنوان كرده است كه: «ما امنیت فیلم‌ساز را در صدر قرار داده‌ایم و امنیت خود را كنار گذاشته‌ایم.» نكته مهم در این گفته این است كه معاونت سینمایی همانگونه كه نشان داده است بنا دارد، با همه سختی‌ها، سعی كند فیلمی توقیفی نداشته باشد و حتی در جریان ساخت فیلمی در ژانر دفاع مقدس، اقرار كرده است كه در جریان حاضر شدن در لوكیشن فیلم زمهریر، «به كارشناسی‌های قبلی انجمن دفاع مقدس اعتماد كرده است» و پذیرفتن خطا، نشانگر انعطاف‌پذیری این مقام فرهنگی و اصولاً كاری است فرهنگی.

    اظهار نظر شمقدری در باب دفاع از سینمای كمدی، اگر چه قابل تقدیر است، اما دو نكته مغفول را گوشزد می‌‌كند. سینمای كودك با حساس‌ترین ویژگی‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی باید بر آنچه سینمای كمدی می‌نامیم پیشی گیرد و دیگر اینكه نقل قول شمقدری در دفاع از فیلم‌های كمدی چند سال اخیر ـ منظورم دوره خاصی نیست ـ متناقض است.

    ایشان در این نشست گفته است: «ما فكر می‌كنیم كه باید به فیلم كمدی كمك كرد و خطاهای آن را بپذیریم و از كارگردان‌ها می‌خواهیم از واژگان سخیف كمتر استفاده كنند.»

    حال قضاوت كنید، آیا فیلمی كه كمتر واژه سخیف داشته باشد،‌ قابل دفاع است؟ آیا بهتر نبود كه چنین درخواستی از كارگردانان كمدی‌ساز، تركیب واژگان دقیق‌تر و حساب‌شده‌تری داشت؟كدامیك از مشاوران فرهنگی و سینمایی در گذشته با كارگردانان سینما چنین از باب تساهل و بی‌تامل سخن رانده‌اند؟ (8)

    ایشان درباره چگونگی فرآیند فیلم‌های منتخب برای اكران خارج از كشور گفته است؛ «همانگونه كه شما وقتی به خارج می‌روید، به تیپ خود می‌رسید و با خود می‌گویید با چه قیافه‌ای بروم جنتلمن‌تر هستم، باید فیلم‌هایی كه می‌خواهند در خارج از كشور اكران شوند عزت و استقلال ملی را خدشه‌دار نسازند.»

    آیا واژه «فیلمفارسی» نچسب‌تر است برای سینمای مورد بحث ما یا واژه بیگانه جنتلمن؟ و آیا واژه «سخیف» می‌تواند در سیستم متریك واژگان سینمای ایران به عنوان درجه‌بندی ارزشمداری قرار گیرد؟ به‌نظر می‌رسد، آثار سینمای ایران كه هیچ، حتی فیلمی از سینمای هالیوود، بالیوود، آسیای جنوب شرقی و هر سرزمینی نباید سخیف باشد. كدام ملت از فیلمی حتی به قول آقای شمقدی با كمترین واژگان سخیف در اكران داخلی دفاع می‌كند؟ حال چه رسد به اكران خارجی كه با توجه دهكده جهانی امروز و با عنایت به سخن خود آقای شمقدری، آنجا كه گفت: «مردم بیشتر از ما فیلم می‌بینند و باید دانش خود را بیشتر كنیم»، نمی‌توان پذیرفت كه «مردم ما محرم هستند و بیگانگان نامحرم» كه اگر چنین بود، یك اثر هنری همچون شعر حافظ و مولانا جهانی نمی‌شد. باید قبول كنیم كه هنر زبان بین‌المللی است.

    نمی‌دانم و بضاعت چندانی در برجسته كردن این تناقض آشكار در سخنان معاونت محترم سینمایی ندارم، اما به ایشان حق می‌دهم كه تلقی دیگری از كاربردهای سینما به غیر از مقولات هنری داشته باشند.

    در روزگاری كه مستندسازان مغرض خارجی به دور از خط قرمز و روادید ارشاد، مستندهای گوناگونی با موضوعات سیاسی، گردشگری، اجتماعی و علمی از اقصی نقاط ایران تهیه می‌كنند و در شبكه‌های گسترده ماهواره به نمایش در می‌آورند، چگونه می‌توان توقع داشت، برخی فیلم‌ها را برای نمایش خارج از كشور سبك سنگین كرد؟

    بحث پالایش فرهنگی فیلم‌ها، منتج از پالایش فرهنگی جامعه است كه مایل به وارد شدن به عوامل موثر در آن نیستیم ولی بحث «شورای تخصصی انتخاب فیلم‌ها برای نمایش خارج از كشور» در هر صورت محكوم به شكست است.

