نرم افزار اندروید کلوب
بانو  , bamzijooni

بانو

 ♥ ما ز بالاییم و بالا میرویم ♥
بانو  , bamzijooni

بانو

مطالبدوستان 1
بانو  , bamzijooni
هفت سین
در زمان ساسانیان، قاب های زیبای منقوش و گرانبهایی از جنس کائولین از چین به ایران آورده می شد و یکی از کالاهای ارزشمند بازرگانی چین و ایران همین ظرف هایی بود که بعدها به نام کشوری که از آن آمده بود نامگذاری شد و به نام «چینی» و به گویش دیگر به صورت سینی و معرب «صینی» در ایران رواج یافت. برای چیدن خوان نوروزی از همین ظرف ها استفاده می شد; آنها را به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از اردیبهشت، خرداد، مرداد، شهریور، بهمن، اسپندارمذ و خود اهورامزدا، بر سر خوان های نوروزی می گذاشتند و از این رو خوان نوروزی، به نام هفت سینی و یا هفت قاب نام گرفت و بعدها با حذف «یا» به شکل «هفت سین» درآمد. یکی از لوازم خوان نوروزی، کتاب مقدس بود و چون این جشن ملی است، هر خانواده می توانست کتاب مذهبی ویژه خود را بر خوان نوروزی بگذارد. از دیگر خوراکی هایی که در زمان ساسانی بر خوان نوروزی می گذاشتند نان بود که نمادی از برکت است. در آن زمان، نان هایی به اندازه یک کف دست یا اندکی کوچک تر می پختند و آنها را، درون (DRON  ) می نامیدند و بر سر سفره هفت سین  می گذاشتند. شیر تازه دوشیده شده در خوان نوروزی نمادی است از غذای نوزادان گیهانی، زیرا بنابر اسطوره آفرینش انسان، در گهنبار همسپنتمدم، یعنی در سیصد و شصت و پنجمین روز سال آفریده شد. بنابراین در جشن زایش آدمیان، همانطور که کودک نوزاد به شیر نیاز دارد، نوزادان گیهانی نیز به شیر که در دین ایران کهن بسیار مقدس است، نیاز دارند. تخم مرغ بن مایه خوان نوروزی است و انواع سفید و رنگین آن می بایستی خوان هفت سین را زینت بخشد. زیرا تخم و تخمه نمادی است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدمیان که تخمه و نطفه پدیدار می گردد، تخم مرغ تمثیلی است از نطفه باروری که به زودی باید جان گیرد و زندگی یابد و زایش گیهانی انجام پذیرد. پوست تخم مرغ خود نمادی است از آسمان و طاق گیهان.  آینه، سمنو، ماهی، سیب، انار و سکه از دیگر چیزهایی است که خوان نوروزی به آنها مزین می شود. رویاندن سبزه و نگریستن به رویش و بالش دانه ها در دوازده روز جشن نوروز از آیین های کهن ایرانیان بوده است. رشد بیشتر هر یک از دانه های کاشته شده را در گردش سال مظهری از رشد خوب آن دانه در سال نوی زراعی می پنداشتند. ایرانیان کهن، سبزه رویاندن را از زمان جمشید می دانستند و معتقد بودند که، جمشید پس از سرکوب اهریمن و پیروانش (که برکت را از مردم روی زمین گرفته بودند و باد را نمی گذاشتند که بوزد و درختان برویند) به زمین بازگشت. در این روز که نوروزش نامیدند، هر چوب و درختی که خشک شده بود باز رویید و سبز شد. یادآوری مردگان و بزرگداشت روان درگذشتگان در آخرین روزهای پایان سال، به ویژه در آخرین شب جمعه سال کهنه، بازمانده از آیین های نیاپرستی در جامعه های دوران ایران باستان است. روز عرفه (آخرین پنجشنبه سال) را که در برخی جاهای دیگر ایران مانند خراسان به «روز بی بی حور» معروف است، روز مردگان می پندارند و باور دارند که روان های مردگان در این روز آزادند و از آسمان به زمین فرود می آیند تا آن روز را نزد کسانشان بگذرانند.
