آرش غنی زاده , ansar_m

آرش غنی زاده

 اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه .....
آرش غنی زاده , ansar_m

آرش غنی زاده

مطالب تصاویر 17دوستان 235
آرش غنی زاده , ansar_m
قیمت شما چقدر است ؟!!!




مرد جوان گوشه ی اتاق نشسته بود و غمگینانه به مجادله ی بزرگان خانواده گوش می کرد و سخنی نمی گفت;

- مگه دخترمونو از سر راه آوردیم که مهریه اش 140 سکه باشه؟

- مهریه ی عروس قبلی مون 140 سکه بود، مهریه ی این عروس هم باید 140 سکه باشه .

- مهریه دختر ما 350 سکه است، کمتر از این هم امکان نداره، این جا کم تر از این «رسم » نیست، دوستاش، همه، مهریه هاشون بیش تر از 500 سکه بود، این جا; مهریه ی لیسانسه ها بالاتر از 500 سکه است، ما نمی تونیم ارزش و احترام دخترمونو پایین بیاریم، اون باید پیش دوستاش کم نیاره، همین اندازه هم که گفتیم; کم گفتیم .

- 350 سکه خیلی زیاده، انصاف داشته باشید، پس فردا اگه عروس مهریه اش رو بخواد، این شوهر چه جوری می تونه این همه سکه رو بده؟

- تا حالا «کی داده، کی گرفته » تعداد بالاتر باشه، دوام زندگی بیش تر می شه .

. . . و عموی عروس که دختری هم سن عروس داشت، دغدغه ی خاطر بیش تری داشت که مبادا مهریه کم شود و او مجبور شود، در آینده، دخترش را با مهریه ی کم شوهر دهد .

جر و بحث ها ادامه داشت و هر کدام از آن جماعت دلایلی - این چنین بی پایه و اساس - برای نظر خودشان می آوردند و هر از چند گاهی هم نظر موافق داماد را خواستار می شدند و داماد که نمی خواست اعتقادات اخلاقی اش را زیر پا بگذارد سرش را به معنای جواب منفی به بالا تکانی می داد و لام تا کام حرفی نمی زد و باز هم مجادله ها بالا می گرفت . او در آن شلوغی، در این فکر بود که چه کنید؟ بپذیرید یا نپذیرید؟ دلایل خانواده ی عروس را قبول کند یا نکند؟ و اگر قبول نکند چه خواهد شد؟ آیا همه چیز از ست خواهد رفت؟ آیا اگر قبول نکند و مجلس ناتمام بماند، امیدی به بازگشت دوباره هست؟ . . .

زیر چشمی به پدرش نگاه کرد که به او اشاره و توصیه می کرد قبول کند و زمزمه ی برادرش را در گوش شنید که می گفت: «قبول کن، اگر قبول نکنی مجلس به هم می خوره » و داماد که دریافته بود اگر جلسه به نتیجه نرسد دیگر بازگشتی در کار نیست; در حالی که با خود کلنجار می رفت، چاره ای جز پذیرفتن نمی دید . اما تصمیم داشت تا وقتی که به او اجازه ی صحبت کردن نداده اند، همه را به انتظار نگه دارد، او با خود می گفت حالا که قرار است بپذیرم لااقل باید حرف هایم را بزنم و اعتقاداتم را بگویم .

جمعیت که به اشاره ی برادر داماد دریافته بودند داماد اگر اجازه ی صحبت کردن پیدا نکند مجلس را ترک خواهد کرد، ناچارا از او خواستند که نظرش را بگوید .

و او در حالی که جمعیت سکوت کرده و منظر شنیدن سخنش بودند; و در حالی که بغض سنگینی گلویش را گرفته بود و صدایش از غمی بزرگ می لرزید، غمگینانه شروع کرد به سخن گفتن:

«ما شیعه ایم، ایام فاطمیه مدتی پیش از این تمام شد، همه ی ما در آن روزها لباس مشکی به تن کردیم و در مجالس عزاداری فاطمه (س) شرکت کردیم، چند روزی بیش تر از تولد حضرت فاطمه (س) نمی گذرد، همه ما در جشن های تولد او شادمانه شرکت کردیم و ولادت علی (ع) را در پیش داریم; علی که پیشوای بی بدیل ما بوده است . ما به غم علی و فاطمه و ائمه ی اطهار غمگین و به شادی شان شادمانیم; بزرگداشت روزهای وفات و تولد برای چیست؟

به عنایت فاطمه زهرا (س) - که به خواب مادرم آمده بود - به این مجلس آمده ام . دوست داشتم به شکرانه ی حقیقی لطف خدا، در عمل، از علی و فاطمه پیروی کرده باشم و اندیشیده بودم که به کدامین بخش از زندگی آن بزرگان تمسک کنم; . . . راستی! مهریه ی فاطمه چه بود؟ . . . چرا مانمی اندیشیم که مسلمانی به عمل است، نه به ادعا؟ و چرا نمی اندیشیم که علت عمل نکردن ما به اندیشه ی آنان چیست؟

و چرا امروز حاضر نیستیم به این بیاندیشیم که، چرا مقام معظم رهبری برای کسانی که مهریه شان بیش تر از چهارده سکه ست خطبه ی عقد نمی خوانند؟

من به خیال چهارده سکه - و نه 140 سکه و 350 سکه - آمده بودم و نظر عروس را هم پرسیده بودم; او هم بیش از این تعداد را با هویت و فکر خود و با شخصیت خود در تضاد می دید و شما برای اطمینان می توانید همین الان نظر او را هم بپرسید .

من به این فکر بودم که در اولین فرصت مهریه را به عروس - به عنوان نشان مهر و صداقت - بدهم و «کی داده، کی گرفته » را خیلی جدی نگرفته بودم . اما . . . اما ظاهرا در این خانه، هیچ کس، همچون ما دو نفر فکر نمی کند - دو نفری که مجلس برای آنهاست - می دانم که اگر بروم، بازگشتی نیست و چاره ای نمی بینم جز این که با نارضایتی بپذیرم .» و دیگران که منظر شنیدن آخرین کلمه بودند نفس راحتی کشیدند و یکی از میان جمعیت فریاد بر آورد که: صلوات!

به راستی، داستان مهریه چیست و از کجا آمده است؟ چگونه بوده و چگونه شده است؟ چه حکمتی در آن بوده و امروز - با این وضعیتی که پیدا کرده است - چه حکمتی را پشتوانه دارد؟

این که معنای کلمه ی مهریه چیست، معادل عربی آن کدام است، تاریخچه آن چگونه است و مسایلی از این قبیل، مکررا گفته و نوشته شده است .

آنچه که پرداختن بدان «عملا» مهم تر به نظر می آید این است که امروزه، مهریه - آن گونه که مرسوم است و بدان عمل می شود - با کدامین معیارها منطبق است؟ آیا تعیین این تعداد سکه ها مورد تایید دین است؟ اخلاقی است؟ و یا عقل آن را می پسندد؟ و آیا نیاز به اصلاح و بازنگری و درست اندیشی ندارد؟ و آیا نباید بزرگان دین و علما و دانشمندان علوم انسانی (مخصوصا جامعه شناسان و روانشناسان) این موضوع را مورد بررسی و کاوش قرار دهند؟ و آیا نباید راه چاره ای برای این معضل - که هم برای جامعه، هم برای خانواده ها و هم برای زوج های جوان بحث برانگیز و تنش زاست - پیدا کنند؟

راستی! آیا چاره این معضل را نمی توان یافت؟ . . . 

ادامه
99
کامنت بنویسید...
آرش غنی زاده , ansar_m
شنبه 14 آذر ، 08:03
و یا تصویب قانونی مبنی بر محدودیت سقف مهریه بر اساس میزان دارایی داماد .... (راه بسیار است قانون گذاران خواب)
ادامه
شهاب د , webcharkhi
شنبه 4 مهر ، 23:48
به نظرم اگر قانونی تایین شود که مهریه همان موقع عقد باید داده شود دیگر از سنت پسندیده مهریه سواستفاده نمی شود چون اکثرن دامادها هنگام عقد کورکرلال می شوند و متوجه نیستن که بجای مهریه دارن یجور چک بی محل چندمیلیونی میکشن که ممکنه بخاطرش چندسال زندانی گردند...
ادامه
آرش غنی زاده , ansar_m
سه شنبه 10 آبان ، 10:29
- اگر تعیین مهریه های بالا ضامن خوشبختی زوج های جوان بود این آمار بالای طلاق زوج هایی که بر مهریه های بالا توافق کرده اند در دادگاه های خانواده چیست؟
و اصولاً چرا در گذشته که مهریه ها ساده گرفته می شد زندگی ها از دوام بیشتری برخوردار بود و آمار طلاق تا این اندازه پایین بود؟
ادامه
آرش غنی زاده , ansar_m
باشگاه زوج آسمانی 14seke.ir


ادامه
آرش غنی زاده , ansar_m





سال88:


هاشمی گفت: «حوادث پس از انتخابات»

امام خامنه‌ای فرمودند: «فتنه»

همه ما گفتیم: «فتنه»


**********

سال 90:


هاشمی گفت: «جریان انحرافی»

امام خامنه‌ای فرمودند: «اختلاف سلیقه»

ما گفتیم: «جریان انحرافی»!!!






ادامه
کامنت بنویسید...
بهروز راد , a3pikk
سه شنبه 22 شهریور ، 23:48
كسانی كه از رهبری زیاد خرج میكنند مطمعن باشید كه مشكای در انها است

یادم می اید در زمان طاغوت اگر كسی میخواست خلافی كند و زور بگوید یك به جان اعلاحضرت میگفت و كار خودش را میكرد الان هم مفسدان كه خیلی ادعا میكنند از این قاعده مستثنی نیستند
ادامه
آرام دل , arame_del55
سه شنبه 22 شهریور ، 09:46
آقا از هم صحبتی با شما محذوذ شدم
عادت ندارم با آدمایی که از روی لجاجت و بدون منطق حرف می زنن بحث کنم
یا علی و خدا نگهدار
ادامه
آرش غنی زاده , ansar_m
خدایا به که واگذارم می کنی؟
آیا به خویشاوندی که از من ببرد یا بیگانه ای که مرا از خود دور کند یا به کسانی که خوارم شمرند؟
{من به سوی دیگران دست دراز کنم؟}
در حالی که تو خدای منی!
دعای عرفه
ادامه
کامنت بنویسید...
عظیمی نت  , ali_narsia
پنجشنبه 10 شهریور ، 18:25
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست . او جانشین تمام نداشتنهاست
ادامه
طاها طلوع , tahatolou
پنجشنبه 10 شهریور ، 18:04
الهی با کیان شم با کیان شم؟؟؟
ادامه
آرش غنی زاده , ansar_m
گرچه صبرت کاسه صبرمان را لبریز کرد، اما فرصتی بود تا نقاب از چهره شغال صفتان مدعی دین و ولایتمداری بیفتد، آنان بر ظن باطل خود خیال کردند بیشه از شیر خالیست، شروع به زوزه کشیدن کردند و چه تهمتهای ناروایی که به تو زدند! خدا شاهد است که همه ما از راهی که از 84 با تو آغاز کرده ایم مطمئن هستیم دکتر جان خدا قوت، نعره مختار گونه ات چگونه شمر آنان را فراری داده و زوزه هایشان در گلو خفته شده است.
ادامه
شهروز تنها , nadiagf60
یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند

یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد

یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند

یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند
ادامه
آرش غنی زاده , ansar_m
کیان ایرانی را پیاده به جنگ نفرستیم! (قابل توجه مدعیان ولایتمداری)


شاید این سؤال برای همه ما مطرح باشد که چرا در طول تاریخ و در بزنگاه‌های بسیار حساسی که جبهه حق نیاز به وحدت و انسجام بیش از پیش داشته معمولاً اختلافاتی در میان افراد مؤمن به این اردوگاه بروز نموده و صدمات و لطمات بعضاً جبران‌ناپذیری را به این جبهه وارد کرده است.

امروز نیز افرادی که فضای سیاسی فعلی کشور را درک می‌کنند کاملاً نسبت به این ضعف جبهه حق واقف و آگاهند. بزرگان اما در عرصه معرفت معتقدند هر جبهه و اردوگاهی که محل تجمع حق‌جویان و انقلابیون است از آنجا که منجر به برکات و دستاوردهای مهمی برای کل عالم هستی می‌گردد بیش از سایر صفوف و تجمع‌ها مورد توجه شیاطین جن و انس قرار داشته و جبهه باطل توان بیشتری را برای ناکارآمد کردن آن به کار خواهد برد. پس بخشی از مشکلات و اختلافات موجود در جبهه حق‌جویان قطعاً از همین مهم نشأت می‌گیرد. ایران اسلامی امروز قطعاً خیمه مدیریت مرکزی جبهه حق‌جویان در عالم را در اختیار دارد و تمامی اهالی این خیمه ضمن توجه به این مهم باید دقت داشته باشند که اختلافات، بغض‌ها و کینه‌های نفسانی و شیطانی امنیت و ماهیت این مرکز فرماندهی را به خطر خواهد انداخت.

