نرم افزار اندروید کلوب مجله کلوب
امیر اوشکایا , amirnano

امیر اوشکایا

  
امیر اوشکایا , amirnano

امیر اوشکایا

مطالب
امیر اوشکایا , amirnano














صداقت


 




 


صداقت چیست؟

 صداقت یعنی وقتی یک نفر به چشمات نگاه میکنه بهش صادقانه نگاه کنی نه از روی هوس نیرنگ ریا و هر چیز دیگه.
صداقت یعنی وقتی حرف می زنی تک تک کلماتت بوی پاکی و خلوص بده.
صداقت یعنی وقتی راه می ری با خودت روراست باشی بدونی کجا میری و آیا رفتنت لازمه یا نه.
صداقت یعنی فکر و ذهنت رو  در سیطره خودت داشته باشی نه اینکه اونها تو رو در سیطره خودشون داشته باشند که بتونند تو رو همه جا ببرند.
صداقت یعنی وقتی با یک نفر دوست میشی دوستیت صادقانه باشه نه اینکه دوستیت مثال یک وسیله ای باشه که فقط برای قصد خاصی اونو نگه داری و وقتی کارت تموم شد دورش بندازی.
صداقت یعنی وقتی با خدا حرف میزنی همه چیزت را فراموش کنی و فقط با خدای خودت حرف بزنی و به اون فکر کنی و حواست فقط اونجا باشه نه همه جا.

صداقت یعنی وقتی یک نفر یک رازی بهت میگه اونو تو دریچه قلبت وارد کنی و درش قفل بزنی و جلوش بنویسی ورود ممنوع.
صداقت یعنی وقتی یک نفر ازت یک کمکی میخواد  بی ریا کمک کنی نه برای قرض شخصی و ... .
صداقت یعنی وقتی درس می خونی کار میکنی فقط برای خدا باشه و خدمت برای بنده های پاک اون.
صداقت یعنی وقتی از در خونه بیرون می یای اول یه نگاه به آسمون بندازی وبعدبا یاد خدا راه بیفتی .
صداقت یعنی خیلی چیزا یعنی پاکی ایمان محبت عشق و هزارتا چیز دیگه و اگه سعی کنی اینها را داشته باشی مطمئن باش به خیلی چیزها می رسی.
           موفق باشی پس حالا شروع کن که صداقت داشته باشی اولم با یاد خدا.
 


    











 


 

 


گنجشك و خدا


 




 


 
.....و گنجشك روی بلند ترین درخت دنیا نشسته و چشم به آدمیان دوخته بود عده ای را خوشبخت دید و عده‌ای را بدبخت ، جمعی غرق در ثروت و جمعی دگر در فقر و تنگدستی ، دسته ای در سلامت و دسته ای به بیماری و ... هزاران گروه كه هر یك را حالی بود .
 
خدا گفت : به چه می نگری ؟
 
گنجشك گفت : به احوال آفریده هایت .
 
خدا گفت : چه میبینی ؟
 
گنجشك گفت : در عجبم ، از عدل و احسان تو به دور است كه عده ای بدین سان و عده ای ...
 
خدا گفت : آیا پاسخی بر شگفتیت می یابی ؟
 
گنجشك گفت : تنها بر این باورم كه در حق آفریده هایت ظلم نخواهی كرد .
 
خدا گفت : تندرستان را آفریدم تا به بیماران بنگرند و مرا برای سلامتی خود سپاس گویند و بیماران را تا نظر بر تندرستان انداخته با شكیبایی به درگاهم دعا كنند كه سلامت نصیبشان گردانم .
 
توانگران را آفریدم تا به تهیدستان بنگرند و مرا به واسطه توانگرییشان شكر كنند و به فراموشی نسپارند تهیدستان را ... و تهیدستان را كه چشم به توانگران دوخته و مرا در رفع تنگ دستیشان بخوانند .
 
و این همه را آفریدم تا در خوشحالی و بدحالی ، در سلامت و بیماری و در هر حال بیازمایمشان
هر كه را به واسطه آنچه می‌كند سوال خواهم كرد .
ادامه
99
امیر اوشکایا , amirnano

                                             
 
خیال نامه


 
 


 
امشب به سرزمین خود سفر کرده ام، و آمده ام که برگردم
آری برگردم به نیستی، به خیال ...
آخر سفر برای من وقت سفر اختیار کرده، باجبار

کوچ من با اسب غربت، غربت یعنی غارت، یعنی حقارت، یعنی جدایی برگ از شاخه ای (نه گل)،
غربت یعنی بستن و رستن و بر دوش کشیدن، رفتن و رفتن، تا به قربت رسیدن.


سایه های آرزو همسفرم بودند، سایه ی آرزو ها در تعقیب...
در پی آن فریاد می آمد. اسبی نبود، باد می آورد ...