فلسفه هفت سین چیست؟
به طور مقدمه باید دانست که عدد «هفت» نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی «زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید» عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند، اعتقاد داشتند  که عقل مقدس یعنی «اهورامزدا» که به او «سپند مینو» نیز می گفتند، شش وزیر بزرگ به نام «امشاسپندان» دارد  که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با «سپندمینو» تشکیل (هفت سپند) می دهند. علت این که هفت سین به راستی هفت سین است، اشاره به هفت «امشاسپند» است و چون کلمه «سپند» با سین شروع می شده، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی، چیزهایی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند. 
عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف
1 )عدد هفت در قدیم: مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است، ایام هفته هفت روز است.
2 )هفت از نظر مذاهب: به عقیده هندی ها در آئین برهما، انسان هفت بار می میرد. عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند. در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند. 
-  هفت در آئین مسیح: هفت معجزه، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است، به نظر فرقه کاتولیک، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد. 
-  هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد. فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد. گناهان اصلی هفت عدد است. پیش از اسلام در بین اعراب، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است. هفت نفر قاری قرآن معروف بودند، هفت بار شستن اشیا» ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است.
3 ) هفت در تصوف: هفت وادی سلوک در تصوف معروف است: 1-طلب، 2-عشق، 3-معرفت، 4-استغنا، 5-توحید، 6-حیرت، 7-فنا. مولوی می گوید: هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم 
4 ) هفت در تاریخ: همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش، هفت نقش ملاحظه می شود. جنگ های هفت ساله در زمان لوئی یازدهم واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است. هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است. 
5 ) معابد هفت طبقه: در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد. هفت‌سین سفره‌ای است که ایرانیان هنگام نوروز می‌‌آرایند. آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای هفت خصوصیت زیر باشد: پارسی باشد؛ با بند واژه‌ی «س» آغاز شود؛ ریشه‌ی گیاهی داشته باشد؛ خوردنی باشد؛ اسم مرکب نباشد؛ برای بدن سودمند باشد؛ بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژه‌‌ی «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت‌ سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند: سیر : به نام و عنوان اهورامزدا سیب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند) سبزی: به نام فرشته‌‌ی اردیبهشت سنجد : به نام فرشته‌ی خرداد سرکه: به نام فرشته‌ی امرداد سمنو : به نام فرشته‌ی شهریور سماق: به نام فرشته‌ی بهمن [۱]هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند. آینه و کتابی مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند. [ویرایش] مشخصات سفره هفت سینسین‌های باستانی
(متداولتر) سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره) سیب - نماد زیبایی و تندرستی سمنو - نماد فراوانی(برکت) سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب) سنجد - نماد عشق سکه - نماد دارایی سرکه - نماد شکیبایی و عمر سماق - نماد(رنگِ) طلوع خورشید سنبل دیگر سین‌ها سوسن • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانهدیگر اقلام کتاب - به نشانه تمدن و خردورزی: دیوان حافظ و شاهنامه و (مسلمانان معمولاً قرآن را انتخاب می کنند) آینه ماهی سرخ یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی) تخم مرغ رنگی کاسه‌ای از آب که پرتقالی در آن غوطه‌ور است (به نشانهٔ زمین در فضا) یک شیرینی ایرانی (مانند باقلوا، شیرینی آردنخودچی، ...) همچنین: گلاب • آجیل • شکلات • گل نرگس
در کشورهای مختلف هفت سین‌های متفاوتی پهن می‌شود، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند: سبزه سنجد سیر سماق سرکه سمنو سیب سپند (اسفند) در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینی‌های سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران، و آینه قرار دهند.  
ادامه
99
بانو  , bamzijooni
12 سال پیش
بهم بگید لطفا!
میدونی خانومی نمیشه که تمام آدمای دنیارو راضی نگه داری! نمیشه که همه دوستت بداران! نمیشه که همه ازت خوششون بیاد! نمیشه که همه حرفاتو بفهمن! نمیشه تو هر جمعی دوست پیدا کنی! واسه خودت زندگی کن! غصه نخور کی به چی فک میکنه ، هرکی مسئول زندگی خودشه! تو زندگی خودتو جمع کن ! هیچی بابا با شما نیستم اینارو واسه خودم نوشتم! ----------------------------- توجه : لطفا هرکی از من خوشش نمیاد رک بهم بگه ، اینقدر شعور و غرور دارم که بدونم نباید مزاحمش بشم!