آنچه در شرایط فعلی و برای همیشه قدر مشترک و مایه انسجام و وحدت جریان‌ها و اشخاص حاضر در این جبهه است رهنمودها و فرمایشات داهیانه و راهگشای عمود خیمه، امام خامنه‌ای عزیز است که باید از هر جهت مورد توجه سربازان میدان قرار گیرد. از آنجا که حضرتش چندی پیش و در دیدار با افسران جوان این میدان فرمودند: «مبادا کسى تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمی مطرح می‌شود، در خفا به بعضی از خواص و خلصین، آن نظر را منتقل می‌کند که اجرا کنند؛ مطلقاً چنین چیزی نیست. اگر کسی چنین تصور کند، تصور خطایی است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیره‌ای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همینی است که صریحاً اعلام می‌شود.»

شایسته است اهالی جبهه حق در تمامی اختلافات و نقاط ابهام موجود به همین نظرات آشکار معظم له توجه و عمل نمایند. امروز نیز و در شرایطی که به خاطر ایجاد سؤال و ابهام در ذهن برخی از افراد تشتت و اختلاف خطرناکی در این جبهه به نظر می‌رسد بایسته است تنها و تنها به نظر رهبری رجوع و تخم خطرناک و مهلک شک را از ذهن‌ها و دل‌های خود دور کنیم. در شرایطی که تریبون‌های رسانه‌ای برخی جریان‌های خاص بشدت سعی دارند ادبیاتی خاص را در اذهان عمومی جامعه و اهالی جبهه انقلاب اسلامی وارد نمایند توجه به این نکته حائز اهمیت است که رهبری معظم انقلاب در ماجرای فتنه 88 بدون هرگونه مماشات و تعارفی چندین بار و به صورت مکرر از لفظ فتنه استفاده و همگان را نسبت به خطر آن هوشیار نمودند. ایشان اما اخیراً و پس از اوج گرفتن ادبیات و اعمال خاص علیه دولت انقلابی و مکتبی در 3 مقطع و محور، بیاناتی مهم را ابراز نمودند که به آن اشاره می‌شود:

1) مقام معظم رهبری در دیدار با مردم استان فارس و در شرایطی که نطفه نامشروع استفاده از ادبیاتی خاص علیه دولت در حال شکل‌گیری بود فرمودند: «تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ی الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوی آرمانها ذره‌ای منحرف شود. »آیا این فرمایش معظم له برای آرامش برخی که تمام هم و غم و توان رسانه‌ای خود را معطوف به مسائل واهی نموده‌اند کافی نیست؟ آیا این فرمایش ایشان به این معنی نیست که چشمی بیدار تمام مسائل اردوگاه حق را رصد کرده و در صورت لزوم هشدارهای مورد نظر را صادر خواهد فرمود و امروز بهتر است دوستان ما از جبهه‌های حساس دیگر غافل نشوند؟

2) حضرت آقا در مراسم پرشکوه سالگرد ارتحال حضرت امام و در مقطع زمانی که جریان‌سازی‌های سنگین رسانه‌ای و بازداشت‌ها و برخوردهای امنیتی نامشخص و نامعلومی با برخی افراد صورت گرفته بود فرمودند: «اگر به نام عدالت‌خواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالت‌خواهی، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، اما می‌دانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذا و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.

اگر بخواهیم به نام انقلابیگری و رفتار انقلابی، امنیت را از بخشی از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. در کشور آرا و عقاید مختلفی وجود دارد.

اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌ای بر یک حرکتی، بر یک حرفی منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌های موظف باید تعقیب کنند و می‌کنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌ای نباشد، کسی است که نمی‌خواهد براندازی کند، نمی‌خواهد خیانت کند، نمی‌خواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه سیاسی ما، با مذاق سیاسی ما مخالف است، ما نمی‌توانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم.

قرآن به ما دستور می‌دهد و می‌گوید: مخالفت شما با یک قومی، موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید. «اعدلوا»؛ حتى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوی»؛ این عدالت، نزدیکتر به تقواست. مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است.»

آیا صراحت بیان مقام عظمای ولایت در تبیین مسئله انحراف و اشاره صریح به چیستی انحراف مبنی بر انحراف از خط امام مسیر روشنی را پیش روی همه دلسوزان نظام قرار نمی‌دهد تا به جای تأثیرپذیری از جریانات مشکوک رسانه‌ای به این مسیر روشن التفات کافی داشته باشند؟

3) در روزهای گذشته و پس از آنکه موج اتهامات و افتراهای رسانه‌ای با اغراض سیاسی علیه عده‌ای که هیچ کدام از اتهاماتشان هنوز در دادگاه صالحه مورد بررسی قرار نگرفته بود گسترش یافت معظم‌له با دقتی بی‌نظیر در دیدار با مسئولین قضایی کشور اشاره فرمودند که: «هیچ کس حق ریختن آبروی یک مسلمان را ندارد... حتی در مواردی که جرم در دادگاه اثبات می‌شود، نباید نام فرد مجرم علنی و رسانه‌ای شود.»

امروز افرادی اگر خود را متعلق به جبهه بر حق انقلاب اسلامی می‌دانند باید توجه داشته باشند بی‌توجهی به فرمایشات فرماندهی میدان قطعاً خیانت به جبهه حق محسوب خواهد شد.

باشد که همگی عامل به تقوا بوده و اقوالمان مصداق قول سدید گردد. ان‌شاءالله
سعید یوسفی‌پور


ادامه
کامنت بنویسید...
آرش غنی زاده , ansar_m
پنجشنبه 16 تیر ، 12:56
در تکمیل موارد فوق:

4) مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان سپاه تأکید کردند : « یكی از موارد بسیار مهم و ضروری برای ادامه حركت تكاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از دمیدن و مشتعل كردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه دستگاه‌ها و جریان‌های سیاسی و فكری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند. »
ادامه
آرش غنی زاده , ansar_m
آرش 8 سال پیش
دل قوی دار، سحر نزدیک است ....
    کامنت بنویسید...
    ریحا نه , man200
    سه شنبه 18 مرداد ، 13:21
    تـولـدتـــ مـبـارکــــ!
    ادامه
    آرش غنی زاده , ansar_m
    پشت پرده تخریب دولت توسط مدعیان اصولگرایی

     «جریانی در کشور به راه افتاده که هر روز با تهمت و افترا به دنبال تخریب یاران نزدیک ما هستند، این در حالی است که برای من روشن است که هدف آنها زدن احمدی نژاد است، اما از آنجا که این جریان وگروه ها آنقدر ضعیف هستند که نمی توانند هزینه تخریب  احمدی نژاد را بپردازند، از این رو تلاشمی کنند اطرافیان احمدی نژاد را مورد هجمه قرار بدهند. بخش اصلی این هجمه ها ناشی از آن است که آنها می دانند، احمدی نژاد تمام توان خود را برای  خدمت رسانی به مردم و اعتلای ایران بکار بسته و برای ادامه این مسیر، در زمان مقرر از یاران نزدیکش که بتوانند در این مسیر حرکت کنند (با اشاره به یکی از حاضران)  و این بار را به دوش بکشند حمایت لازم را بعمل خواهد آورد.»

    مطالبی که در بالا آمد بخشی از سخنان دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور مکتبی و ولایی در بهمن ماه 88 در جمع برخی جوانان بود که جناب آقای مهندس مشایی هم در آن جمع حضور داشتند.

    به راستی چه جریان، گروه و افرادی به دنبال تخریب یاران رئیس جمهور و در حقیقت خود رئیس جمهور هستند!؟ چه کسانی از ادامه این راه که به اعتلای ایران و اسلام خواهد انجامید، واهمه دارند که این بازی شوم را طراحی کرده اند تا هر روز به نحوی دولت مردمی را از خدمت باز بدارند!؟ اینها چه کسانی هستند که این روزها شاهد آن هستیم که آرزوی آمریکا و اسرائیل طی چند سال گذشته را چگونه به انجام رسانیدند!!

    موضع دشمنان خارجی نظام از ابتدا نسبت به دولت دکتر احمدی نژاد مشخص بوده و هست.  موضع اصلاح طلبان هم از ابتدای تشکیل دولت نهم کاملاً شفاف و واضح بوده است. اصلاح طلبان از زمان تشکیل دولت نهم تا اواسط سال 1388 که فتنه انتخابات اوج گرفته بود به هر نحو ممکن و به هر دلیلی اقدامات دولت خدمتگذار را زیر سوال می بردند و در تخریب دولت کار را تا به آنجا می رساندند که برنامه های دولت در اصلاح زیر ساختهایی که سالها مانع از پیشرفت ایران اسلامی بوده است را مخالف منافع مردم قلمداد می کردند . جالب آنکه در دوران زمامداری خود هیچ گونه توجهی به مردم نداشتند. این روند در مناظره تلویزیونی میرحسین موسوی از سران فتنه با دکتر احمدی نژاد کاملاً قابل مشاهده بود. ازآن جهت که زیر سوال بردن فعالیت های  دولت نهم  آن هم در حضور رئیس زیرکی چون احمدی نژاد کار سختی بود، لذا موسوی خیلی سریع  وارد مسائل حاشیه ای شده و به طرح موضوعاتی چون هاله نور و مسائلی پیرامون مهندس مشایی پرداخت!
    بجز دشمنان خارجی و اصلاح طلبان، گروه دیگری نیز هستند که از سال 84 در نهان و عیان به مخالفت با دکتر احمدی نژاد پرداخته و تا آنجا که تیغ شان بریده است در مسیر خدمتگذاری دولت سنگ اندازی کرده اند. افراد تشکیل دهنده این جریان، کسانی نیستند جز اصولگرایانی که  قبل از انتخابات 84 رقیب احمدی نژاد بودند و البته به زعم باطل خود وی را عددی به حساب نمی آوردند که بتواند رئیس جمهور شود و صد البته دکتر احمدی نژاد نیز برای مدعیان اصولگرایی وزن قابل توجهی در میان مردم قائل نبود، لذا از جلسه 27 آذر 1383 خط خود را از آنها جدا کرده و در جلسه آنها شرکت نکرد. به هر حال دکتر احمدی نژاد با اتکا به خداوند؛حمایت قاطع تمام پابرهنه ها و نیت پاک و توانمندی های خودش توانست به مرحله دوم راه پیدا کند که در مرحله دوم مدعیان اصولگرایی که بوی کباب به مشام آنها خورده بود و می دانستند که از تنور دیگری چیزی برای آنها گرم نمی شود، بر اساس یک توفیق اجباری  پشت سر احمدی نژاد قرار گرفتند و در ادامه با انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور اینگونه وانمود کردند که وی مدیون آنهاست. البته دکتر احمدی نژاد از همان ابتدا با ذکاوت تمام، چندین بار به صراحت در سخنرانی های خود اعلام کرد که وابستگی به هیچ جریان و گروهی ندارد و برآمده از دل مردم می باشد. شاید همین کلام احمدی نژاد بود که در سال 88 ستادی بنام مردمی نژاد در حمایت از وی  تشکیل شد. بررسی عملکرد مخالفان دولت احمدی نژاد از سال 84 روشن کننده این موضوع است که دشمنان بیرونی و اصلاح طلبان بخاطر ضعف های بنیادینی که در برابر احمدی نژاد داشتند قادر نبودند آنطور که در نظر داشتند، در مسیر خدمت رسانی دولت به مردم ایران زمین سنگ اندازی کنند. اما درعوض مدعیان اصولگرایی که قبای دین و ولایتمداری را نیز بر تن داشته و دارند، هر جا که منافعشان به خطر افتاده، در مسیر خدمتگذاری دولت سنگ اندازی کرده و سعی برآن داشته اند که با تاثیر گذاری بر نهاد قانونگذاری وجهت دهی تصمیمات آن دولت را متوقف کرده و یا از اساس ساقط کنند! طرح سوال از رئیس جمهور و یا عدم کفایت رئیس جمهوری که خود را وقف اعتلای ایران اسلامی کرده در همین راستا مطرح می شود. جالب تر آن است که ساقط شدن دولت ولایی احمدی نژاد از آرزوهای اسرائیل و آمریکا و ایادی داخلی آنهاست، اما آنها ابزاری برای این کار ندارند و فقط در آرزوهایشان مطرح می کنند مانند شیمون پرز که قبل از انتخابات 88 گفته بود آرزوی ما این است که دولتی جز دولت احمدی نژادسرکار بیاید. امروز شاهد آن هستیم که مدعیان اصولگرایی، با قدرت طلبی شان به ابزاری تبدیل شده اند که آرزوهای اسرائیل و آمریکا را برآورده می کنند. اما سوال اصلی اینجاست که مدعیان اصولگرایی و در حقیقت قدرت طلبان چگونه باید دولت مکتب و مردمی احمدی نژاد را زمین گیر کنند، احمدی نژادی که با اجرای طرح عظیم هدفمند کردن یارانه ها و صدها طرح بنیادین دیگر در قلب تک تک ایرانیان جای گرفته است و این موضوعی است قدرت طلبان بشدت از آن عصبانی بوده زیرا که آینده خود را در خظر میبینند!!