دل من با دل تو در این دیار، هم قطار
یعنی من بوم و تو، نه من بودم و دست تو، پس من بودم و عشق تو، نـــه من بودم و تک گل رز،
آری تک گل رز.

در شهر خواب ما را تشنگی می کُشاند و می کشاند مان سوی سراب.
اما چیزی نــــاب!،
ستاره ی اقبال روز ها خود نمایی می کرد، ستاره ی بی ستاره ...

در خیال نامه خود در این خواب رفته ی شهر خواب ِ خراب، به جستجوی که می گشتم؟
پی خود؟!...شاید تو!!...شاید ما!!!


 



 




زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست 


 
امتحان ریشه هاست 


 
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست 


 
زندگی چون پیچک است 


 
انتهایش می رسد پیش خدا.


















 

















من مدت هاست که از زمین کنده ام ! تو این راز را میدانی و همه برگهای پاییزی که بی هیاهو بر زمین ریختند و همه درختان لختی که هیچ باکی از عریانی نداشتند ؛ همه روزهایی که شب شدند و شبهایی که سرد شدند و برف که بی صدا بر حریر سپید شب زمستانی من و تو پا گذاشتند ........



همه امدگان و رفتگان و همه لحظه های مرددی که به یقین پیوستند یا همه ارزو های پاکی که نجیب و معصومانه قربانی بت غرور شدند و همه سجاده های سحرگاه که در سکوت دیدار تر شدند . همه میدانند.............



این کیست که در پشت پرده های سوال ایستاده و با چشمهای مطمئن ؛ مرا می کاود ؟؟؟؟ این سایه بلند که مانند الف بر نقطه دلم فرود امده ؛ پرتو قامت کیست؟!!!!



این منم که با شتاب میپرم به سمت اسمان تو ؛ یا تویی که ارام می آیی به سوی زمین من؟؟؟ تو کیستی؟ که هم میبینی ؛ هم دیده میشوی . هم میشنوی ؛ هم شنیده میشوی. هم می آیی ؛ هم میروی!!!



و در این لحظه های پاره پاره از فراق 



به تنم وصله میشوی!



تو کیستی ؟ که من ز تو اینگونه بی تابم !!!!!!!!!!!



و اینک این زمستان است که می اید . پرده ها را کنار بزن ! راز هر فصل را تماشا کن . زمستان فصل من نیست . تو میدانی ! من مسافر  بهارم !!!!



تو چمدانهای خالی مرا هم بسته ای ! .... دیریست که میدانم !!!



من هر لحظه اماده ام . همسفر تو هنوز هم منتظری؟! برویم تا از درختان بی بر میوه های تازه تر بچینیم و سبد های خالی دفتر عمر را پر کنیم.



سالهاست که همراه تو بوده ام . سالهاست !!! از انروز که در خاطره زمان گم شده ست !!!! اکنون تو ؛ تازه مرا درمیابی؟ سالهاست همراه تو بوده ام . از انروز که ازلش نامیدند . سالهاست با تو بوده ام و از همه وجود تو ؛ هیچ نخواستم جز حضور تو عطر عبور تو و طنین دلنشین صدای گرمت که مرا به نام میخواند و خبر بودنت!!!



همیشه جذبه های عشق ؛ نا به هنگام می ربایدت !‌ و همیشه ارزو میکنم ای کاش دور از جنجال و هیاهوی خط و رنگ و نقش بودی و تنها به زیبایی اقتدا میکردی .............................. تن رها از وابستگی ها به ارامی و نرمی و سپیدی برف که به دلهایمان قدم میگذاشت لبخند می زدیم شاید روح رباینده در یک خلوت شبانه هنگام نیایش تو را بخواند . شاید با یک بارقه در نگاهی اشنا ؛ تو را جذب کند . شاید با شنیدن کلمه آغاز شود یا شاید مثل من از پس دردی جانسوز یا زخمی عمیق سر باز کند . شاید با یک دیدار پرده از حقیقتی زیبا و شگرف بگشاید . شاید این جذبه با شنیدن صدایی که نمیدانی از کدام غزل یا کدام ترانه حس گرفته است تو را وسوسه کند و تو ناگهان در حضور کسی احساس یک پارچه بودن می کنی . انجاست تجلی ملکوتی عشق............ ! نه بیش از تو و نه کمتر از تو ؛ درست به قامت تو او را دوخته اند . و هر دو در هر فاصله ای که باشید به یک نقطه در اوج مینگرید .



انگاه هیچ صدایی بی معنا نیست و هر نقطه یک مبداء است و هر نگاه و هر کلام و هر حرکت نشانه ای ست که در خاطره زمان لحظه های عاشقیت را ثبت میکند و دلت هرگز از یاد نخواهد برد . هرگز !!!!



