رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063

رِوایتگر رٰاوی فَتح

  گمنامی برای شُهرت پرست­ها دردآور است،اگرنه همه اجرها در گمنامی است. [شهید سید مرتضی آوینی]
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063

رِوایتگر رٰاوی فَتح

مطالب تصاویر 42
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
#نفرین_بر_تروریست
#تسلیت
#اهواز
به "رٍوایتگر راوی فَتح" در پیام رسان ایتا بپیوندید:
http://eitaa.com/joinchat/479985676C1239cc0260
ادامه
99
24
4
22
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
رِوایتگر راٰوی فَتح:
...شام غریبان همراه با گنجینه دار عالم رنج زینب کبری (س) به روایت "سید مرتضی آوینی"...
و این تویی اکنون، مسافر سفر بلند شب که در اشتیاق روز، چشم به افق طلوع دوخته‌ای و انتظار می‌کشی. اگر شب نبودو اگرشب، ‌ آن همه بلند و ژرف نبود، این اشتیاق نبود. گل وجود آدمی خاک فقر است که با اشک آمیخته‌اند و در کوره رنج پخته‌اند. زینب کبری گنجینه دار عالم رنج است. او را اینچنین ب‌شناس! او محمل گرانبار‌ترین رنج‌هایی است که در این مبارکه نهفته: لقد خلقنا الانسان فی کبد. او وارث بیت الاحزان فاطمه است و بیت الاحزان قبله رنج آدمی است.
منبع: گزیده ی مقاله "فتح خون" فصل ششم: ناشئه الیل// اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
16
2
19
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
بِسم الرَب الحُسین
حلقوم ها را می‌توان برید اما فریادها را هرگز
فریادی که از حلقوم بریده برمی‌آید، جاودانه می‌ماند.
"سید مرتضی آوینی"
ادامه
61
4
44
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
.............شب "تاسوعا" همراه با علمدار کربلا به روایت "سید مرتضی آوینی"................
دستان عباس بن علی قطع شده بود كه آن ملعون توانست گرز بر سر او بكوبد. اما تا دستان ظاهر بریده نشود، بال های بهشتی نخواهد رست. اگر آسمان دنیا بهشت است ، آسمان بهشت كجاست كه عباس بن علی پرنده آن آسمان باشد؟ فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمده اند و مبهوت از تجلیات علم لدنّی انسان، به سجده در افتاده اند تا آسمان ها و زمین، كران تا كران ، به تسخیر انسان كامل درآید و رشته اختیار دهر به او سپرده شود؛ اما انسان تا كامل نشود، در نخواهد یافت كه دهر، بر همین شیوه كه می چرخد، احسن است.
منبع: گزیده ی مقاله "فتح خون" فصل دهم: تماشاگه راز // اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
48
8
39
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
آنان كه با چشم ظاهر می نگرند او را دیده اند كه بر بالین علی اكبر علی الدنیا بعدك العفا گفته است و بر بالین قاسم عزَّ والله علی عمك ان تدعوه فلا یجیبك او یجیبك ثم لا ینفعك و اكنون بر بالین ابی الفضل عباس می گوید: الان انكسر ظهری و قلت حیلتی ،اما حجاب های نور را نمی بینند كه چه سان از هم دریده و رشته های پیوند روح را به ماسوی الله چه سان ازهم گسسته ! نه ماسوی الله ، كه اینجا كلام نیز فرشته سان فرو می ماند.
منبع: گزیده ی مقاله "فتح خون" فصل دهم: تماشاگه راز // اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
26
1
23
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
عقل بی اختیار. اما قلمرو آل كسا، ساحت امانتداری و اختیار است و جبرائیل را آنجا بار نمی دهند كه هیچ ، بال می سوزانند . آنجا ساحت انی اعلم ما لاتعلمون است ، آنجا ساحت علم لدنی است ، رازداری خزاین غیب آسمان ها و زمین؛ آنجا سبحات فنای فی الله است و بقای بالله ، و مرد این میدان كسی است كه با اختیار ،از اختیار خویش درگذرد و طفل اراده اش را در آستان ارادت قربان كند ... و چون اینچنین كرد، در می یابد كه غیر او را در عالم اختیار و اراده ای نیست و هر چه هست اوست.
منبع: گزیده ی مقاله "فتح خون" فصل دهم: تماشاگه راز // اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
42
6
31
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
آری ، انسان امانتدار آفرینش خویش است و عوالم بیرونی اش عكسی است از عالم درون او در لوح آینه سان وجود.طوفان كربلا ، طوفان ابتلایی است كه انسانیت را درخود گرفته و آن كرانه های فراغت، سراب های غفلتی بیش نیست . انسان كشتی شكسته طوفان صدفه نیست، رها شده بر پهنه اقیانوس آسمان؛ انسان قلب عالم هستی و حامل عرش الرحمن است، و این سیاره؛ عرصه تكوین . اینجا پهنه اختیار انسان است و آسمان عرصه جبروت ، و امرتكوین در این میانه تقدیر می شود... آه از بار امانت كه چه سنگین است!
عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف، حسین است . اینجا دركربلا ، در سرچشمه جاذبه ای كه عالم را بر محورعشق نظام داده است، شیطان اكنون در گیرودار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در كربلاست كه شمشیر شیطان از خون شكست می خورد؛ از خون عاشق،خون شهید.