     طبعاً قدرت طلبان (از این به بعد بجای واژه مدعیان اصولگرایی از این واژه استفاده می شود) که قبای حمایت از ولی فقیه و دین و اسلام را بر تن کرده اند نمی توانند فعالیت های اجرایی دولت و اطلاح زیر ساخت های کشور و یا سیاست خارجی کشور را همچون اصلاح طلبان از اساس زیر سوال ببرند زیرا این برنامه های دولت، مورد تایید نایب امام عصر (عج) ، ولی فقیه زمان حضرت آیت الله خامنه ای قرار گرفته است و در این باره رهبر معظم انقلاب در خطبه معروف خود در سال 88 فرمودند:« آقای احمدی نژاد در حوزه مسائل اجرایی از همه به من نزدیک تر است». البته قدرت طلبان که فقط مدعی ولایتمداری هستند علیرغم حمایت های گسترده و بی نظیر رهبر انقلاب از عملکرد دولت ، تا کنون با قوت هر چه بیشتر به  سنگ اندازی و شبهه افکنی در برابر  برنامه های دولت خدمتگذار پرداخته اند. قدرت طلبان در دوران دولت نهم به دنبال این بودند تا با فشار به دکتر احمدی نژاد وزارتخانه های کلیدی را در دست بگیرند، تا آبشخوری برای تامین منافع حزبی و گروهی آنها شود و در حقیقت احمدی نژاد از یک رئیس جمهور کارآمد به کارپرداز آنها در دولت تبدیل شود. اما غافل از اینکه دکتر احمدی نژاد که از دل مردم برآمده ، جز در مسیر منافع ملی گام برنمی دارد و آرزوی آنان را به یاس تبدیل خواهد کرد زیرا مبنای حضورش در دولت مقابله با این ویژه خواری های  احزاب و گروه های سیاسی بوده که این راه در دولت دهم نیز ادامه پیدا کرد. از این رو اتاق فکر قدرت طلبان بلافاصله بعد از انتخابات 88 به این جمع بندی رسید که باید با اعمال فشار بیشتر بر احمدی نژاد کنترل وی را در دست خود بگیرند که در این راه  یکی از ابزارها برای سنگ اندازی در مسیر دولت همانطور که پیش از این نیز ذکر شد؛ تاثیر گذاری بر قوه مقننه می باشد. اتاق فکر قدرت طلبان به این موضوع رسیدند که در این راه باید افکار عمومی را نیز با خود همراه کنند.  به چالش کشیدن دولت با وجهه ای قانونی و از طریق مجلس منجر به تخریب بیشتر چهره دولت نزد افکار عمومی خواهد شد. سنگ اندازی های مجلس پیش پای دولت علیرغم تذکرات مکرر رهبر معظم انقلاب در این باره صورت میگیرد که معظم له می فرمودند:« مجلس باید با دولت همراهی کند زیرا دولت در وسط میدان اجرا می باشد». جمع بندی قدرت طلبان بر آن بود که با توجه به خاستگاه رای احمدی نژاد که عمدتاً از میان مذهبی ها می باشد، باید با مهندسی افکار عمومی جایگاه احمدی نژاد را در منظر این مردم تخریب کنیم. از آنجا که احمدی نژاد زندگی کاملاً روشنی دارد و دائماً با مردم در ارتباط می باشد و با توجه به جایگاه ریاست جمهوری اش ، تخریب این جایگاه قدرت بسیار زیادی می خواهد که در توان هیچ کدام از قدرت طلبان نیست.  از این رو قدرت طلبان اینگونه سیاستگذاری کردند که؛

    1-    برای تخریب احمدی نژاد، ابتدا باید از تخریب یاران و نزدیکان احمدی نژاد شروع کنیم.

    2-    برای تخریب اطرافیان احمدی نژاد باید به افکار عمومی القا کنیم که یاران واقعی احمدی نژاد«ما هستیم»، نه کسانی که اکنون در کنار احمدی نژاد قرار گرفته اند

    3-    اطرافیان احمدی نژاد نسبت به «ما» افراد ناشناخته ای هستند لذا توان مقاومت پایینی دارند که به راحتی میتوان با بر چسب هایی چون ضدیت با ولایت فقیه، روحانیت و اسلام پروژه  تخریب آنها را کامل کرد و در صورت موفقیت این پروژه، اصل هدف که همان احمدی نژاد است را زده ایم و خاستگاه رای احمدی نژاد نیز فرو خواهد پاشید و آنوقت میتوانیم خواسته هایمان را به وی تحمیل کنیم.

    4-    باید از طریق رسانه هایی که در اختیار داریم افکار عمومی را مهندسی کنیم.

    با توجه به آنکه تنها رسانه ای که دولت احمدی نژاد از سال 84 در اختیار دارد، روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا می باشند که این دو نیز در هیاهوی رسانه های انبوه ما محو خواهند شدو در حقیقت دولت بدون رسانه خواهد ماند. با مرورفضای رسانه ای دولت از سال84 آنچه روشن میشود آن است که  مردمی که خاستگاه رای احمدی نژاد به حساب می آمدند و مشتاق پیگیری اخبار دولت بودند که در این فضا، تنها قدرت طلبان بودند که پیش از این رسانه های زیادی در اختیار داشتند و  با انعکاس اخبار  دولت، توانستند خود را بعنوان رسانه حامی دولت به مردم قالب کنند. با توجه به همین پیش زمینه مهندسی افکار عمومی در پروژه  تخریب احمدی نژاد و یارانش به رسانه هایی از قبیل کیهان،  الف، جهان نیوز،مشرق نیوز، کیهان نیوز(صراط نیوز)، شفاف، فردا، خبر آنلاین و ... سپرده شد.

    در ادامه برای روشن شدن افکار عمومی و علی الخصوص قشر مذهبی و متدین که طی چند وقت اخیر تحت تاثیر هیاهوی رسانه ای جریان قدرت طلب گمان کردند که احمدی نژاد از مسیر ولایت خارج شده است به بازخوانی  یادداشت چند روز پیش جناب شریعتمداری در روزنامه کیهان با عنوان «این تیر و آن کماندار» و شاه بیت «ماجرای پلشت چند روز گذشته را چه کسانی رقم زده اند؟» خواهیم پرداخت و به نکاتی در این باره اشاره خواهیم کرد:
    برای روشن شدن افکار عمومی و علی الخصوص قشر مذهبی و متدین که طی چند وقت اخیر تحت تاثیر هیاهوی رسانه های جریان قدرت طلب گمان کردند که دکتراحمدی نژاد از مسیر ولایت خارج شده  به بازخوانی  یادداشت چند روز پیش جناب شریعتمداری در روزنامه کیهان با عنوان «این تیر و آن کماندار» و شاه بیت «ماجرای پلشت چند روز گذشته را چه کسانی رقم زده اند؟» خواهیم پرداخت که در این باره   نکات حائز اهمیتی قابل اشاره است؛

    1-    «دیروز آقای دکتر احمدی نژاد بعد از یک غیبت 11 روزه که از ایشان انتظار نمی رفت و تعجب همراه با تاسف دوستان واقعی رئیس جمهور محترم را در پی داشت به دفتر کار خود بازگشت.»

     در این باره دو نکته قابل اشاره است:

     الف) جناب شریعتمداری از ادبیاتی استفاده کرده اند که جا دارد در ابتدا ایشان برای همه روشن کنند که در چه موضعی بالاتر از جناب رئیس جمهور قرار دارند که اینگونه خطاب به ایشان می فرمایند؛از ایشان انتظار نمی رفت!! چرا جنابعالی در طول این چند سال گذشته همیشه به گونه ای دکتر احمدی نژاد را مورد خطاب قرار داده اید که گویی در موضعی بالاتر از ایشان قرار دارید و بیش از ایشان می فهمید!!  شاهد مثالی دیگر در این باره یادداشت جنابعالی پیش از سفر دکتر احمدی نژاد به ژنو بود که در آن از ایشان خواسته بودید از این سفر صرف نظر کند اما دکتر احمدی نژاد به آن سفر رفت و کیهان هم بعد از آن بصورت گسترده به بازتاب دستاوردهای آن سفر و تعریف وتمجید مفصل از آن پرداخت!!

     ب) ایشان ادعا کرده اند که از دوستان واقعی رئیس جمهور هستند و البته این نکته ای است که در طی چند سال اخیر جناب شریعتمداری دائماً، فقط ادعا کرده اند! درحالیکه یک رابطه دوستی باید دو طرفه باشد که البته دیدگاه دکتر احمدی نژاد در این باره برای همه روشن است! در این باره مواضع حضرتعالی نسبت به جناب آقای لاریجانی در انتخابات سال 84 برکسی پوشیده نیست و البته مواضع کنونی شما هم پوشیده نیست!! به نحوی که یکی از خبرنگاران ارزشی آن روزنامه، نسبت به برخورد سیاسی مجلس در موضوع  استیضاح وزیر راه که سنگ اندازی آشکار برای متوقف کردن دولت بود، نظرات برخی از نمایندگان مجلس را در قالب گزارش خبری برای چاپ در روزنامه ارائه کرده بودکه با غیر حرفه ای ترین و بدترین وجه با وی برخورد کردید و زمانیکه اعلام داشت؛ «جناب شریعتمداری خط قرمز من ولی فقیه است نه جناب لاریجانی» تصمیم به اخراج وی گرفته و البته بعد از چند روز بخاطر بازتاب های منفی آن در رسانه ها از اخراجش صرف نظر کردید!!

    2- نوشته اید؛ «دشمنان تابلو دار اسلام و انقلاب و دنباله های حقیر و شکست خورده آنها با ذوق زدگی آرزوی حاکمیت دوگانه را به خبر تبدیل کردند». جناب شریعتمداری در این باره کافی است، نگاهی به تعداد خبرهایی که توسط رسانه های انبوهی که از جنابعالی خط میگیرند، بیندازید.  چرا راه را برعکس میروید!؟ این کیهان و رسانه های همسو یش بودند که با شور و شعف دوچندان از ابتدای آن 11 روز بر تنور خبر "ایستادن احمدی نژاد در مقابل رهبری" می دمیدند و فی الواقع خوراک برای رسانه های ضدانقلاب و طرح بحث حاکمیت دوگانه فراهم می کردند.

    آقای شریعتمداری، وضع ضدانقلاب که برای ما روشن است، اما خوب است که حضرتعالی برای افکار عمومی روشن کنید که چرا کیهان، که امروز بعنوان شاخص ترین رسانه قدرت طلبان شاخته میشود از خانه نشین شدن احمدی نژاد ذوق کرده و اصلاً چه شد که خانه نشینی احمدی نژاد را به ایستادن وی در مقابل ولی فقیه تعبیر کردید؟! و آنقدر در این باره خبر تولید کردید که فضا برای استفاده ضدانقلاب فراهم شد.

    3- نوشته اید «گروهی پشت این ماجرای پلید بودند و ... این جماعت که با استناد به مواضع و عملکرد چندساله شان در میان مردم و نزد دوستداران واقعی رئیس جمهور محترم "جریان انحرافی نام گرفته اند و...»

    الف) جناب شریعتمداری گفته اید مردم !! لطفاً مشخص کنید کدام مردم!! همان مردمی که با ستون کیهان و خوانندگان تماس می گیرند و آنچه را که شما دوست دارید می گویند؟!! البته جواب این موضوع را حدود یکسال پیش جناب آقای دکتر احمدی نژاد در جمع برخی ازحامیان اینگونه مطرح کردند: «می گویند مردم نسبت به مشایی حساس هستند!! کدام مردم؟ در این کشور هیچ کس به اندازه من در ارتباط مستقیم با مردم نیست!! تا کنون نشده کسی از مردم به من برسد و بگوید چرا مشایی چنین و چنان!! از مردم هرکس به من میرسد فقط حرف از مشکلات مسکن و اشتغال و ازدواج و... می زند. مشخص نیست چرا آقایان خودشان را تمام مردم می پندارند؟»

     ب) از جریان انحرافی نام بریده اید!! جناب شریعتمداری آیا میدانید که حرمت امامزاده را متولی آن باید حفظ کند!! از شما استدعا دارم از جایگاه خودتان بعنوان نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان صیانت کنید!! مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند من سخنگو ندارم!! مگر نفرمودند: تا زنده هستم اجازه انحراف نمی دهم و شما هم آن را تیتر یک کیهان کردید!! لطفا بفرمایید پس این وسط شما چه می گویید که خود را مسئول مبارزه با انحرافات اطرافیان رئیس جمهور پنداشته و بقول خودتان می خواهید روشنگری کنید!! البته سرپیچی کیهان از فرامین ولی فقیه برای افراد مطلع، مطلب تازه ای نیست. آنان که باید بدانند، می دانند که کیهان اگر هفته ای 3 یا 4 بار تذکر نگیرد هفته اش تمام نمی شود!! متاسفانه جهت گیری و حرکت کیهان درمسیر قدرت طلبان آنقدر افسارگسیخته شده که حتی سخنان رهبر معظم انقلاب را هم آنگونه که دلخواهشان می باشد، منعکس می کند. اگرباور ندارید روزنامه های 4 و 5 اردیبهشت ماه را مجددا ملاحظه بفرمایید.

