نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
امیر اوشکایا , amirnano

امیر اوشکایا

  
امیر اوشکایا , amirnano

امیر اوشکایا

مطالب
امیر اوشکایا , amirnano
حکایت
با تو، حكایتی دگراین دل ما بسر كند
شب سیاه قصه ، را هوای تو سحر كند
باور ما نمیشود ، در سر ما نمیرود
از گذر سینه ما یار دگر گذر كند
شكوه بسی شنیده ام از دل درد كشیده ام
كور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر كند
چاره كار ما تویی ،‌ یاور و یار ما تویی
توبه نمیكند اثر ، مرگ مگر اثر كند
مجرم آزاده منم ، تن به جزا داده منم
قاضی درگاه تویی ، حكم سحر گاه تویی

با تو حكایتی دگر ، این دل ما بسر كند
شب سیاه قصه را ، هوای تو سحر كند
باور ما نمیشود ، در سر ما نمیرود
از گذر سینه ما یار دگر گذر كند
شكوه بسی شنیده ام از دل درد كشیده ام
كور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر كند
مقصد و مقصودم تویی ، عشقم و معبودم تویی
از تو حذر نمیكنم ، سایه مگر سفر كند
چاره كار ما تویی ،‌ یاور و یار ما تویی
توبه نمیكند اثر ، مرگ مگر اثر كند
ادامه
99
امیر اوشکایا , amirnano
فرشته بیکار
فرشته بیکار   روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.    مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.    مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.    مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟   فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.
ادامه