حسن  محمدی , gaftab

حسن محمدی

حسن  محمدی , gaftab

حسن محمدی

مطالب
حسن  محمدی , gaftab
از نوشته‌های رعنا
ریشه‌های فلسفی شرک 23

علاوه بر اینها فلسفۀ وحدت وجود را با ادله عقلی محکم زیادی نیز می‌توان ابطال کرد.

بعنوان نمونه اگر انسان اندیشه‌گر را که هیچ شکی در اندیشه‌گری او نیست مطرح کنیم،

فلسفه وحد وجود با مشکل بزرگی روبرو خواهد شد. عقل بشری و توان علمی و

تکنولوژیک او و پیشرفتهای خارق‌العاده اش در ساخت ماشین و کامپیوتر و ربات های

تحلیل گر و مسلماً در آینده ای نه چندان دور اندیشه‌گر، غیرقابل تردید است.

حال فلسفۀ وحدت وجود :

یا ناچار است که مثل هگل عقل انسانی را و یا بطور کلی انسان اندیشه‌گر را همان

عقل خدا تلقی کند؛ که در این حالت نیز با دو تا مشکل لاینحل دیگر روبرو خواهد شد؛

یکی اینکه با توجه به تکامل تدریجی عقل بشری در تاریخ، مجبور خواهد بود به متکاملی

بودن عقل خدا حکم کند. و این مسلماً با این اندیشۀ مذهبی که خدا را عقل مطلق

تلقی می کند و حتی خود معتقدان فلسفه وحدت وجود نیز به آن معترفند، در تناقض

خواهد بود؛

و دیگر اینکه انسان اندیشه‌گر، که در حکم عقل خدا می‌باشد، همواره خود را غیر از خدا

تلقی کرده و بر خدا عبادت کرده است. و لذا در این حالت همان موضوع از خود بیگانگی

فوئرباخ مطرح خواهد شد.

و یا ناچار است به استقلال وجودی انسان اندیشه‌گر اعتراف کند. و در این حالت نیز

اساس فلسفۀ وحدت وجود فرو خواهد پاشید. زیرا در کنار وجود خداوند، به وجود موجود

مستقل دیگری اعتراف کرده است.

البته نیاز به توضیح نیست که غرض از تأکید بر استقلال وجودی انسان در برابر خداوند،

نفی اندیشۀ عرفان مبنی بر وحدت وجودی خدا و انسان یا خدا و جهان است. و گرنه

مخلوق خدا بودن انسان و جهان غیرقابل تردید است. قران می‌گوید خدا هم هست،

مخلوقات خدا هم هستند. اما عرفان می‌گوید نخیر فقط خدا هست و لاغیر. و وقتی

عرفان مخلوقات خدا را به مقام الوهیت می‌رساند دچار شرک می‌شود... اگر در خانه

کس است، همین یک حرف بس است...

تقدیم به محضر حضرت امام محمدباقر(ع) که باقرالعلوم جهان اسلامند...
ادامه
99
کامنت بنویسید...
رعنا  , simabyar
سه شنبه 2 بهمن ، 18:44
ممنون آقا آرنیل لطف دارین
ادامه
آرنـــیِـــل  , arniel
سه شنبه 2 بهمن ، 17:20
و متوجه شدم که این فلسفه ی وحدت وجود در جوامع غربی چطور تعریف شده و چه تاثیراتی داشته و باعث چه تفکراتی شده
که با توجه به سیر تکاملی که درموردش توضیح دادید
اتفاقاتی که برای این تفکر افتاد رو منطقی دونستم و باهاتون موافقم (که البته داستان های خیلی بیشتری از این نوشته های کوتاه دارن قطعاً)
و خیلی خوب بود از این بابت که بخشی از مطالعاتتون رو به اشتراک گذاشتید
ادامه
آرنـــیِـــل  , arniel
سه شنبه 2 بهمن ، 17:17
نوشته های خیلی خوبی بود
گرچه من خودم از وحدت وجود کاملا برداشت متفاوتی با چیزی که شما تحلیل میکردید داشتم
و این باعث شد خیلی بحث داشته باشم سر این نوشته ها
در نهایت متوجه شدم چیزی که من بهش به عنوان "وحدت وجود" و "تجلی خداوند" معتقدم،
ممکنه که هنوز اشتباهات خودش و نقص هایی رو داشته باشه که هنوز به جوابشون نرسیده باشم یا حتی برام سوال نشده باشه
ولی با اون بیراهه ای که شما توصیف کردید فاصله داشت
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
از نوشته‌های رعنا
ریشه‌های فلسفی شرک 22

علاوه براینها خداوند در قران صراحتا می‌فرماید همه پدیده‌های هستی، خورشید و ماه

و... خدا را سجده می‌کنند. آنوقت کمال حماقت است که ما به وحدت وجود اعتقاد یافته

و پدیده‌های طبیعی را بعنوان نماد خدا مورد پرستش قرار دهیم :

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ

الْجِبَالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ وَ کَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَ مَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ

مِنْ مُکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ

آیا نمیبینی كه بر خدا سجده می‌کنند كسانیکه در آسمانها و كسانیکه در زمین هستند ،

و خورشید و ماه و ستارگان و كوه‏ها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم ؟ و بسیارى

هستند كه عذاب حق آنان است . و هر كه را خدا خوار كند او را گرامى‏دارنده‏اى نیست

چرا كه خدا هر چه بخواهد انجام مى‏دهد . ﴿حج‏، 18﴾

أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‌ءٍ یَتَفَیَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمَائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ

دَاخِرُونَ‌

آیا به چیزهایى كه خدا آفریده است ، ننگریسته‏ اند كه سایه‏ هایشان از راست و از چپ

مى‏گردد ، و براى خدا سجده می‌کنند و در حال فروتنى سر بر خاك مى‏سایند ؟ ﴿نحل‏، 48﴾

وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَ الْمَلاَئِکَةُ وَ هُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ‌