ادامه
3
5
نعیما دختردریا , taranikyveniz
یکشنبه 21 دی ، 13:02
واسه خودت زندگی کن
ادامه
بانو  , bamzijooni
دوشنبه 3 فروردین ، 12:35
نع دعوا که نع اما عادت کردم اگه کسی کمتر بهم محل بده من دپ میشم اساسی انگار مردم موظفن تحویلم بگیرن !! خب زور نیس که!! نمیخوااااااااان!!
ادامه
رضا آراس , reza_rs
دوشنبه 3 فروردین ، 08:54
چی شده؟؟؟؟!!! با كسی دعواتون شده ؟!!
ادامه
بانو  , bamzijooni
12 سال پیش
توجه کنید !
بد نیست به نکته‌هاى زیر توجه کنید: اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
  اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه، یا گرسنگى در امان بوده‌اید، وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
  اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
  اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، اگر کفش و لباس دارید، اگر تختخواب و سرپناهى دارید، در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید. اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیب‌تان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید. اگر شما این نوشته را می‌خوانید، از سه خوشبختى بهره‌مند هستید: 1- یک کسى به فکر شما بوده است. 2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید. 3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند. به قول یکنفر:          طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،    طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌اید،           طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمی‌بیند،           طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمی‌شنود،           و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.
ادامه
4
    فرید ایرانی , samanjoon670
    سه شنبه 27 اسفند ، 18:58
    بی نظیر نیلو گرامی
    ادامه
    مهرانه   , mehran_40us
    سه شنبه 27 اسفند ، 14:39
    زیبا بود خیلی زیبا
    ادامه
    بانو  , bamzijooni
    بانو 12 سال پیش
    فرخنده باد بر همگان مقدم بهار ... نوروز جاودانه ترین جشن روزگار
    بانو  , bamzijooni
    وقتی کزت نتیجه میگیرد !
      وقتی کزت نتیجه میگیرد! امروز باز کزت شده بودم و از صب داشتم خونه تکونی میکردم وقتی کار میکنی اونم از نوع حمالی! مجبوری ، میفهمی مجبوری سکوت کنی تا انرژی ات فقط صرف کار بشه و وقتی سکوت میکنی ناخودآگاه فک میکنی... و من در سکوت فک میکردم ... به اینکه اینهمه کوشش میکنیم گرد و غبار از خونه هامون میگیریم ، حواسمون جمعه که جایی کثیف نمونه که چیز کهنه و کثیفی توی خونه فراموش نشه که دور انداخته یا شسته بشه اما ... اما توی دلهامون رنج و کینه های هزارساله مونده رسوب کرده و دلهامون رو زنگار بی مهری گرفته اما به خودمون زحمت نمیدیم یه دستی به سروگوش دلمون بکشیم ! بی شک وقتی اجدادمون این رسم کهن رو رواج میدادن به این می اندیشیدن که با تازه شدن سال دلها هم تازه بشه و حتی جهان هم تازه بشه ... مامانم امروز میگفت اگه این خونه تکونی نبود زندگی بعضی خانومای تنبل رو گند برمیداشت ! و من فک میکردم اگه سال به سال حداقل دم بهار دلهامون رو از کینه و رنجش پاک نکنیم چیزی نمیگذره که دلهامون بوی گند مردار میگیره ! و من تصمیم گرفتم و کزت تصمیم گرفت! ( اصلاح میکنم !) که وقتی لباسا و وسایل کهنه رو دور میریزم رنجش ها ، ترس ها و کینه هامم دور بریزم ! که وقتی ظروف لب پررو که انرژی مثبت خونه رو از بین میبره بیرون میریزم احساسات لب پر رو هم که انرژی مثبت رو از دلم میگیره بیرون بریزم و وقتی همه جا رو میشورم تا مطمئن بشم غباری نمونده ، یه آب خنک و پاک هم روی دلم بریزم تا مطمئن بشم دیگه پاکه پاکه .. بنابراین میخوام از تمام کسایی که رنجوندمشون معذرت خواهی کنم ... بنابراین میخوام تمام کسایی رو که رنجوندنم ببخشم ... بنابراین میخوام به تمام اونایی که واسه ام