نرم افزار اندروید کلوب
مهرداد  , mehrdadlamei

مهرداد

 خوشا آن دل که غیر از عاشقی آزاری نمی آید از او...
مهرداد  , mehrdadlamei

مهرداد

مطالبدوستان 149
مهرداد  , mehrdadlamei
مهرداد 9 ماه پیش
خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من، بى تو به سر نمی شود ...! مولانا
99
کامنت بنویسید...
مهرداد  , mehrdadlamei
شنبه 3 فروردین ، 00:31
سال نو شما هم مبارک خانم کژال
ادامه
کژال  , 65kazhal
شنبه 3 فروردین ، 00:24
سال نو مبارک
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
دلم آغوشی می‌خواهد از جنس سادگی
بوسه‌ای از طعم معجزه
و آدمی که بیش از معجزه به عشق معتقد باشد، چرا که معجزه هایمان هم تشنه‌ی عشق است...
دوستی از جنس مهر، هم صحبتی از جنس انسانیت و شفافیت
لحظه‌ای فقط لحظه‌ای قدرت فهمِ همدیگر را داشته باشیم که بتوانیم هفته‌ها با خوش بودنِ همان یک لحظه بهم لبخند بزنیم...
دلی داشته باشیم پراز عاطفه
عاطفه‌ای که تهی از خودخواهی باشد و بس
و در آخر کلامی بگویم از جنس صداقت.
دلم رفیقتی می‌خواهد‌ که کلامم را بفهمد بی آنکه دلتنگی را بهانه کنم و این تمام من است.....فقط لحظه‌ای فَهم کافیست...

فریناز_مژده‌آور
ادامه
کامنت بنویسید...
کژال  , 65kazhal
شنبه 3 فروردین ، 00:23
زیبااااااااااا بود
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
مهرداد 9 ماه پیش
آرزوی داشتنت، همانندِ پیله ایست که هیچ وقت پروانه نشد...!
کامنت بنویسید...
کژال  , 65kazhal
شنبه 3 فروردین ، 00:23
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
یکشنبه 26 اسفند ، 17:18
خانم بهار ...
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
تو چه حُسنی

كه مَنت

عاشقِ مادر زادم

شهریار
ادامه
کامنت بنویسید...
کژال  , 65kazhal
شنبه 3 فروردین ، 00:24
زیباااااااااست
ادامه
ناناس سیمونیان , dokhmallebaba
جمعه 2 فروردین ، 18:20
Like
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
مهرداد 9 ماه پیش
خاطره یک پیراهن خالیست که اندازه‌ی هیچ‌کس نمی‌شود باید آویزانش کرد در باد و با رقصش پیر شد..
کامنت بنویسید...
کژال  , 65kazhal
شنبه 3 فروردین ، 00:24
زیبااااااااااا
ادامه
پگاه م , pegah811
چهارشنبه 22 اسفند ، 13:33
تشبیهی زیبا
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
سه شنبه 21 اسفند ، 15:07
درسته
ادامه
م ک  کامی  , mkamy
چه عاشقانه
سجده ی نیاز بر دامانت گذاشتم . . .
چه شاعرانه
سوره های بهشتی را در گوشم زمزمه کردی . . .

چه دیوانه وار
خواب اصحاب کهف را در آغوشت مرور کردم . . .

چه ملتمسانه . . .
سر بر سینه ی خیالم ساییدی . . .!!!
#م.ک....کامی . . .
ادامه
کامنت بنویسید...
پگاه م , pegah811
چهارشنبه 22 اسفند ، 13:34
عالی
ادامه
یگانه بهاری , yegane_baharei
یکشنبه 19 اسفند ، 08:45
زیباااا
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
9 ماه پیش
روز جهانی زن
ادامه
کامنت بنویسید...
پگاه م , pegah811
چهارشنبه 22 اسفند ، 13:34
+++
ادامه
 پرواز  , anarestan60
سه شنبه 21 اسفند ، 19:24
+++++
ادامه
هشت  , hiyouhi
یکشنبه 19 اسفند ، 14:03
خواهش میکنم.. تشکر
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
«نامه ای عاشقانه از دختری در عهد قاجار»

( نمونه ای از نامه نگاری های قدیمی)

​​​​ بسم المعطّرٌ الحبیب

تصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم وُ زنده شدم تا کاغذتان برسد، این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده.

زن جماعت را کارِ خانه وُ طبخ وُ رُفت و روب وُ وردار و بگذار نکُشد، همین بی‌هم دمی و فراق می‌کُشد.

مرقوم فرموده بودید؛ به حبس گرفتار بودید، در دل مان انار پاره شد.

پری‌دُخت تو را بمیرد، که مَردش اسیر امنیه‌ چی‌ها بوده و او بی‌خبر، در اتاق شانهٔ نقره به زلف می‌کشیده.