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است ، براى خدا سجده

مى‏كنند و تكبّر نمى‏ورزند . ﴿النحل‏، 49﴾

وَ مِنْ آیَاتِهِ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لاَ تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لاَ لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ

الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ‌

و از نشانه ‏هاى او شب و روز و خورشید و ماه است ; خورشید و ماه را سجده نكنید ، و

آن خدایى را سجده كنید كه آنها را خلق كرده است اگر تنها او را مى‏پرستید . ﴿فصلت‏، 37﴾

فَإِنِ اسْتَکْبَرُوا فَالَّذِینَ عِنْدَ رَبِّکَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ هُمْ لاَ یَسْأَمُونَ‌

پس اگر كبر ورزیدند ، كسانى كه در پیشگاه پروردگارِ تواَند شبانه ‏روز او را نیایش مى‏كنند

و خسته نمى‏شوند . ﴿فصلت‏، 38﴾

چه آیات محکم و دندان شکنی... خورشید و ماه را سجده نکنید... خدائی را سجده کنید

که آنها را خلق کرده است....

( ادامه دارد)
ادامه
کامنت بنویسید...
رعنا  , simabyar
سه شنبه 2 بهمن ، 18:45
ممنون آقا آرنیل
ادامه
آرنـــیِـــل  , arniel
سه شنبه 2 بهمن ، 17:13
درسته. درصورتی که وحدت وجود معنی نمادگرایی برای خدا بده درسته.
ادامه
رعنا  , simabyar
سه شنبه 20 آذر ، 19:30
نگاهتون عالی نازنین خانوم
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
آقائی که خودشو بزرگترین اندیشه قرن مینامید و پستهای منو نخونده با پیش داوری

محکوم میکرد و خودشم برغم پاسخهائی که بهش دادم ادعا میکرد من ظرفیت انتقاد

پذریری ندارم ( مراجعه شود به کامنتهای پست شماره 1 از ریشه های فلسفی شرک )

وقتی در کتیبه اش که شعری از حافظ است و همینجا تو عکس گذاشتم ، کامنتهائی

گذاشتم و حقایقی رو مطرح کردم نتنها بلاکم کرد بلکه همه کامنتهای منو پاک کرد...

ولی من حتی کلمه ای از کامنتهای ایشون رو دست نزدم... این آقا پروفسور ببینید

واقعا خودش چقدر ظرفیت انتقاد پذیری دارند؟ حرفهائی که بهش گفتم معلوم بود

تا حالا به گوشش نخورده... و توان تحمل شنیدنشو هم نداشته...
ادامه
کامنت بنویسید...
تماشا کننده , mzh91
یکشنبه 7 بهمن ، 20:09
بذار اینجوری فک کنند که کم آوردی
بنویس من بحث نمی کنم
ادامه
رعنا  , simabyar
یکشنبه 7 بهمن ، 20:07
نه خاموشی معنی کم آودن میده و اونارو پر رو میکنه
ادامه
تماشا کننده , mzh91
یکشنبه 7 بهمن ، 20:05
اسرار هویدا می گرد
در برابر این تیپ آدما باید بی خیال شد چون جوابش خاموشیست
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
وظیفه من نوشتن است...
طرح حقایق در حد توان است...
وظیفه من نیست دست کسی را بگیرم و به زور به شاهراه حقیقت ببرم و بگویم از اینجا برو...
این وظیفه خود فرد است که با تلاش و جستجو و مطالعه و تحقیق راه درست را یافته و برود...

من فقط مینویسم تا فردا نگویند که عه اینطوریه... ما از این بی اطلاع بودیم...

تا حالا چنین چیزی به گوشمون نخورده بود...

کسی بهمون نگفته بود...

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِینَ

و هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. تا روز قیامت

مبادا بگوئید همانا ما از این غافل بودیم (اعراف ـ 172 )

أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَکَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ کُنّا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ

یا بگوئید بدرستیکه پدران ما شرک ورزیدند و ما نسل بعد از ایشان بودیم پس ما را بخاطر آنچه باطل کنندگان انجام دادند هلاک میکنی؟ (اعراف ـ 173 )

آری من مینویسم تا به گوششان بخورد... همین...
ادامه
کامنت بنویسید...
تماشا کننده , mzh91
یکشنبه 7 بهمن ، 20:15
من حسم رو می گم فقط
مرسی
ادامه
رعنا  , simabyar
یکشنبه 7 بهمن ، 20:14
شما لطف دارین آقای تماشا کننده ممنون
ادامه
تماشا کننده , mzh91
یکشنبه 7 بهمن ، 20:13
قرآن
خدا مرسی
و بازم مرسی به شما رعنا خانم
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
2 ماه پیش
زمین مهم نیست...
زمان مهم نیست...
زمانه هم مهم نیست...

مهم نوع رفتار آدماست که نشان میدهد یک شخصیت انسانی پیشرفته و متعالی است

یا...

به قول داروین عصر حجری تازه دمش افتاده است... که رفقایش در درگیری سر غذا

دمشو گرفتن و کشیدن ؛ دمش کنده شده افتاده...
ادامه
کامنت بنویسید...
رعنا  , simabyar
یکشنبه 7 بهمن ، 20:13
ممنون از حضورتون
آقا محمد
آقای تماشا کننده
ادامه
تماشا کننده , mzh91
یکشنبه 7 بهمن ، 20:11
دقیقا همینه
ادامه
محمد  , arman29s
شنبه 3 آذر ، 13:34
+++
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
در قرن 21 اوج تکامل علم و تکنولوژی هنوز موجودات دوپائی میلولند که لیاقت مطالعه و

فهمیدن و انتقاد کردن را ندارند...

لیاقت آن را ندارند که خود مطالعه و تحقیق کنند و حقیقت موضوعی رو بفهمند...

اینجا و اونجا و هر کجا چیزی دیدند که خوششون اومد ولو اینکه معنیشو نفهمند میمون

وار تقلید میکنند و هر کسی اشتباه بودنشو بگه محکومش میکنند و فحش میدهند و

تهمت میزنند...

