نرم افزار اندروید کلوب
بانو  , bamzijooni

بانو

 ♥ ما ز بالاییم و بالا میرویم ♥
بانو  , bamzijooni

بانو

مطالبدوستان 1
بانو  , bamzijooni
بانو 10 سال پیش
از دوستان گلم پوزش میخوام یکی دو روز سرم حسابی شلوغه نمیتونم بهتون سر بزنم بعدش جبران میکنم همه تونو دوست میدارم هوااارتاااا
99
2
    سمیه  , x_ray_y
    جمعه 28 اسفند ، 21:28
    مواظب خودت باااااااااش نیلووووووووو بوووووووووس
    ادامه
    بانو  , bamzijooni
    بانو 10 سال پیش
    من دلم برای سال 88 تنگ میشه! بیقراری خنده داریه نــــه؟!
    2
      سمیه  , x_ray_y
      پنجشنبه 27 اسفند ، 23:48
      خیلییییییییییییییم خنده داره! من که اصلنم دلم براش تنگ نمیشه!
      ادامه
      آزی ناز  , 5631
      پنجشنبه 27 اسفند ، 23:12
      منم دلم میتنگه نیلو جونم،کاشکی 89 نیاد ...خیلی زوده هنو ،من هیچکار نکردم!
      ادامه
      بانو  , bamzijooni
      بانو 10 سال پیش
      من خودم نمره ی بیستم ... من مث هیچ کسی نیستم
      12
        بانو  , bamzijooni
        پنجشنبه 27 اسفند ، 21:45
        میسی همه گی دوستون میدارم هوااارتاااا
        ادامه
        بانو  , bamzijooni
        بانو 10 سال پیش
        ای دل غمگین مباش كه شد شد ، نشد نشد!
        7
          سمیه  , x_ray_y
          چهارشنبه 26 اسفند ، 12:51
          "غمخوار خویش باش غم روزگار چیست..."
          ادامه
          بانو  , bamzijooni
          چهارشنبه 26 اسفند ، 11:45
          آره به درك
          ادامه
          بانو  , bamzijooni
          بانو 10 سال پیش
          میخوام برم خودمو بذارم سر راه! ضد حال خوردم اساسی
          1
            شین ش , sheedeh57
            چهارشنبه 26 اسفند ، 10:36
            اخی نبینم نیلو جونم ضده حال بخوره .
            ادامه
            بانو  , bamzijooni
            پرنده ای در دوزخ (م.امید)
            " زمستان "
            سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
            سرها در گریبان است
            كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
            نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
            كه ره تاریك و لغزان است
            وگر دست محبت سوی كسی یازی
            به اكراه آورد دست از بغل بیرون
            كه سرما سخت سوزان است
            نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك
            چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
            نفس كاین است ، پس دیگر چه داری چشم
            ز چشم دوستان دور یا نزدیك ؟
            مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چركین
            هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
            دمت گرم و سرت خوش باد
            سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
            منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
            منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
            منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
            نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
            بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
            حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
            تگرگی نیست ، مرگی نیست
            صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
            من امشب آمدستم وام بگزارم
            حسابت را كنار جام بگذارم
            چه می گویی كه بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
            فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
            حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
            و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
            به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
            حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یكسان است
            سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
            هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
            نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
            درختان اسكلتهای بلور آجین
            زمین دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
            غبار آلوده مهر و ماه
            زمستان است

            " آواز كرك "
            بده ... بدبد ... چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟
            كرك جان ! خوب می خوانی
            من این آواز پاكت را درین غمگین خراب آباد
            چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد
            گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
            بخوان آواز تلخت را ، ولكن دل به غم مسپار
            كرك جان ! بنده ی دم باش
            بده ... بد بد راه هر پیك و پیغام خبر بسته ست
            ته تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست
            قفس تنگ است و در بسته ست
            كرك جان ! راست گفتی ، خوب خواندی ، ناز آوازت
            من این آواز تلخت را بده ... بد بد ... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
            دروغین است هر سوگند و هر لبخند
            و حتی دلنشین آواز جفت تشنه ی پیوند
            من این غمگین سرودت را
            هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
            به شهر آواز خواهم داد
            بده ... بدبد ... چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟
            كرك جان ! خوب می خوانی
            خوشا با خود نشستن ، نرم نرمك اشكی افشاندن
            زدن پیمانه ای - دور از گرانان - هر شبی كنج شبستانی

