حسین عبدوس , hosein135

حسین عبدوس

 صبا اگر گذری افتد به کشور دوست ...
حسین عبدوس , hosein135

حسین عبدوس

مطالب تصاویر 10
حسین عبدوس , hosein135
رنجبر گل‌محمدی: وحدت، سرمنشأ تفکر عرفانی، و ناشر وحدت در عالم سیدالشهدا علیه‌السلام است و هیچ عرفانی اگر منتهی به گودی قتلگاه نشود، عرفان نیست/ وقتی سیدالشهدا علیه‌السلام بهشتی را که نماد کثرت بود نشان اصحابش داد، ایشان رد کردند، چون به دنبال وحدت بودند و وحدت را خلاصه در وجود امام حسین علیه‌السلام یافتند/ حـافـظ، از جمله‌ی عارفانی است که درک کرده بود سیدالشهدا(ع)، ناشر وحدت در عالم است و لذا اشعار او درون‌مایه‌های عاشورایی دارد / شعر او شمشیری عاشورایی است که از آن خون می‌چکد.



اولین جلسه شرح عاشورایی بر غزلیات حافظ، در روز چهارشنبه یازدهم اسفند ماه 94 برگزار شد. غلامعلی رنجبر گل‌محمدی در این جلسه به پاره‌ای از مقدمات درباره دلیل التزام به شرح عاشوراییِ غزلیات حافظ پرداخت.