آقا خانوم به من چه تو نمیفهمی؟

به تو چه من هم از اقتصاد مینویسم... هم از فلسفه... هم از تاریخ... هم از تفسیر...

هم از جامع شناسی... و خیلی چیزای دیگه... بلدی توم بنویس... بلد نیستی چرا از

حسودی داری میترکی؟

چرا تهمت میزنی؟
ادامه
کامنت بنویسید...
تماشا کننده , mzh91
یکشنبه 7 بهمن ، 20:13
بله متاسفانه همینطوره
ادامه
رعنا  , simabyar
یکشنبه 7 بهمن ، 20:12
پناه بر خدا از حسود زمانی که حسد میکنه
ادامه
تماشا کننده , mzh91
یکشنبه 7 بهمن ، 20:08
امان از حسادت و ناتوانی
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
از نوشته های صبح امروز رعنا ـ دوشنبه 5 / 9 / 97

دین شناسی 1

متاسفانه عموما تصور روشنی از مفهوم دین نداریم... دین را فقط در انجام آئینهای

عبادی و توصیه‌های از درون توخالی اخلاقی می‌شناسیم. به همین خاطر بعضیا هر

لاطائلاتی را بعنوان دین به نمایشگاه دین می‌آورد. درست مثل بچه‌ای که ماشین

اسباب بازی خودش را به نمایشگاه ماشین بیاورد...

نیاز هست باز هم مثالی بزنم تا موضوع روشن‌تر شود... یک اتومبیل چیست؟

بطور کلی اتومبیل در زمره وسایط نقلیه است. ولی ما وسایط نقلیه زیادی داریم... مثل

کالسکه... سورتمه... قطار... هواپیما... کشتی... پس ما بایستی مشخصات خاصی از

اتومبیل را تعریف کنیم تا آن را از دیگر وسایط نقلیه متمایز کند.

اول اینکه اتومبیل یک وسیله نقلیه‌ای است که دارای سیستم تولید انرژی درونسوز

است. با این تعریف اتومبیل از کالسکه و سورتمه متمایز میشود ولی با هواپیما و قطار و

کشتی مشارکتهائی دارد. از جمله داشتن موتور... سیستم انتقال قدرت... سیستم

کنترل قدرت و وسیله نقلیه...

دومین تعریفی که اتومبیل را از همه آنها متمایز می‌کند اینست که اتومبیل در جاده راه

می‌رود برخلاف قطار که روی ریل حرکت میکند و یا کشتی که روی آب حرکت میکند و یا

هواپیما که روی هوا پرواز میکند.

سومین تعریف از اتومبیل که آن را از اسباب بازیها متمایز میکند اینست که می‌توان سوار

اتومبیل شد و روشن کرد و حرکت کرد و از جائی به جائی رفت...

اما خود اتومبیلها نیز تفاوتهائی با هم دارند. صرف نظر از زیبائی ظاهری، در قدرت...

شتاب... سرعت... میزان مصرف سوخت... استقامت در جاده... چپ کردن یا عدم چپ

کردن سر پیچها و شیبها... سیستم فرمان... سیستم ترمز... و هزاران نکته فنی

دیگر... خلاصه پراید هم اتومبیله... پورشه هم اتومبیله... بنز هم اتومبیله... ولی قابل

قیاس با هم نیستند... و در نمایشگاه عالی‌ترین اتومبیلها بردن پراید پرروئی میخواهد...

(ادامه داد)
ادامه
کامنت بنویسید...
رعنا  , simabyar
دوشنبه 5 آذر ، 18:04
نگاهتون زیباست حسین آقا
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
دوشنبه 5 آذر ، 17:01
بسیار زیبا
ادامه
رعنا  , simabyar
دوشنبه 5 آذر ، 12:51
ممنونم یگانه جان
ادامشو خلاصه وار نوشتم
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
از نوشته های صبح امروز رعنا ـ دوشنبه 5 / 9 / 97

دین شناسی 2

با همین مقایسه دین یک مکتب اعتقادی است که :

1) دارای جهان بینی فلسفی مشخصی باشد. و به انسان توضیح دهد که از کجا

آمده‌ایم و به کجا می‌رویم و چرا می‌رویم...

2 ) و بر اساس این جهان بینی فلسفی، و آن هدف و مقصودی که انسان را به آنجا

می‌برد، انسان شناسی فلسفی مشخصی داشته باشد. و به انسان توضیح دهد تو

کیستی و چرا خلق شده‌ای؟

3 ) و متناسب با همه این قضایا سیستم فلسفی مشخصی داشته باشد.

4 ) منطق فکری مشخصی داشته باشد.

5) سیستم جامعه شناختی مشخصی داشته باشد.

6 ) روانشناسی فردی و اجتماعی مشخصی داشته باشد.

7 ) فلسفه تاریخ مشخصی داشته باشد.

8 ) سیستم اخلاقی بهینه مشخصی داشته باشد و پیراونش را طبق اون سیستم

اخلاقی بهینه تربیت کند.

9 ) سیستم سیاسی مشخصی داشته باشد تا پیروانش جامعه مشخص خود را

ساخته و رهسپار آن اهداف عالیه انسانی شوند.

10 ) سیستم اقتصادی مشخصی داشته باشد تا پیروانش طبق اون سیستم زندگی

اقتصادی خود را تنظیم و مدیریت کنند.

11 ) سیستم حقوقی مشخصی داشته باشد تا مردم حق و حقوق فردی و اجتماعی

خود را مطابق با آن تنظیم کنند و در مواقع بروز اختلاف بر معیارهای آن حل و فصل کنند

تا به حق و حقوق کسی اجحاف نشود...

12 ) پیروانش را به کار و تلاش و پیکار در جهان شناسی علمی و تسلط بر جهان

طبیعت و حضور عملی در صحنه اجتماع و تلاشهای اقتصادی و پیشرفتهای علمی و

تکنولوژیک تشویق کند...