            " پرنده ای در دوزخ "
            نگفتندش چو بیرون می كشاند از زادگاهش سر
            كه آنجا آتش و دود است
            نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاك جوانت را
            همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
            نگفتندش : نوازش نیست ، صحرا نیست ، دریا نیست
            همه رنج است و رنجی غربت آلود است
            پرید از جان پناهش مرغك معصوم
            درین مسموم شهر شوم
            پرید ، اما كجا باید فرود آید ؟
            نشست آنجا كه برجی بود خورده بآسمان پیوند
            در آن مردی ، دو چشمش چون دو كاسه ی زهر
            به دست اندرش رودی بود ، و با رودش سرودی چند
            خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی
            به چشمش قطره های اشك نیز از درد می گفتند
            ولی زود از لبش جوشید با لبخندها ، تزویر
            تفو بر آن لب و لبخند
            پرید ، اما دگر آیا كجا باید فرود آید ؟
            نشست آنجا كه مرغی بود غمگین بر درختی لخت
            سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ ، اما
            چه داند تنگدل مرغك ؟
            عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می پخت
            پرید آنجا ، نشست اینجا ، ولی هر جا كه می گردد
            غبار و آتش و دود است
            نگفتندش كجا باید فرود آید
            همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
            دلش می تركد از شكوای آن گوهر كه دارد چون
            صدف با خویش
            دلش می تركد از این تنگنای شوم پر تشویش
            چه گوید با كه گوید ، آه
            كز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم
            چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش
            همه پرهای پاكش سوخت
            كجا باید فرود آید ، پریشان مرغك معصوم ؟   -------------------------------- اممممممممممممممم اخوان ثالث دوست میدارم خیلی زیاد ولی این شعرشو یه جورای دیگه ای دوست میدارم خیلی حرف داره...


             
            ادامه
            بانو  , bamzijooni
            بانو 10 سال پیش
            من عاااااااشق لحظه لحظه های زندگیم هستم ، باشكوهه نفس كشیدن
            2
              شین ش , sheedeh57
              چهارشنبه 26 اسفند ، 10:37
              سلام سروپا شور و زندگی.
              ادامه
              م م , khareee
              چهارشنبه 26 اسفند ، 08:14
              سلام عاشق
              ادامه
              بانو  , bamzijooni
              بانو 10 سال پیش
              یك كشف مهم: آدامس نعناعی كه میذاری دهنت روش آب بخولی خیلی حال میده ها
              13
                شبنم بهار , iliajoon
                سه شنبه 25 اسفند ، 23:54
                دنیا جون حتما آب سرده.چون با آب گرم آدامس شل میشه
                ادامه
                دنیا ازاد , v22713
                سه شنبه 25 اسفند ، 23:01
                نیلو جان نگفتی با آب گرم یا سرد
                ادامه
                مهران کاظمی , kazemi61
                سه شنبه 25 اسفند ، 14:34
                احتملا الان شدی كفاش! نه نه ببشخید كاشف
                ادامه
                بانو  , bamzijooni
                بانو 10 سال پیش
                یه خواهش از دوستانم: تورو خدا امشب از رو آتیش نپرید میترسم كباب شید جیـگرااا
                1
                  . . , zakl
                  سه شنبه 25 اسفند ، 10:07
                  شکلات من تو که از رو اتیش بپری آب میشی ننه قربونت بره
                  ادامه
                  بانو  , bamzijooni
                  بانو 10 سال پیش
                  از میان تمام کلمات ، تنها یک کلمه ی دو حرفی کم دارم ... تو ...
                  3
                    سمیرا ق , hamidkhare
                    سه شنبه 25 اسفند ، 00:46
                    ادامه
                    سمیرا ق , hamidkhare
                    سه شنبه 25 اسفند ، 00:45
                    من؟ :*
                    ادامه
                    ااااااا ن ج ل   , ab500
                    دوشنبه 24 اسفند ، 23:24
                    پروردگارا ... !
                    وقتی همه چیز از آن توست و همه چیز به دست تو...
                    داشتن چه معنایی دارد بی تو و خواست تو ؛
                    خودت را دارایی من قرار ده...........
                    ادامه
                    بانو  , bamzijooni
                    قصه ی خنده های بلند!
                    اگرچه دلم یك فریادِ بغض آلود میخواهد اما وقتی میپرسی چگونه ای نجیبانه لبخندی بر لب مینشانم دلم را نیشگون میگیرم و مهربانانه میگویم خوبم! اما ته دلم دخترك هفت ساله ای پا بر زمین میكوبد و میگرید...! و من ماهرانه صدای گریه اش را پشت خنده هایم قایم میكنم تا تو باور كنی كه خوبم! اما تو هرگز نخواهی فهمید كه خنده های بلندم برای گم كردن گریه های بلند دخترك است!!!      
                    ادامه
                    1
                      ااااااا ن ج ل   , ab500
                      دوشنبه 24 اسفند ، 20:00
                      در گلو بغضی هست که به طغیان ِ صدا محتاج است ؛
                      دیر وقت است که فریادی نیست ...