منبع: گزیده ی مقاله "فتح خون" فصل نهم: سیاره رنج // اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
28
5
25
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
آنجا سرزمین خشك و بی آب و علفی بود در نزدیكی نینوا ، اما كربلا هم نبود؛ اگر چه كربلا را نیز « عشق » كربلا كرد. حُر بن یزید از امام خواست كه در همان جا فرود آیند . امام گفت : « ما را بگذار كه در یكی از قریه های نزدیك فرود آییم ،‌نینوا ،‌ غاصریه و یا شفیه .» حُر كه هنوز « حُر» نگشته بود ، گفت: « نه ، نمی توانم ؛ این مرد را به مراقبت من گماشته اند.» زهیر بن قین گفت : « ای فرزند رسول الله ، جنگ با اینان سهل تر از جنگ با كسانی است كه ازاین پس به مقابله ما می آیند . » و حسین فرمود : « من نیستم آن كه جنگ را آغاز كند.»
قافله عشق به سرمنزل جاودان خویش نزدیك می شود... واین عاقبت كار عشق است . موكب امام به هر سوی كه می رفت ، به سوی دیگرش سوق می دادند تا روز پنجشبه دوم محرم سال شصت و یكم هجری به كربلا رسید .
منبع: گزیده ی مقاله "فتح خون" فصل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ// اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
41
5
19
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
اكنون هنگام آن است كه در قافله امام ، صف اصحاب عاشورایی از فرصت طلبان ابن الوقت و بادگرایان جدا شود، چرا كه دیگر همه می دانند كوفه در تسخیر ابن زیاد است .از كوفه نسیم مرگ می وزد، نسیمی كه بوی خون گرفته است... اما هنوز راه های بازگشت مسدود نیست و بیابان ، وادی حیرتی است كه از اختیار انسان تا جبروت حق گسترده است . برای آنان كه دل به امام نسپرده اند، این وادی ، عرصه بی فردای دهشتی طاقت فرساست . اما برای اصحاب عاشورایی امام عشق ... آنها دركوی دوست منزل گرفته اند واینچنین ،از زمان و مكان و جبر واختیار گذشته اند ... این باد نیست كه بر آنان می وزد؛ آنها هستند كه برباد می وزند . آنها از اختیار خویش گذشته اند تا جز آنچه او می فرماید اراده ای نكنند و چون اینچنین شد ، جبروت حق از آیینه اختیار تو ساطع می شود . آیینه را رسم این است كه « انا الشمس » بگوید ، اما تو او را اذن مده تا این « انا » را حجاب «هو» كند .
منبع: مقاله "فتح خون" فصل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ // اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
25
2
8
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: كل یوم عاشورا و كل ارضٍ كربلا... این سخنی است كه پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.
... و تو ، ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اكنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار می كشد تا تو زنجیر خاك از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان ، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی...
((یاران! شتاب كنید ، قافله در راه است . می گویند كه گناهكاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهكاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند .))
گزیده ی مقاله فتح خون / فصل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
ادامه
29
2
28
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد. خدایا، چگونه ممکن است که تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی که در شب هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده‌اند و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟ آنان را می‌گویم که عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ کره ارض است. هیهات ما ذلک الظن بک ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است. پس چه جای تردید؟ راهی که آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر می‌خیزد. واگر نه، این راحلان قافله عشق، بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به کدام دعوت است که لبیک گفته اند؟
الرحیل! الرحیل!
اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را!
اکنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان طریق عشق می‌دانند که ماندن نیز در رفتن است. جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی و این اوست که ما را کشکشانه به خویش می‌خواند.
گزیده ی مقاله فتح خون فصل اول: مناظره عقل و عشق / اثر ماندگار "سید مرتضی آوینی"
به “رِوایتگر رٰاوی فَتح” در پیام رسان «ایتا» بپیوندید:
http://eitaa.com/joinchat/479985676C1239cc0260
ادامه
15
2
21
رِوایتگر رٰاوی فَتح  , meisam063
پیام رسان «ایتا» را از طریق لینک زیر نصب بفرمایید
https://www.eitaa.com
و پس ایجاد حساب کاربری از طریق لینک زیر
http://eitaa.com/joinchat/1972764673Gae0a613b8d
در پیام رسان «ایتا» به گروه «رِوایتگر راٰوی فَتح» بپیوندید.
ادامه