اکنون در ادیان جهان جز اسلام که را بود زهره این؟
ادامه
کامنت بنویسید...
رعنا  , simabyar
دوشنبه 5 آذر ، 20:06
دین اسلام نتنها جامع است بلکه آیاتش طوری است که امکان تحریف وجود نداره... برخلاف ادیان یهودی و مسیحی که کتاب اصلی حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) را به کتاب قصه تبدیل کردن...
ادامه
رعنا  , simabyar
دوشنبه 5 آذر ، 19:45
بله آقا آرمان کاملا درسته ممنون از حضورتون
مسلما با توجه به آیه قرانی که خدا می فرماید به تو وحی نمیشود مگر آنچه که بر دیگر پیامبران وحی شده بود، ادیان یهودی و مسیحی نیز دارای این فاکتورها بودند... ولی فعلا که بقول شما تحریف شده و پر و بالشان شکسته شده دیگر آن دینی نیستند که خدا فرستاده بود... منم بیشتر بر ظاهر قضیه عنایت دارم...
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
نوشته رعنا
صبح چهارشنبه 7 / 9 / 97

تاملی در یک آیه

مَا یُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِیمٍ ( فصلت ـ
سوره 41 آیه 43 ).

گفته نمی‌شود بر تو مگر آنچه گفته شد بر پیامبران قبل از تو. بدرستیکه پروردگارت دارای

مغفرت و دارای عقوبت دردناک است.

در این آیه فعل جمله مجهول است. و درست به همین دلیل آیه را دو گونه تفسیر کرده‌اند.

1 ) عموم مفسرین معتقدند آیه به منظور تسلی دادن به پیامبر فرموده دلگیر مباش...

این حرفهائی که کفار به تو می‌گویند، نظیر همان حرفهائی است که امتهای قبلی نیز در

مقام بهانه‌جوئی به سایر پیامبران می‌گفتند.

وَقَالُواْ یَا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ الحجر6

و گفتند ای کسی که بر تو ذکر نازل میشود، همانا تو دیوانه‌ای.

كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ الذاریات52

بدینگونه نیامد کسانی را که قبل از ایشان بودند رسولی، مگر اینکه گفتند ساحر است یا دیوانه.

2 ) عده قلیلی از مفسرین نیز گفته‌اند که منظور آیه این است که ای پیامبر هر آنچه با

وحی بر تو گفته می‌شود، همانهائی هستند که بر پیامبران قبل از تو نیز گفته شده. این

معنی از آیه هم قابل قبول است. و منظور هماهنگی رسالت همه پیامبران در دعوت

مردم به توحید و راستی و دوری از شرک و ناراستی است.

3 ) لازم است اشاره کنیم که بعضی از مفسرین نیز در ترجیح هر کدام از این تفاسیر آیه

مردد مانده و گفته‌اند امر را به صاحبان امر وامی‌گذاریم... از جمله آقای سید

عبدالحسین طیب در « اطیب البیان فی تفسیر القران » جلد 11 ص 441 .

به نظر من تفسیر اولی از آیه گرچه با دو آیه قبل از خودش زیاد هماهنگ نیست ولی با

مضمون کلی سوره فصلت نیز که آیه در متن آن مطرح شده هماهنگ است.

تفسیر دومی هم بدون اشکال است. در حدیثی صادقه و مشهور از پیامبر اکرم هست

که در طول تاریخ 124 هزار پیامبر از طرف خداوند در امتهای مختلف و در زمانهای مختلف

به رسالت مبعوث شده‌اند. و محور رسالت همه این پیامبران از آدم تا خاتم دعوت

انسانها به توحید و دوری از شرک و اخلاق و کردار نیک و ساختن جامعه ایده ال

انسانی بوده است.

ولی به نظر من تفسیر دومی بر تفسیر اولی ترجیح دارد. زیرا فعل جمله با اینکه مجهول

است، ولی مفرد است نه جمع. اگر قرار بود آیه حاکی از دلداری پیامبر از طعنه مشرکان

باشد؛ یه به عبارتی اگر فاعل جمله مردم طعنه زن مشرک بودند، باید فعل جمله نیز

بصورت جمع مطرح میشد نه مفرد. و چون خدا واحد است، و او گوینده حرفهائی به

پیامبر است، که به پیامبران قبلی نیز پیام داده، فعل جمله در هر دو قسمت : « ما یقال

لک » و « قد قیل للرسل » مفرد آمده...

این نظر من است تا نظر صاحب نظران چه باشد...
ادامه
کامنت بنویسید...
حسن  محمدی , gaftab
یکشنبه 11 آذر ، 13:43
ممنون رعنا خانم
ادامه
رعنا  , simabyar
پنجشنبه 8 آذر ، 12:48
ممنون از لطفتون علی آقا
بله همینطوره که فرمودین
ادامه
علی م , alimostanadi
پنجشنبه 8 آذر ، 12:41
تفسیر خوب و درستیه ...البته در مورد پیامبر تنها صدق نمی کند هر انسانی که رسالت واقعی بر دوشش هست باید تنها بر توکل بر خداوند آیات شریفش در قران کریم بدون هیچ ترسی به کار خود ادامه دهند هر چند اورا دیوانه یا محنون و یا چیز دیگری محسوب کنند
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
نگاه امیرالمؤمنین علیه السلام به حکومت، نگاهی الهی است; نگاهی که با نگاه دنیا مدارانه و قدرت محورانه به حکومت تفاوت اساسی دارد . امام علی علیه السلام جهان را آفریده حضرت حق و خدا را مالک مطلق هستی می داند; خداوندی که خلق را به حال خود رها نساخته است، بلکه زمینه هدایت و راهیابی اش را به کمال حقیقی از طریق بعثت پیامبران فراهم نموده است و این دایت به سوی حقیقت تحقق نمی یابد، مگر اینکه لوازم تحقق این هدف در محیط زندگی و جامعه وجود داشته باشد .