با ارزش هستن بگم که دوستشون میدارم مهم نیست که این دوستت میدارم فردا برام دردسر بشه ! مهم اینه امروز توی دلم نمونه و تقدیمش کنم ! بنابراین میخوام از ته دل بخندم و توی خنده هام همه تونو شریک بگیرم ... میخوام سال دیگه منطقی و مهرورز و خردورز و مثبت باشم و هرچه سستی و تنبلی و نابخردی هست از دلم و کله ام بیرون کنم ... آره اینا درسایی که کزت کوچمولو از خونه تکونی گرفت ... ---------------------- در حاشیه ی درس گیری کزت کوچمولو: بابا مث همیشه دستور میداد و مسخره مون میکرد همه اش به من میگفت کار کن نوکر کوچمولوی من!! وقتی داشتم توی حیات کابینتارو میشستم موقع بلند شدن با کمر رفتم توی شیر آب و تقریبا مُردم! بنابراین الان یکی از نشونه های من یک عدد شیر آب هست که کاملا روی کمرم با زخم و خون نقش بسته!! بعد از اینکه کمرم اوف شد!! و من کلی مُردم ! بابام که تا حالا میگفت کار کن رفت سروقت مامانم و باهاش دعوا گرفت که چرا دخمل یکی یدونه ی منو به کار میگیری مگه بهت نگفته بودم یه کارگر بگیر مگه این کارا کار این بچه است !!! و من الان به شدت دچار دوگانگی شخصیت شدم که آخر باید کار کنم یا نکنم ؟؟!! کارگرم یا یکی یدونه!! ای خودا به داد کزت کوچمولوها برس از دست این مامان و باباهای جیگمل طلا ... قربوناتون بوووووووووووووووووووووس    
    ادامه
    1
    3
    ر  ش هیچکس , raziehshirani
    دوشنبه 19 مهر ، 11:46
    hichvaght avalat ra navaraghide boodam
    delam khast
    to bi man ham doost dashtani boodi...
    ادامه
    رضا آراس , reza_rs
    یکشنبه 25 اسفند ، 23:53
    حالا بالاخره درس عبرت گرفتی یا نتیجه؟!!;)
    ادامه
    بانو  , bamzijooni
    از آن شب که ماهی هفت سینم شدی ...
    از آن شب که ماهی هفت سینم شدی ...   شب عید بود . حدودا هفت ، هشت ساعت مانده به تحویل سال . سرِ شب چهار ماهی ِ کوچک خریدم برای سفره ی هفت سین . تنگ بلور را شستم ، داخلش تیله ریختم ، سبزی گذاشتم ، آبشان را عوض کردم و ماهی ها را انداختم داخل تنگ . تقریبا سه ساعت بعد ، اولین ماهی حالش بد شد . با چشمم می دیدم که دارد جان می دهد . نمیدانم چرا ؟! همه چیز مهیا بود! آب ، تنگ تمیز ، غذا ، سبزی ، تیله برای بازی ، جایشان هم مناسب بود . کنار سفره هفت سین ، کنار سکه و ساعت و قرآن و آینه و قاب عکس تو و سیر و سیب و ... اما نمیدانم چرا حالش بد بود! نمی توانست خودش را تکان بدهد . به بغل غوطه ور بود . و این که دچار ایرادی شده بود را از آن سه ماهی ِ دیگر متوجه شدم . چون هر سه ، از این ماهی ِ کوچک که کوچکترینشان هم بود ، دوری می کردند . دیدم عذاب می کشد ، تصمیم گرفتم خلاصش کنم . تنگ را به اتاقم آوردم ، گذاشتم روی میز تحریرم و ماهی کوچک را درآوردم و جلوی چشمان ِ آن سه ماهی ِ دیگر سنجاقش کردم به دیوار! این کار را کردم تا عبرت بگیرند و نمیرند ! با صدای بلند هم چند بار گفتم : حالا هرکسی جرات داره ، بمیره ! خلاصه کنم ، هنوز چند ساعتی به تحویل سال مانده بود که آخرین ماهی هم در حال جان دادن بود . با بغض و اندوه بسیار ، آنقدر نشستم که ماهی ِ کوچک مُرد ! حالا دیگر ماهی نداشتم و ساعت به حوالی ِ سه بامداد رسیده بود . ماهی ِ بیچاره را در گلدان ، کنار آن دو ماهی ِ دیگر چال کردم و ماندم بدون ِ ماهی ! خوابم نمی برد . همه اش به دنبال ِ علتی ، معلولی ، چیزی می گشتم تا از عذاب وجدانم بکاهم ! و تقریبا دوازده دقیقه مانده بود به تحویل سال ، آمدم کنار سفره ی هفت سین ، قاب عکس ات را برداشتم و گذاشتم داخل تنگ بلور ! چه فرقی می کرد ، اگر ماهی نداشتم ، ماه که داشتم . و سال این گونه تحویل شد ... اما هنوز آن ماهی ِ کوچک که اول از همه مُرد ، همان طور سنجاق شده به دیوار اتاقم مانده است . بر نمیدارمش تا عبرت بگیرم که دیگر هیچ کس را مجبور به کاری نکنم !  هر کسی اختیار دارد هر طور که خواست زندگی کند و یا حتی بمیرد ! همان طور که آن سه ماهی ِ کوچک با من لج کردند و مردند !