    روز چهارم اردیبهشت ماه تیتر یک و عکس یک کیهان؛ «رهبر انقلاب : تا زنده هستم اجازه انحراف نمی دهم.» روز پنجم اردیبهشت خبر دیدار رهبر انقلاب با جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی تیتر دوم که در سمت چپ روزنامه کار شده؛« رهبر انقلاب: حفظ آرامش و امنیت روانی مردم ضروری است.» البته جای گلایه نیست که چرا فرمایشات رهبر معظم انقلاب را آنگونه که دوست دارید منعکس می کنید! زیرا معظم له در فرمایشاتشان دقیقاً روزنامه کیهان و رسانه های همسو با آن را مورد عتاب قرار دادند!! رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان نیروی انتظامی با اشاره به سخنان روز گذشته خود در خصوص مسائل روز فرموده بودند:« متاسفانه برخوردی که برخی از روزنامه ها با ین سخنان کردند به جای القای آرامش در کشور القای دوگانگی و دعوا می کرد. رهبر انقلاب اسلامی خطاب به صاحبان قلم و تریبون خاطرنشان کردند: نباید به گونه ای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع خلاف شرایط کنونی کشور است. مسئولان نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان مطبوعاتی و رسانه های مجازی نباید به گونه ای سخن بگویند و یا مطلبی منتشر کنند که القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور شود. زیرا این موضوع خلاف واقع است.» جناب شریعتمداری به راستی به کجا چنین شتابان؟! تا به کی باید نظاره گر  سرپیچی های جنابعالی از منویات  رهبر معظم انقلاب باشیم! موضوع دوستی با مردم اسرائیل نمونه بارزی برای سنجش ولایتمداری جنابعالی است!! علیرغم آنکه قریب به دو سال از آن موضوع می گذرد و معظم له در همان زمان فرمودند بحث بیهوده ای طرح شده، لذا کسی آن را ادامه ندهد ، جنابعالی هنوز با افتخار تمام در حال ادامه دادن هستید!! و البته  که آنچه ذکر فقط شدمشتی از خروار سرپیچی های کیهان بود! جناب شریعتمداری به راستی رژه ولایتمداری شما کی به پایان می رسد؟!

    ج) جناب شریعتمداری همانطور که شاهدیم همیشه براین موضوع تاکید می کنید که احمدی نژاد فردی ولایی، خدمتگذار و پاک دست می باشد اما اطرافیانش هزار و یک مشکل دارند و منحرف و فراماسون و ...هستند و رئیس جمهور عزیز از این موضوع غفلت می کند و از آن آگاه نیست!! جناب شریعتمداری برچه اساسی این  ادعای باطل را می کنید؟! رئیس جمهور متوجه نیست!! چگونه ادعا می کنید احمدی نژاد گول خورده؟! سحر شده و... در حالیکه رهبر عزیز انقلاب در مراسم تنفیذ سال 88 از ایشان با عنوان رئیس جمهور زیرک و تیزبین یاد کردند! آیا این ادعای شما  توهین به رئیس جمهور زیرک و تیزبین 70 میلیون ایرانی نیست که تمام سناریو های 200 ساله صهیونیست هارا با درایت و ذکاوتش به هم ریخته؟!( در گوش شما می گویم: آیا مرقومات حضرتعالی در این باره توهین به رهبر فرزانه و حکیم مان نیست که آنگونه احمدی نژاد را زیرک خواندند!!) آیا وقتی گفته میشود با سحر و جادو مملکت را اداره می کنند به  بازتاب خارجی آن اندیشیده اید و اینکه از این  پس سایر کشورها نگاهشان به سیاست های ایران چگونه خواهد بود؟! آیا به تبعات بین المللی اینگونه سخنان اندیشیده اید؟! متاسفانه آنقدر فضا را آلوده کردید که حتی شخصیتی چون جناب آقای دکتر حداد عادل تحت تاثیر این فضا در مراسم مقدس بزرگداشت شهید مطهری، وقت مبسوطی را به انتقاد از اداره کشور با رمالی و جن گیری دادند،!! وای به حال سایرین!! البته این هم ناشی از گزینشی دیدن فرمایشات رهبر عزیزمان می باشد. اگر کمی مرور کنید به خاطر می آورید که معظم له در خطبه معرفشان در خرداد88 فرمودند: « ما که در جریان هستیم،میبینیم، میدانیم که اینها خلاف واقع است. فحاشی کردند ، رئیس جمهور را خرافاتی ، رمال و از این نسبت های خجالت آور دادند ، اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند».جناب شریعتمداری ،گویا مخاطب امروز فرمایشات رهبر عالیقدرمان جنابعالی و سایر مدعیان اصولگرایی هستید!! البته در بعضی موارد بی راه هم نمی گویید بعنوان مثال  همین جناب مهندس مشایی کمتر از یکسال پیش بود که در یک پیشگویی گفت:« به یکسال نخواهد کشید که مدعیان اصولگرایی احمدی نژاد را تکفیر کنند!!» انصافا عجب پیشگویی دقیقی بود!!

    4- از پیامک ها گفته اید که از سوی حامیان دولت ارسال می شده که نمی دانم چرا هیچ کدام از آنها برای ما که حامیان رئیس جمهور عزیز، مکتبی و ولایی و البته یاران صدیق ایشان هستیم، ارسال نشده است! همچنین  نمونه پیامک هایی که برای شاهد مثال آورده اید خیلی ناشیانه و سطح پایین تنظیم شده که به گمانم ناشی از تعجیل در چاپ یادداشت بوده است!! البته خود بهتر میدانید که پیامک های بسیاری از سوی افراد منتسب به شما، در جریان و گروه هایی که حضرتعالی فرماندهی رسانه ای آنها را در راستای تشویش اذهان عمومی علیه  دولت بر عهده دارید، برای ما ارسال کرده اند. حقیقتاً باید بگویم تا کنون با استفاده از تمام ابزارهای رسانه ای ، بخوبی جریان رسانه ای علیه دولت را فرماندهی کرده اید و اینگونه به افکار عمومی تحمیل کرده اید که احمدی نژاد در مقابل رهبر معظم انقلاب ایستاده است. به این پیامکها دقت کنید؛ «ما مرد نبرد و تکبیریم- در راه تو یا خامنه ای می میریم. گرحکم کنی برای حفظ اسلام-  هر رای به هر که داده پس می گیریم». «دشمن عقیده اش به نفاق و جدایی است - لیکن بنای ما به تلاش خدایی است.  با قهر مشکن عهد ولا؛ احمدی نژاد- حب ولی فراتر از حساب مشایی است». جناب شریعتمداری واقعاً گل کاشتید!! بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) جمله کلیدی دارند که فقط این  روحانی نماها هستند که می توانند به روحانیت ضربه بزنند لذا اگر قیاس بگیریم؛ به احمدی نژاد هم هیچ کس به خوبی اصولگرانما ها نمی توانست ضربه بزند که زد!! البته خدا که شاهد بوده و هست که پس از آن همه فشار رسانه ای و پس از حضور رئیس جمهور مکتبی در هیات دولت رسانه ها و پیامک های قدرت طلبان خاموش شدند!! گویا احمدی نژاد نقشه های آنها را بر آب کرده بود و در همان شب بود که تنها پیامک از طرف حامیان رئیس جمهور ارسال شد. دقت کنید؛

    «گر چه هفته ای از دیدن رویت محروم بودیم گرچه صبرت کاسه صبرمان را لبریز کرد، اما فرصتی بود تا نقاب از چهره شغال صفتان مدعی دین و ولایتمداری بیفتد، آنان بر ظن باطل خود خیال کردند بیشه از شیر خالیست ، شروع به زوزه کشیدن کردند و چه تهمتهای ناروایی که به تو زدند! خدا شاهد است که همه ما از راهی که از 84 با تو آغاز کرده ایم مطمئن هستیم دکتر جان خدا قوت، نعره مختار گونه ات چگونه شمر آنان را فراری داده و زوزه هایشان در گلو خفته شده است.»

    1-    از کسی نام برده اید که« 18 پست حساس دولتی دارد و هزاران میلیارد تومان پول بی حساب و کتاب در اختیار و دست به هر کاری که بخواهد، می زند و مبالغ نجومی را هر کجا که بخواهد هزینه می کند.» در حقیقت باید بگوییم اصلی ترین اعتراف جریان قدرت طلب در دل این جمله نهفته است و تایید همان حرف دکتر احمدی نژاد است که هدف اینها زدن احمدی نژاد است اما چون  توان مقابله ندارند اطرافیان را می زنند!! جناب شریعتمداری اگر حضرتعالی از دوستان واقعی دکتر احمدی نژاد هستید، پس چطور چشم در چشم او دروغ می گویید و به ایشان تهمت می زنید!! از یکسو بارها تکرار می کنید احمدی نژاد فردی پاک دست و مومن و ... است از طرف دیگر ادعا می کنید در کنار دست احمدی نژاد هزاران میلیارد پول بیت المال به هدر می رود و وی سکوت کرده است!! حال خودتان قضاوت کنید، آیا شما دوست واقعی احمدی نژاد هستید؟! در ادامه باز هم با اشاره به جریان انحرافی مرقوم فرموده اید:« امید است رئیس جمهور محترم و مردمی توصیه دلسوزانه دوستان واقعی خویش را نادیده نگیرد و از کنار دغدغه آنان که نشان داده اند نه سودای سود دارند و نه غم بود و نبود، آسان عبور نفرمایند»

     الف) دوست واقعی بودن حضرتعالی و جریان  شما که عملاً برای همه ثابت شده است!!

     ب) مرقوم فرموده اید دوستانی که سودای سودندارند و نه غم بود و نبود. ما هم باور کردیم اما بد نیست خاطره ای را از روز هفتم ماجرا برای شما نقل کنم. پیامکی در سطح گسترده  با این مضمون پخش شد که «استعفای احمدی نژاد پذیرفته شده و رهبر انقلاب طی حکمی محمد باقر قالیباف را بعنوان کفیل ریاست جمهوری برگزیده اند».  خداوند به طراحان این پیامک جزای خیر دهد، چرا که در آن فضای سنگین کمی خنده برای تغییر مزاج خوب بود. کجایند دوستان واقعی که سودای سود ندارند!! ما باور کردیم!! اما مشخص نیست دوستانی واقعی ما چگونه قانون اساسی را تغییر دادند!! جناب شریعتمداری سوال بزرگی در ذهن اینجانب و برخی خبرنگاران سابق کیهان باقی است که در دورانی که جناب قالیباف تازه بعنوان شهردار تهران  انتخاب شده بودند و با طرح پرونده چند صد میلیاردی به فضا سازی علیه رئیس جمهور پاک دست و مردمی می پرداختند، چرا حضرتعالی اجازه نمی دادید مطلبی در جهت روشنگری موضوع و یا علیه جناب قالیباف در آن روزنامه کار شود!! ممنون از شما دوست واقعی احمدی نژاد!! به قول دکتر احمدی نژاد در جلسه ای که قبل از عید در محضرشان بودیم: « رویای شیرین آقایان برای حضور در ساختمان سفید هرگز تعبیر نخواهد شد!»

     7- باز هم به برآورده شدن آرزوهای دیرینه دشمن در حاکمیت دوگانه اشاره کرده اید که گفتنی ها را در این باره به عرض  رساندم و دوباره تکرار می کنم که  این شما و جریان قدرت طلب بودید که به خرمن این ماجرا آتش زدید، جشن و پاکوبی به پا کردید که احمدی نژاد در مقابل ولی فقیه ایستاده است و البته دراین بین دشمن خارجی هم  خیال کرد که بواسطه شما به آرزوی دیرینه خود رسیده است!

    از پروزه بنی صدریزاسیون  احمدی نژاد به چه میخواستید برسید که رسانه های شما به باز تولید نامه جناب هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب در این باره پرداختند؟!! البته ذکاوت دکتر احمدی نژاد خواب تمام دشمنان داخلی و خارجی را پریشان کرد. اما متاسفانه در افکار مردم سوال مهمی شکل گرفته که قدرت طلبان چه نفعی از تقابل احمدی نژاد با رهبری می برند؟ چرا که حتی با حضور دکتر احمدی نژاد در جلسه هیات دولت جریان قدرت طلب دست از کار نکشید و دوباره به طرح تقابل احمدی نژاد با رهبری دامن زد که این موضوع  در عملکرد رسانه های  جریان قدرت طلب مشهود است.  سخنان جناب هرندی وزیر معزول دولت نهم و همچنین جناب ذوالنور  متاسفانه دلالت  بر این موضوع دارد!!