از نگاه حضرت علی علیه السلام ساختار حکومت نه صرفا به دلیل نقش آن در مدیریت امور اقتصادی و اجتماعی و تامین امنیت و آبادانی و رفاه مردم، بلکه مهم تر از آن به دلیل نقش حکومت در شکل گیری رفتار و اخلاق جامعه و سرشت و سرنوشت معنوی مردم، جایگاه برجسته و مهمی پیدا می کند; چنان که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم; (1) مردم به زمامدارانشان بیش از پدرانشان شباهت دارند .»

هدف و غایت حکومت در اندیشه علوی، اعلای کلمه حق و اعتلای همه جانبه مردمان است و این بدان معنی نیست که تامین معاش و رفاه مردم و رشد اقتصادی جامعه به فراموشی سپرده شود، بلکه در پرتو همین عنایت، به بعد مادی زندگی مردمان نیز پرداخته می شود . حکومت در این چهارچوب فکری، مردم را برای همراهی و پیروی از خود و یا تامین خواسته های حکام نمی خواهد، بلکه آنان را برای خدا می خواهد و هدف امام عادل از بسیج توده های مردم برای همراهی با حکومت، تحقق آرمانهای الهی است; آرمان مقدسی که محور اصلی آن اعتلای امت است .
سیره حکومتی امام علی علیه السلام

در اندیشه سیاسی غالبا دو طرز تفکر در مورد سیاست وجود دارد: گروهی معتقد هستند که برای دست یافتن به قدرت از هر وسیله و ابزاری و از هر راه ممکنی می توان استفاده نمود . براساس این دیدگاه، سیاست بر هیچ یک از ارزشهای انسانی متمرکز نیست و سیاست مدار کاری به حق و باطل ندارد و فقط هدف او اعمال قدرت و تسلط بر جامعه می باشد که اکثر سیاست مداران جهان چنین هستند .

تفکر دیگر، سیاستی است که هدف محوری آن خدا می باشد و بر پایه ارزشهای انسانی استوار است . در چنین نوع سیاستی، سیاست مدار مجاز نیست برای رسیدن به حکومت به هر نوع ابزار و وسیله ای تمسک جوید .

سیره سیاسی و حکومتی امام علی علیه السلام هم مبتنی بر نوع دوم و دیدگاه گروه دوم است که هدف از دست یابی به حکومت در آن، این است که جامعه انسانی را به سوی تکامل مادی و معنوی و در نهایت به طرف خداوند سوق دهد و عدالت اجتماعی را برقرار نماید و زندگی سالم و مسالمت آمیزی را برای مردم فراهم آورد .

علی علیه السلام احیاگر حکومت و سیاستی بود که پیامبر بنا نهاد و اگرچه خود نیز در پیش برد حکومت نبوی نقش به سزایی داشت، اما 25 سال پس از رحلت پیامبر، زمانی که زمام حکومت را شخصا به دست گرفت، می دید چهره حکومت اسلامی کاملا دگرگون شده و از اهداف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فاصله گرفته است و برای باز گرداندن جامعه به سیره پیامبر و قرآن باید تلاشی پی گیر و طاقت فرسا انجام دهد .

حضرت علی علیه السلام در خطبه 131 نهج البلاغه انگیزه خود را از پذیرش حکومت، چنین بیان می دارد:

«پروردگارا! تو می دانی آنچه ما انجام دادیم، نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم، بلکه بدان سبب بود که نشانه های از بین رفته دینت را بازگردانیم و صلح و اصلاح را در شهرهایت آشکار سازیم تا بندگان ستم دیده ات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقررات تو که به دست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی شود .»

همچنین وی در نخستین روز بیعت خود در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله، بر بالای منبر رفته و برنامه های خود را بدون پرده پوشی چنین اعلام کرد:

«هان، بدانید که اوضاع و احوال جامعه شما به همان گونه ای بازگشته است که در روز بعثت پیامبر بود . سوگند به آن که او را برانگیخت تا حق را بگستراند و برقرار سازد، باید سخت زیر و رو و آزموده شوید . سپس بیخته و از هم جدا گردید و بر هم زده شوید; چنان که کفگیر در ته دیگ طعام زنند; بدان سان که هر که پایین افتاده فرا رود و هر که فرا رفته به زیر آید . باید پیش افتادگانی که عقب مانده اند، پیش افتند و پس افتادگانی که به ناروا سبقت جسته و برتر شده اند، به عقب کشانده شوند . به خدا سوگند، نه به اندازه سر سوزنی حقیقت را پنهان کردم و نه هیچ نوع دروغی گفتم .» (2)

آری، حضرت علی علیه السلام تمام تلاش خود را به کار بست تا بتواند سیره حکومتی و سیاسی حضرت رسول صلی الله علیه و آله را بدون هیچ کم و کاستی در جامعه پیاده کند . اصول مهم چنین حکومت و سیاستی به شرح زیر می باشد:
1 . صداقت و راستگویی

بسیاری از سیاستمداران در طول تاریخ برای رسیدن به قدرت و حکومت تا آنجا که می توانند به مردم وعده های دروغ و بی پایه و اساس می دهند تا بتوانند آرای مردم را جمع آوری نموده و به قدرت برسند . از جمله، عثمان که به مردم وعده داده بود که به روش قرآن و سنت عمل کند، اما بعد از آنکه حکومت را به دست گرفت، نه تنها به روش پیامبر عمل ننمود، بلکه حتی نتوانست روش ابوبکر و عمر را نیز پیاده نماید . (3)

امام علی علیه السلام در همان شورای شش نفره [که بعد از رحلت پیامبر برای تعیین خلیفه بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله تشکیل شده بود] با قاطعیت و صراحت تمام بیان داشت که من به سنت پیامبر و اجتهاد خود عمل خواهم کرد . حتی در زمان بیعت مردم با او نیز با صراحت بیان داشت که برای رسیدن به خلافت، دروغ نخواهم گفت و از صراط حق منحرف نخواهم گشت .