گل محمدی با اذعان به اینکه سرمنشأ تفکر عرفانی، وحدت است، گفت: شارح و ناشر وحدت در عالم وجود سیدالشهدا علیه‌السلام بوده و هیچ عرفانی اگر منتهی به گودی قتلگاه نشود، عرفان نیست بلکه گمراهی است.
وی با اشاره به متن اشعار حافظ، او را از جمله‌ی عارفانی دانست که شارح و ناشرِ وحدت بودنِ سیدالشهدا علیه‌السلام در عالم را درک کرده است و لذا اشعار او درون‌مایه‌های عاشورایی دارد.
او در ادامه بیتی معروف از دیوان این شاعر شیرازی را نمونه آورد و گفت: اینکه حافظ می‌گوید: «دوش از مسجد سوی میخانه آمده پیر ما/چیست یاران معاشر (طریقت) بعد از این تدبیر ما» اشاره دارد به آن شبی که سیدالشهدا شبانه ترک حج و مسجدالحرام کرد و رو به سوی گودی قتلگاه (میخانه) آورد تا جام وحدت و معرفت را منتشر کند. لذا تدبیر یاران معاشر (سالکان عاشورایی) این است که خود را بدانجا رسانند تا طعم وحدت را چشند.
رنجبر گل‌محمدی در پاسخ به این سؤال که: «منظور از وحدت چیست؟»، از قول قائلان وحدت وجود در عالم پاسخ داد: ایشان معتقدند عالم در عین کثرت، در وحدت است، یعنی چیزی جز خداوند وجود ندارد. مثلاً وقتی برای جُنِید (عارف قرن دو و سه) روایتی می‌خوانند که «کان‌الله و لم یکن معه شیء» یعنی روزی در عالم بوده است که خدا بوده و غیر از او هیچ چیز دیگری نبوده است، جنید می‌گوید: «الآن کما کان» یعنی اکنون هم همین‌گونه است. شیخ محمود شبستری نیز در کتاب گلشن‌راز که یک دور عرفان کامل است می‌گوید: «جناب حضرت حق را دویی نیست/در آن حضرت من و ما و تویی نیست/من و ما و تو و او هست یک چیز/که در وحدت نباشد هیچ تمییز». شاعر دیگری هم گفته است: «موج‌هایی كه بحر هستی راست/جمله مر آب را حباب بود/گرچه آب و حباب باشد دو/در حقیقت حباب آب بود/پس از این روی هستی اشیا/راست چون هستی سراب بود». از این روست که برخی عرفا وحدت را رحمانی و کثرت را شیطانی می‌دانند. البته حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه کثرت را محل گذر برای رسیدن به وحدت دانسته و ماندن در آن را ضلالت خوانده است.
گل‌محمدی در تبیین این مسئله به طنزی معروف اشاره کرده و گفت: مادر و دختری در کنار ویترین طلافروشی بودند و دختر مبهوت زیورآلات. مادر گفت طلاها را رها کن و به فکر طلا فروش باش که اگر آن را به دست آوری همه‌ی این طلاها یک جا برای تو خواهد بود.
سپس از این مثال گریزی به مسئله انتشار وحدت از وادی امام حسین علیه‌السلام زد و گفت: وقتی سیدالشهدا علیه‌السلام بهشتی را که نماد کثرت بود (زیرا که به آب و درخت و میوه و باغ و حور و انواع خوشی‌ها وصف می‌شود) از بین دو انگشت نشان اصحابش داد، ایشان رد کردند، چون به دنبال وحدت بودند و وحدت را خلاصه در وجود امام حسین علیه‌السلام یافتند. «گفتم خیال زلفت روزم سیه نموده/گفتا خیال خالم از شب سیه‌تر آید»؛ زلف علامت کثرت و خال علامت وحدت است.
این شارح عاشوراییِ غزلیات حافظ با اعتراض به اکتفا به معانی ظاهری معاشقه‌های حافظ در اشعارش و تفسیر تاریخی این اشعار گفت: داد حافظ آن است که مردم محل وصول به وحدت را تنها گذاشتند. شعر او شمشیری عاشورایی است که از آن خون می‌چکد.
وی با ذکر این نکته که حافظ در زمان خویش «رندانه» به موضوع عاشورا پرداخت، به طوری که قریب به اتفاق مردم این موضوع را نفهمیدند، تأکید کرد: شرط فهم اشعار حافظ بصیرت است و در زمان کنونی نیز، تنها برخی علمای بصیر معاصر، این راز را برای ما کشف کردند.
گل‌محمدی، نظیره‌ و تتبعی که از یکی از اشعار حافظ (گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید...) گرفته و در مورد امام زمان (عج) سروده بود را خواند:
«گفتم غم تو دارم، این غصه کی سرآید/گفتا گهی که خورشید، از غرب ساغر آید
گفتم خیال زلفت، روزم سیه نموده/گفتا خیال خالم، از شب سیه‌تر آید
گفتم که این جدایی رسم وفا نباشد/گفتا وفا در این ره، با رسم دیگر آید
گفتم که بزم عشرت کی می‌شود مهیا/گفتا به جمعه‌ای که، عیشت مکرر آید
گفتم که ای پری‌رو کی می‌رسی به دادم/گفتا در آن زمان که داد بشر درآید
گفتم قرار و صبرم هجرت ربوده از کف/گفتا به دل قرارت، این جمعه از در آید
گفتم بده چراغی تا راه گم نگردد/گفتا مخور غم ره، یک پیر رهبر آید
گفتم که پیر ما شد، بر خال تو گرفتار/گفتا به راه مقصود، یک پیر دیگر آید»
گل محمدی در مورد علت به کاربردن واژه «بزم» به جای «رزم» در بیت چهارم گفت: با اینکه روز ظهور روز رزم‌آوری است اما از این جهت که روز انتقام از قاتلان شهدای عاشورایی نیز هست، علاوه بر رزم، بزم و شادی شیعیان نیز مهیاست. واژه عشرت نیز اشاره به عاشوراست.
وی در خاتمه با اشاره به بیت هفتم گفت: ما از امام زمان (عج) در دوران غیبت چراغ حسینی خواستیم و او هم به ما چراغ خمینی (ره) را داد. و دقیقاً بعد از ده سال، این عشره‌ی عاشورایی را تحویل پیر دیگر داد.
ضمناً مقرر شد در جلسه آینده که در روز چهارشنبه هفته آینده 19 اسفنده ماه سال 1394 برگزار می‌شود به شرح شعر «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور...» پرداخته شود. شایان ذکر است این جلسه همراه با نماز مغرب و عشاء در حسینیه حضرت اباالفضل علیه‌السلام واقع در کهریزک برگزار خواهد شد و پس از اتمام شرح، به مدت یک ساعت نیز فرصت پرسش و پاسخ پیش‌بینی شده است.

ادامه
99