    8- در آخر پرسیده اید آیا برادر عزیز و بزرگوارمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد احتمال نمی دهند ماجرای اخیر توطئه ای اگر چه با چند واسطه، تحمیل شده به ایشان باشد؟! باید عرض کنم به نظر نگارنده اتفاقاً این همان نقطه ای است که در ماجرای اخیر جناب آقای دکتر احمدی نژاد کاملاً با شما موافق است. در طی آن چند روز در جمع های دانشجویی حضور پیدا کرده و در پاسخ به سوالی که چرا دکتر احمدی نزاد در محل کار خود حاضر نمی شود با تعبیری اینگونه پاسخ می دادم که؛ جریان قدرت طلب با اقدامات خود به نوعی هر دو پای احمدی نژاد را شکسته و قلم کرده! حتی می خواهد عصا زیر بغل بگیرد تاراه برود، اما قدرت طلبان زیر عصایش هم می زنند تا با صورت روی زمین بیاید!! باور ندارید اخبار این چند روز گذشته و علی الخصوص بحث هایی که در مجلس پیرامون بودجه شد و بلایی که سر بودجه آمده را مرور بفرمایید. آری قدرت طلبان با چند واسطه و با مهندسی افکار عمومی بر قشر مذهبی و متدین و بعبارتی همان پابرهنه ها، همان مردمی که خاستگاه رای احمدی نژاد می باشند، آنچنان تاثیر گذاشتند که حتی برخی بزرگان حامی احمدی نژاد را هم به اشتباه انداخته و گمان کردند که احمدی نژادی که فدایی رهبر بوده اکنون  در مقابل رهبری ایستاده است!

    در آخر یک سوال می ماند از جناب شریعتمداری و از دوستان واقعی جناب آقای دکتر احمدی نژاد!!  براستی ماجرای پلشت چند روز گذشته را چه کسانی رقم زده اند؟!

    حاج حسین اقای شریعتمداری،از این یادداشت آزرده خاطر نشوید زیرا نگارش آن  برای نگارنده آسان نبود زیرا شاید برخی اینگونه گمان کنند که نگارنده خلاف رسم شاگردی و استادی عمل کرده، اما پروردگار کریم  شاهد است که این یادداشت از روحیه جوانی که سرشار از عدالتخواهی و ظلم ستیزی و حق گویی است، نشات گرفته است. حاج آقای شریعتمداری خواهشی هم از شما دارم و آن اینکه بواسطه انتصابی که از آن عزیز بزرگوار در روزنامه کیهان دارید، اجازه ندهید تا حرمت آن جایگاه بیش از این نزد افکار عمومی صدمه ببیند. ای کاش حضرتعالی و برخی دیگر دوستان کیهانی نیز همچون برخی دوستانی که دیگر در کیهان نیستند قلبشان برای جایگاه کیهان به همان واسطه ای که می دانید، می تپید. بعد از یادداشت سخیف یکی از خبرنگاران کیهان درباره جناب بهداد، می خواستم مطلبی را با استناد به برخی ازپشت پرده ها منتشر کنم. اما وقتی موضوع را با برادر جعفر در میان گذاشتم به نکته ظریفی اشاره کرد: «درست است که برخی که الان در کیهان هستند حرمت آن جایگاه بواسطه انتصابش را حفظ نمی کنند اما ما نباید راه آنها را برویم، البته روشنگری بحث دیگری است که باید به آن بپردازیم».

    باطل است این زانکه عقل کودکی                      که ندارد تجربه در مسلکی

    بردمید اندیشه ای زان طفل خرد                        پیر با صد تجربه بویی نبرد

    علی مرتضوی شریف
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    آرش غنی زاده , ansar_m
    جمعه 3 تیر ، 12:55
    عبارت زیر یکی از برجسته ترین مواردی به شمار می رود که به واسطه آن انگ انحراف بر مشایی می زنند:

    "هیچ ملتی در جهان دشمن ما نیست و ایران دوست ملت آمریکا و اسرائیل است."

    عبارت فوق مصداق عینی آیه 46 سوره مبارکه عنکبوت است!

    پس با این تفاسیر نعوذبالله خداوند متعال را می بایست لیدر اصلی جریان به اصطلاح "انحرافی" دانست!!!

    البته تبیین تفاوت های میان واژه "ملت" و "دولت" و تفکیک کفار حربی از غیر آن برای عالیجنابان خالی از لطف نخواهد بود...
    ادامه
    آرش غنی زاده , ansar_m
    جمعه 3 تیر ، 12:55
    @ گلپسر: به عقیده من بیشتر از اینکه مهم باشه چه کسانی چه کسانی رو محکوم می کنند مهم اینه که چه چیزی رو و به چه دلیل محکوم می کنند.

    این محکوم کردن ها با این ابعاد بی سابقه بیشتر به تسویه حساب های شخصی شباهت دارند تا برآمدن رگ غیرت آقایان از سلاخی شدن اسلام!! به دست منحرفین...

    این جنجال ها من رو به یاد مستند کدام استقلال کدام پیروزی مسعود ده نمکی و اشاره به دعواهای زرگری جناح های سیاسی و ائتلاف پشت پرده اونها می ندازه.

    حالا یک نفر پیدا شده پشت پا زده به ساحتشون؛ طبیعی هست که اینطور به هول و ولا بیفتند...
    ادامه
    گلپسر  , majidsalami
    جمعه 3 تیر ، 08:49
    دوست من خود کرده را تدبیر نیست
    وقتی داد مراجع مردم و حتی نمایندگان مجلس در اومده به نظرت این مفهومش چیه ؟
    دیشب نشون میداد حتی نمایندگان مجلس نگذاشتند احمدی نژاد حرف بزنه
    آیت مصباح یزدی محکم رو این قضیه وایستاده
    دکتر عباسی و دیگر نخبه های کشور محکم دارن محکوم میکنن مشایی رو
    حالا میگی این جریان انحرافیه ؟
    پس باید کل ملت ایران رو جریان انحرافی معرفی کنی
    ادامه
    آرش غنی زاده , ansar_m
    نسل جوان 8 سال پیش
    فوری !! جوانی که با دیدن فیلم مختار شیعه شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!






























    به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟

    به گزارش شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نیکشهر تحصیل می کند و بیش از یک هفته است که به مذهب اهل بیت (ع) گرویده است.

    او درباره چگونگی شیعه شدنش چنین می گوید: از زمانی که فیلم مختار از تلویزیون پخش می شد هر هفته این فیلم را می دیدم. خیلی علاقه به این فیلم داشتم. از قسمت هایی که خیلی من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هایی از واقعه ی کربلا را به تصویر کشیده بودند که دل هر سنگی را آب می کرد.

    آنجا که امام حسین (ع) و اصحابش نماز می خواندند و آن لعنتی ها به طرفشان تیر پرتاب می کردند دلم شکست و اشک هایم برروی گونه هایم سرازیر شد. به خود گفتم مگر امام حسین (ع) نوه پیامبر نبود؟ مگر پیامبر جلوی اصحاب نوه های خود را احترام و نوازش نمی کرد؟ مگر نه این است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کریم پیامبر نفرموده: از شما هیچ اجر و مزدی در برابر رسالتم نمی خواهم مگر اینکه نزدیکان من را دوست بدارید؟ پس چرا اینگونه فرزندان پیامبر (ص) را به فجیع ترین وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمی مرتکب شده بودند؟

    مدام این سوالات را در ذهنم مرور می کردم و صحنه های کربلا را تصور می کردم. ولی قضیه برای من حل نمی شد.

    از ملاها درباره فیلم مختار سوال می کردم می گفتند: دیدن این فیلم حرام است و این فیلم دروغ را شیعیان ساخته اند برای اینکه اهل سنت را بد نام کنند.

    پرسیدم: کجای فیلم علیه شما اهل سنت است؟
    گفت: آنجا که عبیدالله بن زیاد مثل سنی ها وضو می گرفت. از دلیلی که آورد در دلم خندیدم و گفتم: ابن زیاد شیعه بود یا سنی؟
    گفت: سنی.
    گفتم: پس چه توهینی به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را نشان داده است. دیگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زیرا اگر کسی با آنها بحث کند وآنها را سوال پیچ کند سریع برچسب تشیع می زنند.

    به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟

    برای من یک سوال مهم پیش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شیعه اینقدر به اهل بیت اظهار علاقه نمی کنند؟

    وقتی از یک مولوی سوال کردم آیا حاضرید یزید را به خاطر جنایاتی که کرده لعن کنید؟
    گفت: نه.
    گفتم چرا؟
    گفت: خب یک اشتباهی مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نیست. لعن کردن کار خدا است و خدا می داند چه کسی را لعن کند و چه کسی را لعن نکند.
    گفتم: اگر ما دعا کنیم که لعنت خدا بر یزید باد آیا اشکال دارد؟
    گفت: نه.
    گفتم: همین کار را حاضرید بکنید؟
    گفت: نه!
    گفتم: آیا یزید با سه جنایتی که در 3 سال حکومتش انجام داد که سال اول امام حسین (ع) و یارانش را شهید کرد و سال دوم به مدینه حمله کرد و تا سه روز جنایت هایی به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله گاه مسلمین را به آتش کشید باز هم شما نمی خواهید او را لعن و نفرین کنید؟ پس چه کسانی مستحق لعن هستند؟!

    از یکی از دوستان شماره یک روحانی شیعه را گرفتم و از او این سوالها را پرسیدم. حرف عجیبی زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ی جدیدی را مقابل من باز کرد.

    می گفت: یکی از علمای اهل سنت به نام سعد الدین تفتازانی در کتاب شرح المقاصد از این راز پرده برداشته و در بیان علت اینکه چرا علمای اهل سنت حاضر نیستند یزید لعن کنند می گوید: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمی‏کنند با این که می‏دانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ می‏گویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیت‏های برتر است» شرح‌ المقاصد، ج‌ 5، ص‌ 311

    گفتم: چطور؟ بیشتر توضیح دهید.
    گفت: اهل سنت حاضر به لعن یزید نیستند چون اگر یزید زیر سوال برود این سوال پیش می آید که این فرد فاسد و بی دین را چه کسی خلیفه مسلمین قرار داده؟ می گویند: معاویه! پس معاویه با وجود اینکه می دانست فرزندش چنین موجود فاسدی است ولی به زور از مردم برای او بیعت گرفت. پس معاویه در جنایات یزید شریک است و معاویه زیر سوال می رود. حال چه کسی معاویه با این اوصافی که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب می دهند: خلیفه ی دوم عمر بن خطاب.

    چون با لعن یزید، عمر بن خطاب زیر سوال می رود حاضر به لعن یزید نیستند تا مبادا کار خلیفه ی دوم زیر سوال نرود.
    با تعجب پرسیدم: پس عمر در شهادت امام حسین (ع) دست داشته است؟!

    گفت: به صورت غیر مستقیم بله. چون مسیر امامت را عوض کردند و جاده اصلی را کج کردند و آخرش به آنجا رسید که نوه پیامبر (ص) را با لب تشنه بین دو رودخانه شهید کردند و یک سوال اساسی باقی مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ی استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداری که نه خلیفه دوم و نه خلیفه ی سوم او را تغییر ندادند معاویه بن ابی سفیان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتی زمان خلافت ظاهری امیرالمومنین ایشان تصمیم می گیرد او را از مسند قدرت پیاده کند به جنگ حضرت می آید و خون هزاران مسلمان را بر زمین می ریزد!

    از راهنمایی های آن روحانی تشکر کردم و با او خداحاقظی کردم و به خود گفتم: حال که علمای اهل سنت برای زیر سوال نرفتن خلفای خود حاضرند بر تن یزید ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسیاری از حقایق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نیستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زیر سوال بروند.

    از آنجا فهمیدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا (س) آن هم در اوج جوانی، همین مسئله ی زیر سوال نرفتن صحابه است و الا هیچ دلیل منطقی و ثابتی برای درگذشت حضرت زهرا (س) ندارند و مولوی ها خود را به این در و آن در می زنند تا دلیل قانع کننده ای برای سوالات بی شمار اهل سنت بیایند!

    با این حقایقی که یافتم به هیچ وجه نمی توانستم خود را قانع کنم که در روز قیامت در برابر سوال پیامبر (ص) درباره اهل بیت خود چه پاسخی بدهم جز اینکه به مذهب نورانی اهل بیت (ع) بپیوندم و شیعه شدم.

    هنوز خانواده ام از شیعه شدنم خبر ندارند. گاهی درباره امام حسین (ع) و ظلم هایی که در حقشان شده با آنها صحبت می کنم ولی آنها فقط گوش می دهند و هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است می خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بیت (ع) هدایت کند.