حضرت با شجاعت تمام، همه اموری را که به قطع، مخالفتهای بسیاری را بر می انگیخت، در همان آغاز بیعت مردم با خود بیان داشت و برای رسیدن به خلافت و به دست آوردن دل مخالفان خویش، حتی دروغ مصلحت آمیز نیز نگفت . (4)

علی علیه السلام در دوران پیامبر در مسائل متفاوت و در جنگها و حوادث شرکت داشت و در همه این جنگها بسیار موفق عمل نموده بود .

اگر می خواست برای به دست آوردن قدرت به زور و نیرنگ متوسل شود، هیچ کس نمی توانست در برابر او قد علم کند، اما همان طور که خود آن حضرت فرموده است، او هرگز چنین کاری را نکرد . حضرت در بیانی می فرماید:

«لولا التقی لکنت ادهی العرب; (5) اگر تقوای الهی [مانعم] نبود از همه اعراب، زیرک تر [و سیاست مدارتر] بودم .» و یا در حدیثی دیگر می فرماید: «یا ایها الناس لولا کراهیة الغدر، کنت من ادهی الناس; (6) ای مردم، اگر زشتی نیرنگ نبود، من از همه مردم زیرک تر بودم .»
2 . حق محوری و باطل ستیزی

علی علیه السلام از همان اوان زندگی در همه حال بر محور حق و حقیقت تلاش می کرد و در راه حق قدم بر می داشت و سعی در احقاق حق داشت; چنان که پیامبر در این مورد فرموده است:

«الحق مع علی اینما مال; (7) حق با علی علیه السلام است به هر طرفی که میل پیدا کند .»

حق محوری آن حضرت زبانزد همه مردم بود و آن حضرت در تمامی مراحل زندگی و حکومتی خود بر احقاق آن می پرداخت; چنان که می فرماید:

«ان افضل الناس عند الله من کان العمل بالحق احب الیه و ان نقصه و کرثه من الباطل و ان جر الیه فائدة وزاده; (8) بی گمان برترین مردم نزد خداوند کسی است که عمل به حق برایش دوست داشتنی تر از باطل باشد، اگر چه [این طرفداری از حق و عمل به آن] موجب نقصان و حادثه ای برایش شود و اگر چه باطل برایش سودی به همراه داشته باشد و موجب زیادتی برای او شود .»

باز گرداندن اموال غصب شده بیت المال و بر کنار نمودن فرماندارانی که عثمان آنان را به باطل به کار گماشته بود و اجرای حدود الهی حتی بر نزدیکان، نمونه ای از کارهای حضرت علی علیه السلام و سیره عملی آن حضرت بر حق مداری حکومت می توان شمرد .
3 . قانون گرایی

یکی از اموری که حضرت علی علیه السلام به آن اهتمام تمام می ورزیدند، قانون مدار بودن و اجرای قانون الهی به معنای واقعی کلمه بود . اگر کسی بر خلاف قانون عملی می کرد، بدون در نظر گرفتن موقعیت و مقام وی، حدود الهی و قانونی را بر وی اجرا می کرد و هیچ واسطه و شفاعتی را نمی پذیرفت و در این مورد دقیق عمل می کرد .

از امام باقر علیه السلام روایتی نقل شده است که حضرت علی علیه السلام مردی از بنی اسد را که مرتکب خلافی شده بود، دستگیر کرد . گروهی از خویشاوندان وی جمع شدند و از امام حسن علیه السلام خواستند تا با آنان نزد علی علیه السلام برود و از مرد اسدی شفاعت کند، اما امام حسن علیه السلام که پدر خود و التزام وی به قانون را به خوبی می شناخت، به آنان فرمود: خود نزد علی علیه السلام بروید، چون وی شما را به خوبی می شناسد . پس آنان علی علیه السلام را دیدار کردند و از وی خواستند تا از حد زدن مرد اسدی صرف نظر کند . حضرت در پاسخ فرمود: اگر چیزی را از من بخواهید که خود مالک آن باشم، به شما خواهم داد . آن گروه که گمان می کردند علی علیه السلام به آنان پاسخ مثبت داده، از نزد وی بیرون آمدند . امام حسن علیه السلام از آنان پرسید: چه کردید؟ گفتند: قول مساعد داد و سخنانی را که بین علی علیه السلام و خودشان مطرح شده بود، نقل کردند . امام حسن علیه السلام که منظور پدر را خوب فهمیده بود، به آنان فرمود: دوستتان تازیانه خواهد خورد . علی علیه السلام مرد اسدی را بیرون آورد و تازیانه زد، سپس فرمود: به خدا سوگند من مالک این امر نبودم که وی را ببخشم . (9)
4 . انضباط کاری

همه کارهای حضرت امیر علیه السلام از نظم و انضباط خاصی برخوردار بود، ولی این انضباط در امور حکومتی از نمود بیشتری برخوردار بود . حتی آن حضرت همیشه به فرمانداران و ماموران خویش دستور می فرمودند که در کارهایشان منظم باشند و برنامه دقیق داشته باشند و از بی برنامگی بپرهیزند .

آن حضرت در عهدنامه ای که برای مالک اشتر می نویسد، چنین می فرماید:

«و ایاک والعجلة بالامور قبل اوانها، او التسقط فیها عند امکانها، او اللجاجة فیها اذا تنکرت، او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع کل امر موضعه و اوقع کل عمل موقعه; (10) از شتاب در مورد کارهایی که زمانشان نرسیده یا سستی در کارهایی که امکان انجام آن فراهم است یا لجاجت در اموری که مبهم است یا سستی در کارها هنگامی که آشکار است، بر حذر باش و هر کاری را در جای خود و به موقع انجام بده .»