    می خواستند به من بفهمانند که حرف مُفت زده ام و من واقعا این واقعه را درک کردم !
    از تحویل سال روزهای بسیاری گذشته است ، اما هنوز عکس تو در داخل ِ تنگ بلور است . هر دو روز یک بار آبت را عوض می کنم ! سبزی را عوض می کنم و سبزی ِ تازه می گذارم . غذا برایت می ریزم ، حرف می زنم ، شعر می خوانم و می بوسمت ... حالا دیگر ماهی های ِ همه ی همسایه ها مُرده اند ، اما تو هنوز برای من زنده ای . همیشه زنده ای . می فهمی که ؟!...    
    ادامه
    2
      ر  ش هیچکس , raziehshirani
      دوشنبه 19 مهر ، 11:47
      شعر می خوانم و می بوسمت ...

      حالا دیگر ماهی های ِ همه ی همسایه ها مُرده اند ، اما تو هنوز برای من زنده ای . همیشه زنده ای
      ادامه
      سودابه    , tandis
      سه شنبه 11 اسفند ، 16:57
      نیلوی مهربون و دوست داشتنی مثل همیشه قلمت زیباست و دلنشین
      می بوسمت گلم
      ادامه
      بانو  , bamzijooni
      کاشکی مادرانمان دعایمان کنند...
        دیوانه دیوانه دیوانه تر همین بیست و چهار ساعتِ ناچیز را می گویم . می توانی سراغ ِ تمام ِ شعرهایی که برایت سرودم را از زلالِ اشکی بگیری که دیشب میانِ هق هق و بالِشم پنهان کرده بودم . دیوانه  دیوانه دیوانه تر ، خودم را می گویم و تو را . کاشکی که مادرانمان حتی شده یک بار برایمان دعا کنند ، و گرنه این سیلابِ عاصی ما را با خود به دریاها خواهد ریخت . کاشکی مادرانمان دعایمان کنند ...
      ادامه
      بانو  , bamzijooni
      با بهار جوانه میزنم ...
      زمستان که بگذرد با بهار جوانه میزنم حس نفس کشیدن سبز شدن و گل کردن در تنم فوران کرده مثل گلهای بنفشه بیدار خواهم شد و از نو زندگی خواهم کرد این بهار که بیاید من جوانه میزنم منتظر باش گلکم:) --------------------------- دروووووووووووود من نیلووو هستم مث همیشه پشت مانیتورم نشستم اما اینبار نع با یه لیوان ماءالشعیر یخ! با یه لیوان آب قند! قصه از اونجا شروع شد که قرار شد نیلوووبیتا واسه همیشه بره قاطی باقالیا و بامزی رخ بنماید! اما چون نیلوووبیتا رو خیلی دوس میدارم نزدیک بود خودمم باهاش برم قاطی باقالیا چون دقیقا سه بار نزدیک بود برم زیر ماشین!! به هر حال التماس نکن دخمل جان اصلا جا نداره نیلوووبیتا اشتباه کرده و باید حذف بشه!
      زین پس نیلووو بامزی رو تحمل کنید لطفا جیگر همه تونو بوووووووووووووووس  
      ادامه
      1
        فریبا   , zemestane
        پنجشنبه 22 اسفند ، 12:50
        نیلوی عزیز ......امروز و دیروز عین همین گلها رو گرفتم ...نشون به اون نشون که الان رو میزمه....
        چقدر دیدنش اینجا با این متن خوشگل بیشتر تر به دلم نشست.

        (راستی حسود خانم ،‌ما دوست میداریم زیاد(چشمک))
        ادامه