حی لایموت سرشاهد است؛ که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده.
اوضاع مملکت خوب نیست؛ کوچه به کوچه مشروطه‌ چی چنان نارنج‌هایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند وُ جواب آزادی‌خواهی، داغ و درفش است وُ تبعید و چوب و فلک.

دل مان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است؛ که از فرنگ مرسول داشته‌ایدُ شب به شب بر گیس می‌مالیم.

سَیّد محمود جان!.

مادیان یاغی و طغیان‌گری شده‌ام؛ که نه شلاق و توپ و تشر آقاجان مان رام مان می‌کند و نه قند و نوازش بیگم باجی.

عرق همه را درآورده‌ام و رکاب نمی‌دهم، بماند که عرق خودم هم درآمده.

می‌دانید سَیّدجان، زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یک‌جا قُرص باشد، صاحاب داشته باشد، دلِ بی‌صاحاب، زود نخ‌کش می‌شود، چروک می‌شود، بوی نا می‌گیرد، بید می‌زند. دلْ ابریشم است.

نه دست و دلم به دار چین‌ نویسی روی حلوا و شُله‌ زرد می‌رود، نه شوق وسمه وُ سرخاب وُ سفیدآب داریم.

دیروزِ روز بیگم باجی، ابروهای مان را گفت: پاچهٔ بُز.
حق هم دارد، وقتی آن که باید باشد و نیست، چه فرق دارد پاچهٔ بُز بالای چشم‌ مان باشد، یا دُم موش و قیطانِ زر .

به قول آقاجان مان؛ دیده را فایده آن است که دلبر بیند.

شما که نیستید وُ خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میل تان بود؛ بماند در زیر زمین مطبخ و زهر ماری نشود کار خداست.

چلّه‌ها بر او گذشته، بر دل ما نیز.

عمرم روی عمرتان آقا سَیّد، به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم؛ ولی به واللّه بس است، به گمانم آن قدری که در فالکوتهٔ طب پاریس طبابت آموخته‌اید که، به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید.
بس کنید، به تهران مراجعت فرمایید وُ به داد دل ما برسید، تیمارش کنید وُ بعد دوباره برگردید.

دل خوش کُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد وُ شیشهٔ عطری که رو به اتمام است.

زن را که که می‌گویند ناقص‌العقل است، درست هم هست؛ عقل داشتیم که پیرهن‌تان را روی بالش نمی‌کشیدیم وُ گره از زلف وا کنیم وُ بر آن بخُسبیم.

شما که مَردید، شما که عقل‌تان اَتّم وُ اَکمل است، شما که فرنگ دیده‌اید وُ درس طبابت خوانده‌اید، مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید؛ این ضعیفهٔ ناقص‌العقل چه کند!؟.

تصدقت پری‌دُخت

بوسه به پیوست است.

پری‌دخت، مراسلات پاریس طهران
ادامه
کامنت بنویسید...
افسانه  , afsaneh_95
شنبه 17 فروردین ، 12:54
عاااالی..
ادامه
یگانه بهاری , yegane_baharei
یکشنبه 19 اسفند ، 08:46
چه پر احساس و زیبا
پیوستش
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
مهرداد 9 ماه پیش
در خطوط ته فنجان قهوه ام همیشه نقش توست نمی ترسم هر جا بروی مال منی ! نسرین بهجتی
کامنت بنویسید...
کژال  , 65kazhal
شنبه 18 اسفند ، 15:34
زیبااااااااااا
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
چهارشنبه 15 اسفند ، 10:22
مهستی عزیز سال هاست که همین کارو کردم
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
مهرداد 10 ماه پیش
هیچ بارانی جای پای تو را از کوچه قلبم نخواهد شست.
کامنت بنویسید...
مهرداد  , mehrdadlamei
چهارشنبه 15 اسفند ، 10:23
ادامه
مهستی  آشنا , honeybunch
چهارشنبه 15 اسفند ، 09:40
جز باران بهاری
ادامه
پگاه م , pegah811
دوشنبه 13 اسفند ، 15:28
لایک
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei

روزی استاد شهریار نامه ای دریافت می‌کند. بی آنکه روی پاکت آن آدرسی از فرستنده آن باشد.
متن نامه اما به روشنی نشان می داد که این نامه از سوی معشوق دوران جوانی شهریار است.معشوقی که شهریار هرگزنتوانست وصال او را بچشد مضمون نامه بدین قرار بود.