    آرزوی دارم خداوند توفیق زیارت حرم مطهر حضرت معصومه (س) و برادرش امام رضا (ع) را نصیب من بگرداند و با فقر اقتصادی که داریم اگر مومنین بانی خیر نشوند بعید است به این زودی ها بتوانم حرم با صفا و نورانی کریمه ی اهل بیت و ثامن الحجج (ع)را زیارت کنم.

    منبع:shia-online.ir






    تعداد افراد آنلاین در کلوب نسل جوان





    ادامه
    آرش غنی زاده , ansar_m
    این بازی‌های فراماسونری و شیطان پرستی چگونه مجوز گرفتند؟
        نفوذ یا ضعف تخصصی و کارشناسی در مقوله های تاثیرگذار فرهنگی در این بنیاد تا کی ادامه خواهد داشت؟ ارائه مجوز به بازی های غیراخلاقی ، ضد امنیتی ، مروج فراماسونری و شیطان پرستی و ... کافی نیست تا شاید مسئولان به فکر افتاده و توجهی به عرصه بازی های رایانه ای داشته باشند ؟       بنیاد ملی بازی های رایانه ای تحت عنوان نظام ملی رده بندی سنی بازی های رایانه ای "اسرا" چند سالی است به رده بندی سنی و ارائه مجوز یا عدم صدور مجوز انتشار به بازی های رایانه ای اقدام کرده است. در این مدت نقد های بسیاری در مورد بازی های آنلاین و غیرآنلاین مجوز گرفته از این بنیاد در رسانه ها منتشر شده است که معلوم نیست به چه دلیلی و با چه پشتوانه ای در این سال ها هیچگونه توضیحی از سوی مسئولان در این مورد ارائه نشده است .
    بازی رایانه ای "آیین قاتل "(Assassin's creed) یکی از این بازی های مسئله دار و معروفی است که بنیاد سرسختانه پای مجوز این بازی ایستاده و از آن دفاع می کند .
    این بازی از سال 2012 آغاز می شود . کاربر به وسیله دستگاه های پیشرفته به گذشته و در طول جنگ های سوم صلیبی در بیت المقدس در سال 1191 باز می گردد و در نقش الطائر یکی از اعضای فرقه حشاشین ظاهر می شود. فرقه حشاشین و اسماعیلیه در این بازی به دروغ نماد شیعیان نشان داده شده و به شیوه ای پیچیده شیعیان به عنوان عامل اصلی تروریسم به مخاطب القا می شود. به عنوان مثال در این بازی در پرچم این فرقه که در تمامی قسمت های قلعه آنان نصب شده است به وضوح نام حضرت علی (ع) به چشم می خورد.     بازی در اورشلیم دمشق و عکا روی می دهد . مرحله اول بازی با ماموریتی از سوی المعلم رئیس فرقه آغاز می شود شما(به عنوان بازیکن در قالب شخصیت اصلی بازی به نام الطیر) به معبد سلیمان می روید تا شیء جادویی "گوی عدن" را از دست شوالیه های معبد خارج کنید . این گوی که تمامی بازی بر اساس آن بنا شده است نماد قدرت و حکومت است.     سپس المعلم نشانی 9 نفر را به شما داده و می خواهد که این 9 نفر را در شهر های مختلف این منطقه یافته و ترور کنید .از اینجا داستان بازی شروع می شود . این 9 نفر اعضای اصلی معبد سلیمان یا همان شواله های معبد هستند که پایه گذار فراماسونری هستند . تا اینجای بازی هیچ چیز مشخص نیست . کاربر در نقش الطیر وارد شهر های مختلف می شود تا این شخصیت ها که هر کدام جزء شخصیت های برجسته و افراد مهم و ذی نفوذ شهر هستند را یافته و آنها را ترور کند . پس از آنکه هر کدام از این شخصیت ها ترور می شوند قبل از مردن با کاربر لحظاتی صحبت می کنند و به او متذکر می شوند که راهش اشتباه است و این نه نفر به دنبال برقراری صلح هستند و المعلم تروریست واقعی است .     الطیر بارها با المعلم وارد بحث می شود و روند بازی آنقدر جلو می رود تا اینکه در مرحله آخر وقتی الطیر نفر نهم (رابرت دی سابل) را به قتل می رساند وی قبل از مردن پرده از راز شوالیه های معبد می گشاید . متن زیر ترجمه آخرین سخنان رابرت با الطیر است :
    " الطیر : پس کار تمامه ! نقشه هایت نیز مانند خودت بایستی آسوده شوند و از بین بروند.
    رابرت : تو هیچی از نقشه ها نمی دانی تو هیچی جز عروسک خیمه شب بازی نیستی او به تو خیانت کرد پسر ! همانطور که به من خیانت کرد .
    الطیر : اهل معبد ، یا واضح بگو یا سکوت کن !
    رابرت : تو را فرستاده 9 مرد را بکشی ...... بله 9 نفری را که از راز گنجینه محافظت می کردند و این راز را می دانستند.
    الطیر : که چه شود ؟
    رابرت : 9 نفر نبودند که گنجینه آدم کشها را یافتند، 9 نه ، بلکه 10 نفر .
    الطیر : یک نفر دهم ؟ هرکس که این راز را بداند نباید زنده بماند نام او را به من بده !
    رابرت : اوه اما تو او را خوب می شناسی و من شک دارم که او را بکشی، همانطور که مشتاق کشتن من هستی .
    الطیر : کی ؟
    رابرت : ارباب تو ... المعلم !
    الطیر : اما او اهل معبد نیست !
    رابرت : تا به حال از خودت نپرسیدی چرا او اینقدر می داند؟ ..... که کجا مارا پیدا کنی ........ چد نفر خواهیم بود ...... ما چه می دانیم.الطیر : او ارباب آدمکشهاست ! (ارباب اساسین ها) رابرت : او ارباب دروغگویان است تو ومن حال، دو گروگان دیگر در بازی او هستیم و حال با مرگ من تنها تو باقی می مانی ، او بگذارد که تو زنده بمانی در حالیکه می داند تو چه کار می کنی ؟ " بدین صورت الطائر متوجه می شود شوالیه های معبد در ابتدا به جای 9 نفر 10 نفر بودند که نفر دهم المعلم بوده است . اما المعلم علیه این نه نفر به پا خاسته و برای کسب قدرت و در اختیار گرفتن قطعه ای از عدن و حکومت بر دنیا اقدام به نابودی این نه نفر واز بین بردن پیمان شوالیه های معبد کرده است . بدین ترتیب الطیر پی می برد که راه خود را اشتباه طی کرده است و پس از بازگشت به قلعه با المعلم روبرو شده و وی را به قتل می رساند بدین ترتیب گوی عدن از دست مسلمانان خارج می شود . اما این پایان ماموریت نیست.
    کاربر در این بازی ماجراجویی ، به شدت با داستان درگیر می شود .در قلعه اساسیون (قلعه فرقه اسماعیلیه که مقر اصلی المعلم است) قدم به قدم، پرچم این فرقه نصب شده است که کلمه " علی " به وضوح در آن دیده می شود . این یعنی نشان دادن حشاشین به عنوان نماد تشیع که همه شعارهای او در جهت برقراری صلح و برادری، دروغی بیش نبوده است و البته کاربر در مرحله آخر المعلم (رهبر فرقه)را به خاطر دروغ هایش به قتل می رساند...
    در ابتدای بازی ، سازندگان اعلام می کنند که این بازی بر اساس شواهد تاریخی ساخته شده است در حالیکه داستان این بازی بر اساس دروغ روایت می شود و تاریخ اینگونه تحریف می شود .
    این داستانِ شوالیه های معبد از زبان بازی آیین قاتل است : روایت اورشلیم در سال های تشکیل نظام معبد . 9 نفر از اعضای اصلی که فراماسونری را پایه گذاری کردند ، پس از تصرف مناطق اورشلیم و عکا توسط صلاح الدین ایوبی ، توسط یکی از فرق اسماعیلیه و رهبر آن یعنی المعلم به قتل رسانده می شوند . در حقیقت تشیع نیز یکی از اعضای معبد بود و آنها 10نفر بودند اما تاریخ به گونه ای دیگر رقم خورد . شیعیان نخواستند نظام معبد در جهت ایجاد صلح جهانی تشکیل شود آنها گوی باغ عدن را ربودند و نه نفر دیگر را نابود کردند ...   نمادهایی از آخرالزمان با زبان های مختلف در این بازی
    و این روایت تحریف تاریخ توسط بهترین بازی اکشن دنیا و بازی پرتیراژ در ایران است . جالب اینجاست که وقتی نسخه های متعدد بازی Prince of Persia منتشر می شود کسی در برابر آن موضعی نمی گیرد ، اما وقتی هالیوود از روی این بازی فیلم سینمایی تولید می کند منتقدان عرصه رسانه به شدت موضع گیری می کنند و از تحریف تاریخ در این فیلم ابراز نگرانی می کنند. حال این سوال مطرح است که بازی رایانه ای هیچ اهمیتی در برابر سینما ندارد ؟
    نمادهای فراماسونری وشیطان پرستی در بازی ایین قاتل به عنوان قدرت های ویژه نشان داده می شود   مگر دفاع از شوالیه های معبد از این بهتر هم می شود ؟ که نوجوان ایرانی افتخار می کند که الطیر یک ایرانی است ! اگر معنی اساسین را نداند ، اما خوب می فهمد که الطیر به ظاهر یک ایرانی شیعه بوده که پس از مبارزه با شوالیه های معبد، به اشتباه خود پی برده و حالا رهبر خود را به قتل رسانده است. یکی از نشریات حوزه بازی های رایانه ای با انتقاد از اقدام یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در عرب دانستن الطیر، این کاراکتر را ایرانی خواند . امروز دعوا بر سر ملیت ابوعلی سینا نیست ، دعوا برسر ایرانی بودن شخصیت خیالی الطیر است که از طرف یک بازی رایانه ای غربی تببین شده است .یکی از سایتهای نشریات داخلی بازی های رایانه بنابر یکی از نظر سنجی هایی که انجام داد شخصیت الطیر را محبوب ترین چهره و کاراکتر در میان نوجوانان و جوانان ایرانی خواند .
    حال سوال اینجاست که آیا واقعا نگهبانان معبد حافظان صلح و شیعیان از بین برنده آن هستند؟ نویسنده معروف و محقق در خصوص فراماسونری ، دکتر هارون یحیی در کتاب "فراماسونری جهانی" واقعیت ها را بیان می کند: "نگهبانان معبد عامل اصلی حملات بعدی صلیبیان به مسلمانان و کشتار آنان به شمار می رفتند . به همین علت "صلاح الدین" فرماندار بزرگ اسلام که در سال 1187م. لشکر صلیبیان را در جنگ هیتن شکست داد و اروشلیم را رهانید ، شوالیه های معبد را به خاطر جنایاتشان به مرگ سپرد ، در حالیکه پیش از این بسیاری از مسیحیان را عفو کرده بود. "
    این ها حقایقی است که توسط بازی هایی مانند آنچه که ذکر شد ، کتمان شده و تحریف می شود. بر اساس مستندات تاریخی تروریست واقعی شوالیه های معبد هستند . فیلم مستند The Arrivals که به نوعی به افشای ماهیت فراماسونری می پردازد در یکی از بخش های فیلم خود به این بازی اشاره می کند و پرده از راز ارتباط فراماسونری با این بازی بر می دارد . در این قسمت به یکی از بخش های مرتبط با این بازی اشاره می کند و نشان می دهد که جلسه مخفیانه شوالیه های معبد توسط الطائر بهم می خورد و بدین ترتیب اعضای معبد برای مقابله با مسلمانان متحد می شوند .
    این بازی به شکلی به بحث مهدویت نیز اشاره غیرمستقیم کرده است و برای القای شخصیتی خاص به الطیر (قاتل معبدیون) این کاراکتر را به صورت خاصی طراحی کرده است. همچنین قسمت های دوم و سوم این بازی سال گذشته منتشر شده است و به روایت داستان باقی مانده شوالیه های معبد که به اروپا فرار کرده و به نفوذ در کشور های اروپایی می پردازند اختصاص دارد که شماره دوم این بازی به خاطر مسائل ضد دینی بسیاری که دارد به بازی کفرآمیز معروف شده است.     فعالیت بنیاد ملی در ارائه مجوز به بازی های مروج فراماسونری و شیطان پرستی تنها به این بازی اختصاص ندارد . بسیاری از بازی هایی که در جهت اهداف فراماسونری طراحی شده اند ( مانند بازی Luxor-Quest for the Afterlife ) به راحتی در سیستم اسرا مجوز فعالیت در یافت کرده اند .     تصاویری از بازی luxor که نشاندهنده گسترش فراماسونری از مصر به کل خاورمیانه است اگر مشکل از تعهد مدیریت محترم این بنیاد نباشد قطعا حاکی از نبود تخصص و سواد کافی در تحلیل محتوای بازی های رایانه ای که دارای پیامدهایی در حوزه فرق و مذاهب است و فقد کارشناسی است.
    اینگونه بازی ها با چه مبنای کارشناسی مجوز انتشار دریافت کرده اند ؟
        فعالیت بنیاد ملی بازی های رایانه ای در جهت ترویج فراماسونری تنها به ارائه مجوز به اینگونه بازی ها ختم نمی شود . تابستان سال گذشته بنیاد اقدام به برگزاری نمایشگاه بازی های رایانه ای کرد که البته برگزاری این نمایشگاه تا هفته گذشته به تعویق افتاد . نمادی که بنیاد در تابستان سال قبل برای نمایشگاه خود برگزیده بود بز بافومت بود که نمای اصلی فراماسونری و شیطان پرستی است .     لوگوی جشنواره و نمایشگاه بازی های رایانه ای بنیاد       ویژگی های لوگوی بنیاد و ارتباط آن با نماد شیطان پرستی   با انتشار نقد های متعدد در سایت ها و اعتراض به این نماد و تذکر مسئولان به بنیاد برگزاری نمایشگاه مذکور نیزبه تعویق افتاد . اما بنیاد بازی ها تا ماه ها این نماد را از روی صفحه اصلی سایت خود برنداشت تا اینکه اوایل امسال و همزمان با برگزاری نمایشگاه خود نماد جدیدی را جایگزین آن کرد.
    بازی های مجوز گرفته تنها به این موارد ختم نمی شود بازی هایی با مضمون حمله به مساجد ، استفاده از مشروبات الکلی ، خشونت بسیار بالا و ... تا کنون مجوز انتشار دریافت کرده اند که در این گزارش مجال پرداختن به آنها نیست . بنیاد ملی بازی های رایانه ای در این سالها نه تنها در ارائه مجوز به بازی های خارجی عملکرد خوبی نداشته بلکه در حمایت و تولید بازی های رایانه ای ایرانی نیز اقدامات چندانی انجام نداده است . به نظر می رسد تاریخ در مورد خانه سینما و بنیاد فارابی این بار برای یکی دیگر از زیر مجموعه های معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال رخ دادن است .
    حال سوال اینجاست که نفوذ یا ضعف تخصصی و کارشناسی در مقوله های تاثیرگذار فرهنگی در این بنیاد تا کی ادامه خواهد داشت؟ ارائه مجوز به بازی های غیراخلاقی، ضد امنیتی، مروج فراماسونری و شیطان پرستی و ... کافی نیست تا شاید مسئولان به فکر افتاده و توجهی به عرصه بازی های رایانه ای داشته باشند؟ آیا نهاد های فرهنگی برای پرورش نسل اینده هیچ مسئولیتی ندارند؟   مشرق
    ادامه
    آرش غنی زاده , ansar_m
    چند توصیه به ملت عزیزمان: مواظب باشید صبرتان را از دست ندهید. ما با صبر پیروز شدیم؛ باز هم باید با صبر پیشروى بكنیم. مواظب باشید بصیرتتان را از دست ندهید، دشمن را بشناسید و دشمنیها و ترفندهاى او را درست تشخیص بدهید. تبلیغاتى كه دشمن مى‌كند، حرفى كه دشمن مى‌زند و شایعه‌یى كه دشمن مى‌اندازد، به چشمتان بیاید. توجه كنید كه دشمن با چه انگیزه‌یى این حرف را مى‌زند، این شایعه را مى‌پراكند، این خبر دروغ را نقل مى‌كند و این اظهار منافقانه را بر زبان جارى مى‌نماید. به‌هرحال، دشمن، دشمن است.
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    کمیل کمیلی , samandar_shad
    یکشنبه 11 اردیبهشت ، 15:09
    به روی چشم جیگر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11
    ادامه
    حسین شاهرخی , a_gholizadeh19
    یکشنبه 11 اردیبهشت ، 13:47
    EY RAHBARAM MA BAHRE TO JAN MIDAHIM
    ادامه
    لی لی    جون , liliiiiiiii
    یکشنبه 11 اردیبهشت ، 13:13
    bah bah bazam ke jenab aali harf zadi!!!!!