حتی زمانی که مامورانی را برای گرفتن مالیات گسیل می دارد، به آنان نیز سفارشاتی در داشتن نظم و انضباط در امور می کند; چنان که می فرماید: «از تاخیر در کار و دور ساختن خیر بپرهیزید، زیرا موجب پشیمانی می شود .» (11)
5 . انتخاب صالح

حضرت علی علیه السلام در سیره حکومتی خویش بسیار مراقب بودند تا افراد صالح و شایسته را برای اداره امور انتخاب کنند و کسانی را که لیاقت، شایستگی و برتری بیشتری نسبت به سایرین دارند، برای انجام مسئولیت برگزینند . آن حضرت هرگز اجازه نمی دادند والیان ناشایست بر مردم حکومت کنند; چنان که همه افرادی را که عثمان بر سر کار آورده بود، از کار برکنار نمودند و افرادی را که شایستگی کافی برای انجام مسئولیت داشتند، بر سر کار آوردند; زیرا آنان پست و مقام خود را یا به سبب اشرافیت و یا بازیهای سیاسی به دست آورده بودند . حتی خود معاویه را نیز که از سران قبیله قریش بود، از کار برکنار نمودند .

ابن عباس می گوید: «وقتی از مکه به مدینه بازگشتم، زمانی بود که مردم با علی علیه السلام بیعت کرده بودند . به منزل علی علیه السلام رفتم و دیدم مغیرة بن شعبه با حضرت خلوت کرده است . صبر کردم تا مغیره از منزل خارج شد . نزد حضرت رفتم و پرسیدم: مغیره چه می گفت؟ حضرت فرمودند: مغیره دو بار نزد من آمد .

یک بار از من خواست تا معاویه را از کار برکنار نکنم، ولی چون نتیجه ای نگرفت، بار دوم نزد من آمد و از من خواست که وی را برکنار کنم . ابن عباس گفت: مغیره بار اول از روی خیرخواهی از تو درخواست ابقای معاویه را کرد و بار دوم به تو خیانت ورزید .

حضرت فرمود: حال، چه نصیحتی داری؟ ابن عباس گفت: من نیز از تو می خواهم که معاویه را ابقا کنی; زیرا اگر چنین نکنی، درباره بیعت بازخواست خواهی شد و قتل عثمان را به گردن تو خواهند گذاشت و شام را بر ضد تو خواهند شوراند و از طرف دیگر، من از طلحه و زبیر نیز ایمن نیستم که بر تو نیاشوبند و عراق را بر ضد تو بسیج نکنند . حضرت فرمود: اینکه گفتی: «صلاح است معاویه را ابقا کنم » ; به خدا سوگند شک ندارم که خیرخواهی است، اما زود گذر است و دینم مرا ملزم می سازد که تمام کارگزاران عثمان را برکنار سازم . اگر پذیرفتند که به خیر و صلاح خودشان است و اگر نپذیرند سر و کارشان با شمشیر است .

بار دیگر ابن عباس از حضرت خواست که چند روزی از خلافت کناره گیری کند و بعد که اوضاع آرام شد باز گردد . چون مردم کسی بهتر از او را ندارند، باز به سراغ او خواهند رفت و دوباره با او بیعت خواهند کرد و یا اینکه معاویه را ابقا کند .

حضرت این بار نیز نپذیرفت و فرمود حتی یک ساعت هم معاویه را ابقا نخواهد کرد . (12)

بنابراین، آن حضرت به وظیفه سنگین و الهی خودش عمل نمود . امام نه تنها عدالت را فدای امیال و حکومت خویش نکرد، بلکه خود و حکومتش را فدای حق و عدالت کرد . حضرت علی علیه السلام در مورد انتخاب فرد شایسته برای حکومت و ویژگی او چنین می فرمایند: «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه، و اعلمهم بامرالله فیه; (13) ای مردم سزاوارترین کس به حکومت، قوی ترین مردم نسبت به آن و داناترین آنان به فرمان خداوند در مورد آن است .»
6 . صیانت کارگزاران

با آنکه حضرت علی علیه السلام اهتمام ویژه ای در انتخاب کارگزارانی شایسته و با کفایت داشت و افرادی را که از هر لحاظ لیاقت کافی برای اداره امور جامعه داشتند، به کار می گماشت، ولی پس از انتخاب، آنان را به حال خود وانمی گذاشت و به شیوه های گوناگون تلاش می کرد آنان را از افتادن در دام انحراف باز دارد . برخی از این شیوه ها عبارت اند از:
الف) نشان دادن راه

آن حضرت با نشان دادن خط مشی و شیوه رفتار کارگزار صالح که از طریق راهنمایی و پند و اندرز و نصیحت صورت می گرفت، آنان را نسبت به لغزشهایی که در طریق قدرت وجود دارد، آگاه می ساخت; چنان که در نامه هایی که به کارگزاران نوشته است، بهترین اندرزها و پندها را می توان مشاهده نمود .

آن حضرت در نامه ای که به مالک اشتر نوشته است، او را در مقابل حوادث و چگونگی حکومت چنین راهنمایی می کند .

«ای مالک، بدان من تو را به کشوری فرستادم که پیش از تو دولتهای عادل و ستمگری بر آن حکومت داشتند و مردم به کارهای تو همان گونه می نگرند که تو در امور زمامداران پیش از خود می نگری و هماره درباره تو همان خواهند گفت که تو درباره آنان می گفتی ... . از گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن که دوست داری خداوند از عفوش به تو عنایت کند .

باید افرادی که درباره مردم عیب جوترند از تو دور باشند . در تصدیق سخن چینان شتاب نکن; زیرا آنان اگرچه در لباس ناصحان جلوه گر شوند، خیانت کارند . بخیل را در مشورت خود راه مده; زیرا تو را از احسان منصرف و از تهیدستی و فقر می ترساند ... . با افراد باشخصیت و اصیل و خوش سابقه رابطه برقرار کن و پس از آن با مردم شجاع و سخاوتمند و افراد بزرگوار ; چراکه آنها مراکز نیکی اند . در میان مردم، برترین فرد نزد خداوند را برای قضاوت برگزین و ... . (14) »

آری حضرت علی علیه السلام این چنین به کارگزاران خود پند و اندرز می دهد و آنها را از لغزشهایی که ممکن است دچار آن شوند، بیمه می کند .
ب) تامین مالی کارگزاران

کارگزاران با تامین معیشت، دیگر از لحاظ مالی نیازمند نخواهند بود تا چشم طمع به دست این و آن بدوزند و یا اینکه ثروتمندان بخواهند آنان را از طریق پول و ثروت تطمیع کرده و بفریبند و به مطامع سیاسی خود برسند . امام علی علیه السلام از طریق رفع مشکلات و توسعه زندگی کارگزاران، سلامت نظام اداری را تضمین می نماید .