                      متشکرم نیـــــــــلوووی دوست داشتنی
                      بسیار زیبا بود ...
                      ادامه
                      بانو  , bamzijooni
                      سهراب شاعر رنگها
                      28سال پیش در روز اول اردیبهشت سال1359هجری شمسی:سهراب سپهری شاعرو نقاش معاصرایران روی درنقاب خاك كشید. سهراب دركاشان معلم بود اما روح بی قرارش او را ازادامه كاربازداشت و بعد ازسفربه تهران به طراحی و نقاشی پرداخت و پس ازچند سال دراین زمینه های هنری صاحب سبكی ویژه و ممتازشد.مرگ رنگ به عنوان نخستین شعر سهراب سپهری است كه درسال1330شمسی چاپ شد.همچنین نقاشی های سهراب درنمایشگاههای داخلی و خارجی جوایزارزنده ای به دست آورده اند. ازسهراب سپهری آثاردیگری چون «حجم سبز، صدای پای آب و زندگی خوابها» نیزبه یادگارمانده است.
                      دستخط سهراب سهراب سپهری شاعر و نقاش ایرانی بود که در ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد.او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است.وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت. زندگی‌نامه دورهٔ‌ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹)و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد۱۳۲۲)گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ‌ دوسالهٔ‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ‌ فرهنگ کاشان درآمد.
                      ۱۳۲۴شمسی در شهریور۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دورهٔ دبیرستان خود را دریافت کرد.سپس به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد.
                      کاشان ۱۳۲۵ سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد.در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت.در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید.در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد.وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت.حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت.
                      ۱۳۴۰شمسی سهراب سپهری مدتی در ادارهٔ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.
                      قمصر۱۳۲۷شمسی
                      آذر ۱۳۴۵
                      نوروز سال 1346 ، بابل، درحال پول ریختن بر سر بچه ها
                      مهرماه سال 1347 ، منزل بهمن محصص
                      كاشان، قریه برزك، تیرماه سال 1351
                      ادامه
                      1
                        یاشار یاسینی , yasharyasini
                        دوشنبه 25 مرداد ، 14:46
                        چه ریشی داشته مرتیكه.
                        ادامه
                        بانو  , bamzijooni
                        بانو 10 سال پیش
                        به دلیل بالا رفتن آمار تلفات عكسمو عوض كردم
                        8
                          سمانه ربیعی , hediyeh_hasti
                          سه شنبه 25 اسفند ، 08:27
                          بابا تو دیگه کی هستی
                          ولی این عکست خیلی نازنازیه
                          ادامه
                          مریم ق , seliaa
                          دوشنبه 24 اسفند ، 22:15
                          yani inghad amar bala bude asisam?
                          ادامه
                          سمیه  , x_ray_y
                          دوشنبه 24 اسفند ، 19:37
                          منم جزو اون آمار تلفات حساب کردی دیگه
                          ادامه
                          بانو  , bamzijooni
                          بانو 10 سال پیش
                          بعضی وقتا لازمه ریستارت كنی!...راستی دقت كردی بعضی آدما صداشون مث لالاییه!
                          3
                            مهران کاظمی , kazemi61
                            دوشنبه 24 اسفند ، 14:42
                            اهاننننن الان این یعنی چی؟!!!!
                            ادامه
                            سیمین  بانو , siminbanoo
                            دوشنبه 24 اسفند ، 13:58
                            من مرده این فریاداتم
                            ادامه
                            بانو  , bamzijooni
                            بانو 10 سال پیش
                            كسی نیست ... بیا زندگی را بدزدیم ...
                            13
                              بانو  , bamzijooni
                              دوشنبه 24 اسفند ، 12:26
                              به به به به میبینم كه دوستام همه دزد تشریف دارن!
                              ادامه
                              فرشاد ب , hafez1313
                              دوشنبه 24 اسفند ، 11:47
                              اخ جون من هم هستم زندگی را بدزدیم
                              ادامه