    dele khoshehaaaa vase khodesh hey mire bala manbar tosie va sefaresh baremoon mikone
    ادامه
    آرش غنی زاده , ansar_m
    لبخند بزن دلاور

    بخند دلاور، لبخند بزن تا همه با تو لبخند بزنند. مبادا تخریب دشمنان زخم خورده و برخی دوستان کم بینت، تو را برنجاند. بگذار برنجی، بگذار آزرده شوی و بگذار به تو سخت بگذرد ولی نگذار خنده از روی لبانت بیفتد. همه احمدی‌نژاد را صبور می‌شناسند. همه او را مهربان یافته‌اند.



    چه روزهای سختی داشتیم و چه شبهای تاریکی. آن زمان که پادشاهی، دست‌نشانده استکبار بود و خود را کمر بسته امام رضا(ع) معرفی می‌کرد! شاهی که از سلطنت، ظلم به مردم را آموخته بود و هیچ حاکمیتی بر دلها نداشت. او که فیضیه را به جرم بیداری و مسلمانان ورامینی را به جرم هوشیاری به دست مأموران فرم‌پوش و شخصی پوشش سپرد تا به خاک و خون بکشند و خودش با کارتر، در خیابان‌های تهران استقبال اجباری دختران دبیرستانی وطنم را به تماشا ‌ایستاد. دخترانی که پدرانی در بند و مادرانی پریشان داشتند و زیر بار شکنجه ساواک پوست می‌انداختند و فریادشان هم به جایی نمی‌رسید.

    روزها و شب‌های غم باری که یادآوری آن نیز دردآور است. روزهایی که دانایان دربند بودند و در فواصل آزادیشان منبر می‌رفتند و در تریبون‌های مساجد فریاد برمی‌آوردند و چهره واقعی رژیم سفاک پهلوی را روشن می‌نمودند و البته چه سخت تاوان بیداری‌شان را پس می‌دادند و چه غریبانه شهید می‌شدند و از دست می‌رفتند. آنگاه روح‌الله خوش درخشید و نورافشانی کرد. لب به سخن گشود و آزادی را فریاد کرد. اسلام را در خطر دید و جهان اسلام را نهیب داد: «ای قم، من اعلام خطر می‌کنم، ای نجف، من اعلام خطر می‌کنم ...» امام از اجرای کاپیتولاسیون در ایران ممانعت کرد و دستگیر و تبعید شد. خورشید دیگر در وطن نبود اما نورافشانی می‌کرد.

    در ترکیه، نجف و نوفل‌لوشاتوی فرانسه دل به دلاورانی سپرده بود که زن و مرد و پیر وجوان و خرد و کلان نداشت. او رهبری می‌کرد و مریدانش روز به روز بیدار و بیدارتر می‌شدند. نهضت فراگیر شد و انقلابی صورت گرفت که همه شالوده آن را اسلام و مسلمانی تشکیل می‌داد. همه همنوا شدند و یک دل و یکصدا، روح‌الله را پدر، رهبر و امام دلسوزشان دانستند و نه فقط تا پای پیروزی، بلکه پس از آن نیز یار و یاور رهبرشان بودند. بیست‌و دو بهمن 57 وقتی بختیار حکومت نظامی را ساعت 4 بعدازظهر اعلام کرده بود، مردم گوش به فرمان امام(ره) بودند و او نیز شجاعانه، دلسوزانه و آگاهانه از مردم خواست که به حکومت نظامی اعتنایی نکنند و به خیابان‌ها بریزند. مردم آمدند و انقلاب پیروز شد.

    سیاهی تمام شد و خورشید در ایران دوباره درخشید و به همه جهان اسلام نور امید داد. خفاشان شب پرست، دندان‌های آلوده‌شان را در گوشت و خون مردمی فرو کردند که رهرو راه پررهرو امام(ره) بودند، بمب‌گذاری کردند، دست به ترور زدند و تا می‌توانستند تیغ بر ایرانیان مسلمان گشودند. اما کار انقلاب زمین نماند. بنی‌صدر خیانت کرد، صدام جنگید، منافقین ترور کردند، آمریکا تحریم کرد، شوروی موشک و میراژ به دشمن فروخت، عربستان آواکس‌های آمریکایی را برای جاسوسی به هوا بلند کرد، کویت جزیره بوبیان را در اختیار آمریکایی‌ها گذاشت، شورای همکاری خلیج‌فارس و انواع کمیسیون‌ها برای صدمه زدن به جمهوری اسلامی تشکیل شد، انواع و اقسام گرایش‌های سیاسی برون بینچوب لای چرخ کردند و دهها و صدها و هزاران اقدام برای جلوگیری از رسیدن ملت ایران به خواسته‌های مشروعشان به وجود آمد، ولی خورشید پرفروغ ولایت درخشید و مردم نیز رهروی کردند و آسیبی به کشور نرسید.

    جنگ تمام شد، امام پیام داد و خطاب به رزمندگان اسلام فرمود: می‌دانم که دست کشیدن از غرور انقلابیتان دشوار است، ولی مگر برای این پدر پیرتان اینگونه نیست. بغض در گلوی مردم ترکید، اشک‌ها جاری شد و یقه دشمن که از کشور بیرون رانده شده بود، رها گردید. صدام مقصر و آغازگر جنگ شناخته شد. امام فرمان داد که نگذارید پیشکسوتان خون و شهادت در پیچ و خم زندگی روزمره گرفتار شوند و آنان که دستی هم از دور برآتش نداشتند پیشی بگیرند. این را در همان پیام پذیرش قطعنامه 598 فرمودند. جنگ تمام شده بود و دلاوران عرصه ایثار و شهادت پا در رکاب آبادانی کشور شدند. دیری نگذشت که امام عارفان و صالحان و روح بلند خدا در کالبد زمان از میان ما رفت و به ملکوت اعلی پیوست. کسی باور نمی‌کرد و پذیرفتنش دشوار بود. امام (ره) را بدرقه کردیم و در آرامگاهش که جوار لاله‌های سرخ بود به خاک پاک بهشت‌زهرا(س) سپردیم. امام(ره) از میان ما رفت ولی یادش باقی ماند و رهنمود‌هایش همچنان آگاه‌کننده است.

    پس از ارتحال آن باغبان همیشه سرافراز لاله‌ها، فرزند خلفش ولایت امر مسلمین را به عهده گرفت. سیدی از تبار حسین(ع) و فاطمه(س) ، رهبری آگاه که بسیار مورد توجه و احترام امام(ره) بود و سوابق درخشانی در کارنامه علمی و عملی داشت. ایشان امامت ملت را عهده‌دار شد و کشتی انقلاب را در میان طوفان‌ها و امواج خروشان هدایت کرد و بیست‌وسه سال است که مقتدای عارفان و سالکان است.

    وقتی به عمر سی‌وسه ساله انقلاب اسلامی نگاه می‌کنیم در کنار همه ایستادگی‌ها و همدلی‌ها، کسانی را می‌بینیم که خط ویژه می‌روند و خود را به جامعه ترجیح می‌دهند. کسانی که همواره مورد نکوهش رهبری و مردم قرار می‌گیرند. کسانی که قانون می‌دانند و قانون گریزند. کسانی که زیاده می‌خواهند و خود را تافته جدا از بافته فرض می‌کنند. کسانی که در سایه قدرت، ثروت‌اندوزی می‌کنند و با متاع ثروت به مصاف قدرت می‌روند، قدرتی که در دست آنان نیست یا از کف آنان برون رفته است. سال‌ها بود که در لوای سازندگی و اصلاحات ، نان و سیاست به خورد مردم می دادند و این ماجرا از آنجا شکل گرفته بود. عده‌ای ارباب بودند و دیگران رعیت، عده‌ای خان بودند و دیگران ضعیفانی که زیر دست و پای سیاست و سازندگی جان می‌دادند. خان‌هایی که بعد از انقلاب شکل گرفته بودند و از ظواهر خانی عاری و در بطون خانی همان‌! همان روش‌های تاخت و تاز بر دارایی‌های کشور، همان خط ویژه رفتن‌ها و زیاده خواستن‌ها. همان پسر این و دختر آن بودن‌ها که قرار نبود در انقلاب ما باشد.

    رهبری نهیب می‌زد، جلوگیری می‌کرد و نصیحت می‌نمود ولی کو گوش شنوا ؟! دنیا جلوی چشمان خان‌های بعد از انقلاب را گرفته بود. خان‌زاده‌های قبل از انقلاب در شکل آقازاده‌های پس از انقلاب خود را نشان داده بودند و نان و سیاست را به همنوایی اصلاحات به خورد مردم می‌دادند. هر کاری که دلشان خواست کردند و هر چه دلشان خواست گفتند و هر چه لازم داشتند بردند . آنگاه مردم روی گرداندند و به دنبال بارقه امیدی گشتند.