    همانگونه كه «سینما پیاده‌رو»، بسیاری از محصولات مورد پسند و ذائقه «مخاطبان هوشمند» ایرانی را مهیا می‌سازد و همانگونه كه شاهدیم فیلم‌های هالیوودی به صورت همزمان در اكران جهانی در جای جای تهران قابل دسترسی است، نمی‌توان، به صرف اینكه اثری چون فیلم «هیچ» در برگیرنده خانواده‌ای در تهران نیست، مانع از اكران خارجی آن شد.

    تعجب نگارنده از آن جهت است كه جناب شمقدری خود فیلم‌ساز است و با ساخت فیلمی چون «بر بال فرشتگان» نشان داده است، سمبولیزم و سورئالیزم را می‌شناسد، چگونه می‌تواند چنین حكمی را برای نیافتن خانواده‌ای چون خانواده فیلم «هیچ» در تهران پیدا كند!(9)

     او گفته است: «در تهران امروز چنین حیاتی وجود ندارد.» آیا چند درصد از خانواده‌های حاضر در پایتخت، شبیه خانواده محترم روحانی در فیلم «طلا و مس» هستند؟ همچنان كه چنین پرسشی نارواست، چنین دیدگاهی در برابر موضوعیت هیچ ناروا قلمداد می‌شود.

    نكته آخر اینكه، با وجود اینكه جناب شمقدری صراحتاً عنوان كرده است كه: «سینمای مستند واقعاً می‌تواند نقطة اتكای سینمای داستانی ما باشد و هویت و فرهنگ ایرانی را تأمین كند و سینمای مستند بسیار برای ما مهم است.» پرسش اینجا است که مثلا چرا با توجه به نیاز به تنویر افكار جمعیت جوان ما،‌ از وقایع بعد از انتخابات سال گذشته، مستندی با حمایت و درایت مسئولان فرهنگی ارشاد ساخته نمی‌شود؟

     پی‌نویس‌ها:

    1ـ فیلم رستم و سهراب اثر مهدی رئیس فیروز درسال 1336، كه بنابر متن كتاب تاریخ سینمای ایران نوشته مسعود مهرابی، اسطوره ملی در چنگال فیلمفارسی شناخته شده است.

    فیلم دیگر، یعنی دومین فیلم سپنتا، فردوسی نام داشت كه در سال 1312 به شرح حال او پرداخته است كه رضاشاه در هنگام اكران فیلم، بخشی از سكانس‌های آن را نپسندید. مهم این است كه اولین فیلم‌ساز تاریخ سینمای ما شرح حال فردوسی را با تحمل ممیزی ساخته است. و فیلمی كوتاه 12 دقیقه‌ای نیز در سال 1354 درباره فردوسی ساخته شده است.

    2ـ تنها فیلمی كه با نام حافظ ساخته شد، اثری بود با مشاركت سرمایه‌گذار ژاپنی(!) كه ابوالفضل جلیلی هنوز موفق نشده است با اكران آن از ركوردداری بیشترین تعداد فیلم‌های غیراكرانی صرف نظر كند.

    3ـ گویا فیلم Rumi در هالیوود زودتر از پروژه مولانای داریوش مهرجویی ساخته می‌شود.

    4ـ تنها فیلمی كه درباره خیام ساخته شد متعلق به هالیوود است. با تأسف فراوان.

    5ـ تنها فیلمی كه درباره خوشنویسان ساخته شده به خاطر همت شخص زنده‌یاد علی حاتمی بود.

    6ـ فیلم مختوم قلی فراغی ساخته شوروی است.

    7ـ سعدی علیه الرحمه در گستان گفته است: «زنبور درشت بی‌مروت را گوی، باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن».

    8ـ در سال های دور، آندره مالرو كه بیشتر به نویسندگی شهره است به عنوان مشاور فرهنگی بیش از 4 بار به ایران سفر كرد او گفته است: «نیروی تصویر بر اختلاف‌های زبانی چیره می‌شود.» حال بسیار مشتاقم بدانم چگونه این نظر آندره مالرو را می‌توان با سیاست‌های بنیانی ارشاد تجمیع كرد. خط‌مشی سینمایی ارشاد در ترقیق توقیف، اكران جغرافیایی فیلم‌ها با توجه به سطح بینش قومیت‌های ایران است (به متن پرسش و پاسخ نشست رجوع شود)، به فرض اینكه كارشناسان دلیری وجود داشته باشند كه بتوانند قومیت‌ها را درجه‌بندی كنند، آیا این خدشه به رسالت سینما به عنوان زبانی بصری عالم‌گیر نیست؟!

    9ـ كارگران و نویسنده فیلمنامه «هیچ» در هیچ جایی عنوان نكرده‌اند كه این فیلم پایه رئال دارد و براساس داستانی واقعی شكل گرفته است.
    ادامه
    هومن ظریف  , rezaeyan
    هومن 11 سال پیش
    با رویش دوباره گل از اظهار خستگی خجل می شوم