نرم افزار اندروید کلوب
 سید مجتبی  , hp11

سید مجتبی

 هر کس بر خداوند توکل کند پس خداوند برای کفایت امر او کافیست.
 سید مجتبی  , hp11

سید مجتبی

مطالب
 سید مجتبی  , hp11
ممکن است عـاشـق زیبــایـی کسی شـویـــد،
امــایـادتـان بــاشد که در نهــایت مجبـــوریــد بـا
"سیـــرت" او زنـــدگـی کنیــد نـه "صـورت" او ...
ادامه
99
162
7
51
 سید مجتبی  , hp11
رضا سگ باز(!)
یه لات بود تو مشهد...
هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!
یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“
رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!
چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!
به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!
مدتی بعد....
شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!
چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“
رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!
وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:
”آهای کچل با تو ام.....! “
یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“
رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!
چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“
چمران و آقا رضا تنها تو سنگر.....
رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!
شهید چمران: چرا؟!
رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده....!
تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه.....
شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!
هِی آبرو بهم میده.....
تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!
منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!
رضا جا خورد!....
..... رفت و تو سنگر نشست.
آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی رفت، زار زار گریه می کرد!
تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟؟؟
اذان شد.
رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.
..... سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد.....
رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش)
یه توبه و نماز واقعی........

ب نقل از کتاب "خاطرات شهید مصطفی چمران"
ادامه
660
85
291
 سید مجتبی  , hp11
پرسپولیس زندگیمه 2 سال پیش
L I K E
ادامه
2013
800
1131
 سید مجتبی  , hp11
از عقابی پرسیدند:

آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟

عقاب لبخند زد و گفت :

من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم!

من در اوج بلندی ،نگاهم همیشه به زمین است....
ادامه
237
24
83
 سید مجتبی  , hp11
285
36
101
 سید مجتبی  , hp11
شگه خوشت اومد لایک کن
________________برای حمایت مطالب را پست مجدد کنید ______________________
ادامه
179
36
101
 سید مجتبی  , hp11
112
7
46
 سید مجتبی  , hp11
دانشجویی میگفت :
یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است.
مسابقه شر وع و بعداز یکدقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.
سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت :من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد.!
ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم.
میتوانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
. چنانچه شایسته دانستید به اشتراک بگذارید شاید انتشارش بر جامعه ای تاثیر گذار باشید.
سپاس
شاد باشید
ادامه
245
36
156
 سید مجتبی  , hp11
چشمانت را ببند
و دستت را بر روے قلبم بگذار
خودش مے خواهد بـہ تو بگوید ، دوستت دارم ...
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

✿✿✿(¯`*•.¸✿ ♫ ░D░E░L░T░A░N░G░I░ ♫ ✿¸.•*´¯)✿✿✿
ادامه
32
7
20
 سید مجتبی  , hp11
در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوشم رسید؛
_آقا این بسته نون چند؟
فروشنده با بی حوصلگی گفت: هزار و پونصد تومن!
پیرمرد با نگاهی پر از حسرت رو به فروشنده گفت:
نمیشه کمتر حساب کنی؟!!
توی اون لحظات توقع شنیدن هر جوابی رو از فروشنده داشتم جز این که شنیدم!؛
_نه، نمیشه!!
دوره گرد پیر، مظلومانه با غروری که صدای شکستنش گوشمو کر کرده بود بسته ی نون رو سر جاش گذاشت و از مغازه خارج شد!
درونم چیزی فروریخت...هاج و واج از برخورد فروشنده به دوستم چشم دوخته بودم.
از نگاه غمگینش فهمیدم اونم به چیزی فکر میکنه که من فکر میکنم!
یه لحظه به خودم اومدم، باید کاری میکردم.
این مبلغ بینهایت ناچیز بود اما برای اون پیرمرد انگار تمام دنیا بود!
به دوستم گفتم تا دور نشده این بسته نون رو بهش برسون!
پولش رو حساب کردم و از مغازه خارج شدم.
پیرمرد بینوا به قدری از دیدن یه بسته نون خوشحال شده بود که انگار همه ی دنیا توی دستاشه!
چه حس قشنگی بود...
.
اون روز گذشت...
شب پشت چراغ قرمز یه دختر بچه ی هفت، هشت ساله
با یه لبخند دلنشین به سمتم اومد؛
ازم فال میخری؟
با لبخند لپشو گرفتمو گفتم چند؟
_فالی دو هزار تومن!
داخل کیفمو نگاه کردم اما دریغ از حتی یه هزار تومنی!
با ناراحتی نگاش کردمو گفتم عزیزم اصلا پول خرد ندارم!
و با جوابی که ازش شنیدم درون خودم غرق شدم...
_اشکال نداره، یه فال مهمون من باشید!!
بی اختیار این جمله چند بار توی ذهنم تکرار شد؛
_یه فال مهمون من باش!!

از اینهمه تفاوت بین آدمها به ستوه اومدم!
صبح رو به خاطر آوردم، یه فروشنده ی بالغ و به ظاهر عاقل
که صاحب یه مغازه ی لوکس توو بهترین نقطه ی شهر تهران بود
از هزار و پونصد تومن ناقابل نگذشت
اما
یه دختر بچه ی هفت، هشت ساله ی فال فروش دوست داشت یه فال مهمونش باشم و از دو هزار تومنش گذشت......
.
همین تلنگرای کوچیک باعث میشه ما آدما بهمون ثابت بشه که
"مرام و معرفت" نه به سنه، نه به داراییه، نه به سطح سواد آدما!
معرفت یه گوهر نابه که خدا نصیب هر آدمی نمیکنه
ادامه
 سید مجتبی  , hp11
امام على " علیه السلام ":

كسى كه تو را براى دارایى ات احترام كند
در هنگام ناداری ات تو را خوار شمارَد ...

میزان الحكمه، ج 8، ص 532
ادامه
59
13
25
 سید مجتبی  , hp11
●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬ ♔ رسانه شاه کلوب و ملکه کلوب ♔ ▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬●
★ ❤ لطفا با پست مجدد اطلاع رسانی کنید :) ❤ ★
★ اگه خوشت اومد واسه ادد لیستت پست مجدد کن اونا هم ببینند .... ممنون ★
_____________________________________
شاه کلوب در تلگرام : آیدی : shahcloob@ لینک : Telegram.me/shahcloob
_____________________________________
❤ لایک و پست مجدد تا همه شرکت کنند ❤=D>:x=D>
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
★•*´`*•.¸★★¸.•¨ لــآیڪ ڪــטּــیــב پسند ڪنید كپی نكنید `*•.¸★★¸.•*•★
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
« براے حمایت از رسانه ♛ شاه کلوب ♛ مطالب را با پست مجدد به اشتراڪ بگـذارید »
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ادامه
610
58
600
 سید مجتبی  , hp11
ﺷﺶ ﺁیین ﺯﻧﺪﮔﯽ :

ﻗﺒﻞﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ
ﻗﺒﻞﺍﺯ ﺻﺤﺒﺖﮐﺮﺩﻥ
ﮔﻮﺵ ﮐﻦ
ﻗﺒﻞﺍﺯ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻥ
ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭ
ﻗﺒﻞﺍزﻧﻮﺷﺘﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻗﺒﻞﺍﺯﺗﺴﻠﯿﻢﺷﺪﻥﺗﻼﺵ ﮐﻦ
ﻭﻗﺒﻞﺍﺯﻣُﺮﺩﻥﺯﻧﺪﮔﯽکن
ادامه