در جستجوی عشق بودن مثل گریز از ان است . ایا غنچه ها برای شکفتن تلاش میکنند ؟ ایا عشق نوبت به نوبت است یا زمان و مکان معنا دارد ؟ ایا عشق انتخاب میکند یا انتخاب میشود ؟ ورود و خروج و زمانش را میتوان تعیین کرد ؟ نه نه 



فقط او را طلب کن و صبر داشته باش صبر داشته باش ......



یه روزی........ یه جایی ............... یه جوری.................... یه کسی ........................ یه چیزی 



صبر داشته باش











ستاره ها ..... تنها ستاره ها شمار زخمهای مرا می دانند

 



















سوال بی جواب.....









   بنفشه ها به چه زبانی به هم می گویند 
  دوستت دارم بارانها، کوهها و درختان به چه
      زبان؟ آیا لبهایی که فردا متولد می شوند، بوسه را خواهند آموخت؟ آیا عسلها
      فرهاد را می شناسند؟ رایحه تو و رویاهای خودم را کجا پنهان کنم؟نام تو با
      کدام حرف آغاز می شود؟ چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است؟ چه کسی دگمه های
      پیراهنم را از ماه آورده است؟ چه کسی زیباتر و سپیدتر از نمکها می خندد؟
      شعرهای من با کدام حرف به پایان می رسد؟قلمرو دوزخ کجاست؟ مساحت بهشت
      چقدر است؟ فرق استخوان و گندم چیست؟ چرا هیچ گلی در رودخانه نمی روید؟ چرا
      صخره از عریانی دریا نمی گوید؟ چرا کسی غبار آسمان را پاک نمی کند؟ چرا دستی
      کلمه های بی روح را در خاک نمی کند؟آیا پرتقالها هم گناه می کنند؟ آیا
      لیموهای ترش قدر وقت را می دانند؟ آیا مُرده ها غزل می خوانند؟ آیا پدربزرگم
      در برزخ، همسایه یک پروانه جوان است؟ اکنون در کهکشان ساعت چند است؟تا تو
      روی زمین قدم می زنی و هر شب چراغهای ایوان را روشن می کنی، فرشته ها پلک بر
      هم نمی گذارند، ماهی ها قلب آبی تو را ترجمه می کنند و جاده ها همچنان به راه
      خود ادامه می دهند.شمعها کی میخوابند؟ بوسه ها کی می میرند؟ آبها کی تشنه
      می شوند؟ نانها کی گرسنه می مانند؟ کلمه هایم را در جیب شیطان نمی ریزم و بند
      کفشهای او را نمی بندم. به قفسها سلام نمی کنم، نبض مرگ را می گیرم و به
      انتظار اتفاقهایی که هنوز نیفتاده اند، می مانم
ادامه
    کامنت بنویسید...
    امیر اوشکایا , amirnano
    یکشنبه 6 آبان ، 19:55
    hnbgroup , jomid , mortaza66 , elnaz9901 , jeff_smart1 , aram_khanoom , ami_am87 , era2007 , hasti_mf , power_trash , s_salar , aysan1 , raambodjalaali , ashkan_cool_boy , dashhashem , arash_2223 , hamidinejad , mans_nch364 , mahshid_fgfg , zahrazzhh , tears_of_god , pegasus_3652 , venus_sha , ya_sabz , elahe_ash , narges_golzar , hadi_kz_z , aytak_safa , manochehr_2007 , 1p_avizheh , abedi1362 , ali_moradi126 , minaor , mohammad__mahdi , sinaashournia , joojenoktala , simorgh_tufan , 13679739 , hamed64ms , narsistnt , roabbasi , zahra_che , ghahremanimehdi , marya_688 , hastibyhamta , rajabicloob , samirarasouli , maralehmadi , hamnavayi , future , shamlou2006 , mehdi_javdani , belaster , leyli_chemistry , hichkas_aaa , kshan , yahyasafi , saeed_cla , sawiii , i369369 farabad3285 , sarabm25 , zahra_zakeri , victoria_fard , stargazer , paaayam , khz_65 , driush_ehsas , rezas67 , setaysh20 , pesaremaman , mahdis_gole , farhnaz2 , khatar_1990 , jafarlopez , elnaz590 , kambiz20001 , etemad , shiva_a_k , choram , asalmasal66 , parmis_k6 , matrix_constantin , payam_ir , arshasb5 , farhad_a , sabaomidi , mehdi_574 , shahram_lovelove , dadasheahvan , 09329399110 , deltoora1985 , hasti_ph , ali_88_coolboy , category , evaera , l3est , arsham_prap , mardetanha13 , mouk ,
    ادامه
    مینا ساحلی , mina_khoshgel
    سه شنبه 30 مرداد ، 09:45
    متن هایی كه نوشتین واقعا عالی بودند
    ادامه