حضرت علی علیه السلام در قسمتی دیگر از عهدنامه مالک چنین تصریح می کند:

«... ثم اسبغ علیهم الارزاق فان ذلک قوة لهم علی استصلاح انفسهم، و غنی لهم عن تناول ما تحت ایدیهم; (15) سپس روزی فراوان بر آنان ارزانی دار; زیرا این کار آنها را در اصلاح خویش تقویت می کند و از خیانت در اموالی که زیردست آنها است، بی نیاز می سازد .»
ادامه
کامنت بنویسید...
حامد احمدی , hamedi31
سه شنبه 13 آذر ، 14:28
ما زیاران چشم یاری داشتیم
ادامه
رعنا  , simabyar
شنبه 10 آذر ، 19:11
حضورتون عالی
یگانه جان
آقا حامد
ادامه
حامد احمدی , hamedi31
شنبه 10 آذر ، 14:14
عالییی
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
3 ماه پیش
شهید ادواردو آنیلی
تنها وارث مولتی میلیاردر ایتالیایی،
سناتور جیووانی آنیلی
صاحب باشگاه یوونتوس ایتالیا،
كارخانجات ماشین سازی فراری و لامبورگینی!!! بود
که تحت تاثیر امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران شیعه شد!!
و در سال 2000 ( ۲۴ آبانماه) با توطئه صهیونیستها به شهادت رسید...
.
.
میتونی میلیاردر باشی
تک وارث باشی
خوشتیپ باشی
رتبه یک دنیا تو شهرت و اصالت باشی
اما تا پای جونت برا ارزشهات وایسی...
.
میتونی ادوارد باشی!!!
.

روحت شاد...
دوستت داریم شهید عزیز و تنها ♡
ادامه
کامنت بنویسید...
بنده خدا  , mrs_karimi
شنبه 3 آذر ، 14:08
ممنون علی آقا از حضورتون و اطلاعاتی که دادین
آشنایی که ازیشون دارم از طریق دوستانشون برادران دکتر عبدالهی و فیلمی که برای ایشون ساختم
اونجا بود که اعلام شد ایشون یک خواهر فقط دارند و برادری هم نداشتند و بعد از اینکه پدرشون با ایشون مخالفت کردند در ابتدا پسرعموشون و بعد هم خواهرزادشون (از ازدواج اول خواهرشون) به مدیریت شرکت و البه میراث انتخاب شدند
البته فرقی نمیکنه و از ارادت من به ایشون چیزی کم نمیشه ^_^
ممنون از شما
ادامه
علی خان صالحی , salhy
جمعه 2 آذر ، 23:17
ضمنا ادوارد تک وارث نبود
دو برادر بزرگتر و ۳ خواهر داشت
ادامه
علی خان صالحی , salhy
جمعه 2 آذر ، 23:17
زندگی نامش و سرگذشتش وفیلمهاش و عکساش ب چند روایت از زبان ابراهیم یزدی و چمران و چند نفر دیگه در گوگل هست.. ضمنا فیلمی هم ایتالیاییها از سرگذشتش درست کردن چندسال پیش قبل از فوت پدرش ک هست
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
می گویم فاصله مهم نیست

اما دلم تنگ می شود

دلم تنگ می شود که نمی توانم

چفت بغلت بشوم

می گویم فاصله مهم نیست

اما هست، خیلی هم مهم است

مهم است که دلم ذره ذره می شود

وقتی نمی توانم دستانت را در دستانم بگیرم

دلم پر می زند برای آن صورتت

اما مجبورم از فاصله ببینمت

می گویم فاصله مهم نیست

مهم قلب ما دوتاست که نزدیک هم است

در همین بین از چشمانم

ناخواسته اشک سرازیر می شود

و به من می فهماند فاصله مهم است

که اینطور دمار از روزگارمان درآورده

و میگویم کاش زودتر تمام فاصله ها تمام شود ...
ادامه
کامنت بنویسید...
گمگشته   , gomgashte2
7 ساعت پیش
شهرزاد ممنون از تو
ادامه
شهرزاد   , mehredeldar
پنجشنبه 25 بهمن ، 17:24
خیلی زیبا
ادامه
گمگشته   , gomgashte2
سه شنبه 20 آذر ، 10:00
ممنون بهار خانوم و دوستان دیگه
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
باورش برای الان خیلی سخته اما یه زمانی همچین آدم هایی هم وجود داشتن !
چقدر جای خالیشون احساس میشه
ادامه
حسن  محمدی , gaftab
بہ خدا خواهم گفت

جاے باران بهار

دلمان تشنہ ے احساس شده

عشق ببار ....
ادامه
کامنت بنویسید...
مسافر آسمان  , mosafer.n
شنبه 3 آذر ، 16:37
سپاس دوستان
ادامه
خیراندیش  , elezabt2014
سه شنبه 29 آبان ، 23:02
++++++
ادامه
رعنا  , simabyar
شنبه 26 آبان ، 13:36
لایک
ادامه
حسن  محمدی , gaftab

نیستی
و جانِ لحظه‌ هایم در می‌ رود
براے دوباره دیدنت
براے دوباره داشتنت....

❤❤ ✾✾✾(¯`✫•.¸✾♬ ♫ ░ ░░░░ ░Åsɛℳoøηɛ░░░░░░░ßÅʀoøηi░ ♬ ♫❤❤

ادامه