    انتخابات سال 84 فرا رسید. هر کس با حزبی و جناحی و حمایت و هدایتی پا پیش نهاد. اصولگرایان لاریجانی را معرفی کردند، جمعیت ایثارگران قالیباف را برگزید، اصلاح‌طلبان معین را حمایت کردند، مجمع روحانیون مبارز کروبی را انتخاب کرد، شاخه‌ای از اصلاح‌طلبان مهر علیزاده را دریافتند و عده زیادی هم از طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب با هاشمی بیعت کردند و او را به میدان آوردند. در این میان مرد میانسالی که مثل برخی دیگر که طعم حاکم بودن را چشیده بودند نپوشید، مثل آنها نکوشید، مثل آنها نگفت، مثل آنها تبلیغ نکرد، مثل آنها تخریب ننمود، مثل آنها صف نساخت و مثل آنها به مصاف کاندیداها نرفت. گفتند اگر او بیاید در پیاده‌روها زن و مرد را از هم جدا می‌کند، سمند را ذوالجناح می‌نامد، تیپ رئیس جمهوری ندارد، لباس رئیس جمهوری نمی‌پوشد و.... او آمد، تنها آمد، تنهای تنها ولی تنها نماند. مردم در کنارش ایستادند و دست مهربانش را به عنوان برگزیده خود برای ریاست جمهوری کشور بلند کردند.

    وقتی مجری برنامه‌های انتخاباتی از او سوال کرد که می‌گویند تیپ شما به رئیس جمهور شدن نمی‌خورد، پاسخ داد به نوکری چطور؟ من برای نوکری مردم آمده‌ام. او آمد و با مردم صادق بود و همراه مردم در پیشرفت امور. آمد و در کنار مردم ولایت‌مدار ایران اسلامی به رهبر عزیز انقلاب اقتدا کرد و دست رهبر را بوسید و فرامین ایشان را اجرا کرد. تمام قد ایستاد و قدقامت ولایت شد. به محرومان رسید، چون بنا به فرموده امام راحل رسیدگی به حال محرومان به خیر و صلاح بود. به همه جامعه توجه کرد و سرمایه کشور را در همه جامعه به جریان درآورد، چون این خواسته رهبر معظم انقلاب بود.

    برای دستیابی به حقوق هسته‌ای کشور با تمام وجود به میدان آمد، بهره بانکی را کاست و بانک‌ها را به سوی بانکداری اسلامی حرکت داد، خصوصی‌سازی و نیل به اهداف اصل 44 قانون اساسی را اولویت بخشید، در شهرها و روستاها حضور یافت و دولت را در میدان خدمت به همه جای ایران برد، آموزش عالی را سامان داد و گام‌های اصلی را برای حذف کنکور دانشگاه‌ها برداشت، دانشمندان و نخبگان را حمایت کرد و از بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی تا تکنولوژی هوافضا را با جدیت کمک و هدایت کرد. قدرت دفاعی کشور را افزون و مدافعان میهن و انقلاب را در نظر گرفت و با اقتدار متجاوزان به وجبی از خاک و مترمربعی از آب‌های ایران را در جا نگهداشت و زمین‌گیرشان کرد.

    طرح تحول اقتصادی و هدفمندی یارانه‌ها که بنیان‌سازی صحیح برای پویایی اقتصاد ایران است، با اقتدار و به درستی پیش کشید و پیش برد و صدها و هزاران طرح و کاری که برشمردن آنها سخت است و زمان‌بر. احمدی‌نژاد چهار سال دولت خود را پیش برد و بسیار مورد آزار و اذیت کسانی قرار گرفت که از دایره قدرت بیرون مانده بودند. او دست‌هایی را از بیت‌المال برید که برای آنها باورکردنی نبود. او آمد و در خیابان‌ها طناب نکشید و سمند را ذوالجناح ننامید، او آمد و به قول خودش نوکری مردم را کرد ولی آنچه که واماندگان را به ترس واداشته بود بر سرشان آمد. زیاده‌خواهان را دور کرد، دست متجاوزان به بیت‌المال را برید، نام زیاده‌خواهان را برد و فهرست آنها را به دستگاه قضایی اعلام کرد. احمدی‌نژاد در خیابان ها طناب نکشید، او طناب غارتگران را برید. احمدی‌نژاد سمند را ذوالجناح ننامید، نام دانه درشت‌ها را به زبان آورد.او فرزند ملت است و نشان داده است که مرید تمام عیار ولایت بوده، هست و خواهد بود. در انتخابات 88 هم به او حمله کردند، او را دروغگو ، رفتنی و بای‌بای و شکست خورده خواندند. انتخابات سالم کشور را زیر سوال بردند، رأی اشرافیت را بر رأی پابرهنگان و ستمدیدگان اولویت دادند و ... ولی او ماند و رهبری هم از جان و آبرویش مایه گذاشت و پای خواسته به حق و رأی قاطع مردم ایستاد و اجازه نداد تا آنها که می‌خواستند دیکته انگلیسی و آمریکایی بنویسند، حرفشان را به کرسی بنشانند و بدعت‌گذاری غلط کنند.

    احمدی‌نژاد فرزند ملت است و خود را خادم مردم و مرید رهبری می‌داند و همین ویژگی‌های ارزنده اوست که باعث شده است تا مردم با او همراه شوند و بزرگترین جراحی اقتصادی کشور را پیش ببرند. دکتر احمدی‌نژاد عزیز، اینها را به عنوان مقدمه نوشتم تا مطالبی را یادآوری کنم شما خوب کار کردید و همه مردم دیدند و رهبر عزیزمان هم بارها از پرکاری و اخلاص شما یاد کرد. شما آنقدر مخلصانه پا در میدان گذاشتید که دوستان و یارانتان شما را مخلصانه قبول کردند و دوستتان دارند.

    شما آنقدر آگاهانه و مسئولانه پا در میدان خدمت نهادید که وقتی نماینده‌ای در مجلس، شما را به بی‌توجه به رهنمود رهبری خواند، تنها شما تعجب نکردید، بلکه میلیون‌ها ایرانی متعجب شدند و به این گزافه خندیدند و البته تأسف خوردند. کیست که نداند، احمدی‌نژاد مرید مخلص و مقلد رهبر است. آنها که در سفر طولانی به آمریکا در ماه مبارک رمضان با شما بودند، می‌گویند که شما را بنا به فتوای مقام معظم رهبری روزه‌دار دیده‌اند، یعنی رهبر هم مرجع شماست و هم ولی و رهبرتان. هر کس هم غیر از این بگوید راه را به خطا رفته است. آقای رئیس جمهور، شما آمدید و با شور انقلابیتان خیلی‌ها را دوباره به میدان خدمت فراخواندید. شما نشان دادید که حاکمیت از آن مردم است و برای مردم.

    شما نشان دادید که باید به کارهای جزیی و کوچک مردم به اندازه کارهای کلان کشور رسیدگی کرد. شما نشان دادید که شهرها و روستاها از حقوق مساوی برخوردارند و دانه‌های مردم ریز و درشت ندارد. شما آمدید و یارانتان پا در رکاب خدمت شدند. همه آمدند، همه 70 میلیون نفری که عضو دولت شما بودند. اخلاص شما در عمل و پیرویتان از رهبری مردم را چون کوه‌های استوار نگاه داشت و چون یاران فداکار به میدان آورد و یکی مثل من بارقه امید در دلش ایجاد شد و دوباره دست بر قلم برد و نوشت. یکی فیلم ساخت، یکی تولید کرد، یکی تجارت کرد، یکی کاشت و یکی‌های بسیار که جمع شدند و در سفرهای استانی به استقبالت آمدند و در پاسخ به سوالات که پرسیدی «کی خسته است»، گفتند: «دشمن». حال خودت پاسخ این سوال را بده، حال خودت فریاد بزن، حال خودت مشت گره کن و دست تکان بده و بگو که دشمن خسته است.

    بخند دلاور، لبخند بزن تا همه با تو لبخند بزنند. مبادا تخریب دشمنان زخم خورده و برخی دوستان کم بینت، تو را برنجاند. بگذار برنجی، بگذار آزرده شوی و بگذار به تو سخت بگذرد ولی نگذار خنده از روی لبانت بیفتد. همه احمدی‌نژاد را صبور می‌شناسند. همه او را مهربان یافته‌اند. بسیاری که در کنار تو بوده‌اند، می‌دانند که تو بارها زیر سرم رفته‌ای و در اتومبیل سرم را از دستت جدا کرده‌اند و آستینت را پایین کشیده و در میان مردم حاضر شده‌ای، آنگاه با لبخند برای مردم دست تکان داده و تک تک آنها را دیده‌ای و نامه‌هایشان را خوانده‌ای. پس باز هم لبخند بزن. می‌دانم که نامه‌ها و اظهارات بعضی از بدگویان دلت را شکسته است. می‌دانم که فحاشی به یاران مؤمنت، ذائقه‌ات را تلخ کرده است. می‌دانم که برخی مصوبات لحظه‌ای مجلس برای تشکیل وزارت ورزش و بلوکه کردن بودجه ورزش کشور شما را آزرده است. می‌دانم که موضع‌گیری‌های عده‌ای در برابر اطرافیان و ایراد اتهام به آنها ناراحتت کرده است. ولی به یاد داشته باشید که شما مورد وثوق رهبری و مورد احترام ملتید. بگذار هر چه دارند در دل تنگشان بگویند.

    مهم رهبری معظم انقلاب و مردم فهیم ایرانند که می‌دانند احمدی‌نژاد کمر به خدمت بسته است و از زهرکین علف‌های هرز نیز باکی ندارد. مهم ولی فقیه و مردم ولایت مدارند که شما را الحق و الانصاف پرکار و پرانرژی می‌دانند. آنها که به بهانه مکتب ایرانی به اردوگاه دولت می‌تازند، هرگز نمی‌دانند که بازنده میدانی خواهند بود که حریم آن را خود تعیین کرده‌اند. بگذار فلانی را متهم کنند، بگذار فلانی را بکوبند، بگذار تا هرجا که می‌توانند بلوا کنند. شما صبور باش و فریاد بزن که دشمن خسته است.

    محمد رضا تقوی فرد


    ادامه
    کامنت بنویسید...
    دکتر محمود احمدی نژاد , navid_irani
    دوشنبه 12 اردیبهشت ، 08:03
    عشقمه
    ادامه
    حسین شاهرخی , a_gholizadeh19
    یکشنبه 11 اردیبهشت ، 13:45
    لبخند بزن دلاور
    ادامه
    آرش غنی زاده , ansar_m
    8 سال پیش
    آرش غنی زاده , ansar_m
    تریلوژی ایی با نام اخراجی ها!

    یدالله فوق ایدیهم...



    امروز به همراه خانواده برای دیدن اخراجی های 3 به سینما رفتم.
    تصورش برایم مشکل است همان هایی این فیلم را مورد نقد قرار داده بودند که با دیدن فیلم ها، یا بهتر بگویم بسته های تحمیری! نظیر چارچنگولی و پسر تهرونی از شدت شعف بر روی صندلی هایشان کبود می شدند...

    بر خلاف معدود نقدهایی که قبل از تماشای فیلم خوانده بودم این منسجم ترین فیلمی بود که تاکنون بر پرده نقره ای دیده ام!
    فیلمی که فقط فیلم نبود... ناگفته های دل اکثریتی بود که دیر زمانیست شهامت عنوان کردنش را در جایی جر خلوت ذهنی به خود راه نداده اند.
    همان دغدغه های شیرینی که قبلاً در مستندهایی چون فقر و فحشا و کدام استقلال، کدام پیروزی یا سریال دارا و ندار مسعود ده نمکی مرور کرده بودند و این بار در سه گانه اخراجی ها آن را در قالب هنر هفتم تجربه می کردند.

    ناگفته هایی که باید سید به ایران نسل من می گفت تا آینده اش به دست اسلام نماهای شکم باره شهید نشود. حرف هایی که فقط سید مرتضی می توانست آن ها را به ایران بگوید... هر چند شنیدن حقیقت باعث تشدید حملات تنفسیش شود! حملاتی که در قالب التهابات بعد از انتخابات 88 خود را نشان داد.

    آقای ده نمکی! با اخراجی هایت گاه خندیدیم و گاه گریستیم. گاه سرود اتحاد را همخوانی کردیم و گاه با صدای خمپاره هایش چرت غفلتمان پاره شد...
    آقای ده نمکی! اخراجی هایت چشمانمان را شست!
    مدت ها بود بعد از خروج از سالن، نگاهم را بر روی پرده سینما جا نگذاشته بوم...
    بعد از اخراجی هایت سینما رفتن را برایمان دشوارتر از پیش کردی!

    بی صبرانه در انتظار آثار بعدیت می مانیم، آثاری از رنگ اخراجی ها...

    آرش غنی زاده



    ادامه
    کامنت بنویسید...
    اطلاعات و عملیات جنگ نرم , dj_danny
    جمعه 12 فروردین ، 20:00
    کدام قرمز ؟ کدام آبی ؟!
    ادامه