??شهریار عکست را در مجله ای دیدم خیلی شکسته شده ای ،سخت متاثر شدم گفتم خدای من این چهره‌ی دلداده من است؟این همان شهریار است؟این قیافه نجیب و دوست داشتنی دانشجوی چهل سال پیش مدرسه دارالفنون است؟
نه من خواب می بینم.سخت اشک ریختم. طوری که دختر کوچکم سهیلا علت دگر گونیم را پرسید.به او گفتم:عزیزم برای جوانی از دست رفته و خاطرات فراموش نشدنی آن دوران گریه میکنم.
به یاد آن شبی افتادم که می خواستی مرا به خانه مان برسانی همان که به در خانه رسیدیم گفتم!
نمی گزارم تنها برگردی وقتی تورا به نزدیک منزلت رساندم تو گفتی صحیح نیست یک دختر در این دل شب تنها برود و دوباره برگشتیم.و آنقدر رفتیم آمدیم که سپده دمیده (روشنی صبح شده بود)بود یادت هست که والدینم چه نگران شده بودند؟آیا یادت هست به ایلاق مان پیاده آمده بودی که و من در اتاق به تمرین سه تار که به یاد داده بودی مشغول بودم ؟اکنون نیز گاه گاه سه تار را بدست میگرم و غزل زیر ترا زمزمه می‌کنم!
*-گزشته من و جانان به سینما ماند-*
-*خدا ستاره ی این سینما نگه دارد...-*
و روزی بعد استاد پاسخ نامه دوست جوانی اش را که پری خطاب می‌کرد. چنین سرود.
پیر اگر باشم چه غم ،عشقم جوان است ای پری
و این جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری
هرچه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجیب
دل دهد تاوان تن اگر ناتوان است ای پری
پیل ماه سال را پهلو نمی کردم تهی
با غمت پهلو زدم،غم پهلوان است ای پری
هر کتاب تازه ای کز ناز داری خود بخوان
من حریفی کهنه ام درسم روان است ای پری
یاد ایام که دل ها بود لبریز امید
آن اوان هم عمر بود این هم اوان است ای پری
روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت
نوش دارویش. هنوز از پی دوان است ای پری
ادامه
کامنت بنویسید...
مجید ف , majid13520
یکشنبه 18 فروردین ، 07:47
جای بحث زیاد داره ....
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
چهارشنبه 15 اسفند ، 10:24
عشق چو در دلت ریشه زد تا دم مرگ همراهت هست
ادامه
مهستی  آشنا , honeybunch
چهارشنبه 15 اسفند ، 09:45
رفیق
نمیدونم
من هنوز هم با همه پیری دل داده ام
شوق عشق پیری و خواندن این نامه چشمم نم زد
عشق چون شراب است هر چه بگذرد سکر اور تر است
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
(روز زن به تمام زنان دنیا و همه بانوان گرامی کلوب و اد لیست عزیزم تببریک عرض میکنم

مادر ...

کافی است صدایت بزنم تا حیاط از گلهای مریم و نسترن پر شود

نگاهم کنی

کانون نفس کشیدن هایی رو به خدا میشوم

باور تمام شاپرک ها

آرزوی تمام پنجره ها

شنیدن جمله های سرشار از چشمه توست

مادر ...

میشود با تو بود و از کهکشان ها جمله نوشت

از اسمان ها ستاره چید

بگذار خودم را راحت کنم

مادر
تو که نباشی

زبان مادری ام را فراموش میکنم

شاعرانگی شعرهایم بر باد میرود

مادر ........!!!!!!....
باران رضاپور
ادامه
کامنت بنویسید...
مهستی  آشنا , honeybunch
چهارشنبه 15 اسفند ، 09:47
وای بر دل مادران
که این دل هرگز متعلق به خودشان نبوده
همیشه بزیر پای فرزندان
ادامه
م ک  کامی  , mkamy
نوشته م ک برای مهرداد 10 ماه پیش
چشمهایش بهانه بود . . .
آغوشش افسانه . . .

کوتاه نیامد
سر به شانه اش گذارم
برای لختی گریستن . . . . !!!
#م.ک...کامی
ادامه
کامنت بنویسید...
مهرداد  , mehrdadlamei
یکشنبه 5 اسفند ، 22:56
چشم هایت
بهانه
زندگی ام...
ادامه
آیدا  , aidanturner
یکشنبه 5 اسفند ، 22:47

تا خدا میروم!!
وقتی!
پای چشم هایت درمیان باشد
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
چهارشنبه 1 اسفند ، 17:35
افسانه ها
دلم را
بی بهانه کرده
ادامه
مهرداد  , mehrdadlamei
برای تو آغوش می فرستم
با بزرگترین اتفاق های عاشقانه
با واقعی ترین تابش آفتاب
با کلی مواظب خودت باش
گاهی
زیر گنبد کبود
داشتن کسی شبیه آب
تنها دلیل شاعر شدن می شود
گاهی هم
ممنوع تر از
موهای ریخته در باد
ابراز عشق است
در انتهای خیابانی تاریک
اما
تو به هیچ چیزی فکر نکن
عشق من به تو
از ابتدایی صبح شروع می شود
و تا مهتاب ترانه می خواند
ادامه خواهد داشت

باران رضا پور
ادامه
کامنت بنویسید...
بهرام خلیلی , 12987
چهارشنبه 8 اسفند ، 13:32
زیباا
ادامه
آیدا  , aidanturner
یکشنبه 5 اسفند ، 22:47
عاااااااااالی
ادامه
ریحانه  , atimah59
یکشنبه 5 اسفند ، 16:48
زیباست ..
ادامه